به گزارش شيعه آنلاين به نقل از شیعه نیوز، عالم وهابی که به مکتب حقه تشیع گرویده است از وی درباره برخی نقاط ضعف و قوت سیستم تبلیغی وهابیت و تشیع سوال نمود و وی با کلامی کوتاه جواب طولانی را بیان داشت که جای بسی تأمل دارد!!
پرسش: جناب اقای دکتر شما چه تفاوتی در اساس و شیوه تبلیغ بین ما شیعیان و وهابیت احساس میکنید؟
وی اینگونه پاسخ داد: وقتی شما وارد هر از یک فرودگاههای یک کشور وهابی میشوید، در بدو ورود به ان کشور مسؤلین فرودگاه به شما چند کتاب تقدیم میکنند که عبارتند از:
آشنایی با ایین وهابیت و معرفی رهبر بزرگ وهابی محمد بن عبدالوهاب و ..
اما وقتی وارد هر یک از فرودگاههای ایران با یک شاخه گل و بروشور یک هتل 4 ستاره از شما استقبال میشود!
وی افزود من اینگونه برداشت میکنم که در کشورهای وهابی انقدر فرهنگ تیلیغ وهابیت همه گیر شده است که این فرهنگ تبلیغی به فرودگاهها هم کشیده شده است ولی متاسفانه در ایران این فرهنگ بسیار ضعیف و یا اصلا دیده نمیشود!
وی با انتقاد از عدم یک وحدت رویه در مقابله با انچه وی خطر وهابیت خواند خاطر نشان کرد متاسفانه برخی افراد هنوز به این خطر واقف نشده اند وی از بزرگان حوزه های علمیه خواست نسیت به این موضوع حساسیت بیشتری از خود نشان دهند.
***************************************************************************
شیعیان از سویی در مناطقی نظیر، ایران، عراق، عربستان سعودی و كویت سكونت دارند كه مهمترین حوزههای نفتی جهان به شمار می آیند و از سویی دیگر همجوار فلسطین اند: كشوری كه صحنه رویارویی جهان غرب و آمریكا با اسلام و مشرق زمین است. از طرفی نیز سیاست خاور میانهای آمریكا بر دو اساس نفت و تامین امنیت اسرائیل شكل میگیرد. لذا در هر دو بخش (نفت و اسرائیل) با عامل بسیار تعیین كنندهای به نام شیعه روبه روست. از نظر استراتژیك، جمعیت شیعه جهان عرب در قلب بزرگترین منطقه نفت خیز خاورمیانه و در كنار آبراههای حمل و نقل نفت در خلیتج فارس قرار دارند. در مقام نظر شیعیان عرب همراه ایران میتوانند بیشتر منابع نفتی خلیج فارس را تحت كنترل در آورند. و از نظر تعداد نیز شیعیان 70% جمعیت خلیج فارس را (با احتساب ایران) دارا میباشند [كه در حدود 14 میلیون نفر آنان] در كشورهای حاشیه خلیج فارس پراكندهاند. این تحقیق به ... وضعیت شیعیان در داخل و خارج از عربستان سعودی میپردازد و واكنش عربستان در قبال آنها را نشان میدهد لذا بخش اول مباحث شیعیان عربستان و بخش دوم واكنش عربستان به تكاپوی شیعی در منقطه میپردازد.
بخش اول : شیعیان عربستان
موقعیت جغرافیایی و جمعیتی: بنابرگزارش گروه بحرانهای بین المللی (FCG) در سال 1999 حدود 10 تا 15 درصد جمعیت 16 میلیونی عربستان را شیعیان تشكیل میدهند كه با احتساب رشد 5/3 درصدی جمعیت عربستان، جمعیت آنها در حال حاضر 2700 هزار نفر میباشد. بیشتر شیعیان در منطقه شرقی عربستان در حاشیه خلیج فارس از قطر تا نزدیك كویت ساكن هستند و نواری شیعه نشین را شكل داده اند كه شامل استانها «احساء» تا «قطیف» میگردد. بعضی از شیعیان نیز در «مدینه منوره» ساكن هستند [كه به شیعیان نخاوله معروفند] و بعضی هم در شهر مهم «جده» به شیعیان عربستان باید اسماعیلیان منطقه ناوجان را نیز اضافه كرد. از زمان اولین اكتشاف نفت [در منطقه شیعه نشین عربستان] در سال 1938 این نفت است كه تمام جنبههای زندگی منطقه شرق را تحت تاثیر قرار داده است. چرا كه دست كم اكثر حوزههای نفتی كشور عربستان در مناطق شیعه نشین قرار دارد. در پادشاهی [عربستان] كه اسلام رنگ سنی افراطی بر خود دارد شیعیان همواره در شرایط سختی قرار نداشتند. یك استاد دانشگاه یادآوری میكند: ابن سعود بدون هیچگونه مقاومتی در سال 1913 منطقه «آل هاسا» [از مناطق شیعه نشین ] را فتح كردند. مردم در محل باقی ماندند و ثروتمندان به فاتحان پیوستند و حتی در سرمایه گذاریهای آینده برای گسترش منطقه نیز شركت كردند. در مقابل ابن سعود اجازه داد كه شیعیان، منطقه را بر اساس سنتهای مذهبی خود اداره كنند و دادگاههای ویژه خود را داشته باشند. ابن سعود مانند عثمانیان دادگاههای مستقل شیعیان را به رسمیت شناخت ولی اعتبار دادگاههای مذكور رو به افول گذاشت، چرا كه از منظر قضایی احكام شیعیان از سوی تشكیلات مذهبی وهابی به رسمیت شناخته نمیشد و فاقد اعتبار بود. دادگاههای شیعی به اموری نظیر ازدواج، ارث و وقف رسیدگی میكردند ولی همه احكام این دادگاهها باید به تصویب دادگاه مشروع یا «المحكمه الرعیه» میرسید كه البته دادگاه مذكور تحت تسلط علمای وهابی قرار داشت از آنجا كه وهابیت به عنوان دین رسمی و دولتی به مردم تحمیل شد، علمای وهابی در همه حوزههای دینی از استقلال عمل برخوردار شدند و حكومت فتوای آنان را در ابزاری برای تكفیر دشمنانش و حصول مشروعیت قرار داد.
علمای وهابی كوشیدند تا اسلام مورد نظر خود را بر دیگر فرقهها تحمیل كنند و این مصیبت بارترین تجربه شیعیان بود. لذا رویكرد نخستین ابن سعود، یعنی به رسمیت شناختن فرقههای اهل تسنن، امامیه و زیدیه و پلورالیسم فرقهای، تاكتیكی سیاسی بود تا به واسطه آن آرامش را بر منطقه حجاز حكم فرما كند. چرا كه از یك سو پیروان فرقههای مختلف جمعیت این ناحیه را تشكیل میدادند و از طرف دیگر وی هنوز بطور كامل بر منطقه مسلط نشده بود. ولی به محض اینكه او منطقه حجاز را به طور كامل تحت كنترل و تسلط خود در آورد در اوج خودكامگی قوانین شرعی حنبلی را بر مردم این منطقه تحمیل نمود. به طوریكه شیعیان در جرگه مشركین قلمداد شدند و مجبور شدند با اسلام (وهابی) تجدید بیعت كنند و از بجا آوردن آیینهای خاص خود در حسینیه منع شدند و از سوی دیگر مجبور شدند در مساجد اهل تسنن نماز بخوانند.
ابن سعود علاوه بر تعقیب فتوای علمای وهابی علیه شیعیان احسا در سال 1927 به معاونین خود در احسا و القطیف دستور داد علمای شیعه را مجبور كنند اسلام وهابی ارائه شده از سوی «ابن بشر» را بپذیرند بنابراین بسیاری از شیعیان مجبور شدند شهادتین را ادا كنند . علمای مذهبی عربستان شیعیان را به عنوان خوارج تلقی مینمودهاند و مراسم عاشورا دائما مورد كنایه و حمله بوده و سالهای متمادی این مراسم برگزار نمیشده و ممنوع بودهاست.
