عکسهای پیاده روی بهسوی کربلا اربعین1429ه ق




منبع: شیعه نیوز
هیئت ائمه بقیع علیهم السلام




منبع: شیعه نیوز
توهین امام جمعه اهل سنت به امام خمینی ره
جدیدا سی دی از یکی از ائمه جمعه اهل سنت در اهانت به ساحت آیت الله العظمی خمینی ره و مقام علمی ایشان پخش، و متاسفانه به صورت گسترده روی موبایلها بلوتوث شده است
ماموستا خیرشاهی در خطبه های نماز جمعه چنین گفته است:
هزاران امام خمینی رحمت الله علیه به والله قسم و به عقیده اهل سنت شاگرد مکتب عمر و ابا بکر هم حساب نمی شوند.
(در اینجا تکبیر حضار از اهل سنت بلند میشود و سخنان او را تایید میکنند)
این مولوی اهل سنت در ادامه گفت:
دنیای ایران ، جامعه ایران ، اعم از شیعه وسنی ، مرهون احسانات عمرند. باید پای عمر را ببوسند.
به والله قسم باید سم اسب حضرت عمر را (جامعه ایرانی) ببوسند.
اگر امروز پشت منابرلا اله الا الله و الله اکبر میگویند.
او در سالروز اهانت روزنامه زمان شاه به امام خمینی ره چنین گفت:
........به امام خمینی اهانت کرده اند که شخصیت بزرگی است(متوجه باشید اگر این حرفها را هم نزند که اجازه پیدا نمی کند در تریبون نماز جمعه حرف بزند این از سیا بازی سنی های منافق است)قلوب همه را جریحه دار ،
ولی امام خمینی کجا و حضرت عمر کجا!!!!!!، بقیه بزرگواران کجا
( که شاید منظور او علماء مثل مکارم شیرازی ، نوری همدانی ، صانعی ، جوادی آملی ،....میباشد.)
و حضرت عمر کجا؟!!!!!!!!!!!!
( یعنی این بزرگواران به کفش پای عمر نمیرسند و باید شاگردی مکتب عمر را بکنند آنهم عمری که حکم مسئله کلاله و تیمم و ارث و...رانمی دانست .
این مولوی احمق سنی، امام خمینی را شاگرد مکتب کسی میداند که خودش گفت: کل الناس افقه من عمر حتی المخدرات وراء الحجاب. یعنی همه مردم حتی زنان پشت پرده از عمر آگاه ترند،
این از خدا بی خبرها به اسم دفاع از مذهب اهل سنت و تظاهر به ناراحتی نسبت به لعن خلفاء ، غیر مستقیم سنی های منطقه را بر علیه شیعیان میشورانند.
چنانچه در ادامه سخنرانی میگوید :
انها ( شیعیان ) دل {بیست میلیون سنی} را به درد آورده اند.!!!!
آیا این اسمش تحریک مردم سنی نیست . کجا سنی ها بیست میلیونند، و چرا این مولوی از خدا بی خبر به سنی ها در این اوضاع خطرناک منطقه چنین قدرت کاذبی به میدهد ؟ واقعا جای سوال دارد!!!
.
من نمی دانم چه کسی به این بی سوادان مزدور غرب وشرق و وهابیت اجازه میدهند که چنین بی شرمانه و از روی علم وتعمد،و از تریبون مقدس نماز جمعه
{ که بنیان آن را در این زمان مرهون تلاشهاس امام عزیز هستیم ،} به مرجع و رهبر شیعیان توهین کند و پول بیت المال را مصرف کند.
این هم نتیجه رو دادن به اهل سنت است.
که دو روز دیگه میگند ما باید برای عمر و ابابکر سجده کنیم و آقایان مکارم شیرازی و نوری همدانی و جوادی آملی و صانعی و مقام رهبری همه و همه پای درس مکاسب ابابکر و عمر بن الخطاب به جایی رسیده اند . الیعاذ بالله.
