تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

دفاع از أبو لؤلؤ


دفاع از أبو لؤلؤ

از دير زمانيست كه دشمنان أهل بيت عليهم السلام هر روز به بهانه اى موضوعى را مورد هجوم به شيعيان قرار داده، و مردم را سرگرم به خود مى كنند، يك روز با موضوع توسّل، روزى با موضوع شفاعت و ديگر روز با زيارت، يكروز سبّ بعضى از صحابه و يكروز غلوّ درباره معصومين عليهم السلام و غير ذلك...

ولى؛ حق هميشه و همه جا راسخ و محكم است و علماى حقّه و مدافعين حريم ولايت آگاهانه در مقابل اين شبهات سينه سپر كرده و از مكتب خود دفاع مى كنند.

و آنچه امروز دستاويز شبهه افكنى آنها شده، اسلام حضرت ابولؤلؤ است، به اينكه آن بزرگوار را مجوسى و مشرك خوانده و گفته اند كه در مدينه كشته و دفن شده است و بايد بارگاه منسوب به او در كاشان خراب شود؛


و چون متأسفانه، اين شبهه را در ميان شيعيان رواج داده اند لذا ما براى آگاه كردن ذهن دوست داران اهل بيت عليهم السلام مختصراً درصدد جواب برآمديم؛


اولاً: مورّخين و محدّثين بزرگ شيعه طبق بعضى از روايات و شواهد تاريخى قائل به ايمان ابولؤلؤ هستند، و بعضاً او را، از بزرگان مسلمين و مجاهدين و از شيعيان خاصّ اميرالمؤمنين عليه السلام دانسته اند، (راجع به ايمان ابولؤلؤ به اين كتب مراجعه شود: إرشاد القلوب مرحوم ديلمى جلد دوم ص285؛ مجمع النورين شيخ أبوالحسن مرندى ص124؛ العقد النضيد والدرّ الفريد محمد بن الحسن القمى ص64؛ نواقض الروافض ميرزا مخدوم شريفى؛ رياض العلماء عبدالله افندى؛ طريق الإرشاد ملاّ اسماعيل خواجويى ص456؛ ناسخ التواريخ مرحوم سپهر ج3، ص49؛ مجالس المؤمنين قاضى نرو الله شوشترى ج1، ص87 و88؛ منتخب التواريخ ص806؛ سفينة البحار نوشته محدّث قمى ج7، ص560؛ مستدرك سفينة البحار ج9، ص214).


و اگر كسى بگويد كه عده اى از افراطيون أهل سنت، او را مشرك و مجوسى خوانده اند، در جواب گوييم؛ كه اين سهل است چون آن گروه تمام پيروان و شيعيان اهل بيت عليهم السلام را مجوسى و مشرك مى دانند، كه با مراجعه به كتب آنها بر همه واضح و روشن مى شود.


ثانياً: كشته شدن و دفن شدن ابولؤلؤ در مدينه، طبق ذكر بعضى نصوص اهل سنت است، ولى در بعضى از كتب تاريخى شيعه چون: «مجالس المؤمنين قاضى نورالله شوشترى؛ ناسخ التواريخ مرحوم سپهر؛ منتخب التواريخ از مرحوم ملاّ هاشم» كه ذكر ابولؤلؤ به ميان آمده است، اينگونه بيان شده است كه : ابولؤلؤ در كاشان از دنيا رفته و دفن شده است (مرحوم عماد الدّين طبرى در كتاب پر ارج كامل بهايى تأليف 675 هـ ق، مفصلاً آمدن ابولؤلؤ به كاشان را شرح مى دهد و مرحوم حاجى نورى استاد محدّث قمى، در كتاب شريف شجره طوبى ص107 به ذكر اين قصه پرداخته است.


و گذشته از اينكه شهرت در بين شيعه، مؤيّد اين قول است و چه بسيار از قبور اولياء خدا، كه الان مزار اهل دل است با شهرت، مردم علم به آن دارند.


و اگر بالفرض ابولؤلؤ در مدينه دفن شده، خواهش منديم موضع قبر او را در مدينه مشخص كنند و اين نقص در فضيلت ابولؤلؤ نيست، كه چه بسيار از بزرگانى كه دو قبر بلكه سه قبر منسوب به آنها مى باشد، و اگر قبرى در مدينه به ابولؤلؤ منسوب شد شيعيان حاضرند كه براى آنجا هم بارگاه بنا كنند.


ثالثاً: خراب كردن قبر ابولؤلؤ اگر به درخواست افراطيون اهل سنت باشد، كه آنها در صدد خراب كردن همه مزارات شيعه مخصوصاً مزارات اهل بيت عليهم السلام هستند در نجف اشرف و كربلاى معلا و كاظمين شريفين و مشهدالرضا عليه السلام، همانطور كه با حرم مطهر ائمه بقيع عليهم السلام و عسكريين عليهما السلام انجام دادند.


و اگر اهل تقريب مى خواهند راهى باشد براى نزديك شدن شيعه و سنى خواهش است كه از آن ها بخواهند كه قبور دشمنان اهل بيت عليهم السلام كه باعث كشته شدن صدها هزار شيعه بوده اند مانند صلاح الدين ايوبى را خراب كنند، چرا هميشه در صدد تنازل و عقب نشينى شيعه مى باشند!


ولازم به ذكر است كه وحدت واقعى مسلمانان با تمسّك به فرمايش رسول خدا صلى الله عليه وآله، در حديث شريف ثقلين تحققّ مى يابد در آنجا كه فرمودند: «إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما إن تمسكتم بهما لن تضلّوا بعدي؛ همانا من در بين شما دو چيز گرانبها گذاشته ام كه با تمسك به آن دو چيز پس از من هيچگاه و هرگز گمراه نمى شويد و آن كتاب خدا و عترت پاك اهل بيت من هستند. عليهم السلام


جمعى از طلاب و اساتيد حوزه علميه قم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 


اعزام مبلغان وهابي در ماه رمضان به اروپا

رايزني جمهوري اسلامي در پاريس با فرا رسيدن ماه مبارک رمضان، چند کار کوچک انجام مي‌داد که يکي از آنها تهيه تقويم و ساعات شرعي مطابق مذهب تشيع و فرستادن آن براي مخاطبان ايراني بود، اما امسال با گذشت يک هفته از اين ماه مبارک، گويا در اين رايزني هنوز هلال ماه مبارک رمضان ديده نشده است!

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از تابناک، کشور سلطنتي مراکش، امسال به مناسبت ماه مبارک رمضان، 150 مبلغ به طور رسمي به فرانسه اعزام کرده است. همچنين ديگر کشورها از جمله عربستان نيز ده‌ها مبلغ وهابي را به بهانه برگزاري نماز تراويه به آنجا فرستاده‌ است.

اعزام مبلغ به ديگر کشورهاي غربي، وضعيت مشابه را دارد و کشورهاي اسلامي از اين فرصت بيشترين استفاده را مي‌کنند و تنها جمهوري اسلامي ـ تنها کشور داراي حکومت اسلامي ـ به رغم صرف هزينه‌هاي قابل ملاحظه‌ براي ارايه فرهنگ اسلامي ناب به جهان، در اين روزها غيبت چشمگير دارد!


بنا بر اين گزارش، کشور فرانسه که داراي بيشترين مسلمان در کشورهاي اروپايي است، مورد توجه بيشتر کشورهاي اسلامي بوده است. اين کشورها، به محض به دست آوردن هر فرصتي، هر کدام در نشان دادن وجهه اسلامي به مسلمانان اين ديار سبقت مي‌گيرند؛ اعزام 150 مبلغ اسلامي از کشور فقير و سلطنتي مراکش، خود گوياي اين واقعيت است، ولي در اين ميان، رايزني کشورمان که داراي مکاني مستقل با امکانات و کارمندان متعدد و بخش فرهنگي سفارتخانه جمهوري اسلامي در پاريس است، با گذشت يک هفته از ماه مبارک رمضان، حتي يک برنامه کوچک هم به هموطنان ارايه نکرده است.


رايزني جمهوري اسلامي در پاريس با فرا رسيدن ماه مبارک رمضان، چند کار کوچک انجام مي‌داد که يکي از آنها تهيه تقويم و ساعات شرعي مطابق مذهب تشيع و فرستادن آن براي مخاطبان ايراني بود، اما امسال با گذشت يک هفته از اين ماه مبارک، گويا در اين رايزني هنوز هلال ماه مبارک رمضان ديده نشده است!


اين گزارش مي‌افزايد: رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در پاريس، گويا در هفته نخست ماه مبارك، به فرستادن پانصد پيامك و ايميل كه در آن خواسته شده بود براي بازديد از نمايشگاه عكس هنري از طبيعت به رايزني مراجعه كنند، بسنده كرده است.


البته رايزن فرهنگي ايران در پاريس در سال جاري پس از سي سال، برنامه وحدت اسلامي به مناسبت تولد حضرت رسول(ع) را براي نخستين بار حذف كرد و برنامه ويژه ولادت منجي عالم بشريت هم براي نخستين بار پس از تولد جمهوري اسلامي ـ که معمولا به وسيله سفارت و رايزني انجام مي‌شد ـ برگزار نشد.
علي مطهري:
تعدد زوجات از افتخارات اسلام است

نماینده تهران در هنگام بررسي لايحه حمايت از خانواده در تذكري آئين‌نامه‌اي گفت: آنچه كه در كميسيون حذف شده در شان مجلس هشتم نبود.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از فارس، علي مطهري نماينده تهران در جلسه علني امروز مجلس و در هنگام بررسي كليات لايحه حمايت از خانواده در تذكري آئين نامه‌اي با استناد به ماده 146 آئين نامه اين لايحه در كميسيون دچار اصلاحات شده است و آنچه پيش آمده در شان مجلس هشتم نبود بلكه در شان مجلس ششم بود.

وي در ادامه افزود: لايحه‌اي كه دولت پيشنهاد كرده بود بايد بدون حذف مواد 23 و 25 به صحن علني مجلس مي‌آمد.


مطهري با بيان اينكه تعدد زوجات از افتخارات اسلام است، اظهار داشت: اگر اين موضوع را حذف كنيد يعني اشاعه فساد و دولت هم دنبال جلوگيري آن است.


وي همچنين افزود: داشتن اذن همسر اول براي ازدواج مجدد خلاف قانون اسلام است و كميسيون در حذف اين مورد تحت تاثير قرار گرفته است و اين در شان مجلس نيست.


رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به تذكر مطهري گفت: اين انفعال مجلس نيست بلكه برخي علماي قم روي اين موضوع نظراتي داشتند كه بايد احترام صاحب‌نظران را مدنظر قرار دهيد. 


ارسال: چهارشنبه20 شهریور 1387/ 2:41ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=2874

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

شبکه ماهواره ای امام مهدی ( المهدی) راه اندازی شد

همزمان با فرارسیدن ماه مبارک رمضان :
شبکه ماهواره ای امام مهدی ( المهدی) راه اندازی شد

از مهمترین اهداف این شبکه که زیر مجموعه ای از شبکه ماهواره ای الزهرا علیها السلام می باشد، معرفی شخصیت مقدس و سیره مبارک حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انتظار و ظهور منجی و مباحث مهم در زمینه مهدویت است.


به گزارش شیعه نیوز ، همزمان با ماه مبارک رمضان شبکه ماهواره ای «المهدی» راه اندازی شد.

