تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

آیا امام زمان(ع) از وقت ظهور خود آگاه‌اند؟

آیا امام زمان(ع) از وقت ظهور خود آگاه‌اند؟

همه ما می‌دانیم که خداوند، تبارک و تعالی، همه چیز را می‌داند و به همه امور واقف است. سؤال این است که: آیا امام زمان (عج) نسبت به دقت دقیق ظهور خود آگاهی دارند یا خیر؟ ثانیاً تعیین زمان دقیق ظهور چه حکمی دارد؟


. تعیین وقت برای ظهور و فلسفه انتظار

انتظار منجی از سویی عاملی برای پایداری و شکیبایی در برابر سختیها و مشکلات عصر غیبت و از سویی دیگر عاملی برای پویایی و تحرک شیعیان و آماده باش همیشگی آنان است. براساس تعالیم ائمه معصومین(ع) منتظر باید هر لحظه آماده ظهور باشد و زندگی خود را چنان سامان دهد که هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفت بتواند با سربلندی در پیشگاه حجت خدا ظاهر شود.

به عبارت دیگر انتظار ظهور حجت در آینده ای نامشخص هم بیم دهنده و هم نویدبخش است. بیم دهنده است؛ زیرا منتظر با خود می‌گوید شاید همین سال، همین ماه و یا همین روز ظهور رخ دهد پس باید آماده حضور در پیشگاه حجت خدا و ارائه اعمال خود به آن حضرت باشم. و امیدبخش است؛ چرا که منتظر می‌اندیشد شاید در آینده ای نزدیک ظهور رخ دهد و سختیها و مشکلات او به پایان برسد و لذا باید پایداری و مقاومت ورزید و تسلیم جریانهایی نشد که در پی غارت سرمایه‌های ایمانی و اعتقادی‌اند.

با توجه به مطالب یاد شده، می‌توان گفت که تعیین زمان برای ظهور برخلاف مفهوم و فلسفه انتظار است و چه بسا منتظر را به سستی و یا ناامیدی بکشد؛ زیرا وقتی گفته شود که تا فلان زمان مشخص، هر چند آینده ای نه چندان دور، ظهور به وقوع نخواهد پیوست، ما به طور طبیعی دچار سکون و رکود می‌شویم و به این بهانه که هنوز تا ظهور فاصله داریم؛ از به دست آوردن آمادگی لازم برای ظهور خودداری می‌کنیم.

از سویی دیگر اگر ظهور به هر دلیل در زمانی که به ما وعده داده شده رخ ندهد ما دچار ناامیدی و یأس می‌شویم و چه بسا که در اصل اعتقاد به ظهور منجی آخرالزمان نیز دچار تردید شویم. این نکته ای است که در روایات نیز مورد توجه قرار گرفته است.

از جمله در روایتی که فضیل بن یسار از امام محمد باقر(ع) نقل کرده، آن حضرت در پاسخ این پرسش که »آیا برای این امر (برخاستن قائم(ع))، وقت (مشخص) وجود دارد، فرمود:
کسانی که برای این امر وقت تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند (آن حضرت سه مرتبه این سخن را تکرار کرد و آنگاه فرمود:) زمانی که موسی(ع) قومش را برای رفتن به قراری که با پروردگارش داشت ترک کرد، به آنها وعده داد که تا سی روز دیگر برمی‌گردد، اما زمانی که خداوند ده روز دیگر بر آن سی روز افزود، قومش گفتند: موسی خلاف وعده کرد پس آن کردند که کردند...1

داستان ارتداد قوم یهود و گوساله پرست شدن آنها در پی تأخیر ده روزه حضرت موسی در تاریخ مشهور است و این هشداری است به همه کسانی که در پی تعیین وقت برای ظهورند.

آنچه در روایات امام باقر(ع) در مورد فلسفه تعیین نشدن وقت ظهور آمده بود، به بیانی دیگر در روایتی که از امام موسی کاظم(ع) نقل شده، آمده است. آن حضرت در این زمینه می‌فرماید:
اگر به ما گفته می‌شد: این امر [ظهور قائم] تا دویست سال و یا سیصد سال دیگر واقع نمی‌شود؛ دلها سخت می‌شد و بیشتر مردم از اسلام برمی‌گشتند. اما گفته‌اند: این امر چه با شتاب پیش می‌آید و چه نزدیک است! تا دلهای مردم الفت گیرد و فرج نزدیک احساس شود.
بنابراین همه باید تلاش خود را متوجه اصل قضیه انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم، حفظ شادابی و سرزندگی انتظار در آنها و یادآوری وظایف منتظران کنند و از پرداختن به موضوع زیان ظهور و تعیین وقت برای تان خودداری نمایند2.


2. ظهور ناگهانی فرا می‌رسد

در بسیاری از روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، این نکته مورد تأکید قرار گرفته که ظهور نیز همانند قیامت، ناگهانی و غیر منتظره فرامی‌رسد. از جمله در روایتی که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوارش از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند چنین آمده است:
به پیامبر(ص) عرض شد: ای رسول خدا آن قائم که از نسل شماست چه وقت ظهور می‌کند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. »تنها خداوند است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می‌سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید«3و4.

امام باقر(ع)، نیز در تفسیر این آیه شریفه:

آیا چشم به راه چیزی جز آن ساعتند که ناگاه و بی‌خبرشان بیاید؟5

می‌فرماید:

مراد از ساعت، ساعت [قیام] قائم(ع) است که ناگهان برایشان بیاید6.

حضرت صاحب‌الامر(ع) نیز در یکی از توقیعات خود بر این نکته تأکید می‌ورزند که ظهور ناگهانی و دور از انتظار فرا می‌رسد:
فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمی‌بخشد7.

این دسته از روایات از یکسو هشداری است به شیعیان که در هر لحظه آماده ظهور حجت حق باشند و از سویی دیگر تذکری به همه کسانی که در پی تعیین وقت برای ظهورند.


3. نهی از تعیین وقت برای ظهور

چنانکه گفته شد؛ تعیین وقت برای ظهور جایز نیست و براساس روایات معصومین(ع) ما وظیفه داریم کسانی را که به تعیین وقت برای ظهور می‌پردازند تکذیب کنیم. در اینجا برای آشنایی شما عزیزان به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم.

امام صادق(ع) در روایتی خطاب به محمدبن سلم می‌فرماید:
ای محمد! هر کس برای تو خبری از ما درباره تعیین وقت [ظهور] نقل کرد در تکذیب او درنگ نکن؛ زیرا ما [اهل بیت] برای هیچ کس وقت ظهور را تعیین نکرده ایم8.

در روایات دیگری وقتی »مهزم« به امام صادق(ع) عرض می‌کند:
فدایت شوم، در مورد این امری که ما در انتظار آنیم، مرا آگاه کنید که چه زمانی واقع می‌شود؟

آن حضرت می‌فرماید:
ای مهزم! آنان که [برای این امر] تعیین وقت می‌کنند دروغ می‌گویند و آنها که [در این امر] شتاب می‌کنند نابود می‌شوند و کسانی که تسلیم می‌شوند نجات می‌یابند9.

همچنین در توقیعی که از ناحیه مقدسه صاحب‌الزمان(ع) در پاسخ به پرسشهای »اسحاق بن یعقوب« وارد شده چنین می‌خوانیم:
اما آشکار شدن فرج، به اراده خداوند است و آنان که [برای ظهور] وقت تعیین می‌کنند دروغ می‌گویند10.

توجه به روایات یاد شده به خوبی این نکته را بر ما روشن می‌سازد که ما نه تنها حق نداریم به استناد برخی رویدادهای اجتماعی و یا حوادث طبیعی به پیش بینی زمان ظهور و تعیین وقت برای آن بپردازیم؛ بلکه بر ما لازم است که ادعای کسانی را که مدعی دانستن زمان ظهورند تکذیب کنیم و جلوی نشر این‌گونه ادعاها را بگیریم.

فلسفه این حکم نیز روشن است؛ شما تصور کنید اگر هر از چندی زمانی برای ظهور تعیین شود و ظهور به وقوع نپیوندد چه پیش خواهد آمد. آیا مردم رفته رفته ناامید نمی‌شوند و اعتقاد خود را نسبت به اصل اندیشه مهدویت و ظهور منجی از دست نمی‌دهند؟!


4. زمان ظهور، رازی از رازهای خدا

براساس آنچه تاکنون بیان شد این احتمال که زمان ظهور را تنها خداوند، تبارک و تعالی، می‌داند تقویت می‌شود و می‌توانیم بگوییم: حضرت مهدی (ع) نیز منتظر روزی هستند که با اذن خداوند حرکت نجات بخش خود را آغاز کنند. اما از برخی دیگر از روایات چنین برمی‌آید که خداوند، زمان فرا رسیدن امر فرج را چون بسیاری دیگر از رازهای آفرینش برای پیامبر خود حضرت محمد(ص) آشکار ساخته و آن حضرت نیز آن را برای وصیّ خود امیر مؤمنان(ع) و ایشان نیز آن را برای فرزندشان امام حسن مجتبی(ص) و... همینطور هر امام برای امام پس از خود آشکار ساخته است. ولی آنها اجازه آشکار ساختن آن را برای دیگران ندارند.

در قسمتی از وصایای امام صادق(ع) به ابوجعفر محمدبن نعمان، معروف به »مؤمن الطاق« با اشاره به زمان فرا رسیدن امر فرج چنین آمده است:
ای فرزند نعمان! عالم (امام) نمی‌تواند از همه آنچه که می‌داند، تو را آگاه سازد؛ زیرا آن [زمان] راز خداست که خداوند آن را به جبرئیل(ع)؛ جبرئیل(ع) آن را به محمد(ص)؛ محمد(ص) آن را به علی(ع)؛ علی(ع) آن را به حسن(ع)؛ حسن(ع) آن را به حسین(ع)؛ حسین(ع) آن را به علی(ع)؛ علی(ع) آن را به محمد(ع)؛ و محمد(ع) آن را به دیگری [امام ششم] عرضه داشته است. پس شتاب مکنید...11.

همچنین در روایت دیگری که از امام محمد باقر(ع) نقل شده آن حضرت در پاسخ یکی از یاران خود که می‌پرسد: »کاش به ما می‌فرمودید این امر (ظهور امام مهدی(ع)) چه زمانی خواهد بود تا به آن خبر شادمان شویم« مطالبی را بیان می‌کنند که از آنها استفاده می‌شود که ایشان وقت ظهور را می‌دانند اما بنابر مصالحی از بیان آن خودداری می‌کنند.12

بنابراین در مورد این مطلب که آیا امام زمان(ع) از زمان ظهور خود آگاه است یا خیر اظهارنظر قطعی و صریحی نمی‌توان کرد و هر دو احتمال از روایات قابل‌استفاده است.

سخن آخر این‌که براساس روایات قطعی و تردیدناپذیر، وظیفه ما انتظار فرج، نزدیک دیدن ظهور و کسب آمادگی کامل برای فرا رسیدن این روز فرخنده است. بنابراین باید بسیار مواظب بود و اجازه نداد که اصل موضوع »انتظار فرج« به عنوان ارزشمندترین سرمایه اعتقادی شیعه با طرح مباحث فرعی و حاشیه‌ای چون زمان ظهور، نحوه زندگی حضرت در زمان غیبت و... مورد بی‌توجهی یا کم توجهی قرار گیرد و از وظایف اصلی منتظران در زمان غیبت، غفلت شود.


منبع خبر: ماهنامه موعود شماره 45
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 6:26 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

تکرار واقعه کربلا در 4کیلومتری مکه


تکرار واقعه کربلا در 4کیلومتری مکه

دراین ماجرا یکی ازنوادگان حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی به همراه گروهی از سادات پس از آن كه حاكم مدینه را بيرون و حكومت شهر را به دست گرفتند، براي استفاده از فضاي حج جهت افشاي جنايات به طرف مكه حركت كردندکه واقعه خونبار "فخ" بوقوع پیوست.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، منطقه "فخ" در شمال مكه و در 4كيلومتري مسجد الحرام يادآور حادثه تلخ شهادت جمعي از ارادتمندان و نوادگان امام مجتبي و امام حسين عليهما السلام مي باشد.

در سال 168 هجري قمري و در دوران خلافت موسي الهادي العباسي ، حسين بن علي بن حسن بن حسن بن حسن بن علي بن ابيطالب عليهم السلام از فرزندان بزرگوار امام حسن مجتبي(ع) و گروهي از سادات و نوادگان معصومين پس از آن كه در مدينه منوره دست به قيام زدند و حاكم را بيرون و حكومت شهر را به دست گرفتند، براي شركت در مراسم حج و استفاده از فضاي آن جهت افشاي جنايات حكام عباسي و روشنگري راه معصومين عليهم السلام به طرف مكه حركت كردند .


در منابع آورده اند: اين عده شب ترويه و هشتم ذي الحجه سال 169 هجري قمري در وادي فخ مستقر   شدند. صبحگاهان نماز جماعت به امامت حسين بن علي اقامه شد. پس از نماز صبح لشگريا ن تا دندان مسلح عباسي به آنان حمله ور شدند و بيش ازيكصد تن از فرزندان رسول خدا(ص) ‌و ارادتمندان ايشان را درحال احرام كشتند.


جانيان، سرهاي شهدا را از بدن جدا كردند و بهمراه اسرا نزد هادي عباسي فرستادند و بدنهاي بي سر شهدا پس از سه روز توسط مردم مكه درمحل "وادي فخ" دفن شدند.


از امام هفتم(ع) نقل شده است كه فرمود: وقتي سر بريده، حسين بن علي بن حسن بن حسن بن حسن بن علي بن ابيطالب را مشاهده كردند، فرمودند: مضي والله مسلما، ‌صالحا، ‌صواما، قواما آمرا بالمعروف و ناهيا عن المنكر لم يكن في اهل بيته مثله...


مزار غريب شهداي وادي فخ همانند ديگرقبرستان هاي تاريخي و جديد !! عربستان بي نشان مي باشد و وهابيون چنان قبور را با خاك يكسان كرده اند كه مزار هيچ فردي در آن قابل تشخيص نمي باشد.


اما باقر(ع) از پيامبر گرامي اسلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :‌مردي از اولاد من با جماعتي ديگر دراين محل (وادي فخ) كشته مي شوند كه ارواح آنها بر بدنهايشان به سوي بهشت سبقت خواهد گرفت.


و جبريل به من خبر داده كه يكي از فرزندان تو در اين مكان به شهادت مي رسد كه اجر دوشهيد دارد.( مقاتل الطالبين ص 367)


امام جواد(ع) ‌نيز فرمودند: «لم يكن لنا بعد الطف مصرع اعظم من الفخ»


براي ما اهل بيت بعد از كربلا قتلگاهي بزرگتر از فخ ديده نشده است .


قسمتي از مقبره شهداي فخ در دامنه كوه فخ باقي مانده كه در سال 1381 هجري شمسي ديواري اطراف آن كشيده و سنگ مقبره عبدالله بن عمر رقم دو بر آن نصب شده است. بنابر اقوال مشهور عبدالله بن عمر در منطقه معابده در محصب – با تشديد بر ص – دفن شده است و اينكه او در فخ دفن شده نقلي غيرمشهوراست.


در  شناسه حسين بي علي بن حسن نوشته اند: امام مجتبي(ع) فرزندي داشتند به نام حسن كه به حسن دوم يا حسن مثني معروف بود. او نيز پسري داشت به نام حسن كه به حسن سوم يا مثلث شهرت يافت.


حسن سوم فرزندي داشت به نام علي كه در هاشميه بغداد زنداني شد و به واسطه برنامه هاي عبادي فراوان و قرائت قران جهت تنظيم اوقات نماز در زندان به "علي عابد" مشهور شد و در همين زندان بود كه توسط منصور دوانيقي به شهادت رسيد.


اين شهيد بزرگوار پدر جوانمرد غيوري به نام "حسين" مي باشد كه رهبري قيام در مدينه و آزاد سازي آن شهر را به عهده داشت و در هشتم ذي الحجه سال 169 هجري قمري و در سن 26 سالگي و با لباس احرام قبل از طواف كعبه شريف به ديدار رب البيت شتافت.


----------------------------------------------------------------------------------------منابع: پایگاه لبیک براساس 1- مقاتل الطالبين ص 364 الي 386 تاليف ابولفرج اصفهاني


2- مروج الذهب جلد 3ص 309 و تاريخ طبري ج 10 ص 24 الي 34

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 6:26 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

حجاب دستمايه بازي‌هاي سياسي

گفتگو با زهرا شجاعي:
حجاب دستمايه بازي‌هاي سياسي

نبود وحدت نظر و رويه باعث شده است كه مسئله حجاب تابع سليقه باشد... برخوردهاي فيزيكي، دفعي و انتظامي اين مشكل را دارد كه قبح مسئله مي‌ريزد و حرمتي كه براي نيروي انتظامي در جامعه وجود دارد، خدشه‌دار مي‌شود.

زهرا شجاعي جزء نخستين زناني است كه با روي كار آمدن دولت اصلاحات و با تشكيل مركز مشاركت امور زنان در نهاد رياست جمهوري، به عنوان اوليم مشاور زن رئيس جمهوري، در كابينه خاتمي حضور يافت.

وقتي تصميم گرفتيم با وي درباره موضوع حجاب به صحبت بنشينيم، با انتقاد از ديدگاهي كه درباره آن وجود دارد، تاكيد مي‌كند كه بعد از پيروزي انقلاب درباره حجاب، هيچ گاه وحدت رويه‌اي وجود نداشته است و علت آن هم، به دخالت سياست در اين گونه امور باز مي‌گردد...


از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون، مسئله پوشش زنان دچار فراز و فرودهاي فراوان بوده است. در بعضي مقاطع سخت‌گيري‌ها زياد اما پس از مدتي دوباره رها مي‌شده است. چرا در اين زمينه تا به حال، به روندي ثابت نرسيده‌ايم؟


شما مي‌دانيد كه در دوران پيروزي انقلاب اسلامي زنان مسلمان و يا حتي غير مسلماني بودند كه با هدف تحقق يك حكومت انساني، اسلامي و مردمي با رژيم ستم شاهي مبارزه مي‌كردند. بنابراين در جريان اين مبارزه حضور زنان مبارزي را مي‌ديديم كه برخي از آنها حجاب اسلامي نداشتند؛ چنانكه اخيراً صدا و سيما بعضي از اين صحنه‌ها را نشان مي‌دهد. بعد از پيروزي انقلاب هم تا يك سالي حجاب به عنوان يك قانون اسلامي از سوي مسئولان كشور اعلام نشده بود. اما تحت تاثير تلاش‌هاي مبلغان مذهبي، مصلحان سياسي و روشنفكران ديني مثل دكتر شريعتي و شهيد مطهري به تدريج موج گرايش به حجاب در كشور افزايش پيدا كرد. وقتي در سال 56 در دانشگاه تهران يك طرح تحقيقاتي در مورد تعداد افراد چادري و با حجاب اجرا مي‌شد، در ادامه اعتراض سياسي- مذهبي از سوي گروه‌هاي مختلف، همه دختران مبارز آن روز با چادر به دانشگاه آمدند. همه گروه‌ها حتي ماركسيست‌ها با اين حركت‌شان مي‌خواستند به رژيم واكنش نشان دهند و به تدريج هم اين نماد باقي ماند. در سال 54 كه من به دانشگاه رفتم و در رشته علوم سياسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول  شدم، شايد فقط 2 يا 3 خانم، چادری بودند اما در سال 56 افراد با حجاب و حتي چادري در دانشگاه موج مي‌زد. جريان گرايش به حجاب يك جريان فكري بود كه به نوعي با جريان‌هاي سياسي هم آميخته شده بود و به نوعي مبارزه با رژيم محسوب مي‌شد. بعد از پيروزي انقلاب، براساس خواسته بيشتر مردم دستور العملي عمومي براي همه جامعه صادر شد.


از آن سال‌ها تاكنون ما فراز و فرودهاي زيادي داشته ايم؛ گاهي سياست‌هاي كاملاً انقباضي و دستور العمل‌هاي تندي صادر شده و گاهي هم فضا بازتر بوده است. در بحث حداقل‌هاي حجاب متاسفانه ما هيچ وقت به يك وحدت رويه نرسيده‌ايم. در مورد سوال شما بايد بگويم كه ما در اين سال‌ها در خصوص حجاب هيچ وقت يك سياست واحد هماهنگ مشخصي را نه در برخورد با اين مسئله و نه در ترويج و توسعه و تبليغ آن نداشته‌ايم. شما مي‌دانيد كه در محيط‌هاي مختلف عمومي- مثل بيمارستان‌ها و دانشگاه‌ها- ما سياست‌ واحدي نداريم. يعني يك خانم در گذشته ممكن بود به خاطر ظاهرش حتي در ورودي به يك اداره با مشكل رو به رو شود ولي با همان ظاهر در يك اداره ديگر استخدام شود.


چرا بعد از گذشت تقريباً سه دهه از انقلاب هنوز هم فقدان اين وحدت رويه احساس مي‌شود؟


يكي از دلايلش سلايق و ديدگاه‌هاي گوناگوني است كه در اين باره وجود دارد و موجب شده متاسفانه مسئله حجاب همواره دستخوش مسائل سياسي باشد. زماني مطرح مي‌شود كه ]برخی[ زنان ما بدترين زنان هستند و به قولي كه امروز هم گفته مي‌شود به «مانكن‌هاي خياباني» تبديل شده‌اند و بعد در آستانه انتخابات به خاطر اهداف سياسي به بهترين و پاكدامن‌ترين زنان تبديل مي‌شوند. متاسفانه مسئله حجاب همواره دستمايه سياست بازان بوده است؛ گاهي براي تخريب و ايجاد واكنش‌هايي عليه يك دولت و گاهي هم براي جلب آراء.


به هر حال به اعتقاد من، بايد اول تعريف كنيم كه آيا حجاب امري خصوصي است يا يك مسئله عمومي. آيا حجاب مثل ساير واجبات ديني ماست كه اگر كسي انجام نداد حكومت حق دخالت داشته باشد يا نه؟ ما براساس قانوني كه خواسته مردم و مصوبه مجلس بوده، حجاب را از حد يك واجب ديني به يك حق اجتماعي تبديل كرده‌ايم. بعد از آن بايد پاسخ دهيم كه مسئوليت حجاب زنان به عهده كدام دستگاه است.


مسئله حجاب در زمان پيامبر(ص) و ائمه(ع) يك واجب ديني بوده يا يك حق اجتماعي؟


اين قانون در زمان پيامبر(ص) و ائمه(ع) ضرورتي ديني مطرح شده بود و حكم حجاب و حد و مرز آن مشخص بود ‌اما حكومت وظيفه مجازات زن بي‌حجاب را براي خودش تعريف نكرده بود؛ در حالي كه مثلاً تظاهر به روزه خواري در جمع مجازات داشت. در زمان حكومت پيامبر(ص) و حضرت امير(ع) براي اجراي واجباتي كه جنبه شخصي داشت، دخالتي صورت نمي گرفت. البته اين مطلبي كه عرض مي‌كنم به استناد برخي روايات است. روايت داريم كه حضرت رسول با مردي از كوچه‌اي عبور مي‌كردند. زني بي‌حجاب از آن سوي كوچه رد مي‌شد. اين مرد برگشت و با نگاهش اين زن را دنبال كرد. پيامبر(ص) به آن مرد تذكر دادند كه اگر از خدا نمي‌ترسيدم، چشمهايت را بيرون مي‌آوردم. توجه كنيد كه نگفتند آن زن را بگيريد و مواخذه‌اش كنيد. به هر حال در زمان پيامبر(ص) اين امكان  براي زن‌ها وجود داشته است كه بي‌حجاب در جامعه باشند.


چرا در جامعه ما يك واجب ديني به حق اجتماعي تبديل شده است؟


در هر صورت جامعه ما پذيرفته است كه به منظور حفظ امنيت اجتماعي و رعايت شئونات اسلامي، زنان طي يك قرارداد اجتماعي ملزم به حفظ حجاب اسلامي باشند. اين قاعده طبق خواسته بيشتر مردم و براساس مصوّبات مجلس وضع شده و بايد محترم شمرده و رعايت شود. قرار شد زنان ما حتي اگر مسلمان نيستند يا حجاب را قبول ندارند باز هم به رعايت اين قانون ملزم شوند، اما ديگر به مرز مشخص، تعريف شده و پذيرفته شده‌اي براي عموم نرسيديم. نبود وحدت نظر و رويه باعث شده است كه مسئله حجاب تابع سليقه باشد. مثلاً در برخي بيمارستان‌ها يا مثلاً اداره اماكن، حتماً بايد چادر داشته باشيد، يعني حتي يك فرد محجبه مانتويي هم در آنجا پذيرفته نمي‌شود.


فكر نمي كنيد فقدان وحدت رويه در مسئولان شايد تا حدودي به خاطر وجود سليقه‌هاي كاملاً متفاوت در متن جامعه باشد؟


پس از اينكه ما قانون حجاب را وضع كرديم، بايد اقدامات فرهنگي را كه زمينه ساز اجزاي قانون است صورت مي‌داديم اما اين اقدامات انجام نشده است. شما ببينيد مثلاً وقتي نيروي انتظامي قرار است قانون كمربند بستن را اجرايي كند، چقدر زمينه سازي مي‌شود. در عوض براي كارهاي فرهنگي و بستر سازي براي گسترش حجاب ما اتفاقاً تبليغات منفي هم انجام داده‌ايم. صدا و سيما، سينما و حتي گاهي دستگاه‌هاي حكومتي تبليغ منفي كرده‌اند. من به ياد دارم چند سال پيش وقتي قرار بود دو دختر منافقي كه در اصفهان يك كشيش مسيحي را كشته بودند در برابر دوربين ظاهر شوند و اعتراف كنند، اينها را به پوشيدن چادر مجبور كرده بودند. شما فكر مي‌كنيد اگر ميليون‌ها دلار هزينه مي‌شد تا ذهنيت جوانان ما نسبت به چادر منفي شود بيش از اين اثر مي‌كرد؟


يعني تا به حال نه تنها كار مثبتي انجام نداده‌ايم بلكه در برخي موارد فعاليت‌مان تخريبي هم بوده است. تا به حال چندين بار طرح مبارزه با بدحجابي با اسامي مختلف در جامعه اجرا شده است؛ من حداقل 5 مورد آن را به ياد دارم، هر زماني كه فشارها از سوي گروه‌هاي با نفوذ و مرجع در جامعه بالا مي‌گرفته، اجراي چنين طرح‌هايي هم به يكباره آغاز مي‌شده است.


اجراي اين طرح‌ها هم كارشناسانه و دقيق نبود. من به ياد دارم زماني كه آقاي نوري در سال‌هاي 70 يا 71 وزير كشور بود، چنين طرحي در حال اجرا بود. آن زمان من رئيس شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان بودم و در جلسه‌اي با عنوان كميسيون فرهنگي مبارزه با مفاسد اجتماعي، شركت داشتم. آن زمان مانتوي بلند مد شده بود و مسئولان اجرا در آن جلسه گزارش دادند كه جلوي پارك ملت، پايين مانتوي خانم‌هايي را كه مانتوي بلند پوشيده بودند، قيچي كردند. وزير كشور از آن حركت خيلي عصباني شدند چون اصلاً حجاب بلند حجابش بهتر است و لزومي نداشت چنين حركتي صورت بگيرد. بعد آقايان گفتند كه چون مد بوده برخورد كرده‌اند؛ يعني در مقطعي معيار ما اصلاً مسئله دستور‌هاي اسلامي نبوده است. برخوردهاي فيزيكي، دفعي و انتظامي اين مشكل را دارد كه قبح مسئله مي‌ريزد و حرمتي كه براي نيروي انتظامي در جامعه وجود دارد، خدشه‌دار مي‌شود. برخوردهايي كه در مقاطع گوناگون صورت گرفته، در برخي موارد خشن و به دور از احترام بوده است. اين برخوردها گاه حتي يكنواخت هم نبوده، به عنوان مثال در شمال شهر با برخي پوشش‌ها مدارا مي‌شده اما با همان پوشش در قسمت ديگري از شهر برخورد مي‌كرده‌اند. سياستي موفق خواهد بود كه پايدار باشد. اين سياست به اصطلاح «شل كن، سفت كن» كار را به عقب خواهد برد.


اگر زني پوشش اسلامي را رعايت نكند فاسد است؟


من اخيراً با يكي از دخترهاي به اصطلاح بدحجاب كه قبلاً حجاب مناسبي داشت، مفصل صحبت كرده‌ام. در گپي دوستانه، ايشان صراحتاً به من گفت كه صرفاً مي خواسته از دوستانش كم نياورد. ما بايد توجه داشته باشيم خيلي از كساني كه به اين قاعده عمل نمي‌كنند، اصلاً آدم‌هاي بدي نيستند. يعني ما نمي‌توانيم انگيزه ذهني افراد بدحجاب را يكسان فرض كنيم و نبايد براي همه حكم يكساني وضع شود. نيروي انتظامي اعلام مي كند اينها مانكن‌هاي خياباني‌اند يا مثلاً در تريبون مقدسي بيان مي شود اينها زنان فاسدي‌اند، به نظر من جنبه تخريبي دارد. البته ممكن است در بين آنها برخي افراد غرض‌داري هم باشند اما تفاوت‌هاي بسيار زيادي بين اين افراد است برخی خود را به خواندن نماز خواني  مقيّد مي‌دانند، حتي در مراسم اعتكاف، شاهد حضور دختران جواني هستيم كه شايد به لحاظ پوشش ظاهري مورد تاييد نباشد. به هر حال نمي‌توان حكم كلي داد؛ برخي، بد حجابي را نوعي ابراز وجود مي‌داند، عده‌اي از اين طريق اعتراض مي‌كنند، عده كمي هم البته ممكن است هدف‌هاي سوء فرهنگي داشته باشند.


به هر حال ما قانوني براي رعايت حجاب اسلامي زنان داريم. اگر كارهاي فرهنگي انجام شد اما باز هم عده‌اي به هر دليلي به آن تن ندادند تكليف چيست؟


قطعاً مجازات و يا اعمال شيوه‌هايي براي پياده كردن قانون لازم است. من منكر تذكر دادن يا برخورد نيستم اما معتقدم كه اين آخرين مرحله است برخورد زماني جواب مي‌دهد كه ما وحدت رويه داشته باشيم و به لحاظ كار فرهنگي قوي عمل كنيم. در اين صورت قطعاً تعداد كمي از زنان باقي مي‌مانند كه آن افراد را هم مي‌توان با سياست‌هاي محدود كننده برخورد کرد.


در زمان شاه کارهایی براي مبارزه با حجاب انجام مي شد واقعاً اثر داشت. اولاً با روش‌هاي گوناگون تبليغي مثلاً در سينما و تلويزيون نقش‌هاي منفي به زنان با حجاب داده مي‌شد. يا مثلاً نخستين پله برقي كه در فروشگاه فردوسي راه‌اندازي شد، به زنان چادري اجازه استفاده نمي دادند. البته نه با اين عنوان كه شما حجاب داريد؛ مي گفتند خطرناك است، ممكن است چادرتان گير كند و ما به فكر حفظ جان شماييم مثال ديگر اينكه مي‌گفتند براي گرفتن گواهينامه رانندگي ببايد عكس‌‌تان تمام رخ باشد و گوش‌هايتان ديده شود كه عملاً براي زنان با حجاب مقدور نبود.


به هر حال مي‌خواهم بگويم كه اگر كار فرهنگي صورت مي‌گرفت و عده كمي از زنان بدحجاب باقي مي‌ماندند، مي‌توانستيم با سياست‌هاي محدود كننده، آنها را كنترل كنيم. الان با برخي بي‌توجهي‌ها گروهي را به عصيان واداشته‌ايم. از سوي ديگر نياز به مطرح شده در جامعه در حدي طبيعي است. اگر براي بروز خلاقيت زنان عرصه‌هاي گوناگوني فراهم باشد، تعداد افرادي كه مي‌خواهند با ظاهرشان جلب توجه كنند؛ كم خواهد شد. اگر دقت كرده باشيد دختران رشته تربيت بدني حجابشان بهتر از ساير دانشجوهاي دختر است چون اينها در عرصه‌هاي ديگري خودشان را محك زده‌اند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 6:25 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

متنوع


بازداشت‌به‌خاطرنصب‌عکس سیدحسن‌نصرالله

منابع آگاه عربستانی اعلام کردند که نیروهای امنیتی این کشور یک شیعه عربستانی را به جرم نصب عکس دبیرکل حزب‌الله لبنان در یک مسجد، بازداشت کردند.

به گزارش شیعه آنلاین، این منابع آگاه در ادامه افزودند: نیروهای امنیتی عربستان جوانی شیعه به نام "علی علوی درویش" را به اتهام نصب عکس سید "حسن نصرالله" دبیر کل حزب‌الله لبنان و نیز عکس تعدادی از دیگر علما و مراجع شیعی بر دیوار مسجدی در روستای "ربیعه" بازداشت کردند.


در همین راستا اهالی این روستا اعلام کردند: این جوان شیعی در حالیکه در مسجد حضرت عباس(ع) حضور داشت، بازداشت شد.



اصرار بي‌شرمانه دانمارك به وهن پيامبر(ص)

«رندوم هاوس» با وجودي كه صد هزار دلار براي اين رمان به نويسنده آن پيش‌ پرداخت داده بود، قرار داد چاپ آن را ملغي كرد.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، دانماركي‌ها كه پيش از اين با چاپ كاريكاتور‌هاي توهين‌آميز حضرت محمد(ص) خشم مسلمانان جهان را برانگيخته بودند، اين بار براي چاپ يك كتاب ضد اسلامي اعلام آمادگي كرده‌اند.

كليساهاي ايتاليا پذيراي روزه‌داران مسلمان

كليساهاي شهر ايتاليايي ميلان اعلام کردند که به همت شوراي كليساهاي اين كشور در ماه مبارک رمضان از مسلمانان ايتاليايي استقبال و از آنان پذيرايي خواهند کرد.   

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از برنا، در همين راستا شوراي كليساهاي ايتاليا هر روزه با افتتاح سالن‌هاي كليساهاي شهر ميلان در شمال ايتاليا، پذيراي مسلمانان براي به جاآوردن مناسك ماه رمضان خواهد ‌بود.
 
مسئولان كليساهاي شهر ميلان ايتاليا همچنين اعلام کردند: تأمين امنيت مسلمانان و حمايت از آنان در برابر افراطي‌ها و تندروهاي به ظاهر مسيحي از ديگر برنامه‌هاي ويژه كليساها در طول ماه مبارک رمضان خواهد ‌بود.
 
در همين راستا مسئولان اين كليساها، مناطق اطراف ميلان و شوراي اين شهر را از طرح خود آگاه كرده‌اند تا اقدامات لازم در اين زمينه به صورت رسمي اجرا ‌شود.
 
در پايان قابل ذکر است كليساهاي ايتاليا در حالي براي استقبال از مسلمانان آماده ‌شده‌اند كه گروه‌هاي چپ‌گراي تندرو ايتاليا با اقدامات نژادپرستانه خود شهروندان اين كشور را عليه مسلمانان تحريك‌ مي‌كنند و چندي پيش يكي از مساجد شهر ميلان را به بهانه‌‌هاي واهي به خارج از اين شهر منتقل ‌كردند.


فعاليت‌هاي مسلمانان فرانسه در ماه رمضان

منابع رسانه‌اي در پاريس اعلام کردند يکي از مساجد فرانسه همزمان با نخستين روز ماه مبارک رمضان افتتاح و سنگ بناي مسجد ديگري نيز گذاشته مي‌شود. 

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از برنا، با نزديک شدن به ماه مبارک رمضان، مساجد پاريس پايتخت فرانسه آمادگي خود را براي استقبال از ميهمانان الهي اعلام کرده اند. يکي از اين مساجد جديد به نام "مسجد کريتاي" در يکي از مناطق جنوبي پاريس همزمان با نخستين روز ماه مبارک رمضان افتتاح مي شود.
 
گفتني است ساخت مسجد کريتاي که از سه سال پيش آغاز شده، براي ساکنان مسلمان شهر کريتاي در جنوب پاريس امتياز بزرگي محسوب مي شود. اين مسجد سه طبقه است و در نخستين روز ماه مبارک رمضان توسط "نيکولا سارکوزي" رئيس جمهور فرانسه افتتاح خواهد شد.
 
از سوي ديگر به برکت فرا رسيدن اين ماه مبارک، دادگاه فرانسه به مسلمانان شهر مونتراي در شمال پاريس اجازه داده تا مسجدي را پس از درگيري با افراطيهاي راستگرا بسازند.
 
شهر مونتراي در نواحي شمالي پاريس قرار دارد که پس از سالها انتظار ساخت مسجد آغاز مي شود. اگر چه مسلمانان اين شهر سنگ بناي اين مسجد را از ماه مارس سال 2007 گذاشته اند، اما افراطي‌هاي راستگرا به منظور ممانعت از ساخت اين طرح به دادگاه شکايت کردند.
 
در پايان قابل ذکر است که مسجد جديد مونتراي داراي بيش از يک هزار متر مربع مساحت است. اين مسجد يکي از برجسته ترين طرحهاي منطقه براي حدود نيم ميليون مسلمان ساکن آن به شمار مي رود.


جوانان عربستان بيگانه با فرهنگ سنتي

پوشيدن تي شرت هاي آستين کوتاه و حلقه اي با خالکوبي تصوير هنرپيشه هاي غربي روي بازو، پوشيدن شلوارک هاي بلند، موهاي بلند و ژل زده و استفاده از خودروهاي مدل بالا و لوکس آمريکايي و اروپائي ازجمله مشخصه هايي است كه مقامات عربستان را نسبت به جوانانشان به فكر فرو برده است.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از البرز، جوانان عربستان سعودي و حتي شهرهاي مدينه و مکه اين روزها با چهره اي متفاوت از گذشته در جامعه ظاهر مي شوند.

پوشيدن تي شرت هاي آستين کوتاه و حلقه اي با خالکوبي تصوير هنرپيشه هاي غربي روي بازو، پوشيدن شلوارک هاي بلند، موهاي بلند و ژل زده و استفاده از خودروهاي مدل بالا و لوکس آمريکايي و اروپائي که صداي موسيقي غربي به راحتي از داخل آن به گوش مي رسد؛ مشخصه جامعه جوان کنوني عربستان سعودي است.


مقامات سعودي براي مقابله با اين فرهنگ که به قول خودشان از طريق ماهواره به جوانان منتقل شده است نخستين بار در شهرهاي رياض و جده پارک هاي ويژه جوانان احداث کرده اند.


در عربستان سعودي ورود جوانان مجرد به پارک هاي عمومي ممنوع است و در اين کشور زنان حق رانندگي ندارند و نمي توانند به همراه اعضا خانواده در رستوران ها يا مراکز تفريحي حضور يابند.


مودب‌ترین و بی‌ادب‌ ترین شهرهای جهان معرفی شدند


بر اساس این ارزیابی نیویورک، زوریخ و تورنتو مود‌ب ترین شهرهای جهان نام گرفتند و بمبئی، بخارست و کوالالامپور نیز به عنوان شهرهای بی ادب معرفی شده اند.


نخستین مسجد استان فویفودینای صربستان افتتاح شد


نخستین مسجد استان فویفودینای صربستان چند روز قبل از آغاز ماه مبارک رمضان برای پذیرایی از مسلمانان این استان افتتاح شد.


به گزارش شیعه نیوز، نخستین مسجد شهر سوبوتیتسا واقع در شمال صربستان در نزدیکی مرز مجارستان به نام "مسجد المهاجر" با حضور مسئولان انجمن های اسلامی، تعدادی از سفیران و نمایندگان کشورهای اسلامی در این کشور، امروز (چهارشنبه 6 شهریور) افتتاح شد.

خیرالدین بالیچ، مسئول تبلیغات انجمن اسلامی صربستان گفت: این نخستین مسجد در تاریخ استان فویفودینا که در آن تعدادی از اقلیت های مجاری و کولی ساکن هستند، به شمار می آید و این در حالی است که کولی های این منطقه نسبت به دین اسلام به شدت ناآشنا و بی اطلاع هستند.

