تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

عيد واقعى و عظيم غدير

عيد واقعى و عظيم غدير

غدير از منظر روايات
احسان و پاداش مضاعف
دست دادن فرشتگان
حكومت على عليه السلام نمادى از غدير
در انديشه بينوايان
 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم أجمعين(1)


غدير از منظر روايات
در روايات در باب نوروز مطالبى آمده است كه استحباب برخى از ادعيه و اذكار و اعمال را در آن اثبات مى كند. اگر اين تعبير درست باشد مى توان گفت اين موارد صرفاً نوعى مراسم و مناسك مذهبى است و به هر روى تعبير «عيد» درباره اين روز نيامده است. اما در خصوص عيد غدير، رواياتِ بسيارى به كار رفته و به صيغه افعل التفضيل، از آن به «افضل الاعياد(2)» و «عيداللَّه الاكبر(3)» ياد شده است. در روايت آمده است كه امام صادق به كسى فرمود: «...لعلك تري أن اللَّه عزوجل خلق يوماً اعظم حرمة، لا واللَّه، لا واللَّه ...؛ شايد مى پندارى خدا روزى آفريده است كه حرمت آن از روز غدير عظيم تر باشد، نه به خدا سوگند، نه به خدا سوگند [چنين نيست ]. از اين جا روشن مى شود كه چنين روز آسمانى و عظيمى در شمار روزهايى چون نوروز، دحوالارض(4)، نيمه رجب و جز آن نيست، بلكه فراتر از آنهاست.
مرحوم شيخ عباس قمى - رضوان اللَّه تعالى عليه - درباره روز عرفه آورده است: «از اعياد عظيمه است، اگر چه به اسم عيد ناميده نشده است(5)». دور مى نمايد كه اين مطلب از اجتهادات ايشان باشد؛ چرا كه شيوه ايشان جز اين است و احتمالاً چنين اجتهادهايى را از برخى بزرگان پيشين گرفته باشد، هر چند از گوينده آن ياد نكند. كافى است در روايتى عرفه عيد خوانده شود تا از باب تسامح - كه مشهور است - چنين روزى را عيد بخوانيم؛ (زيرا در چنين مواردى بنا بر مشهور، چندان به سند نياز نداريم). اما اگر چنين روايتى در دست نباشد، ناميدن اين روز به عيد وجهى ندارد. ملاك اسامى و حقايق شرعى، ادله شرعى است. در صورتى روز خاصى عيد اسلامى به شمار مى رود كه مصدر اين نام گذارى قرآن و سنت اهل بيت عليهم السلام باشد. از اين رو هر چند عرفه روز شريفى است و اعمال و نيايش هاى ويژه اى دارد، ناميدن آن به عيد، بدون داشتن دليل شرعى توجيهى ندارد.
نوروز نيز چنين است و در روايات از اين روز به «عيد» تعبير نشده است. گفتنى است كه در خصوص نوروز، روايات مؤيد و روايات معارض داريم. مرحوم علامه مجلسى پس از تتبع در اين روايات - و به پيروى از او، عالمان پس از او - روايات مؤيد را ترجيح داده اند. در بحث مفصلى كه ايشان در بحار به آن پرداخته، اين پرسش اساسى را مطرح مى كند كه: از كجا معلوم است نوروزى كه روزه و غسل در آن مستحب است و نمازى براى آن روايت شده، همين روز معهود (يعنى ابتداى بهار و هنگام تحويل خورشيد به برج حمل) باشد؟ ملوك آل بويه، حمدانيان و عده اى از پادشاهان شيعه كه نوروز را جشن مى گرفتند، در اين كه نوروز كدام روز سال است هم داستان نبودند. حتى معتضد، يكى از خلفاى عباسى، صريحاً گفت: من فلان روز را، به عنوان نوروز تعيين كردم و از آن پس چنين روزى به نام نوروز معتضدى مشهور شد. در اين كه نوروز چه روزى از سال است شايد پنج يا شش قول وجود داشته باشد. هر چند در سده هاى اخير، نوروز در اولين روز بهار استقرار يافته، ولى در تعيين آن بارها و بارها تبديل و تحويل صورت گرفته است. از اين رو بسيارى از فقها مانند صاحب مستند به مناسبت احكامى چون روزه نوروز و نماز آن، در تحديد زمان آن پژوهش هايى به دست داده و بسيارى نيز در اين باره توقف كرده اند. گفتنى است هنگام شك در تحديد آن نمى توان به اصالت عدم نقل تمسك جست. ممكن است در مورد عيد غدير بتوان به اصالت عدم نقل تمسك جست و گفت: اكنون هيجدهم ذى حجه، عيد غدير است و اصل عدم نقل اين مناسبت است. لذا مى گوييم از همان ابتدا هيجدهم ذى حجه، غدير بوده است. ولى در مورد نوروز تبديل و دگرگونى در سده هاى گذشته قطعى است و جايى براى استصحاب عدم نقل نمى ماند.
در پژوهشى كه علامه مجلسى در بحار به دست داده، اين احتمال مطرح مى شود كه شايد نوروز در هر سال منطبق با عيد غدير باشد يعنى در آن صورت روز عيد غدير دو عنوان دارد، يكى عيد غدير و ديگرى نوروز؛ زيرا در روايت آمده است كه روز هيجدهمِ ذى حجه سالِ دهمِ هجرت (كه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم اميرمؤمنان را به عنوان خليفه خود تعيين فرمود) مصادف با نوروز بود. اگر چنين باشد دليلى ندارد نوروز اسلامى را بر اساس ماه هاى شمسى بسنجيم.
هدف ما از اين بحث اين بود كه بدانيم در نصوص دينى از نوروز به عنوان عيد ياد نشده است(6)، ولى در خصوص غدير مطلب به گونه ديگرى است و چنان كه گذشت، اين روز در متون دينى بزرگ ترين عيد اسلامى شمرده شده است. در روايت آمده است كه امام سجادعليه السلام مى فرمود: «إن للَّه عزوجل في كل ليله من شهر رمضان عندالافطار سبعين ألف ألف عتيق من النار كلُّ قد استوجب النار فإذا كان آخِرُ ليلةٍ من شهر رمضان أعتق فيها مثل ما أعتق في جميعه(7)؛ خداى متعال در ماه مبارك رمضان هر شب به هنگام افطار هفت هزارهزار (ميليون) تن از بندگان را از آتش دوزخ آزاد مى سازد. چون آخرين شب ماه مبارك فرا رسد به شمار تمام كسانى كه در كل ماه مبارك از آتش دوزخ آزاد شده اند، از آتش دوزخ آزاد مى كند». در روايت آمده است كه امام رضا فرمود: «...ويُعتق [في يوم الغدير ]من النار ضِعفَ ما أعتق في شهر رمضان و ليلة القدر و ليلة الفِطر ...(8)؛ خداى متعال در روز عيد غدير ضِعفِ(9) (يعنى چند برابرِ) آنچه در ماه مبارك رمضان و شب قدر و شب فطر از آتش دوزخ آزاد كرده، آزاد مى كند». اين مطلب نشان دهنده جايگاه والاى غدير و احترام مضاعفى است كه نزد خداى متعال دارد.

احسان و پاداش مضاعف
در كتاب الدعاء والزيارة آمده است كه امام رضاعليه السلام از پدرانش از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده كه فرمودند: «الدرهمُ فيه بمائة ألف درهم(10)...؛ بخشيدن درهمى در اين روز هم سنگِ صدقه دادن صدهزار درهم است». يعنى هر درهمى كه انسان در روز شانزدهم يا هفدهم ذى حجه صدقه بدهد هر مقدار نزد خدا پاداش داشته باشد، اگر در روز هيجدهم ذى حجه تصدق شود پاداش آن يك صد هزار برابر افزايش مى يابد(11). تفاوت نمى كند كه اين درهم را شخص در راه خدا صدقه دهد، يا با آن اطعام كند، يا براى خشنودى خدا با آن درهم در مصارف خانواده اش گشايش ايجاد كند، يا حتى چنان كه در مورد روز نهم ربيع الاول آمده است: به منظور گشايش دهى در زندگى خودش به مصرف رساند. اگر اين روايت و مانند آن را در كنار اين حديث شريف قرار دهيم كه در آن آمده: «الدال على الخير كفاعله(12)؛ راهنماى به كار نيك [در پاداش ] همانند كسى است كه آن را انجام داده است»، به نتايج جالب توجهى مى رسيم. پس اگر انسان خودش نتواند در روز غدير صدقه بدهد، اما ديگران را بدين كار فراخواند يا به نحوى سبب شود ديگران صدقه بدهند، در پاداشْ مانند كسانى است كه در اين روز صدقه داده اند.
بديهى است كه دادن چنين ثواب گرانى از كرم خداى متعال نمى كاهد، چرا كه «لا تزيده كثرة العطاء إلا جوداً وكرما(13)؛ بخشش بسيار [نه ] تنها [از داشته هاى او نمى كاهد، كه ] جود و كرم حضرتش را افزايش مى دهد».
از اين رو اگر انسان درهمى در اين روز صدقه دهد، يك صد برابر پاداش مى گيرد. ديگر آن كه اگر در اين روز انسان باعث شود، كسى صدقه بدهد هر دو به طور جداگانه بدين پاداش نايل مى شوند و سرانجام آن كه اگر كسى در اين روز به شخصى درهمى دهد تا براى خود يا موردى كه صلاح مى داند صرف كند، پاداش پيش گفته براى هر دو منظور مى گردد.

دست دادن فرشتگان
در روايت ديگر آمده است: «لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة في كل يوم عشر مرات(14)؛اگر مردم به درستى از فضيلت اين روز آگاهى داشتند، هر آينه فرشتگان روزانه ده بار با آنان مصافحه مى كردند». اين بيان بدان معناست كه فرشتگان دو برابر شمار نمازهاى روزانه، با كسى كه نسبت به فضيلت اين روز آگاه است، دست مى دهند. چنين كسى حتى اگر صد سال عمر كند در هر روز عمرش چنين توفيقى دارد كه با فرشتگان الهى مصافحه كند و آثار و بركات معنوى اين مصافحه هر چه باشد عظيم است. گفتنى است رواياتى كه تاكنون درباره عيد غدير و ثواب هاى عظيم الهى در آن نقل كرديم همه به نوعى با به جاى آوردن «عمل» خاصى در اين روز مربوط بود. حال آن كه در اين روايت پاداش الهى نه به سبب يك «عمل» خاص، كه به پاس «معرفت» آنان به عظمت و فضيلت اين روز ارزانى آنان مى شود. فهم اين روايت ژرف كار آسانى نيست و جا دارد كه فاضلان و عالمان در اين باب انديشه فراوان كنند و يافته هاى خود را در اختيار جويندگان معارف اهل بيت عليهم السلام قرار دهند.
چنان كه مى دانيم روزه گرفتن در عيد فطر و قربان حرام، در جمعه - كه عيد سوم به شمار مى آيد - مستحب و در ايامى چون عاشورا مكروه است(15)، اما درباره غدير تعبيرى در روايت آمده كه ظاهراً در خصوص اعياد ديگر به كار نرفته است: «وذلك يوم صيام وقيام وإطعام الطعام(16)؛ و آن روز [غدير] روزِ روزه داشتن و نماز گزاردن و اطعام است».
ممكن است اين پرسش مطرح شود كه: احياى غدير نزد خدا و در ملأ اعلى چگونه است؟ انصافاً در اين قبيل موضوعات كُميت عقل لنگ است و سرِ انديشه هاى ژرف كاو بر سنگ. بنابراين آنچه از ناحيه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام درباره اين امور به ما رسيده همان ما را بسنده است؛ زيرا انديشه ما ناتوان تر از آن است كه اين مسائل را درك كند. در حقيقت عقل همگان جز معصومين و اوليا در برابر فهم عظمتى كه غدير در آسمان ها دارد، نارساست، اما همين قدر به انديشه قاصر ما مى رسد كه احياى غدير احياى عدالت و طرد ستم و نابرابرى و اجحاف است. يادكرد غدير، يادآورى سخاوت، عدالت، حُسن سياست، خوش تدبيرى در معاش و به سازىِ اقتصاد مردم است. وقتى على بن ابى طالب عليه السلام اسوه باشد، بدين معنا خواهد بود كه مردم در آسايش به سر برند، گرسنه اى يافت نشود، گمراهى و انحراف عقيده نباشد، فرودست ترين مردم، در امنيت و برابرى قضايى با فرادستان و حتى حاكمان يكسان باشند و هزار نيكى و خير ديگر كه همگى قطره اى از درياى بى كران عدالت على عليه السلام است. در حقيقت خط خدا و صراط مستقيم همين است كه على عليه السلام اسوه باشد و اين فضايل در جامعه منتشر شود.
در روايت است كه: قلمرو حكومت ظاهرى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بيش از نصف ساكنان زمين و قريب پنجاه كشور فعلى را فرا مى گرفت. در آن زمان يكى از خوارج نادان و كج نهاد به ايشان گفت: «اتق اللَّه فانك ميت(17)؛ از خدا بترس، چرا كه روزى خواهى مرد». حضرت بدون آن كه برآشوبد به او فرمود: آرى مى ميرم. به خدا سوگند به ضرب شمشير كشته خواهم شد و محاسنم از خون سرم خضاب خواهد شد و اين قضاى حتمى و عهدى معهود است و هر كه دروغ بندد، نوميد مى گردد».
امروزه اگر كسى مانند اين سخن را نه به حاكمان و كارگزاران، كه به يك مقام جزء نظامى بگويد، بى كيفر نمى ماند. با آن كه پاسخ ندادن به بى ادبى آن خارجى عنود، ممكن بود باعث دلير شدن ديگران شود، حضرت بزرگوارانه از كنار آن بى ادبى گذشتند.

