تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

شیعه نیوز :راه اندازی شد.

شیعه نیوز :راه اندازی شد.

 

پس از ماهها فیلتر شدن پربیننده ترین سایت خبری شیعه،

این سایت دوباره ره اندازی شد.

این اتفاق میمون را به همه شیعیان تبریک میگوییم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

فاطمه؛ نام يك سوم متولدین كشور

فاطمه؛ نام يك سوم متولدین كشور

 

 

معاون حقوقي و سجلي سازمان ثبت احوال كشور گفت: يك سوم جمعيت متولدين دختر در كشور در سه ماهه اول امسال به اسامي و القاب حضرت فاطمه(س) نامگذاري شده‌اند.

 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، سعيد عبودي ظهر امروز در آيين معارفه مدير كل ثبت احوال استان ايلام افزود: در سه ماهه اول امسال 340 هزار نفر در كشور ثبت ولادت شده‌اند.

 

 

وي ادامه داد: از اين تعداد متولدين به ازاي هر 105 پسر، يكصد دختر ثبت ولادت شده و از مجموع اين افراد، يك سوم آنان به نام حضرت فاطمه(س) نامگذاري شده‌اند.

 

اين مسئول اضافه كرد: مردم كشورمان با اين عمل ارادت بيشتر خود را به ائمه اطهار و اوليا الهي نشان داده‌اند.

 

 

عبودي تصريح كرد: البته براي پسران نيز اسامي محمد و علي به ترتيب بيشترين نام‌هاي استفاده شده در كشور است.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

تشرف يک زن چيني به مذهب تشيع

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

راز قتل ابوبکربن ابی قحافه

راز قتل ابوبکربن ابی قحافه

 

چه كسى ابوبكر و پسر او را با زهر كشت؟

 

ابواليقظان به نقل از سلام بن ابى مطيع ذكر كرد كه:

ابوبكر مسموم شد و در آخر روز دوشنبه مُرد. و همان دستى كه ابوبكر را به قتل رساند پسر او را بعد از آن، به قتل رسانيد.

 

براى شناخت قاتل در جنايات، تحقيق كنندگان از نظريه ى

«جستجو از اولين سودبرنده از قتل قربانى»

 پيروى مى كنند. و ظاهر امر نشان مى دهد كه اولين سودبرنده از مردن او (ابوبكر) عمر بن الخطاب بود زيرا به جاى او نشست!

و درباره ى سطح علاقه آنها، عبدالله بن عمر گفت:

آندو با هم اختلاف پيدا كردند.( 1)

 

نصوص و روايات هم اختلاف آن دو را تأييد مى كند، زيرا عمر گفت:

او مخالفتر است و او از تمام قريش حسودتر است.

 

و عمر به فرزندش گفت: آيا غافل از مقدم شدن احمقِ پستِ بنى تيم و ظلم او بر من هستى!؟( 2)

 

 

ما نمى گوئيم كه قاتل، عمر بن الخطاب است، بلكه نصوص و روايات را مطرح مى كنيم تا خواننده به نتيجه برسد.

 

عمر گفت:

از دست حقير بنى تيم حسرت و تأسف مى خورم، به ظلم از من پيش افتاد و آنرا از روى گناه به من تحويل داد

 و گفت:

آن (خلافت) را به من تحويل نداد مگر بعد از آنكه از آن مأيوس شد.

 

عمر همچنين گفت:

بخدا سوگند اگر زيد بن الخطاب را اطاعت مى كردم اصلا (ابوبكر) شيرينى آن (خلافت) را نمى چشيد.( 3)

و ظاهر امر آنست كه نزاع بين آندو بسيار شديد بود، لذا عمر ابوبكر را تهديد كرد و گفت: آگاه باش، بخدا سوگند يا دست بر مى دارى، يا سخن بليغى درباره ى خودم و خودت مى گويم كه سواران به هرجا بروند آنرا با خود ببرند.( 4)

و عمر گفت: بيعت ابوبكر اشتباه بود.( 5)

 

دومين نفرى كه از قتل ابوبكر سود مى برد:

عثمان بن عفان اموى بود كه بعد از عمر قدرت را بدست گرفت.

 

عمر با تعيين واليان و حكام ديگرى از بنى اميه چون سعيد بن العاص و وليد بن عقبة بن ابى معيط امتيازات آنها را افزود. و همانطورى كه ذكر شد امتيازات ام حبيبه دختر ابوسفيان را زياد كرد و منزلت و مقام ابوسفيان و معاويه را در عطاى حقوق به مقام و منزلت مقاتلين مهاجر بدر بالا برد و آنها را بر تمام انصار برترى داد.( 6)

 

معاويه ى اموى، عبدالرحمن بن ابى بكر را نيز در شرايط مبهم و نامعلومى به قتل رساند تا از تبعات ريختن خون او در امان باشد لكن دلائل كشتن عبدالرحمن آشكار بودند.( 7)

 

و از امور قطعى، شركت بنى اميه در پيش بردن نقشه ى قتل ابوبكر است

 تا ابوبكر اولين نفرى باشد كه با زهر بنى اميه قربانى شده باشد و بعد از او ابن عوف و عبدالرحمن بن ابى بكر و حسن بن على (عليه السلام) و عبدالرحمن بن خالد بن وليد و سعد بن ابىوقاص و مالك اشتر و معاويه ى دوم و عبدالرحمن بن عمر و عمر بن عبدالعزيز و دهها نفر ديگر، در زير سايه ى نظريه ى معاويه كه مى گفت: خداوند را لشكريانى از عسل است (چون امويان سم را در عسل قرار مى دادند) به قتل رسيدند.( 8)

 و چيزى كه در وصيت ابوبكر براى عمر جلب توجه مى كند آنست كه :

وصيت به خط عثمان بود و به خط ابوبكر نبود. و عثمان تنها شخصى بود كه در هنگام وصيت كردن ابوبكر در حال مردنش، حضور داشت.( 9)

كه اين مطلب مخالفت با عرف گذشتگان و عرف سياسى است كه اهل و دوستان و وزرا و خواص در هنگام وصيت، همگى حاضر مى شوند مخصوصاً اگر محتضر خليفه ى مسلمانان باشد.

 

طبرى در تاريخ خود حادثه ى قتل ابوبكر را ذكر كرده مى گويد:

«ابوزيد به نقل از على بن محمد با اسناد او كه قبلا ذكر شد خبرم داد كه: ابوبكر در حالى از دنيا رفت كه شصت و سه سال عمر داشت در ماه جمادى الثانيه روز دوشنبه هشت روز مانده به آخر ماه، و گفته اند سبب وفات او آنست كه يهوديان او را با برنج مسموم كردند و گفته مى شود با جذيذه او را مسموم نمودند. حارث بن كلده با او غذا خورد سپس از خوردن دست كشيد و به ابوبكر گفت: غذاى آلوده به سم يك ساله خوردى، و بعد از يك سال مرد، و پانزده روز بيمار شد و به او گفته شد خوب است دنبال طبيب بفرستى. گفت: مرا معاينه كرده است. گفتند: چه گفت؟ گفت: هر چه بخواهم انجام دهم، (ابوجعفر) گفت: عتاب بن اُسيد در مكه در همان روزى كه ابوبكر مرد، از دنيا رفت.(10) (و حارث بن كلده بن عمرو ثقفى طبيب عرب نيز از دنيا رفت).(11)

 

ليث بن سعد از زهرى نقل مى كند كه گفت:

 طعامى به ابوبكر اهدا شد و نزد او حارث بن كلده بود، و از آن غذا خوردند;

 پس حارث گفت: ما سم يك ساله خورديم، و من و تو تا سر سال حتماً مى ميريم! و هر دو، در يك روز و بعد از گذشتن يك سال از دنيا رفتند.(12)

 

مؤلف مى گويد: دوست دارم بگويم ابوسفيان كه متخصص در آدم كشى بود و مردى را براى كشتن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرستاده بود.(13) در مدينه و در كنار عمر و عثمان بسر مى برد.