بالیچ افزود: بایزید نیتسویچ، فارغ التحصیل دانشگاه اسلامی لبنان امام مسجد المهاجر خواهد بود.

وی خاطر نشان کرد: همچنین وی در ماه مبارک رمضان برای توزیع مواد غذایی از مناطق کولی نشین دیدار کرده و در عید قربان گوشت های قربانی بین آنها توزیع می کند.

گفتنی است، بر اساس آمار منتشر شده، بین پنج تا هشت درصد از جمعیت هشت میلیون نفری صربستان را مسلمانان به خود اختصاص داده اند و در استان فویفودینا هشت هزار نفر مسلمان ساکن هستند.



منبع خبر: خبرگزاری شبستان

زنان امریکایی سالانه هفت میلیارد دلار خرج زیبایی خود می‌کنند


آمارها نشان می‌دهد که نزدیک به 7/11 میلیون مورد اقدامات آرایشی و زیبایی با جراحی یا بدون جراحی در سال 2007 در آمریکا صورت گرفته که در 10 سال گذشته 446 درصد افزایش داشته است.

خریداری 1450 کیلوگرم نقره سوییس برای مرمت ضریح حضرت عباس(ع)


آستان مقدس حضرت عباس(ع) در کربلا برای مرمت ضریح حرم این حضرت، یکهزار و 450 کیلوگرم نقره از سوییس خریداری کرده است.

به گزارش شیعه نیوز، مهندس بشیر محمد الربیعی، معاون دبیرکل آستان مقدس حضرت عباس(ع) گفت: دبیرخانه آستان مقدس حضرت عباس(ع) به خرید یکهزار و 450 کیلوگرم نقره خاص با عیار 999 از سوییس اقدام کرده است.

الربیعی افزود: این نقره های خریداری شده برای مرمت بخش های آسیب دیده ضریح حضرت عباس(ع) استفاده خواهد شد و این اقدام با نظارت و اجرای تیم متخصص عراقی صورت می گیرد.

در همین راستا، عبدالامیر القریشی، عضو کمیته اداره آستان مقدس حضرت عباس(ع) در این باره گفت: تاریخ ضریح کنونی حرم حضرت عباس به سال 1966 بر می گردد که به فرمایش آیت الله سیدمحسن حکیم، مرجع عالیقدر شیعیان عراق ساخته شده اما به این ضریح به علت سهل انگاری رژیم بعث صدام حسین نسبت به امور عتبات عالیات، خسارت هایی وارد شده است.

القریشی ادامه داد: اداره آستان مقدس در حال حاضر تعدادی از طرح های مهم همچون طرح طلاکاری گلدسته های حضرت عباس(ع) و توسعه بخش شرقی صحن را نیز در دست اجرا دارد.



منبع خبر: خبرگزاری شبستان

توزیع گسترده انجیل درکردستان عراق


سه جوان ناشناس مشغول توزیع کتاب انجیل و سی‌دی‌های این کتاب در بازارهای شهر "سید صادق" کردستان عراق بودند، که پس از مدتی فرار کردند.


اخیراً عده‌ای ناشناس با پخش کتاب‌های انجیل، سی‌دی‌ها و بیانیه‌هایی در کردستان عراق در تلاش برای تبلیغ دین مسیحیت هستند.

به گزارش شیعه نیوز، سه جوان ناشناس مشغول توزیع کتاب انجیل و سی‌دی‌های این کتاب در بازارهای شهر "سید صادق" کردستان عراق بودند، که پس از مدتی فرار کردند.

به‌ گفته‌ شاهدان، سه جوان غریبه‌ که تعداد زیادی انجیل و بیانیه را در میان مردم و بازارهای شهر "سید صادق" عراق پخش می‌کردند، اندکی پس از توزیع این محموله فرار کردند.

وی همچنین ادامه‌ داد: آنان سی‌دی‌های آموزش دین مسیحیت را نیز به‌ مردم می‌دادند.

در پی تماس خبرنگار فارس در اربیل با فرمانده‌ نیروهای پلیس شهر "سید صادق " نیز نامبرده‌ اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: چنین چیزی به‌ ما گزارش نشده‌ است و من اطلاعی از این موضوع ندارم.

این درحالی است که در سی‌دی‌های توزیع شده در میان مردم که‌ نسخه‌ای از آن به‌ دست خبرنگار فارس در اربیل نیز رسیده‌ است، از مردم می‌خواهد به‌ دین مسیح روی آورند و جالب اینجاست که‌ تمامی آنها به‌ زبان کردی نوشته‌ شده‌ است که‌ این کار هزینه‌ بسیار بالایی دارد و نشان می‌دهد که‌ این اقدامات با برنامه‌ریزی انجام می شود.


منبع خبر: فارس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 6:24 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

کالبد شکافی بهائیت

کالبد شکافی رفتار و اقدامات اخیر تشکیلات رهبری کننده بهائیت مستقر در اسرائیل مشهور به بیت العدل و توصیه های مکرری که در این  ماه  به بهائیان ایرانی نموده است در نوع خود جالب و قابل تامل و بررسی است. پس از ترس و وحشتی که در پی دستگیری یاران ایران (اعضای محفل ملی  بهائیان ایران) به جان جامعه بهائی و بخصوص خادمان شهرهای ایران (اعضای محفل محلی )افتاد و ادامه بحث پیرامون این دستگیری در بین محافل و ضیافت های بهائیان ایران که منجر به تضعیف روحیه میگردید لازم بود اینبار بیت العدل بفکر چاره افتد و طی مدت کوتاهی اقدام به صدور 2 بیانیه در یکماه نماید... بیت العدل  در این پیام موذیانه به طرح  تساوی حقوق زن و مرد می پردازد . قبل از اینکه به نیات پشت پرده این پیام بیت العدل بپردازیم جالب است بدانیم فرقه ای دم ازتساوی حقوق زنان و مردان می زندکه:

-هیچیک از رهبران بهائی از میان زنان نبوده و معیار تساوی حقوق زن و مرد در این مورد زیر پا گذاشته شده است

-آنان را در بالاترین رده رهبری یعنی حضور در بیت العدل راه نمی دهندو حقوقی را در انتخاب اعضای بیت العدل برایشان قائل نیستند.

- تبعیض در مهریه اعطائی مردان شهری و روستایی به زنان بهائی

- در مسئله ارث بیشترین میزان را به پسر ارشدخانواده می دهند بدون اینکه دختران سهمی داشته باشند

-.........................

و دهها مورد اختلاف و بی احترامی به حقوق زنان ترویج می دهند اما خود را مدافع حقوق زنان می دانند. اما در انتهای پیام 20 جون 2008 دستور العمل بیت العدل صادر می گردد .بیت العدل در این پیام دستور می دهد که :"بهائیان درباره چالش ها و راه حل های موثر در اینمورد (حقوق زنان )با دوستان ، همسایگان و همکاران گفتگو نمایند و در پروژه هایی که از طرف سازمان های مدنی برای رسیدن به این هدف انجام می کیرد شرکت جویند."اینکه کادر رهبری بهائیان مستقر در اسرائیل در مقطع کنونی مجوز روود بهائیان را به سازمان های مدنی یا ngoها را صادر می نماید از چند جنبه قابل بررسی است:

1-     این سازمان ها با قالبی مردمی بروز پیدا نموده و صرفا بدنبال تحقق یک هدف می باشند . دراین سازمان ها برخلاف سازمان های رسمی با هر اعتقادی می توان به عضویت در آمده و بدون نگرانی از گزینشی رفتار شدن با عضو براحتی به فعالیت پرداخت. معمولا این سازمان ها به موضوعی خاص حساسیت داشته و در همان راستا به فعالیت می پردازند . فرقه بهائیت از آنجائیکه کاملا سازمان یافته حرکت می کند لذا اینبار سازمان های مدنی را محل مناسبی برای نفوذ و رخنه و سپس انجام نیات شوم خود در پوشش این سازمان ها یافته است.

2-     هدف دیگری که بیت العدل بدنبال آنست ، همراهی نمودن با افراد و تشکل هایی است که بعضا با طرح مسئله قصد به زیر سوال بردن مسائل مترقی اسلامی  را دارند و چه پوششی بهتر ازاین سازمان ها که به آنها این فرصت مغتنم را میدهدکه برای توسعه و تبلیغ بهائیت از طریق همین محافل مدنی  افکار دروغین همچون تساوی حقوق زن ومرد بسط و گسترش دهند . بعبارت دیگر آنچه را که نمی توانستند تحت لوای فرقه بهائیت در جامعه کنونی ایران بصورت آشکار و مستقیم تبلیغ نمایند از مجرای اینگونه سازمان ها و تحت پوشش آنها اعلام و غیر مستقیم تبلیغ می نمایند .

3-     قصد دیگری که بیت العدل دارد به تثبیت رساندن این فرقه در اینگونه محافل برای کم کردن حساسیت مذهبی و کاهش تنفر عمومی بدلیل مخالف بودن اعتقادات آنان با اعتقادات جامعه شیعی ایران است. در حقیقت فرقه بهائیت با ورود به این سازمان ها ضمن بیان آزاد اعتقادات مسموم خود سعی در کسب وجهه در بین سایر اقشار بی تفاوت ، مخالف و یا بی توجه به اعتقادات اسلامی که با تشکیل اینگونه سازمان ها خود را مترقی تر و پیشرفته تر از آنچه در دین مبین اسلام آورده شده ، میدانند.

لذا مشاهده می کنیم پس از این دستور العمل لیست کاملی از سازمان های مدنی زنان فعال در ایران و سایر کشورها که فعالیت موضوعی آنان "زنان ایران"است بصورت شبکه گترده در اختیار بهائیان قرار گرفته و توسط عوامل بهائی داخل و خارج از کشوربر ثبت نام در این سازمان ها تاکید می گردد.حتی به توصیه یکی از خوانندگان بهائی سایت نیو نگاه (سایت رسمی بهائیت)به خوانندگان این سایت میگوید که بدون اینکه چیزی در مورد دیانت خود بگوئید در این سازمان ها ثبت نام کنید .

بهرحال رفتارهای بیت العدل نشینان که بهائیان ایرانی را ملعبه و بازیچه این صحنه قرار داده و از شرایط و فرصت مهیا شده برای نفوذ و رخنه در بین جوامع مسلمان ایرانی کوتاهی نمی نماید باید از جنبه های سیاسی و امنیتی مورد ارزیابی قرار گرفته و نقشه شوم آنان را در نطفه خفه کرد. در پایان توصیه ما متولیان این سازمان ها و مراکز دولتی که اقدام به صدور مجوز برای این سازمان ها می نمایندُاینست که مواظب نفوذ عوامل بهائی در اینگونه سازمان ها باشید چرا که آنان بدون توجه به اهداف اولیه تشکیل این سازمان ها صرفا اهداف از قبل تعیین شده فرقه بهائیت به رهبری بیت العدل مستقر در اسرائیل را دنبال می کنندتا با امکانات این سازمان ها کماکان جوانان این مرز و بوم را به گمراهی کشانده و آنان را از دین اسلام خارج سازند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 6:13 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

از همه جا


تبليغ مسيحيت در كردستان عراق

اخيراً عده‌اي ناشناس با پخش كتاب‌هاي انجيل، سي‌دي‌ها و بيانيه‌هايي در كردستان عراق در تلاش براي تبليغ دين مسيحيت هستند.

به‌ گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، سه جوان ناشناس مشغول توزيع كتاب انجيل و سي‌دي‌هاي اين كتاب در بازارهاي شهر "سيد صادق" كردستان عراق بودند، كه پس از مدتي فرار كردند.

به‌ گفته‌ شاهدان، سه جوان غريبه‌ كه تعداد زيادي انجيل و بيانيه را در ميان مردم و بازارهاي شهر "سيد صادق" عراق پخش مي‌كردند، اندكي پس از توزيع اين محموله فرار كردند.


وي همچنين ادامه‌ داد: آنان سي‌دي‌هاي آموزش دين مسيحيت را نيز به‌ مردم مي‌دادند.

در پي تماس خبرنگار فارس در اربيل با فرمانده‌ نيروهاي پليس شهر "سيد صادق" نيز نامبرده‌ اظهار بي‌اطلاعي كرد و گفت: چنين چيزي به‌ ما گزارش نشده‌ است و من اطلاعي از اين موضوع ندارم.

اين درحالي است كه در سي‌دي‌هاي توزيع شده در ميان مردم كه‌ نسخه‌اي از آن به‌ دست خبرنگار فارس در اربيل نيز رسيده‌ است، از مردم مي‌خواهد به‌ دين مسيح روي آورند و جالب اينجاست كه‌ تمامي آنها به‌ زبان كردي نوشته‌ شده‌ است كه‌ اين كار هزينه‌ بسيار بالايي دارد و نشان مي‌دهد كه‌ اين اقدامات با برنامه‌ريزي انجام مي شود.


وهابيون؛ پشت پرده انفجار مسجد باكو

يك گروه به مبارزه علمي با تشيع به تبليغات منفي عليه ايران و نيز مردم شيعه آذربايجان مي‌پردازند که از جمله تبليغات آنان مي‌توان به تهيه سي دي‌ها و بلوتوث‌هايي با مضامين ضد شيعي و ضد ايراني، راه‌اندازي سايت‌هاي اينترنتي براي به سخره گرفتن اعتقادات شيعي، توزيع کتاب‌هاي تبليغ اعتقادات انحرافي، جذب دانشجو براي تحصيل در دانشگاه‌هاي عربستان و... اشاره نمود.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تابناک، انفجار هفته گذشته مسجد وهابيون در باكو در پي يكسري اختلاف بين دو گروه وهابي فعال در آذربايجان بوده است.

مسجد ابوبکر، حدود يازده سال پيش از اين با حمايت همه جانبه عربستان سعودي و کويت ساخته شده و امروزه به محل اصلي فعال وهابيت در آذربايجان تبديل شده است و «قامت سليمان‌اف» امام جماعت اين مسجد، آذري تحصيل کرده عربستان سعودي است که تحت تعاليم اين کشور از هيچ کوششي براي ترويج وهابيت دريغ نمي‌كند.

اين گزارش مي‌افزايد: وهابيون با حمايت‌هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي در چند سال اخير به گسترش حوزه فعاليت خود در جمهوري آذربايجان پرداخته‌اند اما نوعي دو دستگي پيش آمده و آنها به دو فرقه «جامعه ابوبكر» و «جماعه ‌الحق» تقسيم شده‌اند که هرکدام از اين دو فرقه اتهامات فراواني را به يكديگر منسوب مي‌کنند.

اين تنش‌ها با انفجار مسجد وهابيون باكو به اوج خود رسيد به گونه‌اي كه اعضاي «جماعه ‌الحق»، «قامت سليمان‌اف» را فتنه‌كار و ابليس مي‌نامند و وي و هوادارانش را به چاپلوسي به نفع حاكميت متهم مي‌کنند و از بردباري «جامعه ابوبكر» در برابر حاكميت و موضع محتاطانه سليمان‌اف در قبال فراخواني‌هاي جهاد، شديداً انتقاد مي‌کنند.

‌سليمان‌اف نيز در مصاحبه با سايت مسجد ابوبكر، مخالفان خود را بي‌سواد، اهل بدعت و كافر خوانده و بر اين باور است كه جهاد علمي، بهتر از مبارزه مسلحانه است و ادعاهاي «دوكا عمراف»، رئيس‌جمهور سابق چچن را بي‌ارزش و بي‌معني دانسته و مي‌گويد: «افرادي در جنگل نشسته‌اند و به جهاد فرامي‌خوانند. حتي زماني كه خود پيامبر اسلام(ص) در مكه بود و هنوز از قدرت لازم برخوردار نبود، چنين فراخواني‌هايي از زبانش شنيده نمي‌شد. ادعاهاي آنها بي‌سوادانه و به دور از مصلحت است».

برخي آگاهان درگيري‌هاي اخير وهابي‌هاي جامعه ابوبکر، طرفداران جماعه ‌الحق را عاملان اين انفجار معرفي کردند. در اين انفجار چند نفر کشته شده و بيش از ده نفر مجروح شدند که قامت سليمان‌اف، امام جماعت مسجد ابوبکر نيز جراحات سطحي برداشته بود.

گفتني‌ است، در راستاي سياست‌هاي جديد اين فرقه و نيز به سفارش حاميان خارجي اين گروه، درحقيقت، نوعي تقسيم وظايف به شمار مي‌رود كه يك گروه به مبارزه علمي با تشيع به تبليغات منفي عليه ايران و نيز مردم شيعه آذربايجان بپردازند که از جمله تبليغات آنان مي‌توان به تهيه سي دي‌ها و بلوتوث‌هايي با مضامين ضد شيعي و ضد ايراني، راه‌اندازي سايت‌هاي اينترنتي براي به سخره گرفتن اعتقادات شيعي، توزيع کتاب‌هاي تبليغ اعتقادات انحرافي، جذب دانشجو براي تحصيل در دانشگاه‌هاي عربستان و... اشاره نمود.

همچنين گروه ديگر به نام جماعه الحق درصدند با محور قرار دادن مبارزه عملي با تشيع که از نظر آنان کافر به شمار مي‌روند، رويارويي‌هاي ايجاد شده ميان مسلمانان در عراق و ديگر کشورهاي اسلامي را به آذربايجان نيز منتقل نمايند. با اين وصف انفجار اخير مسجد ابوبکر را بايد اقدام نمايشي گروه وهابي جماعه الحق به حساب آورد که خواسته است با اين اقدام نمادين جديت خود در مبارزه با آنچه از نظر آنان مطرود است را به نمايش بگذارند و به نوبه خود، مي‌تواند مقدمه عمليات اين گروه در مساجد و اماکن متبرکه مربوط به شيعيان تلقي شود؛ اقدامي که در صورت عملي شدن آن، مذاهب گوناگون اسلامي رودرروي همديگر قرار خواهند گرفت و ثبات ديني جمهوري آذربايجان با چالش جدي روبه‌رو خواهد شد.


آیا امام حسین توانست به اهداف خود جامعه عمل بپوشاند؟!

پاسخ ایت الله سید محمد صادق رحانی :
هو العالم؛

چنانچه یکی از نویسندگان اشاره دارد، بذرافشانی یک نهضت و فراهم سازی زمینه‏های تحول اجتماعی‏می‏تواند در کوتاه مدت و بلند مدت مطرح باشد. طبیعی است‏که یک انقلاب در طولانی مدت آثار و ثمرات خود را پس‏می‏دهد و افراد جامعه و یک ملت را بیدار می‏کند. این حقیقت‏در نهضت امام (ع)نیز صادق است.



منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی ایت الله روحانی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

پاسخ دكتر عصام العماد به برخي شبهات

پاسخ دكتر عصام العماد به برخي شبهات
25 خرداد 1387 ساعت 11:19

در آستانه ايام فاطميه و سالروز شهادت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س)، دكتر عصام العماد، محقق و استاد حوزه و دانشگاه، در جمع طلاب و روحانيان استان سيستان و بلوچستان، به برخى شبهات و جوسازى‌هايى كه پس از مصاحبه ايشان با برنامه تلويزيونى «ماه عسل» در رمضان سال گذشته، شده بود، پاسخ گفت.
متن اين پرسش و پاسخ كه در پايان سخنرانى ايشان با عنوان «نقش بانوى بزرگ اسلام در هدايت به مكتب اهل بيت(ع)» صورت گرفت، به شرح ذيل است:

سؤال: جناب آقاى دكتر، بعد از اين‌ كه در برنامه «ماه عسل» صحبت كرديد، امام جمعه اهل سنت زاهدان مدعى شد كه شخصيت دكتر عصام العباد يك شخصيت ساختگى است و وجود خارجى ندارد. شخصيتى كه نه سنى بوده و نه وهابى، و الآن هم شيعه نيست و اصلاً چنين شخصيتى وجود ندارد! شما چه پاسخى داريد؟

دكتر عصام: من در ابتدا به چند مسأله اشاره كنم:
اولاً: وهابى بودن افتخار نيست و من افتخار نمى‌كنم كه وهابى بودم. آيا افتخار كنم كه تكفيرى بودم؟ آيا افتخار كنم كه در مذهبى بوده‌ام كه در طى دويست سالى كه به وجود آمده، ميليون‌ها مسلمان را كشته است؟! اين افتخار است؟ افتخار كنم كه قبل از شيعه شدن، مذهبى داشته‌ام كه مسلمانان سنى را در خود عربستان قتل‌عام كرده است؟! به مذهبى افتخار كنم كه شافعى‌ها، مالكى‌ها و حنبلى‌ها را نابوده كرده است؟ به چه افتخار كنم؟ به نسبت با شيخ محمد بن عبدالوهاب افتخار كنم؟ اين چه افتخارى است؟ اگر ادعا مى‌كنم كه وهابى بودم، فقط نمى‌خواستم دروغ بگويم. چون اگر مى‌گفتم مذهب ديگرى داشتم، از من مى‌پرسيدند: اساتيد شما چه كسانى بوده‌اند؟ من مى‌خواستم راست بگويم.
اگر از من بپرسند: شما كه وهابى بوديد، اساتيدتان چه كسانى بوده‌اند؟ مى‌گويم: شيخ بن‌باز(مفتى اعظم عربستان)، شيخ احمد سلامه(وهابى بزرگ در يمن)، شيخ محمد اسماعيل عمرانى، دكتر عبدالوهاب ديلمى و... مى‌گويم: وقتى وهابى بودم خودم كتابى با عنوان «همبستگى شيعيان و على اللهى‌‌ها» نوشته‌ام. اين افتخار نيست، وهابيت، مذهبى افتخارى نيست؛ ولى من مى‌خواستم واقعيت را بگويم، براى اين كه شكر نعمت كنم.
من يك روز عليه امام على(ع) مى‌گفتم كه امام على يك مغرور و شخصى خودپرست بود! آيا اين افتخار است؟ افتخار است كه در مذهبى بودم كه پايان‌نامه‌هاى متعدّدى عليه امام على نوشته‌اند؟! من فقط خواستم واقعيت را بگويم كه شكر نعمت كرده باشم، كه اگر نگويم مثل اين است كه خداوند به من هديه‌اى تقديم كرده و من ردّش كنم و بگويم: من قبول نمى‌كنم. بايد واقعيت را بگويم و خاضع و شاكر خداوند باشم كه از مذهبى كه دشمن اهل بيت(ع) بود نجات پيدا كردم و نجاتم از سوي خداوند بود.
اين خيلى عجيب است، در مورد اكثر افراد آمدند همين را مطرح كردند(نه فقط در مورد من)، آمدند گفتند: آقاى انطاكى سنى نبود، در حالى كه مفتى اعظم سوريه بود. گفتند: آقاى تيجانى سنى نبود! اصلاً فرض كنيد من وهابى نبودم. من چند كتاب نوشته‌ام، با رهبر بزرگ وهابيت، عثمان الخميس، مناظره داشتم. ببينيد حرف من، منهاى گرايش و مذهب قبلى‌ام، چيست؟
من علت گرايش از وهابيت به مذهب تشيع را مطرح كرده‌ام، اين مسائل را بررسى كنيد؛ چند ميليون نفر شيعه شدند، نه فقط يك نفر. من تنها نيستم، هزاران نفر از وهابي ها، در داخل عربستان سعودى، در رياض، چند نفر از خانواده آل سعود، حتى از خانواده شيخ محمد [بن عبدالوهاب] شيعه شده‌اند. اين پديده‌اى جهانى است.
فرض كنيد اثبات كرديد كه اين يك نفر سنى نبوده، در مورد ميليون‌ها نفر كه شيعه شده‌اند چه مى‌گوييد؟
من ديدم كه هيچ حرف مستندى گفته نشد. رهبر بزرگ وهابي ها در يمن، عموى من است. الآن زمان انقلاب رسانه‌اى است، مى‌توانيد زنگ بزنيد و بپرسيد. تشكل وهابى‌ها در مجلس يمن شصت نفر هستند و رييس اين تجمع و تشكل در مجلس، «عبدالرحمان العماد»، رهبر بزرگ وهابى‌ها، امام جمعه و بنيانگذار صدها مدرسه وهابى در يمن، عموى من است، برادر پدرم.
خانواده من هم سرشناس هستند، مى‌توانيد زنگ بزنيد به عمويم، مى‌توانيد زنگ بزنيد به عربستان به دانشگاه محمد سعود، الآن زمان رسانه است، مى‌توانيد به اساتيدم مراجعه كنيد، به استاد عمرانى از بزرگان وهابيت، من پنج سال پيش او كتاب‌هاى درجه اول وهابيت را خوانده‌ام و بعد هم در مسجد جامع، كتاب توحيد شيخ محمد بن عبدالوهاب را تدريس كرده‌ام. مى‌توانيد بپرسيد.


سؤال: آقاى دكتر، شما چرا بعد از اظهارات توهين‌آميز آقاى مولوى عبدالحميد سكوت كرديد و در جواب ايشان چيزى نگفتيد؟

دكتر عصام: حرفشان را كه شنيدم، ديدم حرف مستندى نبود. اگر واقعاً ايشان مى‌آمدند بر اساس مستندات و استدلال هاي برهانى و علمى حرفى مى‌زدند و حتى مدركى علمى از يك سايت يا از يك دانشگاه ارائه مى‌كردند، بله. از طرفى براى من اصلاً مهم نيست كه بگويند وهابى بوده‌ام يا وهابى نبوده‌ام. اما واقعاً اين براى من مهم است كه هدايت شدم. برايم مهم نيست كه بگويند وهابى بود، شافعى بود، مسيحى بود. من الحمدالله به مكتب اهل بيت(عليهم‌السلام) هدايت شدم و اين براى من مهم است.
از طرفى ديگر، ايشان متأسفانه حرف عالمانه‌اى در اين صحبت، مطرح نكرده است. شما قبل از اين كه بگوييد: «من از يك نفر شنيدم كه فلانى وهابى نبوده»، تحقيق مى‌كرديد. من مسلمان هستم شما هم مسلمان هستيد، من كسى هستم كه مثل شما بودم و بعداً شيعه شدم. در آيين شما بودم و يك روز همين اعتقادات و تفكّرات شما را داشتم؛ ولى بعداً هدايت شدم. واقعاً در يك روز با هم و هم‌فكر بوديم. حرف عالمانه‌اى‌ نيست كه بگويد: «يك شخصى در شبكه سوم آمده كه بازيگر و هنرپيشه هست!» يعنى چه اين حرف؟ من از عربستان سعودى بلند شده‌ام آمده‌ام اين جا بازيگرى كنم؟!
من قبل از اين كه وارد شبكه سوم بشوم، چند كتاب نوشته‌ام. كلّ زندگى و جزئيات زندگى‌ام و علل گرايش به تشيع‌ام را در كتاب «الزلزال» نوشته‌ام كه مناظره‌اى است با رهبر وهابيت كه ايشان عالم‌تر از مولوى عبدالحميد است. با ايشان مناظره‌اى يك‌ساله داشتم، حرف‌هاى عالمانه زده، نه مثل حرف‌هاى مولوى عبدالحميد. در اين يك سال كه با ايشان مناظره داشتم، من به او كه رهبر بزرگ وهابيت در جهان است، صد بار گفتم كه من وهابى بودم. هيچ وقت نگفت كه شما وهابى نبوده‌ايد، بلكه گفت: «مى‌دانم» و اقرار كرد. او اصلاً مرا زير سؤال نبرد؛ بلكه قبل از مناظره به شيعيان گفت كه: «من به شما سفارش مى‌كنم كه يك نفر را براى مناظره انتخاب كنيد كه اصالتاً شيعه باشد، شايد اين شخص هنوز گرايش به وهابيت داشته باشد و حرفى بزند كه عليه شما باشد و بعداً شما پشيمان مى‌شويد!» اين سفارش شيخ عثمان در اول مناظره بود.
من مى‌گويم: ايشان(آقاى مولوى) بايد تحقيق كند، مناظره من را با شيخ عثمان ببيند، كتاب‌هايم را بخواند. من چند كتاب نوشته‌ام، سايت دارم، صدها مقاله نوشته‌ام، مى‌تواند به مقالاتم و به خودم مراجعه كند، زنگ بزند. نه اين كه بگويد: «اين يك هنرپيشه است و آمده با مجرى برنامه «ماه عسل» با هم توافق و يك فيلم درست كرده‌اند!»
اولاً خدا مى‌داند برنامه اتفاقى بود، من هرگز خبر نداشتم برنامه چى هست. مجرى از من پرسيد: شما قبلاً كتاب عليه امام على نوشته‌ايد؟ گفتم: بله، من كتاب نوشته‌ام؛ چون من وهابى بوده‌ام.
مسأله‌ ديگرى كه آقاى مولوى گفته و غير علمى است، اين بود كه از قول من گفتند كه «اهل تسنن ضدّ امام على هستند.» من گفتم: وهابى بودم و نگفتم سنى بودم.
مسأله‌ ديگرى كه ايشان گفت، اين است كه «هيچ كدام از اهل تسنن ناصبى نبوده‌اند.» من نگفتم: اهل تسنن هم ناصبى هستند. ببينيد حرفشان حرف منطقى نيست.
خود امام ابن تيمه، شيخ‌الاسلام ابن تيمه، كه الگوى بزرگ مولوى است، ايشان گفته: «وقع بعض المتسنّنة في النصب» ابن تيمه گفت: برخى از سنى‌ها ناصبى شدند. يكى از شيوخ بزرگ عربستان كتابى نوشته با عنوان «النواصب فى القرون الثلاثه»، (ناصبى‌ها از اهل تسنن در سه قرن) اين كتاب در عربستان چاپ شده است.
من مى‌گويم: برخى سنى‌ها ناصبى شده‌اند، نه اين كه خداى ناكرده بگويم: همه سنى‌ها ناصبى هستند.
وقتى شما مى‌گوييد: على‌اللهى‌ها هنوز هستند و عدّه‌اى در سوريه هم زندگى مى‌كنند، پس چرا قبول نمى‌كنيد كه ناصبى هم هست. وقتى من خودم كتاب عليه امام على(ع) نوشتم و دكتر«اكرم العُمرى» از متفكران بزرگ عربستان و از شخصيت‌هاى بزرگ در جهان اهل تسنن و در جهان وهابيت، پايان‌نامه خودش را در مورد زير سؤال بردن خلافت امام على(ع) مى‌نويسد و مى‌گويد: «امام على خليفه چهارم نبوده و خلافت از خليفه سوم به معاويه رسيده و خلافت على، خلافت شرعى نبود.» وقتى شيخ محبّ‌الدين الخطيب از بزرگان مصر عليه امام على(ع) كتاب مى‌نويسد؛ وقتى ابن عربى مالكى مذهب [1] «العواصم من القواصم» را مى‌نويسد و به امام حسين(ع) توهين مى‌كند؛ وقتى «شيخ خضر» مفتى و شيخ الازهر مصر كتاب «تاريخ دولت اموى» را نوشته و عليه امام حسن(ع) مقاله مى‌نويسد؛ وقتى مى‌گوييد افرادى از على‌اللهى‌ها در نُصَيريه سوريه هستند، نه شيعيان جعفرى؛ پس باور كنيد ناصبى هم هست.
خود عسقلانى گفت: «ما در اهل تسنن ناصبى داريم.» خود بزرگان و ائمه اهل تسنن گفته‌اند. من نمى‌گويم و ادعا نمى‌كنم كه همه علماى اهل تسنن ناصبى هستند؛ ولى مى‌گويم در درون جامعه اهل تسنن يك عدّه ناصبى هستند و من ثابت مى‌كنم، كتاب‌هايشان هست و در سايت‌ها هم وجود دارد. الآن كسى نمى‌تواند دروغ بگويد. شما به سايت‌ها مراجعه كنيد و اين مسائل براى شما روشن خواهد شد.

سؤال: پس از بياناتى كه در مورد وهابيت داشتيد، ما شاهد موضع‌گيرى سخت آقاى مولوى عبدالحميد در مورد سخنان حضرت‌عالى بوديم. علت اصل اين هتّاكى و توهين‌هاى غيرعالمانه را در چه مى‌دانيد؟

دكتر عصام: ببينيد، كسى كه عالم است، هيچ گاه كار ندارد كه يك نفر از يمن يا از عربستان بلند مى‌شود به نام «عصام العماد» و يك چيزى مى‌گويد. شما بايد حرف مرا در شبكه سوم نقد كنيد. كارى به شخص من نداشته باشيد. آنچه كه من در شبكه سوم گفتم، با استدلال، با روايات و با قرآن گفتم. اگر ايشان روش‌شان، روش عالمانه‌اي بود، بايد حرفى را كه گفته‌‌ام، نقد كند و نه شخص گوينده را.
هميشه در روش علما، در روش خود علماى اهل تسنن، خود فخرالدين رازى و امام زمخشرى اين است كه مى‌گويند: «شما كارى به شخصى كه حرف زده نداشته باشيد، حرف و گفته او را بررسى كنيد، قائل و گوينده را نبايد بررسى كنيد.» من در اين برنامه يك ساعت با استدلال و برهان حرف زدم و [از جمله] ثابت كردم در وهابيت ناصبى هست، دشمن امام على(ع) هست، كتاب معرفى كردم، سايت معرفى كردم، احاديث آوردم. ايشان به جاى اين كه حرفم را نقد كند، آمده و گفته: «عصام العماد اصلاً سنى نبوده!» فرض كنيد سنى نبودم؛ اما حرفى كه در شبكه سوم مطرح كردم مستند و علمى بود و حاضرم براى هر يك كلمه آن، صد دليل بياورم.

منبع : رسا نیوز


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:48 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

پیرامون بهاییت

پیرامون بهاییت
لطف‌الله لطفی

وی بیان می‌کند که در بهائیت نظریه‌های بنیادی فلسفی در مورد نقش عقل و منطق، اخلاق و سیاست مورد پژوهش قرار نگرفته است.


به گزارش شیعه نیوز ، امروز تشکیلات بهائیت در تلاش است با استفاده از شیرین عبادی جهت اهداف تشکیلاتی خود زرین‌تاج (قرة‌العین) دیگری را بازسازی کند و این نیازمند هوشیاری وی برای خنثی کردن این توطئه است.

زرین تاج قزوینی مشهور به قرة‌العین از 18 نفر پیروان علی محمدباب بود که معروف به "حروف حی" بودند. نقش قرة‌العین در اجتماع دشت بدشت با کشف حجاب خود و اعلام رسمی نسخ اسلام و معرفی فرقه بابیه به عنوان دیانتی جدید آغاز شد. او حتی در روز عاشورا به همراه خواهر خود با لباس‌های رنگین در میان جمعیت عزادار و سیاهپوش حاضر می‌شد و به مناسبت روز تولد علی‌محمد باب به جشن و شادی می‌پرداخت.

از سوی بهائیان بسیار تلاش صورت می‌گیرد که قرة‌العین به عنوان اولین مدافع حقوق زنان ایران و اولین کسی که جنبش فمنیستی را در ایران پایه‌گذاری کرد، معرفی شود. اما امروز تحقیقات محققانی همچون «دکتر دنیس ملک اونین» استاد دانشکده ادبیات دانشگاه نیوکاسل، « دکتر عباس امانت»‌ استاد تاریخ و مطالعات بین‌المللی در دانشگاه بیل، دکتر فرزانه میلانی استاد دانشگاه ویرجینیا، هدف اصلی و پروژه اساسی قره‌العین را خروج از اسلام می‌دانند و معتقد هستند که از شخصیت او نمی‌توان قرانتی فمینیستی داشت.

"دنیس مک اونین" اساساً جنبش بابیه را یک جنبش اصلاح‌گرایانه و جنبشی در جهت حقوق زنان نمی‌داند. او معتقد است که بابینه و بهائیت متعلق به جریان‌های دموکراتیک نیستند. بلکه سرآغاز شکل‌گیری مفاهیم دموکراتیک را د رایران از انقلاب مشروطه می‌داند. دکتر نیکی کدی استاد دانشگاه کالیرفنیا، نیز معتقد است که جنبش بابیه در ایران یک جنبش پیش از مدرن است و به صورت گسترده‌ای در روستاها و شهرهای کوچک رخ داده است. در حالی که نهضت تنباکو و نهضت مشروطیت از جنبش‌ها و نهضت‌های اولیه عصر مدرن هستند که در مراکز شهری بسیار پرجمیع رخ داده است.

همکاری عبدالبهاء رهبر بهائیان با دولت روس و محمد علی شاه و با دادن شعار جهان وطنی هیچگاه از تاریخ سیاسی ایران محو نخواهد شد. شرح این خیانت را به خوبی می‌توان در آثار «ادوارد براون»، «سید حسن تقی زاده»، «احمد کسروی»، «فریدون آدمیت»، «هما ناطق»، «احسان طبری» و ... یافت. این نخستین نهضت مردم‌سالاری ایرانیان که در پی خروج از سلطنت استبدادی قاجار و تشکیل یک نظام پارلمانی بود از نظر محققان بهائی همچون «اولریش گلمر» این علائق ملی و منافع ایرانیان همان احتجاجات ناسیونالیستی نازیسم آلمان تلقی می‌شود.

امروزه تشکیلات جهانی بهائیت، در جهان غرب از سوی محققانی همچون «دکتر خوان کول» استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه میشیگان و رئیس سابق مطالعات خاورمیانه، «دکتر دنیس مک اونین» و «فیچیکا» مورد انتقادات جدی قرار گرفته است.

آنان معتقد هستند که ساختار شورای 9 نفره رهبریت تشکیلات جهانی بهائیت از گرایشات شدید بنیادگرانی برخوردار است تا گرایشات لیبرالیستی، و مؤلفه‌های فرقه‌ای در آن به شدت در حال افزایش است؛ تا جایی که به اعتقاد «دکتر فیروز کاظم‌زاده» استاد تاریخ روسیه در دانشگاه بیل و سخنگوی بهائیان آمریکا، ساختار تشکیلات بهائی لزوما منطبق با دموکراسی در آمریکا نیست بلکه متعهد به رعایت تئوکراسی جامعه بهایی است.

دنیس مک اونین نیز در تبیین نظام اداری بهایی به تئوکراسی دیکتاتورمآب اشاره می‌کند. تا جائی که «اودوشفرن از محققان برجسته بهائی و عضو سابق محفل ملی بهائیت در آلمان، نگاه بهائیان به مرکز جهانی بهائی (بیت العدل اعظم) را که قاتل به عصمت برای آن هستند همانند نگاه به معبد دلف می‌داند و معتقد است که بهائیان به یک الهام شبه نبوی از سوی روح‌القدس در بیت العدل اعظم قائل هستند و روح‌القدس را نیز همچون یک خدای ماشینی در هدایت بیت‌العدل اعظم تلقی می‌کنند.

تشکیلات بهائیت به دلیل ساختار فرقه‌ای خود در جهان غرب از کمترین اقبالی برخوردار است. غربیان بهائیت را یک مسلک شبه عرفانی شرقی می‌دانند که لباسی به ظاهر از دنیای مدرن به تن کرده است. همان گونه که «هامر رومر» محقق آلمانی معتقد است که بهائیت یک مسلک درویش مآب است و تنها به لطف تقارن با جنبش‌های فرهنگی ملهم از غرب در خاورمیانه بوده که لباسی مدرن بر تن کرده و می‌کوشد تا پیوندهای خود را با سایر سلسله‌های درویشی پنهان نماید. «پرفسور نالینو» استاد دانشگاه روم نیز بهائیت را آمیزه‌ای از توهمات شرقی و آرا و عقاید غربی می‌داند. و آن را نقابی می‌داند برای لاقیدی مذهبی.

«اودوشفر» به دلایل عدم استقبال غرب به بهائیت اشاره می‌کند که عقاید بهائی در سیستماتیک کردن و عرضه محققانه تعالیم خود بسیار ضعیف است و در مقام مقایسه در مطالعات فلسفی، مذهبی و علم کلام با اسلام اذعان می‌نماید که جامعه بهائی در مرحله نوزادی به سر می‌برد.
وی بیان می‌کند که در بهائیت نظریه‌های بنیادی فلسفی در مورد نقش عقل و منطق، اخلاق و سیاست مورد پژوهش قرار نگرفته است.