حكومت على عليه السلام نمادى از غدير
در روايت آمده است: جامه بانوى بزرگ اسلام حضرت زهراعليها السلام مُرقّع (وصله دار) بود. بسيارى از عزيزان اهل منبر مى گويند: جامه آن حضرت دوازده وصله داشت، حال آن كه در روايت آمده است: دوازده جاى پيراهن ايشان وصله دار بود(18). معناى اين سخن آن است كه بسا تعداد وصله ها بيش از دوازده بوده است.
چنين چيزى در ميان زهاد تاريخ نيز ياد نشده است. چنانچه تاريخ را بكاويد حتى يك مورد نخواهيد يافت كه حاكم يا پادشاهى نيمى از زمين را تحت فرمان داشته باشد و همسرش لباس وصله دار بر تن كند.
اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمودند: «إن اللَّه فرض على ائمة الحق العدل أن يقدروا أنفسهم بضعفة الناس(19)؛ خداى متعال بر پيشوايان حق فرض و لازم دانسته است كه خود را با ناتوان ترين مردمان بسنجند». گراميداشت غدير در واقع گراميداشت اين ارزش ها و فضيلت هاى متعالى و محور قرار دادن اين آموزه هاى ناب است.
روايت شده است: اميرالمؤمنين عليه السلام وقتى شهيد شدند هفت صد هزار [درهم يا دينار] مديون بودند و امام حسن مجتبى عليه السلام ازجانب ايشان اين قرض را ادا كرد(20). اين مطلب گواه روشنى است بر اين كه حضرت اميرعليه السلام مالى بر جاى ننهادند. به شهادت تاريخ، ايشان هر چه زمين آباد مى كردند و هر چه چاه حفر مى كندند بى درنگ وقف مى فرمودند. كج انديشى است كه كسى احتمال دهد اين قرض براى مصارف شخصى بوده است. وقتى خوراك حضرت در هنگام رياست ظاهرى نان جوِ خشك سبوس دار - كه به دست غير ايشان به زحمت شكسته مى شد - و دوغى بود كه حاضرانْ ترشىِ آن را استشمام مى كردند، معلوم مى شود بدهى هاى ايشان براى تأمين زندگى فقرا بوده است. رئيس مسلمانان حتى اگر به قرض گرفتن باشد، بايد به مسلمانان خدمت كند و به هر دشوارى كه شده اسباب آسايش يتيمان و بيوگان و تهى دستان را فراهم آرد. اگر اين هفتادهزار، درهم باشد مبلغ بسيار سنگينى است، چه رسد به اين كه دينار باشد كه در آن صورت ده برابر خواهد بود. در دنياى امروز كه رئيس را پيش از رياست و پس از آن وزن مى كنند تا ببينند مبادا وزنش در مدت مديريت افزايش يافته باشد! كجا مدير يا كارگزارى را مى توان يافت كه مقروض از دنيا برود؟ احياى غدير احياى اين ارزش است كه والى و كارگزار به هر نحوِ شرعى بايد آسايش رعيت را فراهم كند و از خود و آبرو و اعتبار خود بر سر اين كار مايه بگذارد.

در انديشه بينوايان
حضرت مى فرمود: «... ويقودني جشعي إلى تخيّر الأطعمة، ولعل بالحجاز أو اليمامه من لا طمع له في القرص ولا عهد له بالشبع(21)؛ و چگونه حرصم مرا به گزينش خوراك هاى لذيذ بكشاند، در حالى كه شايد در حجاز يا يمامه بينوايى باشد كه به يافتن قرص نانى اميد ندارد و هرگز مزه سيرى را نچشيده باشد». حضرت مى فرمودند: «لعل»، يعنى شايد چنين كسى يا كسانى باشند. انصافاً همين آموزه بلند، جهان امروز و حكم گزاران دنيا را بس است تا در رفتار خود تجديد نظر كنند و اندكى به انبوه گرسنگان و بينوايان بينديشند و البته اين كم ترين دست آورد محور قرار دادن غدير است.
بسيار بودند دولت ها و افرادى كه مى كوشيدند از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بهانه اى به دست آورند، ولى ناكام و مأيوس شدند. هيچ كس تاكنون نتوانسته است بر ايشان نقض وارد كند و همين امر موجب وحشت بسيارى از حكومت هاى بيدادگر است.
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام حتى در برخورد با پيروان ديگر اديان نيز مراتب دادگرى را رعايت مى كرد. ايشان هنگامى كه رئيس بزرگ ترين حكومت زمين بودند، با مردى يهودى، بر سر زرهى اختلاف كردند و مرافعه نزد قاضى بردند. حضرت در دادگاهى كه قاضى آن از قِبل ايشان منصوب بود، محكوم شد و قاضى به سود آن يهودى حكم كرد. در كجا شنيده ايم كه حكمران قدرتمندى در دادگاهى كه در قلمرو كشور پهناورش باشد، در برابر شهروندى از اقليت هاى دينى، محكوم شود و تن به حكم قاضى دهد؟
غدير در حقيقت روح تمام روزهاست. اگر غدير زنده نگاه داشته شود، عيد فطر و قربان و جمعه نيز زنده نگاه داشته مى شوند. غدير به واقع تأسيس عدل، انصاف، انسانيت و همه ارزش هايى است كه خداى تبارك و تعالى براى آن، هستى و انسان را آفريد و پيامبران را فرستاد.
در چنين مناسبت عظيمى بايد دگربار با اهل بيت عليهم السلام به ويژه صاحب غدير بيعت كنيم و بر فرمانبردارى از آنان پيمان ببنديم. همچنين بايد بكوشيم به قلم و قدم و درم و گفتار و كردار، مردم را با آموزه هاى نورانى غدير آشناتر كرده و جهان بى معنويت و تشنه كام امروز را از جارىِ با طراوت اين چشمه جوشان و اين غدير زاينده سيراب كنيم.
خداوند به همه توفيق عنايت كند در شمار كسانى باشيم كه نسبت به حرمت و عظمت اين روزِ عظيمْ شناخت و معرفت داشته باشيم، ان شاء اللَّه.

وصلّى اللَّه على محمد وآله الطّاهرين


1) آنچه در پيش رو داريد متن سخنرانى آية الله العظمى سيد صادق شيرازى است كه در  جمع عده اى از طلاب ايراد شده است.
2) بحار الانوار، ج 94، ص 110.
3) تهذيب الاحكام، ج 3، ص 143.
4) دحوالأرض روزى است كه زمين از زير كعبه گسترده شد. تا پيش از آن تمام سطح زمين را آب فرا گرفته بود.

5) مفاتيح الجنان، ذيل «اعمال روز عرفه».
6) يادآورى اين نكته خالى از لطف نيست كه «عيد» به معنى «مايستعاد» و چيزى است كه هر سال زنده نگاه داشته مى شود.
7)
وسايل الشيعه، ج 10، ص 317. حديث 13502.
8) تهذيب الاحكام، ج 6، ص 24، حديث 9.
9) ضعف» واژه مجملى است كه در قرآن نيز آمده و فقها نيز اختلاف دارند كه فقط به معنى «دو برابر» است، يا «دو برابر و بالاتر از آن» را در نظر دارد. اين اختلاف ثمره هاى فقهى الزام آورى نيز دارد و ثمراتى نيز بر آن مترتب است، ولى به هر حال قدر يقينى از آن «دو برابر» است.

10) وسائل الشيعه، ج 10، ص 455، حديث 13804.
11) بايد توجه داشت كه درهم يا دينار در اين گونه روايات خصوصيتى ندارد و اگر انسان به ريال يا تومان يا هر واحد پولىِ ديگر صدقه بدهد، همان حكم را دارد و پاداش چنين كارى در روز غدير يك صد هزار برابر افزايش مى يابد. تنها در برخى موارد خاص مانند ديه، زكات مال و زكات فطره است كه فقها تصريح كرده اند كه خصوص اين واحدها ملاك است.
12) من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 380.
13) تهذيب الاحكام، ج 3، ص 108.
14) همان، ج 6، ص 24.
15) در خصوص روزه روز عاشورا برخى قائل به حرمت، و گروه اندكى نيز معتقد به استحباب آن هستند.
16) بحار الانوار، ج 95، ص 323. مطابق اين روايت روزه داشتن در روز غدير و مهمانى دادن هر دو مستحب است، اما چنان كه مى دانيم مكروه است ميزبان روزه دار باشد و غذا نخورد. لذا استحباب صيام و اطعام در اين روز، با اين مكروه مسلم در تعارض است. از سوى ديگر مستحب است كه ميهمانان در اين روز روزه باشند و اين جا نيز ميان اجابت دعوت مؤمن براى صرف غذا و روزه داشتن تزاحم هست (مگر آن كه بگوييم با وجود دعوتْ نقض روزه كار خوبى است). نمى توان مسأله را بدين نحو حل كرد كه انسان در روز غدير روزه بگيرد و هنگام افطار اطعام دهد؛ زيرا يوم دو اطلاق دارد: يكى به معناى 24 ساعت يا يوم وليله پيش از آن است (مانند روز اول ماه رمضان كه از هنگام رؤيت هلال آغاز مى شود يا افزايش ديه قتل در روز اول ماه رجب كه از مغرب روز قبل اين حكم جريان دارد)؛ اطلاق ديگر فقط به معناى روز است؛ مانند روزه روز غدير. لذا روز غدير از طلوع فجر تا غروب آفتاب است و اطلاق روز غدير بر خارج از اين محدوده خلاف ظاهر است اين حالت نيز از بحث ما خارج است كه انسان خودش روزه بگيرد، ولى پول بدهد ديگرى برايش اطعام كند، زيرا مسأله مورد بحث ما اين است كه شخصِ روزه دار خودش مباشر اطعام باشد. پاسخ نهايى در اين مسأله به نظر ما به باب تزاحم بازگشت مى كند. صيام روز غدير و اطعام آن دو فضيلت جمع ناشدنى است كه انسان بايد از ميان آن دو يكى را برگزيند، اما اين كه كدام يك اهم و افضل است، بحث ديگرى است كه فرصت و مجال ديگرى مى طلبد.
17) بحار الانوار، ج 42، ص 195.

18) ?.

19) كافى، ج 1، ص 410.

20) ?.

21) نهج البلاغه (صبحى صالح)، نامه 45 (ومن كتاب له الى عثمان بن حنيف).

