تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

خورشید جمعه می گیرد


خورشید جمعه می گیرد

شورای مرکز تقویم دانشگاه تهران وابسته به موسسه ژئوفیزیک اعلام کرد: در روز جمعه 11 مرداد 1387 خورشیدگرفتگی رخ خواهد داد.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از مهر،این گرفتگی در بخش کوچکی از شمال کانادا و جزایر شمالی آن، شمال گرینلند، شمال و نواحی مرکزی روسیه، غرب مغولستان، نواحی مرکزی چین به صورت کلی دیده می شود

این گرفتگی در شمال کانادا، اروپا جز بخشی از جنوب آن و آسیا جز بخش کوچکی از جنوب غرب و شرق آن به صورت جزئی دیده می شود.


در شهر تهران گرفتگی در ساعت 14 و 34 دقیقه آغاز می شود و در ساعت 15 و 33 دقیقه به حداکثر می رسد که در این حالت ماه 25 درصد از سطح قرص خورشید را می پوشاند. این گرفتگی درساعت 16 و 28 دقیقه در تهران خاتمه می یابد.


مشخصات خورشید گرفتگی برای تمامی مراکز استانها به شرح زیراست:


 


مرکز استان / شروع گرفتگی / حداکثر گرفتگی / پایان گرفتگی / حداکثر پوشیدگی (درصد)
اراک / 14:39/ : 15:34/ 16:26/ 20
اردبیل / 14:24 / 15:24 / 16:20 / 25
ارومیه/ 14:25 / 15:21 / 16:14 / 19
اصفهان/ 14:44 / 15:40 / 16:31 / 20
اهواز / 14:49 / 15:39 / 16:26 / 13
ایلام / 14:40 / 15:32 / 16:19 / 14
بوشهر / 14:58 / 15:46 / 16:31 / 12
بجنورد / 14:32 / 15:35 / 16:33 / 39
بندر عباس/ 15:04 / 15:55 / 16:42 / 18
بیرجند / 14:46 / 15:46 / 16:41 / 33
تبریز / 14:24 / 15:22 / 16:16 / 22
تهران / 14:34 / 15:33 / 16:28 / 25
خرم آباد/ 14:41 / 15:34 / 16:24 / 16
رشت/ 14:28 / 15:28 / 16:23 / 25
زاهدان / 14:56 / 15:54 / 16:46 / 29
زنجان / 14:29 / 15:28 / 16:22 / 22
ساری/ 14:32 / 15:33 / 16:29 / 30
سمنان / 14:35 / 15:35 / 16:31 / 28
سنندج / 14:34 / 15:29 / 16:20 / 18
شهرکرد / 14:45 / 15:39 / 16:30 / 18
شیراز/ 14:55 / 15:47 / 16:34 / 16
قزوین / 14:31 / 15:30 / 16:25 / 24
قم / 14:37 / 15:35 / 16:28 / 22
کرمان / 14:53 / 15:49 / 16:41 / 24
کرمانشاه / 16:38 / 15:31 / 16:21 / 16
گرگان / 14:32 / 15:34 / 16:31 / 32
مشهد / 14:36 / 15:39 / 16:37 / 40
همدان / 14:36 / 15:32 / 16:23 / 19
یاسوج / 14:52 / 15:44 / 16:32 / 16
یزد / 14:47 / 15:44 / 16:36 / 23


خورشید گرفتگی در مناطق شمال شرقی ایران نسبت به دیگر مناطق کشور طولانی تر است و بخش وسیع تری از قرص خورشید پوشیده می شود. توجه به این نکته لازم است که مشاهده مستمر خورشید گرفتگی به بینایی آسیب می رساند و برای این کار، استفاده ازصافی های مناسب ضروری است.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

سخنرانی حجت السلام سید علی حیدری در ایام شهادت حضرت زینب س

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا زینب الکبری سلام الله علیها

در ایام شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مجلس باشکوهی در محله سودان اصفهان برپاست.

در این مجلس حجت الاسلام سید علی حیدری ایراد سخن میکنند.

حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا سید علی حیدری طی بیاناتی به شرح حدیث امام صادق علیه السلام در موضوع حقوق فرزندان بر گردن والدین پرداختند.

متن حدیث:

قال الصادق علیه السلام:

تجب للولد علی والده ثلاث خصال:اختیاره لوالدته وتحسین اسمه و المبالغة فی تادیبه

                                                                                    تحف العقول ص322

امام صادق علیه السلام فرمودند:

برای فرزند برپدرسه خصلت واجب است:اینکه اورا برای مادرش اختیار کند؛اسم ونام نیکویی برای او انتخاب کند؛ودر تربیت وادب او بسیار کوشا باشد.

 

ایشان در ادامه به اهمیت نام گذاری فرزندان به اسماء اهل بیت علیهم السلام اشاره کرده و فرمودند:

امروزه دربین ملتها مرسوم است که برای زنده نگه داشتن فرهنگ وتاریخ خود ، مکانها،شهرها ، شرکتها، اسماء فرزندان و...را به نام بزرگان وقهرمانان و اندیشمندان و پیشوایان خود نام گذاری میکنند.

ما شیعیان باید بدانیم که برای زنده نگهداشتن مکتب ومذهب خود، وهمچنین برای مبارزه با دشمنان اهل البیت علیهم السلام باید اسماء فرزندان خود رابه نام ائمه اطهار علیهم السلام که از بهترین وزیباترین وپرمعنی ترین نامها میباشند؛ نام گذاری کنیم.خصوصا در این برهه از زمان که از هرسودشمنان شیعه در حال بی رنگ کردن واز بین بردن تعصب مذهبی در بین شیعیان هستند

حجت الاسلام والمسلمین حیدری در ادامه گفتند:

یکی از زیباترین اسماء نام مقدس زینب میباشد که طبق روایات:اسمی است که خدا برای حضرت زینب سلام الله علیها قرار داده است.

