تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

بايد خداباورى را در وجودمان تقويت كنيم

مشروح بيانات مرجع عالى قدر در جمع بانوان:

بايد خداباورى را در وجودمان تقويت كنيم



بسم الله الرحمن الرحيم

در ايام پايانى ماه مبارك رمضان امسال (8مهرماه1387) به مانند سال هاى گذشته بانوان شهر مقدس قم خدمت آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى رسيدند و از بيانات ارزنده ايشان بهره بردند. معظم له در اين ديدار ضمن تأكيد بر مقوله حفظ دين، مهم ترين راهكار آن را تقويت معادباورى و خداباورى دانستند.
متن بيانات معظم له بدين شرح است:
در موضوع وداع با ماه مبارك رمضان دعاهاى چندى از پيشوايان دين صلوات الله عليهم وارد شده است. براى نمونه از امام سجاد و امام صادق عليهما السلام به طور جداگانه دو دعا در اين خصوص وارد شده كه مرحوم اخوى هر دو را در اواخر اعمال ماه مبارك رمضان آورده اند.

 خداى متعال در دو جاى قرآن و طى دو آيه به ما آموخته است كه دعا و درخواست از خدا بايد با كوشش توأم باشد. يعنى انسان بايد روى نياز به درگاه بارى تعالى آورد و برآوردن همه خواسته هايش را از خداى متعال مسئلت كند.

بكوشيد اين دو دعا را با التفات به معانى و مضامين بلند آن بخوانيد تا اين كه از ماه مبارك رمضان بيشتر بهره بردارى كنيد. در دعاى وداع امام صادق با ماه مبارك رمضان، آن حضرت به درگاه خداى متعال چنين عرضه مى دارند: «اللهم اني أسألك .... ان تجعل شهرنا هذا أعظم شهر رمضان مرّ علينا منذ أنزلتنا الى الدنيا بركة في عصمة ديني وخلاص نفسي و قضاء حوائجي؛ پروردگارا از درگاه تو مسئلت دارم كه .... اين ماه را پربركت ترين ماه رمضانى قرار دهى كه از زمانى كه به دنيا فرودمان آورده اى به خود ديده ايم و آن را با ايمنى در دين و رهايى نفس و برآمدن حاجاتمان توأم سازى».

حضرت در اين دعا در اواخر ماه مبارك رمضان ازخداى متعال «عصمت در دين» را طلبيده اند. «عصمت» در لغت به معناى نگهدارى است. امامان معصوم نيز از آن رو «معصوم» خوانده مى شوند كه از كارهاى ناروا خوددارى مى كنند و خود را از حرام و مكروه و آنچه خوشايند خدا نيست نگاه مى دارند. اين مقام درجه بالايى از عصمت است ولى ما هم بايد از خداى متعال عصمت در دين را مسئلت كنيم. همان طور كه برخى از مردم از سرمايه، تندرستى يا ديگر داشته هاى دنيوى خود نگهدارى مى كنند دين آدمى نيز به نگهدارى نياز دارد و همان طور كه مى بينيم امام صادق عليه السلام در اين دعاهاى شريف به ما ياد مى دهند نگاهداشت دين خود را از درگاه بارى تعالى درخواست كنيم.

توأم بودن دعا و كوشش
خداى متعال در دو جاى قرآن و طى دو آيه به ما آموخته است كه دعا و درخواست از خدا بايد با كوشش توأم باشد. خداى متعال فرموده است: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛(1) بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم به شما اعتنايى ندارد». يعنى انسان بايد روى نياز به درگاه بارى تعالى آورد و برآوردن همه خواسته هايش را از خداى متعال مسئلت كند. در جاى ديگرى از قرآن آمده است: «وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛(2) براى انسان جز نتيجه كوشش او حاصلى نيست».
يكى از معانى «سعى» دويدن است. در زبان عربى به كسى كه آهسته راه مى رود نمى گويند در حال سعى است. سعى بين صفا و مروه را نيز از آن رو «سعى» خوانده اند كه بخشى از آن هروله است و براى مردان مستحب است كه با هروله آن را بپيمايند. اصل تشريع سعى بين صفا و مروه ناظر به ماجراى هاجر همسر ابراهيم خليل الله است. وقتى حضرت هاجر با فرزندش اسماعيل در بيابان خشك و بى آب و علف تنها ماند و ديد كودكش از فرط تشنگى در حال جان دادن است به سوى كوه صفا دويد تا مگر به گودال آب يا قافله اى دسترسى پيدا كند. ولى وقتى به آن جا رسيد و آبى نيافت اين بار به سمت كوه مروه دويد و هفت بار اين فاصله را براى يافتن آب پيمود. اين ماجرا باعث تشريع سعى بين صفا و مروه شد به گونه اى كه همه حجاج حتى اشرف اولين و آخرين يعنى پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله نيز بايد هفت بار ميان صفا و مروه به سعى بپردازد. روشن است كه هاجر در آن وضعيت و با وجود تشنگى فراوانِ كودكش اين مسير را آرام آرام نپيموده و با نگرانى و شتاب دويده است.
اگر سعى دويدن با پاست، سعى در عصمت دين به معناى مواظبت و پى گيرى است.
از مقايسه اين دو آيه شريفه معلوم مى شود كه انسان بايد در عين حال كه دست به دعا بر مى دارد و از خدا توفيق و بركت مى طلبد، خود نيز بايد اهل «سعى» باشد و براى عصمت دين و ديگر حوائج خود كوشش و پى گيرى به خرج دهد.
مسئله عصمت دين مسئله مهمى است و هيچ چيز براى انسان به اندازه معصوم بودن و ايمن ماندن دينش از گزند اهميت ندارد. عصمت دين ناظر به امور متعددى است كه يكى از آنها درست بودن اعتقادات انسان است. يعنى بر اثر جهل يا دور ماندن انسان از دين و اهل بيت عليهم السلام، اعتقادات نادرست و عقايدى كه مورد قبول خدا نيست به باورهاى او سرايت نكند. اولين قدم براى نگهدارى از دين دور كردن اعتقادات نادرست و تصحيح اعتقادات است.
در مرحله بعد نوبت به صيانت از اخلاق عملى مى رسد. اخلاق نيك جزو دين است و رسول خدا هدف از بعثت خود را به مسئله اخلاق پيوند زده و فرموده اند: «انما بُعثتُ لأتمم مكارم الأخلاق؛ من فقط براى تكميل والايى هاى اخلاقى [به پيامبرى] برگزيده شدم».
اخلاق عملى و آراسته شدن به اخلاق نيك نيازمند تصميم جدى و پى گيرى است. گاهى يك كلمه يا يك رفتار ناپسند مثل قطع رحم يا ظلم، انسان را نعوذبالله مى سوزاند و جهنمى مى كند و تمام اعمالش را تباه مى كند. در روايت است كه روزى رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمودند: هر كس «سبحان الله» بگويد خداى متعال به پاس اين كار برايش درختى در بهشت مى نشاند و هر كس الحمدلله بگويد خداى متعال برايش درختى در بهشت غرس مى كند و آن كه «لا اله الا الله» بگويد خدا برايش در بهشت درختى مى نشاند و كسى كه بگويد: «الله اكبر» خدا در بهشت درختى برايش مى كارد. در اين هنگام مردى از قريش گفت: يا رسول الله، [پس] درختان ما در بهشت بسيار است. پيامبر فرمودند: آرى ولى به هوش باشيد مبادا آتشى به سوى آنها بفرستيد و آنها را بسوزانيد؛ چون كه خداى متعال مى فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ؛(3) اى كسانى كه ايمان آورده ايد. از خدا فرمانبردارى كنيد و فرمان پيامبر را اطاعت كنيد و اعمالتان را باطل نكنيد».(4)
تاجرى كه سال ها زحمت كشيده و با سود و سودا سرمايه اى جمع كرده است ممكن است با يك معامله اشتباه تمام سرمايه اش را از دست دهد و چه بسا مقروض شود و به زير صفر برسد. يك جوان تندرست ممكن است بر اثر يك لحظه غفلت و بى احتياطى به نخاع خود آسيب برساند و پنجاه سال فلج بماند. به همين قياس ممكن است يك لحظه غفلت از خدا زيان هاى جبران ناپذيرى به دين انسان وارد كند و خرمن دين آدمى را بسوزاند. از اين جاست كه بايد ايمنى دين را از خدا بخواهيم. براى رسيدن به اين ايمنى از يك سو دعا و درخواست و توجه دائم به خداى متعال، و از سوى ديگر سعى و تلاش لازم است.

معادباورى و خداباورى
من در اينجا نكته اى را يادآورى مى كنم كه ريشه همه مطالب است و آن عبارت است از معاد باورى و خداباورى.
اين دو مطلب خلاصه تمام معارف است و تلاش براى استقرار اين دو مطلب در ذهن و جان، دين انسان را ايمن مى كند.
خداباورى اين نيست كه فقط هنگام دعا كردن و قرآن خواندن به ياد خدا بيفتيم. بلكه خداباورى هميشه و در همه حال در كنار ذهنمان باشد. بدين معنا كه احساس كنيم كه يك وجودِ نگاهبانِ شنواىِ دانا كه از نهان و آشكار خبر دارد و ناديدنى ها را مى بيند و خوب مى شنود هميشه شاهد اعمال ماست. اين وجود متعالى وقتى خوشحال، ناراحت، تندرست، و بيمار هستيم و در همه حال حتى زمانى كه به او التفات نداريم ما را مى بيند و از پنهان ترين نيت هاى قلبى ما خبر دارد. هيچ ذره اى در اين جهان از علم او خارج نيست و به همه جا و همه چيز احاطه دارد. او در عين حال عادل است و به اندازه سنگينى ذره اى به بندگانش ستم روا نمى دارد و بازگشت همه به سوى است. اين همان خداباورى است و تمرين و تلاش لازم است تا انسان خداباور شود.