هویت شیعی در بستر هویت سعودی – وهابی
حكومت آل سعود با هدف متحد كردن گروههای مختلف و همگون سازی آنان، حق حاكمیت خاندان سلطنتی را به عنوان یك اصل مسلم در سطح ملی ترویج نمود. البته در مناطقه مختلف عناصر متفاوتی برای شكل دهی هویت ملی بكار گرفته میشد. به عنوان مثال ابن سعود تلاش كرد در منطقه نجد میزان وفاداری قبایل را نسبت به خود افزایش دهد تا بدین وسیله حكومت خود را استحكام بیشتر میبخشد. از این رو ابن سعود بواسطه رهبری فرا قبیلهای امنیت و رفاه قبایل را افزایش داد و در نتیجه قبایل منطقه با وی بیعت نمودند. دانشمندان تاریخ سعودی نظیر «جمیز بیكاستوری» و «غسان سلمه» كوشیدهاند با ارائه یك الگو و پارادایم هویتی را كه توسط خانوادن سلطنتی سعودی ترویج شده كشف كنند. «پیكاستوری » معتقد است ابن سعود با هدف مشاركت دادن قبایل در حكومت و مشروعیت بخشیدن به حاكمیت خود بر منطقهای ناهمگرا نیروی فراملیتی خود بر منطقه ناهمگرا را مشروعیت بخشد. ولی از نظر «سلمه» رژیم سعودی هویت فراقبیلهای را ترویج نمود. در هر حال همه این تعبیرات به اسلام وهابی اشاره دارد و ابن سعود و جانشینانش تلاش كردند آن را عامل اتحاد مردم قرار دهند. «پیكاستوری» در مقالهای مربوط به شكل گیری هویت سعودی تحت عنوان «تلاش برای ایجاد نیروی فراملیتی» خاطر نشان میكند اسلام در همگون سازی قبایل و شكل گیری هویت فراقبیلهای نقش عمدهای ایفا نمود و ارزشهای فراملیتی در مشروعیت بخشیدن به استیلای حكام سعودی بر این منطقه ناهمگرا موثر بوند. در واقع ابن سعود به عنوان ابزاری برای «ایجاد یك هویت اولیه» و یك قدرت بزرگتر بهره برداری نمود. تا بدین وسله قبایل تحت كنترل خود در آورد از طرف دیگر حكومت آل سعود با هدف متحد كردن گروههای مختلف و همگون سازی آنان حق حاكمیت خاندان سلطنتی را به عنوان یك اصل مسلم در سطح ملی ترویج نمود. البته در مناطق مختلف عناصر متفاوتی برای شكل دهی هویت ملی بكار گرفته میشد. به عنوان مثال ابن سعود تلاش كرد در منطقه نجد میزان وفاداری قبایل را نسبت به خود افزایش دهد تا بدین وسیله حكومت خود را استحكام بیشتر میبخشد. از این رو ابن سعود بواسطه رهبری فرا منطقهای امنیت و رفاه قبایل را افزایش داد و در نتیجه قبایل با وی بیعت نمودند این در حالی صورت میگرفت كه تحمیل مالیاتهای سنگین بر شیعیان استان شرقی عربستان از سوی حكومت ابن سعود نارضایتی مردم را در پی داشت كه این امر به نوبه خود بر وفاداری شیعیان نسبت به حكومت تاثیر منفی بر جای گذاشت . زیرا در آمدهای حاصل از این مالیاتها به نفع قبایل متحد با ابن سعود صرف شد. بررسی تاریخ عمومی مردم بومی عربستان یكی از شیوههایی است كه میتوان بواسطه آن از ملی بودن یا نبودن حكومت سعودی اطلاع حاصل كرد. شیعیان نیز منند گروهها ، مناطقه و فرقههای مطرود دیگر خود را به عنوان بخشی از تاریخ حكومت سعودی محسوب نمیكنند، زیرا حكومت سعودی در طول تاریخ همواره كوشیده به آنان غلبه كند و آنان را تابع خود نماید و به مظاهر و ویژگیهای فرهنگی آنان كاملا بی توجه بودهاست. شیعیان در سمبلها، به نمادها، مراسم و آیینهای حكومت هیچ جایگاهی ندارند بیخبر از ساكنین منطقه نجد همه گروهها براین باورند كه هرگز نمیتوانند فرآیند یكپارچه سازی حكومت سعودی شركت داشته باشند مگر با نیت تظاهر و تملق ،زیرا معتقدند موجودیت آنان در فرآیند یك پارچه سازی به رسمیت شناخته نمیشود و در واقع این فرآیند مختص مردم نجد است.
در این گونه مراسمها كه فرآیند یك پارچه سازی در آن متجلی میگردد فقط نمادهای سنتی مردم نجد نظیر رقص محلی، لباس سنتی، میراث فرهنگی و حتی آوازها و اشعار به نمایش گذاشته میشود. حكومت سعودی تلاش میكند هویت، نمادها، آیینها، تاریخ و تا حدی گویش و لباس مطلوب و خاص خود را به همه مناطق و گروهها تحمیل كند و خاندان سلطنتی از بدو امر بر تركیب و تلفیق این مولفهها با ملی گرایی تاكید نمودهاند. همانگونه كه از تعاریف (حقوق اجتماعی، سیاسی فرهنگی و ...) استنباط میشود. در جامعه افراد باید از حقوق برابر برخوردار باشند و دسترسی آنان قدرت و منابع دیگر عادلانه بوده و در برابر قانون یكسان باشند همچنین نباید گروههای پاریا یا دون پایه (گروههایی كه از امتیازات اجتماعی محرومند) و یا گروههای به اصطلاح اجنبی در كشور وجود داشته باشند. چنانچه از منظر واقعگرایانه به این موضوع نگریسته شود صرفا ترغیب مردم به وفاداری، موجب ایجاد حس وفاداری نسبت به حكومت نمیشود، بلكه مسئولیت پذیری حكومت در قبال نیازها و علایق مردم، نحوه رفتار دولت با شهروندان و رسیدگی به شكایات آنها و مشاركت دادن افراد و گروهها در ساختار دولت ضامن تداوم وفاداری مردم نسبت به حكومت و ولایتمداری حكام است. در صورتی كه دولت نتواند یا نخواهد پاسخگوی نیازهای اساسی مرم باشد ،احساس تعلق مردم به حكومت از میان رفته و جدایی و تجرید این دو از یكدیگر پدید میآید. بنابراین بحران هویت حاكم بر كشور از آنجا ناشی میشود كه حكومت برای ایجاد هویت ملی به ارزشهای خاص ارزشهای فرهنگی منطقه نجد ،وهابیت و خاندان آل سعود تمسك جسته است. در همین راستا رهبران وهابی سعودی مانند همه حكام دیگر عربستان مایل نبودند هویتی ملی را ترویج كنند كه حتی در بعد نظری استلزام پذیرش اصل مشاركت مردم در حوزههای سیاسی و اقتصادی را در پی داشته باشد. این امر در ادعای ابن سعود مبنی بر موروثی بودن حق حاكمیت بخوبی نمود یافته است. بعلاوه ایجاد هویت ملی جمعی مستلزم پذیرش اصل برابری همه شهروندان است هر چند كه این اصل با ایدئولوژی مذهبی و سیاسی حكومت سعودی در تعارض است. در حوزه دینی، علمای وهابی خود را مظهر اسلام واقعی و موحدین حقیقی میدانند. و شعار اصلی آنها پاكسازی امت اسلامیاز مشركین (شیعان اصل تصوف و دیگر گروهها) است. از این رو آنان نمیتوانند با مشركین و مومنین به یك شكل رفتار كنند. در حوزه سیاسی حكام سعودی كه با زور و اجبار به شبه جزیره عربستان استیلا یافتند تا حكومت خود را به نام سلسله سعودی تشكیل دهند، هرگز نمیتوانند مردم را در ساختار سیاسی مشاركت دهند چرا كه آنرا منحصر به خود میدانند در واقع اعضای خاندان آل سعود در همه عرصهها از جمله حوزههای حقوقی و اقتصادی، خود را مافوق دیگر شهروندان و مردم نجد میدانند بنابراین هویت ملی در مثلث فرقه گرایی وهابی، منطقه گرایی مردم نجد و اقتدار گرایی و قدرت طلبی حكومت سعودی نمود یافته، اما این هویت نتوانسته مردم را متقاعد كند وفادرای خود را به حكومت حفظ كنند. نمونه تبعیضهای مذهبی سعودیها بر علیه شیعیان چتاوی علمای سعودی بر علیه شیعیان، محرومیتهای اقتصادی كه به آن اشاره میشود گواه این مدعا است كه شیعیان هویت خود را به طور مستقل از حكومت حفظ كردهاند.