هدف از راه اندازی این شبکه ماهواره ای گسترش فرهنگ و معارف اهل بیت علیهم السلام به ویژه مسئله مهدویت توصیف شده است. چرا که هنوز فرهنگ پربار تشیع به مردم بسیاری از نقاط جهان معرفی نشده و اساساً امکان نشر فرهنگ و آموزه های ژرف اهل بیت علیهم السلام برای چند شبکه ماهواره ای محدود در میان صدها شبکه منحرف و ضد دین ممکن نیست.

از مهمترین اهداف این شبکه که زیر مجموعه ای از شبکه ماهواره ای الزهرا علیها السلام می باشد، معرفی شخصیت مقدس و سیره مبارک حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انتظار و ظهور منجی و مباحث مهم در زمینه مهدویت است.

گفتنی است شبکه ماهواره ای المهدی سلام الله علیه، بنا به ارشادات مرجع عالی قدر آیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله، زیر نظر شبکه الزهرا سلام الله علیها و هیئت خیریه محمدالامین فعالیت خواهد نمود.

شبکه یاد شده هم اکنون در جهت نایل سات و روی فرکانس 11555 در حالت افقی قابل مشاهده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

خدیجه ؛ عالیترین نمونه وفا و فداکاری

وفات حضرت خدیجه(س)
خدیجه ؛ عالیترین نمونه وفا و فداکاری

حضرت خدیجه(س)، همسر گرامی پیامبر اسلام، نمونه‌ای از زن مسلمانی است که برای عقیده و رسالتش پیکار کرد، وی عالیترین نمونه وفا و فداکاری است.
حضرت محمد (ص) در زمان ازدواج با حضرت خدیجه 25 ساله و حضرت خدیجه نیز 40 ساله بود. ثروت خدیجه از همه قریش بیشتر بود و اهالی مکه با اموال او پیش از آنکه با پیغمبر ازدواج کند تجارت می کردند و خدیجه پس از ازدواج با پیغمبر هر چه داشت به وی بخشید، این ثروت هنگفت از پایه های تشکیل دهنده دعوت اسلامی است.

خدیجه اولین بانویی است که اسلام آورده است. در همان زمانی که پیامبر گرامی از اذیت و آزار و دشواریها رنج می برد، آنجا کسی بود که از بار اندوه و غمهای او می کاست و موجب می شد غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او خدیجه همان زن با ایمان بود، همان زن گرانقدری که یاور و شریک محمد بود.

خدیجه (س) از حامیان راستین رسالت بود، اموال وی در واقع کلید شکست محاصره اقتصادی پیامبر و یارانش بود. او مواد مصرفی را چندین برابر قیمت واقعی می خرید تا اینکه سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهایی امت سپری و حیله قریش با شکست و ناکامی مواجه شد.

حضرت خدیجه دارای سیره ای بود که بواسطه آن از همه زنان متمایز شده بود، به همین جهت در دوره جاهلیت به طاهره معروف بود و همین لقب برای شرف و افتخار او کافی است.

سال دهم بعثت پیامبر انسانی را از دست داد که عالیترین نمونه وفا و فداکاری و جامعترین بیانگر راستی بود. خدیجه نمونه بارز زن مسلمانی است که برای عقیده و رسالتش پیکار کرد.

پیغمبر(ص) او را در حجون دفن کرد و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) نامیده شد، خدیجه به هنگام وفات 65 سال داشت.


منبع خبر: مهر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

:: محتلم شدن در ماه مبارك رمضان ::

v سؤال: اگر شخص قبل از اذان بيدار شود و محتلم شده باشد چنانچه به اندازه کافى وقت نداشته باشد و در صورت غسل كردن به سحرى نرسد آيا جايز است بعد از اذان، غسل کند؟

? جواب: ـ در فرض سؤال ـ بايد غسل كند و اگر وقت غسل هم نباشد تيمم كند و سپس بعد از اذان براى نماز صبح غسل كند.

19/شهريور/1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

گوناکون


بازداشت مجدد عالم شيعه عربستاني

شيخ توفيق عامر به دليل دفاع از حقوق شيعيان عربستان به دستور وزير کشور بازداشت شد.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از رسا، نيروهاي امنيتي عربستان براي دومين بار پياپي در سال جاري حجت الاسلام و المسلمين شيخ توفيق عامر از علماي برجسته شيعه عربستان و منادي حقوق بشر در اين كشور را به دليل دفاع از حقوق شيعيان بازداشت کردند.

وي که مفسر قرآن، سخنران مذهبي و امام جماعت مسجد ائمه بقيع لهوف عربستان است پس از مخالفت با درخواست دولت اين کشور مبني بر سکوت و عدم مطالبه حقوق شيعيان، به دستور مستقيم وزير کشور عربستان دستگير شد.


گفتني است که دولت عربستان طي شش سال گذشته شيعيان اين کشور را به شدت تحت فشار و خفقان قرار داده اند و با بازداشتهاي پياپي، بستن دهها مسجد شيعه و ناديده گرفتن حقوق اداري، زندگي سختي را براي شيعيان بوجود آورده است.

تجمع سلفی‌ها مقابل منزل مفتی عربستان

ده ها نفر از سلفی های عربستان با تجمع در مقابل منزل مفتی این كشور، توقف پدیده غرب زدگی در عربستان را خواستار شدند.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل ازشبكه خبر، روزنامه وطن چاپ آمریكا گزارش داد: سلفی ها عربستان در اجتماعی نادر مقابل منزل شیخ عبدالعزیز آل شیخ مفتی این كشور، درخواست های خود را درباره توقف پدیده غرب زدگی در عربستان، به صورت مكتوب به وی دادند تا آن را به ملك عبدلله پادشاه عربستان برساند.

سلفی های عربستان در این تجمع با انتقاد از مسئولان، نویسندگان و فرهنگیان عربستانی، خواستار توقف پدیده غرب زدگی و كاهش نفوذ آن بر نویسندگان و روزنامه نگاران این كشور شدند و با هشدار درباره عملكرد افراد بانفوذی كه در وزارتخانه های كار و ارشاد مشغول به كار هستند، خواستار استقبال نكردن از هیئت های زنان غربی در عربستان سعودی شدند.


مفتی عربستان نیز قول داد در خواست سلفی ها را بررسی كند و آن را به پادشاه عربستان برساند.


این در حالی است كه مقامات سعودی هر گونه تجمع اعتراض آمیز را ممنوع و تهدید كرده اند كسانی كه از این دستور سرپیچی كنند، زندانی می شوند.


شكست وهابيت در خوزستان

آيت الله محسن حيدري اظهار داشت: سال‌هاست كه وهابيت در خوزستان تلاش مي‌كند تا مردم و به خصوص جوانان خوزستاني را از حركت در مسير اهل بيت خارج كند.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از فارس، وي با اشاره به اينكه زمان كوتاهي از آغاز فعاليت وهابيت در دنيا گذشته است، گفت: وهابيت با اين عمر كوتاه تاكنون 4 هزار سايت ضد شيعي و 10 هزار عنوان كتاب به چاپ رسانده و اين در حالي است كه در مذهب شيعه با 14 قرن سابقه تنها هزار و 500 عنوان كتاب توسط دوستداران اهل بيت تهيه و تأليف شده است.

به گفته وي 16 درصد از درآمد فروش نفت عربستان صرف تبليغ وهابيت در جهان مي‌شود تا از اين طريق، دست به اقدامات ضد شيعي بزنند.


 

نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبري تأكيد كرد: كينه از اهل بيت، عامل اصلي اقداماتي است كه از سوي وهابيت صورت مي‌گيرد.


 

آيت الله حيدري با اشاره به اينكه وهابيت در تأييد خوارج و بني‌اميه اقدام مي‌كند، اذعان داشت: سابقه وهابيت ريشه در خوارج و بني اميه دارد.


 

وي گفت: در طول 30سال فعاليت انقلاب اسلامي ايران و با تدبير امام راحل(ره)، مقام معظم رهبري و همچنين سيد حسن نصرالله تا كنون ده‌ها ميليون نفر از مردم جهان كه در بين آنها وهابيون هم ديده مي‌شود، به مذهب شيعه درآمده‌اند.


 

نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان با تاكيد بر اينكه اقبال جهانيان نسبت به اهل بيت و تشيع روز به روز در حال افزايش است تصريح كرد: وهابيت در آستانه سقوط است و شنيده‌ها حاكي از آن است كه به ادعاي خودشان، اقدامات وهابيت در خوزستان، ديگر كار ساز نيست، چون مردم هوشيار هستند.


 

وي راه‌اندازي حوزه‌هاي علميه، برگزاري نماز جمعه و فعاليت مساجد در حاشيه شهرها را مهم‌ترين عامل شكست حاميان وهابيت دانست و ادامه داد: خوشبختانه به دنبال برگزاري دوره هاي آموزشي غدير دوره‌هاي آموزشي مهدويت هم در مراكز آموزشي به خصوص تربيت معلم‌ها و دانشگاه‌ها در آستانه برگزاري است.


انتقاد از شعار کنترل جمعيت

آيت‌الله ‌العظمي شیخ جعفر سبحاني گفت: چنانچه معتقد باشيم خداوند هر کس را آفريده روزي خواهد داد، بايد شعار کنترل نسل را جمع کنيم زيرا اين شعار به مصلحت مملکت نيست.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از مرکز خبر حوزه، اين استاد حوزه در سلسله مباحث تفسير قرآن کريم اظهار داشت: نگراني‌هاي مردمي يکي از مشکلات مردم است که آينده آنان از نظر مادي يا معنوي چگونه خواهد بود.

وي خاطرنشان کرد: مسئله خونريزي‌ها و جنگ‌ها، از نگراني‌هاي بزرگ آينده بشر امروزي است، زيرا بشر روز به روز براي نابود کردن و نابود شدن مجهزتر مي‌شود.

اين استاد حوزه افزود: به علت بيماري‌هاي رواني مسئله روان پزشکي امروز رواج پيدا کرده و در کشورهاي صنعتي بيماري‌هاي رواني بيشتر از جسمي است.

سبحاني با اشاره به اين‌که مردم در ماديات غرق شده‌اند، گفت: اگر جنگ جهاني سوم رخ دهد تمدن از بين خواهد رفت و بشر به حالت نخستين خود باز خواهد گشت.

وي با اشاره به آيه 28و 29 سوره رعد تصريح کرد: اگر به ياد خدا باشيم و خدا را در دل باور داشته باشيم، بلاها براي ما مشکل ساز نخواهد بود و خداوند آينده را تامين و گذشته را خواهد بخشيد.

اين استاد حوزه خاطرنشان کرد: برخي از بيماري‌هاي جسمي، مولود نگراني‌هاي روحي است و 99 درصد کساني که خودکشي مي‌کنند به علت ضعف يا عدم ايمان است.

وي با استفاده از آيات قرآن کريم امنيت روحي و اجتماعي را از آن مومنان بيان کرد و تصريح کرد: مدينه فاضله‌اي‌که افلاطون بيان مي‌کنند خيالي است و واقعيتش آن چيزي است که انبياء و اوليا آورده‌اند.

آیت الله سبحاني گفت: طلاب و روحانيون در مقابل اخلاق، ايمان و دين مردم مسئول هستند و نبايد بي‌تفاوت از کنار مسايل عبور كنند.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

تاریخ حرم ائمه بقیع و جنایات وهابیت (1)

به بهانه 8 شوال سالروز تخریب حرم بقیع بدست دشمنان اهل بیت
تاریخ حرم ائمه بقیع و جنایات وهابیت (1)

گرچه پس از گذشت قریب به یک قرن از تخریب حرم مطهر ائمه بقیع و از بین رفتن تمام آثار این بنای باشکوه و معنوی نمی توان همانند سایر ابنیه تاریخی و مذهبی، از آثار آن به عظمت و قدمتش پی برد و تاریخ ساختمان آن را بدست آورد، ولی آنچه از منابع مختلف بدست می آید، تا حدّی می تواند ما را با تاریخ و چگونگی این حرم شریف آشنا سازد و بیانگر وضع این بنای فخیم و پرشکوه معنوی در طول تاریخ گردد.