وی همچنین معتقد است که بدون تردید احکام جزائی کتاب اقدس کاملاً مخالف تصور ارزش‌های حاکم بر دنیای غرب است و نیز مخالف خواسته‌های متخصصین امور جنائی مدرن است و با ناامیدی این گونه بیان می‌کند که کم‌تر به نظر می‌رسد بتوانیم این مسائل را در بحث‌های مستقیم در جامعه امروزی جامعه‌ای که جز دلایل منطقی و عقلانی دلیل دیگری نمی‌پذیرد مطرح کنیم.

او همچنین اشاره می‌کند به وجود عقیده‌ای که غالبا بهائیان آن را تکرار می‌کنند که بهاء‌الله همه چیز را بیان کرده است و انسان برای کشف حقیقت نیازی به فلسفه ندارد به این نتیجه می‌رسد که این می‌تواند جامعه بهائی را به نگرش‌های فرقه گرایانه سوق دهد.

«مواژان مون» از محققان مشهور بهائیت خود اذعان دارد که جوامع بزرگ بهائی در بخش‌های فقیر جهان متمرکز است که در جنوب آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و در برخی از جزایر اقیانوس آرام حضور دارند و بزرگ‌ترین جامعه بهائی در جهان نیز در هندوستان است. بیشتر آنها از جوامع روستایی هستند و بنا به گفته وی بسیاری از روستائیان جهان سوم که در سال‌های اخیر بهائی شده‌اند بی‌سواد هستند.

وی اذعان می‌کند که اکنون امر بهائی عمدتا دیانتی جهان سومی است. او معتقد است که در آسیای شرقی، توسعه بهائیت موفق نبوده است در کشور چین و کره شمالی از آنجائی که به رسمیت شناخته شده و هیچ فعالیت سازمان یافته بهائی وجود ندارد. توسعه بسیار کند بوده است. در کشورهائی چون ژاپن و کره جنوبی که آزادی مذهبی برقرار است، وضعیت بهائیت مشابه شرایط در اروپای غربی است و از رشد مناسب برخوردار نیستند.

امروز تشکیلات بهائیت در ایران به دلیل ساختار فرقه‌ای خود نه تنها خود مانع مهمی در تحقق حقوق شهروندی بهائیان ایران است بلکه به دلیل فعالیت‌های تشکیلاتی خود در سطح جامعه ایران دو عنصر مهم هویت ایرانی را یکی اسلام و دیگری ملیت را به چالش می‌کشاند. بسیار تعجب‌آور است که خانم شیرین عبادی با نادیده گرفتن حقوق ایرانیان اینگونه مورد سوء استفاده تشکیلات بهائیت قرار می‌‌گیرد در عین حال که هم به ایرانی بودن خود و هم به مسلمان بودن خود افتخار می‌کند، همان دو عنصر تشکیل دهنده هویت ایرانی که دائما در تاریخ معاصر ایران از سوی تشیکلات بهائیت مورد هجوم قرار گرتفه است، وکلات برهبران تشکیلات بهائی ایران را به عهده می‌گیرد. امروز تشکیلات بهائیت در تلاش است با استفاده از شیرین عبادی جهت اهداف تشکیلاتی خود زرین‌تاج (قرة‌العین) دیگری را بازسازی کند اما امید است این نقشه شوم با هوشیاری شیرین عبادی خنثی شود.


منبع خبر: فارس

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:48 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

تاسیس شیعه

تاسیس شیعه
باقر شریف القریشی

در زمان رسول خدا(ص): آنچه بر حسب تحقیقات علمی، به دور از عواطف تقلیدی و احساسات مذهبی به دست آمده، این است که شیعه در زمان رسول خدا‏(ص) به وجود آمده است و ایشان اوّل کسی هستند که این بذر را نشانده، پرورش داده و در تمام مراحل زندگی‌شان مواظب آن بوده‌اند.


چرا پیامبر(ص)، علی(ع) را منصوب کرد؟

شیعه از زمان طلوع تاریخ اسلام، در زندگی سیاسی و دینی مسلمانان ظاهر شد، شعار محبّت و دوستی اهل بیت نبوّت(ع) را سرداد و اهداف آنها را هدف و اساس زندگی و عقیدة خود قرار داد. از این رو ایمانی آورد که هیچ‌گاه شک به آن راه نیافت؛ زیرا اهل‌بیت(ع) نسبت به دیگران به محلّ و مقام پیامبر(ص) نزدیک‌تر و شایسته‌تر بودند. سید عترت طاهره، امام امیرمؤمنین‌(ع)، وصیّ رسول، باب مدینة علم و خازن حکمت او بود، امامان پاک(ع) بعد از او، اوصیای رسول‌ خدا(ص)، پیشوایان امت و مبلّغ رسالت او بودند. با اینکه ایشان دوران زیادی را گرفتار حوادث سیاسی و اجتماعی بودند، علیه ستمکاران به پاخاستند و تخت مستبدّان را سرنگون کردند و شعار عدالت اجتماعی را فریاد زدند.

ما در ابتدا، دربارة تأسیس شیعه و آنچه که به آن مربوط است، مطالبی را ذکر می‌کنیم.

آغاز تشیع

دربارة آغاز تشیع و زمان پیدایش آن، اقوال و آرایی است که بعضی از آنها به شرح زیر هستند:
در زمان رسول خدا(ص): آنچه بر حسب تحقیقات علمی، به دور از عواطف تقلیدی و احساسات مذهبی به دست آمده، این است که شیعه در زمان رسول خدا‌(ص) به وجود آمده است و ایشان اوّل کسی هستند که این بذر را نشانده، پرورش داده و در تمام مراحل زندگی‌شان مواظب آن بوده‌اند. آنچه این موضوع را تأیید می‌کند و دلالت بر آن دارد، روایاتی است که از رسول خدا(ص) رسیده است. در این روایات، سمت «تشیع» بر پیروان امیرمؤمنین‌(ع) اطلاق شده، آنها را تمجید کرده و به جایگاه آنها در فردوس اعلی بشارت داده شده است. در اینجا بعضی از این روایات را بیان می‌کنیم:

رسول خدا(ص) فرمودند:
ای علی تو و شیعیانت در کنار حوض بر من وارد می‌شوید. 1

ای علی! به زودی تو نزد خدا وارد می‌شوی در حالی که شیعیان تو راضی و مورد رضایت خدا هستند و دشمنانت معذّب به عذابی سخت خواهند بود. 2

علی و شیعة او، آنها در روز قیامت رستگارند.3

شیعة علی، آنها رستگارند. 4

ای علی، خدا تو و ذریّة تو و فرزندانت و اهل و شیعة تو و دوستان شیعة تو را آمرزید. همانا تو دارای قلب بزرگی هستی.5

سیوطی در تفسیر قول خدای متعال که می‌فرماید:
آنهایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آنها بهترین مردمند.

می‌گوید: ابن عساکر از جابر بن عبدالله روایت کرده است که گفت: نزد پیامبر(ص) بودیم؛ پس علی‌(ع) وارد شد. پیامبر(ص) گفت: سوگند به آن کسی که جانم در دست قدرت اوست، این علی و شیعة او رستگارانند. و این آیه نازل شد: «انّ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات اولئک هم خیر البریّة»؛ پس اصحاب پیامبر(ص) وقتی علی‌(ع) می‌آمد، می‌گفتند: «خیر البریّه» آمد6.

ابن مردویه از علی‌(ع) روایت می‌کند که:
رسول خدا(ص) به من گفت: «آیا نشنیدی قول خدای متعال را که فرمود: «انّ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات اولئک هم خیر البریّة» تو و شیعة تو، وعده‌گاه من و وعده گاه شما حوض است؛ وقتی امت‌ها برای حساب آورده شوند و پیشوای مسروران را دعوت کنند».7

این گونه احادیث فراوان در صحاح شش گانه اهل سنّت ذکر شده‌اند و بر این نکته تصریح دارند که نبی اکرم‌(ص) نخستین کسی است که تشیع را به پاداشت و آن را ایجاد کرد و به پیروان امام علی‌(ع)، صفات عالیه نسبت داده، آنان را به منزلت رفیع در بهشت بشارت داد.

تأییدکنندگان این روایات

گروهی از علما ـ از قدما و مؤخّران ـ بر این عقیده‌اند که تشیع از زمان رسول خدا(ص) تشکیل و اعلام شد. بعضی از گفته‌های آنها به شرح زیر است:

1. شیخ صدوق: ثقة الاسلام شیخ صدوق‌(ره) تصریح کرده است که: «تشیع برای امام، امیر المؤمنین‌(ع) در عهد رسول خدا(ص) بود و او شیعه را به بهشت بشارت داد».8

2. سعد قمی: وی تأکید کرده است که:
اوّلین گروه در اسلام شیعه است و آن گروه امام علی بن ابی‌طالب‌(ع) است که به پیروی از او و اعتقاد به امامت او معروفند9.

همچنین قمی تصریح کرده است که:
در پیشاپیش شیعه، نخستین صحابة پیامبر(ص) مثل صحابی مجاهد، عمّار یاسر و انقلابی بزرگ ابوذر غفّاری و مستشار پیامبر(ص) سلمان فارسی و مقداد بن اسود بودند که به اسم شیعه ملقّب شدند.10

3. رازی نیز تصریح کرده که: «به این گروه، شیعة علی و یاران علی‌(ع) می‌گفتند و پیامبر(ص) دربارة آنها گفته است:
بهشت مشتاق چهار نفر است: سلمان، ابوذر، مقداد و عمّار11.

4. شیخ مفید: وی این چهار صحابی رسول خدا(ص) را ارکان چهارگانه نامیده است؛ یعنی ارکان اسلام12.
5. امام کاشف الغطا: شیخ محمّد حسین آل کاشف الغطا گفته است: «اوّل کسی که بذر تشیع را در سرزمین اسلام کاشت، شخص صاحب شریعت اسلامی بود؛ یعنی بذر تشیع، دوش به دوشِ بذر اسلام و پهلو به پهلو و به موازات آن قرار گرفته است»13.

6. علّامه مظفّر: علّامه شیخ محمّد حسین مظفّر گفته است:
«دعوت به تشیع در روزی که ناجی بزرگ، محمّد(ص) صدایش را به کلمة «لا اله الّا الله» بلند کرد، شروع شد و آن زمانی بود که آیة «و أنذر عشیرتک الأقربین» نازل شد و پیامبر(ص) بنی هاشم را جمع کرد و آنها را انذار داد و گفت: «کدام یک از شما مرا یاری می‌کنید تا اینکه او برادر، وارث، وصیّ و خلیفة من در بین شما بعد از من باشد؟» احدی جواب او را نداد مگر علی مرتضی‌(ع). رسول خدا(ص) به آنها گفت:

«این برادر من و وزیر من و وصیّ من و خلیفة من در بین شما بعد از من است؛ از او بشنوید و او را اطاعت کنید.» پس دعوت به تشیع ابوالحسن از سوی صاحب رسالت و هم‌زمان با دعوت برای شهادتین بود و از آنجاست که ابوذر از شیعیان علی‌(ع) است».

شیخ مظفّر از محمّد کردعلی، مؤلف خطّاط شام، چنین نقل کرده است:
«گروهی از بزرگان صحابه به موالات علی‌(ع) در زمان رسول خدا(ص) شناخته شده بودند؛ مانند سلمان فارسی که گفت: بیعت کردیم با رسول خدا(ص) بر سفارش به مسلمانان و امامت
علی بن ابی‌طالب‌(ع) و پیروی از او».

7. سعید خدری: وی گفته است که:
«مردم به پنج چیز مأمور شدند. چهار تا از آن را انجام دادند و یکی را ترک کردند و چون از چهار تا سؤال شد، گفت: نماز، زکات، روزة ماه رمضان و حجّ. گفته شد پس آن یکی چیست که آن را ترک کردند؟ گفت: ولایت علی بن ابی‌طالب‌(ع)».14

معنی آنچه شیخ مظفّر ارائه کرده، این است که تشیع همان موالات برای امام علی‌(ع) و اقرار برای او به ولایت عامّه بعد از نبی‌ اکرم(ص) است و اینکه او سزاوارتر از دیگران است و در نزدیکی به
رسول خدا‌(ص)، مقام او اوّلین است.

گروه دیگری از بزرگان تأکید و تأیید کرده‌اند که:
«تشیع و ولایت‌پذیری ابی الحسن‌(ع) در زمان رسول خدا‌(ص) ایجاد شده و رسول اکرم(ص)، علی‌(ع) را از بعد خودش به عنوان خلیفه و مرجع عام برای امت تعیین کرده است».

سایر دیدگاه‌ها

گروهی از مؤلفان بر این عقیده‌اند که تشیع در زمان پیامبر(ص) ایجاد نشده و بعد از آن به وجود آمده است. در زیر، اسامی آنها و دیدگاهشان را می‌آوریم:

1. ابن خلدون: وی معتقد است که:
«شیعه در ایّام شورا پیدا شد و آنجا جماعتی از صحابه که خود را پیرو و شیعة علی(ع) می‌دانستند و معتقد بودند که او سزاوارتر به خلافت است تا غیر او، چون خلافت به غیر او رسید، ناراحت و متأسّف شدند؛ مانند زبیر، عمّار بن یاسر، مقداد ابن اسود و دیگران و قوم برای سابقه و قدمت آنها در دین کاری جز نجوا و تأسّف و اندوه نکردند».15

این رأی مورد اعتماد نیست؛ زیرا همان طور که قبلاً توضیح داده شد، شیعه در زمان رسول خدا(ص) ایجاد شد و پیشوای آن، که از بزرگان صحابه است، با حجّت بالغه با ابو‌بکر به احتجاج پرداخت و این از محکم‌ترین اسناد سیاسی‌ای است که شیعه برای اثبات حقّانیت امام بر خلافت، به آن احتجاج می‌کند.

2. ابن حزم: او بر این عقیده است که، شیعه بعد از قتل عثمان آشکار شد.
او می‌گوید: «عثمان خلیفه شد و دوازده سال حکومت کرد، تا اینکه مرد و با مرگ او اختلاف پیدا شد و امر شیعیان پا گرفت».16

3. عثمان بن عبدالله حنفی: این شخص نیز بر دیدگاه ابن حزم تأکید کرده و گفته است: «جدایی امت در زمان ابوبکر و عمر و عثمان نبود و همانا بعد از کشته شدن عثمان، رافضه آشکار شد».17

آنچه ابن حزم و حنفی گفته‌اند، دلایل علمی ندارد؛ چون ظهور شیعه و ایجاد آن در زمان رسول خدا‌(ص) بوده و تشکیل دولت شیعه بعد از کشته شدن عثمان و به پیروی از امام علی‌(ع)، فقط به دلیل خلافت و امر حکومت بود و به دنبال آن عدل و مساواتی شروع شد که مردم مانند آن را ندیده بودند و همان عدالت بود که موجب انتشار تشیع و موالات برای اهل بیت(ع) در همة گروه‌های اسلامی گردید.
4. ابن ندیم: وی بر این باور است که:

«شیعه هنگامی به وجود آمد که طلحه و زبیر با علی‌(ع) مخالفت کردند و آن را به بهانة خون‌خواهی عثمان بن عفان رد کردند و علی‌(ع) آنها را متمرّد دانست و با آنها جنگید. پس هر کس پیروی از علی کرد، او را شیعه نامیدند و علی به آنها می‌گفت شیعة من و آنان را طبقة اصفیا، اولیا، شرطة الخمیس و اصحاب می‌نامید».18

بر حسب آنچه ما بیان کردیم، ظهور شیعه در زمان رسول خدا(ص) بود و تمرّد طلحه و زبیر و عایشه از حکومت علی(ع)، مطلقاً دخالتی در ایجاد شیعه ندارد.

5. طه حسین: متن آنچه دکتر طه حسین بیان کرده، این‌گونه است:
«شیعه به معنی دقیق کلمه، آنطور که نزد فقها و متکلّمان و مورخّان معروف است، در زمان علی(ع) یافت نمی‌شد و بعد از مرگ او، به مدّت کمی به وجود آمد. کلمة شیعه در زمان علی‌(ع)، معنی لغوی قدیمی را که در سوره‌های قصص و صافات آمده است، داشت:

و دخل المدینة علی حین غفلة من أهلها فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوّه فاستغاثه الّذی من شیعته علی الّذی من عدوّه فوکزه موسی فقضی علیه19.
و إنّ من شیعته لإبراهیم.20

کلمة شیعه در این دو آیه و آیات دیگر از این دست، به معنای فرقه‌ای از پیروان و انصار است؛ آنهایی که موافق رأی و روش کسی یا گروهی عمل می‌کنند. مردی که شیعة موسی بود، فردی از بنی اسرائیل بود و مردی که از دشمنان موسی بود، از مصریان بود.

به این طریق مفسّران قدما، که تفسیر را از فقهای اصحاب نبی گرفته‌اند، این آیه را که «ابراهیم شیعة نوح بوده است»، به معنای پیرو سنّت، راه و رأی او و متدیّن به دین او گرفته‌اند. همان‌گونه که دستة دیگر از مفسّران نیز می‌گویند که شیعة علی(ع) در زمان خلافت او، همان اصحاب او بودند که با او بیعت کردند و پیرو رأی او شدند.

با این نظر، شیعه نبودن و بودن مساوی است با کسی که با او جنگیده است یا با او نجنگیده است. لفظ شیعه در زمان علی تنها منحصر به اصحاب او نمی‌شده است و برای معاویه نیز شیعیانی بوده که آنها افرادی از شام و دیگر شهرها بودند که از او پیروی می‌کردند».

طه حسین در ادامه گفته است:
«به این ترتیب در زمان علی(ع)، لفظ شیعه به معنی معروف نزد فقها و متکلّمان در آن زمان نبوده، بلکه دلالت به معنی قریب آن می‌کرده است و در آن معنی در قیاس با همة دشمنان استعمال می‌شده است. نصّی قدیمی نمی‌شناسم که در آن لفظ شیعه به علی‌(ع) قبل از وقوع فتنه اضافه شده باشد. بنابراین برای علی(ع) قبل از وقوع فتنه، شیعه‌ای که نسبت به بقیة امت ظاهر و ممتاز باشند، نبوده است».
او اضافه کرده است:

«و به طور کلّی می‌توان گفت که برای علی‌(ع) شیعه‌ای ممتاز از امت، قبل از فتنه وجود نداشته است که فقها و متکلّمان در اثنای حکومت او بشناسند»21.

بنا به آنچه طه حسین بیان کرده، بعضی اشکالات وارد است:
اوّلاً، گفتة او که، شیعه به معنی دقیق نزد فقها، متکلّمان و مورّخان در زمان زندگی علی‌(ع) یافت نمی‌شود و بعد از وفات او به مدّت کمی پیدا شده است، خالی از تأمّل نیست. حقیقت مطلب این است که شیعه به معنی واقعی در زمان رسول خدا(ص) پیدا شد و بزرگان صحابه، خود را به امامت امیرمؤمنین‌(ع) معتقد می‌دانستند. به علاوه آن دسته از احادیث نبوی که در آن به فضیلت شیعیان امام‌(ع) و منزلت و کرامت آنها نزد خدای متعال اشاره شده، مؤیّد
این حقیقت است.

ثانیاً، او بیان کرده که در نصوص قدیمی، قبل از وقوع فتنه، نسبت شیعه به علی‌(ع) وجود نداشته است. امّا ما تعدادی از نصوص نبوی را که در آن لفظ شیعه به امام علی‌(ع) اضافه شده و پیروان امام‌(ع) و صفات کریمه‌ای از آنها را بیان کرده است، نقل کردیم. فقط می‌توان گفت که ایشان تحقیقی از مصادر حدیث نکرده است تا از آن مطلع شود.

ثالثاً، او ذکر کرده که برای امام‌(ع) شیعة خاص و متمایزی قبل از فتنه و بعد از آن و در اثنای خلافت ایشان نبوده است و این نیز جای تأمّل دارد. برای امام‌(ع) شیعیان مشخّصی وجود داشت و آنها از بزرگان اسلام و مشاهیر صحابه مثل صحابی جلیل القدر، عمّار بن یاسر، ابوذر، حجر بن عدی، میثم تمّار، رشید هجری و غیر آنها بودند که سید محسن عاملی در دایرةالمعارف خود ـ اعیان‌الشیعه ـ اسامی آنها را بیان کرده است و بیشتر آنها با امام علی‌(ع) در واقعة صفّین بودند؛ از انصار هشتاد و هفت نفر، از آنهایی که در بیعت رضوان حاضر بودند نهصد نفر و مجموع صحابه‌ای که با او بودند، دو هزار و هشتصد نفر. بنابر آنچه عاملی ذکر کرده، در واقع برای امام‌(ع) شیعیانی متمایز و معروف به
ولایت او وجود داشته است.

6. برنارد لویس: نظر برنارد لویس مستشرق در این باره چنین است:
«تأسیس شیعه بعد از کشته شدن امیرالمؤمنین‌(ع) و شهادت امام حسین‌(ع) بوده است و این دو نفر، در پیدایش تشیع انقلابی به رنگ مهدویّت تأثیر داشته‌اند».

این رأی هم موثّق نیست؛ زیرا همان‌گونه که ما اشاره کردیم، تشیع در زمان رسول خدا(ص) ظاهر شد و انتشار آن در زمان خلافت امیرمؤمنین‌(ع) بود. مردم عدالت او و بی‌رغبتی‌اش به لذّات دنیا و بنای او را در مصلحت عامّه دیدند. احاطة کاملش به جمیع علوم و معارف، او را مبدل به مدرسة درخشانی کرد؛ مملوّ از چیزهایی که انسان با آن ارتقا می‌یافت. امام علی‌(ع) به بیشتر مسلمانان ثابت کرد که وارث کمالات و علوم انبیا(ع) است.
مالک اشتر خطاب به مردم می‌گوید:

ای مردم، این [امام علی‌(ع)] وصی اوصیا و وارث علم انبیا است22.

همچنین از مهم‌ترین اسباب در انتشار تشیع و اشاعة آن در بین مسلمانان، شهادت ریحانة رسول‌الله‌(ص)، امام حسین‌(ع) بود؛ کسی که بر طاغوت زمانش ـ یزید بن معاویه ـ خروج کرد تا با این کار، حکومت قرآن و عدالت اسلام را برقرار کند؛ خیرات خدا را بین فقرا و بدبختان جهان انتشار دهد؛ به تمام عوامل شکست و تخلّف در عالم عربی و اسلامی پایان دهد و در این راه و به خاطر هدف مقدسش، به ‌صورت وحشتناکی ـ که تاریخ نمونة آن را در قساوت به خود ندیده است ـ به شهادت رسید و از ترس آن، وجدان عالمی متزلزل شد و بیشتر مردم با حسرت و اندوه به تشیع و ایمان به مبادی اهل‌بیت(ع) گردن نهادند.


پی‌نوشت‌ها:

1. مجمع الزوائد، ج 9، ص 131؛ کنوز الحقائق، ص 188، الاستیعاب، ج 2، ص 457.
2. صواعق المحرقة، ص 93؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 131.
3. کنوز الحقائق، ص 92.
4. همان، ص 82.
5. الصواعق المحرقة، ص 96.
6. الدرّ المنثور.
7. همان.
8. طبقات الشیعة، فضائل الشیعة.
9. المقالات و الفرق،ص 15.
10. فرق الشیعة، ص 15.
11. الزینة ورقة، ص205.
12. الزینة ورقة، ص 205؛ والاختصاص، ص 6.
13. أصل الشیعة و أصولها.
14. زندگی امام صادق(ع)، ج 7، ص 181.
15. العبر.
16. الفصل فی الملل والنحل، ج 2، ص 80.
17. الفرق المتفرقة بین أهل الذیغ والزندقة، ص 6.
18. الفهرست، ص 175.
19. سورة قصص، آیة 15.
20. سورة صافات، آیة 83.
21. الفتنة الکبری، ص 603، ج 2، ص 601.
22. تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 151.



منبع خبر: ماهنامه موعود شماره 89

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

انسداد شبکه ماهواره ای اهل بیت در دو ماهواره Arabsat و Nilesat !

 انسداد شبکه ماهواره ای اهل بیت در دو ماهواره Arabsat و Nilesat !

شبکه های ماهواره های Arabsat و Nilesat توسط وهابیون حمایت میشوند و به علت کینه ای که این فرقه ضاله نسبت به مذهب تشیع و اهل بیت علیهم السلام دارد اقدام به بستن این شبکه نمودند.


به گزارش خبرنگار شیعه نیوز ،شبکه ماهواره ای اهل بیت تی وی که یکی از شبکه های فعال شیعیان میباشد با فشار لابی وهابیت از دو ماهواره Arabsat و Nilesat مسدود گردیده است

شایان ذکر است که این شبکه ماهواره ای شیعه توسط آیت الله العظمی سید محمد تقی مدرسی راه اندازی گردیده است و به نشر اعتقادات اهل بیت عصمت و طهارت و ترویج مکتب حقه تشیع میپردازد همچنین از سیستم گرافیکی بالایی برخوردار است .

شبکه های ماهواره های Arabsat و Nilesat توسط وهابیون حمایت میشوند و به علت کینه ای که این فرقه ضاله نسبت به مذهب تشیع و اهل بیت علیهم السلام دارد اقدام به بستن این شبکه نمودند.

حجت الاسلام سید مهدی مدرسی از مسؤلین این شبکه نیر این مطلب را تایید کرده است .

شایان ذکر است که به احتمال زیاد برنامه های زنده ای که این شبکه با با مستبصرینی چون اقای تیجانی و عصام العماد داشت و مورد توجه بسیاری از مخاطیبن اهل سنت و شیعه قرار گرفته بود یکی از دلایل اصلی وهابیت برای مسدود نمودن این شیکه شیعی بوده است .

سایت شبکه اهل بیت: www.ahlulbayt.tv/Site/index.html



منبع خبر: شیعه نیوز
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا سید علی حسینی حیدری

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا سید علی حسینی حیدری

 در جمع هیئت عاشقان ام البنین سلام الله علیها

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وآله وسلم

و اما بعد.

از سوره های بسیار پرمحتوا ودارای مطالب پر نغز و پر اثر وراهگشا سوره فلق است.

که البته این سوره با این اختصار واینهمه معانی بالا از معجزات قران است.

تفسیر این سوره را در خدمت شما عزیزان از دو تفسیر نمونه و اطیب البیان مرحوم طیب عرضه میدارم

 

اين سوره در «مكّه» نازل شده و داراى 5 آيه است‏

محتوا و فضيلت سوره:

محتواى اين سوره تعليماتى است كه خداوند به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خصوصا و به ساير مسلمانان عموما، در زمينه پناه بردن به ذات پاك او از شرّ همه اشرار مى‏دهد، تا خود را به او بسپارند، و در پناه او از شرّ هر موجود صاحب شر در امان بدارند.

در فضيلت تلاوت اين سوره از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است، كه فرمود:

«آياتى بر من نازل شده كه همانند آنها نازل نشده و آن دو سوره «فلق» و «ناس» است.

و در حديث ديگرى از امام باقر عليه السّلام مى‏خوانيم:

«كسى كه در نماز «وتر» سوره «فلق» و «ناس» و «قل هو اللّه احد» را بخواند به او گفته مى‏شود: اى بنده خدا! بشارت باد بر تو خدا نماز وتر تو را قبول كرد».

و باز در روايت ديگرى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مى‏خوانيم كه به يكى از يارانش فرمود:

«مى‏خواهى دو سوره به تو تعليم كنم كه برترين سوره‏هاى قرآن است»! عرض كرد: آرى اى رسول خدا! حضرت معوذتان (سوره فلق و سوره ناس) را به او تعليم كرد، سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمود و به او فرمود: «هر گاه بر مى‏خيزى و مى‏خوابى آنها را بخوان».

                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 624

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

(آيه 1)- پناه مى‏برم به پروردگار سپيده دم!

در نخستين آيه به شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان يك الگو و پيشوا چنين دستور مى‏دهد: «بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپيده صبح» كه دل سياهى شب را مى‏شكافد (قل اعوذ برب الفلق).

«فلق» در اصل به معنى شكافتن چيزى و جدا كردن بعضى از بعضى ديگر است، و از آنجا كه به هنگام دميدن سپيده صبح پرده سياه شب مى‏شكافد، اين واژه به معنى طلوع صبح، به كار رفته، بعضى آن را به معنى همه مواليد و تمام موجودات زنده اعم از انسان و حيوان و گياه مى‏دانند، چرا كه تولد اين موجودات كه با شكافتن دانه و تخم و مانند آن صورت مى‏گيرد از عجيبترين مراحل وجود آنهاست.

و بعضى نيز مفهوم «فلق» را از اين هم گسترده‏تر گرفته‏اند، و آن را به هرگونه آفرينش و خلقت اطلاق كرده‏اند، چرا كه با آفرينش هر موجود پرده عدم شكافته مى‏شود و نور وجود آشكار مى‏گردد.

هر يك از اين معانى سه گانه (طلوع صبح- تولد موجودات زنده- آفرينش هر موجود) پديده‏اى است عجيب كه دليل بر عظمت پروردگار و خالق و مدبر آن است، و توصيف خداوند به اين وصف داراى مفهوم و محتواى عميقى است.

 

در تفسیر اطیب البیان چنین آمده:

خطاب اگر چه به پيغمبر است ولى تكليف متوجه بجميع مكلفين است، و اعاذه پناه بردن است بكسى از ترس شرّ هر ذى شرّى انسان باشد يا شيطان يا حيوانات موذيه يا خطرات و بليات و مصائب پناه ببرد بخداى متعال خداوند او را پناه ميدهد و از شرور او را مصون و محفوظ ميگرداند. و پناه بردن بمجرد قول نيست كه بگويد:

اعوذ باللّه بايد رو بخدا رفت و توجه باو نمود مثل اينكه اگر كسى سگ درنده باو حمله كرد بگويد: من پناه بردم بقلعه يا خانه كدخدا و نرود از شرّ آن سگ محفوظ                       

أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏14، ص: 269

 نميماند بايد داخل قلعه يا خانه بشود تا محفوظ بماند. و فلق در لغت عرب بمعنى شكاف وسيع است مى‏گويى: فلق رأسه بالسيف شكاف برداشت به شمشير شكاف وسيعى، و اطلاق بر سفيده صبح هم ميشود كه جدايى مياندازد بين ظلمت شب و روشنايى روز.

و از على بن ابراهيم است كه: فلق جبى است در جهنم يتعوذ اهل النار من شدة حره از خدا سؤال كرد اجازه بفرمايد يك نفس بكشد اجازه داد يك نفس كشيد جهنم مملو از آتش شد و در اين جب صندوقى است كه تابوت باشد و در آن شش نفر از اولين و شش نفر از آخرين هستند شش نفر اولين پسر آدم كه برادرش را كشت و نمرود كه ابراهيم را در آتش انداخت و فرعون و سامرى كه عجل درست كرد و آنكه يهود را يهودى كرد و آنكه نصارى را نصرانى كند و شش نفر آخرين اولى و دومى و سومى و معاويه و پسر مرادى قاتل امير المؤمنين و صاحب خوارج

 و قريب بهمين مفاد از امير المؤمنين و از حضرت صادق عليهما السلام روايت شده با اختلاف جزئى در خصوصيات و مصاديق‏

 

مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ (2)

(آيه 2)- «از شر تمام آنچه آفريده است» (من شر ما خلق).

از شرّ همه موجودات شرور، انسانهاى شرور، جن و حيوانات و حوادث و پيشامدهاى شرّ و از شرّ نفس اماره.

 

مراد مخلوقات شرير هستند من جمله شياطين كه اعلى عدو انسان هستند كه ميفرمايد: أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ يس آيه 60 و ميفرمايد: إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ اعراف آيه 27. و قسم ياد كرده باغواى انسان: قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ص آيه 82 كه گفتند: انسان سه دشمن دين دارد: دنيا خود را جلوه ميدهد نفس مايل ميشود شيطان راهنمايى ميكند.

و من جمله كثير از افراد انسان مثل كفار بالاخص يهود عنود كه ميفرمايد:

 لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ ... الايه مائده آيه 82،

و مثل معاندين كه اعلى عدو شيعه هستند و آنها را مشرك ميگويند براى اظهار علاقه بخاندان عصمت و خون آنها را مباح ميدانند و مال آنها را حلال، و مثل ظالمين كه هر قدر بتوانند ظلم ميكنند.                        أ

 و من جمله حيوانات موذيه مثل سباع و درندگان و گزندگان و هوام.

و من جمله بليات بالاخص تصادفات كه روز بشام نميرسد كه در آن تصادفات نشود و خطرات كه بر انسان پيش آمد ميشود، و بلاهاى نازله كه اطراف انسان را گرفته كه از امير المؤمنين در وصف دنيا ميفرمايد:

 «دار بالبلاء محفوفة»

و از همه بالاتر و شديدتر نفس اماره است كه مثل حضرت يوسف كه داراى مقام عصمت است و از انبياء است بفرمايد:

 وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي يوسف آيه 53. تمام اينها جزو ما خلق هستند و شر آنها دامن‏گير انسان ميشود و پناهى جز خدا ندارد بايد پناه برد:

مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ بخدا كه خالق فلق و رب فلق است.

 

وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3)

 

غاسق تاريكى و ظلمت است چنانچه ميفرمايد:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ بنى اسرائيل آيه 78

 كه دلوك شمس اول ظهر است و غسق ليل تاريكى شب است كه وقت نماز عشاء است. و ظلمت اقسامى دارد ظلمت كفر و شرك و ضلالت كه نور ايمان در او تابش نكرده ظلمت جهل كه نور علم در او قذف نشده، ظلمت معاصى كه نور عبادت قلب را روشن نكرده، و ظلمت شب كه نور چراغ يا نور نهار آن را برطرف نكرده كه در حق كفار ميفرمايد:

 ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ بقره آيه 17،

 در حق جهال در حديث است:

 (العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء)

در حق معاصى در حديث است: كه هر معصيتى يك خال سياه در قلب احداث ميكند و بكثرت معاصى سياهى زياد ميشود تا صفحه قلب تمام سياه شود كه ميفرمايد:

لا يرجى بخير

، و در حديث ديگر ميفرمايد:

صار قلبه منكوسا

، و چون روز قيامت يوم تبلى السرائر است با صورت سياه وارد محشر ميشوند و در ظلمات محشر و ظلمات جهنم گرفتار حتى از مؤمنين تقاضا ميكنند كه ميفرمايد: يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ حديد آيه 13، و آيات و اخبار                        أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏14، ص: 271

 در اين باب بسيار داريم بايد پناه برد بخداى متعال از شر اين ظلمات ظلمت كفر و جهل و معاصى و ظلمات دنيوى مخصوصا از ظلمت ظلم كه ميفرمايد:

الظلم ظلمات يوم القيامة.

چه ظلم بدين باشد و چه ظلم بغير و چه ظلم بنفس كه ميفرمايد:

بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا كهف آيه 50، و وقب فرو رفتن است و فرا گرفتن كه ظلمت آنها را فرا ميگيرد و آنها در ظلمت فرو ميروند و بايد از اين ظلمتها بيرون آمد و بنور منور شد كه خطاب رسيد بموسى: أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ابراهيم آيه 5. و خروج از كفر و شرك بايمان است، و خروج از ضلالت بهدايت است، و خروج از معاصى بتوبه و اطاعت است و شر اين ظلمات كه بايد پناه بر خدا و استعاذه كرد هر كدام مناسب خود او است، شر ظلمت شب اين است كه سارقين و فساق در شب سرقت ميكنند، و اهل معاصى چون در روز اشتغالاتى دارند خوب و بد در شب كه فراغت پيدا ميكنند در تفريح‏گاه‏ها و تماشاخانه‏ها و سينماها و در خانه‏ها كه ساز راديو و تلويزيون را كوك ميكنند و هر گونه فسقى از آنها كه بتوانند صادر ميشود، و دشمنها در شب و تاريكى و خلوت دشمنى خود را عملى ميكنند، و حيوانات موذيه در شب راه ميافتند، و سباع در شب بيرون ميآيند و هكذا.

و اما شر ظلمات كفر و شرك و ضلالت خلود در عذاب است و بليات دنيوى و اخروى و اما شر ظلمات معاصى بسيار است دنيوى و اخروى كوتاهى عمر نزول بلا سلب نعم سياهى قلب ضعف ايمان سلب توفيق بعد از رحمت سوء حساب سياهى نامه عمل خفت ميزان لغزش بر صراط رنجش قلوب مطهره پيغمبر و ائمه هدى و غير اينها.

 

وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ (4)

دو نحوه تفسير شده يكى آنكه مراد زنهاى ساحره كه سحر ميكنند و گره ميزنند و در آن ميدهند و توضيح آن اين است كه سحر و شعبده حقيقت ندارد بلكه ابهام است و بنظر ميآيد كه ساعت را بنظر ميآورد خورد ميكند سپس صحيح بصاحبش

و نحوه ديگر كه تفسير شده بزنهايى كه بزيان شوهران خود نظر آنها را از مقاصدى كه دارند منصرف كنند تا بر طبق دلخواه آنها رفتار كنند كه امروز رواج زيادى پيدا كرده اسباب ساز بگيرند آنها را در مراكز فحشاء ببرند و چه و چه و چه.

و در حديث داريم ميفرمايد:

دينهم دنانيرهم و قبلتهم نسائهم.

نبايد انسان عاقل متدين گوش بحرف آنها دهد و بر خلاف دين رفتار نمايد زنها ضعفاء العقول و هوا- پرست و شهوتران هستند ضرر آنها بيشتر از ضرر شيطان است دشمن داخلى هستند بگذريم.

 

وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)

فرق است بين حسد و غبطه حسد زوال نعمت از غير و لو بر خود نخواهد و غبطه تمناى نعمت است بر خود و لو از غير زايل نشود، و بعبارت ديگر حسد ميخواهد غير مثل او شود و غبطه ميخواهد خود مثل او گردد.

در مذمت آن اخبار بسيارى داريم. از كلينى مسندا از حضرت باقر (ع) فرمود:

(ان الحسد ليأكل الايمان كما تأكل النار الحطب)

و نيز از حضرت صادق (ع) همين مفاد را روايت كرده‏اند:

ان الحسد يأكل الايمان كما تأكل النار احطب.

و از على بن ابراهيم مسندا از حضرت صادق (ع) فرمود:

(آفة الدين الحسد و العجب و الفخر)

و در حديث قدسى از پيغمبر روايت كرده كه خداى متعال فرمود:

(فان الحاسد ساخط لنعمى صاد لقسمى الذى قسمت بين عبادى و من يك كذلك فلست منه و ليس منى)

و از حضرت صادق (ع) است فرمود:

(ان المؤمن يغبط و لا يحسد و المنافق يحسد و لا يغبط)

الى غير ذلك از اخبار.

اقول: افعال الهى تمام از روى حكمت و مصلحت است هر كه قابليت تفضل داشته باشد باو تفضل ميفرمايد و حسود منكر اين است ميگويد: اين نعمت باين محسود خلاف حكمت است نبايد اين نعمت را داشته باشد و بدتر از حسد چشم و نظر است كه نتواند ببيند اين داراى اين جمال و كمال باشد و در نظرش جلوه كند و چشم تأثيراتى دارد لذا دارد: خود را نيارائيد و اطفال خود را كوتاه نظرهايى هستند نميتوانند نعمتى بكسى ببينند بايد پناه برد بخدا.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 1:24 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

تحلیلی از مناظره دکترحسینی قزوینی و مولوی مرادزهی

تحلیلی از مناظره دکترحسینی قزوینی و مولوی مرادزهی
مهدی ذوقی

این متن تحلیلی است کاملا" بی طرفانه از مناظره مولوی مرادزهی از علمای دسته اول اهل سنت با دکتر قزوینی از علمای جهان تشیع . امید است با مطالعه این نقد و بررسی راه حقیقت بیش از پیش روشن شود . جهت بسط حقیقت این مناظره به تمام حوزه های دیگر , آوردن این نوشتار را حتی بدون ذکر منبع بدون اشکال می بینم



1- سوال اقای قزوینی : حدیث { راستگوتر از فاطمه کسی نبود } با سند صحیح چنانکه هیثمی در مجمع الزواید و ابن حجر در الاصابه آنرا صحیح می دانند , آمده است . حضرت زهرا از خلیفه اول مطالباتی داشت ولی ابوبکر آنها را رد کرد . آیا این نشانگر تکذیب پیامبر نیست ؟
جواب : مرادزهی : با اشعاری از اقبال لاهوری و قسمتهائی از خطبه های مساجد اهل سنت , فضائل حضرت زهرا را تائید می کند .
تحلیل : جناب مراد زهی با اشعاری که خواندند به نوعی حدیث ذکر شده را تا ئید کردند و اعتقاد خود به این حدیث و بسیاری از فضائل دیگر نسبت به حضرت زهرا را اذعان نمودند . اما سوال در مورد تکذیب سخن پیامبر توسط ابوبکر بود و هیچ جوابی به آن داده نشد و با شاخ و برگ دادن به مطالب و طولانی کردن بی مورد سخن , از شنیدن جوابی منطقی از سوی اهل سنت محروم شدیم و همچنان این سوال در اذهان جهان تشیع بدون پاسخ باقی ماند .

