تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

در حاشیه یک مناظره دیدنی وشنیدنی

در حاشیه یک مناظره دیدنی وشنیدنی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در پی پخش زنده مناظره حجت الاسلام قزوینی ومولوی  عبدالمجید مراد زهی  از شبکه ماهواره ای سلام ، بسیاری از سوالات مطرح در اذهان حقیقت جویان پاسخ داده شد.

در این جا لازم است در حاشیه این مناظره به چند نکته اشاره کنیم.

1:در این مناظره مولوی مراد زهی  نتوانست احادیثی که در کتب معتبره اهل سنت ،آنهم با سند صحیح نزد اهل سنت را که مورد استناد آقای قزوینی در هتک حرمت حضرت زهرا سلام الله علیها از سوی دو خلیفه قرار گرفته بود، را جواب بدهد و یا احیانا رد کند.ودر تنها موردی که روایت را مقطوع ویا زید بن اسلم را مخدوش کرد، جناب قزوینی با ذکر دلایل متقن از کتب علماء مشهور رجال اهل سنت ، این مولوی بخت برگشته را سر جای خود نشاند.

2:مولوی عبد المجید زهی در طول بحث سعی میکرد خود را وکیل مدافع عنوان کرده و قزوینی را متهم.

وضمنا در چند جای مناظره بجای جواب دادن چهار حدیث صحیح مورد استناد قزوینی ، سعی میکرد از راه جدل بحث را به حاشیه بکشاند وهی میگفت مردم ببینند ، دادگاه هست و ،آنها زنده نیستند و،ایشان از بحث دور شدند و ..امثال این نوع شلوغ کردنها

سعی بر فرار کردن از جواب داشت. که البته دیگر این نوع ترفندها قدیمی شده است. وهر نوجوانی از شیوه وسبک این نوع مناظرات جدلی اطلاع دارد.

3:مولوی مذکور حتی در آخر بحث از منابع مورد استناد خود که نهج البلاغه باشد دست کشید زیرا آقای قزوینی از نهج البلاغه استناد کرد.ومولوی مراد زهی هم پس از کلی پافشاری روی نهج البلاغه، گفت اذا تعارضا تساقطا وباید برگردیم به قرآن والبته جواب آن آیه را که مورد استناد در بحث خوبی صحابه بود را قزوینی با روایتی از صحیحین به نحو واضح داد.

4:جالب بود که:هرگاه علامه قزوینی احادیثی متقن در باره مطاعن ابوبکر وعمر آورد خصوصا در ابتداء بحث >مراد زهی ، هی میگفت بحث منحرف شده و باید درباره هجوم بحث شود ولی خود مولوی در همه جای مناظره از بحث خارج میشد وبعضا بحث را عوامی ومردمی میکرد نه علمی . وحال آنکه مورد مناظره بحثی علمی بود.

 

در آخر ما از همه شبکه های اسلامی تقاضای پخش چنین مناظره های رودررو را خواستاریم تا مردم بیشتر مطلع گردند. البته سعی شود از علمائی با سوادتر از مرادزهی استفاده شود چون ایشان حتی در مورد کتب قویه نزد اهل سنت هم گیر داشت. وحتی در موردی از قزوینی خواست حدیث مورد استنادش را کامل بخواند که با خواندن قزوینی او هیچ نگفت.

واز شبکه سلام وآقای هدایتی وهمچنین از علامه بزرگوار قزوینی تشکر میکنیم.

سید علی حسینی حیدری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

تحليل بي‌طرفانه یک مناظره


تحليل بي‌طرفانه یک مناظره

یزدان نصر

در تاريخ پنج‌شنبه 17/5/87 ساعت 10 شب به وقت تهران مناظره و گفتگويي صميمانه ميان جناب قزويني و جناب مرادزهي در راستاي وحدت اسلامي و با موضوع حضرت زهرا(س) برگزار شد، كه بسيار مفيد بود. در اين گزارش به ذكر نكاتي از اين مناظره مي‌پردازيم:

1- اولين نكته محدوديت‌هاي بي‌جاي زماني بود كه شبكه ايجاد كرده بود كه در آن يك دقيقه اختصاص داشت به مطرح نمودن پرسش و چهار دقيقه به پاسخ‌گويي و به محض پايان وقت، مجري به گونه‌اي كه اين زمان وحي الهي است، صحبت را قطع مي‌كرد و پرسش و پاسخ‌ها گاها نيمه كاره مي‌ماند.


2- مدت زمان برنامه نيز بسيار كوتاه بود و نيز در اين گونه مناظرات بهتر است گفتگو به صورت محاوره‌اي باشد و نه ترتيبي.


3- حجة‌الاسلام هدايتي، مجري برنامه، بيشتر جانب آقاي مرادزهي را رعايت مي‌كرد، كه با توجه به ميهمان بودن آقاي مرادزهي كاري بسيار پسنديده بود. به عنوان مثال هنگامي كه ايشان از زمان تعيين شده تجاوز مي‌كرد، نسبت به آقاي قزويني ديرتر جلوي صحبت ايشان را مي‌گرفت. همچنين آقاي قزويني در پايان مناظره اشاره كردند كه چون آقاي مرادزهي ابتدا شروع كرده‌اند، 4 دقيقه زمان جلوتر هستند و به من آن 4 دقيقه را بدهيد كه آقاي هدايتي زير بار نرفت! و نيز آقاي قزويني اعتراض كردند كه چرا آقاي مرادزهي از وقت سوال خود براي پاسخ دادن به سوالات من استفاده كرد به جاي اين كه سوال مطرح كند، كه آقاي هدايتي اعتراض ايشان را وارد ندانست و گفت اين از ظرايف و زرنگي‌ها در مناظره است.


4- شماره صفحه و جلد مراجع شيعه‌اي كه آقاي مرادزهي مطرح مي‌كردند، گاها غلط بود كه خوب بود ايشان به چاپ آن مرجع نيز اشاره مي‌نمودند.


5- روايات مورد استفاده آقاي قزويني تماما از منابع اهل سنت بود، اما روايات مورد استفاده آقاي مرادزهي غالبا از اهل سنت بود كه نزد شيعه معتبر نمي‌باشد؛ تنها سه روايت ايشان از منابع شيعه بود كه يك مورد آن سند صحيح نداشت، يك مورد آن سند ضعيف داشت و البته سخني ايهام‌آميز بود كه امام صادق(ع) در زماني به صورت تقيه فرموده بودند و در زمان ديگري منظور واقعي خود را از آن مساله روشن فرمودند و در منبع ديگري از شيعه توضيح آن آمده بود. مورد سوم به علت تمام شدن وقت برنامه فرصت نشد؛ البته بهتر بود آقاي قزويني اگر پاسخي براي اين مساله داشتند، بلافاصله قبل از هر چيز ديگري آن را پاسخ مي‌دادند و بعد سراغ مسايل ديگر مي‌رفتند.


6- آقاي مرادزهي از آقاي قزويني در رابطه با احراق منزل حضرت زهرا(س) درخواست منبع از نهج‌البلاغه نمود و آقاي قزويني به خطبه 202 اشاره كردند. حال آن كه همان گونه كه آقاي مرادزهي نيز اشاره كردند، اين خطبه نه اسمي از كسي مي‌برد و نه مورد ظلم را مي‌گويد، تنها حضرت علي(ع) در اين خطبه در حين خاكسپاري حضرت زهرا(س) به حضرت رسول(ص) عرض كردند «امتت به دخترت ظلم كرد». طبيعي است كه در نهج البلاغه مطالب غالبا در لفافه گفته شده و تلاش براي يافتن نام افراد و موارد و مصاديق مشخص بيهوده است و بهتر بود آقاي قزويني در رابطه با علت اين كه اين مساله در نهج البلاغه به صراحت نيامده است، صحبت مي‌كردند و نه اشاره به خطبه‌اي كه مطالب را به وضوح نگفته است.


7- از اشكالات آقاي قزويني اين بود كه ايشان به گذر زمان توجه نداشت و احتجاج‌هايي براي اثبات حمله به خانه حضرت زهرا(س)، ضرب، احراق منزل، اسقاط جنين و نهايتا شهادت از منابع اهل سنت داشتند كه در سايتشان نيز موجود بود، اما در اين مناظره مطرح نكردند و به جاي پاسخ دادن به اين مسايل كه مورد سوال آقاي مرادزهي بود، بيشتر به دنبال زير سوال بردن خلافت خلفا بودند و در پايان وقت نيز گفتند بنده متوجه گذر زمان نشدم، والا پاسخ‌هاي آقاي مرادزهي را داشتم!


