تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

پایگاه اینترنتی موسسه خیریه المصطفی صلی الله علیه واله وسلم به زبان عربی راه گشایی گردید.

پایگاه اینترنتی موسسه خیریه المصطفی صلی الله علیه واله وسلم به زبان عربی راه گشایی گردید.

آدرس سایت:

http://www.almustafacharity.com

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

دو خبر ویژه


موانع بازسازي حرمين عسکريين

در سفر اخير نوري مالکي به ايران، يکي از مسئولان طراز اول کشور به وي گفته بود: «باقيات و صالحاتي براي خود انجام بده و حرمين عسکريين را بازسازي كن و آن را گسترش بده» که نوري مالکي در پاسخ گفته است: من مدرسه و حسينيه آيت‌الله بروجردي را در سامرا احيا کرده‌ام.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تابناک، گذر زمان در شهرهاي گوناگون عراق و بالا رفتن فهم عمومي مردم اين کشور، اسناد و مدارک جديدي را از توطئه‌هاي مذهبي و سياسي اين کشور آشكار مي‌کند.



در همين زمينه، چندي پيش در دفتر «ع. د»، يکي از رهبران بزرگ سنّي‌ها در پارلمان عراق، سندي پيدا شده که او با برخي از نيروهاي شبه‌نظامي سنّي و برخي سياستمداران كنوني عراق، قراردادي را در مخالفت با بازسازي حرمين عسکريين تنظيم کرده‌ و چند شرط براي بازسازي گذاشته و گفته‌اند: دولت به کلي دست از بازسازي بردارد يا اگر قصدبازسازي دارد، اين شرايط را مراعات کند:
1- حرمين به مسجد بزرگ سامرا تغيير يابد.
2- توسعه حرمين در اندازه كنوني باشد.


3- گنبد و مناره‌ها طلاکوب نشوند.
4- مقبره و ضريح نداشته باشند.


5- نام عسکريين روي سنگ مرمر کف مسجد نوشته شود.
6- سرداب غيبت تخريب شود و نشانه‌اي از غيبت در آنجا باقي نماند.


7- اذان شيعيان از حرم پخش نشود.
8- اداره توليت حرمين به دست اوقاف اهل تسنن باشد.
9- آغاز بازسازي در حرمين با تأييد اين شرايط از سوي مراجع شيعه انجام شود.


گفتني است، در سفر اخير نوري مالکي به ايران، يکي از مسئولان طراز اول کشور به وي گفته بود: «باقيات و صالحاتي براي خود انجام بده و حرمين عسکريين را بازسازي كن و آن را گسترش بده» که نوري مالکي در پاسخ گفته است: من مدرسه و حسينيه آيت‌الله بروجردي را در سامرا احيا کرده‌ام.

گسترش اختلافات در خاندان "آل سعود"

شاهزادگاني كه با يكديگر اختلاف نظر دارند، به رقيبان سر سختي براي يكديگر تبديل شده‌اند به ويژه اينكه اين روزها شاهزاده "سلطان بن عبدالعزيز آل سعود" وليعهد عربستان به دليل شدت بيماري، در آستانه مرگ قرار گرفته است. 

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از جهان، برخي منابع عربستاني اعلام كردند در حال حاضر شاهزادگان عربستاني كه تصميم گيرندگان اصلي سياسي در اين كشور هستند در چندين موضوع مختلف به شدت با يكديگر اختلاف دارند.


 


اين منابع در ادامه افزودند: شاهزادگان "آل سعود" درباره سطح روابط كشورشان با سوریه و جریان مقاومت اسلامي منطقه اختلاف دارند. آنان همچنين در موضوع صلح با رژيم صهيونيستي اختلاف نظر دارند. موضوع سطح رابطه ميان رياض و واشنگتن نيز از ديگر اختلافات در ديدگاه‌هاي سران عربستان است.


 


در همين راستا برخي پايگاه‌هاي الكترونيكي فاش كردند كه در حال حاضر برخي اعضاي پرنفوذ "آل سعود" تمايل دارند كه رياض روابط خود را با كشور سوريه و نيز با جنبش هاي مقاومتي در منطقه تقويت كند در حاليكه گروهي ديگر به شدت با اين مسأله مخالفند و حتي خواهان موضعگيري رسمي عربستان در اين زمينه هستند.


 


 


اين پايگاهها در ادامه به نقل از افراد نزديك به "ملك عبدالله" پادشاه عربستان افزودند: گروهي از شاهزادگان كه در دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي نيز فعاليت دارند به شدت مخالف بهبود روابط كشورشان با سوريه هستند و براي برقرار نشدن اين رابطه تلاش مي‌كنند. اين شاهزادگان پشت پرده از ايالات متحده آمريكا حمايت مي‌شوند.


 


 اين منابع همچنين گفتند: شاهزادگاني كه با يكديگر اختلاف نظر دارند، به رقيبان سر سختي براي يكديگر تبديل شده‌اند به ويژه اينكه اين روزها شاهزاده "سلطان بن عبدالعزيز آل سعود" وليعهد عربستان به دليل شدت بيماري، در آستانه مرگ قرار گرفته است. از همين رو رقابت ميان جريانهاي مختلف درون خاندان حاكميت عربستان براي تصاحب پست ولايتعهدي آغاز شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

مرجع عالى قدر: سعادت دنيا و آخرت در عمل به قرآن كريم است

مرجع عالى قدر: سعادت دنيا و آخرت در عمل به قرآن كريم است



بسم الله الرحمن الرحيم

مرجع عالى قدر آيت الله العظمى شيرازى دام ظله در ديدار با شمارى از شهروندان تهرانى اهميت عمل كردن به معانى و آموزه هاى والاى قرآن و نقش آن در سعادتمندى جوامع بيانات مهمى ايراد داشتند كه در اين جا مشروح آن ذكر مى شود:

بسم الله الرحمن الرحيم

وجود مبارک مولاى متقيان على عليه السلام در نيمه هاى شب بيست و يكم ماه مبارک رمضان به شهادت رسيدند. امام حسن و امام حسين عليهما السلام در حدود ده جنازه مهيا كردند و يكى از آن جنازه ها را روى شتر نهادند و به مدينه فرستادند، يكى ديگر را به حيره ارسال نمودند، جنازه ديگر را نزديک مسجد سهله به خاک سپردند، و همچنين يكى ديگر را روانه مسجد كوفه كردند تا پشت مسجد كوفه در سمت قبله و مقابل محراب امام عليه السلام به خاک سپرده شود.
آن دو بزرگوار كمى پيش از سحرگاه قسمت عقب تابوتى را كه پيكر مقدس امام عليه السلام در آن بود برداشتند و به دنبال آن، قسمت جلو تابوت نيز از روى زمين برداشته شد. نقل شده است كه امام عليه السلام به آنان خبر داده بود كه اگر قسمت عقب تابوت را حمل كنند جبرئيل و ميكائيل جلو تابوت را بر دوش خواهند گرفت. آنان تابوت را به همين جايى كه اكنون مرقد مطهر امام عليه السلام آن جاست و آن زمان «نجف الكوفه» ناميده مى شد آوردند.
«نجف» به معناى زمين مرتفع است و آن جا تپه اى بود كه پيكر مطهر امام عليه السلام را كنار آن به خاک سپردند.

 اميرالمؤمنين عليه السلام:الله الله في القرآن؛ از خدا بترسيد و جانب قرآن را نگاه داريد». يعنى بدان تمسک كنيد و پايبند باشيد. از آن غافل نشويد و در عمل بدان كوتاهى نورزيد و روش خود را در تمام ابعاد زندگى بر اساس آن بنا نهيد.

مرقد مطهر امام عليه السلام را تا بيش از شصت سال جز پيامبران و فرشتگان ـ و چه بسا ائمه عليهم السلام با طى الأرض ـ كسى زيارت نمى كرد؛ چرا كه امام حسن و امام حسين عليهما السلام قبر مطهر امام را مخفى داشتند تا هدف هتک حرمت و تعرض امويان كه بغض امام عليه السلام را در دل داشتند واقع نشود. در حقيقت، مقدر نبود كه از مرقد مطهر آن حضرت به وسيله اعجاز محافظت شود؛ زيرا مشيّت خداى متعال هميشه به معجزه تعلق نمى گيرد و اساساً اگر قرار باشد هر چه خدا مى خواهد از طريق اعجاز تحقق يابد مسئله آزمون خلايق منتفى خواهد بود.
بدين سان قبر امام عليه السلام طى اين مدت مخفى بود و جز ائمه عليهم السلام و احتمالاً برخى از ياران خاص آنان كسى از محل قبر حضرت اطلاعى نداشت. طى اين مدت اين مكان از مردم پنهان بود تا اين كه منصور دوانيقى، امام صادق عليه السلام را به حيره تبعيد كرد و آن حضرت كه با صفوان از آن جا مى گذشتند جاى قبر مطهر را به او نشان دادند.
مولاى متقيان پس از ضربت خوردن و كمى قبل از اين كه به شهادت برسند يعنى در شب شهادت خطبه اى ايراد داشتند و در آغاز آن يادآورى كردند كه مخاطب ايشان همه كسانى هستند كه اين خطبه به گوششان خواهد رسيد. بنابراين ما و همين طور نسل هايى كه پس از ما خواهند آمد، در هر زمان و مكان، مخاطب اين كلمات گهربارخواهيم بود.
حضرت اين سخنان را در حالى ايراد فرمودند كه بر اثر ضربت شمشيرِ مسموم، فرق مباركشان شكافته شده و اين ضربه ناجوانمردانه به مغز سرشان رسيده و خون فراوانى از آن خارج شده بود، تا جايى كه اصبغ بن نباته ـ كه ديد سر مبارک حضرت با دستمال زردى بسته شده است ـ گفت: ندانستم كدام يک زردتر است: دستمال يا چهره مبارک حضرت؟!
ولى امام عليه السلام با همين حال ناگوار خطبه اى ايراد فرمودند و صريحاً مخاطب سخنان خود را تمام نسل ها دانستند. همه سخنان امام عليه السلام و همه سخنان ديگر امامان معصوم عليهم السلام جهانى است، ولى خصوصيت اين خطبه اين است كه در آن، اين مطلب اعلام و بدان تصريح شده است.
امام عليه السلام در يک جاى اين خطبه مى فرمايند: «الله الله في القرآن؛(1) از خدا بترسيد و جانب قرآن را نگاه داريد». يعنى بدان تمسک كنيد و پايبند باشيد. از آن غافل نشويد و در عمل بدان كوتاهى نورزيد و روش خود را در تمام ابعاد زندگى بر اساس آن بنا نهيد.
حضرت سخنان خود را با اين جمله نغز ادامه مى دهند: «لا يسبقكم بالعمل به غيركم؛ مبادا در عمل كردن به قرآن ديگران از شما پيشى گيرند»، يعنى مبادا در اين زمينه عقب بمانيد و ديگران از شما پيش افتند. منظور از «غيركم» در كلام حضرت طبعاً نامسلمانان هستند؛ يعنى بت پرستان، خورشيد پرستان، ماه پرستان، كسانى كه ادعا و گمان مى كنند از پيروان حضرت موسى يا حضرت عيسى على نبينا وآله وعليهما السلام هستند و نيز كافرانى كه به هيچ چيز اعتقاد ندارند.
معنى فرمايش امام عليه السلام اين است كه مبادا آنان پيش از شما به يكى از آيات قرآن عمل كنند و بدين ترتيب سعادت و پيشرفت را براى خود رقم زنند و شما در زندگى عقب بمانيد. براى نمونه مبادا اين گونه باشد كه در كشورهاى آنان آزادى وجود داشته باشد به طورى كه هيچ يک از شهروندانشان به كشورهاى شما پناهنده نشود و اساساً نيازى به اين كار احساس نكنند، ولى كشورهاى شما صادر كننده پناهندگان باشد. در آن صورت علت اين مسئله آن است كه آنان با اين كه نامسلمانند به مضامين آيات قرآن عمل كرده اند و شما كه مسلمانيد از عمل به آن وا مانده ايد.
با كمال تأسف بيشتر پناهندگان در جهان مربوط به كشورهاى اسلامى مى باشند. بنابراين شما پيروان و دوستداران اميرالمؤمنين عليه السلام به ويژه جوانان وظيفه داريد سخنان امام عليه السلام را به گوش جان بشنويد و براى تغيير وضع موجود خود بكوشيد و با پيش دستى كردن در عمل به قرآن، در همه سطوح زندگى از ديگران جلوتر باشيد.