 

معاويه هم در مدينه بسر مى برد و او دارنده ى اين نظريه ى مشهور است كه مى گويد: «خداوند لشكريانى از عسل دارد».(14)

 

بخاطر اقتضاى مصالح سياسى عمر دفن رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را تا دو روز دوشنبه و سه شنبه به تأخير انداخت و بعضى گفته اند سه روز به تأخير انداخت.(15)

 

اما مصلحت سياسى اقتضا كرد كه عمر همان شب كه ابوبكر مُرد (شب سه شنبه)، قبل از آنكه مردم بيدار شوند او را دفن نمايند. لذا مردم در مراسم دفن او شركت نكردند.(16)

 

و اگر اين امور را ملاحظه كنيم و با حالت دشمنى و نزاع بين ابوبكر و عمر و رغبت ابوبكر در عزل او از خلافت جمع نمائيم قضيه واضح تر مى شود، زيرا ابوبكر گفته است:

براى او (عمر) بهتر است چيزى از امور شما را بعهده نگيرد.(17)

 

وصيت ابوبكر به خلافت عمر جعلى بود

چيزى كه شك هر انسانى را بر مى انگيزد آنست كه عثمان بن عفان كه ادعا كرد خودش وصيت ابوبكر را (در جانشين كردن عمر) به تنهائى (و بدون هيچ شاهدى) نوشته است همان كسى بود كه وصيت را بر مردم خواند و چنانچه غيرعثمان بعد از عمر به خلافت مى رسيد مسلماً شك مردم به جوش مى آمد! حال كه عثمان بعد از عمر بن الخطاب و با امر او به خلافت رسيد، چه بايد گفت؟ و چيزى كه اين امر را بيشتر گرفتار شك و ترديد مى كند، اين سخن عثمان بود كه در هنگام خواندن وصيّت ابوبكر، در مقابل مردم آنرا بيان كرد:

«اين وصيت ابوبكر است، اگر قبول مى كنيد آنرا مى خوانيم و اگر قبول نكنيد باز مى گردانيم!»(18)

 

و اين شاهدى بر تصديق نكردن و انكار وصيت ابوبكر توسط مردم است كه به خط عثمان و بدون هيچ شاهدى نوشته شده بود.

 

كيفيت قتل اصحاب ابوبكر

مجموعه ياران ابوبكر و عمر كه در حوادث سقيفه و بعد از آن، آنها را كمك كردند بسيار بودند و طبيعى است كه اين مجموعه از جهت انسجام با ابوبكر و عمر به دو گروه و حزب تقسيم شوند. مجموعه ى ابوبكر در افرادى چون خالد بن وليد و ابوعبيده ى جرّاح و عتاب بن اسيد و مثنى بن حارثه ى شيبانى و معاذ بن جبل و بلال و انس بن مالك و شرحبيل بن حسنه نمايان مى شدند. كه سوءرابطه ى اين افراد با عمر بن الخطاب ثابت شده است و از طرفى

امويان هم به سه حزب تقسيم مى شدند. عده اى از آنها مثل محمد بن ابى حذيفه و خالد و عمرو و ابان فرزندان سعيد بن العاص، على بن ابى طالب (عليه السلام)را يارى مى كردند، و عده اى مانند عتاب بن اسيد اموى (والى مكه از طرف ابوبكر) فقط ابوبكر را يارى مى كردند و گروهى نيز از حزب عمر بودند كه آنها عبارت از، عثمان بن عفان و معاويه و عتبه و ابوسفيان و وليد بن عقبه و سعيد بن العاص بودند.

 

و ثابت شد كه ابوبكر و همراه او عتاب بن اسيد از آن غذاى مسموم خوردند و به هلاكت رسيدند. و خط اموى سعى كردند در آن حادثه ى هولناكِ مسموم كردنِ آن سه نفر، بعضى از حقايق را تغيير دهند، لذا ذكر كردند كه عتاب بن اسيد تا سال بيست و دو زنده بود. لكن ابن حجر عسقلانى اين مطلب را رد نمود و گفت: محمد بن اسماعيل از نقل كنندگان اين روايت است و او همان ابن حذافه ى سهمى است كه روايت او را ضعيف مى شمارند.(19)

 

و ظاهر امر نشان مى دهد كه كشندگان ابوبكر، عتاب بن اسيد را هم كشتند. و عمر بخاطر حوادث قتل مالك بن نويره و اصحاب او و زناى با همسرش توسط خالد، خواستار قتل او شد، اما ابوبكر به رغم شنيع بودن عمل خالد موافقت نكرد. و اولين عمل عمر بعد از رسيدنش به قدرت در عزل خالد بن وليد نمايان شد. سپس او را در حِمص در سال بيست و يك هجرى به قتل رساند.(20)

 

خالد سخت ترين دشمنان عمر و دارنده ى بزرگترين لشكر در عراق بود.

 

و فرمانده ى نظامى دوم در عراق شرحبيل بن حسنه بود كه به حبشه مهاجرت كرد و از سابقين در اسلام بوده و از فرماندهان فتح عراق بشمار مى آمد.

 

ابوبكر او را فرمانده ى لشكرى از لشكرهاى عراق قرار داد و بر او اعتماد نمود لكن عمر بن الخطاب (در هنگام رفتن به جبايه) شرحبيل بن حسنه را بركنار نمود، و سربازان او را دستور داد تا بر امراى سه گانه ديگر پراكنده شوند. شرحبيل بن حسنه به عمر گفت: اى اميرمؤمنان، آيا ناتوان شده ام يا خيانت كرده ام؟

 

گفت: عاجز نشدى و خيانت نكردى.

 

گفت: پس براى چه مرا عزل كردى؟

 

گفت: نمى خواستم تو را امير نمايم در حاليكه با كفايت تر از تو را مى يابم.

 

گفت: اى اميرمؤمنان در بين مردم (از ناتوانى و خيانت) مرا تبرئه كن و معذور بدار.

 

گفت: اين كار را انجام خواهم داد. و چنانچه مطلبى خلاف آن مى دانستم چنين نمى كردم، آنگاه ايستاد و او را معذور كرد و تبرئه نمود.(21)

 

اما شرحبيل چنان نبود كه عمر مى گفت، زيرا او تمامى اردن مگر طبريه را كه اهلش با او مصالحه كردند، با جنگ فتح نمود.(22)

 

بنابراين او از سابقين و از مجاهدين و از فرماندهان مدبّر بود ولى به رغم اينها عمر او را از مسئوليت كنار كشيد.

 

و هنگامى كه عمرو بن العاص را به جاى او گذاشت، شرحبيل گفت: عمرو بن العاص دروغ مى گويد، من با رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مصاحب شدم در حالى كه عمرو از شترِ خاندان خود گمراه تر بود.(23)

 

پس از آن عمر، فرمانده ى سوم لشكر عراق را كه از خط ابوبكر به شمار مى رفت عزل نمود و او همان منثى بن حارثه شيبانى بود. كه او را عمر عزل كرد و به جاى او ابوعبيد ثقفى را نصب كرد.(24)

 

و اين سه فرمانده ى مشهور، در دوران خلافت عمر بن الخطاب به قتل رسيدند. زيرا مثنى در جنگ جسر با ايران مجروح شد و بعد از آن به هلاكت رسيد. و خالد بن وليد و شرحبيل بن حسنه براى فرار از عمر به ابوعبيدة بن الجراح والى شام پناهنده شدند و در آنجا معاذ بن جبل و بلال بسر مى بردند كه مجموعه اى را بر ضد عمر تشكيل مى دادند.

 

عمر معاويه را به رياست بر ابن الجراح گماشت!(25) و بعد از آن ابن جراح و معاذ و شرحبيل و بلال همزمان با هم از دنيا رفتند! و دولت ادعا كرد كه بلال و جماعت او به نفرين عمر هلاك شدند! خالد در سال 21 هجرى در شرايط مشكوك و مبهمى از دنيا رفت.

 

عمر، انس بن مالك والى ابوبكر بر بحرين را عزل كرد.(26) و ابوهريره را به جاى او گماشت، و انس موالى و طرفدار ابوبكر باقى ماند.

 

ابوقحافه بعد از ابوبكر شش ماه و چند روز زنده ماند و در محرم سال دهم در مكه از دنيا رفت.(27)

 

در حاليكه خاندان ابوبكر از دارندگان عمر طولانى به شمار مى روند و اگر ابوبكر را نمى كشتند مسلماً بيشتر زندگى مى كرد، لكن او را كشتند و فرزندان او را نيز كشتند!

 

مجموع اين حوادث ثابت مى كنند كه عزل و قتل اين گروه از يك جهت و با يك فرمان تحقق يافته و از طرف كسى بوده است كه از اين حالت سود مى برد.