8- آقاي مرادزهي از پاسخ دادن به دو سوال اساسي آقاي قزويني در رابطه با غضب حضرت زهرا(س) نسبت به شيخين و نيز عدم بيعت حضرت زهرا(س) با جناب ابوبكر كه در منابع اهل سنت آمده‌اند، طفره مي‌رفتند و مي‌گفتند اين از موضوع بحث خارج است؛ كه البته خارج نبود، زيرا به حضرت زهرا(س) مربوط بود. اما خود ايشان از موضوع بحث كاملا خارج شده و به ذكر فضايل خلفا مي‌پرداختند!


9- در مجموع بهتر بود موضوع مناظره خلافت مي‌بود و نه حضرت زهرا(س)؛ زيرا هر دو طرف علاقه شديدي به بحث در اين زمينه داشتند.


10- نكته جالبي كه آقاي مرادزهي به عنوان يكي از علماي اهل سنت مطرح كردند، اين است كه تاريخ طبري كه از منابع اهل سنت و همچنين از كتب معتبر تاريخ در جهان است، داراي راويان دروغگو نظير ابوهريره بوده و نزد اهل سنت معتبر نمي‌باشد كه از دست دادن منبعي با اعتبار جهاني به نظر مي‌رسد به ضرر اهل سنت باشد.


11- يكي از اشكالات آقاي مرادزهي اين بود كه هنگامي كه آقاي قزويني به حديثي از كتب اهل سنت احتجاج مي‌كرد، ايشان مي‌گفت بقيه حديث را نيز بخوانيد! و بقيه حديث مضموني به نفع اهل سنت داشت. در صورتي كه هر گروهي كه بخواهد در مساله‌اي حقانيت خود را ثابت كند، بايد از منابع طرف مقابل حديث بياورد و نه از منابع خودش. طبيعي است كه ادامه حديث كه به موضوع مورد بحث ربطي نداشته و مطالبش به نفع اهل سنت است، توسط آقاي قزويني بيان نشود. مثلا فرض كنيد در حديثي از اهل سنت ذكر شده كه حضرت زهرا(س) بر دو خليفه اول غضب كردند و در ادامه روايت آمده كه حضرت علي(ع) بلند شدند و رفتند با جناب ابوبكر بيعت كردند. آقاي مرادزهي ادامه حديث را به عنوان اثبات بيعت حضرت علي(ع) با جناب ابوبكر مطرح مي‌كرد، كه اين مطلب چون از منابع اهل سنت است، طبيعي است كه قابل احتجاج نباشد و چون به بحث قبل يعني مساله غضب نيز بي‌ربط بوده طبعا آقاي قزويني به آن اشاره‌اي نكرده‌اند.


12- يكي از نكات جالب و در واقع نتيجه مناظره اين بود كه آقاي مرادزهي ناچار شد تا بحث تهديد به احراق خانه حضرت زهرا(س) توسط خليفه دوم را بپذيرند، اما خود احراق را نپذيرفتند. البته آقاي قزويني براي اثبات اين مساله حديث ديگري از اهل سنت ذكر كردند، كه متاسفانه فرصت برنامه تمام شد و صحبت آقاي مرادزهي را در اين زمينه نشنيديم.


13- آقاي مرادزهي براي اثبان حقانيت دو خليفه اول به خطبه 219 نهج البلاغه احتجاج نمودند. ايشان به يكي از كتب شيعه استناد كردند كه مي‌گويد اين خطبه در مورد عمر است. متاسفانه فرصت برنامه اجازه نداد كه آقاي قزويني نظر خود را در مورد اين مساله مطرح كنند و البته خود ايشان بايد قبل از هر مساله ديگري به پاسخ اين مورد مي‌پرداختند كه چنين نكردند. ظاهرا ساير علماي شيعه مي‌گويند در مورد عمر نيست. آقاي قزويني يك منبع از اهل سنت ارايه كردند كه مي‌گويد خطبه در مورد عمر نيست و آقاي مرادزهي منبعي از اهل سنت آوردند كه مي‌گويد هست. اگر بي‌طرفانه به قضيه نگاه كنيم، با توجه به اين كه حضرت علي(ع) در خطبه 3 از هر سه خليفه انتقاد شديدي كرده‌اند و حرف ايشان قطعا براي همه مسلمانان حجت است و با توجه به شخصيت حضرت علي(ع) بعيد به نظر مي‌سد كه حضرت بعد از مدتي حرف خود را عوض كرده باشند و در خطبه ديگري از دو خليفه اول تعريف كنند!


14- يكي از احاديث كتاب صحيح بخاري را كه از پيامبر(ص) درباره ارتداد اكثر صحابه پس از رحلت حضرت بود، آقاي مرادزهي نمي‌دانستند و آقاي قزويني به ايشان آدرس دادند. به نظر مي‌رسيد تسلط آقاي قزويني بر منابع اهل سنت بيشتر از تسلط آقاي مرادزهي بود.


15- آقاي مرادزهي در يك جا حرفي غيرمنطقي زدند كه گفتند شاهد براي احراق و ضرب و ساير موارد بياوريد! اين پرونده‌اي است كه پس از 14 قرن باز شده است! در صورتي كه اين مساله از همان زمان اتفاق افتادن مطرح بوده و در ضمن پس از 14 قرن ديگر كسي دنبال شاهد 1400 ساله نمي‌گردد! احاديث خود مي‌توانند به عنوان شاهد استفاده شوند و خوب بود ايشان مي‌گفت در اين زمينه حديث بياوريد و نه شاهد! مگر علماي اهل سنت و محدثين آن‌ها همگي متعلق به 14 قرن پيش بوده‌اند و براي احاديث خود شاهدي داشته‌اند كه به احاديث آن‌ها اعتماد مي‌كنيم؟!


16- پرسش ها و شبهات آقاي مرادزهي بعضا قوي نبودند، به گونه‌اي كه برخي بينندگان كه پس از برنامه گفتگوي تلفني براي اعلام نظر داشتند، پاسخ آن‌ها را مي‌دادند. مثلا آقاي مرادزهي مي‌گفتند چرا اگر خانه را آتش زده‌اند، مسجد كه چسبيده به خانه بوده آتش نگرفته؟ در صورتي كه خانه از گل و كاهگل بوده و در از چوب و تنها درب خانه آتش گرفته و حتي خود خانه نيز آتش نگرفته است، چه رسد به مسجد. و يا مورد ديگر اين كه ايشان مي‌گفتند چرا حضرت علي(ع) اگر افرادي اين كار را كرده‌اند، باعثين اين كار را براي دفاع از اهل خانه خود از بين نبرده‌اند؟ در صورتي كه واضح است اگر بر فرض مساله احراق صحت داشته باشد، حضرت علي(ع) به خاطر وحدت مسلمين سكوت كرده‌اند و طبيعي است كه حفظ دين از حفظ اهل خانه بالاتر است.


17- آخرين مطلب به انتقاد شديد از آقاي مرادزهي اختصاص دارد. ايشان متاسفانه در اقدامي غيراخلاقي، غيرعلمي و غيرمنطقي گفتند بهترين خلق بعد از رسول خدا(ص) ابوبكر و عمر هستند!!! در حالي كه اهل سنت مطابق حديثي كه آقاي قزويني نيز به آن احتجاج كرد پس از رسول(ص) حضرت زهرا(س) را از خلفا و حتي از حضرت علي(ع) بالاتر مي‌دانند و حضرت علي(ع) را نيز از ساير خلفا بالاتر مي‌دانند. بنابراين از نظر اهل سنت پس از پيامبر(ص) حضرت زهرا(س) و پس از آن حضرت علي(ع) بهترين هستند و از اينجا به بعد مي‌توان بحث بهتر بودن ساير خلفا را مطرح كرد. صرفنظر از نقل و با نگاه به عقل نيز مي‌بينيم كه در برابر حضرت علي(ع) تمامي دانشمندان دنيا، حتي غيرمسلمانان و كافرين در طول 1400 سال سر تسليم و تعظيم فرود آورده‌اند و در فضيلت و منقبت ايشان سخن‌ها رانده‌اند. در صورتي كه در مورد ساير خلفا احدي از غيرمسلمانان تمجيد نكرده است. همچنين به روايت شيعه و سني در قرآن كريم 300 آيه در شان علي بن ابيطالب(ع) نازل شده است، در حالي كه در شان ابوبكر تنها 5 آيه و تنها به اذعان اهل سنت نقل شده است. با اين تفاسير آيا عقل مي‌تواند ساير خلفا را بالاتر از حضرت علي(ع) بداند؟!