2- سوال اقای مرادزهی : سوال خارج از موضوع بحث بود // با گذشت 14قرن از آن قضایا الان چه مستنداتی برای طرح این قضیه وجود دارد ؟ نه مدعی علیه موجودست نه شهود وجود دارند .

جواب اقای قزوینی : چند روایت صحیح از دیدگاه اهل سنت موجود است . یکی ندامت ابوبکر است که می گوید { ای کاش من خانه فاطمه زهرا را مورد هجوم قرار نمی دادم و آن خانه را کشف نمی کردم } سیوطی در مسند فاطمه ص 34 و مقدسی در الاحادیث المختاره ج 10 ص 81 و فرحان مالکی در قراءه فی کتب العقائد ص 52 می گویند : این حدیث با سند صحیح ثابت شده و هیچ شبهه ای در آن نیست . دیگر ابن ابی شیبه در المصنف ج 8 ص 752 می گوید : عمر گفت با آنکه حضرت زهرا برای من احترام دارد اما این مانع از آن نمی شود که دستور بدهم خانه را با ساکنانش به آتش بکشند . همین روایت را بلاذری در الانساب ج 1 ص 586 و طبری در تاریخش ج 2 ص 443 نقل می کند .
تحلیل : جناب مراد زهی فرمودند موضوع خارج از بحث بوده اما خود ایشان و تمام اهل سنت وتشیع شاهد بودند که از هفت الی ده روز قبل از مناظره قرار شده بود موضوع , حضرت زهرا و هر مساله ای که مورد اختلاف شیعه وسنی بوده و با وجود مبارک صدیقه طاهره (س) حل می شود , باشد . اما نمی دانم چرا هر وقت جناب مرادزهی با یک سوال مشکل روبرو می شدند اصرار داشتند آنرا خارج از موضوع بحث که به مدت ده روز روزانه حداقل شش یا هفت مرتبه گوشزد می شد , بدانند . در ادامه مستنداتی برای قضیه هجوم خواستند که آقای قزوینی چند نمونه را با سند صحیح از منظر اهل سنت بیان کردند .

3-سوال اقای قزوینی : بنا بر اعتراف آقای مرادزهی اهل سنت عمر و ابوبکر را مثل اهل بیت دوست دارند .اما با توجه به حدیث بخاری ومسلم در صحیحین فاطمه زهرا از آندو راضی نبوده و خدا و پیامبر هم از آندو راضی نیستند . محبت چنین اشخاصی ( عمر و ابوبکر ) بر خلاف عقل و شرع است . پاسخ بدهند .
جواب : مراد زهی : دلایلی که آقای قزوینی آوردند اصلا" سندیت ندارد . در ادامه آنچیزی که دکتر از انساب الاشراف خواندند آمده : علی و زبیر رفتند پیش ابوبکر و گفتند که دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنیم و بیعت کردند . فقط علی (ع) گلایه داشتند که چرا ابوبکر با ایشان مشورت نکرد .

تحلیل : آقای قزوینی از عدم رضایت حضرت زهرا از ابوبکر و عمر و حب اهل سنت نسبت به عمر و ابوکر که بر خلاف این نارضایتی و غضب است سوال کردند اما جناب مرادزهی این سوال را نادیده گرفته و بی پاسخ رها کردند . این هم در کنار سوال شماره 1 از جمله سوالاتی است که در این مناظره توانائی پاسخ به آن دیده نشد و کاملا" مسکوت ماند . در بعضی از مناظرات دیگر دیده بودیم که وقتی به بن بست می خورند راه جدل و سفسطه و مغلطه را پیش می گیرند اما در باره این دو سوال چیزی جز سکوت از آقای مرادزهی دیده نشد . اما سراغ مطلبی برویم که مرادزهی نقل کرده است . وی بدون اقامه دلیل وبرهان اسناد هجوم را بدون سند می خواند و همه آنها را در یک چشم به هم زدن باطل میکند .البته در ادامه مناظره چند دلیل می آورد که مطمئنا خود او نیز معتقد به این دست و پا زدن های بیهوده و بدون هیچ پشتوانه علمی نیست . او ادامه حدیث هجوم را از انساب الاشراف می خواند که با صحیح بخاری ( چنانچه بعدا" خواهیم دید ) متضاد است و ماجرای هجوم را به یک گلایه علی (ع) از ابوبکر حل می کند . مثل اینکه روایت ندامت ابوبکر که در شماره 2 را در عرض چند دقیقه از یاد برد و صحه گذاردن علمای طراز اول اهل سنت بر این حدیث را نادیده گرفت . حدیث ندامت نیز از جمله روایاتی است که آقای مرادزهی در طول مناظره دیگر از آن یادی نکرد و همان شیوه سکوت را در برابر آن اتخاذ کرد .

4- سوال : مرادزهی : چگونه آقای قزوینی می گویند آندو بر اثر هجوم به خانه وحی خیانتکار بوده اند اما در ج 1 ص 16 احقاق الحق قاضی نورا... شوشتری از امام صادق می خوانیم : آنها عادل بودند , برحق بودند و بر حق هم فوت کردند .

جواب اقای قزوینی : گفتید که طبق روایت انساب الاشراف علی (ع ) آمد و بیعت کرد اما در صحیح بخاری ج 5 ص 82 ح 4240 و صحیح مسلم ج 5 ص 154 آمده که علی (ع) بعد از 6 ماه بیعت کرد .// جناب مرادزهی گفت که ما آندو را خیانتکار می خوانیم اما در صحیح مسلم ج 5 ص 159 ح 4468 آمده که عمر رو به علی (ع) و عباس می گوید : شما رایتان در مورد ابوبکر و خلافتش آنست که هم دروغگوست هم گناهکارست هم حیله گر است و هم خائن است . پس از ابوبکر هم من خلیفه شدم و مرا دروغگو و گنامکار و حیله گر و خائن می دانید // در مورد حدیثی که در احقاق الحق آمده : اولا" : آدرس را اشتباه گفتید ج1 ص 69 . ثانیا" : این حدیث هیچ سندی ندارد . ثالثا" : در ادامه حدیث آمده که منظور من ( امام جعفر صادق ) از عادل این بود که آنهااز عدل عدول کردند و امام اهل آتشند و آیه { وجعلنا هم ائمه یدعون الی النار . قصص 4 } را خواندند و فرمودند : قاسطند یعنی { و اما القاسطون فکانوا الجهنم حطبا . جن 3 }

تحلیل : جناب مراد زهی برای اینکه ابوبکر و عمر را از اتهام هجوم به خانه وحی مبرا کند پا روی اصول اولیه اهل سنت و صحیح بخاری ومسلم می گذارد که شاید برای جهان اهل سنت این حرکت چندان خوشایند نبود . در ادامه خیانتکار بودن عمر و ابوبکر را به قزوینی منتصب کرده و آنرا بر خلاف فرمایشات اهل بیت می داند و گواهی از احادیث امام صادق را با سانسور قسمتی از حدیث می آورد . جناب قزوینی بنا به نص صریح صحیح مسلم حضرت علی را صاحب نظر خیانتکار بودن آندو معرفی کرده و این ادعا را ثابت می کند . ضمن اینکه قسمت سانسور شده حدیث امام صادق را بیان کرده و دست جناب مرادزهی را برای عوام اهل سنت رو میکند . چرا که هرجا می نشستند می گفتند امام صادق , ابوبکر و عمر را قاسط معرفی کرده است . حالا جهان اسلام اعم از شیعه و سنی هستند که باید در مورد این کار مراد زهی تفکر کرده و آیه النساء150 { إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً } را مورد تامل قرار دهند . از همه مهمتر آنکه جناب مرادزهی حدیثی را سانسور کرده اند که اساسا" سند روائی ندارد و کاملا" برای هر دو گروه شیعه و سنی چنین احادیثی بی ارزش است .

5- سوال اقای قزوینی : در صحیح مسلم ج6 ص22 آمده هر کس بمیرد و بر او امامی نباشد به مرگ جاهلیت مرده است .از طرف دیگر در صحیح بخاری و مسلم آمده که فاطمه (س) نه تنها با ابوبکر بیعت نکرد بلک غضبناک هم از دنیا رفت . آیا زهرا (س) به مرگ جاهلیت مرده ( العیاذ بالله ) یا خلافت ابوبکر مشروع نبوده ؟
جواب اقای مراد زهی : حدیث نورا... شوشتری به زبان عربی است , عادل و قاسط در زبان عربی به چه معنائی هستند ؟ // اما در مورد حدیثی که علی (ع) ابوبکر و عمر را خیانتکار و دروغگو می داند : مفهوم این حدیث استفهامی است و می گوید آیا شما فکر می کردید که ایشان کاذبا" غادرا" آثما" خائنا" است ؟ // در کشف الغمه اربیلی ج2 ص 291 از قول امام سجاد آمده که نسبت به متعرضین و آنهائی که نسبت به سه خلیفه اول بدگوئی بودند فرموده اند ما باید نسبت به اصحاب و مومنین گذشته دعای مغفرت کنیم .
تحلیل : گوینده سخن ( امام صادق ) منظور خود را به زبان عربی آورده است و آنرا تشریح نموده . جمله ( آنها از عدل عدول کردند و امام اهل آتشند ) به زبان عربی آمده است . آیه قرآن که امام صادق بیان کرده اند { وجعلنا هم ائمه یدعون الی النار . قصص 4 } به زبان عربی است . منظور از قاسط هم با آیه قرآن روشن شده است { و اما القاسطون فکانوا الجهنم حطبا . جن 3 } که اینهم به زبان عربی است . جناب مراد زهی وقتی که دست خود را در ماجرای سانسور حدیث روشده دیدند راه جدل را پیش گرفتند ولی مثل اینکه اساسا" حواسشان جای دیگری بوده و نشنیدند که اگر هم ما حدیث را سانسور شده بپذیریم !!! نمی توانیم حدیث بدون سند را گواهی قرار دهیم چرا که با راه انصاف و اسلام و عقل در تضاد است . در ادامه پاسخ , ایشان دو مورد را بیان کردند که از سوی جناب قزوینی پاسخ داده خواهد شد .

اقای قزوینی : روایت کشف الغمه در سندش ابوهریره است و او به هیچ عنوان مورد وثوق نیست چون امیرالمومنین او را ذم کرده است // در مورد خیانتکار بودن ابوبکر و عمر از دیدگاه علی (ع) در صحیح مسلم و جواب اقای مرادزهی :
1. خلیفه دوم سوال نکرد بلکه می گوید ( فرایتمانی ) یعنی رای و نظر شما این بود که من دروغگو , حیله گر و خائنم

2. امیرالمومنین و عباس وقتی که خلیفه دوم گفت شما رایتان این بود , نه علی (ع) ونه عباس و نه بقیه اصحاب این را تکذیب نکردند و نگفتند : نه , ما نسبت به شما چنین عقیده ای نداریم .

3. خود آقای بخاری به خاطر اینکه این موضوع را توهین به خلیفه اول و دوم می داند به جای دروغگو و حیله گر و خائن کلمه کذا و کذا را آورده است .

6- سوال اقای قزوینی : سوال قبل و قبل تر من پاسخ داده نشد . بنا بر اعتراف آقای مرادزهی اهل سنت عمر و ابوبکر را مثل اهل بیت دوست دارند .اما با توجه به حدیث بخاری ومسلم در صحیحین فاطمه زهرا از آندو راضی نبوده و خدا و پیامبر هم از آندو راضی نیستند . محبت چنین اشخاصی ( عمر و ابوبکر ) بر خلاف عقل و شرع است . پاسخ بدهند .
جواب اقای مرادزهی : موضوع بحث ما این نیست و بحث فاطمه زهرا (س) و بحث بیعت یک بحث مستقلی است // در مورد مساله هجوم به خانه زهرا (س) مدرک ارائه کنید . نه خود علی و نه خود فاطمه و حسن و حسین این ادعا را در طول 14 قرن مطرح نکرده اند // در خطبه 219 نهج البلاغه آمده ( متن عربی را نمی خوانم !! ) : خداوند شهرهای عمر را آباد گرداند او کجی را راست نمود و بیماری را معالجه کرد و بر پا داشت و تبهکاری و فساد را پشت سر نهاد و پاک وبی آلایش از دنیا رفت و نیکوئی و خیر خلافت را دریافت و از شر و بدی هم پیشی گرفت . در بخش کلمات قصار نهج البلاغه شماره 459 آمده بعد از ابوبکر بر مسلمانان فرمانروا شد پس امر خلافت را بر پا داشت و ... . این کلمات مطاعن خلیفه اول و دوم و هجوم به خانه وحی را رد می کند .

تحلیل : قزوینی بعضی از سوالاتی را که جناب مراد زهی پاسخ نداده اند و در برابر منطق آن سکوت نموده اند را مطرح می کند اما متاسفانه مرادزهی با کلمه تکراری خود حوصله اهل سنت و تشیع را سر برد . ایشان دوباره اذعان نمود که از موضوع بحث ما خارج است . تقریبا" نصف مناظره طی شده اما هنوز ایشان به موضوع بحث پی نبرده است . مرادزهی دوباره از آقای قزوینی مدرک هجوم به خانه علی (ع) را می خواهد . خواننده این تحلیل به خوبی دریافته است که تا به حال مدارک زیادی در این مورد از طرف جناب قزوینی مطرح شده است و به تمام شبهات این مدارک به وسیله منابع موثق اهل سنت پاسخ داده شده است . اما چرا جناب مراد زهی دوباره حرف خود را تکرار میکند ؟ هیچ کس آگاه نیست . اگر دلایل قزوینی غلط باشند ناچاریم بپذیریم کتب اهل سنت اشتباه و مملو از غلط است , جانب مرادزهی با علم به این مطلب , هیچ گاه دلیلی برای رد ادله جناب قزوینی نیاورد چون در اینصورت باید جلوی کتب معتبر خودشان می ایستاد ولی برای خالی نماندن عریضه دوباره گوئی کردند . اما در ادامه جناب مراد زهی که تمام سخنانشان را عربیمی گفتند با اشاره به خطبه نهج البلاغه شبهه ای را وارد کردند که جناب قزوینی به آن پاسخ میگویند . اگر نگاهی به این خطبه نهج البلاغه بیندازیم متوجه دلیل عربی نخواندن مرادزهی میشویم : لله بلاء فلان فلقد قوم الاود و داوی العمد و اقام السنه و ... . بازهم جناب مرادزهی دست به شیطنت زدند , انگار اصلا" برای روشن شدن حقیقت نیامده اند , گناه هزاران جوان شیعه و سنی بی طرف که به امید روشن شدن حقیقت پای مناظره نشسته اند چیست ؟ ایشان برای اینکه کلمه فلان را با خیال راحت به عمر نسبت دهند از خواندن متن عربی آن صرف نظر کردند . گویا یادشان رفته که حتی شارحان سنی مذهب نهج البلاغه کلمه فلان را به عمر نسبت نداده اند . مگر پنج دقیقه قبل ( سوال 5 را ببینید ) به تمام بینندگان مناظره با دلیل محکم از صحیح مسلم ثابت نشد که نظر علی (ع) درباره عمر و ابوبکر خائن و دروغگو و گناهکار است . پس چطور دوباره با زیر پا نهادن شعور بینندگان مناظره این عوام فریبی ها را انجام می دهند ؟

7- سوال اقای مرادزهی : مستندات هجوم را بیان کنید .

جواب اقای قزوینی : قبلا" عرض کردم در المصنف با سند صحیح ( دکتر قزوینی رجال این حدیث را با کتب رجالی اهل سنت بررسی کردند و صحت این حدیث را به اثبات رساندند ) آمده که عمر گفت من دستور می دهم خانه را به آتش بکشند و حضرت زهرا و علی (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) را تهدید به سوزاندن می کند . آیا خلیفه حق دارد اگر کسی ممانعت از بیعت کرد این کار را بکند ؟ بیعت کردن از قبول دین بالاترست ؟ قرآن صراحت دارد که لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی . و نسبت به خود رسول خدا صراحت دارد که تو وظیفه ات فقط ابلاغ است و حق شما این نیست که مردم را به زور وادار به اسلام کنید . طبری و بلاذری هر کدام احادیثی را با مضمون هجوم به خانه را دارند که سندا" صحیح است . روایت ندامت ابوبکر از تهاجم را هم داریم که سیوطی و فرحان مالکی و مقدسی رای به صحیح السند بودن آن داده اند . ابن تیمیه حرانی در منهاج السنه ج4 ص220 می گوید ابوبکر خانه زهرا را بهم ریخت و وارد خانه شد و خانه را کشف کرد . شهرستانی و عسقلانی در لسان المیزان ج1 ص268 و صفدی در الوافی و قرطبی همه این قضیه را مطرح می کنند . عبدالفتاح عبدالمقصود در کتاب الامام علی و محمد هیکل در کتاب ابوبکر صدیق ص62 و عمر رضا کحاله این روایت را قبول دارند و مشکلی ندارد .

تحلیل : جناب قزوینی در جواب مولوی مرادزهی مستنداتی را با سند صحیح طبق قواعد اهل سنت بیان می کند . البته این مستندات را بارها و بارها تبیین کرده بودند اما جناب مرادزهی برخلاف روح مناظره که تلاش برای روشن شدن مطاللب است , با دست و پازدن های بیهوده و تکرار مکررات قصد شبهه افکنی دارند ولی با اتمام این تلاشها قزوینی با منابع مورد وثوق اهل سنت این شبهات را جواب دادند . حتی جناب مرادزهی اشکالی بر دلایل قزوینی نمی گیرند و فقط می گویند : ( دوباره بگو ) .

8/-سوال اقای قزوینی : با توجه به مصادر عرض شده , قضیه هجوم ثابت است و این هجوم نشان می دهد که اجماعی در کار نبوده و علی (ع) و عدهای از بنی هاشم از بیعت با ابوبکر خارج بوده اند . ابن حزم اندلسی در المحلی ج9 ص345 می گوید : لعنت خدا به اجماعی که حضرت علی (ع ) و صحابه اش در درون اجماع نباشند .
جواب اقای مرادزهی : از روایت المصنف در مورد هجوم حداکثر تهدید ثابت است و اینکه راوی این حدیث زید بن اسلم است و بنابر کتاب تقریب التهذیب ابن حجر این روایت منقطع و بی ارزش است // خانه علی و فاطمه زهرا متصل به مسجد النبی بود یعنی اگر خانه آتش می گرفت مسجد هم آتش می گرفت . چگونه است با این صحابه ای که هر به مسجد می آمدند , باید حدیث به حد تواتر می رسید . نه اینکه در چند کتاب که راویشان مثل جابر جعفی که کذاب است و زید بن اسلم که منقطع است مطرح شود .// روایت بلاذری در انسال الاشراف باطل است چون نمی توان مطلب به این مهمی را از یک کتاب نسب نامه ثابت کنیم .

تحلیل : خواننده عزیز مصادر آمده در شماره 7 را ببیند . آیا عجیب نیست که با این همه منبع جناب مراد زهی به المصنف تکیه زده اند . انگار که اصلا" بقیه آنها را نشنیده اند و در مقابل روایتی مثل ندامت ابوبکر کاملا" بی پاسخ هستند و خود را به نشنیدن زده اند . ایشان با ایجاد اشکال در سند این روایت قصد بی ارزش جلوه دادن آن را دارد اما قزوینی در ادامه جواب ایشان را با کتب معتبر و نظر علمای طراز اول اهل سنت , می دهد . جناب مرادزهی می گویند اگر خانه را آتش زدند پس چرا مسجد همجوار آنجا آتش نگرفت . جناب مرادزهی فراموش کرده اند که عمر و بقیه نمایندگان ابوبکر فقط در خانه را آتش زدند نه کل خانه را . مراد زهی گمان میکند علی (ع) در آلاچیق زندگی می کرده است که با آتش زدن در خانه , دیوارهای گلی هم آتش بگیرد و تمام خانه و ساکنان کوچه را با خاکستر یکسان کند . در ادامه جناب مرادزهی دست به اعلان نظر عجیبی می زند و وقتی که با سند صحیح روایت روبرو می شود , به خاطر نام کتاب استناد به آن غلط است . جناب مرادزهی فراموش کرده اند سند صحیح این روایت یعنی یکی از شاهدان هجوم به خانه وحی ویکی از اصحاب رسول خدا که از نظر اهل سنت ستارگان نجات امت هستند این روایت را نقل کرده است تا به امروز به دست ما رسیده , یعنی یکی از شهود ماجرا آنرا نقل نموده است و تمام علمای طول تاریخ اهل سنت با پشتوانه ای تقریبا" 1500 ساله این شاهد را راستگو می دانند و به او اعتماد کرده اند . اما در مورد اینکه این روایت به حد تواتر نرسیده پس دروغ است باید بگویم یکی از اهل سنت که اتفاقا" با هم به این مناظره گوش می کردیم گفت {این سخن مرادزهی کاملا" بی منطق است چون این روایت در نزد شیعه ها در مقام تواتر است پس برای آنها قابل قبول است و در نزد ما سنی ها هم خبر واحد اگر با سند صحیح باشد مثل آیات قرآن مورد وثوق است پس برای ما هم این روایت مورد وثوق است هر چند به حد تواتر نرسیده باشد } . البته در طول تاریخ از طرق بسیاری این قضیه بدست شیعه و سنی رسیده است اما جبهه گیری اهل سنت در برابر این موضوع دلیل دیگری است برای عدم تواتر در نزد ایشان . چون هر کس این روایت را نقل می کرد او را کافر می دانستند مثل ابراهیم سیار . و وقتی هم برای قضیه هجوم از آنها دلیل آورده شود می گویند فلانی کافر بوده است . وقتی سوال می کنیم چرا کافر بوده میگویند چون قضیه هجوم را نقل کرده است !! . دلیل دیگر عدم تواتر از بین بردن کتبی است که اهل سنت با آنها مخالف هستند . اهل سنت هر وقت مطلبی را بر خلاف میلشان می دیدند آنرا از بین میبردند . نمونه ای از آنرا در تحریف بخاری در شماره 5 دیدیم .در العلل و الرجال ج1 ص60 میخوانیم : احمد بن حنبل در کتاب العلل می گوید : ابوعوانه کتابی در معایب اصحاب رسول خدا نوشته بود , سلام بن ابی مطیع نزد او آمد و گفت ابی عوانه آن کتاب را به من بده . ابوعوانه کتاب را به او داد و سلام آنرا گرفت و سوزاند . در الکامل ج5 ص519 ابن عدی درباره ابن خراش می نویسد او دو کتاب درباره حرکت های ناروا و معایب ابوبکر و عمر تالیف کرده است . سپس ابن عدی او را توثیق می کند . به راستی آن دو کتاب الان کجا هستد ؟

9- سوال اقای مرادزهی : بجای سوال , پاسخ روایت طبری را می دهم : کتاب طبری یک کتاب تاریخ است و طبری این تعهد را نداشته که روایات صحیح را بیاورد وانگهی چه تضمینی وجود دارد که در تاریخ طبری هم دستبرد نباشد . پس نمی توان به آن استناد کرد . لطفا" از نهج البلاغه دلیل بیاورید .

جواب : قزوینی : کاش آقای مرادزهی حدالقل به سند روایت المصنف یک نگاه می کردند . در آنجا آمده { زید بن اسلم عن ابیه اسلم } .این حدیث انقطاع ندارد جناب مراد زهی ! .او از پدرش حدیث نقل می کند . ابوزرعه و ابو حاتم و ابن سعد و نسائی و ابن خراش همه می گویند زید بن اسلم ثقه است ( تهذیب الکمال ج10 ص17 ) .پدرش اسلم قرشی است که مزی میگوید زمان پیامبر را درک کرده و عجلی هم گفته : مدینی الثقه . ابوزرعه هم گفته ثقه است ( تهذیب الکمال ج2 ص330 ) // گفتید از نهج البلاغه دلیل بیاورم , چشم . در خطبه 202 نهج البلاغه آمده : علی (ع) هنگام دفن حضرت زهرا خطاب به رسول گرامی فرمودند یا رسول ا... دخترت به تو خبر داد که امت تو در حق فاطمه ظلم کردند . در منهاج البراعه ج13 ص14 می خوانیم : این اشاره دارد به شکستن پهلوی حضرت زهرا و سقط جنین حضرت زهرا . این تعبیر را عمر رضا کحاله در اعلام النساء ج3 ص21 و مامون غریب در خلافه علی بن ابی طالب ص33 و عبدالعزیز شناوی در سیدات نساء اهل الجنه ص151 نقل میکنند .

تحلیل : مولوی مرادزهی هرقدر که تلاش کردند حدالقل یکی از منابع روائی هجوم به خانه اهل بیت را شبهه دار کنند به در بسته خوردند و با دلایلی از کتب خودشان روبرو شدند . در ادامه ایشان از منابع تشیع دلیل خواستند که قزوینی مقداری را از نهج البلاغه و منابع اهل سنت که شاهد بر سخن نهج البلاغه بودند ذکر کرد. اینکار برای این بود که اگر آقای قزوینی تنها از نهج البلاغه دلیل می آوردند جناب مرادزهی آنرا از تحریفات شیعی قلمداد میکردند و برای جلوگیری از این شبهه زائی ایشان قرائن اهل سنت را نیز از زبان بزرگترین و فحول علمای سنی مذهب ذکر کردند . اما بنابر آنچه که خواهیم دید جناب مرادزهی برای فرار از سخن اهل سنت , علمای خودشان را لت و پار کرده و به مقام علمی آنها لگد پرانی بی مورد می کند . اما در مورد تحریف تاریخ طبری جناب مرادزهی باید دلیل اقامه کند وگرنه از وی پذیرفته نمی شود . به همان دلیلی که صحیح بخاری تحریف نشده است باید بگوئیم تاریخ طبری نیز تحریف نشده است . جناب مرادزهی وقتی سند صیح روایت را می بیند تهمت تحریف به تاریخ طبری را وی زند , همان کتابی که اهل سنت درباره آن نوشته اند : { کتاب "تاریخ الطبری" تاریخ "الرسل والملوک" أو الأمم والملوک من أهم کتب المصادر فی مجال التاریخ، إذ یعد أوفی عمل تاریخی بین مصنفات العرب أقامه مصنفه علی منهج مرسوم، وساقه فی طریق استقرائی شامل، بلغت فیه الروایة مبلغها من الثقة والأمانة، أکمل ما قام به المؤرخون قبله، کالیعقوبی والبلاذری، والواقدی، ومهد لمن جاء بعده کالمسعودی، وابن مسکویه وابن الأثیر وابن خلدون ولم یقتصر علی تاریخ الإسلام بل أرخ لما قبل الهجرة بل ابتدأ من القول فی ابتداء الخلق ما کان أوله.. ..}

10- سوال اقای قزوینی : آقای مراد زهی گفت این روایت تهدید را ثابت می کند . آیا تهدید فردی برای بیعت از دیدگاه قرآن سند دارد ؟ این تهدید مخالف سوره نور آیه54 است : << اگر از رسالت تو ( که به مراتب از امامت و خلافت بالاتر است ) رویگردان شدند , گناهشان مال خودشان است

جواب اقای مرادزهی : خطبه 219 نهج البلاغه این خطبه ای که جناب قزوینی از نهج البلاغه نقل کردند نفی می کند . خطبه ای که ایشان خواندند دلیل و سند روشنی بر قتل فاطمه زهرا و سقط جنین او نیست . // شما از روزنامه نگاری مثل هیکل دلیل می آورید که سندیت ندارد و تنها رمان نویس وادیب هستند .// در ناسخ التواریخ میرزا تقی خان در شرح حال امام زین العابدین امده : از جناب زید سوال کردند درباره ابوبکر و عمر چه می فرمائید ؟ فرمود : من و تمام اهل بیتم درباره اینها جز خیر نمی گویند و ایشان به هیچکس ظلم نکرده اند و به کتاب الله و سنت رسول عمل کردند .

تحلیل : در بخش سوال 6 جواب زرنگی و تحریف جناب مرادزهی در مورد خطبه 219 نهج البلاغه آمده است . البته در ادامه مناظره نیز آقای قزوینی جواب اهل سنت را به آقای مرادزهی در مورد این خطبه میدهد . اما گفتند روایت نهج البلاغه دلیلی بر شهادت حضرت زهرا (س) نیست . باید بگوییم با روایات اهل سنت که تا به اینجای مناظره با سند صحیح از نظر اهل سنت اقامه شده چه کنیم ؟ اگر قرار است از منابع شیعه روایتی ذکر شود , این مساله در حد تواتر است . خوب است آقای مرادزهی مطلب شماره 9 را مطالعه کنند . اما روایتی که از ناسخ التواریخ آمده اصولا" سند ندارد تا مورد احتجاج قرار بگیرد . اگر قرار باشد هر یک از طرفین شیعه و سنی به روایات بدون سند اتکا کنند , هیچگاه حق ظاهر نمی شود واسلام در چشم بهم زدنی نابود می شود . در کدام سوال و جوابی در طول مناظره شاهد آن بودیم که جناب قزوینی شواهد و روایات بدون سند ذکر کند ؟ ولی تا جائی که دلتان بخواهد آقای مراد زهی اینگونه روایات را به شهادت می آورد که نه تنها مورد قبول تشیع نیست بلکه جمهور فحول و علمای اهل سنت با آوردن حدیث بدون سند مخالفت دارند . کافیست برای اثبات دروغ بودن این روایت بدون سند مطالعه ای دوباره بر مطلب شماره 4 و5 داشته باشیم . آقای مرادزهی بار دیگر در مقابل سوال قزوینی سکوت کرده اند و هنوز پاسخی به آن نداده اند . ایشان کلا" فراموش کرده مناظره برای پاسخ به سوال طرف مقابل است نه سکوت در برابر آن و تکرار مکررات .

11- سوال اقای مراد زهی : بجای سوال در مورد طبری یک چیز دیگر عرض کنم : نخستین راوی تاریخ طبری ابن حمید است که از دیدگاه محدثین متهم به دروغ پردازی و منکرالحدیث است . آخرین راوی نیز منقطع است .

جواب اقای قزوینی : جناب مرادزهی ! آقای مزی در تهذیب الکمال ج5 ص100 از یحیی بن معین و از ابوزرعه و از احمد بن حنبل توثیق ابن حمید را نقل می کند . وقتی شخصیتی مثل احمد بن حنبل ( رئیس حنابله ) , یحیی بن معین و ابوزرعه که از استوانه های علمی اهل سنت هستند وی را توثیق می کنند حرف دیگران قابل قبول نیست . ایشان گفتند که منکر الحدیث است . ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان ج2 ص308 می گوید اگر بنا باشد هر کس منکر الحدیث بود او را تضعیف کنیم , از محدثین یک نفر هم سالم نمی ماند . ذهبی هم میزان الاعتدال ج1 ص118 اینرا نقل می کند . پس روایت کاملا" سند صحیح دارد. بعضی از راویان صحیح بخاری مثل محمد بن عبدالرحمن طوافی و مفضل بن فضاله بنابر مقدمه فتح الباری منکر الحدیث هستند . // جناب محمد هیکل که گفتید یک روزنامه نگار است , ایشان 2 مرتبه وزیر معارف مصر و 1 مرتبه رئیس مجلس شیوخ مصر بوده .// در رابطه با آن خطبه ای که از نهج البلاغه (219) مطرح کردید که مراد جناب عمر بن خطاب است , کافیست که جناب آقای صبحی صالح که از شخصیت های برجسته اهل سنت است میفرماید : مراد عمر بن خطاب نیست بلکه یکی از اصحاب علی (رض) است . روشن کننده این قضیه مطاعن دیگری است که در نهج البلاغه آمده است .پ

تحلیل : وقتی مولوی مرادزهی دیدند که با تهمت تحریف تاریخ طبری راه به جائی نمی برند در اسناد روایت شبهه ای ایجاد کردند که احمد بن حنبل جواب جناب مرادزهی را داد و سند این روایت را نیز بدون آلایش توصیف کرد. درمورد انقطاع آخرین راوی کاش مدرکی هم ارائه می شد چون با رجوع به تاریخ طبری چنین انقطاعی دیده نمی شود .

12-سوال : قزوینی : جناب مرادزهی تهدید به خانه وحی را قبول کردند . پس چرا عمر برای سعد بن عباده که تا آخر عمر بیعت نکرد , به خانه ایشان هجوم نبردند ( تهذیب الکمال ج10 ص18 ) و یا ابن بن سعید بن عاص جزء کسانی هستند که از بیعت خودداری کردند , چرا به خانه آنها هجوم نبردند ( اسد الغابه ج1 ص37 ) . چرا خلیفه دوم دوگانه برخورد کردند ؟
جواب اقای مرادزهی : مسلمانان مدینه که شبانه روز 5 بار در مسجد النبی نماز می خواندند کجا هستند که این قضیه در حد تواتر ثابت می شد . بنی هاشم کجا بودند ؟ علی شیر خدا کجا بود ؟ آیا این زیر سوال بردن تربیت پیامبر را نمی رساند که بعد از 23 سال نتوانست اصحاب خود را تربیت کند و به محض فوت او اصحاب به جان دخترش افتادند ؟ عبدالفتاح عبدالمقصود شاهد این قضیه نبوده که بخواهد به خلیفه دوم اتهام وارد کند . کجا هستند شاهدان این قضیه ؟ // چون برخی از روایات نهج البلاغه مذمتی است پس همدیگر را ساقط می کنند پس باید باز گردیم به قرآن : << و السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار والذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه >> . مهاجرین اول چه کسانی بودند ؟ خلیفه اول و دوم و سوم و چهارم . خداوند از آنها اعلام رضایت می کند .

تحلیل : قضیه تواتر حدیث بطور مبسوط در شماره 8 توضیح داده شده است . اما اگر منظور مولوی مرادزهی از جمله " علی شیر خدا کجا بود ؟ " اینست که چون علی شیر خداست پس باید با شمشیر خودش ذوالفقار عمر را می کشت , سخنی بدون منطق است زیرا : زمانی که زینب بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفتند زنان و اهل و عیال رسول خدا مشغول گریه و عزاداری بودند در این هنگام عمر در حضور پیامبر خدا شروع کرد به تازیانه زدن آنها که با مخالفت رسول خدا مواجه شد : عن ابن عباس قال : لما ماتت زینب بنت رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : ألحقوها بسلفنا الخیر عثمان بن مظعون فبکت النساء فجعل عمر یضربهن بسوطه فأخذ رسول الله صلی الله علیه وسلم یده وقال:مهلا یا عمر دعهن یبکین ، وإیاکن ونعیق الشیطان.إلی أن قال:و قعدرسول الله صلی الله علیه وسلم علی شفیر القبر وفاطمة إلی جنبه تبکی فجعل النبی صلی الله علیه وسلم یمسح عین فاطمة بثوبه رحمة لها .

مسند أحمد 1 ص 237 ، 335 ، مستدرک الحاکم 3 ص 191 وصححه وقال الذهبی فی تلخیص المستدرک : سنده صالح ، مسند أبی داود الطیالسی ص 351 ، الاستیعاب فی ترجمة عثمان بن مظعون ج 2 ص 482 ، مجمع الزوائد 3 ص 17 . وأخرج البیهقی فی السنن الکبری 4 ص 70 . عمر جلوی چشم پیامبر زن رسول الله را میزند . آیا رسول خدا عمر را قصاص کرد و او را مورد ضرب قرار داد ؟ خیر . علی (ع) پیرو پیامبر است و سنت و منش او را پیاده می کند . اوست که پیامبر در وصفش فرموده علی مع الحق و الحق مع العلی . پس این رفتار علی (ع) طیق سنت رسول خدا و پیامد آن طبق روش قرآن است و بنا به نص صریح روایت , حق همیشه با علی (ع) است و کار او حق بوده . جناب مرادزهی با جمله " زیر سوال بردن تربیت پیامبر" خواستند به اصطلاح هوچی گری کنند اما غافل از اینکه خود رسول خدا فرموده اند امت من بعد از من مرتد می شوند . تفصیل این مطلب را دکتر قزوینی در ادامه مناظره با دلایل محکم آورده است . ایشان گفتند " عبدالفتاح عبدالمقصود شاهد این قضیه نبوده" . خیر کسی هم چنین ادعائی نکرده است . در طول مناظره روایاتی با سند صحیح در نزد اهل سنت خوانده شد که موید هجوم بودند من جمله روایت ندامت ابوبکر . سند صحیح یعنی چه ؟ جناب مرادزهی فراموش کرده اند سند صحیح این روایات یعنی یکی از شاهدان هجوم به خانه وحی ویکی از اصحاب رسول خدا که از نظر اهل سنت ستارگان نجات امت هستند این روایت را نقل کرده است تا به امروز به دست ما رسیده , یعنی یکی از شهود ماجرا آنرا نقل نموده است و تمام علمای طول تاریخ اهل سنت با پشتوانه ای تقریبا" 1500 ساله این شاهد را راستگو می دانند و به او اعتماد کرده اند . ایشان فرمودند " چون برخی از روایات نهج البلاغه مذمتی است پس همدیگر را ساقط می کنند" . مثل اینکه وقتی جناب قزوینی مطلب شماره 11 را بازگو می کردند , جناب مولوی حواسشان کمی پرت بود . ولی در عوض ایشان تمام مسلمانان اعم از شیعه وسنی دلایل قزوینی را شنیدند . و دانستند که اصلا" روایت موید عمر در نهج البلاغه وجود ندارد ( چنانچه علمای سنی و شیعه معترفند ) که بخواهد روایات مذمتی را ساقط کند . ایشان آیه قرآن را شاهد بر صدق گفتارشان آوردند ولی ای کاش کمی در آیه دقت می نمودند . السابقون یعنی کسانی که در اسلام آوردن سبقت گرفتند و از همه برای دعوت به اسلام مشتاق تر بودند . این حتما" شامل عمر و ابوبکر نمی شود زیرا با آن روایاتی که جناب مرادزهی در طول 2 ساعت مناظره مشتاق شنیدنشان بود و در آخر هجوم را ثابت کرد در منافات است . چطور کسی مشتاق اسلام و عمل به آن است اما به سبط نبی مکرم حمله ور می شود . از طرفی منظور آیه آن عده ای هستند که در دینشان ثابت ماندند نه آنهائی که بنا بر نص صحیح بخاری مرتد شدند . پس این آیه مقصود آقای مرادزهی را تائید نمی کند .

سه دقیقه نهائی اقای مرادزهی :

علی که شاهد ماجرای هجوم است کجاست ؟ ذوالفقارش کجاست ؟ در شرح ابن میثم ص488 می خوانیم که علی می فرماید ناصح ترین انسانها برای خلق خدا و رسول خدا خلیفه صدیق و خلیفه فاروق هستند .آنها جایگاهی والا در اسلام دارند . و با وفات آنها زخم شدیدی بر اسلام پدید آمد .خداوند به آنها جزا و پاداش خیرعنایت فرماید. همچنین در کتاب شافی علامه علم الهدی ج2 ص428 از قول علی آمده بهترین امت بعد از پیامبر ابوبکر و عمر هستند .