تبعیض مذهبی سعودیها بر علیه شیعیان
در شهر صفوا (شهری كه بیش از 100 هزار نفر جمعیت دارد كه عمدتا شیعه هستند.) فقط 3 یا 4 حسینیه اجازه فعالیت دارند. افزون بر این، در سال 1990 مقامات سعودی بر تعطیلی حوزه المبارزه مدرسهای دینی كه تا 16 سال فعالیت میكرد، مباردت ورزیده برخی از مدرسان آن را بازداشت كردند.
در آموزش و پرورش تعالیم وهابی بر شیعیان تحمیل میشود. شیعیان نه تنها مجاز به تعلیم تشیع [به طور رسمی] نیستند بلكه مجبورند آموزههای وهابی را – كه مشتمل است بر تقبیح رسمی تشیع و تحریف آن – فرا گیرند. لذا مدارك پرشماری گواه آن اند كه برخی از دانش آموزان به ویژه دختران نوجوان [شیعی] بر اثر القاعات مذهبی ضد شیعی، دست از تشیع كشیده یا تلاش ناموفقی در این باره صورت دادهاند.
اما گرچه فرزندان شیعیان مجبورند در مدارس دولتی اسلام وهابی را فرا گیرند ولی به موازات آن خانواده وشخصیتهای دینی شیعی تعالیم مذهبی را به آنان تعلیم میدهند و بدین ترتیب كودكان در مقابل آموزههای دینی وهابی كه در مدارس دولتی به آنها تدریس میشود مصونیت پیدا میكنند. هدف از تعلیم موازی آموزههای شیعی به كودكان این است كه آنان بتوانند در اوان كودكی به درك و تشخیص صحیحی از تشیع و وهابیت دست یابند و همچنین قدرت تشخیص و تمیز این دو را از یكدیگر برخوردار شوند. از طرف دیگر، كتابها، سرودها و نوارهای مذهبی شیعی ممنوع اند و در اختیار داشتن آنها مجازات در پی دارد؛ استفاده از برخی اساسی شیعی غیر قانونی است و شیعیان مجاز نیستند كتابهایی در باره تاریخ یا فرهنگشان منتشر كنند. حتی تغییر نام ایالت قدیمیالحسا به «ایالت شرقی» در راستای همین امر است.
در سال 1927 علمای رده بالای سعودی فتوایی صادر كردند كه بر تكفیر شیعیان دلالت داشت: یعنی محكومیت آنان به عنوان افرادی مرتد یا كافر كه مستحق مجازات اند این اعلامیه تصریح میكرد كه شیعیان حق ندارند اعمال دینی انحرافی شان را به جای آورند و اگر این تحریم را زیر پا گذارند باید از سرزمین مسلمانان تبعید شوند.
در سال 1991 نیز بن جبرین عالم رده بالای سعودی دوباره، با صدور فتوایی بر كافر بودن شیعیان تاكید كرد. در حالی كه رهبر اعلامی مفتیان عربستان «بن باز» طی حكمی جواز صلح با اسرائیل را به بهانه برقراری امنیت و خودداری گورهی از آزار و اذیت گروه دیگر و همچنین اقدام به داد و ستد و مبادله سفرا و سایر موارد، شرطی كه متضمن ابراز دوستی با آنان نباشد، صادر نمود.
وضعتیت اقتصادی شیعیان
با توجه به اینكه دست كم اكثر حوزهای نفتی كشور عربستان در مناطق شیعه نشین قرار دارد اعطای نقش به شیعیان لاجرم باید با موقعیت ویژه آنان در تامین در آمدهای كشور و همچنین نیروی انسانی كار آمد آنان سازگاری داشته باشد: امری كه دولت عربستان به راحتی آمادگی پذیرش آن را ندارد. در سال 1996 گزارشی از حقوق دانان مینه سوتایی حقوق بین المللی بشر در باره عربستان سعودی منتشر شده است كه در آن این حكومت «بی رحم و ظالم» معرفی شده «كه مشخصه آن بیزاری از شیعیان است.» در همین گزارش وضعیت اقتصادی ایالت شرقی را این گونه توصیف میكند: ایالت شرقی با داشتن گنجینهای از منابع طبیعی ، یكی از فقیر ترین ،مناطق عربستان سعودی است. دولت در مقایسه با دیگر مناطق عربستان سعودی ، هزینه بسیار اندكی را به پروژههای ساختمانی، جادهها، بهداشت و تعلیم و تربیت در این منطقه اختصاص دادهاست . یك روزنامه نگار اظهار داشتهاست كه خانههای این منطقه به گونهای تصور ناپذیر، پایین تر از استانداردهای جدید عربستان اند. تا اوایل دهه 1980، حلبی آبادها امری عادی به شمار میرفتند و شهرها و شهرستانهای شیعی هنوز فاقد تسهیلات پزشكی جدید هستند كه در شهرهایی چون ریاض و جده به چشم میخورند. تنها در سال 1987 بود كه حكومت سعودی برای احداث بیمارستان القطیف (نخستین بیمارستان مدرن ایالت شرقی ) اقدام كرد. شركت آرامكو نیز كه در اصل توسط نیروهای شیعه منطقه راهاندازی شده بود، اكنون از استخدام آنها خودداری میكند و حتی بسیاری از آنها را اخراج كردهاست.
ساختار حكومتی عربستان و نقش شیعیان
وجود 4 هزار شاهزاده در عربتسان باعث شدهاست كه آنها تمام مسئولیتها و مراكز قدرت را در اختیار خود داشته باشند برایم ثال تمام وزارت خانههای مهم از قبیل، دفاع ،خارجه و كشور به وسیله شاهزادگان اداره میشود. همچنین ریاست شورای عالی در وزارتخانههای خدماتی نیز به عهده آنها است. شورای عالی تبلیغات نفت و سیاست كلی وزارتخانهها را تعیین كرده، نیروی كار را در دانشگاهها فرماندهی عملیات در بخشهای مختلف نیروهای مسلح و پایگاههای نظامی را در اختیاردارند. این در حالی است كه شیعیان از استخدام در نیروهای نظامی محرومند و خلبانی نیز برای آنها ممنوع است. اعمال فشار سیاسی توام با استبداد كه كمك شیو ههای ارعاب، مجموعهای از رفتار رژیم سعودی است كه قدرت را به طور انحصاری در اختیار دارند. دستگاههای حكومتی هر گونه مخالفتی را سركوب میكنند. تشكیل هر نوع اتحادیه و حزب سیاسی در این شكور ممنوع و مبارزات سیاسی انتخاباتی هم مفهومی ندارد تنها از سال 1993 كه اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی بعد از نوشتن قانون اساسی در سال 1992 آغاز شد ملك فهد «پادشاه سابق عربستان سعودی انتصاب 200 نفر را براین مایندگی مجالس محلی در سرتاسر كشور تایید كرد.» در این بین یك كرسی به یك نفر از شیعیان در مجلس مشورتی شورا داده شد. این شورا نیز صرفا وظیفه مشورتی دارد و سیاست گذاری در عربستان سعودی همچنان در دست دولت است كه عمدتا تحت تسلط اعضای خانواده حاكم آل سعود قرار دارد.
مقابله و مبارزه با شیعه در عربستان در حالی است كه عربتسان حاضر شده كه با كشورهای غیر مسلمان ارتباط برقار كند با رهبران برجسته یهودی رابطه داشته باشد، به بیگاناگان غیر مسلمان اجازه حضور در پادشهای بدهد و با انبوهی از تزویرها و ریاكاریهای كوچك حیات روزمره سعودی كه به صورت یكسان زندگی را برای بومیها و خارجیها قابل تحمل میسازد، تنها به این دلیل است كه رژیم پایههای مشروعیت خود را كه علمای وهابی میباشند، راضی نگه دارد تا آنها خاندان سلطنتی و سیاستهایش را بپذیرند.