حرم ائمه بقیع که در کتب تاریخ بعنوان «مشهد» و «حرم» اهل بیت معروف گردیده، در سمت غربی و منتهی الیه بقیع واقع شده است که در این حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بیت; امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ در کنار هم و بفاصله 3ـ2 متری این قبرها، قبر عباس عموی گرامی رسول خدا ـ ص ـ قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگری است متعلق به فاطمه بنت اسد و بـه احتـمال ضعیـف متعـلق بـه فاطمه دختر رسول خدا ـ ص ـ که قبل از ویرانی ساختمان این حرم مطهر، همه این قبور ششگانه در زیر یک گنبد و دارای ضریح و صندوق زیبا بودند.

درصدد آنیم که سه موضوع را بصورت مستقل و جداگانه مورد بررسی قرار دهیم:

1 ـ تاریخ حرم ائمه بقیع.

2 ـ تاریخ ضریح ائمه بقیع.

3 ـ قبر فاطمه بنت اسد یا فاطمه دختر رسول خدا ـ ص ـ


اجمالی از تاریخ حرم ائمه بقیع:

گرچه پس از گذشت قریب به یک قرن از تخریب حرم مطهر ائمه بقیع و از بین رفتن تمام آثار این بنای باشکوه و معنوی نمی توان همانند سایر ابنیه تاریخی و مذهبی، از آثار آن به عظمت و قدمتش پی برد و تاریخ ساختمان آن را بدست آورد، ولی آنچه از منابع مختلف بدست می آید، تا حدّی می تواند ما را با تاریخ و چگونگی این حرم شریف آشنا سازد و بیانگر وضع این بنای فخیم و پرشکوه معنوی در طول تاریخ گردد.

اجمال تاریخ این حرم مقدس این است که قبور ائمه بقیع ـ علیهم السلام ـ مانند سایر قبرها در محوطه مکشوف و بدون دیوار و سقف نبوده; بلکه قبر آنان مانند تربت پاک رسول خدا ـ ص ـ و حضرت رضا ـ ع ـ از آغاز دفن اجساد مبارک و پیکر مطهرشان در داخل خانه ای که متعلق به عقیل بوده، قرار داشته است و به مرور زمان این خانه به ساختمان مناسب، به شکل مسجد تبدیل گردیده، سپس در محل همان ساختمان بزرگترین و مرتفع ترین گنبد و بارگاه بنا شده است و در قرون متمادی دارای خادم و دربان و دارای ظریفترین و گرانبهاترین ضریح و صندوق با زیباترین روپوش و دارای فرش و قندیل بوده است و بالاخره در هشتم شوال سال 1344 هـ به وسیله وهابیان منهدم گردیده است.

و برای توضیح این حقیقت تاریخی، توجه به دو مطلب را لازم می دانیم:


1 ـ مقبره های خانوادگی در بقیع

از مجموع گفتار مورخان چنین برداشت می شود که مردم مدینه که قبلا اجساد درگذشتگان خود را در نقاط مختلف و در دو گورستان عمومی به نام گورستان «بنی حرام» و «بنی سالم»1 و گاهی در داخل منازل خود دفن می کردند، با رسمیت یافتن بقیع به مناسبت دفن جسد عثمان بن مظعون2 و ابراهیم فرزند رسول خدا ـ ص ـ3 به آنجا توجه نمودند و عده ای از صحابه و یاران رسول خدا ـ ص ـ بتدریج خارها و ریشه درختان موجود در بقیع را قطع و آن بخش را بعنوان آرامگاه خصوصی، به خانواده خود اختصاص دادند و بعضی از اقوام و عشیره رسول خدا ـ ص ـ در داخل بعضی از منازل متصل به بقیع دفن گردیدند.

با اینکه وضع بقیع با مرور چهارده قرن، دگرگون شده و از قبور زیادی که در این آرامگاه تاریخی به افراد معروف از صحابه و شخصیت های اسلامی تعلق داشت، بجز تعدادی محدود باقی نمانده است ولی در عین حال همین تعداد از قبور نیز می تواند مؤید گفتار این مورخان و بیانگر نظم و ترتیب موجود در آن دوران باشد; زیرا که گذشته از اینکه قبور همه اقوام رسول خدا ـ ص ـ در قسمت غربی بقیع واقع شده است، هر گروه از آنان نیز به تناسب ارتباطشان با همدیگر و انتسابشان به رسول خدا ـ ص ـ در یک نقطه معین و جایگاه مخصوص و در کنار هم دفن شده اند; مثلا قبور ائمه چهارگانه با قبر عباس و فاطمه بنت اسد در یک نقطه و در کنار هم و همه همسران رسول خدا ـ ص ـ4 در یک نقطه معین و در کنار هم و رقیه و ام کلثوم دختران پیامبر در کنار هم و عمّه های آن حضرت با امّ البنین در کنار هم، که مجموع این بخش به نام «مقابر بنی هاشم» معروف گردیده است; همانگونه که سایر بخش های مختلف بقیع نیز به نام های خاصی نامیده شد; مانند «روحاء» و «زوراء».5

و باز می بینیم پس از گذشت بیش از نیم قرن از رسمیت یافتن بقیع، تمام شهدای حره در یک نقطه از بقیع و در کنار هم بخاک سپرده شده اند.


2 ـ بقیع در پشت خانه های مدینه
مطلب دومی که در این بحث حائز اهمیت است این است که طبق دلائل موجود تاریخی، خانه ها و منازل مدینه تا بقیع امتداد داشته و بقیع پیش از آنکه بصورت آرامگاه عمومی درآید و همانگونه که در معرفی آن گفته شده است: «شَرْقیها نَخْلٌ وَ غَرْبیها بُیوتٌ»6 از طرف غرب در پشت منازل مدینه قرار داشت و کوچه های متعددی این منازل را به همدیگر وصل می نمود و به محل بقیع منتهی می گردید که بعضی از این منازل بتدریج برای دفن افرا متشخص مورد استفاده قرار گرفته7 و بعضی از آنها هم تخریب و به بقیع منضم گردیده است.8

گرچه در صفحات آینده شاهد دلائل و قرائن متعددی در این زمینه خواهیم بود ولی به نظر می رسد که نقل چند دلیل و شاهد تاریخی در اینجا ضروری است:

1 ـ در کتب تاریخ و مدینه شناسی، در معرفی «روحاء» که به بخشی از بقیع اطلاق می گردید; چنین گفته شده است:

«الرّوحاءْ اَلْمَقْبَرة اَلّتی وَسَطَ اَلْبَقیعِ یُحیطُ بِها طُرُقُ مُطْرَقة»9

«روحاء مقبره ای در بخش میانی بقیع می باشد که راه های متعددی آنجا را احاطه نموده است.»

2 ـ و در بعضی از این منابع چنین معرفی شده است: «اَلرّوحاء کُلُ ما حاذَتْ اَلطریقَ مِنْ دارِ مُحَمَدبْنِ زَیْد اِلی زاویَة دارِ عقیل الیَمانِیّة الشّرقِیة.»10

«روحاء» آن بخش از بقیع است که در محاذی راهی (کوچه ای) که از خانه محمد بن زید به زاویه شرقی خانه عقیل منتهی می گردد قرار گرفته است».

3 ـ گرچه مورّخان و مدینه شناسان اهل سنت همانند علمای شیعه، در محل دفن حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ اختلاف نظر دارند و لیکن همان نظرات مختلف نیز مؤید این واقعیت تاریخی و گویای وجود خانه ها و کوچه های متعدد و سمت غربی بقیع می باشد.

زیرا گاهی می گویند: «قَبرُ فاطمة بِنْتُ رَسول ِالله زاویَة دارِ عَقیل اَلیَمانِیّة اَلشارِعَةِ فی البَقیع.»11

و گاهی می گویند: «اِنّ قَبرَ فاطِمة وِجاهَ زقُاقَ نُبَیْة وَاِنّهُ اِلی دار عَقیل اَقْرَبُ»12

و در مورد دیگر می گویند: «اِنّ قَبْرَ فاطِمة حِذْوَ زاویَةِ دارِ عَقیل مِمّا یَلی دار نُبَیهْ»13

و همچنین گفته شده است: «اِنّ قَبْرَ فاطمة مَخرَجَ الذُقاقِ اَلّذی بَیْنَ دارِ عَقیل وَ دارِأبی نُبیْه»14

این تعبیرات مختلف و جملات صریح بیانگر وجود منازل و کوچه های متعدد در کنار بقیع می باشد; کوچه هایی که خانه محمد بن زید را به زاویه خانه عقیل متصل می ساخت و کوچه ای که در میان خانه عقیل و نبیه قرار داشت و کوچه هایی که به محل بقیع منتهی می گردید.

و خانه ها و منازلی که متعلق به محمد بن زید و عقیل بن ابیطالب و خانه دیگری متعلق به نبیه و ابن نبیه بوده و طبعاً منازلی متعلق به اشخاص دیگر که نیازی به معرفی آنها نبوده است.


خانه عقیل یا آرامگاه خانوادگی:
جالب توجه است که در میان این چند خانه تنها خانه عقیل بن ابیطالب است که دارای اهمیت و خصوصیت ممتاز می باشد و بطوری که در صفحات آینده خواهیم دید این خانه است که مورد توجه رسول خدا ـ ص ـ و افراد سر شناس پس از آن حضرت بوده و نیز همانگونه که در تعبیرات قبلی ملاحظه فرمودید معرفی منازل دیگر در جهت معرفی خانه عقیل و در حول محور آن می باشد.

این اهمیت و خصوصیت از اینجا بوجود آمده است که این خانه گرچه از نظر ساختمانی یک خانه مسکونی و منتسب به عقیل بن ابیطالب بوده، اما در عین حال به آرامگاه خصوصی و خانوادگی اقوام و فرزندان رسول خدا مبدل گردیده است و اولین کسی که در داخل آن دفن شده است، فاطمه بنت اسد15 و به احتمال ضعیف فاطمه دختر رسول خدا ـ ص ـ و پس از آن عباس عموی پیامبر است و پس از آنها پیکر پاک و مطهر چهارتن از ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ و فرزندان رسول خدا ـ ص ـ در این بیت بخاک سپرده شده است و این موضوع از مسلمات تاریخ است و دیده نشده که مورّخ و مدینه شناسی در اصل این مطلب شک و تردید و یا نظر مخالفی داشته باشد، مگر در مورد قبر متعلق به فاطمه که آیا منظور از وی فاطمه بنت اسد است و یا فاطمه دختر گرامی رسول خدا ـ ص ـ که در بخش سوم این مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

اینک بر می گردیم به نمونه هایی از متن تاریخ و نص گفتار چند تن از مورخان:


قبر عموی پیامبر ـ ص ـ و فاطمه بنت اسد در خانه عقیل:
1 ـ ابن شبه متوفای 262 قدیمی ترین مورخ و مدینه شناس می گوید: «دُفِنَ الْعَبّاسُ بنُ عَبْدِالْمُطَلّب عند قَبْرِ فاطمة بِنْتْ اَسَدِبْنِ هاشِمْ فی اَوّلِ مَقابِر بَنی هاشِم اَلّتی فی دارِ عَقیل»16

«عباس بن عبدالمطلب در اول مقابر بنی هاشم و در داخل خانه عقیل در کنار قبر فاطمه بنت اسد دفن شده است.» 2ـ3ـ این جمله صریح را مورخ و مدینه شناس معروف سمهودی17 و مدینه شناس سوم احمدبن عبدالحمید18 نیز در کتاب خود نقل نموده اند.