نكته ديگر معادباورى است. زندگانى اين دنيا به مثابه يك پل است با اين تفاوت كه برخى از ما در ابتداى آن و برخى در اواسط آن قرار داريم و عده ديگرى هم هستند كه بيش از نود درصد اين پل را پيموده اند. در هر حال همه ما بايد از اين پل بگذريم و به قيامت برسيم. لحظه مرگ براى هر كسى آغاز قيامت اوست. در حديث شريف نبوى آمده است: «من مات فقد قامت قيامته؛(5) كسى كه مى ميرد قيامت او برپا شده است» بايد هميشه اين واقعيت در كنار ذهنمان باشد هر چند ندانيم چه زمانى مرگمان فرا خواهد رسيد. بسيار كسان بودند كه صبح زنده بودند ولى روزشان به شب نرسيد يا شب زنده بودند ولى اجل مهلشتان نداد به صبح برسند. در روايت آمده است كه از امام معصوم سؤال شد: چرا برخى هنگام مرگ چشم هايشان باز و عده اى ديگر چشمانشان بسته است؟ حضرت پاسخ دادند: «آن كه چشمانش باز است لحظه اى كه مرگ به سراغش آمده به او مهلت نداده است چشمش را ببندد». چشم انسان اين ويژگى را دارد كه مرتب پلك مى زند و چنين كسانى لحظه اى مرده اند كه چشمشان باز بوده است و نرسيده اند پلك هاى خود را روى هم بگذارند. قرآن كريم درباره اين لحظه مى فرمايد: «فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ؛(6) در آن دم نه فرصت وصيت دارند و نه قادرند نزد كسان خود باز گردند».

 كسى كه به راستى به خدا و معاد باورمند باشد حسرت و اندوه او، هم در دنيا و هم در آخرت، كم تر خواهد بود آن كس كه از معاد باورى و خداباورى بى بهره باشد مرتكب هزاران معصيت مى شود و همين معاصى اسباب اندوه و حسرتِ بى پايان او خواهد شد.

كسى كه در حال مرگ است و فرزندان و كسانش گرد او را گرفته اند، دوست دارد به همسر و فرزندانش يك كلمه وصيت كند، ولى مجال و مهلت اين كار را ندارد. معادباورى يعنى اين كه به اين امور اعتقاد داشته باشيم و خود را براى آن آماده سازيم.
چون خداباورى و معادباورى واجب است بايد آن را به ديگران هم انتقال دهيم و فرزندان و خانواده و همسايگان و ديگر افراد را به خداباورى و معادباورى فرا خوانيم. كسى كه به راستى به خدا و معاد باورمند باشد حسرت و اندوه او، هم در دنيا و هم در آخرت، كم تر خواهد بود آن كس كه از معاد باورى و خداباورى بى بهره باشد مرتكب هزاران معصيت مى شود و همين معاصى اسباب اندوه و حسرتِ بى پايان او خواهد شد.
معادباورى و خداباورى هم نيازمند دعا و تضرع به درگاه خدا، و در عين حال كوشش و سعى است. على بن حمزه كه از اصحاب و وكلاى امام صادق عليه السلام بود مى گويد: دوستى داشتم كه از نويسندگان [و كارمندان] بنى اميه بود و از من تقاضا كرد او را نزد امام ببرم. وقتى او را نزد امام بردم سلام كرد و نشست و به امام گفت: فدايتان شوم. من در دستگاه اين قوم بودم و از دنياى آنان ثروت بسيارى به دست آوردم و در طلب آن سخت گيرى نكردم [؛ يعنى به حلال و حرام آن اعتنا نكردم]. امام صادق عليه السلام به او فرمودند: اگر بنى اميه كسانى را نداشتند كه برايشان دبيرى كنند، ماليات گرد آورند، برايشان بجنگند و در گردهمايى هايشان حضور يابند نمى توانستند حق ما را غصب كنند و اگر مردم آنان را به حال خودشان رها مى كردند جز چيزى كه به دستشان مى افتاد، چيزى حاصل نمى كردند. آن مرد پرسيد: آيا راه برون رفت و چاره اى براى من هست؟ [حضرت در اين جا چيزى فرموده اند كه شايد در روايات بى نظير باشد] فرمودند: اگر بگويم انجام مى دهى؟ گفت: انجام خواهم داد. حضرت فرمودند: بايد تمام ثروتى كه در دستگاهشان به دست آورده اى كنار بگذارى و هر مالى كه صاحبش را مى شناسى آن را به او برگردانى و اگر صاحب مالى را نمى شناسى آن را صدقه دهى و من برايت نزد خدا بهشت را ضامن خواهم بود. آن مرد براى مدتى سر به زير افكند و آنگاه سر برداشت و گفت: اين كار را خواهم كرد. على بن ابى حمزه مى گويد: آن مرد با ما به كوفه بازگشت و تمام اموالش را كنار نهاد و حتى لباس هايش را از تن درآورد. لذا ما برايش جامه و نفقه اى تهيه كرديم و به او داديم. چند ماه كه گذشت بيمار شد و ما به عيادتش مى رفتيم. يك روز نزد او رفتم و او در حال جان دادن بود. لحظه اى چشم باز كرد و گفت: اى على، به خدا قسم دوستت به وعده خود وفا كرد. پس از كفن و دفن او نزد امام رفتم. وقتى حضرت مرا ديدند نگاهى به من انداختند و فرمودند: يا على، به خدا قسم به وعده اى كه به دوستت داديم وفا كرديم...(7)
اين مرد به راستى كار مهمى انجام داد. خوب است خود را جاى او بگذاريم و ببينيم اگر ما جاى او بوديم حاضر به چنين كارى بوديم؟ معمولا ائمه در چنين مواردى به اين نحو دستور نمى فرمودند. ولى با اين حال اين مرد اين كار دشوار را با موفقيت انجام داد. اين كار او مصداق خداباورى و معادباورى است.
هر يك از ما خواهى نخواهى روزى بايد به تنهايى خدا را ملاقات كنيم. چه خوب است پيش از آن، ساعتى با خود و خدا خلوت كنيم و خود را مهياى آن لحظه سازيم.

در روايت است كه وقتى انسان را در قبر مى گذارند و بستگانش از پيش او مى روند خداى متعال به او مى گويد: همسر و فرزندانت از پيش تو رفتند ولى من نزد تو خواهم ماند... خوب است به گونه اى عمل كنيم كه در آن لحظه كم تر در برابر پروردگارمان شرمنده باشيم.
خداباورى يعنى اين كه هميشه خدا را ناظر بدانيم و مهار زبانمان را از غيبت و دروغ و آزردن مردم نگاه داريم و به آنچه خدا دوست ندارد نگاه نكنيم و آنچه خدا نمى پسندد بر زبان نياوريم و همين طور ديگر اعضا و جوارح خود را در آنچه مورد پسند خدا نيست به كار نگيريم.

خداباورى يعنى اين كه هميشه خدا را ناظر بدانيم و مهار زبانمان را از غيبت و دروغ و آزردن مردم نگاه داريم و به آنچه خدا دوست ندارد نگاه نكنيم و آنچه خدا نمى پسندد بر زبان نياوريم و همين طور ديگر اعضا و جوارح خود را در آنچه مورد پسند خدا نيست به كار نگيريم.

داستان مردان و زنان خداباور را بخوانيم و از رفتارشان عبرت بگيريم. ابوذر كسى بود كه حاكمان ظالم برايش كيسه طلا مى فرستادند و او در آن زمان محتاج مبلغ ناچيزى بود تا قوت لايموتى براى خود فراهم كند ولى با اين حال كيسه طلا را پس مى فرستاد و از گرسنگى مرد.

سلمان حاكم مدائن بود و نوشته اند كه زمانى در آن شهر آتش سوزى اتفاق افتاد و مردم اموالشان را جمع مى كردند تا طعمه آتش نشود. سلمان شمشير و قرآن خود را برداشت و گفت: «هكذا ينجو المخفون؛(8) سبكباران اين گونه نجات مى يابند» اين رفتار سلمان مصداق روشن خداباورى است.
سلمان حاكم مدائن بود ولى نه مانند حاكمان بنى العباس كه درباره يكى از آنان نوشته اند وقتى از دنيا رفت چهار مليون زيرپيراهنى داشت! اين شخص حتى اگر هزار سال زندگى مى كرد نمى توانست همه اين لباس ها را بپوشد.