18- يكي از بينندگان اهل سنت تماس گرفت و گفت آقاي مرادزهي آبروي ما را برد، زيرا در خطبه 219 حضرت علي(ع) نامي از عمر نبرده است!!! اين بنده خدا كه ادعا مي‌كرد طلبه نيز هست! نمي‌دانست كه اشاره به عمر را آقاي مرادزهي از تفاسير نهج البلاغه آورده بود و نه از خود نهج البلاغه! طلبه‌اي كه ساده‌ترين چيز را نمي‌داند!


19- شخصي كه خود را از اهل سنت معرفي كرد، با خشونت تمام و توهين به آقاي قزويني مي‌گفت: «قزويني ادب ندارد و در مقابل نص قرآن ايستاده است»! دليلي هم كه آورد اشاره به يكي از آيات قرآن بود كه دليلي بسيار ناپخته بود، به گونه‌اي كه خود آقاي مرادزهي نيز به آن استناد نكرد. اين شخص با عصبانيت ادامه داد: «اين كساني كه زنگ مي‌زنند و مي‌گويند سني هستيم، اين‌ها شيعه هستند؛ دروغ مي‌گويند.» در صورتي كه به نظرم يك سني واقعي مي‌گويد خود اين شخص كه با اين لحن حرف زدن و اين منطق ناچيز خود آبروي ما را برد، شيعه بوده و براي خراب كردن ما خود را سني معرفي نموده است.


ارسال: یکشنبه20 مرداد 1387/ 0:22ق.ض
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

مرجع عالى قدرآیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله:

مرجع عالى قدرآیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله:

 كمال مؤمن آن است كه براى ديگران همان چيزى را بخواهد كه براى خود مى پسندد.

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى روز دوشنبه (14مردادماه1387) در جمع شمارى از زائران سعودى خيرخواهى براى ديگران را از مراتب بالاى ايمان توصيف كردند.

ايشان با اشاره به حديث شريفى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله كه مى فرمايند: «لا يستكمل المرء الإيمان حتى يحبّ لأخيه ما يحبّ لنفسه؛(1) ايمان آدمى زمانى كامل مى شود كه براى برادر مؤمن خود همان را بخواهد كه براى خودش مى پسندد» اظهار داشتند: نفى و استثناى موجود در اين حديث افاده حصر مى كنند و از جمع ميان اين حديث و ديگر ادله شرعى دريافت مى شود مؤمنى كه از درجات بالاى ايمان برخوردار است براى برادر ايمانى خود همان مى پسندد كه براى خود مى خواهد.

 

نماز و همين طور روزه، حج و... همه ايمان نيست و فقط جزئى از آن را تشكيل مى دهد. از اين رو مؤمنى كه مى خواهد از ايمان كامل برخوردار باشد بايد به همه اجزاى ايمان پايبند باشد كه يكى از مهم ترين اين اجزا آن است كه براى ديگران همان چيزى را بخواهيم كه براى خود مى خواهيم

 

ايشان افزدند: تعبير «رجل» و مرد در اين حديث خصوصيتى ندارد و منظور از «اخ» هم، فقط مردان و ذكور نيستند. چرا كه مردان مؤمن همگى با هم برادر و زنان با ايمان همگى خواهر يكديگرند و مشمول اين حديث شريف نبوى مى باشند، خواه خويشاوند و محرم هم باشند و خواه با همديگر پيوند خويشاوندى نداشته باشند. بر اين اساس مرد براى همسرش بايد همان چيزى را بپسندد كه براى خود مى پسندد و همين طور زن نسبت به شوهر خود، بايد چنين باشد. و انسان بايد نسبت به همه مؤمنان اعم از خويشاوندان، بيگانگان، همكاران و حتى مسافران و زائران خيرخواه باشد و آنچه براى خود نمى پسندد براى آنان نيز نپسندد.

معظم له يادآور شدند: نماز و همين طور روزه، حج و... همه ايمان نيست و فقط جزئى از آن را تشكيل مى دهد. از اين رو مؤمنى كه مى خواهد از ايمان كامل برخوردار باشد بايد به همه اجزاى ايمان پايبند باشد كه يكى از مهم ترين اين اجزا آن است كه براى ديگران همان چيزى را بخواهيم كه براى خود مى خواهيم. مهم نيست كه طرف مقابل به اين صفت والا آراسته باشد، بلكه براى يك مؤمن، مهم آن است كه خود براى كسب اين فضيلت و كمال بخشيدن به ايمانش تلاش كند.

ايشان در پايان به حاضران سفارش كردند: بكوشيد بهترين ارمغان اين سفر معنوى شما خيرخواهى براى ديگران و عمل به اين فرمايش رسول الله صلى الله عليه وآله باشد.

گفتنى است حجت الاسلام والمسلمين سيد جعفر شيرازى نيز در جمع ديدار كنندگان بياناتى ايراد داشت.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1) بحارالانوار، ج69، ص257 (باب 114 ـ الكذب وروايته وسماعه...).

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

گوناگون

نرم افزار «شميم گل نرگس» توليد شد

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر(عج) نرم افزار تحت وب «شميم گل نرگس» را درباره حضرت مهدي(عج) ارائه  كرد.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از پایگاه ولیعصر، همزمان با اعياد ماه مبارك شعبان و نزديک شدن ميلاد پربرکت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه   مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام  جهت دسترسي آسان علاقه مندان و مشتاقان اهل بيت عليهم السلام، يکي ديگر از نرم افزارهاي خود را به صورت وب ارائه نمود.

نرم افزار تحت وب شميم گل نرگس در آدرس اينترنتي shamim.valiasr-aj.net قابل دسترس مي باشد.  


ويژگيهاي نرم افزار شميم گل نرگس:


اين نرم افزار که در حقيقت جامع ترين نرم افزار راجع به آقا امام زمان(ع) مي باشد اکنون به صورت سايت اينترنتي قابل دسترس بوده و علاقه مندان به راحتي مي توانند به آن دسترسي داشته و از آن بهره برداري نمايند. که از قابليتهاي آن مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:


فهرست کاملي از آيات مرتبط با حضرت مهدي(عج) (255 آيه) با تفسير و احاديث مربوطه 2000 پرسش و پاسخ  در 15 گروه (شامل: زندگي نامه، غيبت، طول عمر و ...)
متن کامل 400 جلد پيرامون شخصيت حضرت مهدي (عج)
حدود 500 مقاله پيرامون مهدويت
حدود 100 عنوان داستان راجع به تشرفات و ملاقاتهاي با آن حضرت
ارائه بيش از 30 داستان انيميشن و صوتي
مجموعه كاملى از توقيعات آن حضرت به افراد مختلف
مجموعه کاملي از احاديث مرتبط با آن حضرت (مشتمل بر بيش از 1100 حديث با ترجمه و ذکر ماخذ به صورت متن، تصوير و صوت)
معرفى بيش از 2500  عنوان كتاب پيرامون آن حضرت و امکان دستيابي به فهرست بيش از 1500 عنوان انتخاب 450 شعر (شامل 100 قطعه ادبي، 120 شعر تصويري، 120 عنوان دوبيتي و 60 غزل و قصيده) راجع به آن حضرت
حکايات و احاديث گلچيني راجع به زندگي بعد از ظهور حضرت مهدي(عج) (رجعت انبياء و حکومت امامان و ....)
ليست کاملي از سايتها و وبلاگهاي مرتبط با امام زمان(ع)
گالرى متنوعى از تصاوير (شامل تصاوير مسجد جمکران، سهله، سرداب مقدس، سامرا و...
معرفي زندگي نامه کاملي از امام زمان(ع) از ولادت تا ظهور
معرفي اماکن و مساجد مرتبط با حضرت مهدي(عج) و ذکر تاريخچه، آداب و تصاويري از مسجد جمکران، مسجد سهله، سرداب سامرا، مسجد کوفه و....
حدود 50 ساعت فايل صوتى (شامل 40 قطعه مولودى، 10 قطعه نواونما، تمامي ادعيه و زيارات، 30 قطعه سرود و تواشيح، 45 قطعه مناجات، و دهها مورد سخنراني )


در ضمن اين نرم افزار تحت وب چهارمين نرم افزار تحت وب ارائه شده توسط اين مرکز مي باشد.


فهرست نرم افزارهاي تحت وب اين مرکز عبارتند از:


الرسول: alrasol.valiasr-aj.net


کتابشناسي: bookology.valiasr-aj.net


پاسخگو: pasokhgo.valiasr-aj.net 


شميم گل نرگس: shamim.valiasr-aj.net

**********************************************************************


حمله کننده به پاپ محاکمه شد

جوان آلماني که در ژوئن سال گذشته ميلادي به اتومبيل پاپ بنديکت شانزدهم حمله کرده بود،محاکمه شد. 