آن روز كه امام عليه السلام اين سخنان را خطاب به همه نسل ها مى فرمود، يعنى در چهارده قرن پيش، آينده و وضعيتِ زندگى امروز ما را مى ديد و لذا به ما در خصوص عمل نكردن به قرآن و عقب ماندن از كاروان زندگى در همه زمينه ها هشدار مى داد.
مثلا ممكن است ديگران به مضمون يكى از آيات قرآن درباره اقتصاد تا حدودى عمل كنند و ما از آن غافل بمانيم. آن گاه در پى مشاهده پيشرفت آنان در پى آنان افتيم تا شكوفايى و رونق اقتصادى را از آنان بياموزيم، در حالى كه قرآن ـ كه ريشه همه پيشرفت ها و نيكبختى ها است ـ در دست ماست.
وضعيت فعلى بسيار تلخ و دردناک است و ما بايد بيش از گذشته هشيار باشيم؛ چرا كه مشكلاتى كه امروزه مسلمانان با آن دست و پنجه نرم مى كنند بيش از مشكلات يک دهه پيش، و مشكلات اين قرن بيش از قرون گذشته است.
چرا شاهد اين واقعيت تلخ هستيم كه كسانى كه قرآن را قبول ندارند و خود را مسلمان نمى دانند با عمل به مضامين قرآن و به نسبت عمل به آن، به نيک بختى دست مى يابند و ما كه خود را مسلمان مى دانيم از عمل به آن غافليم؟!
معانى و مضامينى كه در قرآن كريم وجود دارد همان چيزى است كه سعادتمندى مى آفريند. ديگران به قرآن اعتقاد ندارند و اگر به آموزه هاى قرآنى عمل مى كنند نه از آن روست كه اين امور آموزه هاى قرآن است. با اين حال و با همه بدى هايى كه اين افراد دارند، اگر اعمالشان با تعاليم قرآنى انطباق داشته باشد به اندازه انطباق اعمالشان با قرآن نتيجه مى گيرند و آثار مثبت آن در زندگى شان منعكس مى شود.
خوب است از ميان صدها شاهد اين موضوع مثالى ذكر كنم. حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام حدود پنج سال حكومت كردند و حكومت ايشان از نظر مشكلاتِ فراوانِ داخلى و خارجى كم نظير و بلكه بى نظير بود. اما به رغم كوتاهى مدت زمامدارى ايشان و وجود آن همه مشكلات، سخنان و اعمال درخشان حضرت طى اين مدت، اين دوره را از همه جهت در كل تاريخ به دوره اى بى نظير تبديل كرده است.
اين موضوع مى تواند كليد نگارش صدها كتاب درباره آن نقاط درخشان شود كه در تاريخ كم نظير يا بى نظير است.
مثالى كه دوست دارم در اين جا ياد آور شوم مربوط به مسائل اقتصادى است. اقتصاد هميشه مسئله مهمى بوده است. با پول و ثروت است كه اعمال خيريه و عام المنفعه پشتيبانى مى شود و با كمک همين مال و ثروت است كه قواى باطل به نشر باطل و رذيلت مى پردازند. روزى كه اموال حضرت خديجه سلام الله عليها تمام شد پيامبر صلى الله عليه وآله مجبور شدند به شعب ابى طالب عليه السلام پناه ببرند. البته يارى خداى متعال هيچ گاه متوقف نشد و پيامبر جهاد خود را ادامه دادند و ابلاغ رسالتشان هم چنان ادامه يافت.
اميرالمؤمنين عليه السلام بر مصر ـ كه از مصر امروز بزرگ تر بود ـ يک والى گماشته، برايش عهد نامه اى نگاشتند. در اين عهدنامه مشهور دو سطر درباره تجارت آمده است كه قبل از پرداختن به آن يادآورى نكته اى لازم است.
در جنگ جهانى دوم ژاپن جزو كشورهايى بود كه خسارات بسيارى متحمل و اقتصاد آن كشور ويران شد. در آن روز يكى از كشورهاى اسلامى كه ذكر نام آن لازم نيست هم ويران شد و اقتصاد آن به شدت دچار ويرانى گرديد. اما خساراتى كه ژاپن و اقتصاد ژاپن متحمل شد از آن كشور اسلامى بيشتر بود.

 شما پيروان و دوستداران اميرالمؤمنين عليه السلام به ويژه جوانان وظيفه داريد سخنان امام عليه السلام را به گوش جان بشنويد و براى تغيير وضع موجود خود بكوشيد و با پيش دستى كردن در عمل به قرآن، در همه سطوح زندگى از ديگران جلوتر باشيد.