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

آیت الله العظمی شیرازی در آستانه عيد سعيد غدير:

آیت الله العظمی شیرازی در آستانه عيد سعيد غدير:
همه فسادها و تباهى ها از كنار زدن غدير آغاز شد



بسم الله الرحمن الرحيم

نسخه بردارى

شنيدن

2.00 MB

آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظه امروز دوشنبه 26آذرماه1387 و در آستانه عيد سعيد غدير، با اشاره به اهميت اين عيد فرخنده فرمودند: بر اساس روايات، اين عيد، عيدالله الاكبر و عيدى است كه از جانب خداست. تمام انبياء مأمور شده اند به اوصياى خود سفارش كنند اين روز را عيد بگيرند و بزرگ دارند. چنين چيزى در مورد عيد قربان و ديگر اعياد وجود ندارد و فقط ويژه عيد غدير است كه اكبر و اعظم اعياد مى باشد.
اما ببينيم چرا بر اساس روايات شريفه اين عيد بزرگ ترين عيد و اعظم اعياد است؛ زيرا اگر اين عيد به راستى بر پا مى شد حق و عدل در همه جا و هر زمان تحقق مى يافت. اكنون كه عيد غدير كنار نهاده شده است در بيشتر نقاط دنيا شاهد مرگ حق و فضيلت و عدل هستيم.
اين مطلب چندان نيازمند استدلال نيست. نمونه بسيار روشن و رساى آن دوره كوتاه حكومت اميرالمؤمنين على عليه السلام كه در آن حق و فضيلت قولاً و عملاً احيا گرديد. در مقابل، پس از ايشان، ديگران كه به اسم اسلام بر سر كار آمدند، مثل معاويه ها و يزيد ها و هارون ها و مأمون ها، عكس چنين مسيرى را پيمودند.
كتابى به نام موسوعة العذاب وجود دارد كه خوب است فضلا آن را ببينند. در اين كتاب قدرى از مظالم زمامداران خودسر را كه به نام اسلام و رسول الله صلى الله عليه وآله بر سر كار آمدند و ستم هاى آنان را، بازگو كرده است. بخش هاى مربوط به حكومت اميرالمؤمنين على عليه السلام را در كتاب بحارالانوار در كنار اين كتاب بگذاريد و مقايسه كنيد. اگر بتوانيم فقط همين دو نمونه را به درستى به جهانيان عرضه كنيم ديگر به تبليغ نيازى نداريم. همين كه جهان و بشر امروز بتواند اين دو نمونه را در كنار هم بگذارد و مقايسه كند براى تشخيص دادن نيك و بد از يكديگر كافى است.
ايشان كه در جلسه درس خارج فقه خود در مسجد امام زين العابدين عليه السلام واقع در شهر مقدس قم سخن مى گفتند خاطر نشان كردند: وقتى زنان مهاجر و انصار خدمت حضرت زهرا سلام الله عليها آمدند، حالِ آن مخدره و سلامتى ايشان را جويا شدند. حضرت صديقه كبرى عليها السلام در پاسخ آنان از دردهاى جسمى خود چيزى نگفتند و فقط درباره چيزهايى سخن گفتند كه مردان آنان مرتكب شده بودند. آن جناب كه صديقه كبرى و صاحب عصمت كبرى هستند در آن جا فرمودند:

«يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا(1)» «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ(2)؛ «مى پندارند كه كار خوبى انجام مى دهند» «آگاه باشيد كه مفسد و تبهكار اين افرادند».
چنان كه مى دانيم تقديم ما حقه التأخير ظهور در حصر دارد. لذا معناى كلام حضرت اين است كه مفسدان فقط و فقط همين افراد هستند.
كسانى كه غدير را كنار زدند به راستى كه فساد در آنان محصور است. سرنخ همه فسادها و تباهى ها از اين جا آغاز شد و تا به امروز در معظم نقاط جهان ادامه دارد.
يكى از شعراى غدير قصيده زيبايى دارد كه مرحوم علامه امينى در الغدير نقل آن را آورده اند. اين شاعر سيد محمد باقر هندى نام دارد كه از علماى عراق و شاگردان سيد محمد كاظم يزدى بود. او در قصيده اش مى گويد:

«كل غدر وقول أفك و زور             هو فرع عن جحد نص الغدير»
«هر چه نيرنگ و ناروا و نابسامانى در تاريخ هست رهاورد پشت پا زدن به غدير است».

مرجع عالى قدر در ادامه به فرازهايى درخشان و نمونه هايى از تاريخ و سيره نورانى اميرمؤمنان على عليه السلام اشاره و خاطر نشان كردند:
آورده اند كه پس از جنگ افروزى عده اى از جنگ طلبان، حضرت امير در ميان عده پرشمارى از مردم خطابه اى ايراد داشتند. در حين سخنرانى مردى از قبيله «فزاره» برخاست و به آن حضرت توهين كرد. آن حضرت كم ترين واكنش تندى از خود نشان ندادند. ولى خود مردم آن شخص را كشتند. وقتى به حضرت خبر دادند كه مردم او را كشتند آن جناب ديه او را از بيت المال پرداخت نمود. آيا امروزه اگر كسى به رئيس حكومتى سخن درشتى بزند زنده مى ماند؟ آيا مانند چنين رفتارى در جهان امروز نمونه و نظير دارد؟
همچنين نقل است وقتى جنگ بصره عليه اميرالمؤمنين عليه السلام به راه افتاد دشمنان امام شكست خوردند و فرار نمودند در حين فرار از كنار زن باردارى گذشتند و باعث شدند كه آن زن سقط جنين نمود. با اين كه در اين كار سپاه بصره مقصر بود و ياران حضرت امير عليه السلام كم ترين نقشى در اين حادثه نداشتند، حضرت دستور فرمودند ديه كودك آن زن را پرداختند. اين رفتار حضرت بدان معناست كه حاكم اسلامى در برابر هر ظلمى كه در قلمرو حكومت او رخ مى دهد مسئول است و نبايد فقط در برابر ظلم هايى كه خود مسبب آن بوده احساس مسئوليت كند. آيا در آزادترين كشورهاى دنيا كه مدعى آزادى و حقوق بشر و حقوق حيوانات و جز آن هستند، مانند چنين چيزى را سراغ داريد؟ اگر فقط همين يك ماجرا را بتوانيم به درستى به گوش جهانيان برسانيم مى دانيد چقدر مردم را دگرگون و متحول مى كند؟
ايشان با اشاره به مواردى از سيره حاكمان ظالم و خودسر و دشمن اهل بيت عليهم السلام فرمودند: معاويه يك وكيل و والى به نام بسر بن ارطاة داشت كه هشت هزار نفر را در بصره كشت و در پاسخ برخى كسانى كه نسبت به كارش اظهار شگفتى و اعتراض كردند گفت: اگر علاوه بر اين افراد، هشت هزار نفر ديگر را هم مى كشتم باكى نداشتم. اين ماجرا و مانند اين ماجراها همگى نتايج حذف غدير از صحنه اجتماع است.
بسر بن ارطاة در جاى ديگر سى هزار تن را كشت و به معاويه گفت: سى هزار تن از دشمنانت را كشتم. معاويه به او گفت: نه، بلكه خدا آنان را كشت. معاويه اين ستم بزرگ را به خدا نسبت داد، درست مثل ديگر ستمگرانى كه خود را به خدا و پيامبر منسوب مى كنند.
مرجع عالى قدر يكى از عوامل گسترش نيافتن اسلام را در جهان وجود سيره زشت حاكمان ظالم و منحرف از اهل بيت عليهم السلام قلمداد كرد و فرمود: اساساً يكى از دلايل ايمان نياوردن كفار آن است كه گمان مى كنند به راستى اين حاكمان سركش تجسم اسلام و نماينده بارز اين دين هستند. اسلام حقيقى به قدرى جذاب است كه وقتى در زمان رسول الله و اميرمؤمنان عليهما السلام به صورت واقعى و در مقام عمل نمايش داده شد مردم فوج فوج به آن گرويدند.
وجود مبارك مولاى متقيان على عليه السلام درباره خوراك و پوشاك فقيرانه خود به شخصى فرمود: «إن الله تعالى فرض على ائمة العدل أن يقدروا أنفسهم بضعفة الناس، كيلا يتبيغ بالفقير فقره(3)؛ خدا بر پيشوايان حق واجب كرده است كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند تا فقر و ندارى، تنگدست را به هيجان نياورد و به طغيان نكشاند.»
در كل حكومت آن حضرت نقل نشده است كه كسى از گرسنگى جان سپرده باشد ولى چنين چيزى درباره ديگر حاكمان نقل شده است. با اين حال آن جناب وقتى پيرمردى را ديدند كه گدايى مى كرد ناراحت شدند و رسيدگى فرمودند؛ به ايشان عرض شد كه نصرانى است و ديگر نمى تواند كار كند. حضرت دستور فرمود براى ايشان از بيت المال مقررى تعيين كردند.
متأسفانه امروزه مشاهده مى شود كه عده اى از سر فقر كليه و اندام بدن خود را مى فروشند و در جامعه اسلامى زندگى مى كنند. رسيدگى به اين امور مسئوليت چه شخصى است؟
آن حضرت بر نيمى از كره زمين حكم مى راند و قلمرو حكومت اسلامى در آن هنگام نزديك به پنجاه كشور امروز را شامل مى شد ولى در خوراك و پوشاك چنان مى زيست كه فقيران با ديدن او تسلا يابند.
اكنون آن حضرت را به عنوان حاكم اسلامى با يكى از ديگر حاكمان يعنى عثمان مقايسه كنيد. برخى از تواريخ نقل كرده اند كه وقتى عثمان مُرد هيچكس به اندازه ايشان از خود ارث به جا نگذاشت. گفته اند وقتى مُرد چهار زن داشت كه سهم هر كدام از همسرانش 250 هزار دينار طلا شد. با توجه به اين كه كل سهم همسران يك هشتم كل ما ترك است معلوم مى شود كه هشت ميليون دينار طلا (بيش از 26 ميليون تن طلا!!) از او به جا مانده بود.
مسيحيان با خواندن تاريخ اسلام در شگفت مى شوند كه آيا امام المسلمين اين است؟! اگر پيشواى مسلمانان چنين است به راستى اسلام چيز خوبى نيست و اصلا جا ندارد كه يهودى، مسيحى، بت پرست و... از دين خود دست بردارند و به چنين آيينى بگرايند!
اين در حالى است كه اميرمؤمنان عليه السلام مديون از دنيا رفتند و بنا به گفته صاحب بحار امام حسن مجتبى عليه السلام به زحمت قرض ايشان را ادا كردند.
در تاريخ آورده اند كه مأمون عباسى كه نام خود را خليفه رسول الله مى دانست و امام المسلمين بود قصرى ساخت كه ديوار آن سه فرسخ درازا داشت. وقتى قرار باشد غدير از صحنه جامعه كنار رود، شاهد امثال عثمان و مأمون عباسى خواهيم بود. مأمون عباسى در حالى در چنين قصرى مى زيست كه خود را خليفه رسول الله و امام المسلمين مى دانست. اكنون شما بگوييد كدام كافر عاقلى دين خود را كنار مى گذارد و به آيينى مى گرايد كه امثال مأمون عباسى پيشواى آن است؟!
اين كه عيد غدير اعظم الاعياد است از آن روست كه با ريشه و اساس اسلام مربوط است و كنار نهادن آن از اسلام به چنين نتايج ناگوارى منجر مى شود.
متأسفانه تاريخ اسلامى آكنده از اين موارد است و معاويه ها و مأمون ها در تاريخ بسيار مطرح هستند. اين وظيفه ماست كه در مقابل اين چهره منفى كه از اسلام معرفى شده اميرمؤمنان على عليه السلام و اسلام واقعى را به جهانيان معرفى كنيم. چرا كه امام رضا عليه السلام فرمودند: «فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لأتبعونا؛ اگر مردم زيبايى هاى سخنانمان را در مى يافتند از ما پيروى مى كردند».
اين عيد سعيد را به پيروان واقعى غدير تبريك مى گويم و از خداى متعال توفيق معرفى آن را از درگاه بارى تعالى براى خود و شما خواستارم.


1) كهف (8)، آيه 104.
2) بقره (2)، آيه 12.
3) نهج البلاغه، خطبه 209. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟

اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟
بارزترين نمونه از اختلاف ميان صحابه و سرپيچي از فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، قضيه وصيت آن حضرت است كه به بعضي از اصحاب حاضر در مجلس دستور داد تا كاغذ و دوات بياورند، چون تصميم داشت مطالبي بنويسد كه هرگز گمراه نشوند

توضيح سؤال :
اگر مقصود رسول خدا (ص) از حديث غدير ، تعيين علي (ع) به عنوان خليفه بود ، نبايد ميان صحابه اختلاف مي‌شد ؛ چون آن‌ها صحابه رسول خدا (ص) و دست پروده آن حضرت بودند .‌ چگونه مي‌توان تصور كرد كه تنها بعد از چند روز از حادثه غدير خم ، صحابه وصيت و فرمان رسول خدا را فراموش كرده باشند و به آن حضرت خيانت كنند ؟

بنابراين قطعاً مقصود رسول خدا امامت آن حضرت نبوده است .

نقد و بررسي :
خواستگاه اين شبهه ، تصور نادرستي است كه اهل سنت از صحابه دارند ، زيرا آن‌ها بر اين باورند كه اگر كسي نام صحابي را گرفت وملقب به اين نام شد، عدالتش قطعي است و كاري بر خلاف فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله انجام نخواهد داد .