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از برنا، جوان آلماني که سال گذشته در جريان بازديد پاپ از آلمان سعي کرده بود به اتومبيل حامل وي حمله کند محاکمه شد. حکم دادگاه رسيدگي به اتهام اين مرد 28 ساله، کنترل 4 ساله رفتار وي و ممنوعيت استفاده از الکل و مواد مخدر است.

اين در حالي است که به گفته مقامات قضايي، دادگاه اخير در صدور حکم عليه اين جوان تخفيف زيادي قائل شده است. پزشکان اين مرد اعلام کرده اند وي در زمان ارتکاب جرم از بيماري رواني رنج مي برده که اين بيماري طي يک سال گذشته بهبود نسبي داشته است.

با اين وجود بدليل حفظ امنيت عمومي فرد مزبور بايد به مدت چهار سال تحت کنترل باشد.

گفتني است پاپ بنديکت شانزدهم در مراسم ديني که ششم ژوئن سال گذشته در آلمان برگزار شد از سوي يک جوان مورد حمله قرار گرفت.

وي در جريان عبور اتومبيل پاپ از ميان جمعيت تلاش کرد خود را به پاپ برساند، اما نيروهاي امنيتي پيش از اينکه وي بتواند کاري بکند دستگيرش کردند

*************************************************************************۸

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

خلاصه از بیانات حجت الاسلام سید علی حیدری در جمع عاشقان حضرت مهدی عج

خلاصه از بیانات حجت الاسلام سید علی حیدری در جمع عاشقان حضرت مهدی عج

موضوع بحث تفسیر سوره فیل

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

واما بعد:

از سوره هایی که درس بسیاری  درآن میباشد سوره فیل است ؛که خدا درآن درباره اصحاب فیل که ابرهه ویاران او میباشند داستان زیبایی را فرموده است.

در این سوره جریان تکبر،حماقت،جهالت،وغرور بیش از حد ابرهه به نمایش گذاشته شده که با ذهن کوته خود قصد مبارزه با خدا توسط فیلهای بزرگ راکرد و سپس توسط لشکر الهی یعنی پرندگان دریایی خود ویاران بیشمارش نابود شد تا درس باشد برای دشمنا خدا وشعائر دینی.

 

درس این سوره:

1:انسان هیچگاه فکر احمقانه مخالفت با خدارا نکند زیرا خداوند پس از فرصت اندکی که به مخالفین خود میدهد همه آنان را در دنیا خوار و.در قیامت معذب به عذاب ابدی میسازد.

2:همیشه به شعائر دینی احترام بگذاریم، واز بهانه ها واشکال تراشی های بی خود وجاهلانه بپرهیزیم.

3:هر گاه ظلمی مشاهده کردیم ،با توکل به خدا با آن مبارزه کرده وقدرت بی نهایت خدا را پشتوانه کنیم که خدا قادر متعال هست.

4:سعی کنیم از گناه دوری کرده وهمیشه در راه اطاعت خدا وائمه اطهار علیهم السلام قدم برداریم.

ضمنا سعی کنیم جوانانی که از مکتب اهل البیت دور شده اند را با اخلاق حسنه به سوی دین ودیانت برگردانده وآنان را هدایت کنیم ودر ایام میلاد امام زمان عج در جلسات جشن شرکت کنیم.خصوصا که در این زمان وهابی های سخیف سعی میکنند عشق ما را به فرزندان رسول الله ص یک کار شرک الود معرفی کنند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

گزارش تصویری مناظره دکتر قزوینی و مولوی مرادزهی

م. امین مهاجر

پنجشنبه شب در ساعت 22:00 بوقت ایران مناظره دکتر حسینی قزوینی و مولوی مرادزهی بصورت زنده از شبکه ماهواره ای سلام پخش شد . هر طرف مناظره سوالات خود را مطرح و طرف مقابل 4 دقیقه زمان داشت تا پاسخ دهد مناظره در فضایی دوستانه برگزار گردید و مدیر سلام بدون جانب داری از هر یک از طرف مناظره سعی نمود بی طرفی در مناظره را حفظ نماید متن کامل این مناظره بزودی در شیعه نیوز منتشر خواهد شد .




منبع: شیعه نیوز
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

خلاصه از بیانات حجت الاسلام سید علی حیدری:در شام میلاد اباالفضل ع

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا الفضل العباس علیه السلام

در شام میلاد اسوه وفاداری ، قمربنی هاشم ، ابا الفضل العباس علیه السلام

مجلس جشن با شکوهی در شهر اصفهان با حضور اقشار مردم مذهبی وعاشقان ابا الفضل العباس علیه السلام

برپا گردید.

در این مجلس مداحان اهل البیت جناب آقای ملا جاسم کربلائی به مدیحه ثرائی به سبک عربی وفارسی پرداختند و سپس حجت الاسلام والمسلمین حاج سید علی حیدری ایراد سخن فرمودند. ودر آخر مداح اهل البیت ملا علی کربلائی از مداحان سر شناس جهان عرب مدیحه ثرائی کردند.

خلاصه از بیانات حجت الاسلام سید علی حیدری:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وآله الطاهرین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

واما بعد:

یکی از سوره های بسیار مهم قران سور ه عصر است که با کوتاهی این سوره به اذعان برخی از مفسرین از معرف بالائی برخردار است و خود یکی از  علائم اعجاز قران می باشد.

این سوره با قسم به عصر شروع میگردد.بین مفسرین در اینکه منظور از عصر در این ایه چیست اختلاف است: بعضی گفته اند: وقت عصر ، وبعضی:نماز عصر ، برخی : عصر ظهور اسلام ، وعده ای عصر ظهور امام عصر عج ودرآخرهم عده ای گفته اند به مطلق روزگار گفته میشود.

قسمی که خدا خورده است برای بیان مسئله مهمی میباشد که آنهم :

ان الانسان لفی خسر است

یعنی:یقینا انسان در زیان بسر میبرد وزیانکار است.

حق هم همین است که اگر انسان به اعمال خود در ایام عمر خود توجه کند میبند غالب عمر را به بیهودگی وزیانکاری سپری کرده است.

قرآن فقط یک گروه با چهر خصلت را استثنائ کرده است.وآنهم فرموده:

الا الذین امنوا وعملو الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر

مگر انسانهایی که ایمان آورده باشند و اعمال صالح انجام داده باشند وسفارش به حق وسفارش به صبر واستقامت کرده باشند.

نمونه کامل چنین انسانی اقا اباالفضل علیه السلام است که هم ایمان راسخ وهم عمل صالح او که در زیارتنامه اش میگوییی:السلام علیک ایها العبد الصالح ، .هم سفارش و حمایتش از حق وامام خود وهم صبر بر طاعت الهی نمونه کامل میباشند.

باشد که ماهم از آن بزرگوار درس انسانیت بگیریم.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

جستارى درباره کنیه‏ ها و لقب‏هاى حضرت عباس(ع

جستارى درباره کنیه‏ ها و لقب‏هاى حضرت عباس(ع)


 


در منابع بسیارى، کنیه حضرت عباس(ع) را ابوالفضل بر شمرده‏اند که در بین کنیه‏هاى ایشان، ابوالفضل (= ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترین است اما دیگر کنیه‏هاى او یا غیر مشهور هستند و یا این که پس از واقعه کربلا حضرت را بدان خوانده‏اند.


 


کنیه‏ هاى حضرت عباس (ع)


در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هایى که با پیشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، کنیه مى‏گویند. سنت گذاشتن نامى در قالب کنیه براى افراد در میان قبایل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجلیل نسبت به فرد به شمار مى‏آید.(1)


در اسلام نیز توجه زیادى به آن شده است غزالى مى‏نویسد: «رسول خدا(ص) اصحاب خود را از روى احترام براى به دست آوردن دل‏هایشان به کنیه صدا مى‏زند و آنهایى که کنیه نداشتند، کنیه‏اى برایشان انتخاب مى‏فرمود و سپس آنها را بدان مى‏خواند. مردم نیز از آن پس، فرد مذکور را به همان کنیه مى‏خواندند. حتى آنان که فرزندى نداشتند تا کنیه‏اى داشته باشند کنیه‏اى مى‏نهاد. پیامبر اکرم(ص) رسم داشت حتى براى کودکان نیز کنیه انتخاب مى‏نمود و آنان را مثلاً ابا فلان صدا مى‏زد تا دل کودکان را نیز به دست آورد».(2) در اینجا کنیه‏هاى حضرت عباس(ع) بر شمرده مى‏شود:


 


1. ابوالفضل‏


در منابع بسیارى، کنیه حضرت عباس(ع) را ابوالفضل بر شمرده‏اند (3) که در بین کنیه‏هاى ایشان، ابوالفضل (= ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترین است اما دیگر کنیه‏هاى او یا غیر مشهور هستند و یا این که پس از واقعه کربلا حضرت را بدان خوانده‏اند. در مورد این کینه بحث وجود دارد که آیا این کنیه واقعى بوده و ایشان پدر فرزندى به نام فضل بوده‏اند یا اینکه این کنیه اعتبارى و در واقع لقبى بوده است که به شکل کنیه به او نسبت داده‏اند. گفته‏ها و احتمالاتى در این زمینه وجود دارد که بدان پرداخته مى‏شود:


آن چه از بررسى اسامى افراد در تاریخ به دست مى‏آید این است که انتخاب کنیه همواره بر اساس نام فرزند بزرگ‏تر فرد نبوده و در موارد بسیارى این قاعده وجود ندارد.


