تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

نشریه بقیع

نشریه بقیع

مخالفت اصحاب پيامبرصلى  الله عليه و]له با ابابكر

 از أبان بن تغلب نقل شده كه به امام صادق عليه السّلام عرض كرد: فدايت شوم، از اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آيا كسى با عمل أبو بكر و نشستن او در مسند خلافت مخالفت نمود؟ فرمود: آرى، دوازده نفر از صحابه با او مخالفت كردند:ازمهاجرين :

خالد بن سعيد بن العاص كه از بنى اميّه بود، و سلمان فارسى، و أبو ذر غفارى، و مقداد ابن اسود، و عمّار بن ياسر، و بريده اسلمى، و از انصار: أبو الهيثم بن التّيّهان، و سهل و عثمان پسران حنيف، و خزيمة بن ثابت ذو الشّهادتين، و ابىّ بن كعب، و أبو أيّوب انصارىّ.

بارى جريان مخالفت آنان بدين شرح بود كه وقتى ابو بكر از منبر پيامبر بالا رفت، اينان با يك ديگر مشورت كرده و گفتند: «او را از منبر رسول خدا پائين آوريم»، و برخى  گفتند: «ممكن است اين كار عاقبت سوء و نتيجه خطرناكى داشته‏باشد؛ بهتر است كه همگى نزد امير المؤمنين رفته و با او مشورت كنيم و رأى و نظر او را بپذيريم.

پس همگى به خدمت امام على عليه السّلام رسيده و گفتند: اى امير المؤمنين چگونه حقّى را كه تو سزاوارتر به آن بودى رها كردى؟ زيرا از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيديم كه فرمود: «على با حقّ است و حقّ همراه على است، و او پيوسته با حقّ سير مى‏كند؛ به هر سويى كه ميل كند». ما مى‏خواستيم به مجلس ابو بكر رفته و او را از منبر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به پايين كشيم، ولى نزد شما آمديم تا ببينيم شما چه مى‏فرماييد.حضرت امير عليه السّلام فرمود: بخدا سوگند كه اگر اين كار را كرده بوديد راهى جز جنگ نداشتيد، حال اينكه شما در تعداد و جمعيت همچون نمك در غذا، و از نظر دوام مانند سرمه چشم هستيد، قسم بخدا  اگر چنين نموده بوديد ديگر آنان براى من جاى هيچ حرفى باقى نگذاشته و با شمشيرهاى برهنه و آماده جنگ نزد من آمده و مى‏گفتند: يا بيعت كن يا تن به مرگ بسپار! و ديگر من هيچ چاره‏اى جز تسليم و موافقت نداشتم‏اين باز مى‏گردد به نصيحت پيامبر- پيش از وفات- به من كه: «اين امّت در آينده با تو حيله و غدر نموده و سفارش مرا در باره‏ات زير پا مى‏نهند، و اين را بدان كه تو نسبت به من چون هارونى نسبت به موسى، و پس از من؛ امّت هدايت شده در مثل مانند هارون

و شيعيان او، و امّت گمراه نيز همچون سامرى و اتباع او خواهند بود»، عرض كردم: براى آن روز چه سفارشى به من داريد؟ فرمود: اگر يار و ياورى يافتى جهاد كن، و در غير اين صورت دست بردار و خون خود مريز تا در نهايت مظلومانه نزد من آيى. من نيز پس از وفات پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله سرگرم غسل و تكفين شدم تا اينكه كار تمام شد، و در جريان اختلاف امّت بر خود عهد و پيمان بستم تا زمانى كه قرآن را جمع‏آورى نكردم بهيچ وجهى عباء بر دوش نگيرم و همين كردم، سپس دست فاطمه و حسن و حسين را گرفته به درب منازل اصحاب بدر و خوش سابقه برده و در باره حقّم آنان را قسم دادم و ايشان را دعوت به ياريم نمودم، ولى هيچ كس جوابم نداد مگر چهار نفر:

سلمان، و عمّار، و ابو ذرّ، و مقدادآ. پس راه اين است كه همگى نزد ابو بكر رفته و آنچه از من در باره فرمايش پيامبرتان شنيديد باز گوييد كه اين كار موجب تأكيد بيشتر حجّت، و قطع عذر رساتر، و آنان را هنگام ورود به پيامبر از آن حضرت دورتر مى‏سازد.