بي ترديد اگر مواردي يافت شود كه صحابه حتي در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، دچار اختلافات شديدي شده‌ و بر خلاف فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله رفتار كرده‌اند ، بي اساس بودن اين شبهه روشن و ثابت مي‌شود كه اختلاف صحابه در باره يك مسأله ، تأثيري در تعيين مقصود رسول خدا نداشته و در نتيجه خدشه‌اي بر دلالت حديث غدير وارد نخواهد كرد . اكنون به چند مورد از مخالفت‌هاي صحابه با رسول خدا اشاره مي كنيم:

مخالفت با فرمان رسول خدا (ص) در قضيه وصيت :
بارزترين نمونه از اختلاف ميان صحابه و سرپيچي از فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، قضيه وصيت آن حضرت است كه به بعضي از اصحاب حاضر در مجلس دستور داد تا كاغذ و دوات بياورند، چون تصميم داشت مطالبي بنويسد كه هرگز گمراه نشوند ؛ اما صحابه بدون اين كه حرمت پيامبر خدا را رعايت كنند ، با يكديگر به نزاع پرداختند ، تا جايي كه خليفه دوم آن حضرت را متهم به هذيان گويي كرد ! .

وقتي صحابه در حضور رسول خدا از دستور مستقيم آن حضرت و با يكديگر به نزاع مي‌پردازند ، چه استبعادي دارد كه بعد از آن حضرت نيز دچار همان اختلاف و سرپيچي شوند ؟

محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش مي نويسد :

عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما أَنَّهُ قال يَوْمُ الْخَمِيسِ وما يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ بَكَى حتى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ فقال اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَجَعُهُ يوم الْخَمِيسِ فقال ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا ولا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ... .

ابن عباس مي گفت : روز پنجشنبه و چه روزي بود آن روز . سپس آن قدر گريه كرد كه اشك چشمش سنگريزه هارا خيس كرد، آنگاه گفت: روز پنجشنبه درد بر رسول خدا (ص) شديد شد ، فرمود : كاغذي بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، حاضران اختلاف كردند در حالي كه چنين عملي در حضور پيامبر خدا شايسته و سزاوار نبود ، گفتند : او بيمار است و هزيان مي گويد .

الجامع الصحيح المختصر ،  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفاي256 هـ) ، ج 3 ، ص1111 ، ح 2888 ، كتاب الجهاد والسير  ب 176 ،  باب هَلْ يُسْتَشْفَعُ إِلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ وَمُعَامَلَتِهِمْ ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا .

مسلم نيشابوري اين حديث را با اندك تغيير در صحيحش نقل كرده ومي‌نويسد :

عن بن عَبَّاسٍ أَنَّهُ قال يَوْمُ الْخَمِيسِ وما يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حتى رأيت على خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ أو اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَقَالُوا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَهْجُرُ .

صحيح مسلم ،  مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفاي261 ، ج 3 ، ص1259 ، ح1637 ، كتاب الوصية ، باب ترك الوصية لمن ليس عنده شيء ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .

رسول خدا (ص) قصد نوشتن چه چيزي را داشت ؟
نووي در شرح روايت مسلم مي‌گويد‌ :

فقد اختلف العلماء في الكتاب الذي هم النبي صلى الله عليه وسلم به فقيل أراد أن ينص على الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع وفتن .

علما در اين كه پيامبر (ص) چه مي‌خواست بنويسد ، دچار اختلاف شده‌اند ، برخي گفته‌اند كه آن حضرت مي‌خواست جانشين بعد از خودش را معين و به اسم او تصريح كند تا بعد از ايشان و نزاع فتنه نشود .

شرح النووي على صحيح مسلم ، أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي (متوفاي676هـ) ، ج 11 ، ص90 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392 ، الطبعة : الطبعة الثانية .

ابن حجر عسقلاني مي‌نويسد :

واختلف في المراد بالكتاب فقيل كان أراد أن يكتب كتابا ينص فيه على الأحكام ليرتفع الاختلاف وقيل بل أراد أن ينص على أسامي الخلفاء بعده حتى لا يقع بينهم الاختلاف قاله سفيان بن عيينة .

در اين كه پيامبر چه مي‌خواست بنويسد ، نظرات گوناگوني وجود دارد . برخي گفته‌اند : نوشته اي بود كه بيانگر احكام باشد و اختلاف را از بين به برد، برخي گفته‌اند: مي‌خواست اسامي جانشينان بعد از خودش را بنويسد تا در ميان آن‌ها اختلاف نشود . اين مطلب را سفيان بن عيينه گفته است .

فتح الباري شرح صحيح البخاري ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي (متوفاي852 هـ)  ج 1 ، ص209 ، ناشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب .

بدر الدين عيني در شرح صحيح بخاري مي‌نويسد‌ :

واختلف العلماء في الكتاب الذي همَّ صلى الله عليه وسلم بكتابته ، قال الخطابي : يحتمل وجهين . أحدهما : أنه أراد أن ينص على الإمامة بعده فترتفع تلك الفتن العظيمة كحرب الجمل وصفين ... .

عمدة القاري شرح صحيح البخاري ،  بدر الدين محمود بن أحمد العيني (متوفاي855هـ) ، ج 2 ، ص171 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي – بيروت .

علما در اين كه پيامبر (ص) چه مي‌خواست بنويسد ، دچار اختلاف شده‌اند ، خطابي گفته : دو احتمال وجود دارد : 1 . يكي اين كه مي‌خواست بر امامت بعد از خودش تصريح كند تا از فتنه‌هاي بزرگي همانند جنگ‌هاي جمل و صفين جلوگيري شود ... .

قسطلاني (متوفاي 923هـ) در شرح صحيح بخاري مي‌نويسد :

أكتب لكم كتاباً فيه النص على الأئمّة بعدي.

 ارشاد الساري ، ج 1 ، ص207 .

[رسول خدا فرمود : كاغذ و دوات بياوريد] تا نامه اي براي شما بنويسم كه در آن نام ائمه وپيشوايان بعد از خودم آمده باشد.

و محمد بن يوسف كرماني مشهور به شمس الأئمه (متوفاي 786هـ) در اين باره مي‌نويسد :

أنّه أراد أن يكتب اسم الخليفة بعده لئلا يختلف الناس ولا يتنازعوا فيؤدّيهم ذلك إلى الضلال .

الكوكب الدراري في شرح صحيح البخاري ، ج 2 ، ص172 .

 آن حضرت مي‌خواست نام خليفه بعد از خودش را بنويسد تا مردم دچار اختلاف نشوند و با يكديگر نزاع نكنند كه آن‌ها را گمراه كند .

و احمد امين مصري (متوفاي 1373هـ) مي‌نويسد :

وقد أراد الرسول (ص) في مرضه الذي مات فيه أن يعيّن من يلى الأمر من بعده .

يوم الإسلام ، ص41 .

رسول خدا (ص) در هنگام بيماريي كه از دنيا رفت مي‌خواست جانشين بعد از خودش را معين كند .

سرپيچي از فرمان رسول خدا (ص) در قضيه  نماز جمعه
رسول خدا صلي الله عليه وآله در حال ايراد خطبه‌هاي نماز جمعه (يا در حال نماز) بود كه صداي طبل و شيپور كاروان‌هاي تجاري به گوش صحابه رسيد ، آن‌ها بي‌اعتنا به رسول خدا آن حضرت را تنها رها كردند و به سوي كاروان شتافته و جز عده‌اي انگشت شمار ، كسي باقي نماند .

خداوند ، اين عمل صحابه را به شدت تقبيح كرده و مي‌فرمايد :

وَإِذَا رَأَوْاْ تجَِرَةً أَوْ لهَْوًا انفَضُّواْ إِلَيهَْا وَتَرَكُوكَ قَائمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيرٌْ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيرُْ الرَّازِقِين‏ . الجمعة / 11 .

هنگامى كه آنها تجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند پراكنده مى‏شوند و به سوى آن مى روند و تو را ايستاده به حال خود رها مى‏كنند بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترين روزى‏دهندگان است‏ .

اين نص صريح قرآن كريم است و كسي نمي‌تواند آن را انكار نمايد . و محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش در باره اين قضيه مي‌نويسد :

عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما قال أَقْبَلَتْ عِيرٌ يوم الْجُمُعَةِ وَنَحْنُ مع النبي صلى الله عليه وسلم فَثَارَ الناس إلا اثْنَيْ عَشَرَ رَجُلًا فَأَنْزَلَ الله (وإذا رَأَوْا تِجَارَةً أو لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا ) .

الجامع الصحيح المختصر ،  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفاي256 ، ج 4 ، ص1859 ، ح4616 ،كتاب البيوع ، بَاب : وإذا رَأَوْا تِجَارَةً أو لَهْوًا ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا .

از جابر بن عبد الله نقل شده كه گفت : روز جمعه بود وما در حال نماز خواندن با  پيامبر (ص) بوديم ،  قافله اي وارد شد، مردم همه متفرق شدند جز دوازده  نفر؛ خداوند اين آيه را نازل كرد : « وإذا ... .

و در روايت ديگر با صراحت آمده است كه مردم در حال نماز متفرق شدند :

حدثنا جَابِرُ بن عبد اللَّهِ قال بَيْنَمَا نَحْنُ نُصَلِّي مع النبي صلى الله عليه وسلم إِذْ أَقْبَلَتْ عِيرٌ تَحْمِلُ طَعَامًا فَالْتَفَتُوا إِلَيْهَا حتى ما بَقِيَ مع النبي صلى الله عليه وسلم إلا اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا فَنَزَلَتْ هذه الْآيَةُ : (وإذا رَأَوْا تِجَارَةً أو لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا) .

الجامع الصحيح المختصر ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفاي256هـ) ج 1 ، ص316 ، ح894 ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا .

جابر بن عبد الله گفت : ما با رسول خدا (ص) در حال نماز بوديم كه كاروان مواد غذائي وارد شد ، مردم متفرق شدند، جز دوازده نفر كس ديگري با رسول خدا (ص) نماند ، سپس اين آيه نازل شد : « وإذا رَأَوْا ... »‌ .

ابن حجر عسقلاني بعد از بررسي اقوال در اين باره كه پيامبر در حال خطبه بود يا در حال نماز مردم متفرق شدند مي‌نويسد :

وسلك طائفةٌ مسلكاً آخر ، وظاهر كلام البخاري هاهنا وتبويبه يدل عليه ، وهو : أن انفضاضهم عن النبي كان في نفس الصلاة ، وكان قد افتتح بهم الجمعة بالعدد المعتبر ، ثم تفرقوا في أثناء الصلاة ، فأتم بهم صلاة الجمعة ؛ فإن الاستدامة يغتفر فيها ما لا يغتفر في الابتداء . وهذا قولُ جماعة من العلماء ، منهم : أبو حنيفة وأصحابه والثوري ومالك والشافعي - في القديم - وإسحاق ... .

فتح الباري في شرح صحيح البخاري ، زين الدين أبي الفرج عبد الرحمن ابن شهاب الدين البغدادي ثم الدمشقي الشهير بابن رجب (متوفاي795هـ ) ج 5 ، ص316 ، ناشر : دار ابن الجوزي - السعودية / الدمام - 1422هـ  ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : أبو معاذ طارق بن عوض الله بن محمد .

گروهي راه ديگري رفته‌اند و ظاهر سخن بخاري و چگونگي باب بندي كتابش نيز بر اين مطلب گواهي مي‌دهد كه : متفرق شدن مردم در حال خواندن نماز جمعه بوده است ، رسول خدا نماز را با تعداد لازم شروع كرد ؛ مردم در بين نماز متفرق شدند ؛ ولي رسول خدا با افراد باقي مانده نماز جمعه را به پايان برد ؛ زيرا در ادامه نماز چيزهايي بخشيده مي‌شود كه در آغاز آن بخشيده نمي‌شود .

اين نظر جماعتي از دانشمندان از جمله: ابو حنيفه و طرفدارانش ، ثوري ، مالك و شافعي (در نظر قبلي اش) و اسحاق است .

آيا كساني كه در حضور خاتم پيامبران از شنيدن سخنان آن حضرت اعراض و شرف و افتخار شنيدن سخنان اشرف مخلوقات عالم را به مال دنيا مي‌فروشند ، در زماني كه رسول خدا در ميان آنان نيست ، به سخنان آن حضرت اعتنا خواهند كرد و دچار اختلاف و تشتت نخواهند شد ؟

آيا كساني كه با بي شرمي تمام ووقيحانه رسول خدا را تنها رها كردند ، خليفه و جانشين وي را تنها نخواهند گذاشت و وصيت او را را بر منافع مادي و شخصي خود مقدم خواهند داشت ؟!