 

چرا ابوبكر شبانه دفن شد؟

بعد از كشته شدن ابوبكر و دو مصاحب او با زهر، ابوبكر شبانه دفن شد زيرا در خبر آمده است كه: وفات او شب سه شنبه اتفاق افتاد و دفن او در شب سه شنبه پيش از بيدار شدن مردم واقع شد.(28)

 

برنامه ى دفن سريع و شبانه ى ابوبكر در همان شب وفات موجب شد مسلمانان در مراسم دفن او حاضر نشوند، و آخرين ديدار را با جنازه اش نداشته باشند، و صورتش را نبينند!

 

و همين سرعت فوق العاده در دفن ابوبكر و استفاده از پرده شب و خواب مردم ثابت مى كند كه برنامه ى قتل ابوبكر و دو مصاحب او سياسى بوده و از طرف افراد بانفوذ در قدرت و حكومت طراحى شده است، و چنانچه يهود او را به قتل رسانده بودند، مسلماً دولت از حضور مردم در دفن هراسان نمى شدند.

 

چرا عمر مجلس نوحه گرى بر ابوبكر را منع كرد؟

 

بعد از مرگ ابوبكر با زهر، عايشه و ام فروه دختر ابوقحافه مجلس عزا بپا كردند. اما عمر بر آن مجلس هجوم برد و بدون اجازه گرفتن مردان را بر آن داخل كرد و ام فروه را با تازيانه ى خود چنان زد كه منجر به از هم پاشيدن آن مجلس شد.(29) بنابراين حوادث به اين ترتيب صورت گرفتند:

 

كشتن او با زهر، كشتن و عزل اصحاب او، و كشتن طبيب او، و دفن شبانه ى او، و منع مجلس نوحه گرى و عزادارى بر او.

 

ماهيت روابط خاندان ابوبكر با عمر و عثمان

 

روابط خانواده ى ابوبكر با عمر و عثمان بعد از حادثه ى قتل ابوبكر بد شد. و رابطه ى عبدالرحمن بن ابى بكر با آندو چنان تيره گرديد كه عمر او را به «دويبه ى سوء» يعنى حشره بد توصيف كرد.(30) و او را در دستگاه دولت استخدام نكردند. عمر و عثمان درخواست هاى او را اجابت نكردند.

 و عمر ام فروه را با تازيانه خود زد! و ام كلثوم دختر ابوبكر ازدواج با عمر بن الخطاب را در دوره ى خلافتش رد كرد، و با طلحة بن عبيدالله ازدواج كرد.(31) و عبدالرحمان و عايشه و محمد (فرزندان ابوبكر) و طلحه (پسر عموى او) بر عثمان شورش كردند و او را به هلاكت رساندند. و عمر با همسر سابق عبدالله بن ابى بكر بدون رضايت آن زن ازدواج كرد

و مطلب عجيب آنست كه عايشه فقط با عمر رابطه ى عالى داشت!

 

ابن سعد به اين سؤال پاسخ داده مى گويد:

آنها در مورد چگونگى مردن ابوبكر به عايشه دروغ گفتند.(32)

 

عمر عايشه را كمك كرد تا چيزهائى را كه در زمان پدرش نمى توانست بدست آورد، تحصيل نمايد. زيرا در عطاى حقوق او را بر تمام مردان و زنان مسلمان برترى، و به او مقام و منصب فتوى داد. لكن بعد از مردن عمر بن الخطاب روابط عايشه و حفصه بد شد. و قطع رابطه و جدائى تا زمان مردن حفصه استمرار داشت.(33)

 

ما در موضوعات سابق تيره شدن روابط ابوبكر و عمر را بيان كرديم و گفتيم كه عمر موجبات اين تيرگى روابط را بيان نمود و در رأس همه آنها اعتقاد عمر به مقدم شدن ابوبكر بر او از روى ستم، و ظلم ابوبكر بر او بود، زيرا به فرزند خود عبدالله گفت: آيا از جلو افتادن احقِ پستِ بنى تيم بر من و از ظلم او بر من غافل هستى!؟(34)

 

همچنين گفت: از دست حقير بنى تيم حسرت و تأسف مى خورم، به ظلم بر من پيش افتاد و آنرا در حالى به من تحويل داد كه گنه كار بود.(35) و عمر بيان كرد كه از ابوبكر خواسته بود تا از منصب خود به نفع او استعفا دهد. و ابوبكر گفت: چند روزى ديگر در اختيار تو خواهد گرديد.(36)

 

و چون ابوبكر از وصيّت شفاهى خود به نفع عمر پرده برداشت، بخاطر اتّصاف عمر به خشونت و بى رحمى، بعضى از اصحاب اعتراض كردند. لكن عمر به اين وصيت اكتفا نكرد بلكه از ابوبكر درخواست كرد تا از منصب خود استعفا دهد و گفت:

گمان كردم جمعه اى بر او نمى گذرد مگر آنكه خلافت را به من باز مى گرداند، اما تغافل كرد، بخدا سوگند بعد از آن حتى با يك كلمه مرا ياد نكرد تا آنكه به هلاكت رسيد.

 

عمر همچنين گفت:

آن چنان خلافت را به چنگ و دندان گرفت تا مردن او نزديك شد و از آن مأيوس گرديد.(37)

 ابوبكر مدتى طولانى حكومت نكرد، لكن صبر عمر به پايان رسيده بود، ظاهر امر هم نشان مى دهد كه امويان از طولانى شدن مدت حكومت ابوبكر و از مردن عثمان بن عفان قبل از رسيدنش به قدرت كه مساوى با نابود شدن بهره ى امويان در خلافت بود، بيم ناك شدند. زيرا كسى كه از آنها باقى مى ماند از آزادشدگان بود. و افراد با سابقه ى آنها در اسلام خالد و ابان، دو فرزند سعيد بن العاص و عثمان بن عفان و ابوحذيفة بن عقبة (كه سابقاً به قتل رسيد)، بودند.

 

خالد و ابان مخالف حزب قريش و خاندان ابوسفيان و يارى كننده ى خلافت على بن ابى طالب (عليه السلام) بودند و در جنگ اجنادين به مقام رفيع شهادت رسيدند.

 

قطع رابطه ى عايشه با بنى اميه از زمان معاويه شروع شد. و با قتل محمد بن ابى بكر بدست معاويه و ابن العاص آغاز گرديد و پس از آن در قنوت خود بعد از نماز آندو را نفرين مى كرد.(38) و معاويه همچون عمر او را با دادن عطاياى فراوان راضى نمود، سپس او را با كشتن عبدالرحمن بن ابى بكر به خشم آورد و چون بر امويان شورش كرد، معاويه او را در همان سالِ كشتن برادرش به قتل رسانيد.

 

چه كسى طبيب ابوبكر را به قتل رساند؟

 

حكومت ها وسائل مختلف را براى تحقق اهداف و مخفى نمودن اعمال خود استخدام مى كنند. و طبيب بى ترديد بهترين وسيله براى كشتن قربانيان و از طرفى بهترين شاهد براى كشف جرائم بشمار مى رود. لذا اطباء هم از جهت اولياى قربانيان و هم از جهت حكومتها در معرض قتل واقع مى شوند.

 

اولياى عبدالرحمن بن خالد بن وليد، ابن أثال، طبيب نصرانى را به قتل رساندند چون به دستور معاويه عبدالرحمن را كشته بود.(39)

 

و سلطان عبدالحميد عثمانى، سيد جمال الدين اسدآبادى را بدست طبيبى كه برايش فرستاد به قتل رساند.

 

و طبيب نصرانى در زمان هارون الرشيد با مشاهده ى چهره ى مباركِ امام كاظم، موسى بن جعفر (عليه السلام)، بعد از شهادت، به قتل رساندن او را با سم كشف نمود. و بعد از آنكه ابوبكر سم خورد و بيمار شد او را به طبيب مشهور عرب حارث بن كلده نشان دادند، زيرا از ابوبكر سؤال كردند: خوب است دنبال طبيب بفرستى، (ابوبكر) گفت: مرا معاينه كرد، گفتند: چه گفت؟ گفت: هر كار بخواهم بكنم.

 

و ابن كلده به ابوبكر گفت: «غذائى آلوده به زهر يك ساله خوردى.» و بعد از شهادت دادن ابن كلده ى طبيب به اين مطلب، باز هم او را زهر خوراندند، پس مُرد و از طرف او راحت شدند.(40)

 

سپس دولت، ابوبكر را شبانه قبل از بيدار شدن مردم دفن كردند و وصيت او به خط عثمان نوشته شد.