  پس آن گروه با شنيدن فرمايشات امير المؤمنين عليه السّلام به سوى مسجد رفته و اطراف منبر حلقه زدند،وسپس با ابابكر  و يارانشان احتجاج كردند ولى قلب تاريك ]نان از پذيرفتن حق سرباز زدآ    احتجاج طبرسى

خشنودى و غضب زهزاس

پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم  فرمود:

فاطمة بضعة منّى من آذاها فقد آذانى يرضى اللَّه لرضاها و يغضب لغضبها و هى سيدة نساء العالمين.

: فاطمه عليها السّلام پاره تن من است، كسى كه او را بيازارد مرا آزرده، خداوند به‏

خشنودى او خشنود و به خشم او خشمگين و او سرور زنان جهانيان است. (1)

چرا فاطمه‏?

 و نيز فرمود:

انّما سمّيت ابنتى فاطمة لانّ اللَّه عزّ و جلّ فطمها و فطم من احبّها من النّار.

: نامش از اين جهت فاطمه نهاده شده زيرا خداى بزرگ او و دوستانش را از آتش دور كرده است.

معناى واقعى:حى على خيرالعمل:

 سُئِلَ الصَّادِقُ عَنْ مَعْنَى حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ فَقَالَ خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ الْوَلَايَةُ

 «2» ترجمه:

 (1) از امام صادق عليه السّلام در باره معنى حىّ على خير العمل سؤال شد فرمودند:

همانا عمل خير عبارت از نيكى و محبّت نسبت به فاطمه و فرزندان اوست. المناقب

برائت از ]تش جهنم مزد دوستى حضرت زهرا س

) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گويد:

جبرئيل به من گفت: هنگامى كه خداى تعالى فاطمه را براى على (عليهما السّلام) تزويج كرد، به رضوان (خازن بهشت) امر كرد تا رقعه‏ها و نوشته‏هايى را براى محبّان و دوستداران آل محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم)، بر درخت طوبى بياويزد آنگاه ملائكه‏اى نورانى به تعداد رقعه‏هاى مذكور فرود آمدند و آن صفحات را برداشتند. در روز قيامت خداوند متعال آن ملائك را بازمى‏گرداند تا هر گاه يكى از محبّان آل محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را ديدند يكى از آن صفحه‏ها را كه در آنها برائت از جهنّم نوشته شده است به او بدهند.

اخبار جهان اسلام

همايشي براي اهانت به اسلام در آتن

 

در ادامه تعطيلي و تخريب چند مسجد در جمهوري آذربايجان ، يک مسجد ديگر ترک ها در باکو در آستانه تعطيلي قرار گرفت.
افزایش مصرف قلیان در میان زنان و دختران جوان
پاره کردن قرآن توسط پلیس آتن
در ادامه جسارت به شیعیان ؛
تکفیر مجدد شیعیان توسط امام جماعت ناصبی مسجدالحرام !


یک مقام وهابی: باید به ایران حمله کنيد


تجاوز به یتیمان در کلیسا!

مدارک جدید به دست آمده نشان می دهد که هزاران دختر و پسر در کلیسای ایرلند مورد تجاوز و آزار و اذیت قرار گرفته اند.


بزرگداشت آیت‌الله بهجت در 65 کشور جهان
بيش از600 نفر از علما و شيعيان عربستان در شرق اين کشور با صدور بيانيه اي خواستار محاکمه شيخ " عادل الکلباني " امام جماعت مسجد الحرام شدند.
 