قبر امام مجتبی در خانه عقیل:
مورخ اخیر (احمد بن عبدالحمید) پس از تصریح به اینکه قبر فاطمه و عباس در داخل خانه عقیل قرار گرفته است، می گوید: مؤید این حقیقت تاریخی، مطلبی است که ابن حِبّان آورده است و آن این که پس از اقامه نماز به جنازه حسن بن علی ـ علیهماالسلام ـ بدن او در بقیع و درکنار جده اش فاطمه بنت اسد دفن گردید.19

و باز در «تاریخ المدینه» و منابع دیگر، آمده است که حسن بن علی ـ علیهماالسلام ـ به برادرش وصیت نمود بدن او را در کنار قبر جدش رسول خدا ـ ص ـ به خاک سپارد، سپس فرمود اگر بنی امیه مخالفت کنند در کنار مادرم فاطمه دفن کنید و طبق وصیت آن حضرت در مقبره بنی هاشم و در کنار قبر فاطمه به خاک سپرده شد. (فَدُفِنَ فی الْمَقْبِرَةِ اِلی جَنْبِ فاطِمةِ)20

شیخ مفید و طبرسی این وصیت را چنین نقل نموده اند که آن حضرت فرمود: «ثُمّ رُدّنی اِلی جَدّتی فاطِمة بِنْتْ اَسَدْ فَادْ فِنّی هُناکَ.»21


قبور سه تن از ائمه اهل بیت در کنار قبر امام مجتبی ـ ع ـ :
ابن نجار متوفای 643 می گوید: قبر عباس عموی پیامبر ـ ص ـ و قبر حسن بن علی بن ابیطالب در زیر یک قبه مرتفع و قدیمی قرار گرفته اند. سپس می گوید: «وَ مَعَهُ فی الْقَبْرِ اِبْنُ اَخیه عَلیّ بْنِ الْحُسینِ زَیْنُ الْعابِدینَ و اَبو جَعْفرْ مُحَمّدِ الباقرِ وَاِبْنُهُ جَعْفَر اَلصّادقِ»22

و امام غزالی می گوید: «وَ یُسْتَحَبُ اَنْ یَزورَ قَبْرَ الحَسَن بْنِ عَلی وَفیه ایضاً قبر علی بْنِ الْحُسینِ وَ مُحَمّد بْنِ عَلی وَ جَعْفَر بنُ مُحَمّد ـ رَضی الله عَنْهُم ـ»23

مسعودی م 346 ـ مورّخ معروف درباره امام سجاد ـ ع ـ می گوید: «وَ فی سَنَةِ خَمْس وَ تِسْعینَ قُبِضَ عَلی بْنُ الْحُسِین وَ دُفِنَ فی بَقیعُ الْغَرقَدِ مَعَ عَمّه الحسن بْنِ عَلّی»24

و درباره وفات امام باقر ـ ع ـ می گوید: «وَ دُفِنَ بالْبَقیع مَعَ اَبیهِ عَلی بْنِ الْحُسین.»25

و در مورد وفات امام صادق ـ ع ـ می گوید: «تُوفّی اَبو عَبْدُاللهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمّد سَنَة ثَمان وَ اَرْبَعینَ وَ مِاَةْ وَ دُفِنَ بِالْبَقیع مَعَ اَبیهِ وَ جَدِّهِ»26

نتیجه: هدف از نقل این چند نمونه تاریخی، همانگونه که اشاره گردید، بیان این نکته است که بدن فاطمه و عباس در محوطه باز و بدون دیوار و سقف دفن نشده اند; بلکه از ابتدا در زیر سقف و در داخل خانه ای که به عقیل بن ابی طالب تعلق داشت به خاک سپرده شده اند و پس از این دو بزرگوار، بدن پاک و مطهر ائمه چهارگانه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیز در کنار آن دو قبر و در همان خانه و در زیر همان سقف دفن گردیده اند.

چرا در داخل منزل؟!

ممکن است این سؤال در ذهن خواننده ارجمند به وجود آید که با وجود بقیع، چرا پیکر عده ای از اقوام و فرزندان رسول خدا ـ ص ـ در خارج این آرامگاه عمومی و در داخل خانه عقیل دفن گردیده است و اگر اولین جسدی که در این خانه دفن شده است، متعلق به فاطمه بنت اسد باشد، چگونه رسول خدا ـ ص ـ شخصاً بدن او را بجای داخل بقیع، در داخل منزل به خاک سپرده است؟!

پاسخ این سؤال برای کسانی که با تاریخ مدینه آشنایی داشته باشند، واضح و روشن است; زیرا آن روز دفن شدن افراد متشخّص و مورد احترام، به جای گورستان عمومی، در داخل منازل و توجه به آرامگاه های خصوصی بیش از آنچه امروز در دنیا مرسوم است، معمول ورایج بوده است. بعنوان مثال می توان ازدفن شدن عبدالله پدرگرامی رسول خداـ ص ـ در خانه ابن نابغه27 و رافع بن مالک28 در خانه آل نوفل که پس از شهادت وی در احد و انتقال جنازه اش به مدینه انجام گرفت و از سعدبن مالک29 انصاری که در کنار خانه «بنی قارط» دفن گردیده است یاد نمود، و همچنین دفن شدن خلیفه اوّل و دوّم در داخل بیت رسول خدا ـ ص ـ و پیشنهاد امام مجتبی ـ ع ـ در این راستا و از همین نمونه ها است.

واساساً دفن شدن رسول خدا ـ ص ـ و حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در داخل بیت و حجره خویش از نظر اجتماعی نه تنها یک مسأله تازه و بی سابقه نبوده، بلکه نسبت به شخصیت آن دو بزرگوار، یک عمل عادی و طبیعی به حساب می آمد.

آنچه در مورد رسول خدا ـ ص ـ تازگی داشت، گفتار امیر مؤمنان ـ ع ـ بود که: «انّ الله لَم یقبض نبیاً فی مکان الاّ و ارتضاه لرمسه وانی دافنه فی حجرته التی قبض فیها.»30 که صحبت از دفن شدن در محل قبض روح رسول خدا ـ ص ـ بود، نه در داخل بیت و حجره بودن. و در مورد حضرت زهرا، موضوع حساس، دفن شدن آن حضرت طبق وصیتش مخفیانه و شبانه و بدون اطلاع سران قوم بوده، نه دفن شدن در داخل حجره (و تولّی امیر المؤمنین ـ ع ـ غسلها فی جوف اللیل و دفنها سرّاً بوصیّته منها فی ذلک)31


درب خانه عقیل جایگاه دعای رسول خدا ـ ص ـ :
در کتب حدیث و تاریخ، روایات متعددی آمده است که رسول خدا ـ ص ـ در اوقات مختلف در کنار بقیع قرار می گرفت و در آنجا به مناجات می پرداخت و بر اهل بقیع دعا و از خداوند متعال برای آنان استغفار و استرحام می نمود و گاهی نیمه های شب برای همین مقصود، رختخواب خویش را ترک و به سوی بقیع حرکت می نمود.

در ارتباط با این مطلب و راجع به محل توقف و جایگاه دعای آن حضرت در کنار بقیع روایتی در منابع مدینه شناسی و از علما و نویسندگان اهل سنت نقل گردیده است که دارای اهمیت و متناسب با این بحث تاریخی ما است.

متن روایت بنا به نقل سمهودی از اولین مدینه شناس و مورّخ ابن زباله زنده در سال 199 هـ چنین است:

عَنْ خالِدِبْنِ عَوْسَجة: «کُنْتُ اَدْعُولَیْلَة الی زاوِیة دار عَقیلِ بْنِ اَبیطالِبْ اَلّتی تَلی بابَ الداّر فمَرّ بی جَعْفَر بْنُ مُحَمّد ـ ع ـ یُریدُ العُرَیْضَ مَعَهُ اَهْلُهُ فَقالَ لی اَعَنْ اَثَر وَقَفْتَ هیهنا قُلْتُ: لا.قالَ: هذا مَوْقِفُ نبی الله ـ صَلَی الله عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلّم ـ بالّلیل اِذا جاءَ لِیَسْتَغْفِرَ لأَ هْلِ الْبَقیع.»32

خالدبن عوسجه می گوید: «شبی رو به سوی زاویه خانه عقیل که در جنب درب این خانه قرار گرفته است، دعا می کردم جعفربن محمد ـ ع ـ که به همراه خانواده اش عازم عُرَیْضْ بود، مرا در آن حال دید و پرسید آیا درباره این محل خبر و مطلب خاصی شنیده ای؟ گفتم: نه، فرمود: اینجا جایگاه دعای رسول خداست، شب هنگام که برای استغفار اهل بقیع می آمد در اینجا توقف می نمود.»


استحباب و استجابت دعا در این جایگاه
سمهودی پس از نقل این روایت از ابن زباله، از وی چنین بازگو می کند که: این خانه متعلق به عقیل و همان خانه است که او و برادر زاده اش عبدالله بن جعفر در آن دفن شده اند و استادم (زین مراغی) می گفت: بهتر است مسلمانان در این محل به دعا و مناجات بپردازند و من شخصاً از افراد زیادی از اهل دعا و معنا شنیده ام که دعا در کنار این خانه و در نزدیکی این قبر مستجاب است. آنگاه اضافه می کند: و این استجابت دعا شاید به برکت وجود قبر عقیل و یا به جهت قبر عبدالله بن جعفر است که خداوند به پاداش کثرت بذل وجودش استجابت دعا و قضای حوائج را در کنار قبر وی قرار داده است.

ابن زباله سپس می گوید: و از اتفاقات جالبی که در این محل برای یکی از افراد متدین و مورد وثوق رخ داده است این است که او به هنگامی که در این محل مشغول دعا و راز و نیاز بوده چشمش به صفحه کاغذی که در پیش رویش بوده می افتد و بعنوان تفأل آن را بر می دارد و با حیرت و تعجب مشاهده می کند که در هر دو طرف صفحه، این آیه نوشته شده است: «وَ قالَ رَبُّکُمْ اَدْعونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ»


پاسخ سمهودی و توجیه او!
سمهودی پس از بیان تعلیل و توجیه ابن زباله و با قبول اصل روایت و استجابت دعا در این جایگاه و در کنار این خانه، به ردّ گفتار ابن زباله پرداخته، می گوید: من تاکنون در گفتار هیچ یک از مورخان و مدینه شناسان دلیل و نشانی از دفن شدن عبدالله بن جعفر در این محل نیافته ام، بلکه مورخان در اصل محل دفن وی، اختلاف نظر دارند که آیا در مدینه است یاد در ابواء.33

سمهودی سپس می گوید: اما دلیل استجابت دعا در این محل همان است که در گفتار جعفر بن محمد ـ ع ـ آمده است که این محل جایگاه دعای رسول خدا ـ ص ـ بوده است و در تأیید آن اضافه می کند: و از اینجاست که دعا کردن در تمام اماکن و نقاطی که پیامبر ـ ص ـ در آنها دعا نموده است مستحب و مستحسن است; زیرا در این اماکن به برکت دعای آن حضرت امید اجابت و نیل به آمال بیش از نقاط دیگر است.34

و این بود نظریه و توجیه سمهودی و اشکال وی به توجیه ابن زباله در مورد استجابت دعا در کنار خانه عقیل.