 

و طبيب درباره ى امام حسن (عليه السلام) قبل از شهادتش چنين گفت:

«او مردى است كه سم احشا و امعاى او را قطعه قطعه كرده است».(41)

**************

1]- شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد 2/29

 

[2]- شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد 2/29، چاپ داراحياء الكتب العربية

[3]- شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد 2/31-34، المستر شد، محمد بن جرير طبرى

[4]- همان مصدر

 

[5]- مسند احمد بن حنبل 1/55، تاريخ طبرى 2/446

 

[6]- الاستيعاب 3/471، المعارف، ابن قتيبه 345، تاريخ طبرى 3/311، سيره ى ابن هشام 1/385

 

[7]- تاريخ ابى زرعة ص 298، مروج الذهب 2/139، تاريخ يعقوبى 2/139

 

[8]- مروج الذهب 2/139، تاريخ يعقوبى 2/139 انساب الاشراف 1/404، مستدرك حاكم 3/476، الاصابة 3/384، اسدالغابة 3/440

 

[9]- الكامل فى التاريخ، ابن اثير 2/425

 

[10]- العقدالفريد، ابن عبد ربه 6/292 تاريخ طبرى 2/611، چاپ مؤسسه اعلمى، بيروت، المعارف، ابن قتيبة ص 283

 

[11]- اسدالغابة 2/413، تهذيب ابن عساكر، البداية و النهاية 10/137، العقد الفريد 5/5، 6/318 او گفتگوئى ارزشمند با پادشاه ايران، انوشيروان دارد 6/387

 

[12]- العقد الفريد، ابن عبد ربه 4/250، طبقات ابن سعد 3/198، مروج الذهب، مسعودى 2/301

 

[13]- دلائل النبوة، بيهقى 3/334

 

[14]- مختصر تاريخ ابن عساكر 24/24

 

[15]- تاريخ طبرى 2/442، 443، تاريخ ابن الوردى 1/130

 

[16]- تاريخ طبرى 3/622، تاريخ ابى زرعة الدمشقى 34، تاريخ ابى الفداء 1/222

 

[17]- تاريخ طبرى 2/618

 

[18]- العقد الفريد، ابن عبد ربه 4/253

 

[19]- الاصابة، ابن حجر 2/451

 

[20]- به باب ديدگاه ابوبكر و عمر در شرائط واليان و ادارات آنها در شرح حال خالد، مراجعه كنيد

 

[21]- مختصر تاريخ دمشق، ابن عساكر، 10/290 به نقل از ابن شهاب زهرى

 

[22]- همان مصدر

 

[23]- مختصر تاريخ دمشق، ابن عساكر 10/290، تهذيب الكمال 2/188

 

[24]- اُسد الغابة، ابن اثير 5/60   6/205، الاصابة 3/316

 

[25]- تاريخ طبرى 3/165

 

[26]- مختصر تاريخ ابن عساكر 5/73، تاريخ الاسلام ذهبى، عهد خلفاء راشدين 121، تاريخ خليفه 3/165

 

[27]- تاريخ طبرى 2/217، مرآة يافعى 1/140

 

[28]- تاريخ ابى زرعة الدمشقى 34، تاريخ ابى الفداء 1/222، تاريخ طبرى 2/622

 

[29]- تاريخ طبرى جلد 4 حوادث سال سيزدهم، كامل ابن اثير 2/204، كنزالعمال 8/118 كتاب الموت

 

[30]- شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد 3/29

 

[31]- تاريخ طبرى 175، كامل ابن اثير 3/54، المعارف ابن قتيبة 175، طبقات ابن سعد 8/462

 

[32]- الطبقات الكبرى 3/270

 

[33]- المعارف، ابن قتيبة 550

 

[34]- شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد 2/29

 

[35]- همان مصدر 2/31 - 34

 

[36]- همان مصدر

 

[37]- همان مصدر

 

[38]- تاريخ طبرى 5/105، حوادث سال 38 هجرى، كامل ابن اثير 2/413 حوادث سال 38 هجرى، البداية و النهاية، ابن كثير 7/349، شرح نهج البلاغه 6/88 خطبه 67

 

[39]- اُسدالغابة 3/440، الاستيعاب ص 830، نسب قريش ص 327

 

[40]- العقد الفريد 6/292، تاريخ طبرى 2/611، المعارف 283، اسدالغابة 2/413، البداية و النهاية 10/137

 

[41]- تاريخ دمشق 12/59 شرح حال امام حسن (عليه السلام)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

کسی که با پیامبر(ص) درون غار بوده ابی بکر نبوده است !

کسی که با پیامبر(ص) درون غار بوده ابی بکر نبوده است !


مقدمه:
گاهی وقت ها برادران اهل سنت فضایلی را برای برخی اصحاب می شمارند که معلوم نیست توسط چه کسانی جعل و پرداخته شده اند. یکی از این داستان های ساختگی قضیه غار است که می گویند ابوبکر در شبی که پیامبر از مکه به مدینه هجرت کرده اند با پیامبر درون غار رفته است. و آیه 40 سوره توبه را به ابی بکر نسبت می دهند. و می گویند یکی از آن دو نفری که درون غار بوده ابی بکر است. شدت تبلیغات و تعصب روی این قضیه چنان تاثیری بر برخی از آن ها گذاشته که این را دلیلی بر افضلیت ابی بکر بر دیگر اصحاب و حتی جانشینی پیامبر می دانند.
اما با تحقیقی که استاد محترم جناب نجاح عطا الطایی در کتاب (( صاحب الغار ابی بکر ام رجل آخر؟ )) انجام داده است ثابت کرده که این هم یکی دیگر از افسانه هایی است که در فضیلت ابی بکر ساخته شده است. که در این مقاله به برخی از این دلایل اشاره شده است. البته ما در این جا اشاره ای به نفر دوم که همراه پیامبر وارد غار شده اشاره نمی کنیم و خوانندگان محترم را به این کتاب ارجاع می دهیم. و لازم به ذکر است که من بارها این ماجرا را با برادران اهل سنت به بحث و مناظره گذاشته ام ولی آن ها هرگز نتوانستند به من پاسخ قانع کننده بدهند.
و اینک برخی از این دلایل را در پایین اشاره می کنم.

1-پیامبر(ص) در طول حیاتشان نفرمودند که ابوبکر با من درون غار بوده است:
بالاخره پیامبر به عنوان یکی از آن دو نفر که در غار بودند باید جایی به این مطلب اذعان می فرمود که من و ابوبکر با هم وارد غار شدیم اما هرگز چنین چیزی وجود ندارد. چرا؟؟؟

2-ابی بکر هم در طول حیاتش نگفته که من با پیامبر به غار رفته ام:
آن چه مسلم است این است که بالاخره یا پیامبر و یا ابی بکر که با هم در آن شب تاریک هجرت کرده اند باید بعدها بگویند و از خاطرات آن شب دیگر صحابه را آگاه کنند اما می بینیم که نه پیامبر به چنین مطلبی اعتراف داشته و نه خود ابی بکر چنین چیزی بیان کرده است. چرا؟ جز این است که به جعلی بودن این قضیه پی می بریم.

3-فرزندان ابی بکر هم نگفته اند که پدر ما با پیامبر درون غار رفته است:
و جالب تر این که فرزندان ابی بکر هم چنین قضیه ای را بیان نکرده اند و معلوم نیست که این قضیه را چه کسانی درست کرده و در امت اسلام پخش کرده اند. اما آن چه مسلم است این است که بعد از شهادت پیامبر باید چنین وقایعی ساخته شده با شد چرا که اسباب جعل فضیلت برای صحابه فراهم بوده است.

4- کفار و مشرکین مکه هم به همراهی ابوبکر با پیامبر اعتراف نکرده اند:
به خصوص آنکه بلاذری در کتاب خودش روایت صحیحی را نقل کرده است که:
(( کرز قیافه شناس که تعقیب کنندگان را تا غار رسانده است آثار قدم پیامبر را در جلوی غار مشاهده کرده ولی او و عبدالعزی فرزند ابوبکر اثر قدم ابوبکر را در نزدیکی غار ندیده اند. ))
این روایت را راوندی هم تایید کرده است.
فتوح البلدان ج 1 ص 64.