سه دقیقه نهائی اقای قزوینی :

در رابطه با این که ایشان فرمودند صحابه کجا رفتند . آیا تربیت پیامبر زیر سوال نمیرود . باید بگویم از آقایان اهل سنت سوال کنید که در صحیح بخاری ج7 ص207 ح6507 آمده : تمام صحابه بعد از من مرتد می شوند و وارد آتش جهنم می شوند . ابن کثیر در البدایه و النهایه ج6 ص33 از قول عایشه نقل می کند : همه عرب یعنی همه مسلمانها مرتد می شوند . اما در رابطه با این که ایشان می فرماید این قضیه شهادت حضرت زهرا سندی ندارد , قبلا" هم گفتم از جوینی که استاد ذهبی است و ذهبی او را امام و پیشوا می نامد نقل میکند که وقتی رسول خدا چشمش به فاطمه افتاد فرمودند من می بینم روزی را که حرمت او شکسته می شود و حق او غصب می شود و ارث او گرفته می شود و پهلویش شکسته می شود و جنین او محسن را سقط میکنند ....

تحلیل : در مورد سخنان مولوی مرادزهی که فرمودند " علی که شاهد ماجرای هجوم است کجاست ؟ ذوالفقارش کجاست ؟" در مطلب شماره 12 به تفصیل صحبت شد . اما ایشان حدیثی را خواندند که علمای اهل سنت به دروغ بودن آن اذعان دارند چرا که علی (ع) عمر و ابوبکر را صدیق و فاروق نمی دانست . طبق روایات صحیح السندی که در بسیاری از کتابهای اهل سنت وجود دارد ، این دو لقب مبارک ، از القاب اختصاصی علی علیه السلام بوده است ؛ اما جناب مولوی تلاش کرده اند که این فضلیت را برای خلفای دیگر نقل کنند . ما به چند روایت اشاره می کنیم : بسیاری از علمای اهل سنت ؛ از جمله ابن ماجه قزوینی در سننش که یکی از صحاح سته اهل سنت به شمار می آید ، با سند صحیح نقل کرده : عَنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ لَا یَقُولُهَا بَعْدِی إِلَّا کَذَّابٌ صَلَّیْتُ قَبْلَ النَّاسِ بِسَبْعِ سِنِینَ . عباد بن عبد الله گوید : علی علیه السلام فرمود : من بنده خدا ، برادر رسول خدا و صدیق اکبر هستم ، پس از من جز دروغگو کسی دیگر خود را صدیق نخواهد خواند ، من هفت سال قبل از دیگران نماز می خواندم . سنن ابن ماجة ، ج1 ، ص 44 ، و البدایة والنهایة ، ج3 ، ص 26 و المستدرک ، حاکم نیشابوری ، ج3 ، ص 112 وتلخیص آن ، تألیف ذهبی در حاشیه همان صفحه ، و تاریخ طبری ، ج2 ، ص 56 ، والکامل ، ابن الاثیر ، ج2 ، ص 57 و فرائد السمطین ، حموینی ، ج 1 ص 248 و الخصائص ، نسائی ، ص 46 با سندی که تمام روات آن ثقه هستند ، و تذکرة الخواص ، ابن جوزی ، ص 108 و ده ها سند دیگر .محقق سنن ابن ماجه در ادامه می نویسد : فی الزوائد : هذا إسناد صحیح . رجاله ثقات . رواه الحاکم فی المستدرک عن المنهال . وقال : صحیح علی شرط الشیخین . درباره فاروق نیز گفتنی است : محمد بن سعد در الطبقات الکبری ، ابن عساکر در تاریخ مدینة دمشق ، ابن اثیر در اسد الغابة و محمد بن جریر طبری در تاریخش می نویسند :قال بن شهاب بلغنا أن أهل الکتاب کانوا أول من قال لعمر الفاروق وکان المسلمون یأثرون ذلک من قولهم ولم یبلغنا أن رسول الله صلی الله علیه وسلم ذکر من ذلک شیئا . ابن شهاب گوید : این گونه به ما رسیده است که اهل کتاب نخستین کسانی بودند که به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان از سخن آنها متأثر شدند و این لقب را در باره عمر استعمال کردند و از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم هیچ مطلبی در این باره به ما نرسیده است . الطبقات الکبری - محمد بن سعد - ج 3 - ص 270 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 51 و تاریخ الطبری - الطبری - ج 3 - ص 267 و أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 4 - ص 57 . همچنین طبق عادتی که برای مولوی در طول مناظره دیدیم ایشان حدیثی بدون سند را از الشافی آورده است : با مطلب به ابات رسیده در همین جلسه مناظره در تضاد است . کافیست ایشان سری به مطلب شماره 4 و 5 بزند تا نظر علی (ع) را در مورد ابوبکر و عمر جویا شوند . ایشان در هنگام نقل قول قزوینی از علامه جوینی وسط حرف ایشان پریده و گفتند " ذهبی به جوینی "حاطب لیل" گفته است .اما باید توجه کنند که این سخن که ذهبی گفته باشد : جوینی «حاطب لیل» است ، تهمتی است که زرکلی به ذهبی می‌زند ، ذهبی در هیچ یک از کتاب‌هایش چنین جمله‌ای در باره جوینی ندارد . وقتی ذهبی آن همه از وی تعریف و تمجید می‌کند و حتی از او در تذکرة الحفاظ با عناوین «الامام المحدث الاوحد الاکمل فخر الإسلام» یاد می‌کند ، چگونه می‌توان باور داشت که در جای دیگر او را «حاطب لیل» معرفی کرده باشد ؟!
در آخر از تمام حق طلبان خواهش می کنم کمی تفکر کرده و راه تعصب و لجاج را پیش نگیرند و دنبال کلام مستدل جستجو کنند . برای انطباق صورت این نقد و بررسی با مناظره ,پیشنهاد می کنم فایل صوتی انرا تهیه و با این مطالب تطبیق بدهید تا راهی باشد برای یافتن حق .

2) متن کامل مناظره دکتر حسینی قزوینی و مولوی عبدالمجید مرادزهی + فایل صوتی
3) مناظره دکتر حسینی قزوینی و مولوی مرادزهی برگزار گردید + فایل صوتی
4) گزارش تصویری مناظره دکتر قزوینی و مولوی مرادزهی
5) مناظره دکتر حسینی قزوینی با مولوی عبد المجید مراد زهی
6) دکتر حسینی قزوینی بخشی از خبر حوزه نیوز را تکذیب کرد
7) انتقاد دکتر حسینی قزوینی از مولوی عبدالحمید به دلیل طفره رفتن ایشان از مناظره (اختصاصی)
8) دعوت مجدد دکتر حسینی قزوینی از مولوی عبدالحمید برای مناظره و مباهله (اختصاصی)
9) مولوی عبدالحمید مناظره با دکتر حسینی قزوینی را رد کرد (اختصاصی)
10) مولوی عبدالحمید مناظره با دکتر حسینی قزوینی را رد کرد (اختصاصی)



منبع خبر: موسسه تحقیقاتی ولی عصر
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

گوناگون از جهان اسلام

توسط نیروهای امنیتی؛
بازداشت چهره سرشناس شیعیان عربستان

منابع آگاه از عربستان سعودی خبر دادند نیروهای امنیتی این کشور عصر روز گذشته شیخ "نمر باقر النمر" چهره سرشناس شیعیان عربستان را بازداشت کردند.

به گزارش شیعه آنلاین، این منابع آگاه در ادامه افزودند: شیخ "نمر باقر النمر" طی چند روز گذشته دولت عربستان را به شدت مورد انتقاد قرار داده و خواستار "اصلاحاتی واقعی" به ویژه در زمینه دینی در این کشور شده بود.

این منابع همچنین گفتند: نیروهای امنیتی از شیخ "النمر" خواستند که به ساختمان استانداری شهر قطیف در شرق عربستان مراجعه کند و پس از مراجعه وی، توسط نیروهای دولتی بازداشت و به مکانی نامشخص انتقال داده شد.

گفتنی است شیخ "النمر" که امام جمعه یکی از سرشناس ترین مساجد شیعه در شهر قطیف است طی سال 2006 نیز چندین بار توسط نیروهای امنیتی این کشور بازداشت شده بود.


شایان ذکر است علت دیگر این بازداشت، اظهارات تکان دهنده و انتقادات شدید شیخ "النمر" در دیدار اخیرش با "جلوی بن عبدالعزیز آل سعود" معاون حاکم منطقه شرقیه بوده است. وی در این دیدار با نشان دادن برخی مدارک، تلاش کرد مورد ظلم قرار گرفتن شیعیان عربستان را به معاون حاکم منطقه ثابت کرد

شیخ "النمر" ابتدای سال جاری میلادی نیز خواستار تشکیل جبهه مخالفان دینی عربستان با نام "جبهه مخالفان رشید" شده بود. تلاش برای تشکیل این جبهه همچنان ادامه دارد.

شیخ "نمر باقر النمر" هدف از تشکیل این جبهه را مبارزه با فساد اجتماعی، دینی و سیاسی اعلام کرد.

شاهدان عینی اعلام کردند چندین خودروی نیروی پلیس و امنیتی عربستان شب گذشته در اطراف محل س ت شیخ "النمر" مستقر شدند


در پایان قابل ذکر است شیخ النمر حدود دو ماه پیش نیز از حق مسلم جمهوری اسلامی ایران در دست یابی به انرژی مسالمت آمیز هسته ای دفاع کرده بود.


درخواست برای راه‌اندازي مركز كنترل فتوا

دكتر علي جمعه مفتي مصر، خواستار تأسيس مركز منترل فتوا براي نظارت بيشتر بر صدور فتوا و يكپارچه كردن آن شد.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از اسلاميك نيوز، دكتر شيخ علي جمعه مفتي اعظم مصر روز گذشته طي سخناني تاكيد كرد: در عصر كنون كه عصر پيشرفت و تكنولوژي است، ضروري است كه دنياي اسلام يك مركز قوي نظارت بر صدور فتوا داشته باشد تا شاهد صدور يكپارچگي در صدور فتوا باشيم و از اين طريق بسيار از مشكلات مسلمانان در سراسر دنيا بر طرف گردد و گروهها و فرقه هاي اسلامي را با يكديگر متحد كند.

وي با اشاره به اينكه صدور احكام و فتاوا در جامعه و زندگي مسلمانان نقشي نقش اساسي ايفا مي‌كند گفت: احداث مركز كنترل فتوا از نياز هاي اساسي دنياي اسلام است؛ چراكه متاسفانه ما شاهد فتاوايي بي اساس و اشتباهي هستيم كه از سوي مراكز غير معتبر فتوا صادر مي گردد و در بسياري از مواقع موجب دگرگوني و تغيير منفي سرنوشت دنياي اسلامي مي شود.


جمعه همچنين خواستار تنظيم منشوري براي حمايت از فتوا شد و افزود: اين منشور بايد جهت دفاع و نظارت بر فتوا و اشاعه فرهنگ صحيح اسلام باشد.


بزودی درهای حرم عسگریین(ع) باز می‏شود:
شیعیان نجف و کربلا به سامرا بیایند

شیخ قحطان، دبیرکل شورای شهر سامرا به تازگي به همراه هیئتی از شیوخ عشایر و روحانیون دینی سامرا طی بازدید از دو استان نجف و کربلا گفت: این دیدار با هدف محکم کردن پیوند برادرانه و دعوت از شيعيان برای زیارت حرمین عسگریین(ع) در هر زمان ممکن، صورت گرفته است.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از شبستان، وی با اشاره به اینکه نوری مالکی با تشکیل يك کمیته از اهالی شهر اقدام به بازسازی حرمین امامين عسگریین(ع) کرد، افزود: اهالی شهر همچنان با سرعت در حال مشارکت و بازسازی حرمین عسگریین(ع) هستند.

شیخ قحطان تأکید کرد: شهر سامرا به زودی آماده استقبال از تمامی زائران اهل‏بیت علیهم‏السلام خواهد بود.


وی همچنین در ادامه بر بازسازی سامرا و استقرار امنیت در این شهر تأکید کرد.


شیکاگو تریبیون:
صدر به ایران رفت تا مرجع تقلید شود!

او اعلام کرده تا سال 2010، عنوان مرجعیت را به دست خواهد آورد و جایگزین مناسب و فعالی برای آیت الله سیستانی که در 80 سالگی است و از عارضه قلبی رنج می برد خواهد بود.
 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از عصرایران، رسانه های خبری آمریکا از ورود رهبر گروه "جیش المهدی" به ایران خبر دادند.

به گزارش روزنامه شیکاگو تریبیون چاپ آمریکا، مقتدی صدر رهبر گروه جیش المهدی برای تکمیل تحصیلات مذهبی وارد ایران شد و سپس به شهر قم عزیمت کرد.


بنا به نوشته این روزنامه، مقتدی صدر از ماه می سال 2007 میلادی در ایران استقرار داشت اما برنامه ای برای ماندن طولانی او اعلام نشده بود. اما این بار نزدیکان او به رسانه های خبری آمریکا اعلام کرده اند که هدف اصلی او برای ورود به ایران، اخذ عنوان مرجعیت مذهبی است تا بدین وسیله بتواند در کنار مراجع برجسته نظیر آیت الله سیستانی حضور داشته باشد.


این روزنامه با اشاره به اینکه مقتدی صدر تصمیم گرفته از خشونت رو به سیاست بیاورد افزود:او اعلام کرده تا سال 2010، عنوان مرجعیت را به دست خواهد آورد و جایگزین مناسب و فعالی برای آیت الله سیستانی که در 80 سالگی است و از عارضه قلبی رنج می برد خواهد بود.


شیکاگو تریبیون با اشاره به اینکه در صورت عدم جایگزینی صدر در جایگاه آیت الله سیستانی وی قابلیت استقرار در مقام عبدالعزیز الحکیم را خواهد داشت افزود: عبدالعزیز الحکیم نیز مبتلا به سرطان ریه است و اگر صدر نتواند جایگاه آیت الله سیستانی را کسب کند، قابلیت چشم داشتن به مقام "حکیم" را دارد.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

عکس هفته

از سمت راست:مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله الوارف

ومرجع اعلی جهان تشیع نابغه قرن بیستم در تالیف مجاهد نستوه فقیع عالیقدر

حضرت آیت الله العظمی سید محمد شیرازی اعلی درجاته

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

دعای آخر ماه شعبان و اول ماه مبارک رمضان

دعای آخر ماه شعبان و اول ماه مبارک رمضان

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ الْمُبَارَکَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ‏ وَ جُعِلَ هُدًی لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنَا فِیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِی یُسْرٍ مِنْکَ وَ عَافِیَةٍ یَا مَنْ أَخَذَ الْقَلِیلَ وَ شَکَرَ الْکَثِیرَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ لِی إِلَی کُلِّ خَیْرٍ سَبِیلاً وَ مِنْ کُلِّ مَا لاَ تُحِبُّ مَانِعاً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ یَا مَنْ عَفَا عَنِّی وَ عَمَّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ‏ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْنِی بِارْتِکَابِ الْمَعَاصِی عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یَا کَرِیمُ‏ إِلَهِی وَعَظْتَنِی فَلَمْ أَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنِی عَنْ مَحَارِمِکَ فَلَمْ أَنْزَجِرْ فَمَا عُذْرِی فَاعْفُ عَنِّی یَا کَرِیمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ‏ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ التَّجَاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ‏ یَا أَهْلَ التَّقْوَی وَ یَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُکَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ ضَعِیفٌ فَقِیرٌ إِلَی رَحْمَتِکَ‏ وَ أَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنَی وَ الْبَرَکَةِ عَلَی الْعِبَادِ قَاهِرٌ مُقْتَدِرٌ أَحْصَیْتَ أَعْمَالَهُمْ وَ قَسَمْتَ أَرْزَاقَهُمْ‏ وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَةً أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَلْوَانُهُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ‏ وَ لاَ یَعْلَمُ الْعِبَادُ عِلْمَکَ وَ لاَ یَقْدِرُ الْعِبَادُ قَدْرَکَ وَ کُلُّنَا فَقِیرٌ إِلَی رَحْمَتِکَ فَلاَ تَصْرِفْ عَنِّی وَجْهَکَ‏ وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِی خَلْقِکَ فِی الْعَمَلِ وَ الْأَمَلِ وَ الْقَضَاءِ وَ الْقَدَرِ اللَّهُمَّ أَبْقِنِی خَیْرَ الْبَقَاءِ وَ أَفْنِنِی خَیْرَ الْفَنَاءِ عَلَی مُوَالاَةِ أَوْلِیَائِکَ وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِکَ وَ الرَّغْبَةِ إِلَیْکَ‏ وَ الرَّهْبَةِ مِنْکَ وَ الْخُشُوعِ وَ الْوَفَاءِ وَ التَّسْلِیمِ لَکَ وَ التَّصْدِیقِ بِکِتَابِکَ وَ اتِّبَاعِ سُنَّةِ رَسُولِکَ‏ اللَّهُمَّ مَا کَانَ فِی قَلْبِی مِنْ شَکٍّ أَوْ رِیبَةٍ أَوْ جُحُودٍ أَوْ قُنُوطٍ أَوْ فَرَحٍ أَوْ بَذَخٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْ خُیَلاَءَ أَوْ رِیَاءٍ أَوْ سُمْعَةٍ أَوْ شِقَاقٍ أَوْ نِفَاقٍ أَوْ کُفْرٍ أَوْ فُسُوقٍ أَوْ عِصْیَانٍ أَوْ عَظَمَةٍ أَوْ شَیْ‏ءٍ لاَ تُحِبُ‏ فَأَسْأَلُکَ یَا رَبِّ أَنْ تُبَدِّلَنِی مَکَانَهُ إِیمَاناً بِوَعْدِکَ وَ وَفَاءً بِعَهْدِکَ وَ رِضًا بِقَضَائِکَ‏ وَ زُهْداً فِی الدُّنْیَا وَ رَغْبَةً فِیمَا عِنْدَکَ وَ أَثَرَةً وَ طُمَأْنِینَةً وَ تَوْبَةً نَصُوحاً أَسْأَلُکَ ذَلِکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ‏ إِلَهِی أَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصَی وَ مِنْ کَرَمِکَ وَ جُودِکَ تُطَاعُ فَکَأَنَّکَ لَمْ تُعْصَ (تَرَ) وَ أَنَا وَ مَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکَّانُ أَرْضِکَ فَکُنْ عَلَیْنَا بِالْفَضْلِ جَوَاداً وَ بِالْخَیْرِ عَوَّاداً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلاَةً دَائِمَةً لاَ تُحْصَی وَ لاَ تُعَدُّ وَ لاَ یَقْدِرُ قَدْرَهَا غَیْرُکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏

ترجمه :
« خدایا این ماه مبارک (رمضان) که در آن قرآن نازل شد و مقرر گردید برای هدایت مردم و ادله روشن برای راهنمایی و جدا ساختن حق و باطل اینک فرا رسید و ما را در این ماه و ماه را برای ما سلامت بدار و برای ما این ماه را آسایش و عافیت مسلم دار ای آنکه طاعت اندک ما بندگان را اخذ کرده و مقابلش پاداش بسیار عطا می‏کنی از من هم این قلیل طاعت بپذیر ای خدا از تو درخواست می‏کنم که به هر کار خیری مرا راه نشان دهی و از هر چه محبوب تو نیست مرا مانع شوی ای مهربانترین مهربانان عالم ای کسی که از من و از بدیهایی که از شرم خلق پنهان داشتم درگذشتی و ای کسی که مرا به ارتکاب گناهان مؤاخذه نفرمودی عفو تو عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای ذات بزرگواری خدای من تو مرا موعظه کردی (در کتابت) و من نشنیدم و از هر حرام انزجار دادی و من ترک ننمودم چه عذر به درگاهت آورم از من درگذر ای خدای با کرم و بخشش عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای خدا از تو درخواست می‏کنم راحتی در وقت مرگ و آمرزش هنگام حساب اگر گناه از بنده بزرگ است عفو و بخشش از تو نیکو است ای که تقوی و آمرزش سزاوار توست عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای خدا من بنده تو فرزند بنده و کنیز توام ضعیف و ناتوانم و به رحمت بی‏پایانت محتاج و تویی که ثروت و برکت نازل بر بندگانت می‏کنی تو قاهرو مقتدری تو اعمال خلق به شمار آورده و روزیشان تقسیم کرده‏ای و زبانهاشان مختلف و رنگهاشان گوناگون ساختی خلقتی پس از خلقتی دیگر آفریدی بندگان از علم تو آگاه نیستند و به قدر و مقامت پی نتوانند برد و همه ما خلایق به رحمتت محتاجیم پس تو به کرم و بزرگواری خود روی از من مگردان و قرار ده مرا از شایستگان خلقت در مقام عمل و آرزو و در قضا و قدر خدایا مرا با بهترین حال باقی بدار و در بهترین حال بمیران که آن حال دوستی با اولیاء توست و دشمنی با اعدایت و شوق لقایت و ترس از قهر و جلالت و حال خشوع به درگاهت و وفای به عهدت و به تسلیم و رضایت و با تصدیق به کتابت و پیروی از سنت پیغمبرت ای خدا آنچه در دلم از شک و ریب و انکار و یأس و نومیدی و شادی و سرکشی و عیاشی و اسراف یا تکبر و خود پسندی یا ریا کاری و خودنمایی یا شقاوت و نفاق و دورویی یا کفر و فسق و گناه یا بزرگی نخوت یا هر چه تو نپسندی از تو درخواست می‏کنم که همه این اوصاف را بدل کنی به ایمان به وعده‏های خود و وفای به عهدت و رضا و خوشنودی به قضایت و زهد در دنیا و شوق و رغبت به آنچه نزد توست و آگاهی و اطمینان خاطر و توبه نصوح که من از تو می‏طلبم این امور را ای پروردگار عالم ای خدای من تو بس با حلم و بردباری خلق که تو را معصیت می‏کنند گویا نمی‏بینی و بس با جود و کرمی اطاعتت که می‏کنند گویا هیچ معصیت نکرده‏اند و من با هر که معصیت نکرده است همه ساکنان زمین توایم پس با ما به فضل و رحمتت کرم فرماو به عادتت که خیر و احسان است رفتار کن ای مهربانترین مهربانان عالم و درود بر محمد (ص) و آلش درودی پیوسته که جز تو کسی آن را به حد و شمار و قدر و اندازه در نیاورد ای مهربانترین مهربانان. »


منبع خبر: مفاتیح الجنان
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

منظور از عدم مفسده در امر به معروف و نهی ازمنکر چیست؟

منظور از عدم مفسده در امر به معروف و نهی ازمنکر چیست؟

پاسخ ایت الله بهجت : مفسده در این جا عبارت است از ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی قابل اعتنایی که در صورت وجود چنین مفسده ای امر به معروف و نهی ازمنکر بر انسان واجب نیست.



منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی ایت الله بهجت

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

زندگینامه ایت الله العظمی سید علی سیستانی _ دام ظله

اشنایی با فرزانگان :
زندگینامه ایت الله العظمی سید علی سیستانی _ دام ظله

حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی در سال 1349 هجری قمری در شهر مقدس مشهد از خاندانی معروف به علم و تدین دیده به جهان گشود. پس از فراگیری علوم ابتدائی , مقدمات و سطح , نزد برخی از اساتید و مدرسان به فراگیری علوم عقلیه و معارف الهیه پرداخت . وی دروس خـارج را در مـشـهـد بـه اتمام رساند و ....


ولادت

در روز 9 ربیع الاول سال 1349 هـ . ق در شهر مقدس مشهد متولد گردید و پدرش به میمنت نام جدش ایشان را علی نام نهاد.
نام پدر گرامیشان مرحوم سید محمد باقر و نام جد ایشان که از بزرگان علم و زهد بوده سید علی میباشد که زندگینامه ایشان را مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در طبقات أعلام الشیعه (قسمت چهارم ص 1432) ذکر نموده است که گفته شده ایشان در نجف از شاگردان مولی علی نهاوندی و در سامرا از شاگردان مجدد شیرازی سپس از شاگردان خاص مرحوم سید اسماعیل صدر گردید. و در سال 1308 هـ . ق به شهر مقدس مشهد بازگردید و در آنجا مستقر گشت، و از مهمترین شاگردانش فقید بزرگوار شیخ محمد رضا آل یاسین (قدس سره) میباشد.
خاندان ایشان که از سادات حسینی میباشند در عهد صفوی در اصفهان میزیستند که از طرف سلطان حسین صفوی جدّ اعلی ایشان سید محمد را به منصب شیخ الاسلامی در سیستان منصوب نمود و ایشان به آنجا منتقل شده و با خانواده شان در آنجا سکنی گزیدند.
از نوادگان ایشان سید علی جدّ معظم له، اولین شخصی بود که به شهر مقدس مشهد مهاجرت نمود و در مدرسه مرحوم ملا محمد باقر سبزواری مستقر گردید و از آنجا برای تکمیل درس خود به نجف اشرف مهاجرت نمود.
معظم له در پنج سالگی به تعلیم قرآن کریم پرداخت، سپس وارد مدرسه دار التعلیم دینی به منظور آموزش علوم دینی شد که در این مدت خوشنویسی را از استاد فن ایشان آموخت.
در سال 1360 هـ . ق به امر پدر بزرگوارشان شروع به آموختن مقدمات علوم حوزوی نمود که مجموعه ای از دروس ادبی همچون شرح الفیه ابن مالک، مغنی ابن هشام مطول تفتازانی مقامات حریری و شرح النظام را نزد مرحوم ادیب نیشابوری و بعضی دیگر از اساتید فن پرداخت.
نیز شرح لمعه و قوانین را نزد مرحوم سید احمد یزدی فرا گرفت و قسمتی از دروس سطوح مثل مکاسب و رسائل و کفایه را نزد عالم جلیل شیخ هاشم قزوینی خواند.
و تعدادی از کتب فلسفی همچون شرح منظومه سبزواری و شرح الاشراق و اسفار را نزد مرحوم آیسی خواند و شوارق الالهام را نزد مرحوم شیخ مجتبی قزوینی آموخت و از محضر علامه محقق میرزا مهدی اصفهانی متوفی 1365 هـ . ق بهره فراوان برد، همچنین از محضر میرزا مهدی آشتیانی و میرزا هاشم قزوینی بهره فراوان برده است.
ایشان پس از فراگیری علوم ابتدائی، مقدمات و سطح، نزد برخی از اساتید و مدرسان به فراگیری علوم عقلیه و معارف الهیه پرداخت.

سپس در سال 1368 هـ . ق به شهر مقدس قم مهاجرت نموده و از محضر مرجع بزرگ آیت الله بروجردی (قدس سره) در فقه و اصول بهره ی فراوان برد و از دانش و معرفت فقهی او بویژه در علم رجال و حدیث استفاده ی بسیاری نمود.

وی همچنین در دروس فقیه و عالم فاضل سید حجت کوه کمره ای (قدس سره) و تعدادی از علمای معروف آن دوره شرکت جست.
معظم له در مدت اقامت در قم با مکاتباتی که با مرحوم سید علی بهبهانی داشته است (یکی از علمای برجسته اهواز و از تابعین مدرسه محقق شیخ هادی طهرانی) که موضوع مورد مکاتبه بعضی از مسائل قبله بوده بطوری که معظم له در این مسائل مناقشات مفصلی با مرحوم بهبهانی حول آراء مرحوم محقق طهرانی داشته و مرحوم بهبهانی از آراء استاد خود دفاع میکرده، پس از مدتی مکاتبه مرحوم بهبهانی نامه تشکری برای معظم له فرستاده و از ایشان تمجید و تقدیر کاملی نمود. و قرار بر آن شد که بقیه بحث در موقع تشرّف ایشان به مشهد انجام گیرد.
در سال 1371 هـ . ق معظم له از قم به نجف اشرف مهاجرت نمود، که در روز اربعین حسینی (علیه السلام) وارد کربلا گردید سپس به نجف سفر نمود، و در مدرسه بخارائی وارد شده و مستقر گردیدند، که در محضر اساتید بزرگی همچون آیت الله خوئی و شیخ حسین حلی (قدس سرهما) در فقه و اصول به مدت طولانی حاضر گردید و همچنین در این مدت هم در دروس بزرگانی همچون آیت الله حکیم و آیت الله شاهرودی (قدس سرهما) حاضر گردید.
در سال 1380 هـ . ق معظم له تصمیم رجوع به موطن خود مشهد گرفت و چون تصور مینمود که در آنجا مستقر خواهد شد، از اینرو اساتیدشان آیت الله خوئی و شیخ حسین حلی (قدس سرهما) رسیدن به درجه اجتهاد را بری او مکتوب نمودند. همچنین که محدث بزرگ، آقا بزرگ طهرانی شهادت دیگری در تبحر ایشان به علم رجال و حدیث مکتوب نمود.
معظم له در سال 1381 هـ . ق بار دیگر به نجف بازگشت و با ورودشان شروع به درس خارج در فقه در باب مکاسب شیخ انصاری و متعاقب آن شرح عروه در باب طهارت و بیشتر کتاب صلاة را تدریس نمودند. و در سال 1418 هـ . ق بعد از آنکه کتاب صوم را به پایان رسانده بود، شروع به شرح کتاب اعتکاف نمود.
همچنین در این مدت در موضوعات مختلفی همچون کتاب قضاء و ابحاث ربا و قاعده الالزام و قاعده تقیه، بحثهای فقهی داشته اند. همچنین در این مدت بحثهایی در علم رجال که شامل حجیت مراسیل ابن ابی عمیر و شرح مشیخة التهذیبین و غیره نیز داشته اند.
همچنین معظم له بحثهایی در علم اصول را در شعبان 1384 هـ . ق شروع نموده و دوره سوم تدریس را در شعبان 1411 هـ . ق به پایان رساندند و تمام درسهای ایشان در بحثهای فقه و اصول از سال 1397 هـ . ق تا به حال بصورت کاستهای صوتی موجود میباشد. و در این روزها (شعبان 1423 هـ) مشغول به تدریس کتاب زکات از شرح عروة الوثقی میباشند.

نبوغ علمی

حـضـرت آیـت اللّه الـعظمی سیستانی (دام ظله) همواره در بحوث اساتید خود استعداد و هوش فوق العاده ای نشان می دادند و برجسته تر از همه همشاگردانش بود. وی در کثرت تحقیق و تتبع در مسائل فقهی و رجال و تداوم فعالیت عـلمی و آشنائی با بسیاری از نظریه ها در میدانهای علمی گوناگون، در حوزه ، مهارت استثنائی نشان دادند. شایان ذکر است که میان حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) و شهید صدر (قدس سره) در حوزه نبوغ، علمی، رقابت شدید بود. بـه این امر می توان از گواهی اجتهادی دو تن از اساتید وی یعنی آیت اللّه العظمی سید ابوالقاسم خوئی (رضوان اللّه تعالی علیه) و علامه حسین حلی (قدس سره) نگاشته اند پی برد. و مـعروف است که آیت اللّه خوئی (قدس سره) به هیچ یک از شاگردان خود، بجز حضرت آیت اللّه الـعـظمی سیستانی (دام ظله) و آیت اللّه شیخ علی فلسفی (که از علمای معروف مشهد می باشد) گواهی خطی ندادند. و نـیـز شیخ محدثان عصر خود علامه آقابزرگ تهرانی (قدس سره) برای حضرت آیت اللّه العظمی سـیـسـتانی (دام ظله) در سال 1380 هجری قمری گواهینامه ی نوشته است و در آن از مهارت حـضـرت آیـت اللّه الـعظمی سیستانی (دام ظله) و درایت وی در علم رجال و حدیث تمجید شده است . یـعـنی هنگامی که هنوز حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) به سن 31 سالگی نرسیده بودند حایز این مرتبه والا گردیده اند.

تألیفات و دستاوردهای فکری

نـزدیک بـه 34 سال پیش ، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) شروع به تدریس بحث خارج فقه و اصول و رجال کردند. و نیز بحثهایی پیرامون مکاسب ، طهارت ، نماز، خمس ، و برخی از قواعد فقهی مانند تقیه، و الزام به انجام رساندند. وی تـدریـس اصول را در سه دوره تمام کرد، که بعضی از بحثهای این دوره ، مثل بحثهای اصول عـلمی و تعادل و تراجیح و همچنین بعضی از مباحث فقهی و برخی از ابواب نماز و قاعده تقیه و الزام ، آماده چاپ است . عـده ی از فـضـلای مـعروف نیز که بعضی از ایشان مدرّس بحث خارج می باشند مانند علامه شیخ مـهـدی مـرواریـد، علامه سید مرتضی مهری، علامه سید حبیب حسینیان ، سید مرتضی اصفهانی ، علامه سید احمد مددی ، عـلامه شیخ باقر ایروانی ، و تعدادی از اساتید حوزه های علمیه ، بحث ایشان را به مراجعه و بررسی گذاشتند. حـضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) همزمان با تدریس و بحث مشغول تالیف و نگاشتن کتابهای مهم و چند رساله شدند. هـمـچنین ، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) کلیه تقریرات بحثهای اساتید خود را به رشته تالیف درآورده اند.

روش بحث و تدریس

روش حـضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) از دیگر روشهای اساتید حوزه و ارباب بحث خارج تفاوت دارد. برای مثال ، در زمینه روش وی در بحث علم اصول به ویژگیهای زیر اشاره کرد :
الف ـ ذکر تاریخ بحث و شناخت اصول و پایه های آن که شاید یک مسئله فلسفی، مانند: سهولت و آسـانی ((مشتق)) وترکیبات آن باشد، یا عقیدتی ـ سیاسی ، مانند: بحث تعادل و تراجیح ، که او در آن گفته است : قضیه اختلاف احادیث نتیجه مبارزات و کشمکشهای فکری و عقیدتی آن زمان و نیز شرایط سیاسی زمان امامان (علیهم السلام) بود. و اندک اطلاعی از تاریخ این بحث ما را به گوشه و کنار آن مسئله و حقیقت افکار و آرا که در این باره مطرح است ، می رساند.
ب ـ پیوند میان فکر حوزوی و فرهنگهای معاصر، ضمن بحث از معنی الفاظ. مؤلف کتاب ((الکفایة)) عقیده خود درباره معانی الفاظ را بر اساس نظریه فلسفی معاصر، که بنام ((نظریه تکثّر ادراکی)) در فعالیت ذهن بشری و خلاقیت آن است ، ساخته است .
بـه ایـن مـعـنی کـه ذهـن ممکن است یک مطلب را با دو شکل مختلف تصور کند: که یکی را با استقلال و دقت و وضوح ، که به او ((اسم)) گفته می شود. و دیگری با انقباض یا گرفتگی ، که آن ((حرف)) نامیده می شود، و وقـتی که وارد بحث ((مشتق)) می شود، ایشان از زمان ، با بینش فلسفی جدید که در غرب رایج است ، و اینکه باید زمان را از مکان به لحاظ تعاقب نور و ظلمت جدا کرد، سخن می گوید.

و ضـمن بحث درباره ((صیغه امر)) و بحث از ((تجری))، نظریه برخی از علمای جامعه شناسی را مـطـرح می کـنـند که بر این عقیده اند که سئوال ناشی از تداخل صفت درخواست کننده باید از حقیقت درخواست او تفکیک شود.

مـلاک اسـتـحـقـاق عقوبت و جزا یاغی شدن عبد بر علیه مولی خود است ، و این حالت مبنی بر تقسیمات و طبقه بندی جوامع قدیم بشری است که سروران ، غلامان ، برتر، بدتر، و...داشته است . در واقـع ، ایـن نظریه از بقایی فرهنگهای دیرین ، که با زبان رده بندی نه زبان قانونی که مبنی بر مصالح انسانی عام است تکلم می کردند.
ج ـ اهتمام نسبت به اصولی که با فقه ارتباط دارد، لذا، یک طلبه می تواند اغراق و تفصیل علما را در بـحـثـهای فقهی که هیچ ثمره علمی یا فایده فکری ندارند، ملاحظه کند، مانند بحثهایی که درباره ((وضع)) می کنند، و اینکه آیا ((وضع)) یک امر اعتباری یا تکوینی ، یا امری است که متعلق بـه تـعـهـد یـا تخصیص است ، یا بحثهایی که در بیان موضوع ((علم)) و برخی از عوارض ذاتی درتعریف موضوع ((علم)) و مانند آن می کنند.

امـا آنـچـه کـه در دروس حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) مشاهده می شود، کوشش فراوان و بذل نهایت زحمت بری به دست آوردن مبنی علمی محکم و استوار در بحثهای اصولی در رابطه با روشهای استنباط، نظیر مباحث اصول عملی ، تعادل و تراجیح ، و عام و خاص ، می باشد.

د ـ نوآوری : بسیاری از اساتید ماهر حوزه ، روح یا فن نوآوری و تجدید را دارا نیستند، و همیشه سـعی ایـشان بر این بوده که تعلیقی یا حاشیه ای بر این کتاب یا آن رساله بنگارند، بدون اینکه به جوهر بحث بپردازند، لذا می بینیم که این نمونه از اساتید فقط آری موجود را بحث نموده و از بین آنـها یکی را انتخاب می کنند، و خود را با عباراتی مانند ((فتأمل)) یا ((فأفهم))، یا ((در این اشکال دو اشکال وجود دارد)) و ((باید در این دو اشکال تامل بخرج داد))، و... مشغول می کنند.
هـ . ق ـ نـکـاح اهل شرک جایز است : حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) این قاعده را که ((تـزاحـم)) نـام دارد، و فـقـهـا و اصولیین آن را به عنوان یک قاعده عقلی یا عقلائی صرف ، مطرح می کـنـند، ضمن قاعده ((اضطرار))، که یک قاعده شرعی و نصوص فراوانی درباره اش ذکر شده ، مثل ((هر چیزی را که خداوند حرام کرده است برای مضطر حلال کرده است))، می دانند.

پس در واقع ، قاعده ((اضطرار)) همان قاعده ((تزاحم)) است . و یـا ایـنـکه فقها و اصولیین قاعده ای را بیهوده طول می دهند، مانند آنچه در قاعده ((لا تعاد)) مشاهده می کنیم . که فقها آن را، به دلیل وجود نص مخصوص نماز می دانند. در صـورتی کـه آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) روایت ((لا تعاد الصلاة الا من خمسة)) را مصداق کبری دیگری که شامل نماز و واجبات گوناگون می باشد، می شناسند. ایـن کـبری در آخر متن روایت موجود است که عبارت است از ((و لا تنقض السنة الفریضة))، پس آنـچـه کـه مسلم است در نماز و غیره ترجیح فریضة بر سنت است ، مانند ترجیح وقت و قبله ، زیرا وقت و قبله از فرایض هستند نه سنت .
و ـ دیدگاه اجتماعی : بعضی از فقها متون را تحت اللفظی ترجمه و معنی می کنند. به عبارت دیگر، خودشان را مقید به حروف متن می سازند بدون اینکه فراتر از آن بروند و به معانی وسیع آن متن، بپردازند.