بررسی و تحلیل اصل موضوع
به نظر نویسنده، گفتار هر دو مدینه شناس دارای اشکال و ایراد است و تحلیل و برداشت آنان از این روایت مهم که ناظر بر یک حقیقت والا و نکته حساس است، غفلت از «اصل» و پرداختن به «فرع» و نادیده گرفتن ریشه و توجه نمودن بر شاخ و برگ است; زیرا مطلب مهم و نکته ظریف و قابل توجه در این روایت شریف، این جمله از گفتار امام صادق ـ ع ـ است: «هذا مَوْقِفُ نَبِی الله بالّلیل اِذا جاءَ لِیَسْتَغْفِرَ ِلاَهْلِ الْبَقیعِ» پس از اینکه حضرت از خالدبن عوسجه سؤال نمود آیا راجع به این محل که ایستاده ای و مشغول خواندن دعا هستی خبر و مطلب خاصی برای تو نقل نشده است؟ و او جواب منفی داد، امام ـ ع ـ فرمود: این محل جایگاه همیشگی پیامبر است شب هنگام که برای استغفار بر اهل بقیع می آمد در این محل توقف می فرمود.

آری این مطلب است که قابل دقت و بررسی است که چرا رسول خدا ـ ص ـ محل خاصی را در مقابل درب خانه عقیل جهت دعای خود اختصاص داده و در دل شب ها در این جایگاه مخصوص و در کنار درب این خانه با خدای متعال به راز و نیاز می پرداخته است.

و این نکته اصلی و حساس از روایت است که بایستی مورد توجه و محور بحث و تحلیل نویسندگان و مدینه شناسان همانند: «ابن زباله» و «سمهودی» قرار می گرفت و با حل این موضوع اصلی، مسأله فرعی و جنبی آن; یعنی استحباب و استجابت دعا در این مکان نیز روشن می گردید.


اخبار غیبی و پیشگوئی های رسول خدا ـ ص ـ
رسول خدا ـ ص ـ در طول نبوّتش مسائل حساس و حوادث مهم آینده و خصوصاً مسائل و پیش آمدهایی که مربوط به خاندان و اهل بیتش بوده و ارتباط با اسلام و مسلمین داشته خبر داده و پیروانش را از وقوع چنین حوادث مهم مطلع ساخته است و آن بخش از این حوادث که دارای اهمیت فوق العاده و مربوط به سرنوشت اسلام و عجین و آمیخته با اهداف اصلی بعثت بوده هم از طریق گفتار و هم با عمل و رفتارش مسلمین را به اهمیت موضوع متوجه ساخته است، مثلا آنجا که اصل ولایت و وصایت مطرح است رسول خدا ـ ص ـ از دو جنبه قولی و عملی و از طریق سمعی و بصری استفاده نموده و امت خود را در جریان امر قرار داده است، آن حضرت در غدیر خم دستور اجتماع حجاج را در سر زمینی داغ و سوزان صادر می کند و آنقدر صبر و حوصله بخرج می دهد تا همه عقب ماندگان و پیش روان قافله گرد هم آیند و مسلمانان با این عمل رسول خدا و قبل از بیان موضوع به اهمیت آن پی می برند، سپس با گفتارش و با معرفی عملی امیر مؤمنان ـ ع ـ هدف اصلی را به اطلاع حاضران می رساند که: «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ».

و با اینکه به امیر مومنان ـ ع ـ می فرمود: «اَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی»35 و «اَنْتَ وَلِیُ کُلِ مُوْمِن بَعْدی»36 عملا نیز دستور داد که همه درها را که به مسجد باز می شد ببندند بجز در خانه علی، و آنگاه که اعتراض نمودند فرمود: «ما اَنَا سَدَدتُ اَبْوابَکمْ وَفَتَحْتُ بابَهُ وَلکن الله اَمَرنی بِسدّ اَبْوابکُمْ وَفَتْح بابِهِ.»37

و با اینکه اعلان طهارت و معرفی اهل بیت از طریق وحی انجام گرفته بود و مسلمانان آیه تطهیر را قرائت می نمودند ولی رسول خدا ـ ص ـ عملا و به مدت نه ماه، روزی پنج بار و در اوقات پنجگانه نماز در مرئی و منظر نماز گزاران و در مقابل دید انصار و مهاجران که در صفوف نماز در انتظار مقدمش بودند و آستانه خانه امیر مؤمنان و در کنار درب خانه او که به مسجد باز می شد می ایستاد و می فرمود: «اَلسّلامُ عِلَیْکُم یا اَهلَ الْبَیت اِنَما یرُیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُم الْرّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَ یُطَهّرَ کُمْ تَطْهیراً، اَلصّلاة الصّلاة.»38

و اما موضوعات و حوادث مهم دیگر که جزء اصول اسلام نبوده است، آنها نیز از دید وسیع و چشم حقیقت بین آن حضرت به دور نمانده و وقوع چنین حوادث را پیشاپیش به اطلاع مسلمانان رسانیده و از تحقق این پیش آمدها در آینده دور و نزدیک خبر داده است که این نوع حوادث در اصطلاح محدثین (ملاحم) و خبر دادن از این حوادث، اخبار غیبی و پیشگوئی نامیده می شود و گاهی بخود این نوع اخبار ملاحم اطلاق می گردد; همانگونه سنت که محتوای حدیث است بخود حدیث هم اطلاق می گردد.

اینک از میان صدها ملاحم که رسول خدا ـ ص ـ از آنها خبر داده است به نقل دو نمونه اکتفا می کنیم:


جنگ و خون ریزی در احجار زیت:
در ضمن حدیث مفصلی که در منابع حدیثی اهل سنت نقل شده است، رسول خدا ـ ص ـ چند حادثه مهم را به صحابه بزرگ ابوذر غفاری گوشزد می کند و با این جمله: «یا اَباذَرْ کِیْفَ اَنْتَ» از وقوع آنها باخبر می سازد و از جمله این حوادث این است:

«کَیْفَ اَنْتَ اِذا رَاَیْتَ اَحجار الْزَیْتَ قَدْ غُرِقَتْ بِالدّم.»39

چگونه خواهی بود روزی که جنگ سختی در مدینه واقع و احجار زیت در خون غرق شود.

این حدیث رسول خدا که از ملاحم است از حادثه مهم و از قیام شجاعانه و شهادت مظلومانه یکی از فرزندانش بنام محمد ملقب به نفس زکیه40 که در سال 145 در احجار زیت یکی از محله های معروف مدینه اتفاق افتاد. خبر می دهد و اهمیت این قیام مقدس را که در مقابل یکی از طواغیت و ستمگران معروف عباسی ابو جعفر منصور دوانقی واقع گردید ترسیم می کند.


جنگ خونبار در بیابان فخ41
بر اساس نقل ابوالفرج اصفهانی رسول خدا ـ ص ـ در مسیر خود به مکه چون به بیابان «فخ» رسید از مرکب خویش پیاده گردید و در این سرزمین دو رکعت نماز خواند و در حال نماز گریه شدید نمود که اصحاب و یاران آن حضرت متأثر و محزون شدند و چون علت اندوه و گریه آن حضرت را جویا شدند، فرمود: چون رکعت اول نماز را خواندم جبرئیل با این پیام بر من نازل شد یا محمد یکی از فرزندان تو در این محل بشهادت می رسد و کسی که در رکاب او شهید شود به ثواب دو شهید نائل خواهد گردید «نَزَلَ عَلَی جَبْرَئیلُ فَقالَ یا مُحَمّد اِنّ رَجُلا مِنْ وُلُدِکَ یُقْتَلُ فی هذا الْمَکانِ وَ اَجْرُالْشهید مَعَهُ اَجْرُ شَهیدَیْنِ»42

پیاده شدن رسول خدا ـ ص ـ در بیابان خشک و ریگزار (فخ) و نماز خواندن آن حضرت قبل از اینکه پیام جبرئیل را اعلان کند، عملا اخبار از یک ملحمه و حادثه دیگری است که در روز ترویه سال 169 در این بیابان اتفاق افتاد و حسین بن علی بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب ـ علیهم السّلام ـ که بر ضد هادی عباسی قیام کرده بود بشهادت رسید.

حضور رسول خدا در کنار خانه عقیل از ملاحم است:

از طرفی احادیث ملاحم که دو نمونه از آن را ملاحظه فرمودید نشانگر این است که حوادث دور و نزدیک مربوط به خاندان و فرزندان رسول خدا ـ ص ـ از نظر آن حضرت به دور نبوده و از طرق مختلف گاهی با بیان و گفتار و گاهی با عملی گویا از وقوع چنین حوادث خبر داده است و از طرف دیگر هیچ عمل و گفتار آن حضرت نمی تواند بدون جهت و بدون یک هدف و مقصد مشخصی انجام پذیرد و لذا می توان چنین استنباط و اظهار نظر نمود که حضور مستمر رسول خدا در مقابل درب خانه عقیل بن ابیطالب از همان ملاحم و پیشگویی ها است که آن حضرت می خواسته عملا اهمیت این خانه را که در آینده نزدیک به آرامگاه چهارتن از اوصیای الهی و مدفن چهار تن از فرزندان و اهل بیت پیامبر مبدل خواهد گردید بیان کند، همانگونه که در مقابل خانه امیر مؤمنان ـ ع ـ چنین عملی را به مدت نُه ماه انجام داده است.

آری رسول خدا ـ ص ـ خواسته است که با «موقف» قرار دادن درب خانه عقیل این معنی را تفهیم کند که اگر امروز این خانه خشت و گلی متعلق به عقیل بن ابیطالب است و در آینده به یکی از بیوتی که «اَذِنَ الله اَنْ تُرْفَعَ وَ یُذَکَرْ فیها اِسْمُهُ» مبدل خواهد گردید و اگر این در و دیوار امروز جنبه شخصی دارد، فردا محل تسبیح و تحلیل مردانی خواهد شد که «لا تُلْهیهِمْ تِجارِةٌ وَ لابَیْعٌ عَنْ ذِکْرِالله» و اگر امروز این خانه مطمح انظار و مورد توجه عامه نیست بمرور زمان، مهبط ملائکه و محل نزول فرشتگان و مورد رحمت و برکت خداوند متعال خواهد گردید. مگر نه این است که روزی مسجد پیامبر و محل تربت پاک او نیز در چنین شرایطی بود.

چگونه ممکن است پیامبر اکرم ـ ص ـ از حادثه ای که پس از صد و پنجاه سال در یکی از میادین مدینه واقع می شود سخن بگوید و اهمیت آن را گوشزد کند و توجه صحابه و مسلمانان را به شخصیت نفس زکیه جلب و احجار زیت را که غرق خون خواهد گردید پیشاپیش در اذهان تجسیم و ترسیم نماید، اما از مدفن چهار تن از ائمه اهل بیت که علت مبقیه اسلام و حفظه اسرار خداوند و رحمت موصوله و آیت مخزونه او هستند، سخن نگوید! چگونه ممکن است پیامبر خدا با پیاده شدن از مرکب خویش و نماز خواندن در بیابان فخ و اعلان شهادت یکی از فرزندانش که پس از صد و شصت سال اتفاق می افتد نام این بیابان و خاطره این حادثه را زنده و جاویدان سازد اما خاطره و یاد جایگاهی را که ابواب ایمان و امناء رحمان و ائمه معصومین در آن آرمیده اند، بفراموشی سپارد؟!