لذا در نهایت شیعیان احساس میكنند تشیع حقیقتا تنها هویتی است كه امروزه در این كشور پادشاهی پیش روی آنها قرار دارد. آنها واقعا «شهروندان» عربستان سعودی نیستند و حكومت پادشاهی آنان را اتباعی بیگانه و مظنون به شمار آورده و در پایین ترین سطح نظام اجتماعی جای دادهاست . در نتیجه اساسا هویت مهم دیگر پیش روی شیعیان قرار ندارد و به دلیل همین فقدان آنان به طور غیر ارادی به هویت اصلی شیعی باز میگردند. اقدامات ظالمانه رژیم سعودی هرگز از حافظه تاریخی شیعیان محو نمیشود. این وضعیت غم انگیز موجب شد شیعیان عربستان رابطه خود را با شیعیان نجف ، قم و بحرین كه از موقعیت بهتری برخوردارند استحكام بخشد. در نتیجه نه تنها تلاش وهابیون برای همگون سازی شیعیان با هویت ملی به شكست انجامید بلكه موجب شد شیعیان بیشتر در صدد تقویت هویت خود بر آیند، همچنین تبعیض بر علیه شیعیان در حوزههای دینی اتحاد بیشتر شیعیان را در پی داشته و جنبه دینی هویت آنان را بر جسته نمود و در واقع هویت آنان به طور كلی دینی شده است.
با وقوع انقلاب اسلامی روند بیداری اسلامی شدت یافت این روند به ویژه پس از شكست اعراب از اسرائیل، شكست الگوی ناصریسم و نالیوسالیسم عربی و حكومتهای محافظه كار عربی و بعضا سوسیالیستی و مقارن با آن وقوع انقلاب اسلامی در ایران، روند رو به گسترش بیداری اسلامی و جنبشهای رادیكال اسلامی را در جهان اسلام شدت بخشید كه در ذیل به تاثیرات منطقهای آن و همچنین تاثیرات آن بر شیعیان عربستان و واكنش عربستان به تكاپوی شیعی در داخل منطقه میپردازیم.
انقلاب اسلامی و تاثیرات منطقهای آن
بررسی دقیق محیط اسلامی معاصر وجود یك بحران اجتماعی چند بعدی را نشان میدهد. جهان اسلام برای بیش از دو قرن شاهد یك بحران طولانی اجتماعی فرهنگی اقتصادی و از همه مهمتر روحی بودهاست. بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی و تجزیه كشورهای عربی، نخبگان ناسیونالیست عرب دو وظیفه را احساس كردند اول رهایی از كنترل اروپا و كسب استقلال، دوم ارائه یك برنامه ایدئولوژیك برای استقرار حكومت قانون.
این دو هدف تحقق پیدا كرد اما بحران شدت گرفت. انواع و اقسام مكاتب ماركسیسم، لیبرالیسم، ناصریسم نتوانست نیاز ایدئولوژیك جوامع اسلامی ر ابر طرف كند. و این سبب شد تا اسلام در واكنش به این مكاتب و بنرای رفع بحران به شكل سیاسی و ایدوئولوژیكی مطرح شود و در بسیاری از موارد در قالب احزاب و جنبشهای سیاسی به مرام و ایدولوژی سیاسی تبدیل شود.
اسلام سیاسی قرن بیستم را اغلب به عنوان «بنیاد گرایی» توصیف كردهاند هر چند گرایشهای گوناگون در ایدوئولوژی سیاسی اسلام را نمیتوان تحت چنین عنوانی آورد. برخی جنبشهای سیاسی مانند اخوان المسلمین در مصر و حزب جماعت اسلامی در پاكستان بنیاد گرا محسوب میشوند. از سوی دیگر ایدئولوژی سیاسی اسلام با ایدئولوژیهای دیگر مانند لیبرالیسم، ناسیونالیسم و سوسیالیسم در آمیخته كه آمیزههای رنگارنگی از مرام و عقیده سیاسی ایجاد كرده است.
در عصر حاضر شاهد رشد اسلام گرایی هستیم، همچون اخوان المسلمین در مصر كه در اواخر دهه 1930 یكی از پرقدرت ترین سازمانهای مصر شد. و بعد توانست در كشورهای دیگر نفود كند و جهان اسلام بویژه جهان عرب را تحت تاثیر خود قرار بدهد و علاوه بر آن گروههای دیگری همچون حزب الدعوه در عراق یا منظمه الجهاد و منظمه التحریر الاسلامی یا جماعه المسلمین مصر رشد یافتند . اما درا ین میان در اواخر سال 1979 نهضتی كه از سالها قبل شروع شده بود در كشوری غیر عرب اما مسلمان به پیروزی رسید. انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به دور از هرگونه دلبستگی به ایسمها و مكاتب ساختگی با كمترین امكانات مادی و با كمترین خشونت توانست گوی سبقت را از بقیه نهضتها برباید و همین سبب خیرگی چشمان جهان و بطور ویژه مسلمانان منطقه شد. این ویژگی به گونهای بود كه حتی رسانههای غربی و شخصتیهای جهانی نیز با حیرت لب به سخن گشودند. روزنامه انگلیسی تایمز گفت: «انقلاب اسلامی قدرت انحصاری دو ابر قدرت را در معرض تهدید قرار داده است» نیویورك تامیز نوشته «خطر ایران علیه منافع آمریكا به مراتب بیشتر از شوری است.» سایروس ونس وزیر خارجه اسبق آمریكا گفت: «با پیروزی انقلاب در ایران و سرنگونی شاه تمامی خواستهها و برنامههای آمریكا به یاس تبدیل شد» بگین نخست وزیر اسبق اسرائیل گفت «از وقتی انقلاب پیروز شد زلزلهای در منطقه بوجود آمد كه تمامی منطقه را به لرزه در آورده است.»
تفاوت این انقلاب با دیگر نهضتها در این بود كه اولا تحت رهبری شخصیتی مذهبی قرار داشته، ثانیا اسلامی بوده است ثالثا بدون توجه به نیروهای بیگانه به پیروزی رسیدهاست. و رابعا در مقابل حكومت و رژیمی قدرتمند كه ژاندارم منطقه بود، ایستاد.
وقوع این پدیده مهم در ایران تاثیراتی در منطقه داشتهاست و جدای از نظر رهبران آن با شروع پیروزی حیرت انگیزش به جهان و بخصوص منطقه صادر شد چون در حقیقت این امر كه صدور انقلاب یكی از وجوه مشترك انقلابات است نباید تردید كرد.
ظهور جریانهای نوپای اسلامی، بویژه در كشورهای دارای اقلیت شیعی این مساله را ثابت كرد كه جوانان مسلمان با تاثیر ژذیری از الگوی انقلاب اسلامی ایران به فعالیت بیشتر با روش قهر آمیز پرداختهاند. ظهور سازمان الجهاد در آخر دهه 1970 در مصر وتلاش آن برای سرنگونی رژیم سادات. ظهور سزمانهای شیعی در عراق مانند سازمان عمل اسلامی، ظهور جنبش سنی اخوان در عربستان سعودی و تلاش برای تصرف مسجد الحرام و سرنگونی رژیم حاكم بر حجاز، آغاز ناآرامیهای شیعی در مناطق نفت خیز شرق عربستان وآغاز فعالیت گروههای اسلامی در كشورهای عربی خلیج فارس بویژه كودتای شیعیان بحرین به رهبری سید محمد تقی مدرس در بحرین گسترش و فعالیتهای مذهبی و اجتماعی و ... در كویت همگی نشان از تاثیر انقلاب اسلامی ایران در منطقه داشت.
بود و علیت آن وجود شیعیان كویتی كه 30% جمعیت كویت را تشكیل میدهند. ثانیا وجود مجلس ملی و آزادی نسبی در كویت كه آن را از سایر كشورها متمایز میكند سوم وجود قشر تحصیل كرده و تعداد قابل توجه از افراد فلسطینی در كویت بود كه سبب توجه ایران به آن كشور میشود. در سال 1358 اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران به كویت میرود و هیاتهایی در سطح معاون وزیر و مدیر كل برای مذاكرات دو جانبه به كویت میروند.