شيعيان اين کشور در اين بيانيه خواستار برکناري شيخ الکلباني از مقام امام جماعت مسجد الحرام و محاکمه وي به اتهام تکفيرشيعيان جهان و سخنان تفرقه آميز او شدند.

120 ميليون صلوات براي روح آيت‌الله‌ بهجت

طرح 120 ميليون صلوات براي شادي روح آيت‌الله‌العظمي بهجت(ره) از طريق ارسال پيامك ميان اقشار مختلف جامعه صورت گرفت.



تقويم و مناسبت هاي ماه جمادي الثاني

۱ جمادی الثانی : سریه زید بن حارثه در منطقه قَرَده (3  ق)- 
هلاکت هارون الرّشید (۱۹۳ ق).


 

2 جمادي الثاني: شدّت يافتن بيماري حضرت صدّيقه سلام الله عليها.


 

۳ جمادی الثانی : شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (11 ق).


 

5 جمادی الثانی:  وفات شاعر اهل بيت عليهم السلام مهيار ديلمي (428 ق)-
درگذشت مولوی،(672 ق).


 

7جمادی الثانی : درگذشت آیت الله میرزا ابو عبدالله زنجانی (1360 ق)


 

8 جمادى الثانى:ارتحال عالم جليل القدر سماهيجي بحراني صاحب صحيفه علوي(1125) -
 ارتحال عالم جليل القدر شرف الدين عاملى (1377 ق(.


 

9 جمادی الثانی : درگذشت عالم بزرگ شيعي علامه سید عبدالحسین شرف الدّین عاملی صاحب کتاب گران‌سنگ المراجعات(1377 ق).


 

۱۰ جمادی الثانی: عهدنامه حضرت علی(علیه السلام) به اهالی نجران ( ۳۷ ق) -
واقعه موته و شهادت جعفر بن ابی طالب (جعفر طیار) -


 

12 جمادی الثانی :  وفات شاعر اهل بيت عليهم السّلام فاضل هراتي (398 ق) -
ولادت عالم عارف آقا رحیم ارباب اصفهانی (1297 ق)


 

13 جمادی الثانی :  وفات جناب ام‏البنین علیها السّلام مادر بزرگوار حضرت عباس علیه السّلام (64 ق)


 

14 جمادی الثانی :  درگذشت ابوحامد عزالی طوسی مؤلف احیاء علوم الدین (505 ق)-
درگذشت فقیه بزرگوار میرزا حبیب الله رشتی (1312 ق) -
وفات عالم بزرگ میرزا احمد آشتیانی (1395 ق)-
 آغاز خلافت امین عباسی ( ۱۹۳ ق).


 

15 جمادی الثانی :  درگذشت فخرالمحقّقین فرزند علامه حلی (771 ق)- 
وقوع جنگ جمل بين امام على(عليه السلام) و سپاه ناكثين(36 ق)- 
مرگ ولید بن عبدالملک اموی (۹۶ق)- 
آغاز خلافت سلیمان بن عبدالملک ( ۹۶ ق) .


 

18 جمادی الثانی :  رحلت عالم زاهد و فقیه بزرگ شیخ مرتضی انصاری (1281 ق)- 
شهادت مظلومانه مرزبان حریم تشیع شهید ثالث، قاضی نورالله شوشتری مؤلف اثر ارزشمند احقاق الحق (1019 ق).


 

 

 ۲۰ جمادی الثانی:میلاد فرخنده و مبارک فخر کائنات حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سال پنجم بعثت- 
مرگ ابوبکر بن ابی قحافه( ۱۳ق)


 

21 جمادي الثاتي : وفات جناب ام کلثوم عليهاالسلام 4 ماه بعد از ورود به مدينه منوره .


 

۲۳ جمادی الثاني:آغاز خلافت عمر بن خطاب( ۱۳ ق) -
درگذشت محقّق اول صاحب شرایع الاسلام (676 ق) -
رحلت آیت الله ملاحبیب الله شریف کاشانی (1340 ق) -


 

24 جمادی الثانی :  رحلت آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی (1414 ق) - 
تولد فقيه و مرجع بزرگوار تقليد حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ محمد على اراكى (1312 ق( -
رحلت آيت الله شيخ مرتضى حائرى يزدى فرزند مؤسس حوزه ى علميه ى قم (1406 ق).