بـعـضی دیـگـر از فـقـهـا شرایطی که متن در آن گفته شده است را مورد بحث و بررسی قرار می دهند تا با حوادثی که بر دلالت آن متن تاثیر مستقیم می گذارند، آشنا شوند. بـه طـور مـثال ، اگر به حدیث پیغمبر گرامی ، که در آن خوردن گوشت حمار اهلی را (در جنگ خیبر) حرام کردند بنگریم ، می بینیم که بعضی از فقها به یکایک حروف این حدیث عمل می کنند، بـه ایـن معنی که گوشت حمار اهلی را، طبق این حدیث ، حرام می دانند، در صورتی که که اگر به شـرایط خاصی که این حدیث در آن گفته شده است توجه کافی مبذول شود ، به منظور اصلی و هدف اساسی که پیغمبر گرامی می خواستند آن را در این حدیث پیاده کنند پی خواهیم برد، و آن این است که جنگ با یهودیان خیبر نیاز مبرم به سلاح و تجهیزات داشت ، و سلاح و تجهیزات ، در آن زمان آن هم با آن شرایط سخت که مسلمانها در آن بسر می بردند، به غیر از چهارپایان قابل حمل و نقل نبود. پـس ، بـه ایـن نتیجه می رسیم که مراد از این حدیث نهی حکومتی بوده یعنی بری یک مصلحت خـارجی کـه شـرایـط آن روزها اقتضا می کرد، چنین دستوری صادر شده است و نباید به عنوان تشریع یا حرمت و یا کراهت تلقی شود.
ز ـ داشـتن علم و درایت در استنباط: آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) بر این عقیده هستند کـه یک فقیه باید از زبان و دستور عرب اطلاع کامل داشته باشد، و با نثر، اشعار و مجازهای عربی آشنا باشد تا بتواند متون را بر طبق موضوع ، نه ذات ، درک و طبقه بندی کند. و نـیـز بـاید بر احادیث اهل بیت (علیهم السلام) و راویان آن ، احاطه کامل داشته باشد زیرا معرفت علم رجال برای هر مجتهد واجب و ضروری است . هـمچنین ، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) آرای منحصر به فردی دارند که با آنچه مشهور و معروف است ، تفاوت دارد.

مـثـل ایـشان در مساله عدم اعتماد به توهین (ابن غضائری) نسبت به دیگران ، یا به خاطر توهین بیش از حد، و یا به خاطر عدم ثبوت نسبت کتاب به او، رأی مغایری دارند، و آن این است که ، کتاب مزبور تحقیقا به او برمی گردد، و غضائری بیش از نجاشی ، شیخ ، و غیره، مورد اعتماد می باشد. ایشان بر این عقیده اند که برای تعیین شخصیت راوی و تایید کردن او تا اینکه بتوان یک حدیث را، حـدیـث مسند یا مرسل نامید، باید به روش طبقات اعتماد کرد، و این همان روش مرحوم آیت اللّه بروجردی (قدس سره) بود. آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) باور دارند که فقیه باید از کتب حدیث و اختلاف نسخه ها با یـکـدیگر، و درک موقعیت و حال و احوال مؤلف ، از لحاظ ضبط و صحت ، و نیز روش تالیف که این مؤلف یا آن راوی بکار برده ، اطلاع کافی داشته باشد. مـثـل، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) این امر را که ، صدوق در نقل اخبار، روایات و احـادیـث دقـیـقـتـر از دیـگران می باشد قبول ندارد، بلکه شیخ را، طبق کتب موجود و بر اساس قرینه ، ناقلی امین و قابل اعتماد می داند. و حـال آنـکـه حـضـرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) و شهید صدر در این باره کوشش و فعالیت بسیاری از خود نشان داده اند، و همواره نوآوری و تجدید را پیشه می گیرند.

و وقـتی که آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) وارد بحث ((تعادل)) و ((تراجیح)) می شوند به این نتیجه می رسند که راز این بحث ، در علت اختلاف احادیث نهفته است . پـس ، اگـر مـا به علل اختلاف متون شرعی بپردازیم ، آن مشکل بزرگ و به ظاهر حل نشدنی حل خواهد شد. و خواهیم دید که ، از روایات ((ترجیح)) و ((تغییر)) که صاحب ((کفایه)) آنها را بر استحباب حمل کرده است ، بی نیازیم . شـهید صدر همین بحث را بررسی کرده است ، لکن بر اساس عقل صرف ، نه بر اساس ذکر شواهد تاریخی و حدیثی ، و ارائه قواعد مهم بری حل اختلاف .
ح ـ مقایسه میان مکتبهای گوناگون : همه می دانیم که بیشتر اساتید بحثها را از دید یک مکتب یا عقیده بررسی و مطالعه می کنند، ولی حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) از این قبیل نیستند. وی مـیـان حـوزه مشهد، قم و نجف اشرف مقایسه می کند، و آرای میرزا مهدی اصفهانی (قدس سره) که یکی از علمای معروف مشهد بشمار می رود، آری آیت اللّه بروجردی (قدس سره) که سمبل تفکر حوزه علمیه قم می باشد، و نیز آری سه محقق معروف ، آری آیت اللّه خوئی (قدس سـره) و شیخ حسین حلی (قدس سره)، به عنوان نمایندگان حوزه علمیه نجف اشرف ر، همه با هم مطرح می کند. در حقیقت ، این نوع روش ، زوایا و گوشه های بحث را به نحو احسن به ما نشان می دهد.

و اما روش فقهی آن بزرگوار، در واقع چند ویژگی دارد، از جمله :
1 ـ مـقـایـسـه میان فقه شیعه و فقه دیگر مذاهب اسلامی بدون تردید، آگاه شدن از تفکر فـقهی اهل تسنن در عصر به وجود آمدن متن ، مثل ((موطا مالک)) و ((خراج ابویوسف)) و امثال آن، ایـن امکان را به ما می دهد تا از مقاصد ائمه (علیهم السلام) و نظر ایشان هنگام گفتن این حدیث یا آن سخن ، مطلع شویم .
2 ـ بکارگیری علم حقوق معاصر در بعضی از موارد فقهی ، مانند مطالعه قانون دولت عراق ، مصر و فرانسه ، هنگام بررسی ((کتاب بیع و خیارات))، چرا که شناختن اسالیب قانونی معاصر به انسان تـجـربـیـات زیـادی می بخشد، که بتواند در تحلیل قواعد فقهی و توسعه دادن به طرز تفکر او و موجبات تطبیق آن همه نکات مهم ، فعال باشد.
3 ـ بـیـشـتر علمای ما هیچ تغییری روی قواعد فقهی که از علمای گذشته به آنها رسیده انجام نـمی دهـنـد، در حـالیکه می بینیم آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) سعی بر این دارد که به بعضی از قواعد فقهی تنوع بخشد. مثلا درباره قاعده ((الزام))، که بعضی از فقها آن را به عنوان قاعده ((مصلحت)) می شناسند که بر اسـاس آن مـسلماً، حق دارند برای بدست آوردن منافع شخصی خود، گاهی از قوانین مذاهب دیـگـر اسلامی ، ولو اینکه این قوانین با مذهب اصلی خود آنها سازگار نیست ، تبعیت می کنند، در صـورتی کـه حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) این وضع را قبول ندارند، و احترام هر مذهب و قوانین آن مذهب و مذاهب دیگر ر، واجبتر و مقدمتر می دانند، همانند قاعده ((لکل قوم نکاح)) یعنی (هر ملت ، نکاح و رسم ازدواج مخصوص به خود را دارد).

خصوصیات و ویژگیها

هر کس که از نزدیک با حضرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) معاشرت و رفت و آمد کند، بزودی به شخصیت ممتاز و روحیه ای ایده آل او پی خواهد برد. ایـن شخصیت و روحیه که آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) دارا هستند، وی را به یک الگوی برجسته و عالم ربانی مبدل کرده است . آری ، بـه بـعـضی از فـضـایـل و مـکارم اخلاقی آن بزرگوار، که بنده از نزدیک شاهد آن بودم ، می پردازیم :
الـف ـ انـصاف و احترام به رأی دیگران : چون ایشان عاشق علم هستند، و ارادت خاص نسبت به معرفت و رسیدن به حقایق دارند. همواره به ری دیگران احترام می گذارند، همیشه کتاب به دست هستند، و هرگز خواندن ، تتبع ، بحث و آگاه شدن از آری دیگر علما را فراموش نکردند. لـذا گـاهی اوقات ، ایشان بحثهای برخی از علم، که شاید هم به آن صورت معروف نباشند، مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. و ایـن خـودش نـشانگر این است که ، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) توجه خاصی و احترام فوق العاده ی نسبت به ری دیگران دارد.
ب ـ ادب و نـزاکـت در مـحاوره ها: همینطور که همه می دانند، جلسات بحث و محاوره که بین طـلـبـه هـا یا میان یک طلبه و استادش ، بخصوص در حوزه علمیه نجف اشرف ، انجام می گیرد، بسیار محکم و جدی می باشند. البته ، در بعضی مواقع ، این نوع روش برای طلبه ها مفید است ، ولی در عین حال ، همیشه تندی ، روش صحیحی برای بحث و گفتگو نیست ، و هرگز به هدف علمی مطلوب نمی رساند، و به غیر از تلف کردن وقت ، و دور ساختن طلبه ها از روح مذاکره ، چیز دیگری دربرندارد. از جـهـت دیـگـر، هـمـیشه درسها و بحثهایی که حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) با شـاگـردانشان بر پا می کنند، بر اساس ادب و احترام دوجانبه میان شاگرد و استاد بوده و هست ، گرچه حتی بسیاری از موضوعات یا بحثهایی که جلوی ایشان مطرح می شوند، ضعیف و بی پایه اند. یـکی دیگر از خصوصیات حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) این است که سعی دارند جوابی را که به شاگردانشان می دهند تکرار کنند، تا آنها مساله مطرح شده را درک کنند. اما، اگـر سـئوال کننده روی نظر خود اصرار کند، حضرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) سکوت را ترجیح می دهند.
ج ـ تـربیت : تدریس یک وسیله ی برای کسب پول در مقابل آن ، یا یک وظیفه رسمی که استاد را وادار به انجام آن کند، نیست . بلکه سعی یک استاد خوب ، مهربان و دلسوز، باید بر این باشد که شاگردانش را تربیت کند، و آنان را به مقام علمی والا و پیشرفت دائم برساند. لذا، محبت لازمه این کار می باشد. گذشته از اینکه ، همواره و در همه جا آدم بی خیال و وظیفه نشناس موجود است ، ولی در کنار آن ، اساتیدی هستند مخلص ، دلسوز، رئوف و فهمیده ، که هدف اصلی ایشان ادی رسالت تعلیم و تعلم به نحو احسن است . شایان ذکر است که آیت اللّه حکیم (قدس سره) و آیت اللّه خوئی (قدس سره) همیشه سمبل اخلاق حـسـنـه بـودنـد، و آنـچـه که از آیت اللّه سیستانی (دام ظله) دیدم و شاهد آن بودم ، همان اخلاق اساتیدشان بوده است . وی همواره از شاگردانشان تقاضا می کنند که بعد از پایان درس ، از ایشان سئوال کنند. حـضـرت آیت اللّه العظمی سیستانی (دام ظله) همیشه به شاگردان خود توصیه می کنند که به اساتید و علما اعلام احترام بگذارند، و هنگام سئوال یا بحث هر موضوع با آنان ، نهایت ادب را رعایت کنند. وی مدام از اساتید خود، و روحیه عالی ایشان اخبار و قصه های فراوانی نقل می کند.

د ـ پارسائی و تقوا: بعضی از علمای نجف اشرف خود را از دعوا و مرافعه دور می کنند، اما عده ای آن را گریز و فرار از واقعیت ، یا هراس و ضعف در بیان می دانند. ولی اگر به این مساله ، از زاویه دیگری بنگریم ، خواهیم دید که در واقع ، این یک امر مثبت است ، بلکه در خیلی از موقع ها، مهم و ضروری است . حـال ، اگر همان علما احساس کنند که امت اسلامی یا حوزه ، به علت رویداد مهیج و یا ابهامی در بـعضی از مفاهیم اسلامی در معرض خطر قرار گرفته است ، بدون تردید، در صحنه خواهند بود، چرا که آنان خوب می دانند که هر عالم باید، در مواقف سخت و حساس ، علم خود را اظهار کند. نـکته مهمی که نباید اینجا از یاد برد این است که ، همیشه آیت اللّه سیستانی (دام ظله) در مواقع فـتـنـه و آشـوب سکوت را رعایت می کردند، همانطوری که بعد از درگذشت آیت اللّه بروجردی (قـدس سـره) و آیـت اللّه حـکـیـم (قدس سره)، و بروز تعصبات شخصی و رقابت برای رسیدن به مـنـصـب و کرسی ، حضرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) همان سیاست ثابت خود را دنبال کرد، و هیچگاه هدف خود ر، رسیدن به لذتهای دنیوی ، سلطه جوئی ، یا مقام قرار نداد.
هـ . ق ـ آثـار فـکـری : حـضـرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) تنها یک فقیه نیستند، بلکه ایشان یک شخصیت متبحر، دانا و داری یک بینش بالنده در حوزه اقتصادی و سیاسی است . وی نـظرات ارزشمندی درباره اداره و جامعه شناسی دارد، و همواره از اوضاع معاصر که بر جامعه اسلامی حاکم است ، مطلع و آگاه بوده است .

قابل ذکر است که معظم له در عیادتی که از استادشان مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خوئی (قدس سره) در 29 ربیع الثانی 1409 هـ . ق داشته اند استادشان از ایشان خواستند که به جای ایشان در مسجد خضراء امامت نماز جماعت را به عهده بگیرند که ایشان در بدو امر این موضوع را قبول ننمودند و لیکن آن مرحوم اصرار زیادی نموده و فرمودند: (اگر میتوانستم همچنانکه مرحوم حاج آقا حسین قمی (قدس سره) حکم میکرد شما را مجبور به قبول مینمودم) اما معظم له چند روز مهلت خواستند و پس از آن در 5 جمادی الاول 1409 هـ . ق امامت نماز را تقبل نموده و این کار تا آخرین جمعه ماه ذی الحجه سال 1414 هـ . ق که مسجد خضراء بسته شد، ادامه داشت.
معظم له جهت اداء فریضه حج در سال 1384 هـ . ق و دو بار متوالی در سالهای 1405 هـ . ق و 1406 به بیت الله الحرام مشرف شده اند.

مرجعیت ایشان

بـعضی از اساتید حوزه علمیه نجف اشرف نقل کردند، که عده ی از فضلا و علما از آیت اللّه خوئی (قـدس سـره)، بـعـد از فوت آیت اللّه سید نصراللّه مستنبط (قدس سره)، خواستند که شرایطی را بری انتخاب جانشینی که داری صلاحیت مرجعیت در حوزه علمیه نجف اشرف ، فراهم کند.
وی آیـت اللّه سـیـستانی (دام ظله) را، برای علمشان و پاکی مسلکشان و نیز خط مشی استوارشان انتخاب کردند. ابـتـدا، نماز را در محراب آیت اللّه خوئی (قدس سره) برپا کردند، سپس شروع به بحث و نگاشتن تعلیقات بر رساله آیت اللّه خوئی (قدس سره) و مسلک ایشان پرداختند.

بـعـد از رحـلـت آیـت اللّه خـوئی (قـدس سـره)، حـضـرت آیـت اللّه سیستانی (دام ظله) یکی از تشییع کنندگان جنازه آن مرحوم بودند، و نماز میت را بر او گذاردند. پـس از آن ، زمـام مرجعیت حوزه علمیه را بدست گرفتند، و شروع به فرستادن اجازات ، تقسیم و پخش حقوق ، و تدریس از روی منبر آیت اللّه خوئی (قدس سره) در مسجد (خضرا) نمودند. و به این صورت ، آیت اللّه سیستانی (دام ظله) شهرت زیادی در عراق ، کشورهای خلیج فارس ، هند، آفریقا و... مخصوصا در میان قشر جوانان پیدا کردند.

حضرت آیت اللّه سیستانی (دام ظله) یکی از علمای سرشناس و برجسته اند که مشهور به اعلمیت هـسـتـنـد، و جـمـع کثیری از اهل علم و اساتید حوزه علمیه قم و نجف اشرف بر اعلمیت ایشان گواهی می دهند.

پایگاه اطلاع رسانی ایت الله العظمی سیستانی : http://www.sistani.org



منبع خبر: شیعه نیوز
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

گوناگون از جهان اسلام

آخرین سرشماری درعربستان سعودی:
از هر 16 دختر عربستانی یکی بی شوهر است

نتایج سر شماری سال 2007 در عربستان سعودی نشان می دهد که شمار دختران بی شوهر در این کشور در حال افزایش است.


ّبه گزارش شیعه نیوز به نقل از العربیه ، نتائج سرشماری همگانی در عربستان سعودی برای سال 2007 م نشان میدهد که 2,6 درصد از دختران در این کشور ازدواج نکرده اند واین بدان معناست که از هر 16 دختر یکی ازآنان مجرد می باشد .

همچنین این سر شماری نشان داده است که 2,4 در صد زنان در جامعه عربستان سعودی مطلقه و5,4 درصد از آنان بیوه می باشند .

دراین سرشماری معیارسنی برای دختران ازدواج نکرده بیش از 30 در نظر گرفته شده است زیرا پس از این مرحله سنی احتمال ازدواج برای کاهش می باد وبه این ترتیب آمار هنوز ازدواج نکرده اند بالغ بر 180 هزار نفر است .

آقای مهنا المهنا معاون رئیس اداره آمار واطلاعات وزارت دارای وبرنامه ریزی گفت این آمار از نمونه های متعددی گرفته شده است، وی افزود اداره آمار در نظر دارد درسال 2010 سر شماری همگانی را در کشور سعودی انجام دهد.

نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد که زنان 44,5 درصد از کل جمعیت کشور عربستان سعودی را تشکیل می دهند . ولی این گزارش میانگین زن ومرد را در این کشور تقریبا مساوی اعلام کرده است زیرا در برابر هر 102 مرد 100 زن وجود دارد .

از سوی دیگر گزارش آماری یادشده نشان می دهد که این نسبت در میان جمعیت خارجی مقیم این کشور متفاوت است زیرا در برابر هر 100 زن خارجی 223 مرد خارجی وجود دارد که به دور از خانواده هایشان در عربستان سعودی مشغول بکار هستند .

********************************************************

ناقوس 200 ساله‌ از برج کلیسایی در آفریقای جنوبی به سرقت رفت


دهکده کوچکی در آفریقای جنوبی به دنبال یافتن سه ناقوس 200 ساله کلیسایی به وزن 242 کیلوگرم است تا پیش از آنکه توسط دلالهای فلزات اوراق شوند آنها را به کلیسا بازگردانند.



به گزارش شیعه نیوز ،این سه ناقوس از برج کلیسایی در شهر پاین تاون و ظاهراً به علت ارزش مسی که در آنها به کار رفته مورد توجه سارقان قرار گرفته اند.

به سرقت رفتن آهن آلات به یکی از جرایم درحال رشد این منطقه تبدیل شده و سارقان فلزات یکی از مشکلات بزرگ آفریقای جنوبی هستند این درحالی است که پارلمان این کشور اخیرا قوانین محدود کننده ای در این رابطه تصویب کرده است.

همچنین اوایل اکتبر گذشته فدراسیون تجارت و بازیابی فلزات اروپا هشداری در پایگاه اینترنتی خود صادر کرد که در آن آمده بود: چند چند ماهی که قیمت فلزات افزایش یافته بود تعداد سرقت فلزات نیز با افزایش چشمگیری رو به رو شد.

جبهه مخالف ائتلاف دموکرات آفریقای جنوبی اعلام کرد با توجه به اینکه این کشور دارای حداقل ذخیره مس است، هرماه 3 هزار تن مس از بندر کیپ تاون صادر می شود که از راه اوراق کردن سایر اشیا به دست می آید.

این درحالی است که کشیش اندرو وارمبک اظهار داشت ناقوس ها جزء لاینفک فعالیتهای کلیسایی است و برای همه ما شگفت انگیز بود که درست پیش از مراسم صبح یکشنبه هیچ ناقوسی برای به صدا در آوردن نداشته باشیم.


منبع خبر: خبرگزاری مهر به نقل از رلیجس اینتلیجنس
********************************************************

افتتاح بزرگترین مسجد در آتلانتای آمریکا

بزرگترین مسجد در آتلانتای آمریکا پس از 10 سال انتظار، افتتاح شد.


به گزارش شیعه نیوز ، خالد صدیقی، رییس جامعه اسلامی آتلانتا با اشاره به اینکه اتحادیه اسلامی مدت 10 سال است که برای ساخت این مسجد کوشش می کند، گفت: خدای بزرگ را شکر می کنم که به ما اجازه داد تا شاهد تکمیل شدن این مسجد باشیم.

صدیقی در این باره گفت: هزینه ساخت این مسجد از سوی اتحادیه اسلامی آتلانتا و دوستان دیگر ما تأمین شده است و هیچ گونه کمکی از دولت دریافت کرده ایم.

جان هاردی جونز، یکی از شهروندان آتلانتا پس از افتتاح مسجد گفت: فکر می کنم همه ما غیرمسلمانان نیاز داریم که بیشتر درباره دین اسلام بدانیم و این مسئله برای ما بسیار سودمند خواهد بود.

بلال محمود، یکی از مسیحیانی که در سال 1973 میلادی به دین اسلام مشرف شد، از جمله افرادی است که در ساخت این مسجد نقش موثری داشت. وی سه سال پس از مسلمان شدن از واشنگتن دیسی به همراه شش نفر به آتلانتا آمد تا مسجدی را برای اهالی این منطقه بنا کند.

محمود گفت: در سال 1978 طرح های اولیه ساخت این مسجد را ارایه کردیم اما طرح های اولیه به کلی متفاوت از آنها چیزی است که اکنون مشاهده می کنیم.

بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی ajc، مسجد الفاروق که اکنون بزرگترین مسجد آتلانتا است دارای گنبدی به ارتفاع 65 فوت است و هزینه ساخت آن بالغ بر 10 میلیون دلار برآورد شده است.

گفتنی است، در ساخت این مسجد از معماری اسلامی استفاده شده است و دارای طرح های بسیار زیبایی است که کار دست هنرمندان بوده و از زیبایی بی نظیری برخوردار است.



منبع خبر: خبرگزاری شبستان


ديدار اسقف اعظم واشنگتن از قم!

روزنامه خليج تايمز در گزارشي درخصوص روابط ايران و امريکا خبر داد؛ جان بريسون چين، اسقف اعظم واشنگتن اخيراً طي دو سفر به ايران با مقامات مذهبي تهران و قم ديدار و گفتگو کرد.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از رويه، اين روزنامه در گزارش تحليلي خود با بيان اينکه پس از شرکت برنز در نشست ژنو بذر ديپلماسي کاشته شد و اکنون بايد پرورش يابد، مي افزايد؛ امريکا مي تواند روي کمک جامعه غيرنظامي خود براي بهبود روابط مثبت با جامعه غيرنظامي ايران حساب کنند.

براي مثال جان بريسون چين اسقف اعظم واشنگتن اخيراً دو بار به دعوت محمد خاتمي رئيس جمهور سابق به ايران سفر کرده و با مقامات مذهبي تهران و قم تبادل نظر داشته است. 
 

منع تبلیغ مسیحیت در المپیک

منابع آگاه از چین خبر دادند مقامات امنیتی این کشور چهار فعال تبشیری مسیحی به همراه 300 انجیل را که قصد تبلیغ مسیحیت در ایام المپیک را داشتند، در فرودگاه این کشور بازداشت کردند.


آمار مبتلایان ایدز در "اسرائیل"

وزارت بهداشت رژیم صهیونیستی از مبتلا شدن چهار هزار یهودی به بیماری ایدز در سال گذشته خبر داد.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از شبستان، منابع آگاه وزارت بهداشت صهیونیست در آخرین سرشماری خود از بیماران مبتلا به ایدز در سرزمین های اشغالی اعلام کرد که حدود چهار هزار صهیونیست در سال گذشته به این بیماری دچار شده اند.

این در حالی است که پزشکان و کارشناسان با توجه به بی بند و باری اخلاقی جوانان رژیم صهیونیستی، نسبت به صحت این ارقام شک کرده و تعداد مبتلایان به ایدز بیشتر از این تعداد تخمین می زنند.


بنابر گزارش المختصر، طارق ابوالهوی، پزشک مقیم رژیم صهیونیستی نیز نسبت به صحت این ارقام شک کرد و گفت: به دلیل نبود مجازات شدید در برابر فساد اخلاقی از جمله جرایم مربوط به روابط جنسی نامشروع و استعمال مواد مخدر، درصد مبتلایان به این نوع بیماری در حال افزایش است.


گفتنی است، فساد اخلاقی یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی در سرزمین های اشغالی به شمار می رود.


تعداد پيامك‌هاي ارسال شده ‌در ‌نيمه‌شعبان

به رغم انتقاداتي كه مخالفان تصميم دولت مبني بر افزايش بهاي پيامك لاتين و كاهش بهاي پيامك فارسي كه در سال گذشته همزمان با مصوبه دولت در اين باره وجود داشت، در سالجاري حدود83 ميليون پيامك فارسي از كل 103 ميليون پيامك مشتركان در نيمه شعبان نشان دهنده موفقيت دولت نهم و همراه اول در اين رابطه بوده است.


كشف ده هزار بطری مشروبات در گيلان

مشروبات الكلي دست‌ساز داخلي معمولاً در اماكن يا انبارهاي سنتي توليد مي ‌شود.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از فارس، رئيس پليس گيلان گفت: در اجراي طرح رزمايش مبارزه با قاچاق مشروبات الكلي بيش از 10 هزار بطري مشروبات الكلي در گيلان كشف شد.

بهمن اميري‌مقدم عصر امروز در جمع خبرنگاران افزود: پرسنل نيروي انتظامي آستارا با استفاده از تمام امكانات و استعداد نيرو در اين شهرستان رزمايش مذكور را در 28 و 29 مرداد برگزار كردند كه حاصل اين تلاش آنها كشف 10 هزار و 214 قوطي و بطري انواع مشروبات الكلي و مقدار 123 ليتر مشروبات دست‌ساز بوده است.



بازسازي يك‌ساله گنبد حرم كاظمين(ع)

بر اساس قرارداد امضاشده بين توليت حرمين شريفين کاظمين و ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان رضوي، مقرر شده است گنبد حـــرم ملکوتي امام کاظم نيز در مدت يک سال با 11 هزار خشت طلا ساخته شود.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از واحد مركزي خبر،بازسازي حرميـن شريفين کاظمين به ستاد بازسازي عتبات عاليات خـراسان رضوي واگذار شد.

رئيس ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان رضوي امروز در جمع اعضاي ايـن ستاد در مشهد گفـت: بر اساس قرارداد امضاشده بين توليت حرمين شريفين کاظمين و ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان رضوي، مقرر شده است گنبد حـــرم ملکوتي امام کاظم نيز در مدت يک سال با 11 هزار خشت طلا ساخته شود.

حسين زارع‌صفت افزود: در اين قرارداد، تأمين بيش از 110 کيلوگرم طلاي مورد نياز گنبد حرم امام کاظم به توليت اين حرم و دو ميليارد و750 ميليون تومان هزينه ساخت آن به ستاد باز سازي عتبات عاليات خراسان رضوي واگذار شده است.

رئيس ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان رضوي گفت: براي ساخت هر خشت طلاي گنبد حرم امام کاظم 250 هزار تومان هزينه مي‌شود.

زراع‌صفت افزود: در سال‌هاي گذشته نيز بيش از 14 کيلوگرم طلا بيش از دو ميليارد تومان وجه نقد و بعضي اقلام غيرنقدي از خراسان رضوي بــراي بازسازي عتبات عاليات به عراق فرستاده شده است.

وي تهيه 20 سقاخانه در محدوده حرم‌هاي کاظمين و نجف اشرف و تهيه لوسترهاي حرم حضرت علي(ع) را از اقدامات ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان رضوي در سال‌هاي گذشته دانست و افزود: اين ستاد ساخت هشت در مطلاي حرمين شريفين کاظمين(ع) را نيز برعهده گرفته است.

گفتني است، از گنبد جديد حرم مطهر جواد الائمه(ع) که اوايل امسال درخراسان رضوي ساخته شده بود، نيز رونمايي شد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

کتاب زندگی عایشه در صربستان جمع اوری شد

کتاب زندگی عایشه در صربستان جمع اوری شد

مؤسسه‌ی انتشاراتی بیوبوک (BeoBook) حدود یک‌هزار نسخه از کتاب «جواهر مدینه» نوشته‌ی شری جونز را از فروشگاه‌های کتاب سراسر صربستان جمع‌آوری و بابت انتشار این کتاب عذرخواهی کرده است.


به گزارش شیعه نیوز به نقل از ایسنا، با اعتراض مسلمانان، ناشر رمان زندگی عایشه - همسر پیامبر اسلام(ص) - در صربستان، این کتاب را جمع‌آوری کرد.

مؤسسه‌ی انتشاراتی بیوبوک (BeoBook)حدود یک‌هزار نسخه از کتاب «جواهر مدینه» نوشته‌ی شری جونز را از فروشگاه‌های کتاب سراسر صربستان جمع‌آوری و بابت انتشار این کتاب عذرخواهی کرده است.

هفته‌ی گذشته نیز انتشارات رندوم هاوس آمریکا پس از مشورت با برخی شخصیت‌های اسلامی و کارشناسان، اعلام کرد از بیم آنکه انتشار این کتاب احتمالا موجب خشم مسلمانان شود، از این اقدام صرف نظر می‌کند.

صربستان اولین کشوری بود که در اول ماه اوت، رمان یادشده را منتشر کرد. اما مدیر این مؤسسه‌ی انتشاراتی روز گذشته (دوشنبه، 28 مرداد) اعلام کرد، به خاطر چاپ این کتاب رسما از مسلمانان عذرخواهی کرده است.

شری جیمز - نویسنده‌ی کتاب - مدعی شده است که در این کتاب از اسلام و حضرت محمد(ص) با احترام نوشته‌ است و تصور می‌کرده این کتاب یک پل ارتباطی باشد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 6:5 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

عجیب‌ترین فتوای وهابیت صادر شد

فتوای مفتی عربستانی:
برگزاری جشن‌تولد وسالگرد ازدواج باطل‌است

فتواهاي عجيب و غريب و نامعقول وهابيان همواره تعجب برانگيز بوده و چهره اسلام رادر جهان مشوه كرده است.چندروز پيش روحانيون القاعده فتوا داده بودند كه خريد برخي ازانواع صيفي جات بدليل شكل مردانه داشتن براي زنان جايز نيست!

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از فردا، مفتي عربستان سعودي اعلام كرد برگزاري جشن به مناسبتهايي از قبیل سالگرد ازدواج و يا جشن تولد باطل است.

شيخ عبدالعزيز آل شيخ، اضافه كرد جشن تولد خلاف حق است. اگر فرزند انسان سالم به دنیا آمد و یا زندگی زناشویی سالها ادامه پیدا کرد مسلمان بايد تنها خدا را شكر كند.


وي كه در پاسخ به سوال يك روزنامه درباره جواز برگزاري جشن تولد و سالگرد ازدواج سخن مي گفت ادامه داد: مسلمانان تنها دو عيد دارند عيد فطر و عيد قربان، كه از پايه هاي اسلام هستند و همچنين روز جمعه كه عيد هفته محسوب مي شود. اما به جز اينها عيد ديگري در اسلام نيست.
 
عبدالعزیز آل شیخ البته اشاره اي به عيد غدير در بين شيعيان و سيره مسلمانان در برگزاري و بزرگداشت ايام مبارك سال نكرد.


وی در ادامه افزود: این مسيحيان هستند که اعياد زيادي دارند. عيد مادر، عيد شجره، عيد براي هر چيز ديگر، هرسال هم عيدي به مناسبت سالروز تولد فلان شخص دارند و در اين روزهاشمع روشن مي كنند و غذا پخش مي كنند.


این در حالی است که اندكي پيش يكي از علماي عربستان در تلویزيون اين كشور گفته بود اگر جشنهاي تولد بدون اطلاق اسم عيد برآنها باشد جايز است.


گفتني است فتواهاي عجيب و غريب و نامعقول وهابيان همواره تعجب برانگيز بوده و چهره اسلام رادر جهان مشوه كرده است.چندروز پيش روحانيون القاعده فتوا داده بودند كه خريد برخي ازانواع صيفي جات بدليل شكل مردانه داشتن براي زنان جايز نيست!



عجیب‌ترین فتوای وهابیت صادر شد

واژه القاعده ياد آور مفاهيم بيشماري است که اصلي ترين آن افراط گرايي است و مخاطبان اوليه آن نيز زنان هستند. زنان در طول دهه ها حاکميت افراط گرايانه در کشورهاي اسلامي انواع محدوديتها را تجربه کرده اند. اکنون نيز نوبت زنان عراق است تا با اينگونه احکام القاعده اي مواجه شوند.

به گزارش شيعه آنلاين، جديدترين احکام القاعده‌اي که بيشتر به يک شوخي مي ماند به تهديد جديدي براي زنان در کشوري مانند عراق تبديل شده است. حکم ممنوع بودن خريد براي زنان که با گذشت سالها شکل قابل قبولتري يافته اين بار بر روي مسائل جنسيتي دست گذاشته و به هر نماد مذکر تعلق گرفته است.

روزنامه "ديلي تلگراف" چاپ لندن در شماره هفته گذشته خود نوشت: خريد خيار براي زنان عراقي ممنوع شده است. اين حکم توسط يک مفتي وابسته به القاعده صادر شده و زنان را از خريدن خيار منع کرده و استدلال وي نيز مردانه بودن آن است!


صدور چنين فتواهايي از جانب برخي مفتي هاي افراطي پيش از اين نيز ديده شده است. در يکي از مواردي که خبرگزاري رويترز به آن پرداخته نيروهاي شبکه القاعده بزهاي ماده را به دليل مؤنث بودن به قتل مي رسانده اند. براي جلوگيري از اين اقدام حکم مفتي بر اين قرار گرفته که براي اين حيوانات نوعي پوشش تهيه شود تا از پيش آمدن چنين حالتي جلوگيري بنمايد.


در آوريل سال 2007 خبرنگار آسوشيتد پرس گزارش داد شبکه القاعده در شهر بعقوبه عراق قرار گرفتن جعبه ها و ظروف حاوي گوجه فرنگي را در کنار ظروف خيار ممنوع کرده و ميوه فروشان ملزم شده اند چنين دستوري را اجرا نمايند.


اين گزارشها نشانگر اوج افراط گرايي و اجبار براي نشان دادن آن در شئونات زندگي از سوي وابستگان به شبکه القاعده است. خبرهاي چنين اقداماتي که امروز با نام شبکه القاعده در رسانه هاي غربي منتشر شده و به اسلام منتسب مي شود به روايتهايي مضحک در مورد القاعده تبديل شده است، با اين حال نوک پيکان تمام چنين تبليغاتي مسلمانان هستند که در بيشتر کشورهاي غربي با نام تروريست و خشونت طلب از آنان ياد مي شود.

انتقاد عصام العماد از نبود سیاست تبلیغی صحیح:
مقایسه فرودگاه شیعه با فرودگاه وهابی

در فرودگاههای کشورهای وهابی با کتب تبلیغ وهابیت از شما استقبال میکنند ولی در فرودگاههای ایران با یه شاخه گل و بروشور هتلهای 4 ستاره به استقبال شما می آیند!

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از شیعه نیوز، عالم وهابی که به مکتب حقه تشیع گرویده است از وی درباره برخی نقاط ضعف و قوت سیستم تبلیغی وهابیت و تشیع سوال نمود و وی با کلامی کوتاه جواب طولانی را بیان داشت که جای بسی تأمل دارد!!

پرسش: جناب اقای دکتر شما چه تفاوتی در اساس و شیوه تبلیغ بین ما شیعیان و وهابیت احساس می‌کنید؟


 

وی اینگونه پاسخ داد: وقتی شما وارد هر از یک فرودگاههای یک کشور وهابی می‌شوید، در بدو ورود به ان کشور مسؤلین فرودگاه به شما چند کتاب تقدیم میکنند که عبارتند از:


 

آشنایی با ایین وهابیت و معرفی رهبر بزرگ وهابی محمد بن عبدالوهاب و ..


 

اما وقتی وارد هر یک از فرودگاههای ایران با یک شاخه گل و بروشور یک هتل 4 ستاره از شما استقبال می‌شود!


 

وی افزود من اینگونه برداشت میکنم که در کشورهای وهابی انقدر فرهنگ تیلیغ وهابیت همه گیر شده است که این فرهنگ تبلیغی به فرودگاهها هم کشیده شده است ولی متاسفانه در ایران این فرهنگ بسیار ضعیف و یا اصلا دیده نمی‌شود!


وی با انتقاد از عدم یک وحدت رویه در مقابله با انچه وی خطر وهابیت خواند خاطر نشان کرد متاسفانه برخی افراد هنوز به این خطر واقف نشده اند وی از بزرگان حوزه های علمیه خواست نسیت به این موضوع حساسیت بیشتری از خود نشان دهند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 6:4 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

انتقاد عصام العماد از نبود سیاست تبلیغی صحیح:
مقایسه فرودگاه شیعه با فرودگاه وهابی

در فرودگاههای کشورهای وهابی با کتب تبلیغ وهابیت از شما استقبال میکنند ولی در فرودگاههای ایران با یه شاخه گل و بروشور هتلهای 4 ستاره به استقبال شما می آیند!

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از شیعه نیوز، عالم وهابی که به مکتب حقه تشیع گرویده است از وی درباره برخی نقاط ضعف و قوت سیستم تبلیغی وهابیت و تشیع سوال نمود و وی با کلامی کوتاه جواب طولانی را بیان داشت که جای بسی تأمل دارد!!

پرسش: جناب اقای دکتر شما چه تفاوتی در اساس و شیوه تبلیغ بین ما شیعیان و وهابیت احساس می‌کنید؟


وی اینگونه پاسخ داد: وقتی شما وارد هر از یک فرودگاههای یک کشور وهابی می‌شوید، در بدو ورود به ان کشور مسؤلین فرودگاه به شما چند کتاب تقدیم میکنند که عبارتند از:


آشنایی با ایین وهابیت و معرفی رهبر بزرگ وهابی محمد بن عبدالوهاب و ..


اما وقتی وارد هر یک از فرودگاههای ایران با یک شاخه گل و بروشور یک هتل 4 ستاره از شما استقبال می‌شود!


وی افزود من اینگونه برداشت میکنم که در کشورهای وهابی انقدر فرهنگ تیلیغ وهابیت همه گیر شده است که این فرهنگ تبلیغی به فرودگاهها هم کشیده شده است ولی متاسفانه در ایران این فرهنگ بسیار ضعیف و یا اصلا دیده نمی‌شود!


وی با انتقاد از عدم یک وحدت رویه در مقابله با انچه وی خطر وهابیت خواند خاطر نشان کرد متاسفانه برخی افراد هنوز به این خطر واقف نشده اند وی از بزرگان حوزه های علمیه خواست نسیت به این موضوع حساسیت بیشتری از خود نشان دهند.

***************************************************************************


شیعیان فراموش شده

محمد الوندی

شیعیان از سویی در مناطقی نظیر،‌ ایران، عراق،‌ عربستان سعودی و كویت سكونت دارند كه مهمترین حوزه‌های نفتی جهان به شمار می آیند و از سویی دیگر همجوار فلسطین اند: كشوری كه صحنه رویارویی جهان غرب و آمریكا با اسلام و مشرق زمین است. از طرفی نیز سیاست خاور میانه‌ای آمریكا بر دو اساس نفت و تامین امنیت اسرائیل شكل می‌گیرد. لذا در هر دو بخش (نفت و اسرائیل) با عامل بسیار تعیین كننده‌ای به نام شیعه روبه روست. از نظر استراتژیك، جمعیت شیعه جهان عرب در قلب بزرگترین منطقه نفت خیز خاورمیانه و در كنار آبراههای حمل و نقل نفت در خلیتج فارس قرار دارند. در مقام نظر شیعیان عرب همراه ایران می‌توانند بیشتر منابع نفتی خلیج فارس را تحت كنترل در آورند. و از نظر تعداد نیز شیعیان 70%‌ جمعیت خلیج فارس را (با احتساب ایران) دارا می‌باشند [كه در حدود 14 میلیون نفر آنان] در كشورهای حاشیه خلیج فارس پراكنده‌اند. این تحقیق به ... وضعیت شیعیان در داخل و خارج از عربستان سعودی می‌پردازد و واكنش عربستان در قبال آنها را نشان می‌دهد لذا بخش اول مباحث شیعیان عربستان و بخش دوم واكنش عربستان به تكاپوی شیعی در منقطه می‌پردازد.
 