نوشته‏اند در خاندان بنى‏هاشم هر که عباس نام داشته او را ابوالفضل کنیه مى‏نهادند؛ همان گونه که عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربیعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و ... نیز مکنّى به همین کنیه بوده‏اند(4) که گفته‏اى مقبول و موجّه به نظر مى‏رسد.


برخى دیگر گفته‏اند این کنیه برگرفته از برترى و فضلى بوده که از کودکى در حضرت نمود فراوان داشته و او را بدان صفت مى‏شناخته‏اند آن گونه که در سوگ او نیز سروده‏اند:


اَبَاالفَضْلِ یَا مَنْ أَسَّسَ الفَضْلَ وَ الإبا


أَبِى الفَضْلُ اِلاّ اَنْ تَکُونَ لَهُ أَبا


 


«اى ابوالفضل! اى کسى که هر برترى و پاکدامنى را بنا نهادى! آیا براى من برترى و فضلى وجود دارد که تو پدر آن نباشى؟ (آیا کسى مى‏تواند فضلى داشته باشد که در تو نباشد)».(5) هم‏چنین در بین اعراب و مسلمانان نیز چنین سنتى بسیار دیده مى‏شده که کنیه افراد را بر اساس ویژگى‏هاى آنان مى‏گذاشته‏اند. آورده‏اند روزى رسول خدا(ص) شنید که فردى را ابوالحَکَم مى‏خوانند. پیامبر اکرم(ص) او را نزد خود خواند و فرمود: «همانا حَکم [داور ]خداست و حُکم از آن اوست تو چرا ابوالحکم خوانده مى‏شوى؟» او پاسخ داد:


«قبیله‏ام هر گاه بر سر مسأله‏اى اختلاف پیدا مى‏کنند نزد من مى‏آیند و من بین آنان داورى مى‏کنم و با صادر کردن حکم خویش اختلاف را برطرف مى‏نمایم» پیامبر اکرم(ص) به او فرمود: «چه کار خوبى مى‏کنى»(6) و این گونه گذاشتن چنین کنیه‏هایى را بر افراد بدون اشکال دانست.


گذشته از این همه این مطالب، در ردیف فرزندان عباس(ع) نام پسرى را به اسم فضل آورده‏اند(7) اما چون که فضل فرزندى نداشته، احتمال این که نام او از حافظه تاریخ ستُرده شده باشد، وجود دارد. این مسأله سبب شده که برخى براى توجیه کنیه حضرت عباس(ع) بر مطالبى مانند آنچه گذشت تمسک جویند گر چه هیچ یک از آنها با هم منافاتى ندارد و قابل جمع مى‏باشد. یعنى وقتى در کودکى کسى را ابوالفضل بخوانند در او زمینه‏هایى هم ایجاد مى‏شود که نام یکى از فرزندان خویش را فضل بگذارد.


 


2. ابو القِربَة


در لغت عرب قِربة به معناى «مشک آب» است. حضرت عباس(ع) را به جهت آب رسانى‏اش در کربلا به این کنیه نامیده‏اند. در بسیارى از منابع تاریخى و رجالى چنین کنیه‏اى را براى حضرت برشمرده‏اند.(8)


 


3. ابو القاسم‏


کنیه‏اى غیر مشهور براى حضرت مى‏باشد(9) اگر چه برخى نوشته‏اند حضرت عباس(ع) فرزندى به نام قاسم داشته که در کربلا به شهادت رسیده است.(10)


 


4. ابن البَدَویّة


این کنیه نیز از جمله کنیه‏هاى غیر مشهور حضرت است و به معناى «فرزند زن بادیه‏نشین» مى‏باشد. دلیل آن نیز این بوده که قبیله مادرى حضرت، از جمله قبایل بیابان نشین عرب بوده‏اند.(11)


 


5 . ابو الفَرجَة


در لغت عرب فرجه، «گشایش در سختى و بر طرف شدن اندوه» معنا شده است. برخى چنین کنیه‏اى نیز براى حضرت برشمرده‏اند که بیشتر به لقبى در قالب کنیه مى‏ماند. دلیل آن هم بر طرف کردن اندوه و گشایش در سختى‏ها در نتیجه توسل به او مى‏باشد.(12)


 


لقب‏هاى حضرت عباس(ع)


به عناوینى که بر اثر بروز و ظهور ویژگى‏هایى در انسان‏ها، به آنان نسبت داده شود و بیانگر ویژگى‏شان باشد، لقب مى‏گویند. حضرت عباس(ع) القاب بسیارى دارد. براى ایشان بیش از بیست لقب مشهور برشمرده‏اند که معروف‏ترین آنها عبارت‏اند از:


 


1. قمر بنى‏هاشم


حضرت عباس(ع) از جمال و زیبایى ویژه‏اى برخوردار بوده؛ به گونه‏اى که سیماى دل‏رباى او جلب توجه مى‏کرد و چهره‏اش مانند ماه تمام، تابناک مى‏نمود. چون از دودمان هاشم، جد پیامبر(ص) بوده، او را «ماه فرزندان هاشم» مى‏خواندند. این لقب، لقبى مشهور براى حضرت به شمار مى‏رود و بسیارى از منابع آن را برشمرده‏اند.(13)


 


2. باب الحوائج‏


حضرت عباس(ع) در دوران زندگانى امام مجتبى(ع) پیوسته در کنار آن حضرت به مددکارى مردم و برآوردن نیازهایشان مى‏پرداخت. این رویه در زمان امامت امام حسین(ع) و پیش از جریان عاشورا نیز ادامه داشت تا آن جا که هر گاه نیازمندى براى کمک خواستن نزد این دو امام همام مى‏آمد، حضرت عباس(ع) مأمور اجراى دستور امام خویش مى‏شد. حضرت عباس(ع) جایگاه بلندى نزد برادرش امام حسین(ع) داشت. نوشته‏اند:


«همان گونه که پدرش امیر المؤمنین(ع) جایگاه بلندى نزد پیامبر اکرم(ص) داشت و باب او بود و هر گاه مشکلى روى مى‏داد پیامبر اکرم(ص) ابتدا آن را با على(ع) در میان مى‏گذاشت، عباس(ع) نیز چنین حالتى نسبت به امام حسین(ع) داشت. امام با پیشامد هر مشکلى آن را با برادرش در میان گذاشته و از او مى‏خواست که آن مشکل را برطرف نماید».(14) این مسأله سبب شد تا ایشان را باب الحوائج؛ «برآورنده نیازها» بخوانند.(15) البته به نظر مى‏رسد این لقب بعدها در نتیجه توسل‏ها و کرامت‏هاى آن حضرت به ایشان داده شده است.


 


3. باب الحسین(ع)


شدت دلبستگى حضرت عباس(ع) به برادر بزرگ‏تر خود، امام حسین(ع) تا آن جا بود که همواره خود را خدمتگزار وى مى‏دانست و براى اجراى فرمان‏هاى ایشان همیشه پیش‏قدم بود. این بدان دلیل بود که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَنَا مَدِینَةُ العِلمِ وَ عَلِىٌّ(ع) بَابُهَا فَمَن اَرَادَ مَدِینَةَ فَلْیَأْتِ البَابَ؛ من شهر دانش هستم و على(ع) دروازه ورود به آن است. پس هر کس خواهان ورود به شهر دانش است، باید نخست سراغ درِ آن را بگیرد».(16) حضرت عباس(ع) نیز درب ورود به شهر حسینى(ع) بود.