برادران اهل سنت معلوم است چه کسی گفته ابی بکر با پیامبر
درون غار رفته است که عالم اسلام را پر از سر و صدای آن کرده اید؟؟؟
به خصوص آن که:


5-ابوبکر با عمر هجرت کرده بود نه با پیامبر(ص):
درکتاب بخاری آمده است که:
(( ابوبکر و عمر و سالم غلام ابی حذیفه وابوسلمه و زید وعامربن ربیعه ازمکه به مدینه مهاجرت کردند و در راه نماز جماعت را به امامت سالم خواندند.))
متن حدیث اول:
(( حدثنا عثمان بن صالح: حدثنا عبدالله بن وهب: اخبرنی ابن جریج: ان نافعآ اخبره: ان ابن عمر رضی الله عنهما اخبره قال:
کان سالم مولی ابی حذیفه یوم المهاجرین الاولین و اصحاب النبی(ص) فی مسجد قبا، فیهم ابوبکروعمر و ابو سلمه و زید و عامر بن ربیعه. ))
ترجمه: (( سالم غلام ابی حذیفه – روزی که مهاجرین هجرت کردند – و اصحاب پیامبر در مسجد قبا بودند که در میان آن ها ابی بکر و عمر و ابوسلمه و زید و عامر بن ربیعه بود. ))
کتاب بخاری رقم 7175 باب (( استقضائ الموالی و استعمالهم )).

متن حدیث دوم:
(( حدثنا: ابراهیم بن المنذر قال: حدثنا انس بن عیاض، عن عبید الله، عن نافع، عن ابن عمر قال: لما قدم المهاجرین الاولون العصبه- موضع بقبا- قبل مقدم رسول الله (ص) کان یومهم سالم مولی ابی حذیفه، وکان اکثرهم قرآنآ ))
ترجمه: (( هنگامی که اولین مهاجرین رسیدند به عصبه – موضعی در مسجد قبا – قبل از آن که رسول خدا بیایند سالم غلام ابی حذیفه ( بر اصحاب ) امام شد چرا که او از همه بیشتر قرآن را بلد بود. ))
کتاب بخاری رقم 692.

توضیح دو حدیث بالا:
اگر با دید منصفانه ای نگاه کنیم می بینیم که حدیث 692 و حدیث 7175:
1-هر دو از نافع از ابن عمر هستند.
2-هر دو اشاره به امامت سالم غلام ابی حذیفه دارند.
3-هر دو در یک مسجد و آن هم مسجد قبا هستند.
4-مامومین هم در هر دو حدیث که به سالم اقتدا کرده اند مهاجرین اولین را دارند که ابوبکر هم
( طبق حدیث 7175 ) در میان آن هاست.
نتیجه:
(( حدیث 7175 مکمل حدیث 692 است. که نام تعداد بیشتری از افراد را ذکرکرده است و هرگز به بعد از هجرت ارتباط ندارد. و به راستی چگونه بعد از هجرت سالم امام مهاجرین و اصحاب در مسجد قبا باشد در حالی که پیامبر آنجاست. از این دو حدیث فهمیده می شود که ابن عمر اولی را زمانی بیان کرده که هنوز مسجد قبا ساخته نشده و در آن لفظ موضع بقبا را بیان کرده است. و حدیث دوم را زمانی بیان کرده که مسجد را ساخته بودند و او هم گفته
در همین جا یعنی (( فی مسجد قبا )) آن نماز جماعت اتفاق افتاده است. ))

6-اصلا آیه قرآنی در شان ابی بکر نازل نشده است:
با این که برادران اهل سنت خیلی متعصبانه روی داستان غار تکیه دارند و آیه40 سوره توبه معروف به آیه غار را به ابی بکر نسبت می دهند اما می بینیم که مادرشان عایشه چنین مطلبی را انکار کرده است. از عایشه نقل شده است که گفت:
((هرگز در مورد ما ( خانواده ) قرآنی نازل نشده است. ))
1-بخاری ج 6 ص 42 چاپ دارالفکر بیروت.
2- تاریخ ابن اثیر ج 3 ص 199.
3-البدایه و النهایه ج 8 ص 96.
که واضح است دارد این مطلب را تایید می کند که در شان و منزلت خانواده اش ( ابوبکر و . . . ) آیه قرآنی نازل نشده است. چرا که اگر منظور از (( ما )) در این گفته، او و پیامبر و . . . باشد که حرفش غلط است. زیرا خدا در قرآن پیامبرش را ستوده است. و آیه هایی نازل کرده است. اگر منظور به عنوان یکی از همسران پیامبر گفته باشد که باز غلط است چرا که خدا در قرآن گروه همسران را مورد خطاب قرار داده است. و آیه هایی برای آن ها نازل کرده است. چه به صورت دستوری و یا هر نوع دیگر. پس معلوم می شود که منظور او از (( ما )) خانواده اش است و آن هم از حالت گفتار پیداست که منظورش این است که در شان و منزلت آن ها آیه ای نازل نشده نه در مورد مطاعنشان. چرا که این عبارت را در مسجد و جلوی همه اصحاب بیان کرده و هیچ کس هم انکار نکرده است.


7-پسر ابی بکر جزئ تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابی بکر همراه ابی بکر بود:
عبد الرحمان پسر ابوبکر که عبد العزی هم نامیده می شد یک فرد کافر معاند و محارب اسلام بود.
تاریخ ابن عساکر ج 13 ص 280.
و در آن روزها که مرد بالغی بود یکی از مشرکین بود که پیامبر خدا را تعقیب می کرد. حتی در جنگ بدر هم در صفوف کافران بود. او هم جزئ تعقیب کنندگان پیامبر بود و در خانه ابوبکر هم زندگی می کرد.
مختصرتاریخ دمشق ابن منظور ترجمه عبدالرحمان ابن ابی بکر و نیز اسد الغابه شرح حال همین عبدالرحمان.
سوال: طبق داستان غار که اهل سنت می گویند پیامبر آن روز به خانه ابوبکر رفته و با او وعده گذاشته است. چگونه با وجود عبدالرحمان (عبد العزی ) چنین قضیه ای امکان دارد؟؟؟

سوال:
چرا علمای شیعه در کتاب های خود چنین قضیه ای را در ظاهر پذیرفته اند و نوشته اند؟؟
در جواب باید گفت: شیعه از حق پیروی می کند و جز فقه و احکام در هیچ مقوله دیگری از کسی تقلید نمی کند مباحث اعتقادی و تاریخی در این مکتب باید تحقیقی پذیرفته شوند. و به صرف تقلید از علما و . . . هیچ مبحث تاریخی امکان وجود پیدا نمی کند. و مباحث فقهی و احکام فروع دین در تشیع تقلیدی هستند. این داستان که یک قضیه تاریخی است اصلا ارتباطی به دین و مذهب ندارد و باید با تحقیق صحت آن بررسی شود.
اما اگر علمای شیعه این حرف را زده اند بدلیل شدت تبلیغات اهل سنت بوده و (( الا آنان چنین قضیه ای را ثابت نکرده اند و موضوع اعتقادی قرار نداده اند. یا بر روی آن فتوی صادر نکرده اند و سندی برای آن ذکر نکرده اند. و مطالب بدون دلیل و سند که با قرآن هم مغایر باشد در مکتب شیعه جایگاهش معلوم است. ولی برای رد حرفهای اهل سنت و بدلیل کثرت گفته های آن ها نقل کرده اند در عین اینکه فضیلت بودن آن را انکار کرده اند و بر اساس اصول دینی آن را هرگز فضیلتی برای ابوبکر نمی دانستند. و واضح است مطلبی که این گونه بدون سند و درستی در کتاب ها نقل شود از اعتبار خارج است. و ممکن است هم خلاف آن بعدها ثابت شود. اما همان گونه که گفتیم بدلیل غیر مذهبی بودن قضیه و تاریخی بودن آن نقل آن در کتاب های شیعه ضرری به مکتب شیعه نمی زند و در عین حال برتری برای عقیده اهل سنت بوجود نمی آورد. چرا که بدون سند و صرف بیان گفتاری بدون تحقیق است.

اما اگر نگاهی به فضایل امیرالمومنین(ع) بکنیم - که شیعه اینقدر به آن ها اهمیت می دهد - همه به این خاطر است که از زبان مبارک پیامبر(ص) نقل شده و با اسناد محکم و دلایل قطعی بدست ما رسیده است. نه بدلیل تبلیغات و یا ساخته های ذهنی موهوم. و از این رو مهم هستند چون ساخته دست برخی افراد عمری نیستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

22جمادی الثانیه روز مرگ ابوبکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 


موضع وهابییون در جنگ آینده رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان

آخرین نظرسنجی صورت گرفته توسط پایگاه خبری شیعه آنلاین نشان می دهد در صورت حمله مجدد رژیم صهیونیستی به حزب الله لبنان، وهابییون از حزب الله علیه صهیونیست ها حمایت خواهد کرد.