بخش اول : شیعیان عربستان 
 

موقعیت جغرافیایی و جمعیتی: بنابرگزارش گروه بحران‌های بین المللی (FCG) در سال 1999 حدود 10 تا 15 درصد جمعیت 16 میلیونی عربستان را شیعیان تشكیل می‌دهند  كه با احتساب رشد 5/3 درصدی جمعیت عربستان، جمعیت آنها در حال حاضر 2700 هزار نفر می‌باشد. بیشتر شیعیان در منطقه شرقی عربستان در حاشیه خلیج فارس از قطر تا نزدیك كویت ساكن هستند و نواری شیعه نشین را شكل داده اند كه شامل استان‌ها «احساء» تا «قطیف» می‌گردد. بعضی از شیعیان نیز در «مدینه منوره» ساكن هستند [كه به شیعیان نخاوله معروفند] و بعضی هم در شهر مهم «جده»  به شیعیان عربستان باید اسماعیلیان منطقه ناوجان را نیز اضافه كرد. از زمان اولین اكتشاف نفت [در منطقه شیعه نشین عربستان] در سال 1938 این نفت است كه تمام جنبه‌های زندگی منطقه شرق را تحت تاثیر قرار داده‌ است. چرا كه دست كم اكثر حوزه‌های نفتی كشور عربستان در مناطق شیعه نشین قرار دارد. در پادشاهی [عربستان] كه اسلام رنگ سنی افراطی بر خود دارد شیعیان همواره در شرایط سختی قرار نداشتند. یك استاد دانشگاه یادآوری می‌كند: ابن سعود بدون هیچگونه مقاومتی در سال 1913 منطقه «آل هاسا» [از مناطق شیعه نشین ] را فتح كردند. مردم در محل باقی ماندند و ثروتمندان به فاتحان پیوستند و حتی در سرمایه گذاری‌های آینده برای گسترش منطقه نیز شركت كردند. در مقابل ابن سعود اجازه داد كه شیعیان، منطقه را بر اساس سنت‌های مذهبی خود اداره كنند و دادگاه‌های ویژه خود را داشته باشند.   ابن سعود مانند عثمانیان دادگاههای مستقل شیعیان را به رسمیت شناخت ولی اعتبار دادگاههای مذكور رو به افول گذاشت،‌ چرا كه از منظر قضایی احكام شیعیان از سوی تشكیلات مذهبی وهابی به رسمیت شناخته نمی‌شد و فاقد اعتبار بود. دادگاههای شیعی به اموری نظیر ازدواج، ارث و وقف رسیدگی می‌كردند ولی همه احكام این دادگاهها باید به تصویب دادگاه مشروع یا «المحكمه الرعیه» می‌رسید كه البته دادگاه مذكور تحت تسلط علمای وهابی قرار داشت از آنجا كه وهابیت به عنوان دین رسمی و دولتی به مردم تحمیل شد، علمای وهابی در همه حوزه‌های دینی از استقلال عمل برخوردار شدند و حكومت فتوای آنان را در ابزاری برای تكفیر دشمنانش و حصول مشروعیت قرار داد.

علمای وهابی كوشیدند تا اسلام مورد نظر خود را بر دیگر فرقه‌ها تحمیل كنند و این مصیبت بارترین تجربه شیعیان بود. لذا رویكرد نخستین ابن سعود، ‌یعنی به رسمیت شناختن فرقه‌های اهل تسنن، امامیه و زیدیه و پلورالیسم فرقه‌ای، تاكتیكی سیاسی بود تا به واسطه آن آرامش را بر منطقه حجاز حكم فرما كند. چرا كه از یك سو پیروان فرقه‌های مختلف جمعیت این ناحیه را تشكیل می‌دادند و از طرف دیگر وی هنوز بطور كامل بر منطقه مسلط نشده بود. ولی به محض اینكه او منطقه حجاز را به طور كامل تحت كنترل و تسلط خود در آورد در اوج خودكامگی قوانین شرعی حنبلی را بر مردم این منطقه تحمیل نمود. به طوریكه شیعیان در جرگه مشركین قلمداد شدند و مجبور شدند با اسلام (وهابی) تجدید بیعت كنند و از بجا آوردن آیین‌های خاص خود در حسینیه منع شدند و از سوی دیگر مجبور شدند در مساجد اهل تسنن نماز بخوانند.

ابن سعود علاوه بر تعقیب فتوای علمای وهابی علیه شیعیان احسا در سال 1927 به معاونین خود در احسا و القطیف دستور داد علمای شیعه را مجبور كنند اسلام وهابی ارائه شده از سوی «ابن بشر» را بپذیرند بنابراین بسیاری از شیعیان مجبور شدند شهادتین را ادا كنند . علمای مذهبی عربستان شیعیان را به عنوان خوارج تلقی می‌نموده‌اند و مراسم عاشورا دائما مورد كنایه و حمله بوده و سالهای متمادی این مراسم برگزار نمی‌شده و ممنوع بوده‌است. 
 

هویت شیعی در بستر هویت سعودی – وهابی 
 

حكومت آل سعود با هدف متحد كردن گروههای مختلف و همگون سازی آنان، حق حاكمیت خاندان سلطنتی را به عنوان یك اصل مسلم در سطح ملی ترویج نمود. البته در مناطقه مختلف عناصر متفاوتی برای شكل دهی هویت ملی بكار گرفته می‌شد. به عنوان مثال ابن سعود تلاش كرد در منطقه نجد میزان وفاداری قبایل را نسبت به خود افزایش دهد تا بدین وسیله حكومت خود را استحكام بیشتر می‌بخشد. از این رو ابن سعود بواسطه رهبری فرا قبیله‌ای امنیت و رفاه قبایل را افزایش داد و در نتیجه قبایل منطقه با وی بیعت نمودند. دانشمندان تاریخ سعودی نظیر «جمیز بیكاستوری» و «غسان سلمه» كوشیده‌اند با ارائه یك الگو و پارادایم هویتی را كه توسط خانوادن سلطنتی سعودی ترویج شده كشف كنند. «پیكاستوری » معتقد است ابن سعود با هدف مشاركت دادن قبایل در حكومت و مشروعیت بخشیدن به حاكمیت خود بر منطقه‌ای ناهمگرا نیروی فراملیتی خود بر منطقه ناهمگرا را مشروعیت بخشد. ولی از نظر «سلمه» رژیم سعودی هویت فراقبیله‌ای را ترویج نمود. در هر حال همه این تعبیرات به اسلام وهابی اشاره دارد و ابن سعود و جانشینانش تلاش كردند آن را عامل اتحاد مردم قرار دهند. «پیكاستوری» در مقاله‌ای مربوط به شكل گیری هویت سعودی تحت عنوان «تلاش برای ایجاد نیروی فراملیتی» خاطر نشان می‌كند اسلام در همگون سازی قبایل و شكل گیری هویت فراقبیله‌ای نقش عمده‌ای ایفا نمود و ارزشهای فراملیتی در مشروعیت بخشیدن به استیلای حكام سعودی بر این منطقه ناهمگرا موثر بوند. در واقع ابن سعود به عنوان ابزاری برای «ایجاد یك هویت اولیه» و یك قدرت بزرگتر بهره برداری نمود. تا بدین وسله قبایل تحت كنترل خود در آورد از طرف دیگر حكومت آل سعود با هدف متحد كردن گروه‌های مختلف و همگون سازی آنان حق حاكمیت خاندان سلطنتی را به عنوان یك اصل مسلم در سطح ملی ترویج نمود. البته در مناطق مختلف عناصر متفاوتی برای شكل دهی هویت ملی بكار گرفته می‌شد. به عنوان مثال ابن سعود تلاش كرد در منطقه نجد میزان وفاداری قبایل را نسبت به خود افزایش دهد تا بدین وسیله حكومت خود را استحكام بیشتر می‌بخشد. از این رو ابن سعود بواسطه رهبری فرا منطقه‌ای امنیت و رفاه قبایل را افزایش داد و در نتیجه قبایل با وی بیعت نمودند این در حالی صورت می‌گرفت كه تحمیل مالیاتهای سنگین بر شیعیان استان شرقی عربستان از سوی حكومت ابن سعود نارضایتی مردم را در پی داشت كه این امر به نوبه خود بر وفاداری شیعیان نسبت به حكومت تاثیر منفی بر جای گذاشت . زیرا در آمدهای حاصل از این مالیاتها به نفع قبایل متحد با ابن سعود صرف شد. بررسی تاریخ عمومی مردم بومی عربستان یكی از شیوه‌هایی است كه می‌توان بواسطه آن از ملی بودن یا نبودن حكومت سعودی اطلاع حاصل كرد. شیعیان نیز منند گروهها ، مناطقه و فرقه‌های مطرود دیگر خود را به عنوان بخشی از تاریخ حكومت سعودی محسوب نمی‌كنند،‌ زیرا حكومت سعودی در طول تاریخ همواره كوشیده به آنان غلبه كند و آنان را تابع خود نماید و به مظاهر و ویژگی‌های فرهنگی آنان كاملا بی توجه بوده‌است. شیعیان در سمبل‌ها،‌ به نمادها،‌ مراسم و آیین‌های حكومت هیچ جایگاهی ندارند بیخبر از ساكنین منطقه نجد همه گروهها براین باورند كه هرگز نمی‌توانند فرآیند یكپارچه سازی حكومت سعودی شركت داشته باشند مگر با نیت تظاهر و تملق ،‌زیرا معتقدند موجودیت آنان در فرآیند یك پارچه سازی به رسمیت شناخته نمی‌شود و در واقع این فرآیند مختص مردم نجد است.
 

در این گونه مراسم‌ها كه فرآیند یك پارچه سازی در آن متجلی می‌گردد فقط نمادهای سنتی مردم نجد نظیر رقص محلی،‌ لباس سنتی، ‌میراث فرهنگی و حتی آوازها و اشعار به نمایش گذاشته می‌شود. حكومت سعودی تلاش می‌كند هویت، نمادها، آیینها، ‌تاریخ و تا حدی گویش و لباس مطلوب و خاص خود را به همه مناطق و گروهها تحمیل كند و خاندان سلطنتی از بدو امر بر تركیب و تلفیق این مولفه‌ها با ملی گرایی تاكید نموده‌اند. همانگونه كه از تعاریف (حقوق اجتماعی،‌ سیاسی فرهنگی و ...) استنباط می‌شود. در جامعه افراد باید از حقوق برابر برخوردار باشند و دسترسی آنان قدرت و منابع دیگر عادلانه بوده و در برابر قانون یكسان باشند همچنین نباید گروه‌های پاریا یا دون پایه (گروه‌هایی كه از امتیازات اجتماعی محرومند) و یا گروه‌های به اصطلاح اجنبی در كشور وجود داشته باشند. چنانچه از منظر واقعگرایانه به این موضوع نگریسته شود صرفا ترغیب مردم به وفاداری، موجب ایجاد حس وفاداری نسبت به حكومت نمی‌شود، بلكه مسئولیت پذیری حكومت در قبال نیازها و علایق مردم، نحوه رفتار دولت با شهروندان و رسیدگی به شكایات آنها و مشاركت دادن افراد و گروه‌ها در ساختار دولت ضامن تداوم وفاداری مردم نسبت به حكومت و ولایتمداری حكام است. در صورتی كه دولت نتواند یا نخواهد پاسخگوی نیازهای اساسی مرم باشد ،‌احساس تعلق مردم به حكومت از میان رفته و جدایی و تجرید این دو از یكدیگر پدید می‌آید. بنابراین بحران هویت حاكم بر كشور از آنجا ناشی می‌شود كه حكومت برای ایجاد هویت ملی به ارزش‌های خاص ارزشهای فرهنگی منطقه نجد ،‌وهابیت و خاندان آل سعود تمسك جسته است. در همین راستا رهبران وهابی سعودی مانند همه حكام دیگر عربستان مایل نبودند هویتی ملی را ترویج كنند كه حتی در بعد نظری استلزام پذیرش اصل مشاركت مردم در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی را در پی داشته باشد. این امر در ادعای ابن سعود مبنی بر موروثی بودن حق حاكمیت بخوبی نمود یافته است. بعلاوه ایجاد هویت ملی جمعی مستلزم پذیرش اصل برابری همه شهروندان است هر چند كه این اصل با ایدئولوژی مذهبی و سیاسی حكومت سعودی در تعارض است. در حوزه دینی، علمای وهابی خود را مظهر اسلام واقعی و موحدین حقیقی می‌دانند. و شعار اصلی آنها پاكسازی امت اسلامی‌از مشركین (شیعان اصل تصوف و دیگر گروهها) است. از این رو آنان نمی‌توانند با مشركین و مومنین به یك شكل رفتار كنند. در حوزه سیاسی حكام سعودی كه با زور و اجبار به شبه جزیره عربستان استیلا یافتند تا حكومت خود را به نام سلسله سعودی تشكیل دهند، هرگز نمی‌توانند مردم را در ساختار سیاسی مشاركت دهند چرا كه آنرا منحصر به خود می‌دانند در واقع اعضای خاندان آل سعود در همه عرصه‌ها از جمله حوزه‌های حقوقی و اقتصادی، خود را مافوق دیگر شهروندان و مردم نجد می‌دانند بنابراین هویت ملی در مثلث فرقه گرایی و‌هابی، منطقه گرایی مردم نجد و اقتدار گرایی و قدرت طلبی حكومت سعودی نمود یافته، اما این هویت نتوانسته مردم را متقاعد كند وفادرای خود را به حكومت حفظ كنند. نمونه تبعیض‌های مذهبی سعودی‌ها بر علیه شیعیان چتاوی علمای سعودی بر علیه شیعیان،‌ محرومیت‌های اقتصادی كه به آن اشاره می‌شود گواه این مدعا است كه شیعیان هویت خود را به طور مستقل از حكومت حفظ كرده‌اند. 
 

تبعیض مذهبی سعودی‌ها بر علیه شیعیان
 

در شهر صفوا (شهری كه بیش از 100 هزار نفر جمعیت دارد كه عمدتا شیعه هستند.) فقط 3 یا 4 حسینیه اجازه فعالیت دارند. افزون بر این، ‌در سال 1990 مقامات سعودی بر تعطیلی حوزه المبارزه مدرسه‌ای دینی كه تا 16 سال فعالیت می‌كرد، مباردت ورزیده برخی از مدرسان آن را بازداشت كردند.
 

در آموزش و پرورش تعالیم وهابی بر شیعیان تحمیل می‌شود. شیعیان نه تنها مجاز به تعلیم تشیع [به طور رسمی] نیستند بلكه مجبورند آموزه‌های وهابی را – كه مشتمل است بر تقبیح رسمی تشیع و تحریف آن – فرا گیرند. لذا مدارك پرشماری گواه آن اند كه برخی از دانش آموزان به ویژه دختران نوجوان [شیعی] بر اثر القاعات مذهبی ضد شیعی، دست از تشیع كشیده یا تلاش ناموفقی در این باره صورت داده‌اند.

اما گرچه فرزندان شیعیان مجبورند در مدارس دولتی اسلام وهابی را فرا گیرند ولی به موازات آن خانواده وشخصیت‌های دینی شیعی تعالیم مذهبی را به آنان تعلیم می‌دهند و بدین ترتیب كودكان در مقابل آموزه‌های دینی وهابی كه در مدارس دولتی به آنها تدریس می‌شود مصونیت پیدا می‌كنند. هدف از تعلیم موازی آموزه‌های شیعی به كودكان این است كه آنان بتوانند در اوان كودكی به درك و تشخیص صحیحی از تشیع و وهابیت دست یابند و همچنین قدرت تشخیص و تمیز این دو را از یكدیگر برخوردار شوند. از طرف دیگر، ‌كتابها، ‌سرودها و نوارهای مذهبی شیعی ممنوع اند و در اختیار داشتن آنها مجازات در پی دارد؛‌ استفاده از برخی اساسی شیعی غیر قانونی است و شیعیان مجاز نیستند كتابهایی در باره تاریخ یا فرهنگشان منتشر كنند. حتی تغییر نام ایالت قدیمی‌الحسا به «ایالت شرقی» در راستای همین امر است.
 

در سال 1927 علمای رده بالای سعودی فتوایی صادر كردند كه بر تكفیر شیعیان دلالت داشت: یعنی محكومیت آنان به عنوان افرادی مرتد یا كافر كه مستحق مجازات اند این اعلامیه تصریح می‌كرد كه شیعیان حق ندارند اعمال دینی انحرافی شان را به جای آورند و اگر این تحریم را زیر پا گذارند باید از سرزمین مسلمانان تبعید شوند.

در سال 1991 نیز بن جبرین عالم رده بالای سعودی دوباره، با صدور فتوایی بر كافر بودن شیعیان تاكید كرد. در حالی كه رهبر اعلامی مفتیان عربستان «بن باز» طی حكمی جواز صلح با اسرائیل را به بهانه برقراری امنیت و خودداری گورهی از آزار و اذیت گروه دیگر و همچنین اقدام به داد و ستد و مبادله سفرا و سایر موارد، شرطی كه متضمن ابراز دوستی با آنان نباشد، صادر نمود. 
 

وضعتیت اقتصادی شیعیان 
 

با توجه به اینكه دست كم اكثر حوزه‌ای نفتی كشور عربستان در مناطق شیعه نشین قرار دارد اعطای نقش به شیعیان لاجرم باید با موقعیت ویژه آنان در تامین در آمدهای كشور و همچنین نیروی انسانی كار آمد آنان سازگاری داشته باشد: امری كه دولت عربستان به راحتی آمادگی پذیرش آن را ندارد. در سال 1996 گزارشی از حقوق دانان مینه سوتایی حقوق بین المللی بشر در باره عربستان سعودی منتشر شده است كه در آن این حكومت «بی رحم و ظالم» معرفی شده «كه مشخصه آن بیزاری از شیعیان است.» در همین گزارش وضعیت اقتصادی ایالت شرقی را این گونه توصیف می‌كند: ایالت شرقی با داشتن گنجینه‌ای از منابع طبیعی ، یكی از فقیر ترین ،‌مناطق عربستان سعودی است. دولت در مقایسه با دیگر مناطق عربستان سعودی ، هزینه بسیار اندكی را به پروژه‌های ساختمانی، جاده‌ها، بهداشت و تعلیم و تربیت در این منطقه اختصاص داده‌است . یك روزنامه نگار اظهار داشته‌است كه خانه‌های این منطقه به گونه‌ای تصور ناپذیر، پایین تر از استانداردهای جدید عربستان اند. تا اوایل دهه 1980، حلبی آبادها امری عادی به شمار می‌رفتند و شهرها و شهرستانهای شیعی هنوز فاقد تسهیلات پزشكی جدید هستند كه در شهرهایی چون ریاض و جده به چشم می‌خورند. تنها در سال 1987 بود كه حكومت سعودی برای احداث بیمارستان القطیف (نخستین بیمارستان مدرن ایالت شرقی ) اقدام كرد. شركت آرامكو نیز كه در اصل توسط نیروهای شیعه منطقه راه‌اندازی شده بود، اكنون از استخدام آنها خودداری می‌كند و حتی بسیاری از آنها را اخراج كرده‌است.
 

ساختار حكومتی عربستان و نقش شیعیان

وجود 4 هزار شاهزاده در عربتسان باعث شده‌است كه آنها تمام مسئولیت‌ها و مراكز قدرت را در اختیار خود داشته باشند برایم ثال تمام وزارت خانه‌های مهم از قبیل،‌ دفاع ،‌خارجه و كشور به وسیله شاهزادگان اداره می‌شود. همچنین ریاست شورای عالی در وزارتخانه‌های خدماتی نیز به عهده آنها است. شورای عالی تبلیغات نفت و سیاست كلی وزارتخانه‌ها را تعیین كرده،‌ نیروی كار را در دانشگاهها فرماندهی عملیات در بخش‌های مختلف نیروهای مسلح و پایگاههای نظامی را در اختیاردارند. این در حالی است كه شیعیان از استخدام در نیروهای نظامی محرومند و خلبانی نیز برای آنها ممنوع است. اعمال فشار سیاسی توام با استبداد كه كمك شیو ههای ارعاب، مجموعه‌ای از رفتار رژیم سعودی است كه قدرت را به طور انحصاری در اختیار دارند. دستگاه‌های حكومتی هر گونه مخالفتی را سركوب می‌كنند. تشكیل هر نوع اتحادیه و حزب سیاسی در این شكور ممنوع و مبارزات سیاسی انتخاباتی هم مفهومی ندارد تنها از سال 1993 كه اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی بعد از نوشتن قانون اساسی در سال 1992 آغاز شد ملك فهد «پادشاه سابق عربستان سعودی انتصاب 200 نفر را براین مایندگی مجالس محلی در سرتاسر كشور تایید كرد.» در این بین یك كرسی به یك نفر از شیعیان در مجلس مشورتی شورا داده شد. این شورا نیز صرفا وظیفه مشورتی دارد و سیاست گذاری در عربستان سعودی همچنان در دست دولت است كه عمدتا تحت تسلط اعضای خانواده حاكم آل سعود قرار دارد.

مقابله و مبارزه با شیعه در عربستان در حالی است كه عربتسان حاضر شده كه با كشورهای غیر مسلمان ارتباط برقار كند با رهبران برجسته یهودی رابطه داشته باشد، به بیگاناگان غیر مسلمان اجازه حضور در پادشهای بدهد و با انبوهی از تزویرها و ریاكاریهای كوچك حیات روزمره سعودی كه به صورت یكسان زندگی را برای بومیها و خارجیها قابل تحمل می‌سازد، تنها به این دلیل است كه رژیم پایه‌های مشروعیت خود را كه علمای وهابی می‌باشند، راضی نگه دارد تا آنها خاندان سلطنتی و سیاست‌هایش را بپذیرند. 
 

لذا در نهایت شیعیان احساس می‌كنند تشیع حقیقتا تنها هویتی است كه امروزه در این كشور پادشاهی پیش روی آنها قرار دارد. آنها واقعا «شهروندان» عربستان سعودی نیستند و حكومت پادشاهی آنان را اتباعی بیگانه و مظنون به شمار آورده و در پایین ترین سطح نظام اجتماعی جای داده‌است . در نتیجه اساسا هویت مهم دیگر پیش روی شیعیان قرار ندارد و به دلیل همین فقدان آنان به طور غیر ارادی به هویت اصلی شیعی باز می‌گردند. اقدامات ظالمانه رژیم سعودی هرگز از حافظه تاریخی شیعیان محو نمی‌شود. این وضعیت غم انگیز موجب شد شیعیان عربستان رابطه خود را با شیعیان نجف ، قم و بحرین كه از موقعیت بهتری برخوردارند استحكام بخشد. در نتیجه نه تنها تلاش وهابیون برای همگون سازی شیعیان با هویت ملی به شكست انجامید بلكه موجب شد شیعیان بیشتر در صدد تقویت هویت خود بر آیند، همچنین تبعیض بر علیه شیعیان در حوزه‌های دینی اتحاد بیشتر شیعیان را در پی داشته و جنبه دینی هویت آنان را بر جسته نمود و در واقع هویت آنان به طور كلی دینی شده است.

با وقوع انقلاب اسلامی روند بیداری اسلامی شدت یافت این روند به ویژه پس از شكست اعراب از اسرائیل، شكست الگوی ناصریسم و نالیوسالیسم عربی و حكومت‌های محافظه كار عربی و بعضا سوسیالیستی و مقارن با آن وقوع انقلاب اسلامی در ایران، روند رو به گسترش بیداری اسلامی و جنبش‌های رادیكال اسلامی را در جهان اسلام شدت بخشید كه در ذیل به تاثیرات منطقه‌ای آن و همچنین تاثیرات آن بر شیعیان عربستان و واكنش عربستان به تكاپوی شیعی در داخل منطقه می‌پردازیم.

انقلاب اسلامی و تاثیرات منطقه‌ای آن 
 

بررسی دقیق محیط اسلامی معاصر وجود یك بحران اجتماعی چند بعدی را نشان می‌دهد. جهان اسلام برای بیش از دو قرن شاهد یك بحران طولانی اجتماعی فرهنگی اقتصادی و از همه مهمتر روحی بوده‌است. بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی و تجزیه كشورهای عربی، نخبگان ناسیونالیست عرب دو وظیفه را احساس كردند اول رهایی از كنترل اروپا و كسب استقلال،‌ دوم ارائه یك برنامه ایدئولوژیك برای استقرار حكومت قانون.

این دو هدف تحقق پیدا كرد اما بحران شدت گرفت. انواع و اقسام مكاتب ماركسیسم،‌ لیبرالیسم، ‌ناصریسم نتوانست نیاز ایدئولوژیك جوامع اسلامی ر ابر طرف كند. و این سبب شد تا اسلام در واكنش به این مكاتب و بنرای رفع بحران به شكل سیاسی و ایدوئولوژیكی مطرح شود و در بسیاری از موارد در قالب احزاب و جنبش‌های سیاسی به مرام و ایدولوژی سیاسی تبدیل شود.

اسلام سیاسی قرن بیستم را اغلب به عنوان «بنیاد گرایی» توصیف كرده‌اند هر چند گرایش‌های گوناگون در ایدوئولوژی سیاسی اسلام را نمی‌توان تحت چنین عنوانی آورد. برخی جنبش‌های سیاسی مانند اخوان المسلمین در مصر و حزب جماعت اسلامی در پاكستان بنیاد گرا محسوب می‌شوند. از سوی دیگر ایدئولوژی سیاسی اسلام با ایدئولوژی‌های دیگر مانند لیبرالیسم، ‌ناسیونالیسم و سوسیالیسم در آمیخته كه آمیزه‌های رنگارنگی از مرام و عقیده سیاسی ایجاد كرده است. 
 

در عصر حاضر شاهد رشد اسلام گرایی هستیم،‌ همچون اخوان المسلمین در مصر كه در اواخر دهه 1930 یكی از پرقدرت ترین سازمانهای مصر شد. و بعد توانست در كشورهای دیگر نفود كند و جهان اسلام بویژه جهان عرب را تحت تاثیر خود قرار بدهد و علاوه بر آن گروههای دیگری همچون حزب الدعوه در عراق یا منظمه الجهاد و منظمه التحریر الاسلامی یا جماعه المسلمین مصر رشد یافتند . اما درا ین میان در اواخر سال 1979 نهضتی كه از سالها قبل شروع شده بود در كشوری غیر عرب اما مسلمان به پیروزی رسید. انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به دور از هرگونه دلبستگی به ایسم‌ها و مكاتب ساختگی با كمترین امكانات مادی و با كمترین خشونت توانست گوی سبقت را از بقیه نهضت‌ها برباید و همین سبب خیرگی چشمان جهان و بطور ویژه مسلمانان منطقه شد. این ویژگی به گونه‌ای بود كه حتی رسانه‌های غربی و شخصتیهای جهانی نیز با حیرت لب به سخن گشودند. روزنامه انگلیسی تایمز گفت: «انقلاب اسلامی قدرت انحصاری دو ابر قدرت را در معرض تهدید قرار داده است» نیویورك تامیز نوشته «خطر ایران علیه منافع آمریكا به مراتب بیشتر از شوری است.» سایروس ونس وزیر خارجه اسبق آمریكا گفت: «با پیروزی انقلاب در ایران و سرنگونی شاه تمامی خواسته‌ها و برنامه‌های آمریكا به یاس تبدیل شد» بگین نخست وزیر اسبق اسرائیل گفت «از وقتی انقلاب پیروز شد زلزله‌ای در منطقه بوجود آمد كه تمامی منطقه را به لرزه در آورده است.»
 

تفاوت این انقلاب با دیگر نهضت‌ها در این بود كه اولا تحت رهبری شخصیتی مذهبی قرار داشته، ‌ثانیا اسلامی بوده است ثالثا بدون توجه به نیروهای بیگانه به پیروزی رسیده‌است. و رابعا در مقابل حكومت و رژیمی قدرتمند كه ژاندارم منطقه بود، ‌ایستاد. 
 

وقوع این پدیده مهم در ایران تاثیراتی در منطقه داشته‌است و جدای از نظر رهبران آن با شروع پیروزی حیرت انگیزش به جهان و بخصوص منطقه صادر شد چون در حقیقت این امر كه صدور انقلاب یكی از وجوه مشترك انقلابات است نباید تردید كرد.  
 

ظهور جریان‌های نوپای اسلامی، بویژه در كشورهای دارای اقلیت شیعی این مساله را ثابت كرد كه جوانان مسلمان با تاثیر ژذیری از الگوی انقلاب اسلامی ایران به فعالیت بیشتر با روش قهر آمیز پرداخته‌اند. ظهور سازمان الجهاد در آخر دهه 1970 در مصر وتلاش آن برای سرنگونی رژیم سادات. ظهور سزمان‌های شیعی در عراق مانند سازمان عمل اسلامی، ظهور جنبش سنی اخوان در عربستان سعودی و تلاش برای تصرف مسجد الحرام و سرنگونی رژیم حاكم بر حجاز،‌ آغاز ناآرامی‌های شیعی در مناطق نفت خیز شرق عربستان و‌آغاز فعالیت گروه‌های اسلامی در كشورهای عربی خلیج فارس بویژه كودتای شیعیان بحرین به رهبری سید محمد تقی مدرس در بحرین گسترش و فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی و ... در كویت همگی نشان از تاثیر انقلاب اسلامی ایران در منطقه داشت.

بود و علیت آن وجود شیعیان كویتی كه 30% جمعیت كویت را تشكیل می‌دهند. ثانیا وجود مجلس ملی و آزادی نسبی در كویت كه آن را از سایر كشورها متمایز می‌كند سوم وجود قشر تحصیل كرده و تعداد قابل توجه از افراد فلسطینی در كویت بود كه سبب توجه ایران به آن كشور می‌شود. در سال 1358 اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران به كویت می‌رود و هیات‌هایی در سطح معاون وزیر و مدیر كل برای مذاكرات دو جانبه به كویت می‌روند.
 

عربستان سعودی نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دقت تحولات ایران رام ورد امعان نظر قرار داده و فراز و نشیب‌های آنرا دنبال می‌كرد. اما از اظهار نظر صریح در باره حوادث ایران خودداری می‌نمود. و بعد از استقرار دولت موقت، ‌فرصت را غنیمت شمرده هیات هیی نرا به ایران اعزام كردند و حتی هیاتی برای تبریك به ایران می‌فرستد اما با بی مهری مقامات ایران همراه با برچسب مرتجع سبب ناامیدی شان می‌شود. 
 

واكنش‌های كشورهای دارای اقلیت شیعی در منطقه پس از انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هر چند كه كشورهای منطقه در جهت برقراری روابط سیاسی و دیپلماتیك گام برداشتند اما به طور غیر رسمی به گونه‌ای دیگر عمل كردند. كه از موارد ذیل ناشی می‌شد: نوع بیانات و پیامها و سخنان مقامات ایرانی دال بر صدور انقلاب بود كه این مطلب متضمن عدم مشروعیت حكومت‌های منطقه بود. 
 

تبلیغات كشورهای غربی كه خطر بزرگی را از طرف ایران اسلامی تبلیغ می‌كردند.

خیزش اسلامی كه هم در گروههای شیعی و هم در گروههای سنی در منطقه متاثر از انقلاب اسلامی ایجاد شده بود مانند قیام 20 نوامبر 1979 در مكه كه به اشغال مسجد الحرام منجر شد و توسط حكومت عربستان سركوب شد . اقدام این گروه (الدعوه المحتسبه) از طرف سازمان انقلاب اسلامی جزیره‌العرب كه بعدا نمایندگان آنها به دعوت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همایش جنبش‌ها و نهضت‌های آزادی بخش به ایران آمده بودند مورد تایید قرار گرفت. ترس از نفوذ شوری با توجه به چندین كودتا كه توسط كمونیست‌ها در كشورهای افغانستان (فروردین 1357) و یمن جنوبی (خرداد 1357) انجام شده بود. 
 

غیر عرب بودن ایران و سابقه تاریخی سلطه جویی و تفوق طلبی ایران سبب این توهم می‌شد كه ایران در پناه شعارهای خود در صدد گسترش نفوذ خود است. لذا كشورهای دارای اقلیت شیعه در منطقه به دلیل تاثیرات مستقیم انقلاب اسلامی بر روی آنها ،‌به دلیل اینكه درصد در خور توجهی از شیعیان در آنجا هستند مانند عراق با 70%، ‌بحرین 80%، عربستان با 10%‌و كویت با 20%‌ و وجود 300 هزار مهاجر شیعه كه عمدتا ایرانی هستند و در كویت و بحرین و امارات متحده عربی و قطر زندگی می‌كنند برای كشورهای منطقه سبب هراس بیشتر بود. بویژه اینكه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مواردی از تظاهرات در عراق و بحرین و عربستان برگزار شد. و كودتای دسامبر 1981 در بحرین و انتساب آن به جمهوری اسلامی ایران  همگی نشان از دوره‌ای جدید از برخورد كشورهای دارای اقلیت شیعه با شیعیان كشورشان داشت.


 

تاثیرانقلاب اسلامی بر شیعیان منطقه

اسلام شیعی نسبت به ملت (ملی گرایی) خوش بین نیست زیرا ملت (به مفهوم ملی گرایی) می‌تواند موجب لغزش در جامعه اسلامی باشد. در واقع متفكران سیاسی شیعه هیچگاه به پدیده ملی گرایی خوش بین نبوده‌اند. همانند كمونیست‌ها، ‌شیعیان اعتقاد دارند كه روزی دولت ملی،‌ با پیروزی نهایی تشیع و اسلام زایل خواهد شد. بنابراین، برای شیعیان، ‌دوت ملی فقط مرحله‌ای است اما برای گذشتن از این مرحله باید ابتدا آن را تقویت كرد. در مورد تشیع، استدلال دولت ملی و جامعه ایده آل آینده به همین شكل مطرح است. در مرحله اول، باید دولت ملی را تقویت و تشیع را در حال حاضر در ایران نهادینه كرد تا روزی كه پیروزی شیعه تضمین شود. این پیروزی بعدها موجب وحدن گروههای دولت ملی به ارث رسیده از غرب به نفع یك جامعه منطبق با خواستهای پیامبر خواهد شد.

گرچه انقلاب اسلامی به دلایل ذاتی خود بر تمام گروه‌ها و جنبش‌های اسلامی بویژه شیعیان تاثیر گذاشته است اما به طور خاص «نفوذ ایران بر جهان تشیع، اساسا در مناطقی كه شیعه دوازده امامی هستند، شدت دارد زیرا در این مناطق روحانیت طبقه بندی شده (طبقه آیت اله‌ها، حجةالاسلام‌ها و غیره) تشیع دوازده امامی را به صورت نهادینه در آورده‌اند و این امر با ایرانی شدن روحانیت شیعی مستقر در خارج از ایران روشن می‌شود.»

نفوذی كه امروزه ایران در جهان تشیع دارد، ‌از عوامل مختلفی برخاسته‌است ؛‌مانند نقش ایران به منزله یگانه كشور شیعه در جهان گستردگی جغرافیایی آن، جمعیت فراوان آن كه دست كم یك سوم شیعیان جهان را تشكیل می‌دهد، و اهمیت فرهنگی آن.

محوریت مذهب در زندگی سیاسی شیعی، با حضور فراوان روحانیان در راس جنبشهای سیاسی شیعی و نقش موثری كه در رشد خودآگاهی شیعیان در دهه 1960 داشته‌اند، اثبات می‌شود. فهرستی طولانی از امامان شیعه از آن زمان تاكنون، جنبشهای شیعی را رهبری كرده یا الهام بخش آنها بوده‌اند و فرهنگ تشیع در جای جای ادبیات بداری شیعیان رسوخ كرده‌است. از این روی رهبران سكولار شیعه ممكن است فاقد اصالت تلقی شوند. لذا در پی انقلاب اسلامی شیعیان در سایر كشورهای خلیج فارس و پاكستان كه اقلیت مهمی را تحت حكومت سنی‌ها تشكیل می‌دادند جسورانه هویت فرقه‌ای خودشان را اظهار كرده، مراسم عبادی خود را به جای آورده، نارضایتی خود را از حكومت موجود بیان نمودند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 روابط ایران با همسایگان عربش تیره شد. تیرگی روابط ناشی از پیدا شدن این گمان در منطقه بود كه امنیت خلیج فارس مورد تهدید جدی قرار گرفته‌است. این تهدید از دید صاحب نظران می‌توانست از اقدامات مستقیم دولت انقلابی ایران برای صدور انقلاب اسلامی یا رستاخیز اسلامی گسترده‌ای در منطقه كه از سوی انقلاب اسلامی ایران تشویق می‌شد سرچشمه گیرد.   و جود دفاتر جنبش‌های آزادی بخش همچون حزب الله كویت ،‌حزب الله حجاز،‌ انقلاب اسلامی جزیره العرب همراه با سخنان و اظهار نظرات در مورد كشورهای منطقه و به مبارزه طلبیدن مشروعیت حكمرانان آن سبب هراس بیشتر شد.

متعاقب آن قیام مسجد الحرام ،‌كشف كودتا در بحرین و بمب گذاری در كویت این تیرگی و سردی روابط را بیشتر كرد. كشورهای حوزه خلیج فارس، انقلاب اسلامی را عامل خطر ناك در جهت بر هم زدن «وضع موجود» می‌دیدند و این بالاترین دغدغه آنان بود. زیرا اصلی ترین هدف آنها (حفظ وضع موجود) در خطر تهاجم قرار داشت.

 

این تاثیر گذاری ناشی از قدرت؟؟؟ یا نفی كنندگی انقلاب و این باور بود كه در آیت الله باید درست عمل كرده باشد كه توانسته است شاه را با تمام قدرتش و حمایت آمریكا ،‌سرنگون كند. و در فرآیند این تحول، ایالات متحده را نیز تحقیر نماید. به نظر آنان، امام خمینی به دلیل موفقیتش، یك الگوی اجتناب ناپذیر ایدئولوژی و انقلاب است.
 

عواملی كه موجب شدند تا در جریان وقوع انقلاب و چند ماه پس از پیروزی، این انقلاب مورد توجه گروه‌های ایدئولوژیك قرار گیرد، عبارتند از: 1- ضربه ای كه ایران به امپریالیسم آمریكا وارد كرد و موجب تحقیر آن شد 2- ضربه‌ای كه انقلاب ایران بر یك نظام دیكتاتور مآب و دست نشانده آمریكا وارد كرد. 3- تكیه انقلاب ایران در پیروزی بر راه‌های بومی و ایدئولوژی‌های بومی كه مخالف تقلید كوركورانه از غرب بودند. 4- پیروزی انقلاب، پیروزی اسلام تلقی شد،‌ 5- و سرانجام آنكه پیروزی ایران در سطح گسترده تر پیروزی برای كشورهای غیر عربی (جهان سومی) محسوب می‌شد. به همین جهت بروز ناآرامی در میان شیعیان كویت، بحرین، عربستان، اسلام را بار دیگر وارد فرآیند سیاسی كرد.


 

تاثیر اقلاب اسلامی بر شیعیان عربستان

رهنمود انقلاب آن بود كه نفت نیز از اركان قدرت اسلام است و باید مطابق مصالح امت اسلامی ،‌تولید و صادر شده و در آمد آن نیز صرف عزت و تحكیم جامعه اسلامی شود.

چنین تجویزهایی تهیددی جدی برای دولت سعودی و غربی‌ها بود و این خطر مطرح می‌شد كه امواج انقلاب، ‌دولت‌های نفت خیز را ساقط می‌كند و دكنترل این ماده حیاتی به دست اسلام سیاسی و رادیكال خواهد افتاد. اسلام سیاسی و شیعی ایران خیلی زود در عربستان تاثیر گذاشت و اتفاقا این امر با مساله نفت نیز كاملا مرتبط و عجین بود: بعد از انقلاب ایران شورشی در عربستان ابتدا در میان شیعیان ایالات شرقی این كشور در منطقه میدان‌های نفتی آغاز شد و مردم با پخش اعلامیه‌هایی در مساجد به خانواده سلطنتی حمله كردند و (عافا) مخالفت با سلسله خاندان حاكم پرداختند به طوری كه برای اولین در این نحكومت اصطلاح اسلامی موضع دولت به عنوان حامی اسلام شكسته شد.