 

 ۲۵ جمادی الثانی: مرگ طاهر بن حسین  (۲۰۷ ق) -
اعلام تحریم تنباکو از جانب میرزای شیرازی بزرگ (1309 ق) -
درگذشت فخرالدّین فرزند علامه حلی (771 ق) -
رحلت شيخ الفقهاء والمجتهدين، آيت الله العظمى محمد على اراكى (1415 ق).


 

26 جمادی الثانی : درگذشت عالم برجسته فاضل مقداد (826 ق) .


 

 ۲۷ جمادی الثانی: شهادت امام هادی(علیه السلام)، به روایت کلینی و مسعودی  (۲۵۴ ق) -
درگذشت عالم و محدث بزرگ ،خاتم المحدثین،حاج میرزا حسین نوری صاحب کتاب مستدرک الوسائل و کتاب نجم الثاقب (1320 ق) –
شهادت سلطان علي بن باقر عليهماالسّلام (116 ق) در اردهال کاشان.


 

 

29 جمادي الثاني : وفات سيد محمد فرزند امام هادي عليهماالسلام (253 ق).

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

مراسم باشكوه اولين سالگرد ارتحالآيت الله سيد محمد رضا شيرازى

 مراسم باشكوه اولين سالگرد ارتحال
ملكوتى حضرت آيت الله سيد محمد رضا شيرازى در شهر مقدس قم

بسم الله الرحمن الرحيم

با فرا رسيدن اولين سالگرد ارتحال ملكوتى فقيه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام، مرحوم آيت الله سيد محمد رضا حسينى شيرازى اعلى الله درجاته شامگاه روز چهارشنبه 30/2/1388 مجلس بزرگداشت آن فقيد سعيد در مسجد امام زين العابدين عليه السلام شهر مقدس قم برگزار شد.
در اين مراسم، تنى چند از مراجع تقليد، جمع كثيرى از فضلاى حوزه ى علميه، ميهمانانى از كشورهاى حاشيه خليج فارس، عراق، امريكا، و شخصيت هاى دينى، فرهنگى و انبوه محبان اهل بيت عليهم السلام از شهرهاى اصفهان، تهران، يزد، كاشان و ديگر استان هاى ايران شركت داشتند و به دليل كثرت شركت كنندگان در مراسم، جمعيتى انبوه نيز خارج از مسجد تجمع كرده بودند.
ابتدا مجلس با تلاوت آيه هايى چند از قرآن مجيد شروع شد و در ادامه سخنران مراسم، حجت الاسلام والمسلمين آقاى جوانمرد پس از تلاوت آيه: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ؛ بگو: (آيا كسانى كه مى دانند و كسانى كه نمى دانند يكسانند؟) تنها خردمندانند كه پند پذيرند» به بازگويى گوشه هايى از زندگى مرحوم آيت الله شيرازى و بيان ويژگيهاى پسنديده ى وى، از جمله فروتنى آن فقيد پرداخته، اظهار داشت: هر چه دانش انسان فزون تر شود، متواضع تر و خوش اخلاق تر مى شود.
سخنران مجلس با اشاره به مراتب و مدارج والاى علمىِ آن فقيد، او را همسنگ پدر، جد، عموى شهيدش (آيت الله سيد حسن شيرازى اعلى الله درجاته) و ديگر عمويش (مرجع عالى قدر حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى دام ظله) خواند و او را مصداق اين سخن رسول خدا صلى الله عليه وآله دانست كه مى فرمايد: «من طلب العلم لله لم يصب منه باباً إلاّ ازداد به في نفسه ذلاً وفي الناس تواضعاً ولله خوفاً وفي الدين اجتهاداً، وذلك الذي ينتفع بالعلم فليتعلّمه؛(2)هر كس براى خدا به تحصيل علم بپردازد، هر بابى از علم بياموزد، به يقين بر فروتنى اش در ميان مردم و ترسش از خدا و سخت كوشى اش در راه دين افزوده مى شود و چنين كسى است كه از دانش بهره خواهد برد، پس بايد دانش بياموزد».
خطيب مجلس، مراسم را با ذكر مصيبت حضرت سيدالشهدا اباعبدالله الحسين عليه السلام به پايان برد.
شايان توجه است كه در حاشيه ى مراسم، توليدات فرهنگىِ صوتى ـ تصويرى و چاپى منتشر شده توسط (مؤسسه فرهنگى رسول اكرم صلى الله عليه وآله) و (مؤسسه فرهنگى فقيه مقدس)، حاوى سخنرانى ها و آثار مكتوب آن فقيد ميان شركت كنندگان در مراسم سالگرد آيت الله فقيد سيد محمد رضا حسينى شيرازى قدس سره توزيع شد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