حلم
منظور اين نيست كه همه ما سلمان شويم بلكه منظور اين است كه هر كس هر جا هست به قدر خود تلاش كند و براى آخرت خود بكوشد.
براى مثال بايد كمى در محيط زندگى و ميان خانواده و بستگانمان حلم بورزيم و تندى نكنيم. در محيط بيرون نيز وقتى انسانِ جاهلى سخن ناروايى به ما گفت نبايد تندى كنيم و بدى او را با بدى پاسخ دهيم. اگر بدى و تندى را با تندى پاسخ گوييم كار به جدايى و قطع رابطه مؤمن با مؤمن مى انجامد و اين كار براى طرف مقابل و آخرت او مطلوب نيست. يك انسان مؤمن در تعامل با ديگران، در فكر هدايت و نجات آنان است و غم آخرت آنان را مى خورد. حضرت سيدالشهدا عليه السلام كه پيشوا و الگوى ما هستند در روز عاشورا چندين سخنرانى ايراد فرمودند. يكى از اين سخنرانى ها دمى پيش از شهادت ايشان و مربوط به زمانى بود كه تمام يارانشان به شهادت رسيده بودند. در اين هنگام ابن سعد دستور داد طبل و دهل بنوازند تا مبادا مردم سخنان حضرت را بشنوند و تحت تأثير قرار گيرند. حضرت سيدالشهدا بهتر از هر كسى مى دانستند كه براى يك رهبر بزرگ نظامى گريستن در وسط جبهه جنگ چيز خوبى نيست. ولى در تايخ آورده اند كه آن حضرت در آن لحظه با صداى بلند گريستند.... . برخى از علما فرموده اند كه گريه سيدالشهدا عليه السلام براى خودشان نبود بلكه از اين رو بود كه مى ديدند اين خيل پرشمار چگونه با دست خودشان خود را جهنمى مى كنند...

اگر كسى به ما سخن تندى گفت بايد با او به گونه اى رفتار كنيم كه اين سخن تند او به ده سخن تند تبديل، و خداى نكرده جهنمى نشود. چنين رفتارى را در منطق دين «حلم» مى نامند و همه ما بايد به اين صفت والاى اخلاقى آراسته شويم. حضرت ابراهيم عليه و على نبينا وآله الصلواة والسلام در ميان پيامبران الهى جايگاه ويژه اى دارند تا جايى كه به گفته صاحب بحار هنگام يادكرد نام او، ابتدا بر او و سپس بر پيامبر اسلام و خاندان بزرگوارش درود مى فرستيم و چنين كارى را در حق ديگر پيامبران انجام نمى دهيم. خداى متعال وقتى مى خواهد ابراهيم خليل الله و جلالت قدر و عظمت منزلت او را يادآور شود از ميان آن همه والايى هاى اخلاقى كه در وجود او بود به صفت «حلم» آن حضرت اشاره مى كند: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ؛(9) به راستى كه ابراهيم بسيار خدا ترس (يا مهربان) و بردبار بود».
«حلم» كه تا اين اندازه در منظومه اخلاقى اسلام ارزش دارد بدين معناست كه انسان جواب زور و آزار جاهلان را ندهد و از كنار رفتار ناپسندشان كريمانه بگذرد. در حقيقت انسان حليم از رفتار خيره سرانه جاهلان آزرده خاطر و ناراحت نمى شود و با خرسندى و لذت تمام حلم مى ورزد. زيرا خداباورى او به حدى است كه مى داند با چنين كارى مقام او نزد پروردگار بالاتر مى رود.

صبر در مصائب
نكته ديگر صبر در مصائب و سختى ها و گرفتارى هاست. خداى متعال درباره مقام والاى صابران مى فرمايد: «إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ؛(10) فقط پاداش صابران است كه بى حساب داده مى شود».
كسى كه نفس خود را با خداباورى پرورش داده باشد در تلخى ها و ناهموارى ها صبورى مى كند و اين صبورى نه تنها او را خرد نمى كند بلكه براى او با لذت و رضايت خاطر توأم است.
يك خانم مى تواند صابر باشد و به ديگران هم صبر را تعليم دهد. بدين معنا كه معلم شوهر، دختران و يا بستگانش باشد و آنان را تربيت كند. حال ممكن است برخى زودتر و بهتر اين امر را از او فرا گيرند و برخى ديرتر و كم تر. رسول خدا هم معلم بشر بود ولى همگان به يك نحو از تعليمات والاى آن حضرت استقبال نمى كردند. اساساً ما مكلف به نتيجه نيستيم، بلكه ما فقط بايد وظيفه خود را انجام دهيم.
يكى از خطبا براى ايراد سخنرانى در جايى دعوت شد. او هزاران بار منبر رفته بود ولى اين سخنرانى با ديگر سخنرانى ها و منبرهاى آن خطيب يك تفاوت عمده داشت و آن اين بود كه كسانى قرار بود پاى منبر او حاضر شوند كه هيچ وقت در گذشته پاى منبر او حاضر نشده بودند و معلوم بود كه در آينده هم جز همان يك جلسه پاى سخنرانى كسى حاضر نخواهند شد. از آن جا كه آن منبرى شخص با توجه و كاردانى بود عده اى از وعاظ و اهل علم را گردآورد و از آنان پرسيد در آن جلسه درباره چه موضوعى سخنرانى كند؟ يكى از منبرى ها پيشنهاد كرد درباره ربا كه در جامعه بيداد مى كند سخن بگويد، ديگرى گفت: درباره وضعيت حجاب و خانم هاى بى بند و بار سخن بگويد. ديگران موضوعات ديگرى چون فقر، نماز، صبر و... را پيشنهاد كردند. يكى از علما كه منبر هم مى رفت نيز در آن جلسه حاضر بود ولى چيزى نگفت. آن خطيب از آن عالم خواست نظرش را درباره اين موضوع بگويد آن عالم گفت: ديگران پيشنهادهايى فرمودند، شما هم ببينيد كدام بهتر است و همان را عمل كنيد. آن خطيب اصرار كرد كه پيشنهاد تازه اى بدهيد. آن عالم گفت: من هيچ كدام از موضوعات ربا، نماز، صبر و بى بند بارى برخى از خانم ها را پيشنهاد نمى كنم. فقط يك پيشنهاد دارم و آن اين است كه وقتى روى منبر قرار گرفتى و خواستى سخنرانى كنى در ذهنت مجسم كن كه آن بالا روبروى تو حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله قرار دارند و به شما مى نگرند و خطاب مى كنند: فلانى، جانب دين مرا نگاه دار. در ذهن خودت تجسم كن كه حضرت به سخنان تو گوش فرا مى دهند.
آن خطيب به اين توصيه عمل كرد و مى گفت آن سخنرانى در ميان تمام سخنرانى هايى كه طى عمرم انجام داده ام بى نظير و استثنايى بود و هيچ يك از سخنرانى هايم از نظر معنويت به پاى آن منبر نمى رسد. به طورى كه خودم و حاضران در آن مراسم ـ كه برخى شايد در طول سال فقط يك شب عاشورا به مسجد بيايند ـ منقلب شده بوديم. عده اى از آنها بر اثر همين منبر به اهل بيت عليهم السلام گرايش پيدا كردند. يك ذره معنويت اين قدر كارايى و قابليت دارد كه چنين افرادى را كه در دوره سال پاى هيچ منبرى حاضر نمى شوند به سمت منبر و مسجد و اهل بيت عليهم السلام متمايل سازد. اين معنويت براى همه قابل تحصيل است. يك جوان مسيحى كه على بن مهزيار باشد بر اثر همين معنويت چنان دگرگون مى شود كه مسلمان و از بزرگان شيعه مى شود به طورى كه هزار سال است مزار دارد و خدا مى داند چند ميليون نفر در كنار مزار او دعايشان مستجاب شده است. هر كسى اين قابليت را دارد و خدا هيچ كس را از اين استعداد محروم نكرده است حتى خود شيطان نيز اين قابليت به او عطا شد ولى به اين موهبت الهى پشت پا زد.

كسى كه نفس خود را با خداباورى پرورش داده باشد در تلخى ها و ناهموارى ها صبورى مى كند و اين صبورى نه تنها او را خرد نمى كند بلكه براى او با لذت و رضايت خاطر توأم است.

براى حفظ دين، پس از خداباورى و معادباورى توجه ويژه به احكام الهى ضرورت دارد. متأسفانه برخى از كسانى كه در محيط هاى دينى و شهرهاى مذهبى زيسته اند بر اثر ندانستن احكام پس از ده سال يا بيست سال فهميده اند تمام نمازهايشان باطل بوده است.
ريشه اين مسئله بى اطلاعى از احكام است و همه ما نسبت به اين موضوع مسؤليت داريم. اما در اين ميان مسئوليت خانم ها نسبت به خانم ها بيشتر است؛ چرا كه امكان پرسش و ارتباط ميان آنها بيشتر است. خانمى كه اهل نماز و روزه و احياى شب هاى قدر است، مايه تأسف است اگر پس از سال ها بفهمد بايد برخى از روزه هايش را اعاده كند و حتى براى برخى از روزه هايش بايد كفاره جمع بدهد؛ يعنى علاوه بر سير كردن شصت مسكين، بايد شصت روز هم روزه بگيرد.
همه ما مسئوليت داريم كه به نشر احكام اسلامى و اخلاق اسلامى بپردازيم و معادباورى و خداباورى را در جامعه نهادينه سازيم.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته


1) فرقان (25)، آيه 77.
2) نجم (53)، آيه 39.
3) محمد (47)، آيه 33.
4) وسائل الشيعه، ج7، ص186، (باب31، مستحباب الإكثار من التسبيحات).
5) بحارالانوار، ج58، ص7 (باب 42 ـ حقيقة النفس والروح...).
6) يس (36)، آيه 50.
7) كافى، ج5، ص16 (باب عمل السلطان وجوائزهم، حديث 4).
8) مجموعه ورام، ج2، ص218.
9) توبه (9)، آيه 114.
10) زمر (39)، آيه 10.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