در روايت صحيح وارد شده است كه وجود مبارك اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليهماالسلام به
حضرت زينب سلام الله عليها فرمودند: «دخترم... گويا مى بينم كه در آن روز تو وزنان
خاندانت در اين شهر [كوفه] ذليل وهراسناكيد ومى ترسيد كه مبادا مردم شما را بربايند. صبر
كنيد وبردبارى پيشه نماييد؛ زيرا به حق خدايى كه دانه را شكافت وآدمى را جان بخشيد در آن
روز خداى متعال جز شما ودوستان وشيعيانتان در روى زمين دوستى ندارد. هنگامى كه رسول
خدا اين خبر را به ما داد فرمود: ابليس در آن روز از خوشحالى پرواز مى كند وتمام زمين را
در مى نوردد وبه شياطين خود مى گويد: اى جماعت شياطين، ما به هدفى كه در مورد فرزندان
آدم داشتيم رسيديم وهلاكت آنان را به نهايت رسانديم وآنان را اهل آتش ساختيم، جز عده اى كه
به اين گروه (يعنى خاندان پيامبر) متوسل مى شوند. تمام تلاشتان اين باشد كه در دل مردم شك
وشبهه ايجاد كنيد ومردم را بر دشمنى با آنان ودوستانشان برانگيزيد وتحريك نماييد تا خوب
گمراه شوند ودر كفرشان استوار گردند وديگر هيچ كدامشان روى رستگارى را نبينند».(1)
اين روايت كه در كتاب هاى معتبرى از جمله كامل الزيارات آمده داراى فقراتى فوق العاده تأمل
برانگيز است. از جمله اين كه شيطان هنگام شهادت سالار شهيدان حضرت حسين بن على
عليهماالسلام به ديگر شياطين توصيه مى كند كه تمام تلاش خود را صرف شبهه افكنى در ميان
مردم نماييد. در حقيقت ابليس لعين وقتى مى بينيد كه خود ويارانش هرگز ياراى مقابله با
ماجراى سيدالشهدا را ندارند، از آنان مى خواهد پى در پى به شبهه افكنى بپردازند. به عبارت
يگر حال كه نمى توانند اين شجره طيبه وشاخسار تنومند را از بُن بركنند، دست كم از تشكيك
فروگذارى نكنند وغبار ترديد بر دل مردم بنشانند.
با توجه به اين فقره شايان توجه، جاى شگفت نيست اگر مى بينيم برخى افراد دائماً در ماجراى
امام حسين عليه السلام به شبهه افكنى مى پردازند. چنين كسانى به واقع دانسته يا ندانسته
دنباله روى ابليس هستند وچون مانند شيطان توان مقابله مستقيم با سيدالشهدا را ندارند بنياد
عقايد مردم را هدف مى گيرند وباورهاى آنان را سست مى كنند...
در كتاب «عاشورا وشبهه افكنان» كه تقرير يكى از گفتارهاى مرجع عالى قدر است، موضوع
شبهه افكنى در ماجراى ابا عبدالله الحسين به تفصيل بررسى شده وبا استشهاد به روايت پيش
گفته وديگر روايات پيشوايان دين مطالب سودمندى در اين باب ارائه شده است.
بيانيه دفتر آيت الله العظمى سید صادق شيرازى
در خصوص شهادت مظلومانه زائران (پياده) امام حسين عليه السلام در بغداد
بسم الله الرحمن الرحيم
دفتر مرجع عالى قدر آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى طى بيانيه اى كه روز دوشنبه صادر نمود اين اقدام ضد انسانى خوارج روزگار را محكوم نمود و آن را از كوشش هاى بى ثمرى دانست كه عليه اسلام و انسانيت صورت مى پذيرد و هرگز نمى تواند پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام را از پايبندى به آموزه هاى اسلام از جمله زيارت سيدالشهدا عليه السلام در حالت ترس وخطر باز دارد. اين بيانيه هم چنين مسئولان ذى ربط را به پايان دادن حالت بى اعتنايى نسبت به زوار و دستجات عزادارى فراخوانده است. در زير متن اين بيانيه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين، والصلاة والسلام على محمد وآله الطاهرين، ولعنة الله على أعدائهم أجمعين إلى قيام يوم الدين.
آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله اعمال تروريستى و خشونت بارى را كه عليه زائران اربعين سيدالشهدا عليه السلام صورت گرفت و بر اثر آن ده ها تن از آنان به شهادت رسيدند محكوم كردند.