نام زینب علاوه بر زیباییهایی که دارد،خلاف نامهایی که بعضی ها روی فرزندان خود میگذارند که یا اصلا معنی ندارند ویا دارای معنای پایینی از جهت ادبی دارد.

ایشان بیان فرمودند که:

زینب طبق نقل کتاب خصائص الزینبیه چهر معنی دارد.

1:زینب گرفته شده از زنب به معنی استعاره ای یعنی دارای کمالات بالا

2:زینب به معنی :درخت خوش منظر ونیکو.که این معنی کنایه است از بزرگی آنحضرت چنانچه درعرب مرسوم بوده که انسان بزرگ را به درخت تشبیه میکرده اند.

چنانچه پیامبر فرمودند:انا وعلی من شجرة واحدة

3:زینب یعنی زینت پدر.که وقتی به زندگی این بانو توجه میکنیم میبینیم واقعا زینب سلام الله علیها زینت پدر بزرگوار خود بوده اند.

4:زینب یعنی بلاکش ودارای مصائب بسیار

در ادامه ایشان روضه حضرت رقیه سلام الله علیها را خوانده و سپس مداح اهل بیت علیهم السلام محمود طالبی حضار را به فیض رساندند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

حمله صهیونیست ها به مقبره اصحاب پیامبر(ص)

حمله صهیونیست ها به مقبره اصحاب پیامبر(ص)

صهیونیست ها به مقبره اصحاب پیامبر اکرم(ص) در قبرستان باب الرحمه نزدیک مسجدالاقصی حمله کردند.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از شبستان، دکتر احمد ابوحلبیه، گزارشگر کمیته قدس و عضو فراكسيون حماس در مجلس قانون گذاری فلسطین اعلام کرد: رژیم صهیونیستی هفته گذشته با حمله به قبرستان باب الرحمه در بخش جنوب شرقی مسجدالاقصی اقدام به تخریب این قبرستان کردند.

ابوحلبیه گفت: صهیونیست ها با هدف تبدیل این مکان به بوستان عمومی، سعی در انتقال قبرها به مکانی ناشناس و از بین بردن آثار اسلامی دارند.


رییس موسسه بین المللی قدس ادامه داد: علاوه بر وجود 30 قبر در این قبرستان، مقبره برخی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) نیز در این مکان قرار دارد.


وی تصریح کرد: قبرستان باب الرحمه مانند دیگر قبرستان های شهر قدس جزو آثار مهم تاریخ اسلامی به شمار می رود.


بنابر گزارش محیط، گزارشگر کمیته قدس در مجلس قانون گذاری فلسطین از اتحادیه کشورهای عرب و سازمان کنفرانس اسلامی خواست تا با مداخله فوری خود، از این اقدامات صهیونیست ها جلوگیری به عمل آورند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

افزایش توهین به زائران ایرانی در بقیع


افزایش توهین به زائران ایرانی در بقیع

محمدی ری شهری با تائید این خبر گفت: از حدود 18 سال پيش که مسئوليت حجاج را برعهده دارم تاکنون همواره به زايراني ايراني اهانت مي شود و با توجه به شرايط فکري حاکم بر عربستان سعودي، اين اهانت ها قابل علاج نيست.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، ری شهری در ادامه افزود: علیرغم وعده های داده شده ازسوی پادشاه عربستان به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر اعمال آزادی های بیشتر برای زائران ایرانی دربقیع اخبار رسیده ازمدینه حکایت ازبدتر شدن شرایط برزائران ایرانی دراین شهرمقدس دارد.

حجت الاسلام محمد محمدي ري شهري امروز در نشستي با روحانيان کاروان ها گفت:اهانت هايي که به ويژه در بقيع و مدينه منوره به زايران ايراني مي شود قابل علاج نيست.


وي در ادامه افزود: در سفر آيت الله هاشمي رفسنجاني به عربستان سعودي، به دستور پادشاه اين کشور شرايط کاملا براي ايشان هموار شد و همه ممانعت هاي مرسوم براي زيارت اماکن مقدس برداشته شد، اما بر اساس گزارش هاي مکرر بعد از رفتن آقاي هاشمي رفسنجاني، وضع بدتر شده است.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

ولادت مولاعلی علیه السلام مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

بادرخواست جوانان بیت القاسم اصفهان اطلاعیه جلسه بیت القاسم به مدت یک هفته در ابتداء وبلاگ قرار می گیرد.

ومطالب تازه وبلاگ درپایین  این اطلاعیه بار گذاری میشود.

                                                                                 هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

اعلامیه جلسه شهادت حضرت زینب -بیت القاسم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام بر پیشانی غرقه به خون زینب

 

پنج شب شور و عزا به مناسبت شهادت حضرت ام المصائب ، نائبة الزهرا ، شریکة الحسین ، عصمة صغری

 زینب کبری سلام الله علیها

 

برنامه مجلس :

نماز مغرب و عشاء به امامت : حجت الاسلام حاج سید علی حیدری

 

سخنرانان :

 دانشمند محترم حجت الاسلام حاج سید حسن احمدی

خطیب توانا حجت الاسلام حاج سید محمد حیدری

مداحان  اهل البیت :

 حاج ملاعلی  کربلائی

  

                  حاج رضا بخشیان(از تهران)

حاج رضا اقتدار(از تهران)             

 کربلائی محمد فصولی (از تهران)

وسید محمد ترکان (از تهران)

 

زمان: پنج شنبه 27/4/87 مصادف با 14 رجب المرجب

 

          مکان: اصفهان ، خیابان احمدآباد،خیابان مهرگان،

 

بیت القاسم علیه السلام

پایگاه اطلاع رسانی بیت القاسم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

اخبار و.بلاگ

 

 

مصاحبه با جرج جرداق مسیحی خالق اثر الصوت العدالة الانسانیه

 

● آن روز كه يك مسيحى عاشق على عليه اسلام شد

عاشقان اميرالمؤمنين در تمام دنيا با کتاب الامام علي، صوت العدالة الانسانيه اثر جرج جرداق، نويسنده بزرگ لبنانى آشنا هستند.