با پايان يافتن جنگ، ژاپنى ها شروع به بازسازى كشورشان كردند و يكى از اقداماتشان در اين خصوص، عمل به مضمون همين دو سطر بود كه در عهدنامه امام عليه السلام آمده است. طبعاً آنان نمى گويند به سفارش امام عمل كردند ولى در هر حال آنچه اهميت دارد اين است كه به مضمون اين دو سطر عمل كردند. شايد برخى از آنان اين عهدنامه را يافته و به آموزه هاى اقتصادى آن عمل كرده و نخواسته باشند اين مطلب را بازگو كنند. چه خوب بود اگر پژوهشگران جوان به پى جويى و پژوهش در اين خصوص مى پرداختند.
اين دو سطر مربوط به مسئله صادرات و واردات كالا است و نوشته اند در پى سياست ژاپن در زمينه صادرات و واردات، اين كشور به چنان پيشرفت فوق العاده اى نائل شد كه طى دهه هاى اخير اقتصاد اين كشور حتى بر اقتصاد امريكا ـ آن هم در داخل امريكا ـ تفوق چشمگيرى يافت. در پى همين برترى چشمگير اقتصادى، امريكا مجبور شد براى حفظ اعتبار خود قانونى تصويب كند و طى آن كالاهاى ژاپنى را محدود نمايد. اتخاذ چنين سياستى با قانون كلى امريكا ـ كه هيچ محدوديتى در قبال هيچ كشورى ايجاد نمى كند ـ منافات دارد و امريكا براى حفظ اقتصاد خود در برابر تفوق اقتصادى ژاپن اين تدبير را انديشيد.
اما ژاپن براى تحقق بخشيدن به اين جهش اقتصادى چه كرد و چگونه توانست بر اقتصاد امريكا حتى در درون اين كشور و با وجود امكانات فراوان مادى آن تفوق يابد؟

ژاپن به مضمون دو سطر از عهدنامه امام عليه السلام عمل كرد. امام عليه السلام طى اين دو سطر از والى خود مى خواهد كه كار صادرات و واردات كالا را به خود تاجران واگذارد و دولت در آن دخالتى نكند. يعنى صادرات و واردات آزاد باشد و دولت جز نظارت نقش ديگرى در آن نداشته باشد. حضرت مى فرمايند:
«ثم استوص بالتجار وذوي الصناعات وأوص بهم خيراً المقيم منهم والمضطرب بماله و المترفق ببدنه فإنهم موادّ المنافع وأسباب المرافق، وجلاّبها من المباعد والمطارح في برّك وسهلك وجبلك وحيث لا يلتئم الناس لمواضعها ولا يجترئون عليها فإنهم سلم لا تخاف بائقته وصلح لا تخشى غائلته. وتفقّد أمورهم بحضرتك وفي حواشي بلادك؛ سپس سفارش نيک در حق آنان بكن، چه آنان كه در شهر خود مقيم اند و چه آنان كه با سرمايه خود به شهرهاى مختلف مى روند و چه كسانى كه از دسترنج خود زندگى مى كنند؛ زيرا آنان در چشمه منافع و اسباب فراهم آوردن ساز و برگ زندگى و به دست آورنده آن از نقاط دور، صحرا، خشكى و دريا، دشت و كوهسار و جاهايى هستند كه مردم در آن جاها گرد نمى آيند و جرأت رفتن به آنجا را ندارند. آنان مردمى مسالمت جويند كه بيم فتنه گرى از آنان نمى رود و از شر و فسادشان وحشتى احساس نمى شود به كارهاى آنان رسيدگى كن خواه در محضر تو باشند يا در اطراف بلاد تو، به سر ببرند».
يک تاجر طبيعتاً در پى سود است و براى به دست آوردن منفعت دائماً در حال تهيه احتياجات مردم مى باشد. از اين رو اگر او را آزاد بگذاريم، نيازهاى مردم را برآورده مى سازد و در تابستان چيزهايى را كه مردم در زمستان به آن نياز دارند تهيه مى كند و در زمستان در پى فراهم كردن امورى است كه مردم در تابستان به آن نيازمند خواهند شد.
وانگهى اين تحرک تجارى با فراهم كردن فرصت هاى شغلى، افرادِ بى كارِ فراوانى را به كار مشغول مى كند و باعث بهره بردارى از هر پول و ثروتى مى شود، حتى اگر اندک باشد.
از اين رو هيچ ضرورتى ندارد كه دولت در سود تجار شريک شود يا درصدى از آنان بستاند. بلكه فقط وظيفه دارد بر آنان نظارت كند تا از سوى مصرف كنندگان يا خود تجار به حدود و حقوق الهى يا حقوق بندگان تعدى نشود و دولت اسلامى فقط حقوق شرعى نظير خمس و زكات را مى ستاند و آن كه از پرداخت اين حقوق خوددارى كند حسابش با خدا خواهد بود.
اين كارى است كه ژاپن آن روز انجام داد و مسئله صادرات و واردات را به تاجران واگذار نمود. همين آزادى تجارى باعث شد ژاپن به آن پيشرفت و توسعه اقتصادى دست يابد، هر چند امكانات مادى اين كشور به پاى امكانات مادى امريكا نمى رسيد.
امام عليه السلام از اين كه ديگران در عمل كردن به قرآن بر ما سبقت بگيرند به ما هشدار داده است. همان طور كه ژاپنى ها و در عمل به اين فرموده امام بر ما سبقت گرفتند و اين فرمايش امام عليه السلام بى شک برخاسته از قرآن است.
امروزه جوانان مؤمن وظيفه دارند مجدانه تلاش كنند تا غيرمسلمانان بر مسلمانان تقدم نيابند. طبعاً منظور اين نيست كه چنين كارى با خشونت و درگيرى و جنگ صورت پذيرد، بلكه بايد از طريق معرفت، آگاهى بخشى و عمل تحقق يابد. جوانان بايد اين حقايق را از عمق جان درک كنند و جايگاه والاى قرآن را بشناسند و آن را به جهانيان معرفى كنند.
همين مسئله به تنهايى مى تواند ماده خام و اساسى كار توليد يک فيلم شود و چه بسا بسيارى از مسيحيان و مشركان عالم با تماشاى آن به اسلام گرايش پيدا كنند. زيرا طبيعت مردم به گونه اى است كه در پى زندگى بهترند و قرآن چنين چيزى را برايشان تضمين مى كند؛ چرا كه قرآن براى سعادت دنيا و آخرت نازل شده و امامت ـ همان طور كه در كتاب هايمان خوانده ايم ـ عبارت است از رياست عام و كلى در امور دين و دنيا.
اميرالمؤمنين عليه السلام فقط يک پيشوا در امور دينى نبود بلكه آن جناب امام دين و دنيا مى باشد. قرآن كريم نيز فقط براى امور اخروى نيست، بلكه براى دنيا نيز هست. جوانان مسلمان بايد اين حقيقت را كاملاً درک كنند. همين طور جوانان جهان از هر جا هستند، اعم از مسلمان و غير مسلمان، بايد اين واقعيت را دريابند كه اگر خواهان زندگى سعادتمندانه اى براى خود و ملتشان در همه زمينه هاى فرهنگى و اجتماعى هستند بايد از اميرالمؤمنين عليه السلام عمل كردن به قرآن را بياموزند.
هر سخن قرآن و هر آيه و جمله اى در آن سعادت دنيا و آخرت را به ما عطا مى كند، به شرط آن كه آن را به خوبى بفهميم و بدان عمل كنيم. امام نفرمودند: «لايسبقكم به؛ كسى در قرآن بر شما پيشى نگيرد»، بلكه فرمودند: «لا يسبقكم بالعمل به؛ كسى در عمل كردن به قرآن بر شما پيشى نگيرد».
در دعاهاى مربوط به شب هاى ماه مبارک رمضان مى خوانيم: «أن تجعلني ممن تنتصر به لدينك ولا تستبدل بي غيري؛ [خدايا از تو مى خواهم] مرا از كسانى قرار دهى كه با آنان دين خود را يارى مى كنى و ديگرى را جانشين من نسازى» و در تعقيبات نماز صبح يک صد بار مى خوانيم: «واجعلني ممن تنتصر به لدينك ولا تستبدل بي غيري؛ مرا از كسانى قرار ده كه دين خود را با آنان نصرت مى بخشى و ديگرى را به جاى من بر اين كار نگمار».
يكى از مصاديق نصرت دين دعوت و ترغيب ديگران به دين با گفتار و كردار و نيز شركت در مجالس ذكر اهل بيت عليهم السلام و بازگو كردن حقايق براى مردم است تا نا آرامى هاى فزاينده اى كه امروز در جامعه شاهد آنيم از ميان برود.