سرپيچي از فرمان رسول خدا (ص) در قضيه متعه حج :
قضيه ي ديگري كه قلب رسول خدا صلي الله عليه وآله را جريحه‌دار و خشم و غضب آن حضرت را برانگيخت ، سرپيچي صحابه از فرمان رسول خدا در قضيه متعه حج بود .

ابن ماجه و احمد بن حنبل روايت را اين گونه نقل مي‌كنند :

عن الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال خَرَجَ عَلَيْنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَصْحَابُهُ فَأَحْرَمْنَا بِالْحَجِّ فلما قَدِمْنَا مَكَّةَ قال اجْعَلُوا حِجَّتَكُمْ عُمْرَةً فقال الناس يا رَسُولَ اللَّهِ قد أَحْرَمْنَا بِالْحَجِّ فَكَيْفَ نَجْعَلُهَا عُمْرَةً قال انْظُرُوا ما آمُرُكُمْ بِهِ فَافْعَلُوا فَرَدُّوا عليه الْقَوْلَ فَغَضِبَ فَانْطَلَقَ ثُمَّ دخل على عَائِشَةَ غَضْبَانَ فَرَأَتْ الْغَضَبَ في وَجْهِهِ فقالت من أَغْضَبَكَ أَغْضَبَهُ الله قال ومالي لَا أَغْضَبُ وأنا آمُرُ أَمْرًا فلا أُتْبَعُ .

سنن ابن ماجه ، محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275 هـ) ج 2  ، ص2981 ، ح 2982 ، ناشر : دار الفكر - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

مسند الإمام أحمد بن حنبل ،  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني (متوفاي241 هـ) ج 4 ، ص286 ، ح18546 ، باب حديث قيس عنه البراء بن عازب ، ناشر : مؤسسة قرطبة – مصر .

از براء بن عازب نقل شده كه گفت : با رسول خدا  از مدينه خارج شديم و براي حج، احرام بستيم ، وقتي كه به مكه رسيديم ، رسول خدا فرمود : حج خود را عمره قرار دهيد . مردم گفتند :‌ اي رسول خدا ، ما براي حج احرام بسته‌ايم چگونه آن را عمره قرار دهيم . رسول خدا فرمود : توجه كنيد كه چه دستوري به شما داده شده است ، به همان عمل كنيد . اصحاب ، سخن رسول خدا را رد كردند ، رسول خدا عصباني شد و از آنان جدا شد ونزد عايشه رفت. عايشه غضب را در چهره رسول خدا ديد، گفت : كسي تو را خشمگين كند ، خدا  را خشمگين كرده است . رسول خدا فرمود : چگونه خشمگين نشوم ؛ در حالي كه به آن‌ها دستور مي‌دهم ؛ ولي آن‌ها فرمانبرداري نمي‌كنند .

رواه أبو يعلى ورجاله رجال الصحيح .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ،  علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي807 هـ) ج 3 ، ص233 ، ناشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407 .

ابويعلي اين روايت را نقل كرده و روات آن ، روات صحيح بخاري است .

ذهبي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

هذا حديث صحيح من العوالي يرويه عدة في وقتنا عن النحيب وابن عبدالدائم بسماعهما من ابن كليب أخرجه ابن ماجة عن الثقة عن أبي بكر ... .

سير أعلام النبلاء ،  محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله (متوفاي748 هـ) ج 8 ، ص498 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط ، محمد نعيم العرقسوسي .

اين روايت صحيح اعلائي است كه آن را عده‌اي در زمان ما از نحيب و ابن عبد الدائم نقل كرده‌اند كه آن‌ها از ابن كليب شنيده‌اند . ابن ماجه اين روايت را از شخصي مورد اعتماد واز أبي بكر نقل كرده است .

مسلم نيشابوري ، فقط تكه‌هاي آخر روايت را نقل مي‌كند :

عن ذَكْوَانَ مولى عَائِشَةَ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها أنها قالت قَدِمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِأَرْبَعٍ مَضَيْنَ من ذِي الْحِجَّةِ أو خَمْسٍ فَدَخَلَ عَلَيَّ وهو غَضْبَانُ فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ قال أو ما شَعَرْتِ أَنِّي أَمَرْتُ الناس بِأَمْرٍ فإذا هُمْ يَتَرَدَّدُونَ .

صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفاي261هـ) ، ج 2 ، ص879 ، ح1211 ، كتاب الحج ، باب بيان وجوه الإحرام ... ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .

ذكوان غلام عائشه از وي نقل كرده است كه گفت : رسول خدا چهار يا پنج از ذي الحجة گذشته بود كه ناراحت نزد من آمد ،  گفتم: هر كس شمارا خشمگين كند، خدا او را وارد آتش مي كند ؟ رسول خدا فرمود : مگر نمي‌داني كه من مردم را فرمان مي‌دهم ؛ ولي آن‌ها چون وچرا مي كنند ومردد هستند .

سخن زشت برخي صحابه در توجيه تمرد از فرمان رسول خدا (ص) :
تمرد صحابه از فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله ، قلب آن حضرت را جريحه‌دار كرد ؛‌ اما بدتر از آن سخني است برخي از صحابه در توجيه تمردشان ذكر كرده‌اند . مسلم نيشابوري در صحيحش مي نويسد :

قال جَابِرٌ فَقَدِمَ النبي صلى الله عليه وسلم صُبْحَ رَابِعَةٍ مَضَتْ من ذِي الْحِجَّةِ فَأَمَرَنَا أَنْ نَحِلَّ قال عَطَاءٌ قال حِلُّوا وَأَصِيبُوا النِّسَاءَ قال عَطَاءٌ ولم يَعْزِمْ عليهم وَلَكِنْ أَحَلَّهُنَّ لهم فَقُلْنَا لَمَّا لم يَكُنْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ عَرَفَةَ إلا خَمْسٌ أَمَرَنَا أَنْ نُفْضِيَ إلى نِسَائِنَا فَنَأْتِيَ عرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَنِيَّ قال يقول جَابِرٌ بيده كَأَنِّي أَنْظُرُ إلى قَوْلِهِ بيده يُحَرِّكُهَا .

صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري (متوفاي261هـ) ، ج 2 ، ص883 ، ح1216 ، كتاب الحج ، باب بيان وجوه الإحرام  ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .

جابر گفت : رسول خدا در صبح روز چهارم ذي الحجة آمد و به ما دستور داد كه از احرام خارج شويم و فرمود :‌ از احرام خارج شويد و نزد زنانتان برويد . عطاء مي گويد: مردم نزد زنانشان نرفتند ؛ ولي از احرام خارج شدند . گفتيم : بين ما و عرفه پنج روز بيشتر فاصله نيست ، به ما دستور مي‌دهيد كه با زنان جمع شويم و بعد به سوي عرفه برويم در حالي كه از آلت‌هاي ما مني مي‌چكد ؟ عطا گفت كه جابر اين سخن را مي‌گفت و با دستش نيز نشان مي‌داد ، من به سخن او مي‌نگريستم و او با دست آلتش را حركت مي‌داد .

بخاري اين گونه نقل مي‌كند :

... فَأَمَرَ النبي صلى الله عليه وسلم أَصْحَابَهُ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً وَيَطُوفُوا ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا إلا من كان معه الْهَدْيُ فَقَالُوا نَنْطَلِقُ إلى مِنًى وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ ... .

رسول خدا به اصحابش دستور داد تا حج را به عمره تبديل كنند ،‌ سپس طواف كرده ،‌ تقصير انجام دهند و از احرام خارج شوند ؛ مگر كسي كه قرباني به همراه خود دارد ، صحابه گفتند : ما به سوي مني رهسپار شويم ؛ در حالي كه از آلت ما مني مي‌چكد ؟

الجامع الصحيح المختصر ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256هـ) ج 2  ، ص594 ، ح1568 ،‌ كتاب الحج ، باب 81 ، تَقْضِي الْحَائِضُ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا إِلاَّ الطَّوَافَ بِالْبَيْتِ ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا .

و در روايت ديگر مي‌نويسد :

فَيَرُوحُ أَحَدُنَا إلى مِنًى وَذَكَرُهُ يَقْطُرُ مَنِيًّا .

الجامع الصحيح المختصر ، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256هـ) ج 2  ، ص885 ، كتاب الشركة،47 ، باب 15، الاِشْتِرَاكِ فِي الْهَدْىِ وَالْبُدْنِ ، ناشر : دار ابن كثير ، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا .

هر يك از ما به طرف مني برود، در حالي كه از آلت او  مني مي‌چكد ؟

آيا كساني كه در حضور رسول خدا چنين كلماتي را بر زبان جاري مي‌كنند و اين گونه از فرمان صريح آن حضرت سرپيچي مي‌كنند ، بعد از آن حضرت از فرمانش سرپيچي نخواهند كرد ؟

مخالفت صحابه با رسول خدا (ص) در روزه سفر :
در سال هشتم هجرت، رسول خدا صلي الله عليه وآله براي فتح مكه قصد آن سرزمين نمود. در اين سفر آن حضرت به همراهانش دستور داد كه روزه خود را افطار كنند و خود نيز در حالي كه همه مردم مي‌ديدند ، افطار كرد ؛ ولي در عين حال برخي از صحابه از فرمان پيامبر خدا سرپيچي و تا غروب آفتاب افطار نكردند . رسول خدا پس از آگاهي از موضوع ، با صراحتا تمام آنان‌ را عصيان‌گر و گناهكار ناميد.

مسلم نيشابوري در صحيحش مي‌نويسد :

حدثني محمد بن الْمُثَنَّى حدثنا عبد الْوَهَّابِ يَعْنِي بن عبد الْمَجِيدِ حدثنا جَعْفَرٌ عن أبيه عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إلى مَكَّةَ في رَمَضَانَ فَصَامَ حتى بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ الناس ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ من مَاءٍ فَرَفَعَهُ حتى نَظَرَ الناس إليه ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ له بَعْدَ ذلك إِنَّ بَعْضَ الناس قد صَامَ فقال أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ .

صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261هـ) ج 2  ، ص785 ، ح1114 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .

جابر بن عبد اللَّه مي گويد : پيامبر در سال فتح مكه در ماه رمضان با حالت روزه از شهر خارج شد ا به «كراع الغميم» رسيد، همراهان آن حضرت هم روزه بودند، ظرفي آب در خواست نمود و آن را بالا بالا برد تا مردم آن را ببينند، سپس آن را نوشيد. پس از گذشتن لحظاتي، گفتند: برخى از مردم روزه هستند. فرمود: آنان سركشان هستند ، سركشانند .

رسول خدا (ص) از پيمان شكني امت خبر داده بود :
علاوه بر آنچه گذشت، پيامبر خدا از آينده اصحاب واز تغييرها ودگرگوني ها ي اعتقادي وروحي آنان، آگاهي بيشتري داشت ولذا از نافرماني آنان ‌و عدم پذيرش ولايت امير مؤمنان عليه السلام خبر داده است .

أبو يعلي موصلي در مسندش به نقل از امير المؤمنين عليه السلام مي‌نويسد :

... قال قلت يا رسول الله ما يبكيك قال ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي قال قلت يا رسول الله في سلامة من ديني قال في سلامة من دينك .

مسند أبي يعلى ، أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307هـ) ج 1  ، ص426 ، ناشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : حسين سليم أسد .

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گريست و صداى گريه‏اش بلند شد. پرسيدم: علت گريه شما چيست؟ فرمود: علت گريه من، حسادتهائى است كه مردم نسبت تو در دل دارند و آشكار نمى‏كنند و هنگامى آثار حسادتشان را بروز مى‏دهند كه من دعوت حق را اجابت كرده‏ام و در ميان شما نيستم‏ ، علي عليه السلام مي گويد : سؤال كردم : اي فرستاده خدا ! آيا در آن هنگام دين من سالم است ، فرمود : بلي دينت سالم است .

حاكم نيشابوري نيز المستدرك مي‌نويسد :

عن علي رضي الله عنه قال إن مما عهد إلي النبي صلى الله عليه وسلم أن الأمة ستغدر بي بعده .

از علي عليه السلام نقل شده كه فرمود : از چيزهايي كه رسول خدا (ص) به من فرمود اين است كه : پس از من، مردم با حيله‏گرى با تو رفتار مى‏كنند

و بعد از نقل روايت مي‌گويد :

هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .

المستدرك على الصحيحين ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ) ج 3  ، ص150 ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا .

اين حديث سندش صحيح است ؛ ولي بخاري و مسلم نقل نكرده‌اند .

امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مي‌فرمايد :

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَعْدِيكَ عَلَى قُرَيْش وَ مَنْ أَعَانَهُمْ فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِي وَ صَغَّرُوا عَظِيمَ مَنْزِلَتِيَ وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِي أَمْراً هُوَ لِي .

نهج البلاغه ، خطبه 172 و شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 4،  ص104.

بار خدايا از قريش و تمامى كسانى كه ياريشان كردند به پيشگاه تو شكايت مى كنم ؛ زيرا قريش پيوند خويشاوندى مرا قطع كردند و مقام و منزلت بزرگ مرا كوچك شمردند و در ربودن حقي كه براي من بود ، با يكديگر هم داستان شدند .

نتيجه : تمرد صحابه از فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله در باره ولايت امير المؤمنين عليه السلام ، نخستين تمرد آن‌ها نبوده ؛ بلكه حتي در زمان حيات آن حضرت نيز بارها و بارها از فرمان آن حضرت سرپيچي شده است ؛ بنابراين صرف اختلاف صحابه نمي‌تواند دليلي بر رد حديث غدير باشد .

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

اسامي زيباي غدير

اسامي زيباي غدير
یكي از روزهایي كه در اسلام براي تعظیم آن، از شیوه نامگذاري بهره گرفته شده "غدیر" است ویژگي غدیر این است كه نامهاي گوناگوني براي آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاي دیگر نشان مي‏دهد. ...

نامها به سهولت در ذهنها جاي مي‏گیرند و به راحتي معاني بلند را منتقل مي‏كنند به همین دلیل و دلایل دیگر، نامگذاري روزها و یا هفته‏ها یكي از شیوه‏هاي تبلیغاتي مثبت و منفي شده است و مطرح شدن و رواج پیدا كردن ارزشها یا ضد ارزشها را در پي دارد.

 اسلام علاوه بر این كه براي برخي از روزها اسم هاي خاصي مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.

یكي از روزهایي كه در اسلام براي تعظیم آن، از شیوه نامگذاري بهره گرفته شده "غدیر" است ویژگي غدیر این است كه نامهاي گوناگوني براي آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاي دیگر نشان مي‏دهد نامهاي روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمي‏دارند هر نامي از این نامها دري تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مي‏گشاید چرا كه اسلام بر برگزیدن نامي براي زمان یا مكان و یا هر چیز دیگر، خصوصیات مسمي را در نظر داشته و به جنبه‏ها و زوایاي آن توجه كرده است. از این روي شناختن و شناساندن نامهاي روز غدیر یك ضرورت است. با این كار تصویري روشن از این روز در ذهن و دل نقش بسته و بیش از پیش این روز بزرگ را مي‏شناساند.

شایسته است نامهاي غدیر را با بهترین شكل و زیباترین خط بنویسیم و محافل جشن و سرور عید غدیر را با آن، معني و روحي تازه ببخشیم.

ویژگي غدیر این است كه نامهاي گوناگوني براي آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاي دیگر نشان مي‏دهد نامهاي روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمي‏دارند هر نامي از این نامها دري تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مي‏گشاید

آنچه در زیر مي‏آید پنجاه نام و یا صفت براي روز غدیر است كه از روایات برگرفته‏ شده است :

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاكبر" (1)

2 ـ روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (2)

3 ـ روز خشنودي پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (3)

4 ـ روز زبوني شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (4)

5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (5)

6 ـ روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (6)

7 ـ روز شادماني؛ " یوم السرور" (7)

8 ـ روز لبخند؛ " یوم التبسم" (8)

9 ـ روز راهنمایي؛ " یوم الارشاد" (9)

10 ـ روز بلندي گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (10)

11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (11)

12 ـ روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (12)

13 ـ روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (13)

14 ـ روز آشكار كردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (14)

15 ـ روز بیان كردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (15)

16 ـ روز ولایت؛ " یوم الولایة" (16)

17 ـ روز كرامت؛ " یوم الكرامة" (17)

18 ـ روز كمال دین؛ " یوم كمال الدین" (18)

19 ـ روز جداسازي حق از باطل؛ " یوم الفصل" (19)

20 ـ روز برهان؛ " یوم البرهان" (20)

21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (21)

22 ـ روز گواهي و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (22)

23 ـ روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (23)

24 ـ روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (24)

25 ـ روز آراستن؛ " یوم الزینة" (25)

26 ـ روز قبولي اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (26)

27 ـ روز رهنموني به رهنمایان؛ " یوم الدلیل علي الرواد" (27)

28 ـ روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (28)

29 ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (29)

30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (30)

31 ـ عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (31)

32 ـ روز عبادت؛ " یوم العبادة" (32)

33 ـ روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (33)

34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المكنون" (34)

35 ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (35)

36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص علي اهل الخصوص" (36)

37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (37)

38 ـ روز نماز؛ " یوم الصلاة" (38)

39 ـ روز شكرگزاري؛ " یوم الشكر" (39)

40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (40)

41 ـ روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (41)

42 ـ روز روزه‏ داري؛ " یوم الصیام" (42)

43 ـ روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (43)

44 ـ روز جشن؛ " یوم العید" (44)

45 ـ روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلي" (45)

46 ـ روز كامل كردن دین؛ " یوم اكمال الدین" (46)

47 ـ روز شادابي؛ " یوم الفرح" (47)

48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (48)

49 ـ روز افشاي پیوند میان كفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (49)

50 ـ روز گردهمایي و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (50)

________________________________________

پي‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) مي‏فرماید: و هوعید الله الاكبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال علي (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‏ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامي‏تر است.

6ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال علي(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال علي(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزي است كه منزلت شایستگان در آن، بلندي گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال علي(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزي است كه دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال علي(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال علي(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال علي(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشكار كردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال علي(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثي مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفي مي‏كند، المراقبات، ص 257.

17 امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایماني خود بگو: الحمدالله الذي اكرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را كه ما را در این روز كرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال علي(ع) و هو ... یوم كمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال علي(ع): هذا یوم الفصل الذي كنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال علي(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذي نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال علي(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهي گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال علي(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال علي(ع): هذا ... یوم الدلیل علي الرواد (این، روز رهنموني به رهنمایان است) مصباح المتهجد، ص 700.

28ـ قال علي(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‏المتهجد، ص 700.

29ـ قال علي(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذي... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال علي(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المكنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35 قال علي(ع): هذا یوم ابدي خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص 367ـ قال علي(ع): هذا یوم النصوص علي اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذي جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شكرگزاري است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال علي(ع): و انزل علي نبیه في یوم الدرج ما بین له عن ارادته في خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگي است كه در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است كه از مكان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‏داري است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال علي(ع): هذا یوم الملأ الاعلي ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذي اكمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال علي(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال علي(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز كردن گره پیوند میان كفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.

زهرا حبیبیان
 
منبع: ماهنامه كوثر، شماره 2
 
پایگاه اطلاع رسانی حج
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

سرکوب جشن عید غدیر خم توسط حکومت ضد شیعه یمن

براي پنجمين سال پياپي ،
سرکوب جشن عید غدیر خم توسط حکومت ضد شیعه یمن
دولت يمن براي پنجمين سال متوالي، با سركوب سلسله‌مراسم‌هاي جشن عيد غدير در اين كشور، از برگزاري اين جشن توسط شيعيان يمني جلوگيري كرد.
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از فارس ، مبارزان شيعي يمن ديروز در ميان سخت‌گيري‌هاي دولت اين كشور و ممانعت از برگزاري مراسم از سوي شيعيان، عيد سعيد غدير را در استان صعده جشن گرفتند.

درگيريها ميان رزمندگان شيعه به رهبري سيد عبدالملك الحوثي و نيروهاي دولتي كه قصد داشتند مانع از برگزاري مراسم عيد‌ غدير در اين مناطق شوند، شدت گرفته است.

دولت يمن از پنج سال پيش و پس از به‌شهادت رساندن سيد حسين الحوثي، رهبر شيعيان اين كشور، مانع از برگزاري مراسم عيد غدير در اين كشور مي‌شود.

سيد العماد، از علماي شيعه يمن نيز گفت: دولت يمن كه به‌شدت از سوي حاكميت وهابي عربستان سعودي براي حمله به شيعيان تحت فشار است، در اقدامي گستاخانه در سال 2003 ميلادي، كتاب‌هاي مقدس شيعه از جمله نهج‌البلاغه را از سطح كشور جمع‌آوري كرده است.

مبارزان شيعه پيرو الحوثي در يمن با آتش‌بازي، سرور و شادماني در بخش‌هاي مختلف صعده، روز عيد غدير را جشن گرفتند كه اين اقدام، با واكنش خشمگينانه مأموران يمني مواجه شد.

بر اساس اظهارات شاهدان عيني مبارزان شيعي يمن در كوهها و دره‌هاي اطراف اين شهر نيز با روشن‌كردن آتش، شادماني خود را نسبت به سالروز عيد بزرگ غدير و تعيين حضرت علي عليه‌السلام به عنوان امام اول شيعيان جهان نشان دادند كه اين جشن‌ها و فريادهاي شادي شركت‌كنندگان در اين مراسم تا ساعات پاياني شب ادامه داشت.

دفتر اطلاع‌رساني رزمندگان شيعيان به رهبري "سيد عبدالملك الحوثي" اعلام كرد كه اعضاي اين جنبش براي برپايي جشنواره‌ها و جشن‌هاي روز عيد غدير به تمام مناطق شهر صعده رفته و با سخنراني و سرودن اشعار و آوازهاي محلي و ديگر برنامه‌هاي شاد، اين روز را گرامي داشتند.

اين در حالي است كه پايگاه خبري "عدنان‌پرس" اعلام كرده كه بر اساس اطلاعات به دست آمده مبارزان الحوثي قرار است در ميان اين مراسم رزمايشي بزرگ نيز برگزار بكنند.

از سوي ديگر بر اساس اظهارات منابع محلي اين روزها همچنين تجمعات گسترده‌اي از هواداران مبارزان شيعي يمن در بخش‌هاي مختلفي از اين كشور ايجاد شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

چهل حديث غدير

چهل حديث غدير
درباره واقعه غدير احاديث و روايات بسياري در منابع اهل سنت و تشيع موجود است. اين مجموعه به نقل چهل حديث در اين باره مي پردازد. ...

غدير در قرآن: "اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا" سوره مائده،آیه 3. امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براي شما پسنديدم

 فصل اول : جايگاه عيد غدير در مكتب

1- عيد خلافت و ولايت

زياد بن محمد قال: دخلت علي ابي عبد الله(ع) فقلت: للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحي؟ قال: نعم، اليوم الذي نصب فيه رسول الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736. زياد بن محمد گويد: بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدي غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود: آري، روزي كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.

2- برترين عيد امت

 قال رسول الله(ص):

يوم غدير خم افضل اعياد امتي و هو اليوم الذي امرني الله تعالي ذكره فيه بنصب اخي علي بن ابي طالب علما لامتي، يهتدون به من بعدي و هو اليوم الذي اكمل الله فيه الدين و اتم علي امتي فيه النعمة و رضي لهم الاسلام دينا. امالي صدوق: 125، ح 8.

رسول خدا(ص) فرمود:

روز غدير خم برترين عيدهاي امت من است و آن روزي است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علي بن ابي طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت شوند، و آن روزي است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براي آنان پسنديد.

3- عيد بزرگ خدا

عن الصادق(ع) قال: هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد في هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه في السماء يوم العهد المعهود و في الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشيعه، 5: 224، ح 1. امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبري مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگاني است.

4- عيد ولايت

قيل لابي عبد الله(ع): للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟ قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية في اعناق الرجال والنساء بغدير خم. وسائل الشيعه، 7: 325، ح 5. به امام صادق(ع) گفته شد: آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگري دارند؟ فرمود: آري، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزي است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولايت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.

 5- روز تجديد بيعت

عمار بن حريز قال دخلت علي ابي عبد الله(ع) في يوم الثامن عشر من ذي الحجة فوجدته صائما فقال لي: هذا يوم عظيم عظم الله حرمته علي المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و جدد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق. مصباح المتهجد: 737. عمار بن حريز گويد: روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگي است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دين مؤمنان را كامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پيمان قبلي را تجديد كرد.

 6- عيد آسماني

 قال الرضا(ع): حدثني ابي، عن ابيه(ع) قال:

 ان يوم الغدير في السماءاشهر منه في الارض.

 مصباح المتهجد: 737.

امام رضا(ع) فرمود:

پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل كرد كه فرمود:

روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است.