به عقیده نگارنده با توجه به نمونه ها و شواهد یاد شده، رسول خدا ـ ص ـ که از طریق گفتارش ائمه هدی رامعرفی می نمود و می فرمود: «مِنْ وُلْدی اَحَدَ عَشَرَ نَقیبَاً نُجَباءُ مُحَدّثونَ»43 و «یَکُونُ اِثنی عَشَرَ اَمیراً کُلّهُمْ مِنْ قُرَیْش»44 با موقف قرار دادن کنار خانه عقیل می خواست این خانه را عملا به مسلمانان معرفی و توجه آنان را به عظمت و اهمیت این مکان شریف جلب نماید و به امت اسلامی اعلان کند که این جایگاه در آینده یکی از کانون های مهم توحید و معرفت خواهد گردید و تا قیامت بصورت یکی از بزرگترین قلّه های نور و برهان و حکمت و عرفان خواهد درخشید.

با این توجیه، علت استحباب و استجابت دعا در کنار خانه عقیل روشن می شود که این استحباب و استجابت نه در اثر وجود قبر عقیل و عبدالله جعفر در گوشه این خانه است و حتی نه تنها در اثر توقف رسول خدا ـ ص ـ در این جایگاه بوده است، بلکه باید در این محل حقیقت دیگری را جستجو کرد و پی کشف واقعیت مهمتری گردید که شخص رسول خداـ ص ـ هم برای اعلان آن حقیقت، این جایگاه را محل دعا و مناجات خویش قرار داده است.

و اگر ابن زباله و سمهودی و هم فکرانشان بجای ظاهر این خانه، به باطن آن راه می یافتند و بجای «بیت» با «اهل بیت» آشنا می شدند، به این واقعیت می رسیدند که به یمن وجود قبر پاک و مطهر چهار تن از اهل بیت در این خانه است که خداوند متعال همانگونه که آنان را تطهیر نموده دعا در کنار قبورشان را نیز مستجاب فرموده است.

و در می یافتند که نه تنها دعای آنانکه ولایت این خاندان را پذیرفته و در داخل خانه و حرم امنشان جایگزین شده اند مورد قبول است، بلکه حتی کسانی که به این مرحله نرسیده اند اما توانسته اند بطور ناخود آگاه به حریم حرمشان و به بیرون خانه امنشان قدم بگذارند باز هم به برکت قبور پاکشان از فضل و رحمت خدا مأیوس نیستند و وعده : «ادعونی استجب لکم» شامل حال آنان نیز خواهد گردید.

آیا رسول خدا از آینده خانه عقیل سخن گفته است؟!:

به عقیده نگارنده و بر اساس مطالب گذشته، اگر آن روز از محضر پیامبر اسلام ـ ص ـ علت توجه خاص آن حضرت را به این محل سؤال می نمودند، پاسخ آن حضرت در این مورد نیز صریح و روشن بود که این مکان در آینده مدفن چهار تن از فرزندان معصوم و اهل بیت من و آرامگاه چهار ستاره از دوازده ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت که بدست دشمنان آیین من شهید می شوند خواهد گردید، همانگونه که در مورد حادثه فخ فرمود: «نَزَلَ عَلَیّ جَبْرَئیلُ فَقالَ یا مُحَمّد اِنّ رَجُلا مِنْ ولدِکَ یُقْتَلُ فی هذاَ الْمَکانَ...»

و بلکه شواهد تاریخی، نشانگرِ تصریح رسول خدا ـ ص ـ در این زمینه و قرائن موجود مؤید گفتاری از آن حضرت در کشف و بیان این حقیقت است; زیرا در تاریخ زندگی و شرح حال عده ای از افراد سر شناس و کسانی که برای خود شخصیت اجتماعی قائل بودند می بینیم در آخرین روزهای زندگی خویش و آنگاه که خود را درآستانه مرگ حتمی می دیدند، سعی و تلاش می کردند که قبر آنان بجای «روحاء بقیع» و کنار قبر عثمان بن مظعون و ابراهیم فرزند رسول خدا ـ ص ـ در داخل خانه عقیل و در محوطه این آرامگاه خصوصی قرار بگیرد و اگر به چنین موفقیتی نائل شدند حداقل در کنار این خانه و در نزدیکترین نقطه آن دفن شوند تا از این راه افتخاری کسب کنند و به امتیازی نائل گردند و عملکرد چنین افراد مؤید این حقیقت است که در مورد آینده، خانه عقیل از رسول خدا ـ ص ـ مطلبی به گوش آنان رسیده و آن حقیقت گفتنی که امروز در دسترس ما نیست برای آنان بازگو شده بود و آن راز نهفته در آن خانه برای آنان کشف گردیده بود ولی شرایط روز و سیاست موجود ایجاب می کرد که این راز از دیگران نهان گردد و این حقیقت در تاریخ مستور و در پشت پرده بماند.

و نمونه این رازداری رادر بعد دیگر همین موضوع مشاهده کردیم که چگونه با وجود قبور پیشوایان معصوم و فرزندان حضرت رسول ـ ص ـ در داخل خانه عقیل و با وجود قبر حضرت زهرا ـ س ـ طبق نظر عده ای از مورخان اهل سنت در این بیت، ابن زباله این حقیقت را نادیده گرفته و انگیزه استجابت دعا در حریم این مکان مقدس را وجود خیالی قبر عبدالله جعفر یا قبر عقیل را معرفی کرده است و یا سمهودی در این مورد زیرکانه اصل موضوع را فراموش و در فرع آن قلم فرسائی نموده است.

بهر حال شواهد و قرائن موجود نشانگر یک چنین واقعیت و بیانگر گفتاری صریح از پیامبر اکرم ـ ص ـ در مورد آینده خانه عقیل و معرفی آن بعنوان مأوی و ملجاء معنوی مسلمانان و پایگاه عبادت و پرستش خدای جهان آفرین است که به نقل دو شاهد و نمونه تاریخی اکتفا می کنیم:


1 ـ وصیت سعدبن ابی وقاص
مورخان و شرح حال نویسان درباره محل دفن سعدبن ابی وقاص 45 مطلبی را نقل نموده اند که اجمال آن این است او در اواخر عمرش یکی از دوستانش را به زاویه شرقی خانه عقیل در کنار بقیع برده و از وی خواسته است خاک های سطحی زمین را کنار بزند سپس چند عدد میخ که به همراه داشته بعنوان علامت و نشانه به آنجا کوبیده و وصیت نموده است بدن او را در آن محل بخاک بسپارند و پس از مدتی که در قصر خود در وادی عقیق و بیرون شهر از دنیا رفته بدنش را به مدینه منتقل و طبق وصیت او در همان محل که علامت گذاری و میخکوبی شده بود دفن نموده اند (فَوَجدوا الاَوْتادَ فَحَفَروُا لَهُ هُناکَ وَ دَفَنوُهُ)46


2 ـ ابوسفیان در فضای بیرون خانه عقیل:
شرح حال نویسان همچنین درباره ابوسفیان47 نقل نموده اند که روزی عقیل بن ابیطالب ابوسفیان را که سخت مریض بود دید که در میان مقابر (خصوصی) قدم می زند، علت این امر را از وی سؤال نمود، ابوسفیان پاسخ داد در پی محل مناسبی هستم که مرا در آنجا بخاک بسپارند، عقیل او را بسوی خانه خود هدایت و در فضای بیرونی این منزل محلی را مشخص نمود که در آن محل برای ابوسفیان قبری آماده گردید و پس از چند روز که از دنیا رفت در همان قبر بخاک سپرده شد. (وَ اَمَرَ بِقَبْرُ فَحُفِرَ فی قاعَتِها48 وَدُفِنَ فیها)49

خانه عقیل به مسجد (حرم) تبدیل می شود.

این بود مرحله اول از تاریخ حرم ائمه بقیع و آنچه نسبت به ساختمان این مکان مقدس هم زمان و قبل از دفن پیکر پاکشان از کتب و منابع مدینه شناسی استفاده نمودیم، اینک در مرحله دوم از تاریخ این حرم مطهر قرار گرفته ایم و این مرحله تبدیل خانه عقیل به حرم و تغییر شکل این منزل مسکونی به ساختمان و فضای مناسب با شرائط اجتماعی مذهبی سال های بعد و یا قرن های بعد است که هر یک از مساجد و حرم های مهم مانند مسجد و روضه حضرت رسول ـ ص ـ با مرور و اقتضای زمان از این تحول و تکامل برخوردار بوده اند.



--------------------------------------------------------------------------------

1 ـ سمهودی متوفای 911 هـ در وفاءالوفا، ج 3، ص 888 می گوید: این دو گورستان با مرور زمان متروک و آثار آنها از بین رفته و لیکن سمت آنها در مدینه معلوم و مشخص است.

2 ـ وفات وی در دو سال و نیم از هجرت گذشته، واقع شده است.

3 ـ وفات وی در ذی حجه سال هشتم هجری واقع شده است.

4 ـ بجز خدیجه که در مکه و میمونه که در سرف دفن شده اند.

5 ـ «روحاء»; جایگاه انبساط و راحتی و «زوارء»; محل توجه و زیارت را گویند. روحاء بخش میانی بقیع و محلی است که قبر عثمان بن مظعون و ابراهیم فرزند رسول خدا ـ ص ـ در آن قرار گرفته و این تسمیه و تفأل از رسول خدا ـ ص ـ بوده که به هنگام دفن عثمان بن مظعون فرمود: «هذه الروحاء». تاریخ المدینه، ج 1، ص 100.

6 ـ اخبارالمدینه ج 1، ص 152. ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 889 ـ عمدة الأخبار فی مدینة المختار، ص 151.

7 ـ در صفحات آینده این مطلب روشن خواهد شد.

8 ـ ابن نجار می گوید: عمربن عبدالعزیز خانه ای را که متعلق به زیدبن علی و خواهرش خدیجه بود، به مبلغ هزارو پانصد دینار خریداری و تخریب نمود و جزء بقیع قرار داد و مقبره خصوصی خاندان عمربن خطاب گردید. اخبار المدینه، ص 156.

9 ـ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج 1، ص 101.

10 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 101 ـ عمدة الأخبار فی مدینة المختار، ص 52.

11 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 105 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 901.

12 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 105 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 901.

13 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 101 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 901.

14 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 106 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 901.

15 ـ وفات فاطمه بنت اسد در سال چهارم و بنا به قولی در سال ششم هجرت واقع شده است.

16 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 127.

17 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 910.

18 و 19 ـ عمدة الأخبار، ص 153.

20 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 111.

21 ـ ارشاد مفید، ص 192 ـ اعلام الوری، ص 211.

22 ـ اخبار مدینة الرسول، ص 153.

23 ـ احیاء العلوم، ج 1، ص 260.

24 ـ مروج الذهب، ج 3، ص 169.

25 ـ همان، ص 232.

26 ـ همان، ص 297

27 ـ در مورد دفن عبداللّه در آینده بحث مستقل خواهیم داشت.

28 ـ رافع بن مالک انصاری از شخصیت های بارز و از صحابه و یاران با وفای رسول خدا ـ ص ـ می باشد او برای بیعت با رسول خدا به مکه مسافرت نموده و در بیعت عقبه اول و دوم حاضر گردید و پس از فراگرفتن چند سوره از قرآن، به مدینه مراجعت و به دعوت اقوام و عشیره اش به اسلام مشغول شد و در دو جنگ مهم بدر و احد حضور داشت که در جنگ احد به شهادت رسید و جنازه اش به مدینه حمل و در خانه آل نوفل به خاک سپرده شد. ـ اسدالغابه، ج 2 ، ص 158 ـ اصابة، ج 1 ، ص 499 ـ وفاءالوفا، ج 3 ، ص 941.