احکام شرعی مطابق با فتوای آیت الله العظمی سید صادق شیرازی

:: جلوگيرى از بدحجابى به وسيله خشونت ::

vسؤال: آيا جايز است دانشجويى با داد زدن سر دانشجويان دختر بدحجاب، آنان را از كارشان بازدارد، بايد توجه داشت چه بسا اين كار منجر به اخراج وى شود واو به دليل نهى از منكر متحمل چنين هزينه اى خواهد شد. حضرتعالى چه سفارشى به دانشجويان مى كنيد؟

?جواب: خداى متعال مى فرمايد: «أدع إلى سبيل ربّك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالّتى هي أحسن؛ با حكمت واندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن وبه شيوه اى كه نيكوتر است مجادله نماى». (نحل (165)، آيه 125)

ونيز مى فرمايد: «إدفع بالّتي هي أحسن فإذا الّذي بينك وبينه عداوة كأنّه وليٌّ حميم؛ بدى را به آنچه خود بهتر است دفع كن آن گاه كه ميان تو وميان او دشمنى است گويى با تو دوست ويكدل است».(فصلت (41)، آيه 34)

 ونيز در روايات اهل بيت عليهم السلام آمده است: «كونوا لنا زينا ولاتكون علينا شيناً؛ زينت ما باشيد ومايه ننگمان نباشيد».(وسايل الشيعة، باب اول از ابواب احكام العشرة، حديث 10)

 ونيز «كونوا دعاة للناس بالخير بغير ألسنتكم؛ مردم را [با رفتار وكردار خود و] نه با زبان به سوى خير دعوت كنيد». (وسائل الشيعه، باب 108از ابواب احكام العشرة، حديث 1)

:: برترى اقتصاد اسلامى ::

v سؤال: برترى اقتصاد اسلامى عملاً چگونه ثابت مى شود؟ وحكومت اسلامى چگونه بدون هيچ گونه مالياتى اقتصاد سالم را تأمين مى كند؟ لطفاً مفصل شرح دهيد.
? جواب: خداى متعال در سوره قريش فرموده است: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ* الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ؛ (قريش/3و4) پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستند؛ همان پروردگارى كه (آنان را بيمه غذايى نموده) به هنگام گرسنگى غذايشان داد واز بيم دشمن، آسوده خاطرشان كرد». يعنى پس از آن كه دو نياز مهم آنان را برآورده كرد از آنان خواست عبادت كنند، 1. اقتصادى كه زندگى شان را پايدار مى دارد، 2. امنيّتى كه زندگى شان را گوارا سازد. واين دليل بر آن است كه اسلام اهميت فراوانى به اقتصاد مى دهد، نه اهميت لفظى بلكه عملى ودر ضمن برنامه اقتصادى كامل كه در كتاب هاى مبسوط فقهى ورساله هاى عمليه وكتاب هايى درخصوص اقتصاد اسلامى مانند كتاب: «الوعي الاسلامي: الاقتصاد» نوشته مرحوم آيت الله شهيد سيد حسن شيرازى و«آداب المال» و«الاقتصاد الاسلامي المقارن» و«الاقتصاد عصب الحياة» آثار مرحوم آيت الله العظمى سيد محمد شيرازى آمده است. در اين كتاب ها نشان مى دهد كه دولت اسلامى چگونه اقتصاد را بدون ماليات اجبارى تأمين مى كند، بلكه از راه حقوق شرعى مانند خمس وزكات، جزيه وخراج فراهم مى سازد. نيز مطالعه كتاب هاى «السياسة من واقع الاسلام» و«الطريق الى بنك اسلامي» و«تمهيدات في الاقتصاد الاسلامي» به قلم تواناى آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله، در اين زمينه مفيد خواهد بود، ان شاءالله تعالى.

:: سبّ ياران پيامبر ::

v سؤال: آيا سند اين حديث كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله روايت شده صحيح است؟ هركه يارانم را ناسزا بگويد لعنت خدا وفرشتگان وتمام مردم بر او باد؟
? جواب: اطلاق حديث يادشده صحيح نيست، زيرا اطلاق آن معارض سخن خدا در قرآن كريم است كه فرموده: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا؛ (احزاب/57) بى گمان كسانى كه خدا وپيامبر او را آزار مى رسانند، خدا آنان را در دنيا وآخرت لعنت كرده وبرايشان عذابى خفّت آور آماده ساخته است»، ودر تاريخ ثابت شده كه گروهى از ياران، خدا را به خاطر پيامبرش وپيامبر را به خاطر اهل بيت آن حضرت آزرده اند كه لعنت وعذاب شامل آنان مى شود.

:: كيفر شنيدن غنا وموسيقى ::

v سؤال: كيفر شنيدن غنا وموسيقى در آخرت چيست؟

? جواب: دلايل حرمت آواز وموسيقى فراوان است، آياتى از قرآن كريم همانند آيه 6و7 سوره لقمان وآيات ديگر؛ روايات نيز در اين زمينه بسيار است وبرخى از آنها به پيامدهاى آن اشارت دارد، آنجا كه امام عليه السلام فرمودند: «خانه اى كه در آن غنا (ساز وآواز) باشد خالى از فاجعه نيست». غنا نفاق وفقر در پى دارد، حيا وغيرت را مى برد، فرشتگان رحمت داخل خانه اى كه در آن آواز وموسيقى وشطرنج باشد نمى شوند، علاوه بر آنچه علم روز از زيان هاى موسيقى وشطرنج را به اثبات رسانده، گزارش ها نشان مى دهد موسيقى در انسان هيجان ايجاد مى كند وهيجان منشأ بسيارى از بيمارى هاست حتى پوسيدگى دندان ها را سبب مى گردد، گذشته از كيفر سختى كه خداى متعال در آخرت براى شنوندگان غنا وموسيقى همچون آتش جهنم فراهم كرده كه آيه شريفه سوره لقمان آن را عذابى دردناك واهانت بار به شمار آورده است، از آن به خدا پناه مى بريم.

:: سيلى زدن به حضرت زهرا عليها السلام ::

v سؤال: اگر گفته شود لازمه سيلى زدن به فاطمه زهرا عليها السلام آن است كه حضرت بى حجاب باشد پاسخ چيست؟
? جواب: شاعر نيل حافظ ابراهيم كه يكى از اهل تسنن مى باشد در قصيده معروفش چنين سروده است: «عُمر سخنى به على گفت، بر شنونده بسيار گران وسخت است: اگر بيعت نكنى خانه ات را آتش مى زنم گرچه دختر مصطفى در آن باشد». كسى كه جرأت دارد خانه وحى را مورد اهانت قرار دهد از روى حجاب هم سيلى مى زند، دليلى ندارد كه سيلى زدن، بدون حجاب انجام گرفته باشد.

:: اهميت خطبه شقشقيه ::

v سؤال: لطفا نظر مبارك آيت الله العظمى سيد صادق حسينى شيرازى دام ظله درباره اهميت خطبه «شقشقيه» را مرقوم فرماييد.
? جواب: خطبه شقشقيه از خطبه هاى مهم نهج البلاغه است كه اميرمؤمنان عليه السلام در آن پرده از واقعيت هاى خلافت برداشته وحقيقت كسانى را كه در مسأله خلافت بر ايشان پيشى گرفتند بر ملا مى نمايند. در اين خطبه شريفه حضرت حقانيت خود وبطلان غاصبان خلافت وشورشيان معاصر خويش را به اثبات مى رسانند. واين خطبه سندى است زنده ومستدل در اثبات خلافت بلافصل حضرت عليه السلام ونفى خلافت ديگران؛ چنان كه از تعبير حضرت (لقد تقمّصها ابن ابى قحافة) اين معنا به صراحت پيداست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

تازه‏ها و ناگفته‏هاى بقيع


تازه‏ها و ناگفته‏هاى بقيع

محمدامين پورامينى

لغت


بقيع در لغت به زمين گسترده و بزرگى گويند كه داراى درخت باشد كه يكى از آنها، بقيع (غرقد) است. غرقد، نام درختى است که در آن محیط بوده است،  گرچه بعدها آن درختان را كندند، ولى اسم آن باقى ماند و اين زمين، معروف به بقيع الغرقد شد.


مساحت


اين قبرستان از زمان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله تا كنون باقى است و حدود ده هزار نفر از ياران پيامبر (ص) را در خود جاى داده است.
بقيع، زمين مستطيل شكلى در شرق مدينه است كه 100 در 150 متر بوده است؛ ولى بارها توسعه پيدا كرده است. برخى آن را در اصل 80 در 80 متر دانسته‏اند كه بعدها با اضافه شدن حش كوكب و... به آن، به 150 در 100 متر رسيد.


آغاز


ابورافع مى‏گويد: رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در صدد تهيه مكانى براى دفن ياران خود بود و جاهاى مختلفى را در اطراف مدينه ملاحظه كرد تا آن كه به بقيع الغرقد رسيد و فرمود: به من دستور داده شده كه اين مكان را قرار دهم.