ابعادى از زندگى آيت الله سيد محمد رضا شيرازى قدس سره

تنديس علم و اخلاق
ابعادى از زندگى آيت الله سيد محمد رضا شيرازى قدس سره در گفتگو با همسر ايشان

بسم الله الرحمن الرحيم

س: چگونه به تربيت فرزندان خود اهتمام مى ورزيدند؟ و در برابر خطا و اشتباه آنها چه عكس العملى از خود نشان مى دادند؟
ج: ايشان به پرورش ابعاد معنوى و ايمانى در نفوس فرزندانش از كودكى توجه ويژه داشت. براى مثال به هنگام خواب براى آنها ابياتى مى خواند كه اسامى ائمه عليهم السلام درآن بود. وهنگامى كه به كودك آب مى داد ابتدا بسم الله و پس از آن يا حسين مى گفت و هرگاه كه مى خواست با كودكش صحبت يا بازى كند اين اسماء مبارك را (الله محمد على فاطمه حسن حسين يا مهدى ادركنى) بالحنى دلنشين وزيبا تكرار مى كرد تا جايى كه اين جمله مورد علاقه دختر كوچكش شده بود. ايشان به تربيت فرزندانش به شدت اهتمام مى ورزيد تا تربيتش عملى باشد نه قولى، و قولش مطابق عملش باشد، از اين رو فرزندانش به شدت تحت تاثير قرار مى گرفتند. به هنگام خواب براى آنها داستانهايى از اهل بيت عليهم السلام، علما و يا از قهرمانيهاى شهداى كربلا مى گفت. در مدرسه بر سر كلاس درس هنگامى كه معلم قصه اى تعريف مى كرد فرزندانم داستان معلم را تصحيح مى كردند و يا بر آن نكته اى اضافه مى نمودند، لذا دانش آموزان تعجب كرده و گمان مى كردند كه آنها به دليل سيد بودن اين معلومات را مى دانند، ولى معلم به بچه ها مى گفت: شايستگى آنها مرهون كسى است كه به آنها آموزش مى دهد و او پدرشان است.
واما در مورد چگونگى اهتمام ورزيدن؛ اين بزرگوار هر روز يك مسئله شرعى به کودکان خود آموزش مى داد و فرداى آن روز آن مسئله را از آنها مى پرسيد. هنگامى كه كلاس دوم بودند هر روز صبح به آنها در حفظ سوره بقره كمك مى كرد.
و اما اگر اشتباهى مرتكب مى شدند با بيان قصه و يا ذکر يك حديث و روايت آنها را با بهترين روش مسالمت آميز هدايت مى نمود. هر از گاهى مجموعه كتابهايى به فرزندان هديه مى داد. همواره آنان را بر خواندن نماز اول وقت تشويق مى نمود تا حدى كه جا نمازشان را پهن مى كرد و يك يك آنها را صدا مى نمود. آنها به پدرشان سفارش مى كردند كه حتما نيمه شب براى نماز شب بيدارشان كند و ايشان نيز با صبر و حوصله آنها را بيدار مى كرد زيرا آنها به خاطر سن كم زود بيدار نمى شدند.هنگامى كه يكى از فرزندان كوچكم لباسى كه در نظرش زيبا بود مى پوشيد و از پدر مى پرسيد، بابا لباسم زيبا است؟ او در جواب مى گفت: مهم آن است كه اخلاقت زيبا باشد.
هميشه به كودكان سفارش مى كرد كه بايد عالمى بزرگ، خوش اخلاق، متقى، خدمت گذار و مدافع اهل بيت عليهم السلام شويد.
س: هر مردى در مقابل كوتاهى در كارهاى منزل سهوا يا عمدا از خود عكس العملى نشان مى دهد. در صورت امكان بعضى از عكس العمل هاى آن بزرگمرد را در اين باب ذكر كنيد.