29 ـ سعدبن مالک ساعدی (پدر سهل ساعدی) از صحابه و از انصار است. وی که برای شرکت در جنگ بدر آماده می گردید مریض شد و از دنیا رفت. جنازه اش را در کنار خانه بنی قارط به خاک سپردند. رسول خدا او را عملا از شرکت کنندگان در جنگ محسوب نمود و سهم وی را از غنائم جنگی به فرزندانش تحویل داد. اسدالغابه، ج 2، ص 289 ـ اصابه، ج 2، ص 34 ـ استیعاب، ج 2، ص 35.

30 ـ اعلام الوری، ص 144.

31 ـ همان، ص 158.

32 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 890 ـ اخبار المدینه ابن نجار، ص 157. در نسخه موجود از اخبار المدینه جمله: «یرید العرض و معه اهله» وجود ندارد.

33 ـ و بنا به نقل رافعی در «عنوان النجابة فیمن دفن بالمدینة من الصحابة» محتمل است قبر عبدالله در مکه باشد.

34 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 890.

35 ـ صحیح مسلم، ج 4، ح 2404 ـ سنن ترمذی، ص 5 ـ کتاب المناقب، ح 3808. سنن ابن ماجه مقدمه، ح 115.

36 ـ سنن ترمذی، ج 5 ـ کتاب المناقب، ح 3796 ـ مسند احمد، ج 1، ص 331.

37 ـ سنن ترمذی، ج 5 ـ المناقب، ح 3815 ـ مسند احمد، ج 1، ص 331 و ج 2، ص 26.

38 ـ این مطلب در طی چندین حدیث در کتب تفسیر در ضمن تفسیر آیه تطهیر آمده است و متن یکی از این احادیث که در تفسیرالدُر المنثور، ج 5، ص 199 و در المیزان، ج 16، ص 337 نقل گردیده این است: «واخرج ابن مردویه عن ابن عباس قال شهدنا رسول الله ـ ص ـ تسعة اشهر یأتی کل یوم باب علی بن ابیطالب رضی الله عنه عند وقت کل صلوة فیقول السلام علیکم و رحمة الله و برکاته اهل البیت، انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیراً، الصلوة رحمکم الله».

39 ـ سنن ابی داود کتاب الفتن و الملاحم، ص 416 ـ مسند احمدبن حنبل، ج 5، ص 163 ـ سنن ابن ماجه، ج 2، کتاب الفتن ح 3958. ـ مستدرک صحیحین، ج 3، ص 158.

40 ـ نفس زکیه محمد بن عبدالله بن حسن بن امام حسن مجتبی ـ علیهم السلام ـ در ماه رجب 145 در مدینه قیام نمود و مردم این شهر و مکه و یمن با وی بیعت نمودند. منصور ولیعهد و برادرزاده خویش، عیسی بن موسی را به همراه شش هزار تن به مدینه اعزام کرد. محمد و یارانش غسل نموده و کفن پوشیدند و خود را معطر کردند و در میان او و نیروهای عیسی جنگ سختی در گرفت تا به احجار زیت کشیده شد و نفس زکیه و همراهانش در این نقطه پس از مقاومت شدید به شهادت رسیدند، سر او را نزد منصور فرستادند و پیکرش به وسیله خواهرش زینب و دخترش فاطمه در بقیع دفن گردید. می گویند بر بدن وی آنقدر زخم وارد شده بود که به هر عضوی از اعضایش دست می زدند، متلاشی و از تنش جدا می گردید، شهادت نفس زکیه در چهاردهم ماه رمضان 145 ـ بوقوع پیوست. تاریخ طبری کامل ابن اثیر و تاریخ ابن کثیر حوادث سال 145. مقاتل الطالبین، ص 161 ـ تذکرة الخواص، ص 231 ـ تتمة المنتهی، ص 135.

41 ـ «فخ» نام بیابانی است در شش میلی مکه به سوی مدینه و جنگ فخ چنین بود که حسین بن علی که از فرزندان امام مجتبی ـ ع ـ است در مدینه بر ضد خلیفه هادی عباسی قیام کرد و عده ای با وی در مبارزه با خلیفه وقت بیعت و به سوی مکه حرکت نمودند که در فخ با نیروهای خلیفه درگیر و به شهادت رسیدند، سرهای شهدا را به نزد هادی فرستادند و اجسادشان سه روز در بیابان ماند و طعمه درندگان گردید و از اینجاست که گفته اند پس از فاجعه کربلا هولناکتر از حادثه فخ واقع نگردیده است. فخ در سال های اخیر جزء شهر مکه و از میادین معروف این شهر شده است. تاریخ طبری کامل ابن اثیر و تاریخ ابن کثیر حوادث سال 169. معجم البلدان، ج 4، ص 238 ـ تذکرة الخواص، ص 240 ـ تتمة المنتهی، ص 164.

42 ـ مقاتل الطالبین، ص 290

43 ـ اصول کافی، ج 1، ص 534.

44 ـ صحیح بخاری، ج 9 ـ کتاب الفتن باب الإستخلاف و کتاب الاحکام ـ صحیح مسلم، ج 6، کتاب الامارة.

45 ـ مرگ سعدبن ابی وقاص در سال 56 واقع شده است.

46 ـ اسدالغابه، ج 2، ص 293 ـ تاریخ المدینه، ج 1، ص 116 ـ عمدة الاخبار، ص 152 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 899.

47 ـ مرگ ابوسفیان در سال 20 واقع شده است.

48 ـ اقرب الموارد می گوید: فضای بدون سقف و بنا را که در وسط خانه های محله ای واقع شود «قاعة» می گویند.

49 ـ اصابة، ج 4، ص 90 ـ تاریخ المدینه ابن شبه، ج 1، ص 127 ـ وفاء الوفا، ج 3، ص 911 ـ عمدة الاخبار، ص 156

مرتبط :

بقیع، بغض شیعه در گلوی تاریخ



منبع خبر: تبیان
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

سند حدیث شریف کسا به روایت آیت الله سید صادق شیرازی

سند حدیث شریف کسا به روایت آیت الله سید صادق شیرازی

به گزارش شیعه نیوز ، تصویر ذیل سند راویان حدیث کساء می باشد که از آیت الله سید صادق حسینی شیرازی از جابر ابن عبدالله انصاری از صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل گردیده این سند نزد مرجع عالی قدر موجود و در بعضی از کتب حدیث کسا به چاپ رسیده است.


به گزارش شیعه نیوز ، تصویر ذیل سند راویان حدیث کساء می باشد که از آیت الله سید صادق حسینی شیرازی از جابر ابن عبدالله انصاری از صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل گردیده این سند نزد مرجع عالی قدر موجود و در بعضی از کتب حدیث کسا به چاپ رسیده است.

ومن جملة طرقی المذکورة ما أروی بها حدیث الکساء الشریف فإنی أرویه عن والدی عن الشیخ عباس القمی عن المیرزا حسین النوری عن الشیخ مرتضی الأنصـاری عن المولی أحمد النراقی عن السید بحر العلوم عن الوحید البهبهـانی عن أبیه الشیخ محمد أکمل عن المولی محمد باقر المجلسی عن أبیه المولی محمد تقی المجلسی عن الشیخ البهائی عن أبیه الشیخ حسین بن عبد الصمد عن الشهید الثانی عن أحمد بن محمد بن خاتون عن الشیخ عبد العالی الکرکی عن علی بن هلال الجزائری عن أحمد بن فهد الحلی عن الشیخ علی بن خازن الحائری عن ضیاء الدین علی بن الشهید الأول عن أبیه محمد بن مکی العاملی عن فخر المحققین عن أبیه العلامة الحلی عن خاله المحقق الحلی عن ابن نما عن محمد بن إدریس الحلی عن ابن حمزة الطوسی عن محمد بن شهر آشوب عن الطبرسی صاحب الإحتجاج عن الحسن بن محمد بن الحسن الطوسی عن أبیه شیخ الطائفة عن الشیخ المفید عن الشیخ الصدوق عن أبیه عن علی بن إبراهیم (حیلولة) وعن ابن قولویه عن الشیخ الکلینی عن علی بن ابراهیم عن أبیه إبراهیم بن هاشم عن أحمد بن محمد بن أبی نصر البزنطی عن القاسم بن یحیی الجلاء الکوفی عن أبی بصیر عن أبان بن تغلب عن جابر بن یزید الجعفی عن جابر بن عبد الله الأنصاری رضوان الله تعالی علیهم جمیعاً عن سیدتنا ومولاتنا الصدیقة الکبری فاطمه الزهراء سلام الله علیها بنت رسول الله صلی الله علیه وآله أنها قالت:

دَخَلَ عَلَیَّ اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی بَعْضِ الْأَیَّامِ، فَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ، فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ قالَ اِنّی اَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً، فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ، فَقَالَ یا فاطِمَةُ ایتینی بِالْکِسآءِ الْیَمانی فَغَطّینی بِهِ، فَاَتَیْتُهُ بِالْکِسآءِ الْیَمانی فَغَطَّیْتُهُ بِهِ، وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ، وَاِذا وَجْهُهُ یَتَلَأْلَؤُ کَاَنَّهُ الْبَدْرُ فی لَیْلَةِ تَمامِهِ وَکَمالِهِ، فَما کانَتْ اِلاَّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِیَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهُ، فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنی وَثَمَرَةَ فُؤادی، فَقالَ یا اُمَّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رآئِحَةً طَیِّبَةً، کَاَنَّها رآئِحَةُ جَدّی رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکِسآءِ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ، اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدی وَیا صاحِبَ حَوْضی، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ، فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَما کانَتْ اِلاَّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِیَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهُ، فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدی وَیا قُرَّةَ عَیْنی وَثَمَرَةَ فُؤادی، فَقالَ لی یا اُمَّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رآئِحَةً طَیِّبَةً، کَاَنَّها رآئِحَةُ جَدّی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ وَاَخاکَ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَدَنَی الْحُسَیْنُ نَحْوَ الْکِسآءِ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ، اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِسآءِ، فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدی وَیا شافِعَ اُمَّتی، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکِسآءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ اَبی طالِبٍ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَا الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رآئِحَةُ اَخی وَابْنِ عَمّی رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَاَقْبَلَ عَلِیٌّ نَحْوَ الْکِسآءِ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ، اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِسآءِ، قالَ لَهُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخی یا وَصِیّی وَخَلیفَتی وَصاحِبَ لِوآئی، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ عَلِیٌّ تَحْتَ الْکِسآءِ، ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکِسآءِ، وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ، اَتَاْذَنُ لی اَن اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِسآءِ، قالَ وَعَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتی وَیا بَضْعَتی قَدْ اَذِنْتُ لَکِ، فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکِسآءِ، اَخَذَ اَبی رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَیِ الْکِسآءِ، وَاَوْمَئَ بِیَدِهِ الْیُمْنی اِلَی السَّمآءِ، وَقالَ اَللَّهُمَّ اِنَ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیْتی وَخآصَّتی وَحآمَّتی، لَحْمُهُمْ لَحْمی، وَدَمُهُمْ دَمی، یُؤْلِمُنی ما یُؤْلِمُهُمْ، وَیَحْزُنُنی ما یَحْزُنُهُمْ، اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ، وَمُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ، اِنَّهُمْ مِنّی وَاَ نَا مِنْهُمْ، فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ، وَغُفْرانَکَ وَرِضْوانَکَ عَلَیَّ وَعَلَیْهِمْ، وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً، فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلائِکَتی وَیا سُکَّانَ سَمواتی، اِنّی ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیَّةً، وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّةً، وَلا قَمَراً مُنیراً، وَلا شَمْساً مُضِیئَةً، وَلا فَلَکاً یَدُورُ، وَلا بَحْراً یَجْری، وَلا فُلْکاً یَسْری، اِلاَّ فی مَحَبَّةِ هؤُلاءِ الْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَقالَ الْأَمینُ جِبْرآئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْکِسآءِ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ، هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها، فَقالَ جِبْرآئیلُ یا رَبِّ، اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَهْبِطَ اِلَی الْأَرْضِ لِأَکُونَ مَعَهُمْ سادِساً، فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ، فَهَبَطَ الْأَمینُ جِبْرآئیلُ، وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ، الْعَلِیُ الْأَعْلی یُقْرِئُکَ السَّلامَ، وَیَخُصُّکَ بِالتَّحِیَّةِ وَالْإِکْرامِ، وَیَقُولُ لَکَ وَعِزَّتی وَجَلالی اِنّی ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِیَّةً، وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّةً، وَلا قَمَراً مُنیراً، وَلا شَمْساً مُضیئَةً وَلا فَلَکاً یَدُورُ، وَلا بَحْراً یَجْری، وَلا فُلْکاً یَسْری، اِلاَّ لِأَجْلِکُمْ وَمَحَبَّتِکُمْ، وَقَدْ اَذِنَ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ، فَهَلْ تَاْذَنُ لی یا رَسُولَ اللَّهِ، فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَمینَ وَحْیِ اللَّهِ، اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ، فَدَخَلَ جِبْرآئیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکِسآءِ، فَقالَ لِأَبی اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیْکُمْ یَقُولُ: اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ، وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً، فَقالَ عَلِیٌّ لِأَبی یا رَسُولَ اللَّهِ، اَخْبِرْنی ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکِسآءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ؟ فَقالَ النَّبِیُّ وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً، وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً، ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الْأَرْضِ، وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شَیعَتِنا وَمُحِبّینا، اِلاَّ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ، وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ یَتَفَرَّقُوا، فَقالَ عَلِیٌّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شیعَتُنا وَرَبِّ الْکَعْبَةِ، فَقالَ النَّبِیُّ ثانِیاً یا عَلِیُّ وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً، وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً، ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الْأَرْضِ، وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا، وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاَّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ، وَلا مَغْمُومٌ اِلاَّ وَکَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ، وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاَّ وَقَضَی اللّهُ حاجَتَهُ، فَقالَ عَلِیٌّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا، وَکَذلِکَ شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالْأخِرَةِ، وَرَبِّ الْکَعْبَةِ.