تتبع و تحقيقات جرج جرداق، واکاوى و تفحص در زندگى و احوالات اميرالمؤمنين نيست؛ بلکه شرح عشقى است به شخصيتى بزرگ و فراانساني.

در سال 2002 ميلادى رضا اميرخاني، داستان نويس کشورمان که به همراه تعدادى از نويسندگان ديگر به لبنان سفر کرده بود، ديدارى نيز با جرج جرداق داشته که، شرح اين ديدار را در اين جا براى شما عزيزان مى آوريم.

واقعيت آن است که ما - 5 نويسنده - از طرف جميعت دفاع از ملت فلسطين و با پشتيبانى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى به لبنان رفته بوديم. صبح وقتى ميزبان مان، هاشمى رايزن فرهنگى فعال و نشيط جمهورى اسلامي، خبر لغو سفر بعلبک را - به دليل شرايط بد جوى - به ما داد، بدجور پکر شديم. هيچ خيال نمى کرديم که ايشان پيشتر براى خالى نبودن برنامه، وقتى براى ساعت 12 ظهر دوشنبه چهاردهم بهمن ماه 1381 از جرج جرداق گرفته است.

خانه جرج جرداق، در محله الحمرا است. محله اى مسيحى نشين در شمال غرب بيروت؛ بيروت نمايشگاهى است از ملل و مذاهب. شوخى نيست، کشورى با حدود 10 هزار کيلومتر مربع مساحت و 3 ميليون نفر جمعيت، 18 مذهب رسمى دارد. تا پيش از رفتن به لبنان همواره برايم سؤال بود که هويت يک لبنانى چگونه تعريف مى شود؟ چه مؤلفه هايى هويت لبنانى را مى سازد؟ کشورى به اين کوچکى چگونه توانسته است تا اين حد خبرساز باشد و در فرهنگ پيشرو؟ چه چيزى جز زبان، اين کشور را که در آن هيچ نماد عربى – پوشش، معماري، حتى آب و هوا! – ديده نمى شود، با ساير کشورهاى عرب پيوند داده است؟ تقابل مدرنيسم فرانسوى و سنت عربى چه آش درهم جوشى را پديد آورده است؟ کهن الگوى انسان لبنانى کيست؟

با احتساب ترافيک بيروت حدود 5 دقيقه زودتر از زمان ملاقات، به محله الحمرا رسيده ايم. راننده رايزنى کنار کافه اى نقلى مى ايستد و ما نشانى را براى دو پيرمردى که پشت ميز نشسته اند، مى خوانيم. هر دو به تأسف سر تکان مى دهند که شارع امين مشرق را نمى شناسند. بعد با ناراحتى مى گوييم که با استاد جرج جرداق قرار داريم. ناگهان از جا مى پرند و مى گويند، خانه جرج جرداق دو خيابان آن طرف تر است. با راهنمايى آنها به راحتى منزل را پيدا مى کنيم. الحمرا محله اى است مرفه تر از ساير محلات بيروت و دست کم اسمش ما را به ياد قصر الحمرا مى اندازد. انتظارش را نيز داشتيم. نويسنده اى که يک کتابش در جهان تشيع بيش از يک ميليون نسخه، فروش داشته است، بايد هم در چنين محله اى زندگى کند.

اما ... واقعيت آن است که هر چه از خيابان اصلى دورتر شديم، بيشتر شک کرديم! خانه جرج جرداق يک آپارتمان معمولى در يک ساختمان قديمى در خيابانى متوسط بود. اسمش را روى زنگ پيدا کرديم. خودش جواب داد و در را باز کرد. چشمتان روز بد نبيند. قصر الحمرا، آپارتمانى بود حدود 100 متر، مملو از روزنامه و کتاب و بروشور، نه مرتب و طبقه بندى شده، و نه تميز و پاکيزه. انگار کن که 200 کيلو روزنامه و 20 کارتن کتاب را بدهى دست يک بچه بازيگوش و بگويى هر جور که خواستى آنها را پخش و پلا کن! تابلويى هم به ديوار آويزان بود؛ مجلس رقصى کج! در حضور سلطانى خاک آلود! البته ناگفته نماند يک وجب خاک (دقيقاً همان 5 انگشت!) روى همه چيز نشسته بود، جورى که روى هيچ صندلى و مبلى نمى توانستيم بنشينيم. وقتى خواستيم چند کتاب را از روى مبلى برداريم تا جا باز شود، استاد به سرعت جلو دويد و با دقت کتابها را برداشت و در جايى ديگر قرار داد. انگار نظمى در ميان اين بى نظمى حاکم بود. بگذريم؛ در زمان بسيار کوتاهي، همه اينها را خلق مهربان و چهره خندان استاد 75 ساله محو کرد.

پرسيد که آيا عربى مى فهميم؟

جوابش داديم: شوي شوي! (كمى!) اما اشاره کرديم که السيد شريف، کار ترجمه را انجام مى دهد.

ديگر جرج جرداق با ما صميمى شده بود. به او گفتيم که خانه همه اهل قلم همين شکلى است. خنديد و جواب داد: زن و بچه ام به خاطر همين خانه از دست من به ده مان فرار کرده اند...

همان ابتداى کار سؤال کرديم که آيا استاد تا به حال به ايران سفر کرده است؟ و او جواب داد که دو بار، يک بار براى بزرگداشت سعدى و ديگر بار هم همين دو سال پيش (يعنى 2000 ميلادي). مردمان ايران زمين را بسيار دوست مى دارم، برخلاف ناشرانش! خنديديم. من به ايشان گفتم که جنگ ناشر و نويسنده يک جنگ جهانى حى و قيوم است؛ اما او بلافاصله صحبت مرا قطع کرد:

- نه! در اروپا، خاصه در فرانسه اين جور نيست. هنوز کار من در نشريه فنون الجميل (هنرهاى زيبا يا Fine Arts) چاپ نشده است، آنها پيشاپيش چک حق التأليف را پست مى کنند؛ اما من بايد به مکتبه بروم و بالاى همين کتابم که يک ناشر بحرينى بدون اجازه تجديد چاپ کرده است، 40 دلار پول بدهم! اين کارها مختص ما شرقى هاست. در عرصه فرهنگ، ناشران شما با اين کارهاشان زيبايى هاى اسلام را از ميان مى برند. دقيقاً مثل بن لادن در عرصه سياست.