عربستان سعودی نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دقت تحولات ایران رام ورد امعان نظر قرار داده و فراز و نشیبهای آنرا دنبال میكرد. اما از اظهار نظر صریح در باره حوادث ایران خودداری مینمود. و بعد از استقرار دولت موقت، فرصت را غنیمت شمرده هیات هیی نرا به ایران اعزام كردند و حتی هیاتی برای تبریك به ایران میفرستد اما با بی مهری مقامات ایران همراه با برچسب مرتجع سبب ناامیدی شان میشود.
واكنشهای كشورهای دارای اقلیت شیعی در منطقه پس از انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هر چند كه كشورهای منطقه در جهت برقراری روابط سیاسی و دیپلماتیك گام برداشتند اما به طور غیر رسمی به گونهای دیگر عمل كردند. كه از موارد ذیل ناشی میشد: نوع بیانات و پیامها و سخنان مقامات ایرانی دال بر صدور انقلاب بود كه این مطلب متضمن عدم مشروعیت حكومتهای منطقه بود.
تبلیغات كشورهای غربی كه خطر بزرگی را از طرف ایران اسلامی تبلیغ میكردند.
خیزش اسلامی كه هم در گروههای شیعی و هم در گروههای سنی در منطقه متاثر از انقلاب اسلامی ایجاد شده بود مانند قیام 20 نوامبر 1979 در مكه كه به اشغال مسجد الحرام منجر شد و توسط حكومت عربستان سركوب شد . اقدام این گروه (الدعوه المحتسبه) از طرف سازمان انقلاب اسلامی جزیرهالعرب كه بعدا نمایندگان آنها به دعوت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همایش جنبشها و نهضتهای آزادی بخش به ایران آمده بودند مورد تایید قرار گرفت. ترس از نفوذ شوری با توجه به چندین كودتا كه توسط كمونیستها در كشورهای افغانستان (فروردین 1357) و یمن جنوبی (خرداد 1357) انجام شده بود.
غیر عرب بودن ایران و سابقه تاریخی سلطه جویی و تفوق طلبی ایران سبب این توهم میشد كه ایران در پناه شعارهای خود در صدد گسترش نفوذ خود است. لذا كشورهای دارای اقلیت شیعه در منطقه به دلیل تاثیرات مستقیم انقلاب اسلامی بر روی آنها ،به دلیل اینكه درصد در خور توجهی از شیعیان در آنجا هستند مانند عراق با 70%، بحرین 80%، عربستان با 10%و كویت با 20% و وجود 300 هزار مهاجر شیعه كه عمدتا ایرانی هستند و در كویت و بحرین و امارات متحده عربی و قطر زندگی میكنند برای كشورهای منطقه سبب هراس بیشتر بود. بویژه اینكه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مواردی از تظاهرات در عراق و بحرین و عربستان برگزار شد. و كودتای دسامبر 1981 در بحرین و انتساب آن به جمهوری اسلامی ایران همگی نشان از دورهای جدید از برخورد كشورهای دارای اقلیت شیعه با شیعیان كشورشان داشت.
تاثیرانقلاب اسلامی بر شیعیان منطقه
اسلام شیعی نسبت به ملت (ملی گرایی) خوش بین نیست زیرا ملت (به مفهوم ملی گرایی) میتواند موجب لغزش در جامعه اسلامی باشد. در واقع متفكران سیاسی شیعه هیچگاه به پدیده ملی گرایی خوش بین نبودهاند. همانند كمونیستها، شیعیان اعتقاد دارند كه روزی دولت ملی، با پیروزی نهایی تشیع و اسلام زایل خواهد شد. بنابراین، برای شیعیان، دوت ملی فقط مرحلهای است اما برای گذشتن از این مرحله باید ابتدا آن را تقویت كرد. در مورد تشیع، استدلال دولت ملی و جامعه ایده آل آینده به همین شكل مطرح است. در مرحله اول، باید دولت ملی را تقویت و تشیع را در حال حاضر در ایران نهادینه كرد تا روزی كه پیروزی شیعه تضمین شود. این پیروزی بعدها موجب وحدن گروههای دولت ملی به ارث رسیده از غرب به نفع یك جامعه منطبق با خواستهای پیامبر خواهد شد.
گرچه انقلاب اسلامی به دلایل ذاتی خود بر تمام گروهها و جنبشهای اسلامی بویژه شیعیان تاثیر گذاشته است اما به طور خاص «نفوذ ایران بر جهان تشیع، اساسا در مناطقی كه شیعه دوازده امامی هستند، شدت دارد زیرا در این مناطق روحانیت طبقه بندی شده (طبقه آیت الهها، حجةالاسلامها و غیره) تشیع دوازده امامی را به صورت نهادینه در آوردهاند و این امر با ایرانی شدن روحانیت شیعی مستقر در خارج از ایران روشن میشود.»
نفوذی كه امروزه ایران در جهان تشیع دارد، از عوامل مختلفی برخاستهاست ؛مانند نقش ایران به منزله یگانه كشور شیعه در جهان گستردگی جغرافیایی آن، جمعیت فراوان آن كه دست كم یك سوم شیعیان جهان را تشكیل میدهد، و اهمیت فرهنگی آن.
محوریت مذهب در زندگی سیاسی شیعی، با حضور فراوان روحانیان در راس جنبشهای سیاسی شیعی و نقش موثری كه در رشد خودآگاهی شیعیان در دهه 1960 داشتهاند، اثبات میشود. فهرستی طولانی از امامان شیعه از آن زمان تاكنون، جنبشهای شیعی را رهبری كرده یا الهام بخش آنها بودهاند و فرهنگ تشیع در جای جای ادبیات بداری شیعیان رسوخ كردهاست. از این روی رهبران سكولار شیعه ممكن است فاقد اصالت تلقی شوند. لذا در پی انقلاب اسلامی شیعیان در سایر كشورهای خلیج فارس و پاكستان كه اقلیت مهمی را تحت حكومت سنیها تشكیل میدادند جسورانه هویت فرقهای خودشان را اظهار كرده، مراسم عبادی خود را به جای آورده، نارضایتی خود را از حكومت موجود بیان نمودند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 روابط ایران با همسایگان عربش تیره شد. تیرگی روابط ناشی از پیدا شدن این گمان در منطقه بود كه امنیت خلیج فارس مورد تهدید جدی قرار گرفتهاست. این تهدید از دید صاحب نظران میتوانست از اقدامات مستقیم دولت انقلابی ایران برای صدور انقلاب اسلامی یا رستاخیز اسلامی گستردهای در منطقه كه از سوی انقلاب اسلامی ایران تشویق میشد سرچشمه گیرد. و جود دفاتر جنبشهای آزادی بخش همچون حزب الله كویت ،حزب الله حجاز، انقلاب اسلامی جزیره العرب همراه با سخنان و اظهار نظرات در مورد كشورهای منطقه و به مبارزه طلبیدن مشروعیت حكمرانان آن سبب هراس بیشتر شد.
متعاقب آن قیام مسجد الحرام ،كشف كودتا در بحرین و بمب گذاری در كویت این تیرگی و سردی روابط را بیشتر كرد. كشورهای حوزه خلیج فارس، انقلاب اسلامی را عامل خطر ناك در جهت بر هم زدن «وضع موجود» میدیدند و این بالاترین دغدغه آنان بود. زیرا اصلی ترین هدف آنها (حفظ وضع موجود) در خطر تهاجم قرار داشت.
این تاثیر گذاری ناشی از قدرت؟؟؟ یا نفی كنندگی انقلاب و این باور بود كه در آیت الله باید درست عمل كرده باشد كه توانسته است شاه را با تمام قدرتش و حمایت آمریكا ،سرنگون كند. و در فرآیند این تحول، ایالات متحده را نیز تحقیر نماید. به نظر آنان، امام خمینی به دلیل موفقیتش، یك الگوی اجتناب ناپذیر ایدئولوژی و انقلاب است.
عواملی كه موجب شدند تا در جریان وقوع انقلاب و چند ماه پس از پیروزی، این انقلاب مورد توجه گروههای ایدئولوژیك قرار گیرد، عبارتند از: 1- ضربه ای كه ایران به امپریالیسم آمریكا وارد كرد و موجب تحقیر آن شد 2- ضربهای كه انقلاب ایران بر یك نظام دیكتاتور مآب و دست نشانده آمریكا وارد كرد. 3- تكیه انقلاب ایران در پیروزی بر راههای بومی و ایدئولوژیهای بومی كه مخالف تقلید كوركورانه از غرب بودند. 4- پیروزی انقلاب، پیروزی اسلام تلقی شد، 5- و سرانجام آنكه پیروزی ایران در سطح گسترده تر پیروزی برای كشورهای غیر عربی (جهان سومی) محسوب میشد. به همین جهت بروز ناآرامی در میان شیعیان كویت، بحرین، عربستان، اسلام را بار دیگر وارد فرآیند سیاسی كرد.