به گزارش شیعه آنلاین، بر اساس این نظرسنجی که طی یک ماه اخیر صورت گرفت و 12208 نفر در آن شرکت کردند، 10587 شرکت کننده یعنی 72/86 درصد افراد معتقدند در صورت حمله مجدد رژیم اشغالگر قدس به حزب الله، موضع وهابییون علیه صهیونیست ها خواهد بود.

 


1449 نفر از شرکت کنندگان در این نظر سنجی یعنی 87/11 درصد معتقدند که وهابییون با هدف نابودی حزب الله از صهیونیست ها دفاع خواهند کرد.


 


172 تن از شرکت کنند در این نظر سنجی که 41/1 درصد شرکت کنندگان را تشکیل می دادند، معتقدند که وهابییون در جنگ آینده موضع بیطرفانه ای نسبت به حزب الله و صهیونیست ها خواهند داشت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

تاجيکستان میدان مبارزه سلفی ها با ايران


تاجيکستان میدان مبارزه سلفی ها با ايران

عضو مجلس ملي و روحاني برجسته تاجيکستان هدف سياسي شاخه مذهبي سلفي ها را که اخيرا در اين کشور ظهور يافته مبارزه با جمهوري اسلامي ايران دانست.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز،  به اعتقاد حاجي اکبر توره جان زاده سلفي ها با در پيش گرفتن مبارزه با شيعيان در حقيقت قصد مبارزه با  جمهوري اسلامي ايران را دارند.

 


اين روحاني تاجيک  افزود: سلفي ها فرمان هاي خود را از برخي گروههاي سياسي در خارج از کشور دريافت مي کنند به گونه اي که فعاليت آنان از همان منابع طراحي مي شود.


 

برخي کارشناسان تاجيک در مصاحبه با هفته نامه نگاه چاپ تاجيکستان اعلام کردند: مهمترين ويژگي پديده سلفي ها که در عربستان سعودي شکل گرفته اند موضع گيري  شديد برضد  شيعيان است.


 


به گفته اين کارشناسان سلفي ها در آسياي مرکزي بيگانه اند از اين رو با رسوم و عادت هايي که از صد سال پيش تاکنون در اين منطقه شکل گرفته است مخالفت مي کنند.


 مصاحبه کنندگان با نشريه نگاه با اشاره به اينکه مردم آسياي مرکزي  از پيروان راستين حنفي هستند مي گويند: با اين حال احتمال بروز اختلافات مذهبي نيز در پي ظهور سلفي ها وجود دارد لذا پيشوايان ديني و نهادهاي دولتي بايد اين مسايل را بررسي و ارزيابي کنند.


 

به اعتقاد نويسنده مقاله هفته نامه نگاه نهادهاي ايديولوژيک و انتظامي و امنيتي تاجيکستان در اين خصوص تاکنون هيچ گونه واکنشي از خود نشان نداده اند.


 


هرچند قانون اساسي تاجيکستان تعدد انديشه را جايز مي شمارد اما درعين حال دولت نيز وظايفي براي حفظ يکپارچگي کشور دارد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

11 اسیر شیعه با وضع فجیعی به شهادت رسیدند

در ادامه كشتار شیعیان پاکستانی ؛
11 اسیر شیعه با وضع فجیعی به شهادت رسیدند

نواصب یزیدی که از رودرو شدن با شیعیان در جنگ وحشت دارند برای چندمین بار شیعیان بی دفاع و غیر مسلح را هدف قرار دادند که این عمل در نزد همه اقوام و ملتهای عالم، ناجوانمردی و بزدلی محسوب می شود.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ابنا، ناصبیان جدید که قبل از این بیش از 25 نفر از رانندگان و خدمه کامیون های حامل سوخت و آذوقه را با فجیع ترین و ضع به شهادت رسانده بودند شب گذشته 11 نفر دیگر از رانندگان و خدمه ای که در بند خویش داشتند پس از شکنجه ، سربریده و در دو نقطه درکنار جاده ملی انداخته بودند.

 


براساس گزارش ابنا 8 جسد بی سر و قطعه قطعه شده در نزدیکی شهرک سنی نشین صده و 4 جسد دیگر با وضع مشابه در نزدیکی پاسگاه نیروهای شبه مرزی در منطقه «آراولی» به دست آمده است.


 


روز گذشته شیعیان و سنی ها در صده و بالش خیل با آتش بس دوجانبه موافقت کرده بودند ولی به نظر می رسد برخی از مقامات دولتی و نظامی منطقه با توجه به «مأموریتهای ویژه خود» از قدرتی نا مرئی در اسلام آباد و یا در خارج ازمرزهای پاکستان در برابر هر اقدامی در راستای صلح و آشتی بین مردم کرم ایجنسی مانع می تراشند و این بار نیز با آزاد کردن عده ای اشرار ناصبی از زندان تا کنون 35 نفر از شیعیان را به شهادت رسانده و این حوادث دورنمای صلح و آتش بس در این منطقه محاصره شده از 8 ماه گذشته، را تیره تر ساخته است.


 


در همین حال «کاپیتان علی اکبر» دبیر انجمن حسینی در گفتگو با رسانه های پاکستانی تهدید کرده است که چنانچه دولت علیه اشرار ناصبی دست به اقدام نزند شیعیان رأسا آنها را مجازات خواهند کرد و مسئولیت و عواقب اقدامات شیعیان بر عهده دولت خواهد بود. وی افزود: ما روز گذشته با وجود همه تعرضات و تجاوزات و شهادت بیش از 25 نفر از همکیشان خود در چند روز اخیر، باز هم به صلح و آتش بسی که مورد درخواست سنی های بوده تن دادیم ولی امروز 11 جسد جدید از برادران و فرزندان خود را از جانب آنها به عنوان هدیه صلح دریافت کردیم.


 


قابل ذکر است که اگرچه جنگ جاری در پاراچنار علیه شیعیان توسط گروهکهای تروریستی راه اندازی شده و توسط آنها ادامه پیدا کرده است اما سنی های منطقه با آنها برخوردی در این رابطه نمی کنند بلکه خانه ها و روستاهای سنی نشین در اختیار آنها قرار می گیرد و تروریستهای از مناطق سنی نشین شیعیان را مورد تعرض قرار می دهند و مناطق سنی نشین بستر پرورش تروریستها به شمار می روند .


 


وهابیون یزیدی که از رودرو شدن با شیعیان در جنگ وحشت دارند برای چندمین بار شیعیان بی دفاع و غیر مسلح را هدف قرار دادند که این عمل در نزد همه اقوام و ملتهای عالم ناجوانمردی و بزدلی محسوب می شود علاوه بر این که این اعمال تخلف صریح از قوانین بین المللی حقوق بشری است.


 


به دنبال پخش اخبار مربوط به شهادت 11 نفر دیگر از شیعیان معاون فرماندار پاراچنار – که اخیرا به تبانی با تروریستها متهم شده – گفته است که تنها هشت جسد از مقتولین شیعه یافت شده است.


 


5 روز قبل 35 نفر از تروریستهای ناصبی با تبانی فرمانده نیروهای شبه نظامی «سرهنگ مجید» و معاون فرماندار، از زندان شهرک صده فرار کرده بودند و یک روز بعد آنها به کاروانی حمله کردند که بعد از هشت ماه محاصره، آذوقه و سوخت را به شهر شیعه نشین پاراچنار منتقل می کرد. آنها محتویات کامیون ها را به سرقت برده؛ 13 دستگاه کامیون را به آتش کشیده؛ چهار نفر را به شهادت رسانده و 32 نفر را ربوده بودند که 20 نفر را دو روز پیش بعد از مسله کردن و شکنجه غیرانسانی در آتش سوزانده و به اعتراف مطبوعات پاکستانی مورد بی احترامی قرار دادند و اجساد 11 نفر از 12 نفر باقیمانده نیز امروز صبح در دو نقطه یافت شده و بک نفر از شیعیان نیز در حین نقل و انتقال اسراء موفق به فرار از دست تروریستها گردیده است.