از علامه فقید طباطبایى؛، نویسنده تفسیر بزرگ المیزان در این باره نقل شده است که فرمود: «مرحوم سید السّالکین و برهان العارفین، آقا سید على قاضى فرمود در هنگام کشف بر من روشن و آشکار شد که وجود مقدس ابا عبداللّه الحسین(ع) مظهر رحمت کلیّه الهیه است و باب و پیش‏کار آن حضرت، سقاى کربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه علیه است».(17)


 


4. سقّا


سقّا از مشهورترین لقب‏هاى حضرت عباس(ع) است و پس از واقعه کربلا به این لقب متصف گردید.(18) یکى از بى‏رحمانه‏ترین حربه‏هاى جنگى دشمن در واقعه کربلا، بستن آب به روى لشگر امام حسین(ع) بود که از روز هفتم ماه محرّم آغاز شد اما حضرت عباس(ع) به همراه برخى دیگر از بنى‏هاشم، به فرات حمله مى‏برد و آب مى‏آورد.(19) او این لقب را از پدران خویش به ارث برده بود؛ زیرا حضرت عبدالمطّلب، هاشم، عبد مناف و قُصَىّ نیز چنین لقبى داشتند. حضرت ابوطالب(ع) و عباس عموى پیامبر نیز به چنین ویژگى پسندیده‏اى مشهور بودند.(20)


 


5 . کَبْش الکتیبة


اصطلاحى نظامى است که در جنگ‏ها به کار مى‏رفته و به فردى شجاع اطلاق مى‏شده که فردى که تمام صفات شجاعت و نام‏آورى در او جمع بوده و در پیشانى لشگر به جنگ با دشمن مى‏پرداخته است. این لقب پیش از حضرت عباس(ع) تنها به دو نفر داده شده؛ ابتدا به فردى قریشى از قبیله بنى عبدالدار که از دشمنان سرسخت مسلمانان بود و طلحة بن ابى طلحة نام داشت. او در جنگ احد توسط امیر المؤمنین(ع) کشته شد زیرا شخص دیگرى را جرأت رویارویى با او نبود و شجاعت و جنگاورى او باعث تضعیف روحیه مسلمانان شده بود.


با کشته شدن او توسط امیر المؤمنین(ع) روحیه به مسلمانان بازگشت و سبب خوشحالى پیامبر اکرم(ص) شد زیرا کشته شدن او باعث شد اتحاد مشرکین به شدت از هم گسیخته شود و بسیارى از آنان پا به فرار گذارند.(21)


دومین فردى که پیش از حضرت عباس(ع) به این لقب خوانده شد مالک اشتر نخعى بود. او را در دوران خلافت امیر المؤمنین(ع) کبش العراق مى‏خواندند.(22) پس از وى این لقب به حضرت عباس(ع) رسید آن گونه که از زبان امام حسین(ع) سروده‏اند:


عَبَّاسُ(ع) کَبْشُ کَتِیبَتى‏ وَ کَنَانَتى‏


وَ سرُّ قَوْمی بَلْ اَعَزُّ حُصُونى‏


«عباس(ع) پهلوان لشگر و اهل بیت من بلکه شکست ناپذیرترین دژ من است».(23)


 


6. حامى الظُعَینة


در لغت عرب ظعینة از ریشه ظَعَنَ (= کوچ کرد) گرفته شده و به معناى زن هودج‏نشین(24) مى‏باشد. این لقب نیز از جمله القابى است که پس از واقعه عاشورا به حضرت داده شده و به معناى پشتیبان زنان هودج‏نشین است. چرا که دلگرمى زنان اهل حرم به بازوى تواناى عباس(ع) بود. چه بسا پشتیبانى و حمایت از زنان بى‏دفاع، خود بخش بزرگى از دفاع است و وجود او در بین لشگر قوت قلبى براى همه به شمار مى‏آمد. این لقب در عرب پیش از حضرت عباس(ع) تنها به یک نفر داده شده و او ربیعة بن مکدم کنانى از قبیله بنى فراس مى‏باشد و چه در زمان زندگى و چه پس از مرگش او را این گونه مى‏خوانده‏اند. آن سان که درباره‏اش سروده‏اند:


حامى الظعینة این منه ربیعة


أم أین من علیا ابیه کلام(25)


القاب یاد شده از مشهورترین لقب‏هاى حضرت عباس(ع) است. البته ایشان لقب‏هاى دیگرى نیز دارند که بدین شرح است:


 


7. شهید؛(26)


8 . عبد صالح؛


9. مستجار (پشت و پناه)؛


10. فادى (فداکار)؛


11. ضَیغَم (شیر)؛


12. مُؤثر (ایثارگر)؛


13. ظَهر الولایة (پشتیبان ولایت)؛


14. طیار؛(27)


15. اکبر؛(28)


16. مواسى (ایثار کننده)؛


17. واقى (پاسدار)؛


18. ساعى(29) (تلاشگر)؛


19. صدّیق (راست‏گفتار و درست‏کردار)؛


20. بَطَل (گُرد)؛


21. اطلس (چابک و شجاع، در لغت به معناى رنگارنگ یا دو رنگ بوده(30) و کنایه از فرد زیرک و چابک است)؛


22. حامل اللّواء (پرچمدار).(31)


23. صابر؛


24. مجاهد؛


25. حامى؛


26. ناصر؛(32)


در کلام معصومین‏علیهم السلام لقب‏هاى دیگرى نیز براى حضرت عباس آمده است که از جایگاه والا و مقام ارجمند حضرت عباس(ع) حکایت مى‏کند.


 





1) نک، لغت نامه دهخدا، على اکبر دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1373 ه . ش ، ج 11، ص 16452.


2) معارف و معاریف، السید مصطفى الحسینى الدشتى، تهران، انتشارات مفید، چاپ دوم، 1376 ه . ش، ج 8، ص 595 .


3) نفس المهموم، شیخ عباس قمى، قم، منشورات مکتبه بصیرتى، بى تا، ص 332؛ تنقیح المقال فى احوال الرجال، عبد اللّه المامقانى، نجف، مطبعة الحیدریة، 1352 ه . ق، ج 1، ص 128.


4) بطل العلقمى، عبد الواحد بن احمد المظفر، نجف، مطبعة الحیدریة، بى‏تا، ج 2، ص 9.


5) همان.


6) همان، ص 10.


7) العباس(ع)، عبدالرزاق المقرم، نجف، مطبعة الحیدریة، بى تاص 195 ؛ المجدى فى أنساب الطالبیین، نجم الدین ابوالحسن على بن محمد بن العلوى العمرى، قم، مطبعة سید الشهداء، مکتبة آیة اللّه العظمى النجفى، چاپ اول، 1409 ه . ق ، ص 231.


8) أنساب الأشراف، احمد بن یحیى بن جابر البلاذرى، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، چاپ اول، 1394 ه . ق، ج 2، ص 192 ؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن الحسن الطبرسى، نجف، مکتبة الحیدریة، چاپ دوم، 1390 ه . ق، ص 203 .


9) بطل العلقمى، ج 2، ص 8.


10) مقتل الحسین(ع)، محمد تقى بحر العلوم، بیروت، دار الزهراء، چاپ دوم، 1405 ه . ق‏بحار الأنوار، محمد باقر مجلسى، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ه . ق، ص 315 ؛ العباس(ع)، ص 195.


11) بطل العلقمى، ج 2، ص 91.


12) همان، ص 10.


13) مناقب آل ابى طالب، ابن شهر آشوب السروى المازندرانى، ابو جعفر محمد بن على، قم، مطبعة العلمیة، بى‏تا، ج 4، ص 108 ؛ بحار الأنوار، محمد باقر مجلسى، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ه . ق، ج 45، ص 40 .


14) بطل العلقمى، ج 3، ص 35.


15) مقاتل الطالبیین، ص 55 ؛ بحار الأنوار، ج 45، ص 40 ؛ مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 108 ؛ بطل العلقمى، ج 3، ص 208 ؛ کبریت الأحمر، ص 384.


16) مستدرک الحاکم النیسابورى، حافظ ابو عبد الله محمد بن عبد الله الحاکم النیسابورى، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول 1411 ه . ق ، ج 3، ص 126.


17) چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس(ع)، على ربانى خلخالى، قم، مکتب الحسین، چاپ پنجم‏1378 ه . ش، ج 1، صص 147 و 148.


18) الثقات، محمد بن حبّان، دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، بى جا، 1395 ه . ق، ج 2، ص 310 ؛ السیرة النبویة، محمد بن حبّان، بیروت، مؤسسة الثقافیة، چاپ اول، 1407 ه . ق، ج 1، ص 559 .


19) الإختصاص، محمد بن محمد بن نعمان الشیخ المفید، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، 1402 ه . ق، ص 78 ؛ رجال الطوسى، ابو جعفر محمد بن الحسن، نجف، مطبعة الحیدریة، چاپ اول، 1381 ه . ق ، ص 72 .