ج: در كاستيهايى كه در اداره امور خانه گاهاً از من سر مى زد به هر سببى كه بود، چه به خاطر بيمارى يكى از كودكان باشد چه به دليل گريه هاى مكرر آنها هيچ گاه انتقاد نمى کرد ، بلكه بالاتر از آن من را دلدارى مى داد كه غذا و كارهاى منزل و آنچه مى خوريم، مهم نيست. در كارهاى منزل بسيار به من كمك مى كرد براى مثال مى گفت: لباسها را نشوييد بگذاريد من مى شويم همچنانكه در پهن كردن لباسها كمكم مى كرد . هميشه از من مى پرسيد، آيا كارى دارى كه انجام دهم؟ و اگر مى ديد يكى از فرزندان يا نوه هايش مى گريد، آب جوش نبات درست مى كرد و با دستهاى مباركش به او مى داد و گاهى او را مى خواباند.
س: زهد يكى از ويژگيهاى بارز ايشان به شمار مى آمد، اگر امكان دارد نمونه هايى از آن را براى ما ذكر كنيد. و ايشان چگونه خانواده اش را به پيروى از اين مهم تشويق مى كردند؟
ج: ايشان زاهد به تمام معنى بود. از زينتهاى دنيا دورى مى كرد و به پوشاک و خوراکش كاملا بى اعتنا بود. حتى اين خانه اى كه در آن ساكن هستيم يكى از مقلدين به ايشان هديه داد، ايشان هديه را رد كرد. ولى پذيرفت به شرطى كه خانه وقف امور خيريه شود در آن موقتا ساكن شود.
هنگامى كه از او مبلغى مى خواستم مى گفت: مبلغ موجود است، ولى متعلق به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد، اگر مى خواهى بگير و در آن تصرف كن البته خود مسئول هستى. اين كلمه مرا بسيار تكان مى داد و از خواسته ام پشيمان مى شدم.
در طول زندگى حتى يكبار آب خنك ننوشيد و اين امر به خاطر پيروى و همدردى با امام حسين عليه السلام بود و در اين رابطه، داستانِ يكى از نزديكانش را تعريف مى كرد كه او نيز به دليل مواسات با امام حسين عليه السلام هيچ گاه لب به آب سرد نزد. او از راه نصيحت و موعظه ما را بر زهد وقناعت تشويق مى كرد، مثلا داستان زهد علماى پيشين را در طول تاريخ ذكر مى نمود. زهد و قناعت در پسرانش نيز از خرد سالى مشهود بود. او راه جدش اميرالمؤمنين على عليه السلام را در زندگى اتخاذ كرد، آنجا كه مى فرمايند:«همانا امام شما از اين دنيا به دو لباس و از غذايش به دو قرص نان اكتفا كرد». لذا بر طلاب علوم دينى است كه در راه نشر علوم اهل بيت عليهم السلام آن زاهد وارسته را الگوى خود قرار دهند. او در عين حال كه مى توانست زندگى مرفهى داشته باشد اما پيروى از منش جدش على بن ابى طالب عليهما السلام براى او از تمامى لذتهاى دنيا شيرين تر بود و چون دنيا را گذرى براى آخرت ميدانست، هيچگاه به آن تعلق خاطر پيدا نکرد.
س: چگونه خانواده اش را به خدمت اسلام واهل بيت عليهم السلام تشويق مى كرد؟