اولين مدفن در بقيع


از برخى روايات، استفاده مى‏شود كه اولين كسى كه در بقيع دفن شد، عثمان بن مظعون بود؛ همان گونه كه از حضرت اميرمؤمنان على عليه‏السلام روايت شده كه اولين كسى كه در بقيع دفن شده، عثمان بن مظعون و پس از او، ابراهيم، پسر پيامبر بود. از برخى روايات نيز فهميده مى‏شود كه اولين كسى كه در بقيع دفن شد، اسعد بن زرارة بود. او به هنگام ساخت مسجد النبى، از دنیا رفت. ممكن است گفته شود كه اولين كسانى كه در بقيع دفن شدند، از مهاجران، عثمان بن مظعون و از انصار، اسعد بن
زراره بوده‏ است ، و يا آن كه گفته شود كه اسعد بن زرارة، در بقيع دفن شد؛ پيش از آن كه آن مكان، به عنوان قبرستان عمومى، در نظر گرفته شود.


وقفى نبودن بقيع


بقيع، يك زمين وقفى نيست؛ چون ملك كسى نبوده است و وقفيت، فرع ملكيت است؛ وپس از تصميم براى دفن، مردم درختان آن را كندند و عده‏اى هم آمدند و براى خود در آن خانه ساختند. بنابر این چلوگیری وهابیون از بازسازی بقیع تحت عنوان وقف بودن بقیع بهانه ای بیش نیست، علاوه بر آنکه خصوص امامان بقیع در خانه شخصی عقیل بن ابی طالب دفن گردیدند.


فضيلت بقيع


بقيع به خاطر قدوم مبارك رسول خدا و ائمه معصومين عليهم‏السلام و دفن چهار تن از امامان عليهم‏السلام و ساير مؤمنان، شهيدان ونيكان، داراى شرافت زيادى است. ابوحجر اسلمى از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، چنين روايت كرده است: كسى كه در مكه يا مدينه بميرد، مورد حساب واقع نگردد و مهاجر به سوی خدا محسوب شود و روز قيامت، با اصحاب بدر محشور مى‏شود همچنين از رسول
خدا صلى‏ الله‏ عليه‏وآله، چنين روايت شده است كه روز قيامت، هفتاد هزار نفر از بقيع، بى‏حساب راهى بهشت مى‏شوند؛ در حالى كه صورت آنها چون ماه شب چهاردهم، مى‏درخشد.


نزول يك آيه در بقيع


سيوطى از انس روايت مى‏كند كه دو آيه «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» در بقيع نازل شد.


پيامبر و بقيع


رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، به قبرستان بقيع مى‏رفت و مشغول دعا مى‏شد و براى مردگان، طلب رحمت و آمرزش مى‏كرد. علاوه بر اين، وى در شامِ هر پنج‏شنبه، به همراه عده‏اى از مردم، به بقيع مى‏رفت. از اين رو، فقيهان ما، فتواى مستحب بودن زيارت قبور را داده‏اند. علاوه به اين، گاهى پيامبر، آخر شب به تنهايى به بقيع مى‏رفت و براى اهل بقيع، دعا مى‏كرد. جالب اينجاست كه جايگاه ايستادن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع، كنار قبور فعلى ائمه بقيع بوده است. جعفر خالد بن عوسجى، نقل مى‏كند كه شبى در گوشه خانه عقيل بن ابيطالب، مشغول دعا بودم كه امام صادق عليه‏السلام از كنارم عبور كرد و مى‏خواست به سمت عريض برود كه فرمود: اين جايى كه ايستاده‏اى، جايگاه شبانه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع بوده است و مى‏دانيم كه اهل بيت عليهم‏السلام، در خانه عقيل، به خاك سپرده شدند.


همچنين در برخى روايات، از حضور رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله، در شب نيمه شعبان در بقيع و نيز از سجود رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع ، نماز رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در بقيع،  خواندن نماز باران در بقيع  و دعاى آن حضرت در آن جا  مطالبى نقل شده است. سلمان فارسى نيز مهر نبوت رسول خدا را در قبرستان بقيع ديد.  برخى روايات نيز از زبان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله در قبرستان بقيع نقل شده است كه برخى از آنها در فضيلت اميرمؤمنان على عليه‏السلام  و امام مهدى عليه‏السلام است.   که تفصیل آن را در کتاب (بقیع الغرقد فی دراسه شامله) آورده ایم.


بقيع و عترت پيامبر(ص)


اميرمؤمنان على عليه‏السلام، يك شب در بقيع، درباره اسرار حرف «با» بسم الله الرحمن الرحيم، تا طلوع فجر سخن گفت  و به پايان هم نرسيد. 


محل نماز حضرت فاطمه عليهاسلام در قبرستان بقيع، مشخص بود. شيخ صدوق سفارش مى‏كرد كه پس از زيارت امامان بقيع، در مسجدى كه در آن جاست و گفته مى‏شود كه مكانى است كه فاطمه عليهاسلام در آن نماز گزارده است، دو ركعت نماز بخوانيد.  ظاهراً مقصود، همان بيت الاحزان است كه در نزديكى قبور امامان بقيع بوده است و وهابيان آن را تخريب كردند. بيت الاحزان فاطمه را بايد خانه اسرار فاطمه ناميد. اين جا، جايى بود كه على عليه‏السلام آن را براى فاطمه عليهاسلام ساخته بود آن حضرت با حسنين عليهماالسلام، در آن جا حضور مى‏يافت و تا شب، به گريه مى‏پرداخت.


امامان بقيع درباره بقيع، گفت‏وگوهايى دارند كه تفصیل آن در جاى خود آمده است.


عنايت مسلمانان به زيارت بقيع


عالمان شيعه و سنى در كتاب‏هاى خود، مردم را به زيارت قبرستان بقيع ترغيب نموده‏اند. علاوه بر فقیهان وعالمان بزرگ شيعى، شخصيت‏هايى از اهل سنت چون عبدالكريم بن عطاء الله مالكى، محمد بن شربينی، بکری دامياطی، فاكهى، نووى، غزالى، صالحى شامى و... به آن تصريح كرده‏اند.


آداب زيارت قبور ائمه بقيع


مستحب است كه براى اين زيارت، سه كار انجام شود؛ غسل، زيارت و خواندن هشت ركعت نماز (براى هر امام، دو ركعت).


بنا به تصريح برخى از مراجع بزرگوار، مانند حضرت آيه‏الله وحيد خراسانى، ادب زيارت حكم مى‏كند كه براى زيارت ائمه در قبرستان بقیع، با پاى برهنه وبدون کفش وارد شوند و زيارت كنند.


پيراستن حرم امامان بقيع


مسلمانان از ديرباز، اقدام به بازسازى و ساختن گنبد براى شخصیتهای بزرگ اسلامی كردند كه گنبد سبز پيامبر و گنبدهايى كه در عراق، ایران، سوريه، مصر، تركمنستان و .. وجود دارند، شاهد اين مطلب هستند و تنها وهايبان، به خاطر تحجر و كج‏فهمى‏اى كه دارند، بااين كار مخالفت كرده‏اند.


يكى از كسانى كه اقدام به ساخت گنبد بر مزار امامان بقيع نمود، ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسى قمى اردستانى مجدالملك است. او در آخر قرن 5، كشته شد.  همچنين الناصر لِدين الله، خليفه عباسى، در سال 560 ق. اقدام به تعمير گنبد امامان بقيع كرد  و نيز ابوطالب عبدالله بن حسين بن ميرزا رفيع‏الدين حسينى مرعشى نيز اقدام به تعمير و بازسازى حرم امامان بقيع نمود.


در دوره قاجاريه، محمد بن على امين السلطنه، اقدام به نهادن ضريحى از فولاد بر روى قبور نمود. او قصد داشت ضريحى نقره‏اى نيز براى آنها قرار دهد كه مانع كار او شدند.


سيد على قطب هزار جیبى نيز آخرين ضريح فولادى را - كه در اصفهان ساخته شده بود - به مدينه برد و با زحمت و سه سال معطلى در جده، بر قبور مطهر ائمه بقيع نهاد  كه اين ضريح نيز در سال 1343 ق. توسط وهابيان از جا كنده شد و قطعاتى از آن، تا سال ۱۳۸۵ هـ.ش بر ديوار شهداى احد وجود داشت.


مرحوم سيد محسن امين مى‏نويسد: سلطان عبدالمجيد عثمانى - كه گنبد قبر پيامبر را ساخت - دستور داده بود كه براى امامان بقيع نيز گنبدى همانند گنبد پيامبر (ص) بسازند؛ ولى با مخالفت برخى از اهل مدينه مواجه شد.  غير از قبور مطهر امامان بقيع، بيت الاحزان، قبر حليمه سعديه، قبور دختران و همسران پيامبر، قبر مالك و قبور عمه‏هاى پيامبر نيز داراى گنيد بودند كه همه آنها توسط سلفيان تخريب شد.


فاجعه تخريب بقيع


همانگونه که گفته شد مسلمانان از آغاز، به قبور بزرگانشان توجه داشتند و بر فراز آنها، گنبدهايى مى‏ساختند كه از جمله آنها، گنبد قبر مطهر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله است كه از اول تا كنون، بوده است. مزار بزرگان و امامان بقيع نيز از اين قاعده مستثنى نيست. ابن جبير (قرن 6) در سفرنامه خود، بقيع را به زيبايى توصيف كرده، از گنبد زيبا و بسيار بلند ائمه بقيع، ياد كرده است.  پس از او، ابن بطوطه نيز همان توصيف را دارد.


