بايد خداباورى را در وجودمان تقويت كنيم
|
مشروح بيانات مرجع عالى قدر در جمع بانوان: بايد خداباورى را در وجودمان تقويت كنيم | |||||
|
|
| ||||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
در ايام پايانى ماه مبارك رمضان امسال (8مهرماه1387) به مانند سال هاى گذشته بانوان شهر مقدس قم خدمت آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى رسيدند و از بيانات ارزنده ايشان بهره بردند. معظم له در اين ديدار ضمن تأكيد بر مقوله حفظ دين، مهم ترين راهكار آن را تقويت معادباورى و خداباورى دانستند.
بكوشيد اين دو دعا را با التفات به معانى و مضامين بلند آن بخوانيد تا اين كه از ماه مبارك رمضان بيشتر بهره بردارى كنيد. در دعاى وداع امام صادق با ماه مبارك رمضان، آن حضرت به درگاه خداى متعال چنين عرضه مى دارند: «اللهم اني أسألك .... ان تجعل شهرنا هذا أعظم شهر رمضان مرّ علينا منذ أنزلتنا الى الدنيا بركة في عصمة ديني وخلاص نفسي و قضاء حوائجي؛ پروردگارا از درگاه تو مسئلت دارم كه .... اين ماه را پربركت ترين ماه رمضانى قرار دهى كه از زمانى كه به دنيا فرودمان آورده اى به خود ديده ايم و آن را با ايمنى در دين و رهايى نفس و برآمدن حاجاتمان توأم سازى». حضرت در اين دعا در اواخر ماه مبارك رمضان ازخداى متعال «عصمت در دين» را طلبيده اند. «عصمت» در لغت به معناى نگهدارى است. امامان معصوم نيز از آن رو «معصوم» خوانده مى شوند كه از كارهاى ناروا خوددارى مى كنند و خود را از حرام و مكروه و آنچه خوشايند خدا نيست نگاه مى دارند. اين مقام درجه بالايى از عصمت است ولى ما هم بايد از خداى متعال عصمت در دين را مسئلت كنيم. همان طور كه برخى از مردم از سرمايه، تندرستى يا ديگر داشته هاى دنيوى خود نگهدارى مى كنند دين آدمى نيز به نگهدارى نياز دارد و همان طور كه مى بينيم امام صادق عليه السلام در اين دعاهاى شريف به ما ياد مى دهند نگاهداشت دين خود را از درگاه بارى تعالى درخواست كنيم. نكته ديگر معادباورى است. زندگانى اين دنيا به مثابه يك پل است با اين تفاوت كه برخى از ما در ابتداى آن و برخى در اواسط آن قرار داريم و عده ديگرى هم هستند كه بيش از نود درصد اين پل را پيموده اند. در هر حال همه ما بايد از اين پل بگذريم و به قيامت برسيم. لحظه مرگ براى هر كسى آغاز قيامت اوست. در حديث شريف نبوى آمده است: «من مات فقد قامت قيامته؛(5) كسى كه مى ميرد قيامت او برپا شده است» بايد هميشه اين واقعيت در كنار ذهنمان باشد هر چند ندانيم چه زمانى مرگمان فرا خواهد رسيد. بسيار كسان بودند كه صبح زنده بودند ولى روزشان به شب نرسيد يا شب زنده بودند ولى اجل مهلشتان نداد به صبح برسند. در روايت آمده است كه از امام معصوم سؤال شد: چرا برخى هنگام مرگ چشم هايشان باز و عده اى ديگر چشمانشان بسته است؟ حضرت پاسخ دادند: «آن كه چشمانش باز است لحظه اى كه مرگ به سراغش آمده به او مهلت نداده است چشمش را ببندد». چشم انسان اين ويژگى را دارد كه مرتب پلك مى زند و چنين كسانى لحظه اى مرده اند كه چشمشان باز بوده است و نرسيده اند پلك هاى خود را روى هم بگذارند. قرآن كريم درباره اين لحظه مى فرمايد: «فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ؛(6) در آن دم نه فرصت وصيت دارند و نه قادرند نزد كسان خود باز گردند».
كسى كه در حال مرگ است و فرزندان و كسانش گرد او را گرفته اند، دوست دارد به همسر و فرزندانش يك كلمه وصيت كند، ولى مجال و مهلت اين كار را ندارد. معادباورى يعنى اين كه به اين امور اعتقاد داشته باشيم و خود را براى آن آماده سازيم. در روايت است كه وقتى انسان را در قبر مى گذارند و بستگانش از پيش او مى روند خداى متعال به او مى گويد: همسر و فرزندانت از پيش تو رفتند ولى من نزد تو خواهم ماند... خوب است به گونه اى عمل كنيم كه در آن لحظه كم تر در برابر پروردگارمان شرمنده باشيم.