بعدتر ، نگاه مى کنم به اولين ترجمه امام علي، صداى عدالت انسانيت، اثر سيدهادى خسروشاهي. در شهريور سال 1344 هجرى شمسى خسروشاهى چندان مقيد و دقيق بوده است که در صفحات اول کتاب، نامه خود به جرداق را براى ترجمه و اجازه جرداق چاپ زده است.

" از من اجازه خواسته ايد که هر 5 جلد کتاب مرا به فارسى ترجمه کنيد و من اين اجازه را به شما مى دهم... از او درباره چگونگى علاقه مند شدنش به شخصيت اميرالمؤمنين سؤال شد:

- من متولد 1926 هستم. در ده مرجعيون به دنيا آمده ام. دهى در ژنوب (جنوب) لبنان! دهى که اهل آن مانند ساير دهات اطراف، ذوق اصيل ادبى دارند... .

جالب است بدانيد براى شناخت لهجه لبنانى در ميان لهجه هاى مختلف عربى کافى است به مخرج جيم دقت کنيد. لبنانى ها از تلفظ جيم عاجزند و آن را «ژ» تلفظ مى کنند. (اين هم براى آنهايى که خيال مى کنند عربها گچ پژ ندارند!) جالب تر است که بدانيد در لبنان اهل ده بودن! نمودار اصالت است. کاملاً به خلاف مملکت ما که هنوز لهجه مان بر نگشته، ادعاى پايتخت نشينى مى کنيم. يعنى آنها به هيچ وجه دوست ندارند که خود را اهل عاصمه - پايتخت- بلدشان، بيروت بدانند. به عکس، هر جايى که مى روند اصالت روستايى خود را به رخ مى کشند. ضمن آن که فراموش نکنيم روستاييان عرب (باديه نشينان قديم) به دليل فصاحت و بلاغت، همواره بهترين افراد براى تحقيق اهل لغت بودند. بگذريم، استاد با ذوق اتيمولوژيکش ادامه داد:

- من زاده مرجعيون هستم. مرجعيون از دو لغت مرج و عيون تشکيل شده است. يعنى محلى که در آن چشمه ها پيش مى آيند. کنايه از سرسبزى و طراوت. (و البته راست مى گفت، ديروزش ما در بازديد از جنوب به طور اتفاقى از آن روستاى مرزى گذر کرده بوديم.) ده ما مملو از چشمه بود و من نيز کودکى مملو از شور. هر روز از مدرسه فرار مى کردم و به يکى از اين چشمه ها پناه مى بردم. مدير مدرسه و معلمان همواره به دنبال اين کودک فرارى بودند و هر روز به خانواده ام اعتراض مى کردند. در اين ميان فقط برادرم حامى من بود. فؤاد جرداق.

- همان فؤاد جرداق شاعر؟

- بله! برادر بزرگ من، فواد جرداق، شاعر و لغوى بود. بسيار اهل مطالعه. اصلاً او مرا به اين وادى کشاند. هر زمانى که پدر و مادر، معلم و مدير، معترض من مى شدند از من دفاع مى کرد و به من مى گفت تو خارج از مدرسه بيشتر چيز ياد مى گيري. حقيقت آن است که او بعد از اين که پشتکار مرا در خواندن متون ادبى ديد، روزى کتابى قطور به من هديه داد و گفت، همه ادبيات عرب در همين کتاب خلاصه شده است... .

- نهج البلاغه؟!

- آري! من نهج البلاغه را به دست مى گرفتم و از مدرسه مى گريختم و مى رفتم در کنار چشمه اي، به صخره اى تکيه مى دادم و غرق درياى نهج البلاغه مى شدم.

پس همين کتاب شما را با اميرالمؤمنين آشنا کرد!

نه! من تازه گرفتار ادبيات امام على شده بودم و نه گرفتار شخصيت امام. فراموش نکنيد که ما مسيحى بوديم و در دِهى مسيحى نشين مى زيستيم. پس خيلى به امام على علاقه اى نداشتيم. البته برادرم فؤاد هر وقت که مهمان داشتيم، اشعارى در مدح اميرالمؤمنين براى مهمان ها(ى مسيحي) مى خواند و همين کمک مى کرد به من!

چگونه به شخصيت جامع اميرالمؤمنين نزديک شديد؟

- وقتى رفتم دانشگاه همزمان در دو رشته ادبيات عرب و فلسفه عرب تحصيل و بعد تدريس مى کردم. در هر دوى اين رشته ها مجدداً با امام على برخورد کردم، به عنوان شخصيتى بزرگ در ادبيات و فلسفه.

تصميم گرفتم يک تحقيق خيلى جدى بکنم پيرامون اين شخصيت. از عقاد و طه حسين بگير تا علماى شيعه. هر کتابى را که مرتبط با امام على بود، خواندم.

با مطالعه اين کتاب ها متوجه شدم که همه در مورد ولايت امام علي، حقانيت يا عدم حقانيت او صحبت کرده اند و شخصيت بزرگ او در اين بحث ها گم شده است. چندان در حواشى مسأله خلافت فرو مانده اند که چهره نورانى على را نديده اند. زمامدارى على را ديده اند؛ اما از انسانيت او مغفول مانده اند. من سيراب نشدم. پس شخصيت درخشان و بزرگ او را شکافتم. فقد بقرت عبقريته! دوباره برگشتم به کنار سرچشمه هاى مرجعيون، عيون مرجعيون و نهج البلاغه دوران کودکي، اما با روشى جديد. همه کتابهايم درباره امام على را همين گونه نوشتم... .