يک تاجر طبيعتاً در پى سود است و براى به دست آوردن منفعت دائماً در حال تهيه احتياجات مردم مى باشد. از اين رو اگر او را آزاد بگذاريم، نيازهاى مردم را برآورده مى سازد و در تابستان چيزهايى را كه مردم در زمستان به آن نياز دارند تهيه مى كند و در زمستان در پى فراهم كردن امورى است كه مردم در تابستان به آن نيازمند خواهند شد.

به رفتار جوامع اسلامى كه قانون آنها طبعاً بايد قرآن كريم باشد در ماه رمضان و ديگر ماه ها بنگريد و ببينيد آيا با تعاليم قرآن كريم هماهنگى دارد؟ متأسفانه اوضاع برخى از جوامع و دولت هاى ما حتى از آنچه در بلاد كفر و كشورهاى غير اسلامى روى مى دهد بدتر است.
در رسانه ها آمده است كه عده دختران يك شهر كوچك در يكى از كشورهاى اسلامى كه طى يک سال خودكشى كرده اند به بيست نفر مى رسد! آيا چنين وضع تأسف بارى شايسته يک شهر مسلمان نشين است؟! امروزه در يک شهر كوچک طى مقطع زمانى يک سال اين آمار هولناک از خودكشى دختران گزارش مى شود، در حالى كه طى پنج سال حكومت اميرالمؤمنين صلوات الله عليه آن هم بر نيمى از كره زمين و پنجاه كشور امروزين حتى يک مورد خودكشى گزارش نشده است.