داستان مردان و زنان خداباور را بخوانيم و از رفتارشان عبرت بگيريم. ابوذر كسى بود كه حاكمان ظالم برايش كيسه طلا مى فرستادند و او در آن زمان محتاج مبلغ ناچيزى بود تا قوت لايموتى براى خود فراهم كند ولى با اين حال كيسه طلا را پس مى فرستاد و از گرسنگى مرد. سلمان حاكم مدائن بود و نوشته اند كه زمانى در آن شهر آتش سوزى اتفاق افتاد و مردم اموالشان را جمع مى كردند تا طعمه آتش نشود. سلمان شمشير و قرآن خود را برداشت و گفت: «هكذا ينجو المخفون؛(8) سبكباران اين گونه نجات مى يابند» اين رفتار سلمان مصداق روشن خداباورى است. اگر كسى به ما سخن تندى گفت بايد با او به گونه اى رفتار كنيم كه اين سخن تند او به ده سخن تند تبديل، و خداى نكرده جهنمى نشود. چنين رفتارى را در منطق دين «حلم» مى نامند و همه ما بايد به اين صفت والاى اخلاقى آراسته شويم. حضرت ابراهيم عليه و على نبينا وآله الصلواة والسلام در ميان پيامبران الهى جايگاه ويژه اى دارند تا جايى كه به گفته صاحب بحار هنگام يادكرد نام او، ابتدا بر او و سپس بر پيامبر اسلام و خاندان بزرگوارش درود مى فرستيم و چنين كارى را در حق ديگر پيامبران انجام نمى دهيم. خداى متعال وقتى مى خواهد ابراهيم خليل الله و جلالت قدر و عظمت منزلت او را يادآور شود از ميان آن همه والايى هاى اخلاقى كه در وجود او بود به صفت «حلم» آن حضرت اشاره مى كند: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ؛(9) به راستى كه ابراهيم بسيار خدا ترس (يا مهربان) و بردبار بود».
براى حفظ دين، پس از خداباورى و معادباورى توجه ويژه به احكام الهى ضرورت دارد. متأسفانه برخى از كسانى كه در محيط هاى دينى و شهرهاى مذهبى زيسته اند بر اثر ندانستن احكام پس از ده سال يا بيست سال فهميده اند تمام نمازهايشان باطل بوده است. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته 1) فرقان (25)، آيه 77. | |||||



يكى از خطبا براى ايراد سخنرانى در جايى دعوت شد. او هزاران بار منبر رفته بود ولى اين سخنرانى با ديگر سخنرانى ها و منبرهاى آن خطيب يك تفاوت عمده داشت و آن اين بود كه كسانى قرار بود پاى منبر او حاضر شوند كه هيچ وقت در گذشته پاى منبر او حاضر نشده بودند و معلوم بود كه در آينده هم جز همان يك جلسه پاى سخنرانى كسى حاضر نخواهند شد. از آن جا كه آن منبرى شخص با توجه و كاردانى بود عده اى از وعاظ و اهل علم را گردآورد و از آنان پرسيد در آن جلسه درباره چه موضوعى سخنرانى كند؟ يكى از منبرى ها پيشنهاد كرد درباره ربا كه در جامعه بيداد مى كند سخن بگويد، ديگرى گفت: درباره وضعيت حجاب و خانم هاى بى بند و بار سخن بگويد. ديگران موضوعات ديگرى چون فقر، نماز، صبر و... را پيشنهاد كردند. يكى از علما كه منبر هم مى رفت نيز در آن جلسه حاضر بود ولى چيزى نگفت. آن خطيب از آن عالم خواست نظرش را درباره اين موضوع بگويد آن عالم گفت: ديگران پيشنهادهايى فرمودند، شما هم ببينيد كدام بهتر است و همان را عمل كنيد. آن خطيب اصرار كرد كه پيشنهاد تازه اى بدهيد. آن عالم گفت: من هيچ كدام از موضوعات ربا، نماز، صبر و بى بند بارى برخى از خانم ها را پيشنهاد نمى كنم. فقط يك پيشنهاد دارم و آن اين است كه وقتى روى منبر قرار گرفتى و خواستى سخنرانى كنى در ذهنت مجسم كن كه آن بالا روبروى تو حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله قرار دارند و به شما مى نگرند و خطاب مى كنند: فلانى، جانب دين مرا نگاه دار. در ذهن خودت تجسم كن كه حضرت به سخنان تو گوش فرا مى دهند. 