سمهودى نيز از گنبد ائمه اهل بيت، به عنوان گنبد باعظمت و بلند ياد كرده است؛ اما جريان واپس‏گرا و متحجر وهابى، در 8 شوال سال 1344ق. اقدام به تخريب آن نمود و به احساسات ميليون‏ها نفر از مسلمانان، توجهى نكرد. جالب اين جاست كه آنها اقدام به نگهدارى از لباس‏ها و اسباب منزل، خانه، شمشير و تخت‏خواب آل‏سعود نموده‏اند و از آثار يهوديان مدينه نيز تا كنون محافظت كرده‏اند؛ ولى آثار رسول خدا و اهل بيت او عليهم‏السلام را خراب كردند.


عكس‏العمل مسلمانان در تخريب بقيع


تخريب بقيع، با عكس‏العمل شديد مسلمانان و به ويژه، شيعيان جهان، مواجه گرديد. مسلمانان ايران، عراق، قفقاز، آذربايجان، ازبكستان، تركمنستان، قزاقستان، تاتارستان، ياشقيرستان، تركيه، افغانستان، چين، مغولستان و هندوستان، در برابر اين مسئله، موضع‏گيرى كردند  دولت و مجلس آن روز ايران نيز در اين زمينه، موضع‏گيرى رسمى كرد.  همچنين فقیهان وبزرگانى چون سيد ابوالحسن اصفهانى، شيخ محمد خالصى و شهيد سيد حسن مدرس، اين اقدام را محكوم كردند.


در كنفرانس كشورهاى اسلامى، مرحوم شيخ محمدحسين كاشف الغطاء، سيد امين حسينى مفتی فلسطین، و سيد محمدتقى طالقانى (آل احمد) نماينده آيه‏الله بروجردى در مدینه، شركت كردند. همچنين مراجع وبزرگانى ديگرى مانند حاج شيخ عبدالكرى حائرى، حاج آقا حسين قمى، سيد محسن حكيم، سيد هبه‏الدين شهرستانى و امام خمينى، در اين مورد، موضع‏گيرى كردند وحضرت امام خمينى در اين زمينه، نامه‏اى خطاب به شاه عربستان نگاشت.


اجساد جاويدان


بدن سالم ۲ تن از فرزندان امام جعفر صادق عليه‏السلام -پس از گذشت بیش از ۱۰۰۰ سال از فوتشان- در بقيع دفن شده است.


يكى از آنان، اسماعيل بن جعفر است كه قبر وى پيش از درب اصلی فعلىِ قبرستان بقيع بوده است. به هنگام ايجاد خيابان ابوذر - كه امتداد آن به بقيع رسيد - مجبور به نقل جسد على و جعفر شدند كه به هنگام خاك‏بردارى، قبر وى ويران شد و جسد سالم وى يافت شد كه به درون قبرستان بقيع منتقل و در ضلع شرقى شهداى حره، دفن شد. علامت قبر وى، پس از مدتى توسط وهابيان برداشته شد.


على بن جعفر عريضی، فرزند ديگر امام صادق عليه‏السلام است كه تا دوره امام جواد عليه‏السلام زنده بود. قبر وى در عريض - يكى از روستاهاى اطراف مدينه منوره و نزديك به منطقه احد - قرار داشت كه اینجانب به زیارت آن رفته بودم، وچند سال پيش، عوامل مزدور وهابيت، اقدام به تخريب قبر وى نمودند؛ ولى -بنا به شهادت برخی از موثقین مثل حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسن راضی از علمای احساء وحجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین رضوانی مسئول وقت دفتر نماینگی بعثه مقام معظم رهبری در مدینه- با جسد سالم وى مواجه شدند كه با انتقال جسد مطهر وی  به قبرستان بقيع، نزديك قبور اهل بيت دفن گرديد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

وهابیت

آیت‌الله نوری‌همدانی:
باید با برنامه‌ریزی منسجم با اقدامات وهابیون مقابله کنیم
به گزارش شیعه نیوز، آیت‌الله حسین نوری‌همدانی پیش‌از ظهر امروز در دیدار مدیران مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات در سخنانی اظهار داشت: از حوزه علمیه انتظار می‌رود که در برابر شبهه‌افکنی دشمنان اقدام لازم را انجام داده و با آن مقابله کنند.

وی گفت: امروز شبهات از کسانی سرچشمه می‌گیرد که از قدیم با اسلام در ستیز بوده‌اند و به مخالفت با اسلام می‌پرداخته‌اند.

این مرجع تقلید بیان داشت: آنان به وسیله فیلم‌های موهن شبهات را به اسلام وارد می‌کنند و این مسئله وظیفه ما را سنگین کرده است و ما را در مسیر پاسخگویی گسترده به شبهات قرار داده است.

وی اضافه کرد: با انقلابی که در ایران توسط امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و پیشرفت‌هایی که مسلمانان در این چند سال به آن دست یافته‌اند، امروزه اسلام در سطح جهان به عنوان یک قدرت بزرگ معرفی می‌شود و هر روز بر طرفداران دین مبین اسلام در دنیا افزوده می‌شود.

آیت‌الله نوری‌همدانی ادامه داد: پاسخگویی به شبهات باید به گونه‌ای باشد که بلافاصله شبهه‌افکنان پاسخ خود را دریافت کنند.

وی تاکید کرد: همه باید امروز برای مقابله با تهاجم فرهنگی آماده باشیم و نگذاریم شبهاتی که از سوی دشمنان اسلام ایجاد می‌شود، به اعتقادات ما لطمه وارد کند.

استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مخاطبان ما امروز مجهز و پرقدرت هستند و حوزه‌های علمیه باید توان رویارویی با آنان را داشته باشند و نگذارند که شبهاتی که در ارتباط با دین اسلام منتشر می‌شود، در بین مسلمان پخش شود.

وی با اشاره به فعالیت‌های گسترده وهابیون در کشور عربستان اظهار داشت: گاهی اوقات شاهد هستیم که وهابیون جهاد را نوعی عمل تروریستی قلمداد می‌کنند و مشکلاتی که امروز در جهان وجود دارد را به مسلمانان نسبت می‌دهند و ما باید با برنامه‌ریزی منسجم با این اقدامات وهابیون مقابله کنیم.
پشت پرده وهابیت
عصامه النجفی
فرقه وهابیت بر اساس یک هدف ظاهری و یک هدف باطنی تشکیل شده است. هدف ظاهری وهابیت عبارت است از اخلاص در توحید و جنگ با شرک و بت پرستی ، ولی واقعیت جنبش وهابیت، چه از جهت فکری و چه عملی، این هدف را تأیید نمی کند، هدف باطنی و پنهان آنها کشتار مسلمانان و افروختن آتش فتنه و جنگ در بین آنان، در جهت خدمت به فراماسونری و امپریالیسم جهانی است و این اصل، محور تمام تلاشهای وهابیت از زمان ظهور تا به امروز است، و آن هدف ظاهری را فقط برای اغوا و گمراه کردن ساده لوحان و عوامّ الناس قرار داده اند.


شکی نیست که شعار اخلاص در توحید و مبارزه با شرک، شعار بسیار جذابی است که پیروان وهابیت با شور و هیجان تمام از آن سخن می گویند. ولیکن آن بیچارگان خبر ندارند که این شعار تنها دستاویزی برای رسیدن به آن اهداف پنهانی است که استعمار غرب برای تحققش این فرقه را به وجود آورده.


محققان تاریخ وهابیت ثابت کرده اند که این فرقه در اصل به دستور مستقیم وزارت بریتانیا ایجاد شد، به عنوان مثال به کتابهایی چون "پایه های استعمار" از خیری حماد و "تاریخ نجد" از سنت جان ویلبی یا عبد الله ویلبی و "خاطرات حاییم وایزمن" اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی و نیز "خاطرات مستر همفر" و "وهابیت، نقد و تحلیل" از دکتر همایون همّتی مراجعه کنید. «وهابیت عملاً مصمّم شده که نقش خود را در زشت جلوه دادن چهره اسلام به عنوان یک دین خونریز به خوبی بازی کند»...


بر این اساس، این فرقه از نظر فکری قائم بر سه اصل عملی می باشد و می توان این اصول را با نگاهی به برنامه های درسی و تربیتی سعودی دریافت، اولین اصل آنان اطاعت مطلق از ولی امر است: با صرفنظر از اینکه این مَلِک کیست و ماهیت اعمال و افکارش چیست و چطور به حکومت رسیده است؟ دلیل اینکه آل سعود از آنها خواسته پیرو امپریالیسم جهانی باشند، به این مطلب بر می گردد که آنها تنها به امر انگلیسی ها در گذشته، و در زمان حاضر به دستور آمریکاییان تعیین می شوند و از این رو وهابیون بردگانی به تمام معنی کلمه اند، اینان جز به دستور اربابانشان کاری نمی کنند و تنها به اشاره آنها حرف می زنند.


اصل دوم آنها تکفیر مخالفان و قتل آنان است: وهابیان در آغاز پیدایش خود هزاران تن از مسلمانان شیعه و سنی را کشتند و در زمان حاضر نیز، حسب راهنماییهای گام به گام آمریکا و صهیونیسم، بیشترین توجه خود را به طور خاصّ بر قتل شیعیان و تکفیر آنها متمرکز کرده اند.