چرا يک جوان دست به خودكشى مى زند؟ آيا اين كار جز دوره اى از تعاليم قرآن، معنا و توجيه ديگرى مى تواند داشته باشد؟
همچنين نوشته اند ميانگين طلاق در يكى از كشورهاى اسلامى به 60 درصد بالغ شده است. آيا از گذشته تا عصور متأخر هيچ گاه جهان شاهد چنين آمارهاى تلخى بوده است؟ آيا در چنين حالى نبايد براى نصرت دين بشتابيم؟ آيا همه ما كم و بيش در برابر اين اتفاقات مسئول نيستيم؟ پديده طلاق چه نتايج ناگوارى بر جا مى نهد؟ مرد و زنى كه با هم متاركه مى كنند كم ترين اتفاقى كه برايشان مى افتد نگرانى و افسردگى عصبى است و وبال جامعه مى شوند. آن روزنامه همچنين نوشته بود كه بيش از 25 % از جوانان آن كشور اسلامى بيكارند. وظيفه مقابله با اين پديده هاى خطرناک بر عهده چه كسى است؟
اين كار نياز به برداشتن سلاح ندارد، بلكه نيازمند شناخت قرآن كريم و اجراى آن است. بايد تصميم بگيريم از يارى كنندگان دين و مصداق «من تنتصر به لدينك» باشيم.
دين عبارت است از سعادت دنيا و آخرت و بى ترديد آنچه در حال رخ دادن است با دين كم ترين نسبتى ندارد، زنى كه طلاق مى گيرد ده ها تن از خويشان و آشنايانش كه اطراف او هستند از اتفاقى كه برايش پيش آمده آزرده خاطر مى شوند و اين اتفاق ناگوار بر رفتار و اخلاقشان اثر منفى خواهد گذاشت.
بايد براى حل مشكلات جوانان از هرگونه كمک مادى و معنوى دريغ نكنيم و يارى مان را دو چندان سازيم. جوانان، خود نيز خيلى كارها مى توانند انجام دهند و تلاش در اين امور فقط به علما يا ثروتمندان اختصاص ندارد.
موج اباحى گرى و بى مبالاتى نسبت به اعتقادات كه امروزه در كشورهاى اسلامى شاهد آنيم، مسئوليت مواجهه با آن بر دوش جوانان مؤمن هم هست. آنان نيز مى توانند تا حدودى جلو اين مسئله را بگيرند. لذا بايد عقايد و احكام اسلامى را بيشتر بياموزند تا بتوانند ديگران را نيز با آن آشنا كنند و موجى از آگاهى بخشى و پايبندى به اسلام بيافرينند و بدين وسيله اوضاع عوض شود و إن شاء الله مسلمانان عزت گذشته خود را بازيابند.
تقدير ما اين نيست كه گروهى بر اوضاع چيره باشند و هر چه دلشان بخواهد انجام دهند و ديگران منقاد و مطيع آنان باشند. وقتى افراد جامعه ذر عمل به قرآن كوتاهى كنند نتيجه معلوم است و سرنوشتى جز اين نخواهند داشت.
در جهان امروز و با وجود اين پيشرفت هول انگيز در علم و تكنولوژى و هواپيماهاى جديد، كشتى هاى غول پيكر، ماشين ها و ابزارهاى گوناگون، طلا، نفت، معادن و موادى كه حتى از طلا ارزشمندتر است و از دل زمين استخراج مى شود، روزانه چند هزار نفر در جهان از گرسنگى جان مى سپارند؟ چرا چنين وضعى وجود دارد؟ آيا جز اين است كه اين اوضاع ريشه در بى اعتنايى به قرآن دارد، خواه از سوى كسانى كه قرآن را قبول ندارند و خواه كسانى كه خود را مؤمن به قرآن مى شمارند؟ بياييد ما كه با قرآن نسبت داريم به اين كتاب شريف عمل كنيم و جهانيان را نيز به عمل كردن به مضامين بلند آن فرا خوانيم و بدين ترتيب اين توده سياه مشكلات و مصائب را كنار زنيم.
آيا در جايى خوانده ايد كه در دوران زمامدارى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كسى از گرسنگى جان سپرده باشد؟ اين در حالى است كه امام عليه السلام دشمنان فراوانى داشت و آنان در پى كوچک ترين نقطه ضعفى از آن حضرت بودند تا آن را بزرگ كنند و در بوق و كرنا قرار دهند. ولى با اين حال ما چيزى از اين قبيل در حكومت حضرت نشنيده ايم و حتى يك نكته منفى از ايشان نقل نشده است. اصلا كار به جايى رسيد كه وقتى دشمنان حضرت از پيدا كردن نقصى در ايشان ناتوان شدند برخى از مناقب ايشان را در شمار معايب حضرت قلمداد كردند و مثلا چون ايشان سخت دل و بى رحم نبود به نظر آنان شايستگى خلافت را نداشت و لذا گفتند: لولا دعابة فيه(2).
حتى اگر يک نفر در دوران حكومت حضرت از گرسنگى جان مى سپرد غوغايى به پا مى كردند ولى چون نيافتند ساكت ماندند. آرى، يک نفر از فرط گرسنگى جان سپرد ولى در دوران حكومت عثمان مرد، نه حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام.
بكوشيد از كسانى باشيد كه خداى متعال به واسطه آنها دين خود را يارى مى كند و از خدا استقامت در اين راه را بخواهيد تا مبادا خداى متعال لياقت اين مقام را از شما بستاند و به جاى شما ديگران را در اين جايگاه مهم بنشاند. (اين پديده ابدال ناميده مى شود و بايد از آن به خداى متعال پناه بريم). عبيدالله بن حر جعفى از ياران حضرت امير عليه السلام بود و «نسخه» اى از آن حضرت داشت؛ يعنى كتابى داشت كه در آن احاديثى كه از حضرت شنيده بود وجود داشت و پس از او راويان آن احاديث را از طريق او روايت كردند. از آن طرف زهير بن قين مردى عثمانى يعنى ناصبى و منحرف از مسير اهل بيت عليهم السلام بود.
حضرت سيد الشهدا عليه السلام در مسيرشان به كربلا با عبيد الله بن حر جعفى ملاقات و او را به يارى دعوت كردند ولى او عذر خواست و گفت: شمشير و اسبم را به شما مى دهم! امام حسين عليه السلام شمشير و اسب او را نپذيرفتند و خداى متعال به جاى عبيد الله جعفى، زهير بن قين را در خدمت امام حسين عليه السلام قرار داد؛ همان كسى كه در ابتداى كار منحرف بود ولى در آن سفر دعوت امام حسين عليه السلام را از دل و جان لبيک گفت.

دين عبارت است از سعادت دنيا و آخرت و بى ترديد آنچه در حال رخ دادن است با دين كم ترين نسبتى ندارد

عبيد الله جعفى بعدها پشيمان و به حكام و سلاطينى مبتلا شد كه قصد جانش را داشتند. او خود را در آب افكند و غرق شد و خسران دنيا و آخرت را براى خود خريد. اما زهير به جايى رسيد كه در زيارت اين گونه خطاب مى شود: «السلام عليكم ايها الصديقون؛ درود بر شما اى صديقان». «صدّيق» بودن مقامى فوق العاده بالا است. امام كاظم عليه السلام درباره جده خود حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مى گويد: آن حضرت صديقه اى بود كه به شهادت رسيد. بى شک صدّيق بودن خود درجات و مراتب گوناگونى دارد و مقام شهيدان كربلا هرگز به مقام والاى صديقه دو سرا نمى رسد. ولى به هر حال زهير بن قين و نيز ديگر اصحاب امام حسين عليه السلام به چنان مرتبت والايى دست يافتند كه امامان ما به پيروان خود دستور دادند آنان را با اين عبارات عظيم زيارت كنند.
پس به هوش باشيم و از ابدال الهى بترسيم كه به سرعت و به صورتى دهشت انگيز رخ مى دهد.
از خداى متعال مسئلت دارم همه ما را در همه زمينه ها توفيق بخشد تا بتوانيم بيش از بيش از سخنان اميرالمؤمنين استفاده كنيم و در عمل به قرآن پيشاهنگ همگان باشيم. و صلى الله على محمد واله الطاهرين.