20) تاریخ الیعقوبى، احمد بن ابى‏یعقوب، بیروت، دار صادر، بى‏تا، ج 2، ص 76 ؛ سیرة النبویة، ابن هشام، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1355 ه . ق، ج 1، ص 96.


21) بطل العلقمى، ج 2، صص 53 - 54 .


22) بطل العلقمى، ج 2، صص 53 - 54 .


23) همان، ص 60.


24) فرهنگ معاصر، آذرتاش آذرنوش، تهران، نشر نى، چاپ اول، 1379 ه . ش، ص 213.


25) بطل العلقمى، ج 2، صص 63 و 64.


26) مصباح الزائر، سید بن طاووس، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول، 1417 ه . ق، صص 245 - 249 ؛ بحار الأنوار، ج 98، صص 222 - 227.


27) بطل العلقمى، ج 2، ص 108.


28) الطبقات، محمد ابن سعد، لیدن، مطبعة بریل، 1321 ه . ق، ج 3، ص 1 ؛ سیر إعلام النبلاء، شمس الدین محمد بن احمد الذهبى، مصر، دار المعارف، بى‏تا، ج 3، ص 216 .


29) سه لقب اخیر در زیارت ناحیه مقدسه آمده است.


30) لسان العرب، ج 6، ص 135.


31) مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 108 ؛ بحار الأنوار، ج 45، ص 40 ؛ بطل العلقمى، ج 2، ص 12.


32) چهار لقب اخیر در: الإقبال، على بن موسى بن جعفر السید بن طاووس، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1390 ه . ق، ص 334 ؛ بحار الأنوار، ج 98، ص 364 ؛ مصباح الزائر، ص 351.


 





به نقل از : پایگاه خبری المذهب

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

وهابی ها مبعث را عید به حساب نیاوردند


وهابی ها مبعث را عید به حساب نیاوردند

در حرمین شریفین کمترین نشانه ای از تعظیم این عید بزرگ مسلمین به چشم نمی خورد و فقط برگزاری جشنها اختصاص به هتلهای ایرانی و زائران ایرانی داشت. سخنرانان و مفتی‌های عربستان در مساجد، پیشاپیش اقدام به برخورد برای جلوگیری از مراسم نیمه شعبان و تولد امام زمان(عج) نموده‌اند.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فردا، امسال عربستان سعودی و سرزمین پیامبر اكرم(ص) در روز جشن عید بزرگ مبعث پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) هیچ اقدامی جهت برگزاری مراسم جشن و سرور در مکه و مدینه را شاهد نبود.

در حرمین شریفین کمترین نشانه ای از تعظیم این عید بزرگ مسلمین به چشم نمی خورد و فقط برگزاری جشنها اختصاص به هتلهای ایرانی و زائران ایرانی داشت.


همچنین سخنرانان و مفتی‌های عربستان در مساجد، پیشاپیش اقدام به برخورد برای جلوگیری از مراسم نیمه شعبان و تولد امام زمان(عج) نموده‌اند.


این مسئله تا جایی ادامه پیدا کرده است که در نماز جمعه هفته گذشته در خطبه اول فقط از بدعت صحبت شده و خطبه دوم نیز اختصاص به صحبتهایی مبنی بر خرافات بودن مراسم نیمه شعبان و نبود دلایل مستند در رابطه با تولد امام زمان (عج) داشت.


گفتنی است برای ترویج وهابیت، آموزشها و جلسات بحث با هدف تاثیرگذاری بر روی جوانان ایرانی در مسجدالحرام برگزار می‌شود. برای این منظور مسئولین سعودی از افغانهایی که به زبان فارسی تسلط دارند و عموما در نقش انتظامات مسجدالحرام هستند استفاده می‌کنند. در این نشستها، دو نفر که به عنوان مبلغ وهابیت هستند حضور دارند که یکی از آنها به توضیح و تبلیغ می‌پردازد و دیگری نقش بازدارنده برای صحبت و یا سوال زائران را دارد.


امسال نیز تدابیر امنیتی شدیدی برای جلوگیری از حضور زائران در بقیع برقرار می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

هزاران شیعه یمنی در معرض اخراج از این کشور

هزاران شیعه یمنی در معرض اخراج از این کشور

هزاران شیعه عراقی هنگامی که قصد تمدید اقامت خود در یمن را داشتند، با مخالفت این کشور به جرم همکاری با الحوثی مواجه شدند.


به گزارش شیعه نیوز، دویست هزار شیعه عراقی که اکنون در یمن ساکن هستند، اقامت آنها تمدید نخواهد شد.

مقامات امنیتی یمن با متهم ساختن شیعیان عراقی به همکاری رسانه ای و اطلاعاتی با طرفداران الحوثی در صنعاء پایتخت یمن از تمدید اقامت آنها ممانعت به عمل آوردند.

با اعلام این خبر، دهها تن از پزشکان و اساتید دانشگاه عراقی ساکن یمن با حضور در سفارت عراق در صنعاء به این اقدام اعتراض کردند و خواستار حل این موضوع شدند.

سفارت عراق نیز با اعلام آمادگی خود برای حل این بحران، دخالت رسمی دولت یمن را در این اقدام بعید دانست.

این در حالی است که ارتش یمن بارها با حمله به شیعیان این کشور در روستاها و شهرهای استان "صعده" و مناطقی چون "الرزامات"، "حیدان"، "مران" و "آل‌‏شافعه"، آنها را به قتل رسانده اند.

در همین حال چندی پیش ۲۲ مفتی سلفی عربستان در بیانیه خود، به "خطر جنبش شیعیان در کشورهای عربی" اشاره کرده بودند.

اقدامات جنایت کارانه علیه شیعیان منطقه در حالی صورت می گیرد که سازمان های بین المللی، بویژه سازمان ملل متحد و همچنین رسانه های بین المللی و منطقه ای با بی تفاوتی فاحش از کنار این فجایع انسانی عبور می کنند.



منبع خبر: ابنا
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

پیامبرانی که دست به دامن امام حسین (ع) شدند

پیامبرانی که دست به دامن امام حسین (ع) شدند

در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهکده‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و ...

توبه‌ی حضرت ابو البشر، آدم علیه السلام

«فَتَلَقَّی‌ آدَمُ‌ مِن‌ رَبِّهِ‌ کَلِماتٍ‌ فَتَابَ‌ عَلَیهِ‌»
آدم‌ وقتی‌ با وسوسه‌ شیطان‌ از بهشت‌ بیرون‌ رفت‌ و از آن‌ مرتبه‌ الهی‌ نزول‌ کرد، خداوند متعال‌ کلمات‌ و اسمای‌ خمسه‌ی‌ معصومین‌ را به‌ وی‌ القا کرد و این‌ کلمات‌ به ‌قلب‌ آدم‌ رسید (اسماء طیبه‌ و خمسه‌: محمد و علی‌، فاطمه‌، حسن‌ وحسین‌ -که درود و سلام بی پایان خداوند بر آنان باد- است)‌ که‌ خداوند متعال‌ به‌ برکت‌ این‌ اسامی‌ و وجود مقدس‌ آنان‌ از غفلت‌ و قصور آدم‌ درگذشت‌.

استمداد حضرت‌ سلیمان‌ پیامبر (ع)

در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهکده‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و سخنانی‌ از حضرت ‌سلیمان‌ را در بر دارد که‌ به‌ الفاظ‌ عبری‌ قدیم‌ نگارش‌ یافته‌ است‌ که‌ ترجمه‌ لوح ‌سلیمانی‌ بدین ‌قرار است‌:

الله‌
احمد
ایلی‌
باهتول‌
حاسن‌
حاسین‌

یاه‌ احمد! مقذا = ای‌ احمد ! به‌ فریادم‌ رس‌

یاه‌ ایلی‌! الضطاه‌ = یا علی‌! مرا مدد فرمای‌

یاه‌ باهتول‌! اکاشئی‌ = ای‌ بتول‌! نظر مرحمت‌ فرمای‌

یاه‌ حاسن‌! اضو مظع‌ = ای‌ حسن‌! کرم‌ فرمای‌

یاه‌ حاسین‌! بارفو = یا حسین‌! خوشی‌ بخش‌

همین‌ سلیمان‌ اکنون‌ به‌ این‌ پنج‌ بزرگوار استغاثه‌ می‌کند

بذات‌ الله‌ کم‌ ایلی‌ = و علی‌ قدره‌ی‌ الله‌ است‌

اعضای‌ کمیته‌ چون‌ بر مضمون‌ نوشته‌ لوح‌ مقدس‌ اطلاع‌ یافتند هریک‌ با دیده‌ تعجب‌ به‌ دیگری‌ نگریستند و انگشت‌ حیرت‌ به‌ دندان‌ گزیده‌ و پس‌ از تبادل‌ نظر قرار براین‌ شد که‌ این‌ لوح‌ در موزه‌ سلطنتی‌ بریتانیا گذاشته‌ شود، ولی‌ بعد آن ‌را در رازخانه‌ کلیسای‌ انگلستان‌ گذارده‌ که‌ فقط‌ «اُسقف‌» از آن‌ اطلاع‌ داشته‌ باشد.