7- عيد بي نظير

قال علي (ع): ان هذا يوم عظيم الشان،فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح والافصاح من المقام الصراح،ويوم كمال الدين و يوم العهد المعهود... بحارالانوار، 97: 116. علي(ع) فرمود: امروز (عيد غدير) روز بس بزرگي است. در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كساني كه شايسته آن بودند) بلندي گرفت و برهان هاي خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان است.

8- عيد پربركت

الصادق(ع): والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة في كل يوم عشر مرات... وما اعطي الله لمن عرفه ما لايحصي بعدد. مصباح المتهجد: 738. امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعي «روز غدير» را مي شناختند، فرشتگان روزي ده بار با آنان مصافحه مي كردند و بخششهاي خدابه كسي كه آن روز را شناخته، قابل شمارش نيست.

9- عيد فروزان

قال ابو عبد الله(ع): ... و يوم غدير بين الفطر والاضحي و يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب. اقبال سيد بن طاووس: 466. امام صادق(ع) فرمود: ... روز غدير خم در ميان روزهاي عيد فطر و قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان است.

10- يكي از چهار عيد الهي

قال ابو عبد الله(ع):

اذا كان يوم القيامة زفت اربعة ايام الي الله عز و جل كما تزف العروس الي خدرها:

يوم الفطر و يوم الاضحي و يوم الجمعة و يوم غدير خم.

اقبال سيد بن طاووس: 466.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامي كه روز قيامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوي خدا مي شتابند همانطور كه عروس به حجله اش بسرعت مي رود.

آن روزها عبارتند از: روز عيد فطر و قربان و جمعه و روز غدير خم.

 فصل دوم: شايسته ها و بايسته هاي غدير

11- روز پيام و ولايت

قال رسول الله(ص):

يا معشر المسلمين ليبلغ الشاهد الغائب، اوصي من آمن بي و صدقني بولاية علي، الا ان ولاية علي ولايتي و ولايتي ولاية ربي، عهدا عهده الي ربي و امرني ان ابلغكموه.

بحارالانوار 37: 141، ح 35.

رسول خدا(ص) (در روز غدير) فرمود:

اي مسلمانان! حاضران به غايبان برسانند: كسي را كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، به ولايت علي سفارش مي كنم، آگاه باشيد ولايت علي، ولايت من است و ولايت من، ولايت خداي من است. اين عهد و پيماني بود از طرف پروردگارم كه فرمانم داد تا به شما برسانم.

12- روز اطعام

قال ابو عبد الله(ع):

... و انه اليوم الذي اقام رسول الله(ص) عليا(ع) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام شكرا لله عزوجل ذلك اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشيطان.

 وسائل الشيعه 7: 328، ضمن حديث 12.

امام صادق(ع) فرمود:

عيد غدير، روزي است كه رسول خدا(ص) علي(ع) را بعنوان پرچمدار براي مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفي كرد، بعد بعنوان سپاسگزاري از خداي بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه داري و عبادت و طعام دادن و به ديدار برادران ديني رفتن است. آنروز روز كسب خشنودي خداي مهربان و به خاك ماليدن بيني شيطان است.

13- روز هديه

عن امير المؤمنين(ع) قال:

... اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهابوا النعمة في هذا اليوم، و ليبلغ الحاضر الغائب، والشاهد الباين، وليعد الغني الفقير والقوي علي الضعيف امرني رسول الله(ص) بذلك.

وسائل الشيعه 7: 327.

امير المؤمنين(ع) (در خطبه روز عيد غدير) فرمود:

وقتي كه به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد، و در اين روز به يكديگر هديه بدهيد، اين سخنان را هر كه بود و شنيد، به آن كه نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود، و قدرتمند به ياري ضعيف، پيامبر مرا به اين چيزها امر كرده است.

14- روز كفالت

عن امير المؤمنين(ع) قال:

... فكيف بمن تكفل عددا من المؤمنين والمؤمنات وانا ضمينه علي الله تعالي الامان من الكفر والفقر وسائل الشيعه 7: 327.

امير مؤمنان(ع) فرمود:

... چگونه خواهد بود حال كسي كه عهده دار هزينه زندگي تعدادي از مردان و زنان مؤمن (در روز غدير) باشد، در صورتي كه من پيش خدا ضامنم كه از كفر و تنگدستي در امان باشد.

15- روز سپاس و شادي

 قال ابو عبد الله(ع):

... هو يوم عبادة و صلوة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،و اني احب لكم ان تصوموه.

وسائل الشيعه 7: 328، ح 13.

امام صادق(ع) فرمود:

عيد غدير، روز عبادت و نماز و سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادي است به خاطر ولايت ما خاندان كه خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد.

16- روز نيكوكاري

عن الصادق(ع):

... و لدرهم فيه بالف درهم لاخوانك العارفين،فافضل علي اخوانك في هذا اليوم و سر فيه كل مؤمن و مؤمنة.

مصباح المتهجد: 737.

از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:

يك درهم به برادران با ايمان و معرفت، دادن در روز عيد غدير برابر هزار درهم است، بنابراين در اين روز به برادرانت انفاق كن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان.

17- روز سرور و شادي

 قال ابو عبد الله(ع):

 انه يوم عيد و فرح و سرورو يوم صوم شكرا لله تعالي.

 وسائل الشيعه 7: 326، ح 10.

 امام صادق(ع) فرمود:

 عيد غدير، روز عيد و خوشي و شادي است و روز روزه داري به عنوان سپاس نعمت الهي است.

 18- روز تبريك و تهنيت

 قال علي(ع):

 عودوا رحمكم الله بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة علي عيالكم، والبر باخوانكم والشكر لله عزوجل علي ما منحكم، واجتمعوا يجمع الله شملكم، و تباروا يصل الله الفتكم، و تهانؤا نعمة الله كما هنا كم الله بالثواب فيه علي اضعاف الاعياد قبله و بعده الا في مثله... بحارالانوار 97: 117.

 علي(ع) فرمود:

 بعد از پايان گردهم آيي خود (در روز غدير) به خانه برگرديد، خدا بر شما رحمت فرستد. به خانواده خود گشايش و توسعه دهيد، به برادران خود نيكي كنيد، خداوند را بر اين نعمت كه شما را بخشيده است، سپاس گزاريد، متحد شويد تا خدا به شما وحدت بخشد، نيكويي كنيد تا خدا دوستيتان را پايدار كند، به همديگر نعمت خدا را تبريك بگوئيد، همانطور كه خداوند در اين روز با چندين برابر عيدهاي ديگر پاداش دادن به شما تبريك گفته، اين گونه پاداشها جز در روز عيد غدير نخواهد بود.

 19- روز درود و برائت

 روي الحسن بن راشد عن ابي عبد الله(ع) قال:

 قلت: جعلت فداك، للمسلمين عيد غيرالعيدين؟ قال: نعم، يا حسن! اعظمهما و اشرفهما، قال: قلت له: و اي يوم هو؟

 قال: يوم نصب اميرالمؤمنين(ع) فيه علما للناس.

 قلت له: جعلت فداك وما ينبغي لنا ان نصنع فيه؟

 قال: تصومه يا حسن و تكثر الصلوة علي محمد و آله فيه و تتبرا الي الله، ممن ظلمهم،فان الانبياء كانت تامر الاوصياء باليوم الذي كان يقام فيه الوصي ان يتخذ عيدا.

 مصباح المتهجد: 680.

 حسن بن راشد گويد:

 به امام صادق(ع) گفتم: آيا مسلمانان بجز آن دو عيد، عيد ديگري هم دارند؟ فرمود: بله، بزرگترين و بهترين عيد. گفتم: كدام روز است؟

 فرمود: روزي كه اميرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد.

 گفتم: فدايت شوم در آن روز سزاوار است، چه كنيم؟ فرمود: روزه بگير و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوي، زيرا پيامبران به جانشينان دستور مي دادند كه روزي را كه جانشين انتخاب مي شود، عيد بگيرند.

 20- عيد اوصياء

 عن ابي عبد الله(ع) قال:

 ... تذكرون الله عز ذكره فيه بالصيام والعبادة والذكر لمحمد و آل محمد، فان رسول الله(ص) اوصي اميرالمؤمنين ان يتخذ ذلك اليوم عيدا، و كذلك كانت الانبياء تفعل، كانوا يوصون اوصيائهم بذلك فيتخذونه عيدا.

 وسائل الشيعه 7: 327، ح 1.

 امام صادق(ع) فرمود:

 در روز عيد غدير، خدا را با روزه و عبادت و ياد پيامبر و خاندان او يادآوري كنيد، زيرا رسول خدا به اميرالمؤمنين سفارش كرد كه آن روز را عيد بگيرد، همينطور پيامبران هم به جانشينان خود سفارش مي كردند كه آن روز را عيد بگيرند، آنان هم چنين مي كردند.

 21- روز گشايش و درود

 عن ابي عبد الله(ع) قال:

 والعمل فيه يعدل ثمانين شهرا، و ينبغي ان يكثر فيه ذكر الله عزوجل، والصلوة علي النبي(ص) ، ويوسع الرجل فيه علي عياله.

 وسائل الشيعه 7: 325، ح 6.

 امام صادق(ع) فرمود:

 ارزش عمل در آن روز (عيد غدير) برابر با هشتاد ماه است، و شايسته است آن روز ذكر خدا و درود بر پيامبر(ص) زياد شود، و مرد، بر خانواده خود توسعه دهد.

 22- روز ديدار رهبري

 عن مولانا ابي الحسن علي بن محمد(ع) قال لابي اسحاق:

 و يوم الغدير فيه اقام النبي(ص) اخاه عليا علما للناس و اماما من بعده،[قال] قلت:

 صدقت جعلت فداك، لذلك قصدت، اشهد انك حجة الله علي خلقه.

 وسائل الشيعه 7: 324، ح 3.

 امام هادي(ع) به ابواسحاق فرمود:

 در روز غدير پيامبر اكرم(ص) برادرش علي(ع) را بلند كرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده) مردم و پيشواي بعد از خودش معرفي كرد.

 ابواسحاق گفت: عرض كردم، فدايت شوم راست فرمودي. به خاطر همين به زيارت و ديدار شما آمدم، گواهي مي دهم كه تو حجت خدا بر مردم هستي.

23- روز تكبير

 عن علي بن موسي الرضا(ع) :

 من زار فيه مؤمنا ادخل الله قبره سبعين نورا و وسع في قبره و يزور قبره كل يوم سبعون الف ملك ويبشرونه بالجنة.

 اقبال الاعمال: 778.

 امام رضا(ع) فرمود:

 كسي كه در روز (غدير) مؤمني را ديدار كند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مي كند و قبرش را توسعه مي دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زيارت مي كنند و او را به بهشت بشارت مي دهند.

 24- روز ديدار و نيكي

 قال الصادق(ع):

 ينبغي لكم ان تتقربوا الي الله تعالي بالبر والصوم والصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان، فان الانبياء عليهم السلام كانوا اذا اقاموا اوصياءهم فعلوا ذلك و امروا به.

 مصباح المتهجد: 736.

 امام صادق(ع) فرمود:

 شايسته است با نيكي كردن به ديگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و ديدار برادران ايماني به خدا نزديك شويد، زيرا پيامبران زماني كه جانشينان خود را نصب مي كردند، چنين مي كردند و به آن توصيه مي فرمودند.

 25- نماز در مسجد غدير

 عن ابي عبد الله(ع) قال:

 انه تستحب الصلوة في مسجد الغديرلان النبي(ص) اقام فيه امير المؤمنين(ع)و هو موضع اظهرالله عزوجل فيه الحق.

 وسائل الشيعه 3: 549.

 امام صادق(ع) فرمود:

 نماز خواندن در مسجد غدير مستحب است، چون پيامبر اكرم(ص) در آنجا اميرمؤمنان(ع) را معرفي و منصوب كرد. و آنجايي است كه خداي بزرگ، حق را آشكار كرد.

 26- نماز روز غدير

 عن ابي عبد الله(ع) قال:

 و من صلي فيه ركعتين اي وقت شاء و افضله قرب الزوال و هي الساعة التي اقيم فيها اميرالمؤمنين(ع) بغدير خم علما للناس و... كان كمن حضر ذلك اليوم...

 وسائل الشيعه 5: 225، ح 2.

 امام صادق(ع) فرمود:

 كسي كه در روز عيد غدير هر ساعتي كه خواست، دو ركعت نماز بخواند و بهتر اينست كه نزديك ظهر باشد كه آن ساعتي است كه اميرالمؤمنين(ع) در آن ساعت در غدير خم به امامت منصوب شد، (هر كه چنين كند) همانند كسي است كه در آن روز حضور پيدا كرده است...