1) نهج البلاغه، نامه 47 (وصيت حضرت به امام حسن و امام حسين عليهما السلام).
2) حضرت مى فرمايند: شگفتا از پسر نابغه (يعنى عمر و عاص) كه ميان مردم شام مى گويد كه من اهل شوخى و خوشگذرانى هستم و عمر به بيهوده مى گذرانم (نهج البلاغه، خطبه83).


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

در دفاع از اهل بيت عليهم السلام هيچ گونه نرمش و سازشى نشان نمى دهيم

حجت الاسلام سيد احمد شيرازى:
در دفاع از اهل بيت عليهم السلام هيچ گونه نرمش و سازشى نشان نمى دهيم



بسم الله الرحمن الرحيم

شمارى از جوانان و فعالان فرهنگى و مذهبى كويت با فرزند مرجع بزرگوار آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله، جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد شيرازى در محل اقامتشان در كويت ديدار كردند و از بيانات ايشان بهره بردند.
حجت الاسلام شيرازى طى اين ديدار با اشاره به آيه شريفه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛(1) اى مؤمنان روزه بر شما مقرر شد همان گونه كه بر پيشينيان نيز واجب شده بود، باشد كه پرهيزگار شويد» اظهار داشت:
«ليت» و «لعل» معناى ترجّى را مى رسانند و «لعل» براى ترجىِ ممكن است. ولى اگر مربوط به خداى سبحان باشد اين كلمه به معناى «لكى» خواهد بود؛ زيرا خدا از آنچه در آينده رخ مى دهد خبر دارد.
خداى متعال در اين آيه به ما يادآورى مى كند كه اگر روزه بگيريم، با تقوا خواهيم شد و متأسفانه تقريبا هفتاد درصد از انسان ها در روزه و اعمالشان تقواى الهى را نگاه نمى دارند.
اگر واجبات و مستحبات را ملاحظه كنيم مى بينيم عده واجبات بسيار كم تر از مستحبات است. واجبات امورى ضرورى چون نماز و روزه اند كه رشته اتصال خدا و انسان به شمار مى روند و آن كه واجبات را ترك مى كند روح او مى ميرد يا به شكل ناگوارى بيمار مى شود.
در مقابل، مستحبات شمار فراوان دارد و براى پالايش، تزكيه و آراستگى روح است.
طى سال هايى كه مرحوم آيت الله سيد محمد رضا شيرازى قدس سره در ايران بود به دردى در ناحيه كمر دچار شد و به پزشك مراجعه نمود. پس از معاينه و آزمايش، پزشک از ايشان سؤالاتى پرسيد از جمله اين كه «آيا هنگام خشم احساس مى كنيد رگ كمرتان مى زند؟»
آيت الله سيد محمد رضا شيرازى قدس سره پس از تفكرى ساده با همان لبخند هميشگى گفت: «من تا به حال هيچ گاه خشمگين نشده ام!» پزشك از اين جواب تعجب كرد و دوباره پرسيد: كمى فكر كنيد. شايد در گذشته هاى دور خشمگين شده و احساس كرده باشيد نبضتان در آن ناحيه مى زند.
مرحوم سيد با لبخند پاسخ دادند: من تا به حال خشمگين نشده ام.
حركت كردن در خلاف جريان طبيعت بشرى جداً دشوار، ولى ممكن است و بهترين شاهد اين سخن آيت الله سيد محمد رضا شيرازى مى باشد. طبيعت بشرى مى گويد: آدمى زاد به طور طبيعى گاهى خشمگين مى شود ولى انسان هايى وجود دارند كه در زندگى هرگز دچار خشم نشده اند. اين كار ممكن، ولى نيازمند تصميم و جديت است. نظم و ضابطه مندى هر چند پس از گذشت ديرزمانى انسان را به اوج مى رساند. كسانى كه به ورزش پرورش اندام مى پردازند براى بزرگ كردن عضلات خود تلاش مى كنند ولى پرورش روح به انرژى و انظباط بيشترى نياز دارد تا به مرحله وارستگى برسد. لذا از همين لحظه بايد براى تغيير نفس خود دست به كار بشويم و كار را به فردا يا حتى چند ساعت ديگر موكول نكنيم تا در آينده به سطح قابل قبولى دست يابيم. هيچ كس از مرگ خود خبر ندارد و هيچ كدام از ما فكرش را هم نمى كرد كه زمان مرگ مرحوم آقا سيد رضا نزديك باشد. او با همه رابطه نزديكى داشت و هنگامى كه به كويت تشريف مى آورد به ديگران پيشنهاد بحث مى داد، نه درس؛ زيرا خود را هم درسِ همه طلاب علوم دينى احساس مى كرد و با وجود آن پايگاه والاى علمى، براى خدا تواضع مى كرد و لذا خداى متعال نيز او را در دل هاى مردم و در زندگى و پس از ارتحال بالا برد و رفعت بخشيد.
پرورش روح كارى دشوار ولى ممكن است. براى فهم معادله اى كه ما را به درجات والاى روحى نائل مى سازد، اين مثال راه گشاست:
كسى كه چندين تن هندوانه مى فروشد افزودن ده كيلو، در حساب و كتاب او تغيير چندانى ايجاد نمى كند، اما يك طلافروش كه با ميلى گرم و نخود و سوت و... واحدهاى بسيار دقيق وزن سر و كار دارد، كم ترين تغيير، محاسبات او را به هم مى ريزد. انسان بايد به همين سان و مثل طلافروش ها در اعمال خود دقيق و ظريف عمل كنند و در امور جزئى نيز باريك بينى به خرج دهد.