استاد ! از اولين کتاب بگوييد صوت العدالة الانسانيه...

اتفاقاً ماجرايش خيلى زيباست. شما حتماً خيال مى کنيد که با کمک مسلمانان اين کتاب چاپ شد؟ (سر تکان مى دهيم - مى خندد ) همان طور که متنش را مى نوشتم، سردبير مجله الرساله آمد و گفت به ما بده که شماره به شماره چاپ کنيم. من قبول نکردم. بعد از اصرار و الحاح فراوان او عاقبت دو قسمت از متن را به او دادم. بلافاصله بعد از چاپ، رئيس کشيشان و راهبان فرقه کرمليه (از فرق مارونى مسيحي) گفت: من خودم اين را به هزينه خودم چاپ مى کنم. طبيعتاً خيلى خوشحال شدم. براى اين که ديدم از دست اين ناشرها - که عمده شان واقعاً دزدند- خلاصى يافته ام.

و بعد حتماً مسلمانان شما را پيدا کردند!

خير اتفاقاً اول کار، مسيحى ها فهميدند و آمدند پهلوى من. ذوق زده و شادان. مى گفتند تو عرب را سرافراز کرده اي. پول جمع کرده بودند و مى خواستند پول چاپ کتاب را به من بدهند. گفتم اين کتاب را با پول خودم چاپ نکرده ام و رئيس راهبان کارمليه چاپ کرده. رفتند که به او پول بدهند. او گفت خجالت بکشيد، من اين را چاپ نکرده ام. اين پول راهبانى است که در اينجا عبادت مى کنند. ببريد اين پول را بدهيد به فقرا. بعدها آن کشيش - رئيس راهبان کارمليه - به من گفت من امام على را دوست دارم و از برکت او فقراى ما نيز به نوايى رسيدند.

عجب، استاد! بالاخره مسلمان ها چه کردند؟

اول از همه قاسم رجب صاحب مکتبه اى در بغداد – کتاب را برد و طواف داد دور ضريح اميرالمؤمنين؛ اما بعد از او بعضى برادران شيعه اين کتاب را بارها چاپ کردند و به من چيزى ندادند و متأسفانه حتى براى خريد کتاب خودم به کتاب فروشى ها مى رفتم.

آيا تا به حال به نجف رفته ايد؟

نه! تا به حال به نجف نرفته ام. (شگفتى ما را که مى بيند، توضيح مى دهد:) اما دو بار به کربلا رفته ام براى سخنراني. آنجا مقام (قبر) امام حسين، پسر ايشان را نيز زيارت کرده ام.

دوست نداريد به زيارت اميرالمؤمنين مشرف شويد؟

راستش را بخواهيد تا وقتى اين مردک زمامدار است نه. صدام حقيقتاً آدم کثيفى است. قوميت عرب را به سخره گرفته است. ننگ عرب است.- اين مصاحبه در زمان صدام انجام شده است-

من عقيده دارم امام على از مسيح بالاتر است. من شيفته شخصيت انسانى امام شده ام.

 ما کلاً مسيحى بوده ايم و بالطبع به امامت امام على اعتقادى نداريم. (درمانده ايم که اين چگونه بى اعتقادى و چگونه اعتقادى است که هيچ گاه حاضر نيست اسم اميرالمؤمنين را بدون امام بياورد! راستش کمى پريشان شده ايم. مگر مى شود کسى بهترين سالهاى جوانى اش را بى اعتقاد روى چنين موضوعى کار کند و چنان اديبانه ... اما استاد بى توجه به ما ادامه مى دهد.) من در خانواده اى مسيحى بزرگ شده ام که اعتقاد به اين چيزها نداريم، اما بگذاريد خاطره اى برايتان تعريف کنم. پدر من حجار بود، سنگ تراش. کارهايش را مى فروخت و به دهات اطراف مى برد و روزى اش از اين راه به دست مى آيد. اما سنگى را در خانه نگاه داشته بود و دو سال روى آن کار مى کرد. بعد که کارش تمام شد آن را به سر در خانه مان آويخت.

حساس شده ايم تا بدانيم چه چيزى به سر در خانه اين خانواده مسيحى در ده مسيحى نشين مرجعيون نصب شده بوده است. از استاد مى پرسيم:

روى آن سنگ چه نوشته شده بود؟

استاد مى خندد و مى گويد: " لافتى الا على لا سيف الا ذوالفقار."

 

 ********************************************

ولادت امیرالمومنین ُیعسوب الدین حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام

 راخدمت امام زمان عج الله تعالی فرجه وهمه شیعیان آنحضرت تبریک

میگوییم

ولادت و حسب و نسب

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)

و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:

و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)

يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.

يا رب هذا الغسق الدجى‏ 
و القمر المبتلج المضى‏ء 
بين لنا من حكمك المقضى‏ 
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى‏ 
و الطاهر المنتجب الرضى‏ 
فاسمه من شامخ على‏ 
على اشتق من العلى (6)

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏ 
خصصتم بالولد الزكى‏ 
ان اسمه من شامخ العلى‏ 
على اشتق من العلى (7)

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: 
انا الذى سمتنى امى حيدرة 
ضرغام اجام و ليث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9)

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت:

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏ 
لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10)

اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد:

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏ 
و لقد صدقت و كنت قبل امينا 
و ذكرت دينا لا محالة انه‏ 
من خير اديان البرية دينا (11)

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا 
نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12)

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13)

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سروده‏اند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.

ولدته فى حرم الاله امه‏ 
و البيت حيث فنائه و المسجد 
بيضاء طاهرة الثياب كريمة 
طابت و طاب وليدها و المولد 
فى ليلة غابت نحوس نجومها 
و بدت مع القمر المنير الاسعد 
ما لف فى خرق القوابل مثله‏ 
الا ابن امنة النبى محمد (14)

مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود .

قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.

پى‏نوشتها:

(1) حبشى‏هاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.

(2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر.

(3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19

(4) فصول المهمه ص .14

(5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

(7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406

(8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ينابيع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81

**************************************************


ولخرجی سلفی ها برای تبلیغ معاویه

حامی انتشار و توزیع این کتاب یک گروه وهابی مستقر در امارات است که باپرداخت های وسوسه انگیز سعی در جذب ملوانان بومی ایرانی نموده و به آنها تاکید می کند کتاب مذکور را در میان ساکنین شهرهای حاشیه خلیج فارس توزیع نمایند.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، با گذشت نزدیک به دو ماه از انتشار اخباری مبنی بر اینکه برخی شیوخ حاشیه نشین خلیج فارس با گسترش هزینه کرد خود در نوار ساحلی کشورمان اقدام به ترویج وهابیت می نمایند، متأسفانه اخبار دریافتی از جنوب کشور حکایت از ادامه این فعالیت ها دارد.

 

امارات مهمترین کشوری است که گروها و شیوخ آن با هزینه کردهای زیاد اقدام به جذب ملوانان کشورمان برای فعالیتهای تبلیغاتی سلفی ها در شهرهای حاشیه خلیج فارس می کنند.

 پس از ماجرای راه اندازی هیأت زیر زمینی فدائیان حضرت معاویه! و کتابی با این مضمون و جمع آوری این کتاب در یکی از شهرهای جنوب کشور، اماراتی ها سعی می کنند این کتاب را بصورت رایگان در اختیار اهالی این شهرهای قرار دهند.


 براساس این گزارش حامی انتشار و توزیع این کتاب یک گروه وهابی مستقر در امارات است که با پرداخت های وسوسه انگیز سعی در جذب ملوانان ایرانی لنج هایی می نماید که به بندرگاه های این کشور سفر می کنند.


آنان با پرداخت های کلان کتاب مذکور را در تیراژ بالا به این لنج ها منتقل و از آنان می خواهند با حضور در ایران اقدام به توزیع رایگان آن میان مردم شهر و روستاها نمایند.


 

تاکید این گروه به ملوانان لنج های مذکور برای توزیع کتاب در شهرهای حاشیه خلیج فارس از جمله نکات قابل توجه در این ماجراست.


 در این کتاب معاویه به عنوان «حضرت معاویه پرچمدار اسلام» نام برده و از خدمات وی به مسلمانان تجلیل کرده است.

******************************

تلاشهای تفرقه افکنانه وهابیون در کردستان

این تلاشها با انتشار بیانیه های مختلف و تکثیر و توزیع گسترده در محلات قروه و هگلان باهدف تخریب چهره های صاحب نفوذ شیعه وسنی و در راستای حضور پررنگ تر این فرقه در منطقه کردستان صورت می گیرد.


به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، فرقه ضداسلامی وهابيت اخیرا تلاشهایی را برای نفوذ و ایجاد تفرقه در منطقه کردستان آغاز کرده است.


 وهابیون در طول عمر خود زبان گویای انگلیس در جهان اسلام بوده اند.

*************************

 


نگرانی عجیب سلفی ها از سفر 25خبرنگار به تهران

روزنامه المحرر چاپ خارطوم در مقاله اي با عنوان "زماني که يک روزنامه نگار آيت الله" مي شود به قلم وليد الطيب نوشت: تاکنون اين تعداد از روزنامه نگاران سوداني به يک چنين دوره دراز مدتي فرستاده نشده بودند و بايد پرسيد چرا ايران اين قدر به سودان توجه مي کند؟

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، گسترش همکاریهای فرهنگی ایران و سودان برخی شخصیت های وهابی منطقه را به خشم درآورد.

 

ناراحتی محافل سلفی منطقه زمانی تشدید می شود که خبرنگاران سودانی برای گذراندن یک دوره آموزشی به ایران سفر می کنند.

 

این سفر که دو هفته پیش اتفاق افتاده و هم اکنون نیز 25 خبرنگار این کشور در ایران برای گذراندن دوره مذکور به سر می برند تاکنون موجب انتشار مقالات تند علیه کشورمان از چنین اقدامی شده است.

روزنامه ضد شیعی الانتباه در خبري با عنوان "ترسي از دوستان مان در تهران نداريم" به قلم "خالد حسن کَسلا" نوشت: نگراني برخي مطبوعات و محافل سوداني درباره اعزام خبرنگاران به ايران صحيح نيست زيرا خبرنگاران متفکرترين و دير باورترين قشر جامعه هستند که نمي توان هيچ چيز را به راحتي به آنان قبولاند و در هر موردي بايد آنان را قانع کرد.


اين روزنامه در اشتباهي فاحش و خنده آور با بيان اينکه شيعيان حد اکثر يکصد و پنجاه ميليون از يک ميليارد و سيصد ميليون مسلمان دنيا را تشکيل مي دهند افزود شيعيان فقط دو درصد جمعيت مسلمان دنيا را تشکيل مي دهند و نود و هشت درصد ديگر سني هستند و نبايد نگران شان بود زيرا افکار شيعه آن قدر ضعيف و مذهب شان آن قدر بي منطق است که ايرانيان هرگز نمي توانند روزنامه نگاران سوداني را به تشيع دعوت کنند.


نویسنده این روزنامه مي افزايد: يکي از سوالاتي که دوستان ما در تهران خواهند پرسيد اين است که چرا شما ولادت (حضرت) فاطمه دختر نبي(ص) را جشن مي گيريد اما ولادت ديگر دختران وي را جشن نمي گيريد؟

وي در پايان نتيجه مي گيريد: روزنامه نگاران سوداني در اين سفر ضمن آشنايي با عقايد شيعه مي فهمند کلام شيعه چقدر احمقانه است و تفکرات ضد شيعي آنان تقويت خواهد شد.