ج: آيت الله شيرازى قدس سره همگان را به خدمت اسلام بسيار تشويق مى كرد و به اين مسئله بسيار اهتمام مى ورزيد تا جايى كه وقتى سالهاى متوالى براى تبليغ و سخنرانى به بعثه ـ هيئت اعزامى حج براى تبليغ ـ مى رفتم حدود يكماه او از فرزندان نگهدارى مى كرد. هنگامى كه با خانواده مى نشست موضوعى فكرى، روايت يا وقايعى را كه در عالم اسلام اتفاق افتاده بود مطرح مى كرد و اگر يكى از دخترانش تدريس درسى همانند كتاب عروة الوثقى را از او خواستار مى شد هيچ گاه او را رد نمى كرد. هميشه در مورد مشكلات مسلمانان به خصوص شيعه صحبت مى كرد و به خاطر اين مسائل بسيار متاثر و محزون مى شد.
همگان حتى کودکان را به شرکت در مجالس امام حسين عليه السلام و پابرهنه راه رفتن در روز عاشورا تشويق مى کرد. براى مثال زمستان امسال دما به 30درجه زير صفر رسيد، برف شديدى نيز باريد، به ايشان مى گفتم كه اگر پسران پا برهنه بيرون راه روند سرما مى خورند، ايشان اعتنا نمى كردند بلكه بيشتر آنها را تشويق مى نمودند.
مطابق حديث شريف (المؤمن بشره في وجهه وحزنه في قلبه) هميشه لبخند بر لبانش بود اما در مناسبات مهم همانند عاشورا و فاطميه هيچگاه او را با لبخند نديديم بلكه ما را نيز از اين كار نهى مى كرد و چهره اش غم را نشان مى داد. در آن روزها پوشيدن لباس مشكى را به همه حتى كودكان تذكر مى داد. در ايام حزن اهل بيت عليهم السلام چيزى از ضروريات روزمره وارد خانه ما نمى شد و با اين شيوه عملى ما را به طور مستقيم به اهل بيت عليهم السلام مرتبط مى ساخت.
س: حضرت آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله در صفات آن بزرگوار فرمودند: «او كوچکترين امور را غنيمت مى شمرد» اگر ممکن است نمونه هايى از اين مطلب را براى ما ذکر کنيد.
ج: به ياد ندارم که ايشان بسيار خوابيده باشد يا خواب سيرى كرده باشد. ايشان دير وقت به خانه باز مى گشت و زود از خواب بر مى خاست. کم استراحت مى کرد و در هنگام استراحت کتابى مطالعه مى نمود يا با ارحام خود و نزديکان و دوستان تماس تلفنى مى گرفت و براى اهل خانه داستان زندگى بزرگانى را تعريف مى کرد که وقت خود را غنيمت مى شمردند «الفرصة تمر مر السحاب؛ فرصتها همانند ابر زود گذرند»، «مافات مضى وما سيأتيك فأين قم فانتهز الفرصة مابين العدمين؛ گذشته و آينده دو زمان معدومند، پس از زمان حال که در دست توست به خوبى استفاده کن» و هميشه اين حديث را تکرار مى کرد: «اغتنم خمسا قبل خمس: شبابك قبل هرمك، وصحتك قبل سقمك، وحياتك قبل موتك، وفراغك قبل شغلك....؛ پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت بشمار: جوانى را قبل از پيرى، و سلامتى را قبل از بيمارى، و زندگى را قبل از مرگ، و اوقات فراغت را قبل از مشغله کارى» و ياد ندارم که وقتش را هرچند براى يک دقيقه هم تلف کرده باشد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط یک محب  |