مرجع عالى قدر درباره مرحوم سيد محمد رضا شيرازى اعلى الله درجاته فرمودند: ايشان مصداق حديث شريفى بود كه مى فرمايد: «المؤمن نفسه منه في تعب والناس منه في راحة؛ نفس مؤمن از او در رنج، و مردم از [گزند] او آسوده خاطرند».
در وجود او وسواسى كه خانواده اش يا مردم را بيازارد نبود، بلكه در زندگى خود احتياطى ويژه داشت.
ماه مبارك رمضان از بهترين فرصت ها براى به دست آوردن ملكه تقوا (لعلكم تتقون) به شمار مى رود. تقوا راهى پرسنگلاخ است و انسان بايد بداند هنگام گام برداشتن پاى خود را در كجا قرار دهد و مواظب تمام جوارح خود به ويژه زبان كه از همه خطرناك تر است باشد. خطر ديگرى هست كه در ميان ما كم تر كسى به آن التفات دارد و آن خطر فكر است. صرف فكر كردن به گناه چيز خطرناكى است كه بايد از آن خوددارى كرد. لذا بايد فكر را از انديشه گناه حفظ كنيم تا خداى ناكرده در دام گناهان نيفتيم.
لازم نيست در مسير خودسازى و ايجاد تحول در شخصيت خود شتاب به خرج دهيم. اگر اين كار به تدريج و آهستگى ولى به صورت اصولى انجام پذيرد بهتر از تغيير سريعى است كه پر از نقاط اشتباه باشد.
لذا بايد ماه مبارك رمضان براى ما ماه گام هاى صحيح باشد، نه گام هاى سريع. همه ما بايد پيش از ماه مبارك رمضان از خود بپرسيم: ما اكنون در كجاى زندگى هستيم؟ و چگونه ايم؟ و اين دو پرسش را در هر روز از ماه مبارك رمضان و در پايان آن از خود بپرسيم. بايد آهسته آهسته از گناهانى كه براى برخى به صورت عادت درآمده است جدا شويم. بسيارى از انسان ها اراده پولادينى براى ترك يكباره عادات منفى ندارند و اگر چنين كنند آثار منفى آن متوجه روحشان خواهد شد. لذا بايد آهسته و به تدريج گام بردارند تا به هدف برسند.
هم چنين بايد ملكه حيا را در وجود خود تقويت كنيم زيرا نقش مهمى در پرهيز از گناه دارد.
كودك نوآموزى كه به دبستان مى رود در روزهاى نخست حرف الف را نمى تواند به صورت راست و مستقيم بنويسد و غالبان آن را كج و معوج مى كشد ولى همين مقدار براى او عالى است؛ زيرا احساس مى كند توان نوشتن آن را دارد. همين طور در حساب و رياضيات ابتدا امور ساده اى چون (2=1+1) براى كودك تفهيم مى شود و اين كار آن قدر ادامه پيدا مى كند تا نوبت به درس هاى دشوارتر و مهم تر برسد. ما در مقابله با كارهاى نيك و بد نيز بايد به همين سان عمل كنيم و به صورت حرفه اى با گناهان مقابله نماييم. خوب است امشب شب ليست بردارى از اعمالمان باشد و آنها را روى كاغذ يا در ذهن خود فهرست كنيم و كار را از كاستن گناه شروع نماييم تا به يارى خدا در زمانى نه چندان دور به نتايج شگفت انگيزى دست يابيم. در نهايت وقت زيادى داريم تا مصداق «لعلكم تتقون» باشيم و روى آن كار كنيم.
در ادامه حجت الاسلام سيد احمد شيرازى طى جلسه پرسش و پاسخ به سؤالات جوانان پاسخ گفتند.
ايشان در پاسخ به اين پرسش كه «راه بازيابى ملكه حيا چيست» اظهار داشتند: نفس انسان به ندرت مى ميرد ولى هميشه راه بازگشت وجود دارد. وقتى انسان به قصد رفتن به شمال به اشتباه به سوى جنوب حركت مى كند، با هر گام كه بر مى دارد، كار بازگشت را بر خود دشوار مى كند. ولى با اين حال راه بازگشت هر چند دشوار باشد، ممكن است. نفس انسان نيز هر چند از راه صواب دور باشد، بازگرداندن آن ممكن است و البته در اين خصوص تمرين نقش فوق العاده مهمى دارد.
وى همچنين در پاسخ به اين پرسش كه «با كسانى كه به ائمه صلوات الله عليهم اجمعين توهين مى كنند چگونه رفتار كنيم؟» تأكيد كرد: دفاع از اهل بيت عليهم السلام از اوجب واجبات است. ما در قضيه اهل بيت سلام الله عليهم هرگز با كسى ـ هر كه باشد و حتى به صورت شوخى ـ سازش يا نرمش نخواهيم نمود. متأسفانه برخى درباره شعائر حسينى سخنان مطايبه آميزى بر زبان مى آورند و اين به هيچ روى پذيرفتنى نيست. عاشورا و عزادارى مسئله فوق العاده عظيمى است و به هيچ عنوان اجازه داده نمى شود اين مسئله عظيم مورد تمسخر قرار گيرد. اساساً سه چيز هست كه ما هرگز و هرگز در خصوص آن با كسى سازش نخواهيم كرد: خدا، قرآن كريم و اهل بيت عليهم السلام.
ميثم تمار و عمار بن ياسر الگوى ما هستند و هر موضع و موضوعى شيوه برخوردِ ويژه ى خود را دارد. 


1) بقره (2)، آيه 183

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط یک محب  |