 

 


 قابل ذکر است که نیروهای مرزی معروف به ملیشیاهای محلی در زمان استعمار انگلیس در مناطق قبائلی تشکیل شده بودندو  فلسفه تشکیل این نیروها این بوده که آنها در مناطق خودشان امنیت ایجاد کنند بدون آن که اختلافی با مردم محلی داشته باشند ولی در دهه 1970 میلادی در زمان ذوالفقار علی بوتو، براساس یک طرح عجیب این نیروها جا بجا شدند و مثلا نیروهای ملیشیای پاراچنار به مناطق سنی نشین متعصب انتقال داده شدند و در مقابل نیروهای متعصب سنی از وزیرستان شمالی و جنوبی به پاراچنار انتقال یافتند و این نیروهای غیر بومی تا کنون چندین بار شیعیان را هدف تیراندازی قرار داده اند؛ چندین بار در جنگهای این منطقه آتش بیار معرکه بودند و جنگ را آغاز کرده و آنگاه عقب نشینی کرده اند؛ در درگیریهای ماه آوریل 2007 و ‍ژانویه 2007 نیروهای ملیشیا یا همان شبه نظامیان مناطق شیعه نشین را هدف قرار دادند و حوزه علمیه شیعیان را هدف قرار دادند و باعث شهادت دهها تن در این شهر شدند و اکنون یکی از مطالبات شیعیان مظلوم پاراچنار این است که نیروهای بومی این منطقه به منطقه بازگردانده شوند و نیروهای غیر بومی به مناطق خودشان اعزام شوند.


 


گفتنی است که نیروهای شیعی ملیشیا که در مناطق ناآرام سنی نشین مستقرند چندین بار هدف تعرض تعصب آمیز افراطیون ناصبی قرار گرفته و به شهادت رسیده اند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

وهابی ها 20 شيعه را زنده در آتش سوزاندند!


وهابی ها 20 شيعه را زنده در آتش سوزاندند!

تروريستهاي زنداني با تباني سرهنگ "مجيد" و "عطاء الرحمن" از زندان شهرك صده آزاد و مسلح شده و در روستاي پيرقيوم و از سوي آنها اختيار تام داشتند كه هر رفتاري كه لازم بدانند با شيعيان موجود در كاروان روا بدارند.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ابنا، يك كاروان سوخت و غذا كه مذكور دو روز قبل از شهر پيشاور عازم منطقه جنگ‌زده و محاصره‌شده‌ي "پاراچنار پاكستان" بود در نزديكي "شهرك صده" توسط تروريست‌ها توقيف شد و تروريست‌ها، رانندگان و خدمه كاميون‌ها را در يك محل گرد آوردند و با ريختن بنزين آنان را آتش زدند!!

 


تروريست‌هايي كه با همدستي برخي افراد "متنفذ" از زندان فرار كرده بودند در اين حادثه دست داشته اند.


 


لازم به ذكر است كه تروريست‌هاي ناصبي (طرفداران يزيد بن معاويه) نخست محتويات كاميون ها را به سرقت بردند و آنگاه آنها را آتش زده و نابود كردند.


 


براساس اين گزارش تروريست‌هاي ناصبي با به نمايش گذاشتن ددمنشي خاص يزيدي خود رانندگان و ساير خدمه كاميون ها را نخست به شدت شكنجه كردند و آنگاه آنها را زنده زنده در آتش انداختند و بعد از شهادت به اجساد آنان بي احترامي نمودند.


 


براساس اظهارات مقامات محلي پاراچنار - كه برخي از آنان قبل از اين هم اظهارات مشكوكي داشته اند و احتمال دست داشتن آنها در اين حوادث نيز وجود دارد –  دولت به افراد فراري ضرب الاجل داده بود كه تا بعد از ظهر روز جمعه تسليم شوند اما آنها براي فرار از دستگيري روز گذشته در روستاي سني نشين خاركلئي مستقر شدند و به سوي مناطق شيعه نشين آتش گشودند كه البته با پاسخ شيعيان روبرو شدند اگرچه در حال حاضر اطلاع دقيقي از وضعيت منطقه در دست نمي باشد.


 


رهبران شيعيان اين منطقه اعلام كرده‌اند كه سرهنگ "مجيد"  فرمانده نيروهاي شبه نظامي و "عطاء الرحمن" معاون فرماندار منطقه‌ي "كرم ايجنسي" با تباني فيمابين، تروريست‌هاي زنداني در شهرك صده را آزاد و مسلح نموده و به آنها اطلاع داده بودند كه قرار است كاروان سوخت وآذوقه در فلان ساعت از روستاي "پيرقيوم" واقع در حومه شهرك صده عبور كند و آنگاه به آنها اختيار تام داده بودند كه هر رفتاري كه لازم مي دانند با شيعيان موجود در اين كاروان روابدارند. لازم به ذكر است كه مطبوعات پاكستاني بدون نام بردن از فرمانده شبه نظاميان و معاون فرماندار، نوشته بودند كه افراد متننفذي در اين حادثه دست داشته اند.


 


درهمين حال جنگ در مناطق شيعه‌نشين "پيوار" و "شلوزان" نيز به شدت ادامه دارد و دهها تن از شيعيان در اين درگيري ها شهيد و مجروح شده اند.


 


"آقاي ذيشان حيدر" مسئول تبليغات سازمان دانشجويان اماميه پاراچنار در مصاحبه با مطبوعات خواستار تحويل اجساد شهداء به شيعيان و برخورد با عاملين حملات تروريستي گرديد و مسرت حسين، رئيس نهضت حسيني پاراچنار هشدار داد كه چنانچه دولتمردان با عاملين حمله به كاروان آذوقه و مهاجمين به مناطق پيوار و شلوزان و بالش خيل اقدام نكند شيعيان بارديگر آمادگي دارند از خود دفاع نموده و متجاوزين را سرجاي خودشان بنشانند.


 


براساس اين گزارش تعداد تلفات طرفين در درگيري هاي پيوار و شلوزان نيز تا كنون 20نفر گزارش بوده و 50 نفر مجروح شده اند.


 


گفتني است محاصره پاراچنار (يكي از مراكز ثقل شيعيان پاكستان) از  16 نوامبر سال 2007 تا امروز ادامه دارد و گرسنگي و مرگ به دليل نبود دارو و سوء‌تغذيه به امري معمولي و روزمره در اين منطقه شيعه نشين تبديل شده است.


 


متأسفانه در تمام اين مدت سازمان‌هاي حقوق بشري و دولتمردان كشورهاي اسلامي به اين فاجعه انساني توجهي نكرده‌اند و تنا يك بار مسؤولان وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه موضع‌گيري كرد.


 


انتظار شيعيان پاكستان حمايت بيشتر آزادگان جهان و بويژه اقدام جدي دولت ايران به عنوان ام‌القراي جهان تشيع است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

رواج تبلیغ مسيحيت در ايران


رواج تبلیغ مسيحيت در ايران

سازمان هماهنگ‌كننده تبليغات مسيحيت با تشكيل گروه‌هاي متعددي درون كشور انجام تبليغات را به صورت تخصصي عليه اقشار مختلف اجتماعي و سني دنبال مي‌كند.

به گزارش شعیه آنلاین به نقل از فارس، شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي و همچنين كليساهاي خانگي در شهرهايي چون تهران، كرج و رشت نقش بسزايي در تبليغ مسيحيت دروغين در ايران دارند.

 


كشورهاي اسلامي در سال‌هاي اخير پذيراي موج وسيع و پردامنه‌اي از تبليغات مسيحيت بوده‌اند.


 


در اين ميان ايران اسلامي نيز بيش‌ترين سهم از هجمه‌هاي اين موج را دريافت كرده‌ است.


 


يكي از موسسات پژوهشي در اين زمينه تحقيقي انجام داده است كه بر اساس آن تبليغات تلويزيوني، تبليغات شهري، تبليغات در اقشار، تبليغات در كليساهاي خانگي، اينترنت و اغواگران،6 راه تبليغ مسيحيت در ايران است.