تاثیر اقلاب اسلامی بر شیعیان عربستان
رهنمود انقلاب آن بود كه نفت نیز از اركان قدرت اسلام است و باید مطابق مصالح امت اسلامی ،تولید و صادر شده و در آمد آن نیز صرف عزت و تحكیم جامعه اسلامی شود.
چنین تجویزهایی تهیددی جدی برای دولت سعودی و غربیها بود و این خطر مطرح میشد كه امواج انقلاب، دولتهای نفت خیز را ساقط میكند و دكنترل این ماده حیاتی به دست اسلام سیاسی و رادیكال خواهد افتاد. اسلام سیاسی و شیعی ایران خیلی زود در عربستان تاثیر گذاشت و اتفاقا این امر با مساله نفت نیز كاملا مرتبط و عجین بود: بعد از انقلاب ایران شورشی در عربستان ابتدا در میان شیعیان ایالات شرقی این كشور در منطقه میدانهای نفتی آغاز شد و مردم با پخش اعلامیههایی در مساجد به خانواده سلطنتی حمله كردند و (عافا) مخالفت با سلسله خاندان حاكم پرداختند به طوری كه برای اولین در این نحكومت اصطلاح اسلامی موضع دولت به عنوان حامی اسلام شكسته شد.
امام خمینی به ویژه از حکومتهای عربستان و کشورهای خلیج فارس انتقاد کرد؛ هم به دلیل این که حکومت آنها حکومت پادشاهی غیر اسلامی بود و هم به دلیل روابط اقتصادی و نظامی دولت این کشورها با ایالات متحده که [امام] از تاثیر روابط سست و بی پایه این کشورها با آمریکا، با تعبیر «اسلام آمریکایی» یاد میکرد، نوارهای سخنرانی و اعلامیههای [امام] خمینی[ره] و دستورات او را بیان میکرد: «حکام عربستان سعودی لباس مسلمانان را میپوشیدند اما شیوه زندگی آنها تجمل پرستانه بی شرمانه و مبتنی بر هوا و هوس است. ثروتهای مردم را میگیرند و آن را تلف میکنند. به قمار بازی، شراب خواری و میگساری مشغولند، [در این صورت] تعجبی نخواهد داشت اگر مردم از مسیر انقلاب حرکت کنند به خشونت دست بزنند و مبارزه شان را برای تحصیل منابع و حقوقشان ادامه بدهند.»
بنابراین احساسات و اعتراضات سرکوب شده شیعیان، که از تبعیض کام سنی آزده خاطر، و خواهان توزیع عادلانه تر [امکانات] در امد نفت و خدمات عمومی بود در پاسخ به انقلاب ایران و به نشانه سپاس از پیروزی [امام] خمینی [ره] فوران کرد.
رابین رایت چگونگی تاثیر انقلاب اسلامی بر شیعیان عربستان را چنین گزارش میکند. گهگاه اعلامیههای مخالف و نیز روزنامهها مطالب انتقادی علیه رژیم سعودی منتشر میکردند. شعارهایی با مطالب موافق انقلاب اسلامی و مخالف آمریکا روی دیوارها نوشته میشد. یک موسسه حمل و نقل هلندی که مرتبا با بنادر نفتی در تماس بود از وجود دیر کردها و کار شکنیهای عمومی در کارها که به عقیده آنها کار شیعیان بنیادگرا بود و یا به وسیله آنها سازماندهی میشد تا شرکتهای غربی را بترسانند خبر میداد.
اریک رولو مر روزنامه معروف و پرتیراژ لوموند در این باره مینویسد: «شورشیان شیعه به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در پی حرکت در مکه، دل و جرات بیش تری پیدا کردند و روز 27 نوامبر 1979 ، مراسم روز عاشورا را که در عربستان سعودی ممنوع است، برگزار کردند. جمعیت که عکسهای امام خمینی(ره) را در دست داشت به سوی قطیف و احسا و دیگر آبادیهای ایالت شرقی حرکت کردند و در درگیریهای به وجود آمده با گارد ملی، 36 تن از آنان کشته شدند. جمعیت، سه روز تمام در حال طغیان بود، آنها بانکها و موسسات دیگر را به آتش کشیدند و علیه رژیم سلطنتی شعار دادندو در اعلامیهها از مردم برای سرنگونی رژیم سعودی دعوت کردند. پس از بازداشت شدن صدها نفر، سرانجام آرامش در منطقه برقرار شد، اما درخواست شیعیان پذیرفته نگردید و دولت سعودی صرفا برای ظاهر سازی، دست به اقدام مزورانه زد تا اسلامی بودنش را ثابت کند ؛ از جمله آرایشگاههای زنانه را تعطیل کرد و گویندگان زن را از تلویزیون دولتی اخراج نمود و چند تن از مقامات دولتی منطقه شرقیه را عزل کرد.»
«علی المرزوق» فعال شیعی دیگر که از سال 1981 تا 83 زندانی بوده میگوید: پس از انقلاب شیعیان تظاهرات کردند تا بتوانند روزهای تولد امامان خود را جشن بگیرند که در همین حین، بسیاری از آنان دستگیر شدند. این مسائل منجر به دستگیری و مهاجرت عده بسیاری شد. به این ترتیب که آنان به ایران پناهنده شدند
دیلیت هیرو روزنامه نگار پاکستانی اولین بازتابهای انقلاب اسلامی در عربستان را در مناطق نفتی و شیعه نشین چنین شرح میدهد: در 29 نوامبر 1979 (آذر 1358) گروه عظیمی از شیعیان متشکل از 400000 نفر تحریم طولانی عزاداری عاشورا را شکستند و این برای مسئولان زنگ خطری بود خصوصا از جانب آیت الله خمینی ، مراسم عاشورا را همراه با تظاهرات در هشت شهر منطقه نفتی برگزار گردید طی این وقایع بود که سازمان انقلاب اسلامی شیعیان شبه جزیره عربستان پدیدار گشت.
واکنش عربستان نسبت به قیام 1979 شیعیان
الف – مواضع عربستان در مقابل شورشیان شیعه
عبدالعزیز حاکم حسا بعدا اعلام کرد که شیعیان باید خود را با اصول و دکترین وهابی هماهنگ کنند. وی علیه شیعیان تبعیضهای زیادی اعمال کرد و آنان را از مشاغل آموزش و ... محروم ساخت.
در عکس العملی دیگر عربستان مدارس علمیه شیعی را در عربستان تعطیل کرد و هرگونه مسافرت شیعیان به ایران را ممنوع اعلام کرد. با این حال، شیعیان با محروم شدن از تحصیل تشیع در در داخل عربستان سعودی، برای کسب تحصیلات دینی در داخل کشور و مجازات شدن در قبال دنبال کردن این تحصیلات در خارج از کشور گرفتار شدند.
تاثیرات قیام 1979
درسال 1993 پس از دیدار تاریخی جبران با ملک فهد، او تبعیدیان را دعوت کرد که به کشور باز گردندو زندانیان سیاسی را در ازای وفاداری و بیعت، آزاد کرد. بر پایه گزارش FCG او به آنان قول رسیدگی به مشکلاتشان را هم داد «رابرت لیسی» نویسنده کتاب «پادشاهی، عربستان و عمارت سعود» میگوید: شیعیان از این امر استقبال کردند. ولی در آن زمان، اصطکاک زیادی بین آنها و حساسیتهای وهابیون به وجود نیامد .او میگوید وهابیت سنی بیشترین نقش را در موضعگیری علیه شیعیان و صدور فتواها داشتند .آنها که از سال 1979 متشکل تر شده بودند. هم اکنون میگویند با همکاری با سیستم شوراهای محلی به دنبال تغییرات بشتری هستند و ردپای حضور پر قدرت تر اقتصادی آنان نیز در ساختارهای اقتصاد شهری و ساخت و ساز پر رنگ تر شده است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که در صورتی که دولت فشا خود را بر آنها کمتر کند. شیعیان آرام تر خواهند شد. شیعیان شهر به قطیف «چند سال پیش حق عزاداری در روز عاشورا را به دست آورند.»