از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آتش جنگ بر ضدّ تشیّع افزوده تر شده است و این آتش تا ظهور فرج ادامه خواهد داشت، امّا این بدین معنی نیست که مسلمانان اهل سنت از شعله های این جنگ بر کنار باشند، زیرا وهابیت و رؤسای آنان در پی این نیستند که در آن واحد در دو جبهه کار کنند . آنها میخواهند اهل سنّت را بر ضدّ برادران شیعه شان برانگیزند، تا فتنه ایجاد شود و همگی در خون خود غرق شوند.


اصل سوم آنان الغا و بی اعتبار سازی عنصر عقل و اندیشه و منطق و جایگزین کردن سلفیه است: یعنی هر آنچه را که سلف انجام داده اند را انجام بدهیم، و این مصیبت بزرگی است؛ زیرا اسلام تأکید زیادی بر تفکر و حکمت و منطق و رحمت و احسان نموده، نه تقلید از سلف، اگر منظور از سلف، صحابه باشد که آنها هرگز معصوم از خطا نبوده اند، پس آیا ما باید از خطاهای آنان هم پیروی کنیم؟ پس نقش عقل کجا رفت؟ و حرمت ریختن خون مسلمانان و بی گناهان که اسلام آن همه تأکید بر آن داشته و آن را اولین اولویت بعد از ایمان به خدا قرار داده، چه می شود؟ آیا رسول الله (ص) یک حدیث گفته اند که در آن به پیروی از صحابه یا سلف امر کرده باشد؟ و همگان بر آن اتفاق داشته باشند؟ جواب: نه، بلکه ایشان آشکارا به پیروی از اهل بیت (ع) و صحابه بزرگ مثل: ابوذر غفاری و عمار یاسر و حذیفة بن نعمان و سلمان و جابر انصاری و محمد بن ابی بکر و مقداد و عثمان بن مظعون و مانند آنان امر کرده است، در حالی که منظور از سلف نزد وهابیت، بدکارانی چون معاویه و ابوسفیان و یزید و مروان و عمرو ابن العاص و حجاج و بنی امیه و بنی عباس و بقیه آدمکشانی است که چهره تاریخ را با جنایاتشان سیاه کرده اند...


الغای عقل و منطق و فکر نزد وهابیت و به جای آن تمرکز بر فرهنگ گله و چوپان در بین آنان مهمترین وظیفه ای است که سرویس اطلاعاتی بریتانیا از طریق آل سعود و فتواهای مزدوران یهودی صفتشان ترویج می دهند که بر اساس آن باید کر و لال و کور شد، و این یعنی استمرار بندگی و خضوع در مقابل دشمنان اسلام و نابودی اسلام از داخل...


بهترین مثال در رابطه با شستشوی مغزی و الغای عقل نزد وهابیون، فتوای ابن باز در تکفیر کسانی است که قائل به کروی بودن زمین هستند، مسلمان شیعه یا سنی یا صوفی اگر به غیر این معتقد باشد، کافر است و بر حسب شریعت وهابیت قتلش واجب! آری وهابی، چه سعودی، چه عراقی، چه افغانی و چه پاکستانی و ... اول مغزش را با حشیش و پول استعمار شستشو می دهند و بعد می رود و خودش را در بازارها و مناطق شیعه منفجر می کند، علیرغم اینکه هیچ کدام از آن انسانها دخالتی در حوادث و رویدادهای موجود نداشته اند، و این موضوع، از نظر تروریست وهابی هیچ اشکالی ندارد!


اسلام هراسی:


زشت نشان دادن چهره اسلامی که پیامبر رحمة للعالمین آورده و توقف انتشار آن در جهان به دست سلفیه فقط بر حسب تصادف نیست، بلکه بر اساس نقشه خطرناکی است که وظیفه اولش این است که کودکان وهابی در سنین نونهالی را با مفاهیم قتل و خونریزی و رافضه و تکفیر شستشوی مغزی دهند، بر اساس این نقشه، آل سعود خلفای خداوند در زمین هستند و علمائشان (که فاسدترین خلق خدایند) عابد و زاهد و واجب الاطاعه می باشند(!) و اینکه "شیعه را بکشید تا وارد بهشت شوید و صوفیه و زائران قبور اولیاء الله مشرکند و قتل آنان واجب است. اهل سنّت هم اشعری مذهب و گمراهند و بیش از ایمان به کفر نزدیکند!" دیگر چه توقعی می توان از آنان داشت؟ جز تخریب و کشتار و جنایت.


بر حسب نظریه بوردیو Bourdie جامعه شناس و کارشناس علوم تربیتی فرانسوی، بعد از بهره برداری از سرمایه فکری کودکان، با آموزش مفاهیم افراطی گری و قتل به آنان، بسیار سخت و حتی محال خواهد بود که آنها بتوانند در آینده از قید و بند این مفاهیم آزاد شوند!


کلمه تروریست اسلامی در روزنامه های جهانی بسیار شایع شده، در حالی که صحیح آن این است که بگویند تروریست وهابی، چرا که اسلام هیچ دخلی در کارهایی که آنان انجام می دهند، ندارد، دینی که رحمت برای عالمیان است و برای اتمام مکارم اخلاق آمده است.


وهابیت به عنوان یک جنبش تروریستی و سازمانی بسیار نزدیک به مافیا عمل می کند. این جنبش شوم با پولهای بی حساب آل سعود زنده است، پولهایی که در اصل از دزدی از جیب ملّت نجد و حجاز بدست آمده است، ملتی که دچار فقر و ظلم و بیکاری و پخش موادّ مخدّر و ناهنجاریهای جنسی هستند. اینها فقط فرضیه و ادّعا نیست، بلکه حقایق مستند و گزارشهای سازمان ملل متحدّ و فیلمهای واقعی از سایت یوتیوب است.


در هر حال ما می گوییم که برادران اهل سنت بیشتر از شیعیان خواستار محکومیت وهابیت هستند، زیرا آینده جهان اسلام با وجود این فرقه انحرافی بسیار خطرناک است و هر دوی آنها باید در کنار هم متوجه غدّه سرطانی وهابی سعودی خونخوار باشند که ملّت عراق را به بازی گرفته و تار و پود آن را از هم گسیخته است.


ما در برابر همه این مصائب به خداوند قادر و مدبر توکّل می کنیم و از او می خواهیم که همه شهدای مظلوم این جنایات را در رحمت واسعه خود جای دهد و در این مصائب بزرگ که بر سر انسانیت و مسلمین می آید، اجر جمیل عنایت نماید و عراق را از لوث بعثیان و تکفیریان وهابی و سلفی رهایی بخشد. و الحمد لله ربّ العالمین.
منبع خبر: سلام شیعه

بازداشت چند وهابی فعال در آبادان

با دستگیری یکی از سر کردگان وهابی در آبادان هفت تن از مرتبطین با این جریان منحط بازداشت و روانه زندان شدند که دو تن از آنان پس از تحقیقات بعمل آمده آزاد شدند.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از بولتن نیوز، منابع مسئول در جنوب استان خوزستان اعلام كردند چند تن از فعالان وهابیت در آبادان بازداشت شدند.


این گزارش می افزاید با دستگیری یکی از سر کردگان وهابی در آبادان 7 تن از مرتبطین با این جریان منحط بازداشت و روانه زندان شدند که 2 تن از آنان پس از تحقیقات بعمل آمده آزاد شدند.


این منابع می افزایند این بازداشت ها به غیر از دستگیری یکی از فعالان این جریان در اهواز است.


یاد آور میگردد جریان منحط وهابیت با استفاده از تزریق پول و ایجاد شبکه در صدد است در استان خوزستان برای این فرقه تبلیغ و عضو گیری نماید که خوشبختانه عمدتاً با عکس العمل مردم ولایت مدار خوزستان روبرو شده است.


این فرقه ظاله با تزریق کتاب و لوح های فشرده در برخی از مناطق خوزستان طی چند سال اخیر اقدام به فعالیت کرده است.
توسط دکتر حسینی قزوینی
نقد عقايد وهابيت در حوزه علميه مشهد

سلسله دروس نقد عقايد وهابيت از سوي يكي از اساتيد حوزه علميه قم در مدرسه آيت‌الله العظمي خويي مشهد برگزار مي‌شود.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از رسا، سلسله دروس نقد عقايد وهابيت توسط يكي از اساتيد حوزه علميه قم در مدرسه آيت‌الله العظمي خويي مشهد برگزار مي‌شود.
 
حجت‌الاسلام دكتر سيد محمد حسيني قزويني، استاد حوزه علميه قم از 25 مهرماه طي سلسله جلسات هفتگي، عقايد فرقه وهابيت را براي طلاب حوزه علميه مشهد به نقد و بررسي خواهد گذاشت.
 
بنا بر اين گزارش، سلسله دروس نقد عقايد وهابيت از 25 مهرماه، پنج‌شنبه هر هفته از ساعت 9:30 صبح در مدرسه علميه آيت‌الله العظمي خويي مشهد برگزار خواهد شد.
 
دکتر حسيني قزويني، افزون بر تدريس در حوزه علميه قم، عضو هيئت علمي و مسؤول بخش حديث دانشكده آل‌البيت (ع) و نيز مدير مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عج) مي‌باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

درخواستي ديگر براي بازسازي بقيع


درخواستي ديگر براي بازسازي بقيع

دستور مرمت و بازسازی آثار تخریب شده اسلامی در سرزمین وحی به ویژه در مكه مكرمه و مدینه منوره و جنه البقیع را صادر فرمایید.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از شهاب نیوز، 200‬تن از روسا و استادان دانشگاه‌های ایران در نامه‌ای به ملك عبداله، رعایت موازین بین‌المللی و رسوم میهمان نوازی و جلوگیری از توهین و بی حرمتی به زائران و برخورد با ماموران و متولیان متخلف حرمین شریفین را خواستار شدند.