 27- روزه غدير

 قال الصادق(ع):

 صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له ثواب ذلك. وسائل الشيعه 7: 324، ح 4.

 امام صادق(ع) فرمود:

 روزه روز غدير خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعني اگر انساني هميشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگيرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عيد غدير است.

 28- روز تبريك و تبسم

 عن الرضا(ع) قال:

 ... و هو يوم التهنئة يهنئ بعضكم بعضا،فاذا لقي المؤمن اخاه يقول:

 «الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية امير المؤمنين و الائمة(ع)»

 و هو يوم التبسم في وجوه الناس من اهل الايمان...

 اقبال: 464.

 امام رضا(ع) فرمود:

 عيد غدير روز تبريك و تهنيت است. هر يك به ديگري تبريك بگويد، هر وقت مؤمني برادرش را ملاقات كرد، چنين بگويد: «حمد و ستايش خدايي را كه به ما توفيق چنگ زدن به ولايت اميرمؤمنان و پيشوايان عطا كرد» آري عيد غدير روز لبخند زدن به چهره مردم با ايمان است...

 فصل سوم: ولايت در غدير

 29- پيامبر و ولايت علي(ع)

 عن ابي سعيد قال:

 لما كان يوم غدير خم امر رسول الله(ص) مناديا فنادي: الصلوة جامعة، فاخذ بيد علي(ع) و قال:

 اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه،اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه.

 بحارالانوار 37: 112، ح 4.

 ابو سعيد گويد:

 در روز غدير خم رسول خدا(ص) دستور داد: منادي ندا دهد كه: براي نماز جمع شويد. بعد دست علي(ع) را گرفت و بلند كرد و فرمود:

 خدايا كسي كه من مولاي اويم پس علي هم مولاي اوست، خدايا دوست بدار كسي را كه علي را دوست بدارد و دشمن بدار كسي را كه با علي دشمني كند.

 30- زندگي پيامبرگونه

 قال رسول الله(ص):

 من يريد ان يحيي حياتي، و يموت مماتي،ويسكن جنة الخلد التي وعدني ربي فليتول علي ابن ابي طالب،(ع)فانه لن يخرجكم من هدي،ولن يدخلكم في ضلالة.

 الغدير 10: 278.

 رسول خدا(ص) فرمود:

 كسي كه مي خواهد زندگي و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه اي كه پروردگارم به من وعده كرده، ساكن شود، ولايت علي بن ابي طالب(ع) را انتخاب كند، زيرا او هرگز شما را از راه هدايت بيرون نبرده، به گمراهي نمي كشاند.

 31- پيامبر و امامت علي(ع)

 عن جابر بن عبد الله الانصاري قال: سمعت رسول الله(ص) يقول لعلي بن ابي طالب(ع):

 يا علي! انت اخي و وصيي و وارثي وخليفتي علي امتي في حيوتي و بعد وفاتي محبك محبي و مبغضك مبغضي و عدوك عدوي.

 امالي صدوق: 124، ح 5.

 جابربن عبد الله انصاري مي گويد:

 از رسول خدا(ص) شنيدم كه به علي بن ابي طالب(ع) فرمود:

 اي علي، تو برادر و وصي و وارث و جانشين من در ميان امت من در زمان حيات و بعد از مرگ مني. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و كينه توز تو دشمن من است.

 32- پايه هاي اسلام

 عن ابي جعفر(ع) قال:

 بني الاسلام علي خمس:

 الصلوة و الزكوة و الصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشي ء ما نودي بالولاية يوم الغدير.

 كافي 2، 21، ح 8.

 امام باقر(ع) فرمود:

 اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و به هيچ چيز به اندازه آنچه در روز غدير به ولايت تاكيد شده، ندا نشده است.

 33- ولايت جاودانه

 عن ابي الحسن(ع) قال:

 ولاية علي(ع) مكتوبة في صحف جميع الانبياء ولن يبعث الله رسولا الا بنبوة محمد ووصية علي(ع). سفينة البحار 2: 691.

 امام كاظم(ع) فرمود:

 ولايت علي(ع) در كتابهاي همه پيامبران ثبت شده است و هيچ پيامبري مبعوث نشد، مگر با ميثاق نبوت محمد(ص) و امامت علي(ع).

 34- ولايت و توحيد

 قال رسول الله(ص):

 ولاية علي بن ابي طالب ولاية الله و حبه عبادة الله و اتباعه فريضة الله و اولياؤه اولياء الله و اعداؤه اعداء الله و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل.

 امالي صدوق: 32.

 رسول خدا(ص) فرمود:

 ولايت علي بن ابيطالب(ع) ولايت خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پيروي كردن او واجب الهي است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدايند، جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خداي متعال است.

 35- روز ناله نوميدي شيطان

 عن جعفر، عن ابيه(ص) قال:

 ان ابليس عدوالله رن اربع رنات:

 يوم لعن، و يوم اهبط الي الارض،و يوم بعث النبي(ص) و يوم الغدير.

 قرب الاسناد: 10.

 امام باقر(ع) از پدر بزرگوارش امام صادق(ع) نقل كرد كه فرمود:

 شيطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزي كه مورد لعن خدا واقع شد و روزي كه به زمين هبوط كرد و روزي كه پيامبر اكرم(ص) مبعوث شد و روز عيد غدير.

 36- ولايت علوي دژ توحيد

 عن النبي(ص):

 يقول الله تبارك و تعالي:

 ولاية علي بن ابي طالب حصني،فمن دخل حصني امن من ناري.

 جامع الاخبار: 52، ح 7.

 پيامبر اكرم(ص) فرمود:

 خداوند مي فرمايد: ولايت علي بن ابيطالب دژ محكم من است، پس هر كس داخل قلعه من گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود.

 37- جانشين پيامبر

 قال رسول الله(ص):

 يا علي انا مدينة العلم و انت بابها و لن تؤتي المدينة الا من قبل الباب... انت امام امتي و خليفتي عليها بعدي، سعد من اطاعك و شقي من عصاك، و ربح من تولاك و خسر من عاداك.

 جامع الاخبار: 52، ح 9.

 رسول خدا(ص) فرمود:

 اي علي من شهر علمم و تو درب آن هستي، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند. ... تو پيشواي امت من و جانشين من در اين شهري، كسي كه اطاعت تو كند سعادتمند است، و كسي كه تو را نافرماني كند، بدبخت است، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زيان كرده است.

 38- اسلام در سايه ولايت

 قال الصادق(ع):

 اثافي الاسلام ثلاثة:

 الصلوة و الزكوة و الولاية،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتيها.

 كافي: 2، ص 18.

 امام صادق(ع) فرمود:

 سنگهاي زيربناي اسلام سه چيز است:

 نماز، زكات و ولايت كه هيچ يك از آنهابدون ديگري درست نمي شود.

 39- ده هزار شاهد

 قال ابو عبد الله(ع):

 العجب يا حفص لما لقي علي بن ابي طالب!! انه كان له عشرة الاف شاهد لم يقدر علي اخذ حقه و الرجل ياخذ حقه بشاهدين.

 بحار الانوار: 37، 140.

 امام صادق(ع) فرمود:

 اي حفص! شگفتا از آنچه علي بن ابي طالب(ع) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدير) نتوانست حق خود را بگيرد، در حالي كه شخص با دو شاهد حق خود را مي گيرد.

 40- علي(ع)، مفسر قرآن

 عن النبي(ص) في احتجاجه يوم الغدير:

 علي تفسير كتاب الله، و الداعي اليه، الا و ان الحلال و الحرام اكثر من ان احصيهما و اعرفهما، فآمر بالحلال و انهي عن الحرام في مقام واحد، فامرت ان آخذ البيعة عليكم و الصفقة منكم، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل في علي امير المؤمنين و الائمة من بعده، معاشر الناس تدبروا و افهموا آياته، و انظروا في محكماته و لا تتبعوا متشابهه، فو الله لن يبين لكم زواجره، و لا يوضع لكم عن تفسيره الا الذي انا آخذ بيده.

 وسايل الشيعه: 18، 142، ح 43.

 پيامبر اكرم (ص) روز عيد غدير فرمود:

 علي(ع) تفسير كتاب خدا، و دعوت كننده به سوي خداست، آگاه باشيد كه حلال و حرام بيش از آنست كه من معرفي و به آنها امر و نهي كنم و بشمارم. پس دستور داشتم كه از شما عهد و پيمان بگيرم كه آنچه را در مورد علي اميرمؤمنان، و پيشوايان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم، بپذيريد.

 اي مردم! انديشه كنيد و آيات الهي را بفهميد، در محكمات آن دقت كنيد و متشابهات آن را دنبال نكنيد. به خدا قسم هرگز كسي نداهاي قرآن را نمي تواند بيان كند و تفسير آن را روشن كند، جز آن كسي كه من دست او را گرفته ام (و او را معرفي كردم).

===================================================

منابع

 1- قرآن كريم .

2- امالي شيخ صدوق، كتابخانه اسلاميه.

3- قرب الاسناد، عبد الله جعفر الحميري، آل البيت.

4- مصباح المتهجد، شيخ طوسي، مؤسسة فقه الشيعه.

5- وسايل الشيعه، شيخ حر عاملي، مكتبة الاسلامية.

6- سفينة البحار، شيخ عباس قمي، اسوه.

7- جامع الاخبار، محمد سبزواري، آل البيت.

8- بحار الانوار، علامه مجلسي، دار الكتب الاسلاميه.

9- حماسه غدير، محمدرضاحكيمي، مؤلف.

10- اقبال الاعمال، سيد بن طاووس مؤسسة الاعلمي.

11- اصول كافي، كليني، دار الكتب الاسلاميه.

12- الغدير، علامه اميني دار الكتب الاسلاميه.
 
پایگاه اطلاع رسانی حج
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

تحریف بی شرمانه واقعه غدیر خم توسط وهابيون سعودي

تحریف بی شرمانه واقعه غدیر خم توسط وهابيون سعودي
مشاهده اين اقدام وهابيون سعودي بويژه امروز كه در عربستان همزمان با عيد مبارك غدير خم است دل هر مسلماني را به درد مي آورد‏.‏

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از فردا، در چند روز اخير كتابي توسط وهابيون سعودي در بين الحرمين درميان حجاج فارسي زبان توزيع مي شود كه درآن واقعه عيد غديرخم توسط مولف وهابي آن رد شده است‏.‏

مشاهده اين اقدام وهابيون سعودي بويژه امروز كه در عربستان همزمان با عيد مبارك غدير خم است دل هر مسلماني را به درد مي آورد‏.‏

مولف كتاب راهي ديگر براي كشف حقيقت ،فردي به نام محمد باقر سجودي است كه اصل آن به زبان عربي بوده اما به زبان فارسي ترجمه شده و در مسير تردد حجاج ايراني و غير ايراني فارسي زبان در بين الحرمين ‏-‏ميان مسجد النبي و قبرستان بقيع‏-‏ در شمارگان زياد قرار داده شده و به رايگان ارائه مي شود‏.‏

مولف وهابي اين كتاب وقايع عظيم غدير خم و شهادت ام الائمه و بانوي گرامي اسلام حضرت زهرا (س) را ازديدگاه اهل تسنن مطرح كرده و درنهايت با طرح ديدگاههاي وهابيون هر دو اين واقعه مهم تاريخ اسلام را مردود شمرده است‏.‏

ناشر اين كتاب ‏71‏ صفحه اي نيز انتشارات حقيقت ذكر شده اما مليت آن عنوان نشده است‏.‏
اين اقدام وهابيون سعودي بخشي از اقدامات و فعاليت گسترده آنها در موسم حج تمتع عليه جهان تشيع است‏.‏

اين روزها كتاب ديگري نيز تحت عنوان بهترين انسان ها بعد ازپيامبر توسط وهابيون سعودي درمدينه منوره درميان حجاج فارسي زبان توزيع مي شود كه دراين كتاب عقايد وهابيت درمورد صحابه رسول الله مطرح شده است‏.‏

لازم به ذكر است وهابیت فرقه انحرافي در مذهب حنبلی است که بسياري از علمای بزرگ اهل سنت و مسلمانان شيعه و سني اين فرقه انحرافي را قبول ندارند.

برخي مفتي هاي وهابی مانند ابن جبرین، شیعیان را رافضی مینامند و قتل آنان را مباح می‌دانند. تشیع را به مراتب بد تر از سایر ادیان میدانند و مال و جان آنان را حلال میدانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط یک محب  |