ترجمه برگرفته شده از کتاب مفاتیح الجنان:

به سندی صحیح از جابر بن عبداللّه انصاری روایت شده از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله، جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در بعضی از روزها و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام فرمود: من در بدنم سستی و ضعفی درک می کنم، گفتم: پناه می دهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را و مرا بدان بپوشان من کساء یمانی را برایش آوردم و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو می نگریستم و در آن حال چهره اش می درخشید همانند ماه شب چهارده پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد وگفت سلام بر تو ای مادر گفتم: بر تو باد سلام ای نور دیده ام و میوه دلم گفت: مادرجان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول خدا است گفتم: آری همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن بطرف کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا به من اذن می دهی که وارد شوم با تو در زیر کساء؟ فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت ساعتی نگذشت که فرزندم حسین وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادرگفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه دلم فرمود: مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله است گفتم آری همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند حسین نزدیک کساء رفته گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، سلام بر تو ای کسی که خدا او را برگزید آیا به من اذن می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم و ای شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با آن دو در زیر کساء وارد شد در این هنگام ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام ای اباالحسن و ای امیر مؤمنان فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام می کنم گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است؟ گفتم: آری این او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس علی نیز بطرف کساء رفت و گفت سلام بر تو ای رسول خدا آیا اذن می دهی که من نیز با شما در زیر کساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد سلام ای برادر من و ای وصی و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم پس علی نیز وارد در زیر کساء شد، در این هنگام من نیز بطرف کساء رفتم و عرض کردم سلام بر تو ای پدرجان ای رسول خدا آیا به من هم اذن می دهی که با شما در زیر کساء باشم؟ فرمود: و بر تو باد سلام ای دخترم و ای پاره تنم به تو هم اذن دادم، پس من نیز به زیر کساء رفتم، و چون همگی در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت و با دست راست بسوی آسمان اشاره کرد و فرمود: خدایا اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است می آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه می اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است ودشمنم باهرکس که با ایشان دشمنی کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد اینان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهای خود و برکتهایت و مهرت و آمرزشت و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدی را و پاکیزه شان کن بخوبی پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم براستی که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر بخاطر دوستی این پنج تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند در زیر کساء؟ خدای عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و کان رسالتند:آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من هم اذن می دهی که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم خدا فرمود: آری به تو اذن دادم پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا، (پروردگار) علیّ اعلی سلامت می رساند و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته و می فرماید:به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر برای خاطر شما و محبت و دوستی شما و به من نیز اذن داده است که با شما در زیر کساء باشم پس آیا تو هم ای رسول خدا اذنم می دهی؟ رسول خدا(ص) فرمود و بر تو باد سلام ای امین وحی خدا آری به تو هم اذن دادم پس جبرئیل با ما وارد در زیر کساء شد و به پدرم گفت: همانا خداوند بسوی شما وحی کرده و می فرماید: «حقیقت این است که خدا می خواهد پلیدی (و ناپاکی) را از شما خاندان ببرد و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل» علی 7 به پدرم گفت: ای رسول خدا به من بگو این جلوس (و نشستن) ما در زیر کساء چه فضیلتی (و چه شرافتی) نزد خدا دارد؟ پیغمبر(ص) فرمود: سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق) برگزید که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند، علی (که این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند، دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق) برگزید ذکر نشود این خبر (و سرگذشت) ما درانجمن ومحفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکی باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد، علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین شیعیان ما کامیاب و سعادتمند شدند در دنیا و آخرت به پروردگار کعبه سوگند.



منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی ایت الله شیرازی
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

شکاف دیوار کعبه و تلاش وهابیها در مخفی نمودن ان !

شکاف دیوار کعبه و تلاش وهابیها در مخفی نمودن ان !


همانطور که می دانیم حضرت علی علیه السلام مولود کعبه است ، و نیز فاطمه بنت اسد (س) از در کعبه وارد نشد بلکه دیوار کعبه برای او به أمر خدا شکافته شد و او وارد کعبه شد خبر ها حاکیست که تا کنون چندین بار این محل را حکومت وهابی سعودی با روشهای محتلف پوشانده است ولی باز هم این محل کاملا پوشیده نمیشود !


در اینجا مسلمانان را می بینیم که به این جایگاه بزرگ تبرک می جویند ، و اظهار ارادت به حضرت امیرالمومنین علیه السلام می کنند.

در این عکس انواع دیگری از مرمت را در سالی دیگری می بینید که سنگی مختلف از سنگ اصلی کعبه استفاده شده است .

اکنون در این عکس ببینید که چگونه این قسمت مرمت شده تا معجزه الهی تولد و عظمت علی علیه السلام را بپوشانند.

همانگونه که می بینید در اینجا میخ هایی آهنی و بسیار بلند و محکم نیز بکار رفته تا مانع از ترک گرفتن سنگ شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

احکام ماه مبارک رمضان مطابق با فتوای آیت الله العظمی صادق شیرازی

:: رهنمودهاى آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله براى ورود به ماه صيام ::

v سؤال: رهنمودهاى حضرت عالى در آستانه ورود به ماه مبارك رمضان ماه صيام چيست؟

? جواب: توصيه مى شود خطبه مهم وبليغ رسول خدا صلّى الله عليه وآله ـ كه آن را در استقبال از ماه مبارك رمضان ايراد فرمودند ـ به صورت تدقيقى وتحقيقى بررسى نموده، با تعقل وتدبر كامل در مضامين بلند آن مطالعه شود. سپس جمله جمله وكلمه به كلمه آن با سعى وكوشش زياد موبه مو اجرا وبه آن عمل گردد؛ زيرا اين خطبه پربها وگران سنگ حاوى خير دنيا وآخرت است. در اين خطبه رسول گرامى اسلام فرموده اند: «أيها الناس، ان انفسكم مرهونة باعمالكم، ففكّوها باستغفاركم، وظهوركم ثقيلة من اوزاركم فخففوا عنها بطول سجودكم... أيها الناس، من فطّر منكم صائماً مؤمناً في هذا الشهر كان له بذلك عندالله عتق رقبه ومغفرة لما مضى من ذنوبه... أيها الناس، من حسّن منكم في هذا الشهر خلقه كان له جوازاً على الصراط...؛(بحارالانوار، ج 93، ص 356) اى مردم نفوس شما در گرو اعمال شماست. پس بياييد ونفوس خود را با استغفار رهايى بخشيد. پشت شما از بار [گناه] سنگين شده است، پس با سجده هاى طولانى اين بار گران را از پشت خود برداريد... اى مردم، هريك از شما در اين ماه، مؤمن روزه دارى را افطار دهد، اين كار او در نزد خدا مانند آن است كه بنده اى آزاد كرده است وبه پاس چنين كارى خدا گناهانش را مى آمرزد. اى مردم، هركدام از شما در اين ماه اخلاق خود را نيكو كند، گذرنامه پل صراط او خواهد بود».

 

:: سفر دانشجو ::

v سؤال: دانشجويى در شهرى سكونت دارد ودر شهرى درس مى خواند ودر اين فصل جز در هفته يك روز به آن جا نمى رود، آيا نماز او شكسته است ونبايد روزه بگيرد؟
? جواب: در فرض سؤال بايد نماز را تمام بخواند و روزه هم بايد بگيرد.

 

:: اگر غير مسلمان در ماه رمضان درخواست غذا كند ::

v سؤال: اگر در روز ماه رمضان غيرمسلمانى بر مسلمانى وارد شود ودرخواست آب وغذا كند تكليف چيست؟
? جواب: بگذارد خودش آب وغذا بردارد ومسلمان با دست خويش چيزى به او ندهد.

 

:: آميزش در ماه رمضان ::

v سؤال: شخصى در ميانه روز و در ماه رمضان با زن مسيحى خود آميزش كرد . آيا پرداخت كفاره بر او واجب مى شود؟
? جواب: بله، پس از آن كه توبه كرد واستغفار نمود وآن يك روز را قضا كرد، بر او واجب است كه به يكى از اين دو شيوه كفاره دهد: 1. دو ماه را پياپى روزه بگيرد؛ و يا 2. شصت فقير و بينوا را اطعام كند.

11/ارديبهشت/1387

 

:: حكم كثير السفر ::

v سؤال: اگر شخصى در ماه رمضان مجبور شود براى كار به منطقه اى غير از محل كار هميشگى خود برود، آيا بايد روزه هاى خود را قضا كند؟ با توجه به اين مسأله كه كار او اقتضا مى كند از منطقه اى به منطقه ديگر برود؟
? جواب: سفر از جايى به جايى كه در ارتباط با كار باشد اگر با اقامت ده روز در جايى قطع نشود، روزه در آن واجب است ونماز را نيز بايد تمام بخواند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط یک محب  |