تاثیر انقلاب اسلامی بر ارگانها و سازمانهای شیعی در عربستان
از میان سازمانهای شیعی شناخته شده در عربستان میتوان به سازمان انقلاب اسلامی شبه جزیره عربستان حزب آزادی بخش شبه جزیره و حزب الله حجاز اشاره کرد. که از آن میان ،سازمان انقلاب اسلامی جزیره العرب ،اهمیت بیش تری دارد. این سازمان در سال 1975 تاسیس شد و فعالیت خود را حول آگاهی دادن مردم به فرهنگ انقلابی – اسلامی و مسایل سیاسی و زمینه سازی برای بازگشت به خویشتن خویش تا اینکه مردم در آینده خواهان پذیرش یک نظام اسلامی شوند، در منطقه شیعه نشین شرقی متمرکز کرده است. این سازمان پس از قیام کعبه در منطقه شرقیه رسما اعلام موجودیت کرد.
در حال حاضر بیش از 80% تحصیل کردههای این منطقه، عضو همین گروه هستند و در بین مردم از پایگاه گستردهای برخوردار میباشند. معتقد به مقابله با دو خطر عمده و جدی هستند:
الف – غرب زدگی که به وسیله نشر فرهنگ آمریکایی تحقق میپذیرد؛
ب – نشر ارتجاع که توسط عمال مذهبی رژیم و تحت پوشش اسلام بر مردم اعمال میگردد.
آنها در زمان حیات امام (ره) کسی را به جز ایشان لایق قیادت و رهبری است مسلمان نمیدانستند آنان در کل، مواضع ایران را پذیرفته و از آن الگو برداری میکنند.
مجلس العلما: هم اکنون مقدمات تشکیل این شورا فراهم شده و تعدادی از علمای بزرگ عربستان هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه میدهند و به بررسی مهمترین مسائلمربوط با شیعیان عربستان میپردازند و در امور مه و مرتبط با اسلام و شیعیان در سر تاسر جهان فعالیت و اعلام موضع میکنند مثل جنگ لبنان که بیانیه صادر شدو حجم زایدی از کمکهای شیعیان عربستان را جمع آوری و به لبنان ارسال کردند .
واکنش عربستان به انقلاب اسلامی و تکاپوی شیعی در منطقه
که به صورت ذیل صورت پذیرفت 1- حمایت از عراق در جنگ در قالب کمک 50 میلیارد دلاری نظامی و نفتی [هنگامی که جزیره فاو فتح شده و راه مواصلاتی دریایی عراق قطع شده بود.]
2- عرضه نفت مضاعف به دلیل عدم توانایی ایران در صادرات 6 میلیون شبکه نفت در هر روز و افزایش صادرات نفت به منظوراز بین بردن پشتوانه مالی ایران در جنگ که از نفت تهیه میشد.
3- اقدام به کشتار حاجیان در مراسم حج سال 1366 و فشار بر ایران برای عدم مقابله با عربستان با توجه به اینکه آزاد گذاشتن مراسم برائت از مشرکین میتوانست انقلاب اسلامی را رواج داده و ارکان قدرت عربستان و بسیاری از دولتهای دیگر را تهدید نماید.
و با توجه به مفتی اعظم عربستان (بن باز) مبنی بر حرام بودن برائت از مشرکین [وی میگفت راهپیمایی و تظاهرات در موسم حج در مه مکرمه و غیرآن برای اعلان برائت از مشرکین بدعتی است که هیچ اصلی ندارد و نتیجه آن هم انواع فساد و شر و اذیت حاجیان و غیر آنهاست لذا: بر دوست وجب است که از آن جلوگیری نماید. اولین اعمال در موسم حج را بدعت گذاری در دین میداند و میگوید پیامبر(ص) از آن نهی میفرموده است.] بالاخره در تابستان 1366 این حرکت به خط قرمز رسید و راهپیمایی برائت از مشرکین را در ماه حرام و در حرم امن الهی را مورد هجوم قرار داد که طی آن 400 نفر زائر به شهادت رسیدند عربستان برای جلوگیری از واکنش جمهوری اسلامی ایران با پوشش استراتژی حفظ سهم بازار نفت، یک باره عرضه نفت را افزایش داد و قیمتهای نفت از بشکهای 28 دلار به حدود بشکهای 8 دلار سقوط کرد. در عین حال مبادی تولید و صادرات نفت ایران از سوی عراق و با همکاری شورای همکاری خلیج فارس (که ریاست آن بر عهده عربستان بود) به شدت بمباران شده و توان صادرات ایران ضعیف میشود بنابراین ایران بر خلاف سالهای اولیه جنگ در سال1366 نمیتوانست اقدام عربستان در کشتار حجاج را به صورت نظامی تلافی کرده و جبهه جنگ را از عراق به عربستان بکشاند.
اقدامات تبلیغی ضد شیعی عربستان
عربستان برای مقابله با نفوذ شیعه در منطقه در سال 1381 پنج هزار کتاب در نقد شیعه منتشر کردهاست و در موسم حج همان سال بیشاز یک میلیون نسخه کتاب بر ضد شیعه در بین حجاج توزیع کرد.
تاسیس اداره ویژهای تحت عنوان «دائره المکافحه التبشیر الشیعی»، (اداره مبارزه با گسترش تبلیغات شیعه) در ذیل در رابطه العالم الاسلامی که بودجه هنگفتی جهت مبارزه با گسترش انقلاب اسلامی ایران اختصاص دادهاند.
کمک به گسترش تفکر سلفی در منطقه بویژه در افغانستان و پاکستان که در افغانستان منجر به تشکیل حکومت سلفی طالبان شد که توسط اعراب افغانی که در حوزههای علمیه پاکستان با حمایت مالی عربستان رشد یافته بودند ایجاد شد اولین کشوری نیز که آنرا به رسمیت شناخت عربستان بود.
این کشور کوشید که باروز آمد کردن وهابیت به عنوان رقیب ایدئولوژیک انقلاب اسلامی به صدور اسلام بنیادگرا بپردازد تا بدین ترتیب هم از خود محافظت کند وهم به جای دفاع به تهاجم فرهنگی دست بزند و رهبری خود ر ابر جهان اسلام تضمنی کند.
نتیجه گیری
امروزه بهبود ر وابط ایران و عربستان به نفع شیعیان در عربستان است به طوری که هر وقت روابط ایران و عربستان رو به بهبودی رفتهاست ، آزادیهای شیعیان بیشتر شدهاست. و هرگاه این روابط متشنج شده است به نفع شیعه نبوده و بازتاب منفی داشته و هرگاه روابط دوستانه میشود اثر مستقیم بر اوضاع شیعیان دارد.
همچنین در مناصب رسمی و سیاسی هیچ شیعهای وجود ندارد و هیچ وزیر، سفیر نماینده مجلس و استانداری از شیعیان نمیباشد.
اگر چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت. اما در امر تدریس ،ریاست بیمارستان دبیری و مدیریت خیریه مسئولان شیعه وجود دارد، در شرکتها و موسسات اقتصادی مثل مدیر بانک – چون بانکها غیر دولتی هستند. – هم مدیران ارشد شیعه وجود دارند. وضع شیعیان در مناطق شرق عربستان به دلیل اینکه منطقه پول عربستان است و نفت آنجاست بهتر است . شیعیان این ناحیه نسبت به شیعیان مدینه در سطح مطلوبی از حیث فرهنگی قراردارند و به دلیل ارتباط فرهنگی خود با سایر نواحی در موقعیت بهتری بسر میبرند. و استقلال شیعیان منطقه شرقی و اصرار آنها بر اعتقاداتشان سبب شده است تا آنها از تقیه خودداری کنند و حتی درکنار بقیع نیز به طورمکرر و به صورت دسته جمعی به خواندن دعا مشغول شوند. اما روابط سیاسی بین شیعیان و رژیم سعودی مرتبط با اوضاع منطقهای و سیاسی است لذا دستهای از رهبران این اقلیت از کشور گریخته و گروههای مخالف را در کشورهای دیگر بویژه در انگلستان تشکیل دادهاند.