روزنامه المحرر چاپ خارطوم نيز در مقاله اي با عنوان "زماني که يک روزنامه نگار آيت الله" مي شود به قلم وليد الطيب نوشت تاکنون اين تعداد از روزنامه نگاران سوداني به يک چنين دوره دراز مدتي فرستاده نشده بودند و بايد پرسيد چرا ايران اين قدر به سودان توجه مي کند؟

 

 نويسنده سپس با اشاره به وقايعي که دو سل قبل در جريان برگزاري نمايشگاه بين المللي کتاب در سودان به راه افتاد و در آن غرفه هاي ايراني به دليل کتاب هاي موهن خود نسبت به خلفاي اهل سنت تعطيل شد، افزود ايرانيان از طريق رايزني فرهنگي و سفارت خود در خارطوم در صدد تفرقه افکني و گسترش نفوذ خود در سودان هستند و  اميدوارند حکومت شيعي در آفريقا به راه بياندازند و در اين راه از هيچ کوششي دريغ نمي کنند.

 وي با اشاره به اينکه پس از نمايشگاه کتاب تعداد زيادي از مردم خواهان تعطيلي رايزني فرهنگي و سفارت ايران در خارطوم شدند، نوشت متاسفانه اين اقدام رخ نداد با وجودي که کتاب هاي ايراني به صورن علني به خلفا توهين کرده و عمل زنا را به اسم ازدواج موقت جايز شمرده بودند.

  عمده نگراني محافل وهابي و سلفي اين است که روزنامه نگاران سوداني که برخي چهره هاي مطرح نيز در بين آنان حضور دارند در تهران تحت تاثير تفکر شيعي ايران قرار گيرند و به مزدوران اين کشور در سودان تبديل شوند.

***********************

روحانيون خشمگين پاكستاني در مقابل سازمان ملل؛
اگر نسل‌كشي شيعيان متوقف نشود

آخرين هشدارهاي طلاب و دانشجويان پاكستاني به پرويز مشرف، يوسف‌رضا گيلاني، سازمان ملل و نهادهاي بين‌المللي: در سراسر پاكستان احتجاج مي‌كنيم.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ابنا، روحانيون، طلاب و دانشجويان پاكستاني مقيم قم در مقابل سفارت كشور پاكستان و دفتر سازمان ملل متحد در تهران تجمع كرده و نسبت به جنايات نواصب جديد، اهمال دولت اين كشور و كشتار مظلومانه شيعيان پاكستان (بويژه در مناطق پاراچنار، بنگش، هنگو و ديره اسماعيل خان در ايالت سرحد پاكستان) بشدت اعتراض كردند.

 

متن كامل قطعنامه پاياني اين تجمع به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم


 

اجتماع طلاب، روحانيون و فضلاي پاكستان حوزه علميه قم ، در مقابل سفارت كشور پاكستان و دفتر سازمان ملل متحد در تهران، روز 19 تير 1387 (9 ژولاي 2008) كشتار مظلومانه شيعيان پاكستان بويژه در (مناطق پاراچنار، بنگش، هنگو، ديره اسماعيل خان) ايالت سرحد پاكستان را بشدت محكوم مي كند و براي آزاد سازي تنها راه ارتباطي اين مناطق با مركز پاكستان را از دست طالبان و عناصر ياغي پاكستان مطالبه مي نمايد، اين جمع شريف روحانيت قطعنامه زير ر ا تصويب مي كند.


 

1. روحانيون، علماء، فضلاء و طلاب پاكستاني حوزه علميه قم، با استناد به آيه ي شريفه "اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم" به دولت اسلامي جمهوري پاكستان توصيه مي كند ، رفتار دولتي خودشان با قرآن و سنت پيامبر اعظم حضرت محمد مصطفي(ص) و اهل بيت اطهار(ع) تطابق دهد و غلامي استعمار و استكبار، انگليس و آمريكا و اسرائيل را ترك كند.


 

2. اين اجتماع بزرگ اعتراض آميز، كشتار مظلومانه شيعيان در مناطق مختلف پاكستان را بشدت محكوم كرده، ازدولت پاكستان شديدا مطالبه مي كند اقداماتي براي آزاد سازي تنها راه ارتباطي پاره چنار با مناطق مركزي پاكستان را في الفور انجام دهد.


 

3. اين تجمع اعتراض‌آميز، اقدامات مداخله جويان آمريكا در كشور پاكستان بويژه حمايت انگليس مستعمر و آمريكاي مستكبر از كشتار شيعيان و حملات نظامي در مناطق پاكستان را بشدت محكوم مي‌كند.


 

4. اين اجتماع بزرگ از همه كشورهاي مسلمان، شديدا مطالبه مي كند كه براي ايجاد فضاي اتحاد و وحدت مسلمين و براي حل مشكلات شيعيان پاكستان اقداماتي انجام دهند.


 

5. اين اجتماع بزرگ از همه قواي ديني پاكستان تقاضا مي كند دست به دست هم داده براي حفظ كشور عزيز پاكستان به صحنه آمده بر عليه توطئه هاي مكارانه استعمار و استكبار بپاخيزند .


 

6. اين اجتماع عظيم به دولت مردان پاكستان ، بويژه رئيس غير جمهوري پاكستان " پرويز مشرف " و نخست وزير پاكستان " يوسف رضا گيلاني " گوشزد ميكند هر چه سريعتر نسل كشي شيعيان پاكستان را توقف داده مزدوران يهود و استكبار ، پرورده خودشان " طالبان " را بجاي خود نشانده براي مردم كشور آسايش و امنيت فراهم كنند و الا اين روحانيون و طلاب حوزه علميه قم راه احتجاج را در سراسر كشور پاكستان در پيش خواهند گرفت .

7. از امت هاي اسلامي ، كشورهاي مسلمان ، سازمان كشورهاي اسلامي ،سازمان ملل متحد مي خواهيم براي جبران ضررهاي انساني و اقتصادي كمكهاي شان را هر چه سريعتر به منطقه اعزام كنند.