استغاثه‌ نوح‌ پیامبر(ع) برای‌ نجات‌ کشتی‌ از پنج‌ تن‌

در ژوئیه‌ 1951 میلادی‌ گروهی‌ از دانشمندان‌ معدن‌ شناس‌ روسی‌، هنگام‌ معدن‌یابی‌ و کندن‌ زمین‌ به‌ تخته‌ چوب‌های‌ پوسیده‌ای‌ برخوردند که‌ بعد از تحقیقات‌ وبررسی‌ کامل‌ باستان‌شناسی‌ فهمیدند که‌ متعلق‌ به‌ بقایای‌ کشتی‌ نوح‌ است‌. در بین‌ این‌چوب‌های‌ پوسیده‌ به‌ تکه‌ تخته‌ چوب‌ مستطیلی‌ برخوردند که‌ همه‌ را به‌ حیرت‌ انداخت‌، زیرا در اثر گذشت‌ زمان‌ کهنگی‌ و پوسیدگی‌ به‌ تمام‌ چوب‌ها راه‌ یافته‌ بود جز این‌ تخته‌چوب‌ که‌ 14 اینچ‌ طول‌ و 10 اینچ‌ عرض‌ داشت‌ و حروفی‌ چند بر آن‌ منقّش‌ بود. دولت ‌روس‌ برای‌ تحقیق‌ و بررسی‌ درباره‌ این‌ تخته‌ چوب‌ در 27 فوریه‌ (1953 میلادی‌)کمیته‌ای‌ تشکیل‌ داد که‌ اعضای‌ آن‌ باستان‌شناسان‌ و استادان‌ آشنا به‌ زبان‌های‌ عتیق ‌بودند که‌ اسامی‌ این‌ اساتید در صفحه‌ 36 و 37 کتاب‌ "علی‌ و پیامبران"‌ ضبط‌ و نگاشته ‌شده ‌است‌.

لذا پس‌ از 8 ماه‌ تحقیق‌ و کاوش‌ اسرار آن‌ تخته‌چوب‌ برای‌ کمیته‌ کشف‌ گردید ومعلوم‌ شد که‌ این‌ تخته‌ چوب‌ از کشتی‌ حضرت‌ نوح‌ پیامبر(ع) است‌ که‌ برای‌ تَیمُّن‌ و مددخواهی‌، چیزهایی‌ برآن‌ نوشته‌ و بر کشتی‌ نصب‌ کرده‌ است‌. در وسط‌ تخته‌ یک‌ تصویرپنجه‌ نمایی‌ وجود داشت‌ که‌ عبارتی‌ چند به‌ زبان‌ سامانی‌ برآن‌ نگاشته‌ بود (زبان‌ رایج‌ درزمان‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و تا چندی‌ بعد از زمان‌ نوح‌ زبان‌ سامی‌ یا سامانی‌ بود و زبان‌های‌عبرانی‌، سریانی‌، قیهانی‌، قبطی‌، عربی‌ و غیره‌ از شاخه‌های‌ مختلف‌ همان‌ زبان‌ است‌). ترجمه‌ و شرح‌ آن‌ بدین‌قرار است‌:

ای‌ خدای‌ من‌ ای‌ مددکار من‌
به‌ لطف‌ و مرحمت‌ خود و به‌ طفیل‌ ذوات‌ مقدس‌؛
محمد، ایلیا، شُبّر، شُبیر و فاطمه، دست‌ مرا بگیر؛
این‌ پنج‌ وجود مقدس‌ از همه‌ با عظمت‌تر و واجب ‌الاحترام‌ هستند و تمام‌ دنیا برای ‌آنان‌ بر پا شده‌ است‌.
پروردگارا به‌ واسطه‌ نامشان‌، مرا مدد فرمای‌!
تو می‌توانی‌ همه‌ را به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ نمایی‌.

توضیحات‌ بیشتر و تصویر لوح‌ کشتی‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و انتشار خبر آن‌ در مجلات ‌و روزنامه‌های‌ دنیا به‌ طور کامل‌ در کتاب‌ علی‌ و پیامبران‌ آورده‌ شده‌ است‌.

استغاثه‌ حضرت‌ یوسف‌ علیه السلام بر امام حسین

در آن‌ هنگام‌ که‌ برادران‌ یوسف‌ او را به‌ چاه‌ انداختند. در اعماق‌ چاه‌ جبرئیل‌ به ‌یوسف‌ فرمود: برای‌ نجات‌ خود توسل‌ به‌ این‌ ذوات‌ مقدس‌ پنج‌ تن‌ بنما که‌ همانا "محمد، علی‌، فاطمه، حسن‌ و حسین‌ -صلوات الله علیهم اجمعین- می‌باشند.
پس‌ حضرت‌یوسف‌ چنین‌ نمود و خداوند متعال‌ موجبات‌ نجات‌ و خلاصی‌ او را فراهم‌ ساخت‌.

"مهاتما بده"‌ و امام حسین علیه السلام

حسین‌ جان‌! عظمت‌، شخصیت‌، تحمل‌ مصائب‌ و سختی‌های‌ تو را نه‌ تنها انبیای‌الهی‌ و فرشتگان‌ آسمان‌ و ادیان‌ مختلف‌ و مکاتب‌ گوناگون‌ بیان‌ نموده‌ و با دیده‌ تکریم‌ وتعظیم‌ بر آن‌ اشک‌ ریخته‌اند، بلکه‌ «مهاتما بده‌» که‌ از بزرگان ‌است‌ و عده‌ای‌ هم‌ او را یکی‌ از پیامبران‌ می‌دانند بعد از تعبیر و تفسیر فراوان‌ که‌ در مورد عظمت‌ و شوکت‌ حضرت‌ محمد صلی الله علیه و آله و حضرت‌ علی‌ علیه السلام و خوابی‌ که‌ دیده‌ و نوید و بشارت ‌آمدن‌ وجود مقدس‌ علی‌ و شکافته‌ شدن‌ دیوار کعبه‌ و را می‌دهد و بشارت‌ آمدن‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ را می‌دهد در بستر مرگ‌ وقتی‌ شاگردش‌ «آنند» را گریان‌ و مضطرب‌ می‌بیند او را به‌ آمدن‌ خاتم‌ پیامبران‌ ـ که‌ نور خدا و عالم‌ به‌ اسرار هستی ‌و صاحب‌ یک‌ تاج‌ پنج‌ پهلو که‌ مانند خورشید و ماه‌ می‌درخشد و نام‌ الماس‌ بزرگ‌ آن‌ «آلیا» باشد ـ بشارت‌ می‌دهد و سپس‌ می‌گوید: آنند! به‌ یاد داشته‌ باش‌ که‌ آن‌ انسان‌های ‌پاک‌ در ابتدا آفریده‌ شده‌اند ولی‌ هنوز به‌ ظاهر شدنشان‌ بسیار مانده‌است‌.

ستمگران‌ دُردانه‌های‌ (فرزندان‌) وی‌ را بسی‌ زیان‌ و آزار رسانند و برای‌ ریشه‌ کن‌کردن‌ آنان‌ از چیزی‌ فرو گذار نکنند و دست‌ به‌ هر عمل‌ ضد انسانی‌ زنند.

اما خدا نام‌ و کار و مقصد او و نسل‌ او را تا آخر دنیا باقی‌ خواهد گذاشت‌.

همین ‌طور ادامه‌ می‌دهد و می‌گوید: خوشا به‌ حال‌ آنان‌ که‌ با او و همراهان‌ او همراهی‌ کنند.

اکنون‌ ای‌آنند! بیش‌ از این‌ نمی‌توانم‌ به‌ تو یاد دهم‌ (و اسرار را برایت‌ ظاهر کنم‌).

سید علی‌ اکبر قریشی‌

منابع‌:
1ـ قرآن‌ کریم‌.
2ـ مفاتیح‌ الجنان‌.
3ـ امام‌ حسین‌، حاج‌ سید ابوالفضل‌ تقوی‌.
4ـ نردبان‌ آسمان‌، حضرت‌ آیت‌ الله‌ بهاء الدینی‌.



منبع خبر: تبیان
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط یک محب  |