در مور د وضعیت آزادی شیعیان درامور اجتماعی و مذهبی برخورد دولت سعودی 2 گونهاست: در مناطقی که اکثریت جمعیت با شیعیان است آزادیها و فعالیتها زیاد است و امور دینی و مذهبی مثل نماز جماعت و جمعه، فعالیتهای ماه مبارک رمضان جلسات قرآن و ... مشمول این آزادیها هستند هر چند که اگر احساس کنند که این فعالیتها در حال گسترش است از آنها جلوگیری مینمایند.
مثلا اگر شهرک جدیدی در همان مناطق شیعه نشین ایجاد شود و شیعیان بخواهند حسینیهای احداث نمایند، دولت سعودی اجازه نمیدهد. اما در مناطقی که شیعیان در اقلیت هستند، محدودیتها زیاد است و اجازه بر پایی عزاداری حضرت سید الشهدا(ع) به این بهانه که این شهرشیعه نشین نیست و برای اهل سنت است داده نمیشود، مانند منطقه دمام درنهایت در سالهای اخیرنحوه برخورد دولت عربستان بسته به اوضاع منطقه و جهان است و چنانچه اوضاع منطقهای به نفع شیعیان بخصوص در بحرین، لبنان و عراق تمام شود دولت به دلیل تحریک اقلیت شیعی احتمالا همانند تحولات انقلاب اسلامی دست به برخوردهای خشونت آمیزی خواهد زد «امابعد از وقایع» سپتامبر و باور نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا به منطقه و افغانستان و عراق، اوضاع سیاسی منطقه تغییر کرد. عکس العمل منطقی عربستان هم این بود که همگام با این تحولات، یک سری آزادی سیاسی در داخل کشور اعطا نماید. و طبعا شیعیان نیز از آزادیهای سیاسی برخور دار شدند. لذا نحوه تعامل دولت عربستان با شیعیان بازخورد اوضاع و احوال جهانی و منطقهای است و به اشخاص مربوط نمیشود.
پی نوشتها:
1- شیعیان عربستان مسلمانان فراموش شده (ص 18)
2- سایت مع جهانی شیعه شناسی
3- کتاب عربستان ، مجمع جهانی اهل بیت ص 4 تا 8
4- مصاحبه مجله گنجینه مجمع با حجت الاسلام کاظم الجبیلامام جمعه شهر قطیف ص 10
5- همان ص 10
6- مجله یاسبین المللی
7- همان پیشین
8- شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده ، راهم فوسر و رند رحیم فرانکه ، مترجم خدیجه تبریزی ، ناشر موسسه شیعه شناسی
9- شیعیان عربستان ،یاس بین الملل نوشته ALAIN GRESH
10- هفته نامه پگاه شماره 228، ص 8 نویسنده مهدی بهرام شاهی
11- اخوان کاظمی، بهران «روابط ایران و عربستان در دو دهه اخیر» چاپ اول 73 انتشارات سازمان تبلیغات ص 127-125
12- هفته نامه پگاه ، شماره 228 ص 6 و 5
13- گزارش کمیته بین المللی قوق بشر از سوی حقوق دانان مینه سوتا
14- بر اساس اظهارات رهبران تبعیدی شیعه سعودی نزد مولفان کتاب شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده در بخش شیعیان عربستان
15- هفته نامه پگاه شماره 228- ص 6
16- بر اساس اظهارات رهبران تبعیدی شیعه سعودی ، پیشین
17- گزارش کمیته بین المللی حقوق بشر ، پیشین
18- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سند شماره 4336 موجود در مرکز اطلاع رسانی
19- شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده . ص 139
20- گزارش کمیته بین المللی حقوق بشر از سوی حقوق دانان مینه سوتا ، فصل چهارم 1996 که کمیته مبارزه با فساد در عربستان سعودی آنر ا منتظر کرده است . HTTP://WWW.MIRASERVE.COM
21- کتاب عربستان مجمع اهل بیت ص 78
22- همان ص 35 و 36
23- همان ، ص 36 ، 37، 38
24- دو ماه نامه نشر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی شماره 23 سال پنجم دی و بهمن 1376
25- شیعیان عربستان مسلمانان فراموش شده ص 357- 358
26- هرايد كميجان در جنبشهاي اسلامي در جهان عرب «حميد احمدي تهران انتشارات كيهان 1366 ص 42
27- حسين بشيريه در جامعه شناسي سياسي تهران ،نشر ني 1374 ص 239 (نقل از «تفكر نوين سياسي اسلام» حميد عنايت)
28- هرايرد كميجان همان صد 124
29- ويژه نامه روزنامه جمهوري اسلامي 19/11/1367 «انقلاب اسلامي و تاثيرات جهاني » ص 8
30- كرين برينتون «از انقلاب مذهبي كرمول تا انقلاب سرخ لنين» محمود عنايت تهران انتشارات هفته 1362 ، ص 184
31- هرايرد كمجيان همان ص 7 و 8
32- «كتاب سبز كويت » ص 95
33- «عربستان» موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني ص 136.
34- جيمز بيل ، «اسلام طغيانگر در خليج فارس» ترجمه خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران 1363
35 پيروز مجتهد زاده «نگاهي به يك مثلت ژئوپلتيك در خليج فارس» اطلاعات سياسي اقتصادي س 72-71 ص 18.
36- ژئوپلتيك شيعه ، سياست خارجي «دو سويه انقلاب اسلامي » فرانسوا توآل ، ترجمه علي رضا قائم آقا ،تهران ، نشر آمن 1379 ص 47 و 48
37- همان منبع پيشين ص 49
38- شيعان عرب مسلمان فراموش شده ص 139
39- منبع پيشين ص 127
40- حال آل اسپوزيتو ، انقلاب ايران ؛چشم انداز ده ساله ، ترجمه نور اله قيصري ،نامه پژوهش 12 و 13 ص 68
41- پيروز مجتهد زاده «ديدگاههاي ايران در رابطه با درياي خزر ، آسياي مركزي ،خليج فارس و خاورميانه» اطلاعات سياسي اقتصادي شماره 96-95 .
42- سيد جلال موسوي سارسري ،«واكنش كشورهاي عربي خاورميانه در قبال جنگ ايران و عراق» دانشگاه امام صادق س 305
43- گراهام فولر ، قبله عالم ،ژئوپليتيك ايران ، ترجمه عباس مخبر ،(نشر مركز،تهران 1373) ص 109
44- NIKKI, KEDDIE: IRAN AND THE MULLIM WORD: RESISTANCE AND REVOLUTION (LONDON:MACMILLAN.1995)P.118
45- جميله كديور ،رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريكا ،(اطلاعات ،تهران 1372)
46- تاثير انقلاب اسلامي بر كشورهاي اسلامي حشمت زاده ،محمد باقر
47- جان آل اسپوزیتو، انقلاب ایران ؛ چشم انداز ده ساله ، ترجمه نوراله قیصری .... ص 69
48- همان منبع پیشین ص 70
49- داوود آقایی – ص 85 و 86
50- سایت مجمع جهانی شیعه شناسی
51- شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده، بخش عربستان
52- بر اساس اظهارات رهبران تبعیدی شیعه سعودی نزد مولفان کتاب شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده
53- داوو۲۱د آقایی ص 80 و 8
54- جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس ، زینب متقی زاده
55- مصاحبه با حجت الاسلام کاظم الحبیل امام جمعه شهر قطیف گنجینه مجمع ش 9، 10 ص 10
56- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سند شماره 6805 مرکز اطلاع رسانی و روزنامه المسلمون مورخ 23 دسامبر 1994
57- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سند شمار ه 1652 مرکز اطلاع رسانی
58- نظریه پخش وبازتاب انقلاب اسلامی ، برزگر ، غلام رضا پژوهش حقوق و سیاست ص 58 و 57
59- مصاحبه با حجت الاسلام کاظم الجمیلی
60- کتاب عربستان مجمع جهانی اهل بیت ص 78
61- گنجینه مجمع ، شماره 10 و 9 ، مصاحبه با حجت الاسلام کاظم الجبیلی ص 11 و 10