متن کامل این نامه به شرح زیر است:


احتراما اینجانبان جمعی از روسا و استادان دانشگاههای كشور جمهوری اسلامی ایران كه مدت كوتاهی به عنوان زائر حرمین شریفین میهمان كشور شما بوده ایم، لازم میدانیم از خدمات ارزشمندی كه در جهت تعظیم وتكریم حرمین شریفین و ایجاد تسهیلات برای زائران به عمل آمده قدردانی نماییم و به منظور تحكیم و تقویت اخوت اسلامی و عزت جهانی مسلمانان برای زائران به عمل آمده قدردانی نماییم و به منظور تحكیم و تقویت اخوت اسلامی و عزت جهانی مسلمانان مواردی را به استحضار برسانیم:


‪ -۱‬ضمن ابراز مسرت از وجود ارتباط صمیمی بین سران دو كشور اسلامی ایران و عربستان سعودی، به منظور ایفای نقش بیشتر دو كشور بزرگ اسلامی در جهت توسعه و پیشرفت علم و تكنولوژی در جهان اسلام و تقویت و تحكیم اخوت دینی، پیشنهاد می‌نماییم با بذل توجه به حضرتعالی، بستر ارتباط علمی دانشگاه های دو كشور فراهم گردد. ما با آغوش باز آماده استقبال از استادان دانشگاه‌های كشور شما هستیم.


‪ -۲‬بدون تردید ایده عزت بخش -وحدت امت اسلامی> همواره مورد عنایت و تاكید حضرتعالی، علما و سیاستمداران هوشمند و دلسوز جهان اسلام بوده است. در این راستا احترام به آرا و عقاید فرق مختلف اسلامی و عدم توهین به آنها ضرورتی اجتناب ناپذیر است. متاسفانه موارد زیادی از توهین و بی‌حرمتی نسبت به پیروان مذاهب مختلف اسلامی در سرزمین وحی به ویژه در جوار حرم شریف نبوی و جنه البقیع از سوی ماموران و متولیان این اماكن انجام می‌شود . و ما نیز شاهد آن بوده‌ایم كه نه تنها خلاف موازین بین‌المللی و رسم میهمان نوازی است بلكه در راستای تامین اهداف دشمنان اسلام و كمك به ایجاد تفرقه بین صفوف مسلمین قابل ارزیابی است كه قطعا با مشی جنابعالی به عنوان خادم حرمین شریفین سازگار نیست. لذا انتظار می‌رود با دستور اكید حضرتعالی از این شیوه برخورد در سرزمین وحی به طور جدی جلوگیری و با متخلفان برخورد شود.


‪ -۳‬همانطور كه استحضار دارید امروز دنیای علم با اذعان به جایگاه ممتاز و برجسته میراث كهن فرهنگی وتاریخی جهان اسلام در شكل‌گیری تمدن نوین بر حفظ و پاسداری از آن اصرار می‌ورزد، در چنین فضایی متاسفانه شاهد تخریب و محو آثار كهن تاریخی و میراث گرانبهای فرهنگی جهان اسلام در سرزمین وحی می باشیم. لذا از حضرتعالی مصرانه درخواست می‌شود به منظور حراست از این سرمایه عظیم و بی‌بدیل واحترام به میلیونها مسلمان دلباخته پیامبر اعظم صلی الله علیه واله و سلم و اهل بیت مكرم و صحانه برجسته او دستور مرمت و بازسازی آثار تخریب شده اسلامی در سرزمین وحی به ویژه در مكه مكرمه و مدینه منوره و جنه البقیع را صادر فرمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

تفكر وهابيت كتمان حقايق است

دکتر عصام العماد:
تفكر وهابيت كتمان حقايق است
شاگرد سابق مفتي اعظم عربستان گفت: يكي از تفكرات وهابيت كتمان حقايق است كه به روش‌هاي مختلف از جمله تخريب بقيع و سامرا و توزيع كتاب‌هاي مختلف بر عليه شيعيان انجام مي‌شود.

به گزارش شيعه نیوز به نقل از رجانيوز، عصام‌العماد شاگرد سابق مفتي اعظم عربستان در حاشيه همايش «وهابيت از درون» كه در دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان برگزار شد در گفتگو با فارس اظهار داشت: سالانه هزاران سني پس از آشنايي با اهل بيت، به مذهب شيعه مشرف مي‌شوند.


وي كه خود از وهابيت به مذهب تشيع مشرف شده است، افزود: جنگ بين حق و با‌طل از ديرباز بوده، با وجود اين بايد حساب وهابيت را از اهل سنت جدا دانست.


فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاي مذاهب عربستان سعودي وجه تمايز شاخص ميان وهابيت و ساير اهل تسنن را فهم و تفسير آيات وحي دانست و تصريح كرد: وهابيون در اثر تبليغات مذهب خود از همان ابتدا چنان دشمني و كينه شيعه را به دل دارند كه كشتن شيعه را موجب ورود به بهشت مي‌دانند.


اين عالم و مدرس علوم ديني با اشاره به تخريب بناهاي متبرك بقيع و سامرا افزود: اولين انحراف‌ها در مسيحيت و يهوديت، زماني به وجود آمد كه انجيل از عيسي و تورات از موسي، جدا شد، زمينه تخريب بناهاي متبركه نيز از آن زمان آغاز شد كه شخصيت پيامبر(ص) و اهل بيت را از قرآن جدا كردند.


العماد با تأكيد بر جدا شدن سنت و قرآن پس از دو خليفه اول گفت: مخالفان متوجه شدند كه تخريب قرآن و پيامبر به راحتي ممكن نيست پس به كتمان ويژگي‌هايي كه پيامبر(ع) از اهل‌بيت بيان كرده بود پرداختند و سپس تخريب شخصيت و حرم‌ اهل بيت(ع) را آغاز كردند.


وي اضافه كرد: يكي از شگردهاي وهابيون اين است كه به نام تحقيق آكادميك و علمي، كتاب‌ها را زير سئوال مي‌برند و با استفاده از روش جامعه‌شناسي و روان‌شناسي، تفكر رسول خدا(ص) نسبت به علي(ع) را به شكل نادرستي مطرح مي‌كند.


مدرس مجمع جهاني اهل بيت(ع)، وهابيت را شامل دو گروه دانست و گفت: گروهي از وهابيون آگاهانه به فعاليت مي‌پردازند و گروه ديگر از روي ناداني اقدام مي‌كنند كه تنها راه در برخورد با آنها گفتگو است.


دكتر عصام العماد، فارغ‌التحصيل دانشگاه الامام محمد‌بن‌سعود در رياض و شاگرد بن‌باز (مفتي اعظم سعودي) و امام جماعت يكي از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغان وهابيت در يمن بود.


شاگرد سابق مفتي اعظم عربستان كه كتابي نيز در اثبات كفر و شرك شيعه تحت عنوان «اصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاه» نوشته است، با مطالعه كتابي با فرهنگ نوراني تشيع آشنا شد و از فرقه ضاله وهابيت دست كشيد و به مذهب شيعه مشرف شد.


العماد به همين مناسبت كتابي با عنوان «رحلتي من الوهابيه الي الاثني عشريه» تاليف كرد.


وي در كتاب ديگر خود مي‌نويسد: با مطالعه كتاب‌هايي كه وهابيت در سال‌هاي اخير نوشته‌اند، به يقين در مي‌يابيم كه آنان احساس كرده‌اند كه تنها مذهب آينده، همان مذهب شيعه اماميه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

اعتصاب شيعيان آمريكا در دفاع از بقيع

در ايالت ميشيگان صورت گرفت:
اعتصاب شيعيان آمريكا در دفاع از بقيع
"مجمع شيعيان جهان" در آمريکا پنج شنبه گذشته در دفاع از قبرستان بقيع و با هدف محكوم كردن تخريب اين قبرستان، در ايالت ميشيگان آمريكا دست به اعتصاب زد.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از شيعه آنلاين، اعتصاب كنندگان در بيانيه پاياني خود رسما از دولت عربستان سعودي خواستند تا قبرستان بقيع در مدينه منوره را بازسازي كند. آنان همچنين از شيوخ ديني وهابيت خواستند صدور فتواهاي تكفيري عليه شيعيان را متوقف كنند.


اين اعتصاب كنندگان در ادامه اعلام كردند تا بازسازي دوباره قبرستان بقيع و از بين رفتن انديشه‌هاي تكفيري و نيز بهبود وضعيت شيعيان عربستان، به اعتصاب مسالمت آميز و قانوني خود ادامه خواهند داد.               



گفتني است "كميته اعتصاب سامرا" نيز در اين مراسم، "تجمع شيعيان جهان" را همراهي مي كرد. اين دو گروه اعلام كردند 14 نوامبر آينده اعتصابي مسالمت آميز در برابر سفارت عربستان سعودي در واشنگتن برگزار خواهند كرد.

 

شايان ذكر است تعداد زيادي از شيعيان مقيم آمريكا از كشورهاي عراق، عربستان سعودي، بحرين، كويت، لبنان و غيره در اين اعتصاب شركت كرده بودند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط یک محب  |