 

ما در پايان تعهد مي‌كنيم زير سرپرستي قائم آل محمد(عج) و در تبعيت از ولايت فقيه مرجع عاليقدر عالم جهان اسلام حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مد ظله العالي) هيچ وقت سر سوزني از دشمني با استكبار و استعمار و حمايت مظلومان جهان بويژه حزب الله پيروز لبنان عقب نخواهيم ماند و تا بدست آوري حقوق ملت تشيع پاكستان آرام نخواهيم نشست.


 

                                                 با آرزوي موفقيت براي سربازان امام زمان(عج)

                                                   متحده علماء پاكستان فورم حوزه علميه قم

******************************

شیعه‌ستیزی در پارلمان مراکش!

Print

code:114280


نماینده پارلمان مراکش در اقدامي شيعه‌ستيزانه، خواستار مقابله با گسترش مذهب شیعه در این کشور شد.


منبع: شبستان

1387/4/23  22:23



شیخ عبدالباری الزمزمی، نماینده پارلمان مراکش از مسئولان به ویژه علمای مراکش خواست تا قبل از بروز هر بحرانی! با گسترش شیعه در این کشور مقابله کنند.

الزمزمی افزود: در مراکش نمایندگانی از گروه شیعه فعالیت می‌کنند که هر کدام از آنها هواداران سیدحسن نصرالله یا حسین فضل‌الله هستند و این آژیر خطری برای رشد مذهب شیعی در این کشور محسوب می‌شود.

زمزمی خاطرنشان کرد: تعداد دقیق شیعیان مشخص نشده است، زیرا فعالیت آنها پنهانی بوده و علنی نیست. همچنين شیعه فقط در محافل جوانان و در فرهنگ و فکر آنها نفوذ کرده است.

بنابر گزارش الشرق الاوسط، وی ادامه داد: جوانان ما بدون هرگونه مناقشه درباره اصول تشیع، این مذهب را می‌پذیرند.

 

*******************************

نجف به "نجف اشرف" تغییر نام یافت

Print

code:114270


هیئت وزیران عراق بخشنامه اضافه کردن نام اشرف به استان نجف را صادر کرد.


منبع: شبستان

1387/4/23  21:55



در آستانه ولادت امام علی(ع) هیئت وزیران عراق با ارسال بخشنامه‌ای به تمامی اداره‌های دولتی بغداد از آنان خواستند تا وجه تسمیه اشرف را به نام استان نجف اضافه کنند.

بنابر گزارش براثا، هیئت وزیران اعلام کرد: در زمان رژیم پیشین برای کاهش قداست این شهر، استان نجف بدون نام اشرف ذکر می‌شد که از اين پس برای نام بردن دادن این مکان شریف با وجود مرقد امام علی(ع) و مرقد اولیای صالح و حوزه علمیه، نام استان نجف اشرف به صورت کامل عنوان و نوشته خواهد شد.

                                           **********************

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

لقب ابوتراب

بسم الله الرحمن الرحیم

با تبریک ایام ولادت امام محمد تقی علیه السلام به اطلاع دوستان می رسانیم که:

در شب جمعه گذشته 21تیر1387مجلس باشکوهی در کهندژ اصفهان برپاگردید.

در این مجلس حجت الاسلام سید علی حیدری ایراد سخن فرمودند.

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام حیدری:

ایشان پیرامون القاب امیر المومنین علی علیه السلام بحث کردند و گفتند که:

یکی از القاب امیر المومنین علیه السلام که پیغمبر اسلام ص آنرا برای حضرت انتخاب کرده بودند و از القابی است که خود حضرت علی علیه السلام آنرا دوست داشتند.لقب ابوتراب بود.

این لقب را شیعه وسنی از پیامبر اسلام ص برای امیرالمومنین علی علیه السلام نقل کرده اند.

مواردی که این لقب در آن به حضرت علی داده شده در روایت چند مورد است:

1:در غزوه عشیره:که امیر المومنی خوابیده بودند و پیامبر ص ایشان را از خواب بیدار کرده وفرمودند:قم یا ابا تراب....

(مناقب ابن شهر آشوب ج3ص111 و مستدرک حاکم ج3ص151)

2:در داستان عقد اخوت                                  (فرائد السمطین ج1 ص117)

3: در مسجد النبی صلی الله وعلیه وآله وسلم             (مناقب ابن مغازلی ص9)

3: در باغی در نزدیکی مدینه                                (بحار الانوارج35ص50)

5:در کنار خانه فاطمه سلام الله علیه                          (الاستیعاب ابن عبدالبر)

 

ولیکن دشمنان بی خرد مولا علی ایشان را با این نام استهزاء می کردند و شیعیان را ترابی میخواندند.

 

چرا علی علیه السلام به ابوتراب نامیده شد؟

حجت الاسلام حیدری بیان داشتند که:

سلیمان بن مهران از عبایة بن ربعی چنین نقل می کند:

از عبد الله بن عباس پرسیدم، چرا رسول الله صلی الله وعلیه واله علی علیه السلام را ابوتراب خواند؟

ابن عباس پاسخ داد:چون علی علیه اسلام صاحب زمین وحجت خدا بر اهل آن پس ازپیامبر صلی الله وعلیه وآله است.وبه وجود او زمین باقی و آرامش خواهد داشت، لذا اوراابوتراب (صاحب زمین ) نامید.

واز پیامبر شنیدم که میفرمود:روز قیامت که میشود در آن هنگام کافر،ثواب و کرامت و رستگاری را که به شیعیان علی علیه السلام وعده داده شده میبیند و می گوید:

یا لیتنی کنت ترابا،یا لیتنی کنت من شیعة علی علیه السلام وذلک قول الله تعالی(ویقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا)

ترجمه:(ای کاش ترابی واز شیعیان علی علیه السلام بودم) واین معنای سخن خداوند است که میفرماید:

{کافر میگوید ای کاش خاک بودم}

سوره نباء

 

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط یک محب  |