امام خمینی به ویژه از حکومت‌های عربستان و کشورهای خلیج فارس انتقاد کرد؛ هم به دلیل این که حکومت آن‌ها حکومت پادشاهی غیر اسلامی بود و هم به دلیل روابط اقتصادی و نظامی دولت این کشورها با ایالات متحده که [امام] از تاثیر روابط سست و بی پایه این کشورها با آمریکا، با تعبیر «اسلام آمریکایی» یاد می‌کرد، نوارهای سخنرانی و اعلامیه‌های [امام] خمینی[ره] و دستورات او را بیان می‌کرد: «حکام عربستان سعودی لباس مسلمانان را می‌پوشیدند اما شیوه زندگی آن‌ها تجمل پرستانه بی شرمانه و مبتنی بر هوا و هوس است. ثروت‌های مردم را می‌گیرند و آن را تلف می‌کنند. به قمار بازی، شراب خواری و می‌گساری مشغولند، [در این صورت] تعجبی نخواهد داشت اگر مردم از مسیر انقلاب حرکت کنند به خشونت دست بزنند و مبارزه شان را برای تحصیل منابع و حقوقشان ادامه بدهند.»

بنابراین احساسات و اعتراضات سرکوب شده شیعیان، که از تبعیض کام سنی آزده خاطر، و خواهان توزیع عادلانه تر [امکانات] در امد نفت و خدمات عمومی بود در پاسخ به انقلاب ایران و به نشانه سپاس از پیروزی [امام] خمینی [ره] فوران کرد.
 

رابین رایت چگونگی تاثیر انقلاب اسلامی بر شیعیان عربستان را چنین گزارش می‌کند. گهگاه اعلامیه‌های مخالف و نیز روزنامه‌ها مطالب انتقادی علیه رژیم سعودی منتشر می‌کردند. شعارهایی با مطالب موافق انقلاب اسلامی و مخالف آمریکا روی دیوارها نوشته می‌شد. یک موسسه حمل و نقل هلندی که مرتبا با بنادر نفتی در تماس بود از وجود دیر کردها و کار شکنی‌های عمومی در کارها که به عقیده آن‌ها کار شیعیان بنیادگرا بود و یا به وسیله آن‌ها سازماندهی می‌شد تا شرکت‌های غربی را بترسانند خبر می‌داد.
 

اریک رولو مر روزنامه معروف و پرتیراژ لوموند در این باره می‌نویسد: «شورشیان شیعه به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در پی حرکت در مکه، دل و جرات بیش تری پیدا کردند و روز 27 نوامبر 1979 ، مراسم روز عاشورا را که در عربستان سعودی ممنوع است، برگزار کردند. جمعیت که عکس‌های امام خمینی(ره) را در دست داشت به سوی قطیف و احسا و دیگر آبادی‌های ایالت شرقی حرکت کردند و در درگیری‌های به وجود آمده با گارد ملی، 36 تن از آنان کشته شدند. جمعیت، سه روز تمام در حال طغیان بود، آن‌ها بانک‌ها و موسسات دیگر را به آتش کشیدند و علیه رژیم سلطنتی شعار دادندو در اعلامیه‌ها از مردم برای سرنگونی رژیم سعودی دعوت کردند. پس از بازداشت شدن صدها نفر، سرانجام آرامش در منطقه برقرار شد، اما درخواست شیعیان پذیرفته نگردید و دولت سعودی صرفا برای ظاهر سازی، دست به اقدام مزورانه زد تا اسلامی بودنش را ثابت کند ؛ از جمله آرایشگاه‌های زنانه را تعطیل کرد و گویندگان زن را از تلویزیون دولتی اخراج نمود و چند تن از مقامات دولتی منطقه شرقیه را عزل کرد.»
 

«علی المرزوق» فعال شیعی دیگر که از سال 1981 تا 83 زندانی بوده می‌گوید: پس از انقلاب شیعیان تظاهرات کردند تا بتوانند روزهای تولد امامان خود را جشن بگیرند که در همین حین، بسیاری از آنان دستگیر شدند. این مسائل منجر به دستگیری و مهاجرت عده بسیاری شد. به این ترتیب که آنان به ایران پناهنده شدند
 

دیلیت هیرو روزنامه نگار پاکستانی اولین بازتاب‌های انقلاب اسلامی در عربستان را در مناطق نفتی و شیعه نشین چنین شرح می‌دهد: در 29 نوامبر 1979 (آذر 1358) گروه عظیمی از شیعیان متشکل از 400000 نفر تحریم طولانی عزاداری عاشورا را شکستند و این برای مسئولان زنگ خطری بود خصوصا از جانب آیت الله خمینی ، مراسم عاشورا را همراه با تظاهرات در هشت شهر منطقه نفتی برگزار گردید طی این وقایع بود که سازمان انقلاب اسلامی شیعیان شبه جزیره عربستان پدیدار گشت.


 

واکنش عربستان نسبت به قیام 1979 شیعیان 
 

الف – مواضع عربستان در مقابل شورشیان شیعه 
 

عبدالعزیز حاکم حسا بعدا اعلام کرد که شیعیان باید خود را با اصول و دکترین وهابی هماهنگ کنند. وی علیه شیعیان تبعیض‌های زیادی اعمال کرد و آنان را از مشاغل آموزش و ... محروم ساخت.

در عکس العملی دیگر عربستان مدارس علمیه شیعی را در عربستان تعطیل کرد و هرگونه مسافرت شیعیان به ایران را ممنوع اعلام کرد. با این حال، شیعیان با محروم شدن از تحصیل تشیع در در داخل عربستان سعودی، برای کسب تحصیلات دینی در داخل کشور و مجازات شدن در قبال دنبال کردن این تحصیلات در خارج از کشور گرفتار شدند.

تاثیرات قیام 1979

درسال 1993 پس از دیدار تاریخی جبران با ملک فهد، او تبعیدیان را دعوت کرد که به کشور باز گردندو زندانیان سیاسی را در ازای وفاداری و بیعت، آزاد کرد. بر پایه گزارش FCG او به آنان قول رسیدگی به مشکلاتشان را هم داد «رابرت لیسی» نویسنده کتاب «پادشاهی، عربستان و عمارت سعود» می‌گوید: شیعیان از این امر استقبال کردند. ولی در آن زمان، اصطکاک زیادی بین آنها و حساسیت‌های وهابیون به وجود نیامد .او می‌گوید وهابیت سنی بیشترین نقش را در موضعگیری علیه شیعیان و صدور فتواها داشتند .آنها که از سال 1979 متشکل تر شده بودند. هم اکنون می‌گویند با همکاری با سیستم شوراهای محلی به دنبال تغییرات بشتری هستند و ردپای حضور پر قدرت تر اقتصادی آنان نیز در ساختارهای اقتصاد شهری و ساخت و ساز پر رنگ تر شده است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که در صورتی که دولت فشا خود را بر آنها کمتر کند. شیعیان آرام تر خواهند شد. شیعیان شهر به قطیف «چند سال پیش حق عزاداری در روز عاشورا را به دست آورند.»

 

تاثیر انقلاب اسلامی بر ارگانها و سازمانهای شیعی در عربستان

از میان سازمانهای شیعی شناخته شده در عربستان می‌توان به سازمان انقلاب اسلامی شبه جزیره عربستان حزب آزادی بخش شبه جزیره و حزب الله حجاز اشاره کرد. که از آن میان ،سازمان انقلاب اسلامی جزیره العرب ،اهمیت بیش تری دارد. این سازمان در سال 1975 تاسیس شد و فعالیت خود را حول آگاهی دادن مردم به فرهنگ انقلابی – اسلامی و مسایل سیاسی و زمینه سازی برای بازگشت به خویشتن خویش تا اینکه مردم در آینده خواهان پذیرش یک نظام اسلامی شوند، در منطقه شیعه نشین شرقی متمرکز کرده است. این سازمان پس از قیام کعبه در منطقه شرقیه رسما اعلام موجودیت کرد. 
 

در حال حاضر بیش از 80% تحصیل کرده‌های این منطقه، عضو همین گروه هستند و در بین مردم از پایگاه گسترده‌ای برخوردار می‌باشند. معتقد به مقابله با دو خطر عمده و جدی هستند:

الف – غرب زدگی که به وسیله نشر فرهنگ آمریکایی تحقق می‌پذیرد؛
 

ب – نشر ارتجاع که توسط عمال مذهبی رژیم و تحت پوشش اسلام بر مردم اعمال می‌گردد. 
 

آنها در زمان حیات امام (ره) کسی را به جز ایشان لایق قیادت و رهبری است مسلمان نمی‌دانستند  آنان در کل، مواضع ایران را پذیرفته و از آن الگو برداری می‌کنند.
 

مجلس العلما: هم اکنون مقدمات تشکیل این شورا فراهم شده و تعدادی از علمای بزرگ عربستان هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه می‌دهند و به بررسی مهمترین مسائلمربوط با شیعیان عربستان می‌پردازند و در امور مه و مرتبط با اسلام و شیعیان در سر تاسر جهان فعالیت و اعلام موضع می‌کنند مثل جنگ لبنان که بیانیه صادر شدو حجم زایدی از کمک‌های شیعیان عربستان را جمع آوری و به لبنان ارسال کردند .
 

واکنش عربستان به انقلاب اسلامی و تکاپوی شیعی در منطقه 
 

که به صورت ذیل صورت پذیرفت 1- حمایت از عراق در جنگ در قالب کمک 50 میلیارد دلاری نظامی و نفتی [هنگامی که جزیره فاو فتح شده و راه مواصلاتی دریایی عراق قطع شده بود.] 
 

2- عرضه نفت مضاعف به دلیل عدم توانایی ایران در صادرات 6 میلیون شبکه نفت در هر روز و افزایش صادرات نفت به منظوراز بین بردن پشتوانه مالی ایران در جنگ که از نفت تهیه می‌شد. 
 

3- اقدام به کشتار حاجیان در مراسم حج سال 1366 و فشار بر ایران برای عدم مقابله با عربستان با توجه به اینکه آزاد گذاشتن مراسم برائت از مشرکین می‌توانست انقلاب اسلامی را رواج داده و ارکان قدرت عربستان و بسیاری از دولت‌های دیگر را تهدید نماید.
و با توجه به مفتی اعظم عربستان (بن باز) مبنی بر حرام بودن برائت از مشرکین [وی می‌گفت راهپیمایی و تظاهرات در موسم حج در مه مکرمه و غیرآن برای اعلان برائت از مشرکین بدعتی است که هیچ اصلی ندارد و نتیجه آن هم انواع فساد و شر و اذیت حاجیان و غیر آنهاست لذا: بر دوست وجب است که از آن جلوگیری نماید. اولین اعمال در موسم حج را بدعت گذاری در دین می‌داند و می‌گوید پیامبر(ص) از آن نهی می‌فرموده است.] بالاخره در تابستان 1366 این حرکت به خط قرمز رسید و راهپیمایی برائت از مشرکین را در ماه حرام و در حرم امن الهی را مورد هجوم قرار داد که طی آن 400 نفر زائر به شهادت رسیدند عربستان برای جلوگیری از واکنش جمهوری اسلامی ایران با پوشش استراتژی حفظ سهم بازار نفت، یک باره عرضه نفت را افزایش داد و قیمت‌های نفت از بشکه‌ای 28 دلار به حدود بشکه‌ای 8 دلار سقوط کرد. در عین حال مبادی تولید و صادرات نفت ایران از سوی عراق و با همکاری شورای همکاری خلیج فارس (که ریاست آن بر عهده عربستان بود) به شدت بمباران شده و توان صادرات ایران ضعیف می‌شود بنابراین ایران بر خلاف ساله‌ای اولیه جنگ در سال1366 نمی‌توانست اقدام عربستان در کشتار حجاج را به صورت نظامی تلافی کرده و جبهه جنگ را از عراق به عربستان بکشاند.
 

اقدامات تبلیغی ضد شیعی عربستان

عربستان برای مقابله با نفوذ شیعه در منطقه در سال 1381 پنج هزار کتاب در نقد شیعه منتشر کرده‌است و در موسم حج همان سال بیشاز یک میلیون نسخه کتاب بر ضد شیعه در بین حجاج توزیع کرد.
 

تاسیس اداره ویژه‌ای تحت عنوان «دائره المکافحه التبشیر الشیعی»، (اداره مبارزه با گسترش تبلیغات شیعه) در ذیل در رابطه العالم الاسلامی که بودجه هنگفتی جهت مبارزه با گسترش انقلاب اسلامی ایران اختصاص داده‌اند.

کمک به گسترش تفکر سلفی در منطقه بویژه در افغانستان و پاکستان که در افغانستان منجر به تشکیل حکومت سلفی طالبان شد که توسط اعراب افغانی که در حوزه‌های علمیه پاکستان با حمایت مالی عربستان رشد یافته بودند ایجاد شد اولین کشوری نیز که آنرا به رسمیت شناخت عربستان بود.
 

این کشور کوشید که باروز آمد کردن وهابیت به عنوان رقیب ایدئولوژیک انقلاب اسلامی به صدور اسلام بنیادگرا بپردازد تا بدین ترتیب هم از خود محافظت کند وهم به جای دفاع به تهاجم فرهنگی دست بزند و رهبری خود ر ابر جهان اسلام تضمنی کند.

نتیجه گیری 
 

امروزه بهبود ر وابط ایران و عربستان به نفع شیعیان در عربستان است به طوری که هر وقت روابط ایران و عربستان رو به بهبودی رفته‌است ، آزادی‌های شیعیان بیشتر شده‌است. و هرگاه این روابط متشنج شده است به نفع شیعه نبوده و بازتاب منفی داشته و هرگاه روابط دوستانه می‌شود اثر مستقیم بر اوضاع شیعیان دارد. 
 

همچنین در مناصب رسمی و سیاسی هیچ شیعه‌ای وجود ندارد و هیچ وزیر، سفیر نماینده مجلس و استانداری از شیعیان نمی‌باشد. 
 

اگر چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت. اما در امر تدریس ،ریاست بیمارستان دبیری و مدیریت خیریه مسئولان شیعه وجود دارد، در شرکت‌ها و موسسات اقتصادی مثل مدیر بانک – چون بانک‌ها غیر دولتی هستند. – هم مدیران ارشد شیعه وجود دارند. وضع شیعیان در مناطق شرق عربستان به دلیل اینکه منطقه پول عربستان است و نفت آنجاست بهتر است . شیعیان این ناحیه نسبت به شیعیان مدینه در سطح مطلوبی از حیث فرهنگی قراردارند و به دلیل ارتباط فرهنگی خود با سایر نواحی در موقعیت بهتری بسر می‌برند. و استقلال شیعیان منطقه شرقی و اصرار آنها بر اعتقاداتشان سبب شده است تا آنها از تقیه خودداری کنند و حتی درکنار بقیع نیز به طورمکرر و به صورت دسته جمعی به خواندن دعا مشغول شوند. اما روابط سیاسی بین شیعیان و رژیم سعودی مرتبط با اوضاع منطقه‌ای و سیاسی است لذا دسته‌ای از رهبران این اقلیت از کشور گریخته و گروههای مخالف را در کشورهای دیگر بویژه در انگلستان تشکیل داده‌اند.

در مور د وضعیت آزادی شیعیان درامور اجتماعی و مذهبی برخورد دولت سعودی 2 گونه‌است: در مناطقی که اکثریت جمعیت با شیعیان است آزادی‌ها و فعالیت‌ها زیاد است و امور دینی و مذهبی مثل نماز جماعت و جمعه، فعالیت‌های ماه مبارک رمضان جلسات قرآن و ... مشمول این آزادی‌ها هستند هر چند که اگر احساس کنند که این فعالیت‌ها در حال گسترش است از آنها جلوگیری می‌نمایند.

مثلا اگر شهرک جدیدی در همان مناطق شیعه نشین ایجاد شود و شیعیان بخواهند حسینیه‌ای احداث نمایند، دولت سعودی اجازه نمی‌دهد. اما در مناطقی که شیعیان در اقلیت هستند، محدودیت‌ها زیاد است و اجازه بر پایی عزاداری حضرت سید الشهدا(ع) به این بهانه که این شهرشیعه نشین نیست و برای اهل سنت است داده نمی‌شود، مانند منطقه دمام درنهایت در سالهای اخیرنحوه برخورد دولت عربستان بسته به اوضاع منطقه و جهان است و چنانچه اوضاع منطقه‌ای به نفع شیعیان بخصوص در بحرین، لبنان و عراق تمام شود دولت به دلیل تحریک اقلیت شیعی احتمالا همانند تحولات انقلاب اسلامی دست به برخوردهای خشونت آمیزی خواهد زد «امابعد از وقایع» سپتامبر و باور نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا به منطقه و افغانستان و عراق، اوضاع سیاسی منطقه تغییر کرد. عکس العمل منطقی عربستان هم این بود که همگام با این تحولات، یک سری آزادی سیاسی در داخل کشور اعطا نماید. و طبعا شیعیان نیز از آزادی‌های سیاسی برخور دار شدند. لذا نحوه تعامل دولت عربستان با شیعیان بازخورد اوضاع و احوال جهانی و منطقه‌ای است و به اشخاص مربوط نمی‌شود.
 

پی نوشتها:
 

1- شیعیان عربستان مسلمانان فراموش شده (ص 18) 
 

2- سایت مع جهانی شیعه شناسی 
 

3- کتاب عربستان ، مجمع جهانی اهل بیت ص 4 تا 8 
 

4- مصاحبه مجله گنجینه مجمع با حجت الاسلام کاظم الجبیلامام جمعه شهر قطیف ص 10

 

5- همان ص 10 
 

6- مجله یاسبین المللی 
 

7- همان پیشین 
 

8- شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده ، راهم فوسر و رند رحیم فرانکه ، مترجم خدیجه تبریزی ، ناشر موسسه شیعه شناسی
 

9- شیعیان عربستان ،یاس بین الملل نوشته ALAIN GRESH

10- هفته نامه پگاه شماره 228، ص 8 نویسنده مهدی بهرام شاهی

11- اخوان کاظمی، بهران «روابط ایران و عربستان در دو دهه اخیر» چاپ اول 73 انتشارات سازمان تبلیغات ص 127-125 
 

12- هفته نامه پگاه ، شماره 228 ص 6 و 5 
 

13- گزارش کمیته بین المللی قوق بشر از سوی حقوق دانان مینه سوتا 
 

14- بر اساس اظهارات رهبران تبعیدی شیعه سعودی نزد مولفان کتاب شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده در بخش شیعیان عربستان 
 

15- هفته نامه پگاه شماره 228- ص 6 
 

16- بر اساس اظهارات رهبران تبعیدی شیعه سعودی ، پیشین 
 

17- گزارش کمیته بین المللی حقوق بشر ، پیشین 
 

18- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سند شماره 4336 موجود در مرکز اطلاع رسانی 
 

19- شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده . ص 139 
 

20- گزارش کمیته بین المللی حقوق بشر از سوی حقوق دانان مینه سوتا ، فصل چهارم 1996 که کمیته مبارزه با فساد در عربستان سعودی آنر ا منتظر کرده است . HTTP://WWW.MIRASERVE.COM 
 

21- کتاب عربستان مجمع اهل بیت ص 78 
 

22- همان ص 35 و 36

23- همان ، ص 36 ، 37، 38 
 

24- دو ماه نامه نشر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی شماره 23 سال پنجم دی و بهمن 1376 
 

25- شیعیان عربستان مسلمانان فراموش شده ص 357- 358 
 

26- هرايد كميجان در جنبش‌هاي اسلامي در جهان عرب «حميد احمدي تهران انتشارات كيهان 1366 ص 42
 

27- حسين بشيريه در جامعه شناسي سياسي تهران ،‌نشر ني 1374 ص 239 (نقل از «تفكر نوين سياسي اسلام» حميد عنايت)

28- هرايرد كميجان همان صد 124 
 

29- ويژه نامه روزنامه جمهوري اسلامي 19/11/1367 «انقلاب اسلامي و تاثيرات جهاني » ص 8 
 

30- كرين برينتون «از انقلاب مذهبي كرمول تا انقلاب سرخ لنين» محمود عنايت تهران انتشارات هفته 1362 ، ص 184

31- هرايرد كمجيان همان ص 7 و 8
 

32- «كتاب سبز كويت » ص 95

33- «عربستان» موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي بازرگاني ص 136. 
 

34- جيمز بيل ، «اسلام طغيانگر در خليج فارس» ترجمه خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران 1363

35 پيروز مجتهد زاده «نگاهي به يك مثلت ژئوپلتيك در خليج فارس» اطلاعات سياسي اقتصادي س 72-71 ص 18.

36- ژئوپلتيك شيعه ، سياست خارجي «دو سويه انقلاب اسلامي » فرانسوا توآل ، ترجمه علي رضا قائم آقا ،‌تهران ، نشر آمن 1379 ص 47 و 48

37- همان منبع پيشين ص 49 
 

38- شيعان عرب مسلمان فراموش شده ص 139 
 

39- منبع پيشين ص 127
 

40- حال آل اسپوزيتو ، انقلاب ايران ؛‌چشم انداز ده ساله ، ترجمه نور اله قيصري ،‌نامه پژوهش 12 و 13 ص 68

41- پيروز مجتهد زاده «ديدگاه‌هاي ايران در رابطه با درياي خزر ، آسياي مركزي ،‌خليج فارس و خاورميانه» اطلاعات سياسي اقتصادي شماره 96-95 .

42- سيد جلال موسوي سارسري ،‌«واكنش كشورهاي عربي خاورميانه در قبال جنگ ايران و عراق» دانشگاه امام صادق س 305 
 

43- گراهام فولر ، قبله عالم ،‌ژئوپليتيك ايران ، ترجمه عباس مخبر ،‌(نشر مركز،‌تهران 1373) ص 109
 

44- NIKKI, KEDDIE: IRAN AND THE MULLIM WORD: RESISTANCE AND REVOLUTION (LONDON:MACMILLAN.1995)P.118
 

45- جميله كديور ،‌رويارويي انقلاب اسلامي ايران و آمريكا ،‌(اطلاعات ،‌تهران 1372)

46- تاثير انقلاب اسلامي بر كشورهاي اسلامي حشمت زاده ،‌محمد باقر 
 

47- جان آل اسپوزیتو، انقلاب ایران ؛ چشم انداز ده ساله ، ترجمه نوراله قیصری .... ص 69 
 

48- همان منبع پیشین ص 70 
 

49- داوود آقایی – ص 85 و 86

50- سایت مجمع جهانی شیعه شناسی 
 

51- شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده، بخش عربستان

52- بر اساس اظهارات رهبران تبعیدی شیعه سعودی نزد مولفان کتاب شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده

53- داوو۲۱د آقایی ص 80 و 8
 

54- جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس ، زینب متقی زاده 
 

55- مصاحبه با حجت الاسلام کاظم الحبیل امام جمعه شهر قطیف گنجینه مجمع ش 9، 10 ص 10 
 

56- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سند شماره 6805 مرکز اطلاع رسانی و روزنامه المسلمون مورخ 23 دسامبر 1994 
 

57- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سند شمار ه 1652 مرکز اطلاع رسانی

58- نظریه پخش وبازتاب انقلاب اسلامی ، برزگر ، غلام رضا پژوهش حقوق و سیاست ص 58 و 57

59- مصاحبه با حجت الاسلام کاظم الجمیلی 
 

60- کتاب عربستان مجمع جهانی اهل بیت ص 78

61- گنجینه مجمع ، شماره 10 و 9 ، مصاحبه با حجت الاسلام کاظم الجبیلی ص 11 و 10


 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 6:2 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

احکام شرعی به فتوای آیات عظام محمد تقی بهجت وسید صادق شیرازی

:: اداى دو سجده سهو ::

vسؤال: انسان چه هنگامى دوسجده سهو را بجاى آورد؟ قبل از سلام يا پس از آن؟ ودر چه حالى بايد سجده را بجاى آورد؟
?جواب: سجود سهو پس از سلام نماز است، واحتياط واجب آن است كه براى هر كاهش وافزايش غيرعمدى در نماز ادا مى شود.

28/مرداد/1387

:: وضوگرفتن با وجود نم در اعضاى وضو ::

v سؤال: شخصى از حمام بيرون آمد وهنگام اداى نماز شد ولى هنوز بدن او نمدار ومرطوب بوده است. آيا در چنين حالى مسح كردن بر موى مرطوب صحيح است؟
? جواب: اگر رطوبت بسيار كم بوده باشد، به گونه اى كه آب كفِ دست بر نم روى سر غلبه كند، وضو گرفتن صحيح مى باشد.

28/مرداد/1387

 

:: تصاوير زن هنگام كودكى ::

vسؤال: شخصى عكس هاى زن خود را، آن گاه كه خردسال بوده است، از خانواده وى درخواست مى كند. آيا جايز است به عكس هاى او نگاه كند با علم به اينكه در آن عكس ها، عكس زنان ديگرى وجود دارد. حكم اين مسأله چيست؟
?جواب: تصاويرى كه در خردسالى گرفته شده است، نگريستن به آنها شرعاً حرام نمى باشد واسترجاع وپس دادن آنها وجوب وبايستگى ندارد، اما اين امكان براى خانم جهت رضاى شوهر وجود دارد كه از صاحبان عكس ها استرداد آنها را درخواست كند، ولى به شرط اين كه عكس هاى نامحرمانى كه ديدنشان اشكال شرعى دارد در آنها نباشد، وچه خوب است كه صاحبان عكس ها ـ با شرط يادشده ـ آنها را به وى اهدا نمايند.

28/مرداد/1387

 

:: طلاق وعادت ماهانه ::

v سؤال: زنى پس از زايمان ودر دوران شيردهى، عادت ماهانه اش به مدت نُه ماه وشايد تا يك سال قطع شود، وشوهرش خواست او را طلاق دهد. در اين صورت چگونه مى تواند وى را طلاق دهد، درحالى كه حيض نمى شود، حال آنكه طلاق تنها پس از طاهرشدن از حيض تحقق مى يابد؟

? جواب: اگر مرد خواست زن خود را، كه حيض نمى شود، طلاق دهد، بايستى به مدت سه ماه با او آميزش نكند، آن گاه طلاق دهد.

28/مرداد/1387

 

*********************************************************************


چرا ما دست بسته نماز نمی‌خوانیم؟

آیت‌الله العظمی شیخ محمدتقی بهجت در پاسخ به این پرسش، چنین پاسخ می‌دهد:

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از پایگاه الکترونیکی دفتر مرجعیت،

چرا ما مثل اهل سنّت دست بسته در نماز نمى ايستيم؟

پاسخ: حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ قطعاً در نماز چنين نمى‌کردند، مالک نيز که يکى از ائمّه‌ى چهارگانه‌ى اهل تسنن است، دست باز نماز مى‌خواند.

پس چرا بقيّه‌ى فِرَق اسلامى دست بسته نماز مى‌خوانند؟

پاسخ: هنگامى که اسراى ايرانى را نزد خليفه‌ى ثانى بردند، وى ديد آن ها در برابر او دست بسته ايستاده اند، گفت: اين کار در برابر خدا سزاوارتر است، لذا دستور داد در نماز تکتّف کنند و دست بسته نماز بخوانند.

چه‌طور شد نحوه ى وضو گرفتن پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ براى ما معلوم نشد؟

عامّه مى گويند: ما چه‌طور مى توانيم با کسانى که بين غَسْل و مَسْح فرق نمى گذارند، مباحثه کنيم؟! آيا ما، بين غَسْل و مَسْح فرق نمى گذاريم يا شما که تمام سر را مسح مى کنيد؟! آن هم چه مَسْحى! چه قدر طول مى کشد تا تمام سر مسح شود، و تمام دو پا غَسْل و شسته شود؟ آن هم در هر روز چند بار؟! چه طور شد نحوه ى وضو گرفتن پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ تنها براى شما معلوم شد؟ اين که رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در هر روز، و روزى چند بار اين عمل را تکرار کرد ولى براى ما مخفى شد و اهل خانه اش و اهل بيتش ـ عليهم السّلام ـ طور ديگر وضو مى گيرند؟! هم چنين در زمان حضرت امير ـ عليه السّلام ـ نحوه ى وضو گرفتن حضرت آشکار بوده و کسى به آن حضرت چيزى نگفت و اعتراض نکرد که وضوى شما با وضوى حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ و شَيْخَين مخالف است؟!

از عجايب اين که در سُنَن ابى داوود به نقل از پيامبر اکرم ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، نحوه‌ى وضو گرفتن پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مطابق با شيعه نقل شده است!

عبداللّه بن زيد مى گويد:
«أَلا أَحْکِى لَکُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللّه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم؟!»
آيا نحوه ى وضو گرفتن رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را براى شما عملاً بيان نکنم؟!

سپس مثل آن ها وضو مى‌گيرد. ما هم در روايت داريم که امام باقر ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «أَلا أَحْکِى لَکُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ؟!»(1)
و مثل ما وضو مى گيرد. الى ماشاءاللّه اصحاب و چه اصحاب بزرگوار و معروف، نظير عمّار و ديگران که با حضرت امير ـ عليه السّلام ـ مختلط بودند و معاشرت داشتند، ولى هيچ کدام از آن ها به وضوى آن حضرت ايراد نگرفتند که بر خلاف وضوى رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است! پس بگوييد اين هم مثل تکتّف(2) در نماز است که اتّفاق سَلَف بر اين بوده که جزو نماز است، ولى بر عدّه اى مخفى شد، از جمله مالک و اساتيد او که تکتّف را در فريضه واجب نمى دانند! خيلى عجيب است از ابن رشد که خود را از فقها مى‌داند، مَعَ ذلک مى‌گويد: در اين موضوع ميان فقها اختلاف نظر است که مبدأ تکتّف از زمان عمر بوده، يا در زمان حضرت رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، امرى که به زعم آنها اطباق و اجماع سَلَف بر آن بوده است!

گويا وضو هم مثل تکتّف که به زعم آن ها اطباق و اتّفاق سَلَف بر او بوده، ولى بعد از رحلت حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ آن را عوض کرده اند!
______________

1. کافى، ج 3، ص 24 و 25؛ من لايحضرة الفقيه، ج 1، ص 36؛ تهذيب، ج 1، ص 75 و ...
2. روى هم گذاشتن دست‌ها.


ارسال: جمعه01 شهریور 1387/ 2:7ق.ض

*
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=2502

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 5:56 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

گوناگون

آیت الله علم الهدی:
برخی حرکات ورزشکاران زن دینی نیست

اين جا يك ارزش را صادر كرده ايم ولي در مقابل ارزش ديگري را نيز پايمال كرده ايم زيرا اين نوع ارتباط يك زن نامحرم با يك مرد اجنبي صددرصد حرام و ضدشرعي است.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فردا، آیت الله علم الهدی معتقد است ما نيامده ايم تابع اصول و ارزش هاي حاكم بر دنيا باشيم بلكه آمده ايم اين اصول و ارزش ها را دگرگون كنيم.

آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد مقدس در گفتگو با خراسان پیرامون برخی برداشت ها از سخنان وی در نماز جمعه این شهر که در خصوص فعالیت های ورزشی زنان ایراد شده بود توضیحاتی ارائه کرد.


بنابراین گزارش وی در این گفتگو با اشاره به جلسات خود با مسئولان ورزش بانوان نوشت: بنده چندي پيش جلسه اي با مسئولان فدراسيون هاي ورزشي بانوان كه اغلب هم خانم هاي متديني بودند، داشتم. حرف اين مسئولان نيز اين بود كه ما توانسته ايم مسئله حجاب را براي بانوان ورزشكار، به عنوان يك اصل در مسابقات بين المللي جا بيندازيم. يعني اين كه مي شود يك خانم ورزشكار در عرصه رقابت هاي قهرماني با حفظ حجاب و عفت حضور يابد. در مقابل حرفي كه بنده داشتم اين بود كه ما وقتي مي خواهيم يك اصل اسلامي را به عنوان ارزش در عرصه بين المللي مطرح كنيم، بايد فضايي براي ما فراهم شود كه اين اصل را به طور كامل مطرح كنيم، نه اين كه آن را در ضديت با ديگر اصول خود مطرح كنيم. زماني كه مي خواهيم يك ارزش اسلامي را در عرصه هاي بين المللي ترويج دهيم، اگر به صورت كامل و بدون تعارض با ديگر اصول ديني مطرح كنيم، بهترين اقدام را براي توسعه اصول و ارزش ها و صدور انقلابمان انجام داده ايم، ولي اگر ارزشي در عرصه بين المللي به طور ناقص و در تعارض با ديگر اصول و ارزش ها مطرح شود، اين نقض غرض است.


آیت الله علم الهدی در ادامه افزود: متاسفانه بانوان ورزشكار ما در رقابت هاي بين المللي با وضع نامناسبي شركت كرده بودند و عكس هاي آن ها را به مسئولان ورزش بانوان نشان دادم. من به آن ها گفتم شما فرموده ايد زن مي تواند با پوشش در مسابقات اسكيت شركت كند، در حالي كه ژستي كه ورزشكار ما در حال اسكيت گرفته، كاملا ضد ارزش هاي ديني ماست.


امام جمعه شهر مقدس مشهد در ادامه می افزاید: اين اقدام شما دو پيام داشته است: ١ - گفته ايد يك خانم ورزشكار مي تواند با پوشش اسكيت كند و ٢ - اعلام كرده ايد مسئله تبرج و انجام حركت هاي محرك از سوي يك عنصر ديني (ديندار) بلامانع است. يعني شما در عين اين كه ارزشي را مطرح كرده ايد، يك حرام صددرصد را تجويز كرده ايد. اگر مطرح كردن يك اصل ارزشي، در عرصه بين المللي مبتني بر تجويز يك محرم شرعي باشد، بايد ببينيم از نظر فقهي درست است يا نه؟ من تصاويري را به اين خواهران مسئول نشان دادم كه زن ورزشكاري با پوشش در رقابت هاي بين المللي شركت كرده و برنده هم شده است ولي با مردي كه به وي مدال داده است ، دست داده است. دقت كنيد كه هر دو مطلب منعكس مي شود. اين جا يك ارزش را صادر كرده ايم ولي در مقابل ارزش ديگري را نيز پايمال كرده ايم زيرا اين نوع ارتباط يك زن نامحرم با يك مرد اجنبي صددرصد حرام و ضدشرعي است. اين كه در يك عرصه بين المللي مسئله پوشش را براي يك خانم ورزشكار مطرح كنيم خيلي ارزشمند است ولي بايد ببينيم اين كار به چه قيمتي انجام شده است.

*********************************************************************


نگاهي به غزه شيعيان

در طول سه ماه گذشته در اثر 3 حمله انتحاري به شيعيان در دارا اسماعيل‌خان پاكستان، 40 شيعه كشته و بيش از 70 نفر زخمي شده‌اند.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از فارس، در مدت سه ماه گذشته در شهر شيعه نشين "دارا اسماعيل خان" از ايالت سرحد پاكستان، سه انفجار و حمله انتحاري در ميان شيعيان به وقع پيوسته كه 40 كشته و بيش از 70 زخمي برجاي گذاشته است.

طي سه ماه گذشته شيعيان سه بار مورد حمله قرار گرفته اند و به رغم محكوميت هر كدام از اين حمله‌ها از جانب مقامات دولتي و پارلماني پاكستان، متاسفانه هيچگونه تدابيري در جهت شناسايي و يا مجازات عاملين اين حوادث تروريستي صورت نگرفته است.

اولين انفجار عليه شيعيان در اين شهر در يك مسجد بود كه نمازگزارن در حال اقامه نماز مغرب و عشاء بودند و يك تروريست ناشناس با حمل مواد منفجره خود را به داخل مسجد رسانده بود و با يك حمله انتحاري 9 نفر از شيعيان را در مسجد به شهادت رساند كه هنوز عاملين آن حادثه مجازات نشده اند.

دومين حمله در مراسم چهلم اين شهدا در كنفرانس "عظمت شهداء" در اين شهر به وقوع پيوست كه 4 نفر از شيعيان در اين حادثه جان خود را از دست دادند.

خوشبختانه عامل تروريستي كه مواد منفجره را با خود حمل مي‌كرد، توسط نيروهاي پليس كه امنيت اين كنفرانس را برعهده داشتند، شناسايي شد و در نزديكي درب ورودي سالن كنفرانس كشته شد و از وارد آمدن خسارت بيشتر به جان شيعيان جلوگيري شد.

سومين حمله انتحاري به شيعيان در شهر "دارا اسماعيل خان" درحالي به وقوع پيوست كه شيعيان به منظور اعتراض به ترور "سيد باسد شاه" مدير فروشگاه زنجيره‌اي اين شهر در مقابل درب بيمارستان "DHQ" تجمع كرده بودند و عليه دولت و تروريست‌ها شعار مي دادند.

به گفته "نويد ملك" رئيس پليس ايالت سرحد پاكستان، اين حادثه نيز يك حمله تروريستي بوده كه تاكنون فقط پاي حمله كننده را پيدا كرده اند.

متاسفانه در اثر اين حمله ترويستي نيز 26 تن از شيعيان تظاهركننده كشته و بيش از 10 تن ديگر نيز زخمي شدند. به دنبال اين حادثه اعتصابي عمومي در شهر آغاز و تمامي مغازه ها و بازار تعطيل و صداي تيراندازي نيز به گوش مي رسد.

هرچند مقامات پاكستان از جمله "فهميده ميرزا" رئيس مجلس مركزي پاكستان و "عباس كميلي‌" رئيس ائتلاف جعفريه پاكستان و مقامات ارتش اين حادثه را همچون حوادث گذشته محكوم كردند اما تاكنون هيچگونه اقدامي در جهت برخورد با عاملين چنين حوادثي صورت نگرفته است. اين درحالي است كه اكثر مقامات دولتي پاكستان اعلام كرده‌اند و حتي شيعيان نيز بارها و بارها به اين مقامات گوشزد كرده‌اند كه نيروهاي افراطي و تندرو طالبان درصدد هستند تا جنگ فرقه اي را پاكستان آغاز كنند و عاملين اصلي اين حوادث نيروهاي افراطي و طالبان محلي پاكستان هستند كه اكثرا در مناطق مرزي با افغانستان زندگي مي كنند و مسيرهاي دسترسي به شهرها و مناطق شيعه نشين را مسدود كرده اند.

همچنين در مدت يكسال گذشته بيش از 200 تن از شيعيان در شهر "دارا اسماعيل خان" مورد هدف حمله ترويستي قرار گرفته و ترور شده‌اند حتي اكثر آنها در پست‌هاي رده بالاي اين شهر قرار داشتند.

 

در منطقه شيعه نشين پاراچنار نيز در طول يكسال گذشته بيش از 200 تن از شهروندان، پزشكان و مسئولان شيعه ترور شده اند اين درحالي است كه دولت پاكستان حاظر نيست حتي براي بازگشايي و پاكسازي مسيرهاي ورودي به اين منطقه از تروريست‌هاي القاعده و طالبان تندرو اقدامي انجام دهد.

شيعيان پاكستان نيز در اين راستا چندين نوبت در اسلام آباد دست به تظاهرات زده اند و از دولت پاكستات تقاضاي كمك كرده اند كه تاكنون هيچ پاسخي در اين راستا دريافت نكرده‌اند درحاليكه شعار دولت پاكستان مقابله با افراطي گري، مقابله با طالبانيسم و فرقه گرايي است.

به نظر مي رسد غزه شيعي در اين شهر در حال اتفاق است و سازمان هاي مدعي حقوق بشر همچنان با سكوت كامل از كنار اين حوادث عبور مي كنند و شيعيان همچنان قربانيان بزرگ تروريسم و طالبانيسم هستند. درحاليكه مدعيان دروغين دموكراسي بويژه آمريكا و دول غرب همچنان اسلام و تشيع را زادگاه و حامي تروريسم معرفي مي كنند و محدوديت هايي را براي آنها ايجاد مي‌كنند.

اينكه تاكي جهانيان بايد به اين حوادث چشم بدوزند و نظاره گر كشتار شيعيان مظلوم در گوشه و كنار جهان باشند، نمي دانيم.

***********************************************************************************************


 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 5:49 قبل از ظهر  توسط یک محب  |