 


تبليغات تلويزيوني


تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي به صورت‌هاي گوناگون نقش بسزايي را در اعمال تبليغات مسيحيت ايفا مي‌‌كنند. اين مجموعه‌هاي رسانه‌اي كه به صورت شبكه‌اي و كاملا هماهنگ به تحرك مي‌پردازند به شيوه‌هاي گوناگوني، به صورت مستقيم و غير مستقيم تبليغات وسيعي را براي مسيحيت به مرحله اجرا در مي‌آورند. از جمله اين رسانه‌ها كه با هزينه‌هاي بسيار گزافي راه‌اندازي و اداره مي‌شوند مي‌توان به شبكه‌هاي تپش و محبت تي‌ وي، نجات، اميد ايران، پارس تي ‌وي و... اشاره كرد. برخي از اين رسانه‌ها نظير پارس تي‌‌وي بنابر دلايل 2 گانه‌اي همچون حذف كمك مالي از يك سو و عناد با اسلام از سوي ديگر، دست به تبليغات مسيحيت مي‌زنند. محورهاي القاي اين تلويزيون‌ها شامل اين موارد است:


 


الف) تبليغات مسيحيت صهيونيستي. يكي از مجريان شبكه تلويزيوني «نجات تي‌وي» مي‌گويد: كسي كه "اسرائيل" را لعنت مي‌كند در حقيقت به خودش لعنت مي‌فرستند چون "اسرائيل" سرزمين مقدسي است پس كسي كه مي‌گويد مرگ بر اسرائيل آن مرگ به خودش بر مي‌گردد.


 


ب) انجام تبليغات ويژه معتادان و معلولان با استفاده از تصاوير ساختگي و مجعول و انتشار موسيقي و تصاوير هيجان‌آور كه به صورت مدام از اين شبكه‌ها پخش مي‌شود.


 


ج) نشان دادن مسيحيت به عنوان يك دين فراگير كه توانسته است تمامي نژادها را به خود جذب كند.


 


اين گونه اقدامات عوام‌فريبانه اغلب با انتشار نماهنگ‌هايي از درون ايران نيز همراه مي‌شود.


 


تبليغات شهري


تبليغات شهري مسيحيت شامل طيف وسيعي از اقدامات مي‌شود. ديوارنويسي، ترسيم صليب بر روي ديوار اماكن عمومي و خصوصي، توزيع رايگان كتاب‌هايي نظير "بهاي محبت"، "‌حيات در مسيح"، "تشبه به مسيح"، "‌دروس مقدماتي"، "زندگي تازه"، "آشنايي با كتاب مقدس"، "عيسي كيست؟"، "كليسا"، "بشارت شخصي"، "اخلاقيات كتاب مقدس"، "چگونه بايد دعا كرد؟"، "چگونه كتاب مقدس را دعا كنيم؟"، "‌روح القدس دوست و ياور شما"، "پرستش مسيحي"، "‌خادم مسيحي"، "ازدواج و خانواده"، "طرح الهي-انتخاب شما"، "راهنماي مطالعه انجيل يوحنا"، "اصول اعتاد ما"، "ماموريت كليسا"، "خدمت تعليم"، "‌مسيحي در جامعه" و...، توزيع سي‌دي‌هاي تبليغي رايگان نظير "عشق"، "خدا محبت است"، "كتاب آفرينش"، "داستان خدا" و... نيز از اين دست اقدامات هستند.


 


تبليغات در اقشار


سازمان هماهنگ‌كننده تبليغات مسيحيت با تشكيل گروه‌هاي متعددي درون كشور انجام تبليغات را به صورت تخصصي عليه اقشار مختلف اجتماعي و سني دنبال مي‌كند.


 


الف) گروه سني: بررسي‌هاي به عمل آمده توسط گروه پژوهشي نشانگر جذب گروه سني بين 18 الي 20 سال است. اين جذب در فاصله سني 20 الي 25 سال با 40 درصد رشد مواجه است. در بخش مردان نيز اين روند 60 درصد بيشتر است.


 


ب) گروه‌هاي اجتماعي: گروه‌هاي اجتماعي كه داراي بيشترين اهميت و اولويت در برنامه‌هاي جذب گروه‌هاي مبلغ مسيحيت هستند، عبارتند از:دانشجويان، معتادان، مخالفان سياسي نظام، دختران فراري و كودكان خياباني، بهائيان، لائيك‌ها و معلولان جسمي و مبتلايان به بيماري‌هاي صعب‌العلاج.


 


تبليغات در كليساهاي خانگي


كليساهاي خانگي، منازلي هستند كه كشيشان مسيحي و يا افراد مرتد تازه جذب شده، مالكيت و يا اجاره آنها را در اختيار دارند. اين محل‌ها از سوي سازمان‌هاي كليسايي با مبالغ قابل توجهي به اجاره در آورده مي‌شوند تا توسط مالك، امورات جذب در آنها صورت بگيرد. اين مكان‌ها عمدتا شاهد رجوع جوانان تازه جذب شده هستند. همچنين برخي از كتب، سي‌دي‌ها و جزوات شب‌نامه‌اي و وبلاگ‌هاي اينترنتي، از اين اماكن تهيه و توزيع و بروزرساني مي‌شوند. بيشترين آمار در خصوص كليساهاي خانگي مربوط به شهرهاي تهران، كرج و رشت است.


 


اينترنت
برخي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد اينترنت، زمينه‌اي را فراهم آورده است تا بسياري از گروه‌ها و جريان‌هاي غيرقانوني از آن به عنوان وسيله‌اي امن، جهت تبليغ و جذب بهره‌برداري كند. فعاليت مبلغان مسيحي در اينترنت با استفاده از حداقل 30 سايت و 180 وبلاگ شناسايي شده فعال، جريان دارد. تالار گفت‌وگوي اين سايت‌ها به محلي براي جذب ايرانياني تبديل شده است كه تبليغي را دريافت و پس از مدتي به محافل خانگي دعوت مي‌شوند. همچنين از ديگر كارايي‌هاي اينترنت براي گروه‌هاي مبلغ مسيحيت مظلوم‌نمايي، تشويش اذهان عمومي، و .. از طريق انتشار اخبار كذب و بزرگ‌نمايي شده است.


 


اغواگران
بررسي‌ها به عمل آمده نشان دهنده اين مهم است كه گروه‌هاي مبلغ انجيل، طيف وسيعي از اغواگران زن را در اختيار دارند و از اين گروه براي جذب افراد مذكر بهره‌برداري مي‌كنند. اين گروه از افراد با سخنراني و تبليغ چهره به چهره در محافل و با راه‌اندازي وبلاگ و چت كردن مبادرت به جذب جوانان هوس‌باز مي‌كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

پولهای ایرانی و رونق بازارهای وهابی

پولهای ایرانی و رونق بازارهای وهابی

در هر هفته نزدیک به 70 هزار زائر کشورمان در شهرهای مکه و مدینه حاضر می شوند که از میان آنها کمتر کسی است که 6 بازار مشهور مکه و مدینه حداقل دو بار سر نزده باشد و این حضور با قبول پول ایرانی دو چندان شده و رونق خاصی به بازار وهابیون داده است.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، قرق کردن بازار سعودیها نگرانی های فرهنگی از سفرهای حج عمره را افزایش می دهد.

 


هم اکنون حضور زائران ایرانی در بازارهای مدینه و مکه از هر زمان دیگر ملموس تر و افزایش چشمگیری را به همراه داشته است.



 


ذائقه ارزان پسند ایرانی موجب رونق بازار کالاهای چینی وهندی دربازار این دوشهر مذهبی شده است.


 


این گزارش حاکیست: درب هر حجره که بایستی شاهد چانه زدن زنان و مردان ایرانی برای خرید تکه پارچه یا اسباب بازی خواهی بود.


 


براساس این گزارش عمده خریدهای ایرانیان دربازارهای این شهر شامل لباس ,ساعت , اسباب بازی ,دوربین های عکاسی وفیلمبرداری می شود .


 


هم اکنون در هر هفته نزدیک به 70 هزار زائر کشورمان در شهرهای مکه و مدینه حاضر می شوند که بیش از آنکه شاهد حضور آنها در اماکن متبرکه و مقدس سرزمین وحی باشیم ,شاهد رونق بخشیدن به بازارهای وهابیون هستیم.


 


درحالیکه تاپیش از این صرفا سعودیها از پول کشورشان و یا دلار برای معامله و یا فروش هر نوع کالایی استفاده می کردند ,اکنون پولهای رایج ایرانی را نیز قبول کرده تا از آن برای فروش بیشتر اجناس خود استفاده ببرند.


مسئولان اين فروشگاهها با استخدام کارگران افغاني و تاجيکستاني که به زبان فارسي آشنايي دارند حداکثر آسايش را براي خريداران ايراني فراهم کرده اند.


بازارهاي الساحه، مزايا مول، القمه و الطيبه در مدينه و سيتي سنتر و رامز در مکه بازارهاي مورد علاقه ايرانيان هستند به طوري که کمتر زائري پيدا مي شود که حداقل چندين بار به اين مکان ها سر نزده باشد.


+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط یک محب  |