معظم له هم چنين طى بياناتى فرمودند:
1. اين تلاش هاى مأيوسانه وضد اسلام و ضد انسانيت، نمى تواند پيروان اهل بيت عليهم السلام را از پايبندى به تعاليم اسلام از جمله زيارت امام حسين عليه السلام حتى در حالت ترس و خطر باز دارد و در ساليان گذشته و در طول تاريخ اين معنا به وضوح ثابت شده است. خداى متعال مى فرمايد: «وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛(1) خدا جز اين نمى خواهد كه نور خويش را كمال بخشد، هر چند كافران را خوش نيايد».
2. مشكل بسيارى از تروريست ها، به ويژه كسانى كه دست به عمليات انتحارى مى زنند، مشكلى فكرى يا دست كم مرتبط با فكر است. از اين رو هر راه حلى كه جنبه فكرى مشكل تروريسم را فرو نهد راه حل ناقصى خواهد بود. بنابراين لازم است كه با نشر فرهنگ صحيح اسلامى و خشكاندن ريشه هاى تروريسم و افراط گرايى كه در برخى از مدارس، دانشگاه ها، فتاوا، و رسانه ها تجلى يافته ونسل هايى از افراطيون را براى خدمت به اهداف خارجى و داخلى پرورش مى دهند به حل اين مشكل فكرى پرداخته شود.
3. مسؤلان ذى ربط بايد به حالت بى اعتنايى نسبت به زوار و دسته جات حسينى ـ به ويژه دستجات پياده روى ـ و نيز مجروحان و خانواده هاى شهدا پايان دهند و براى حمايت كافى از شعائر حسينى وزائران و سرپرستى مجروحان وخانواده هاى سوگوار بودجه اى مناسب و به دور از فساد ادارى و مالى تخصيص دهند.
معظم له در پايان از درگاه خداى سبحان مسئلت كردند كه زائران شهيد را مشمول رحمت واسعه خود فرمايد و به بازماندگانشان اجر و پاداش فراوان، و مجروحان و صدمه ديدگان را شفا عنايت فرمايد و خود از ظالمان انتقام بستاند.
وانالله وانا اليه راجعون
17/صفر/1429ق
دفتر مرجع عالى قدر حضرت آيت الله العظمى
سيد صادق حسينى شيرازى دام ظله
شهر مقدس قم
--------------------------------------------------------------------------------
1. توبه، آيه23.
|
| مردم باید روز عاشورا، فقط چشمشان را بدوزند به کربلا. کجا؟ آن جا که فحل الفحول یعنی میرزای شیرازی میرزای دوم، همان کسی که صدها مثل بلاغی افتخار دارند که کوچکترین شاگرد اویند، یک چنین کسی روز عاشورا، سربرهنه، پابرهنه، در دسته طویریج سینه می زند. |
|
حضرت آیت الله وحید خراسانی در آخرین جلسه درس خارج خود پیش از آغاز تعطیلات دهه آخر صفر مطالب مهمی را با توجه به شبهات مطرح شده در مورد عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ایراد فرمودند.
به گزارش شیعه نیوز، ایشان ضمن هشدار شدید به کسانی که به نوعی در صدد خدشه به شعائر حسینی هستند، تصریح کردند: بیدار باشید مردم ایران! بدانید کوچکترین کلمه که شعائر حسینی را سست کند، کمر خاتم النبیین(ص) را می شکند. این عزاداری ها، این سینه زنی ها، این زنجیر زنی ها باید به حد اعلی حفظ بشود. مسأله بازیچه که نیست.
|
| استفتاءاتی از آیت الله بهجت در مورد عزاداری |
| آیا خریدن عَلَم که دارای مجسمه حیواناتی مانند کبوتر، طاووس و ... است برای عزای امام حسین(ع) اشکال دارد؟ آیا احترام گذاشتن به لباس سیاه، ضریح، عَلَم و پارچه هایی که اختصاص به عزای امام حسین(ع) دارد مشروع است؟ |
|
با توجه به شبهاتی که در زمینه ی عزاداری سیدالشهدا علیه السلام در روزهای اخیر مطرح شده است و نسبتهایی که به برخی از مراجع معظم تقلید داده شده است ، به صورتی تحقیقی نظر آیت الله بهجت دام ظله را برای اطلاع منعکس می نماییم.
جواب: در صورتی که مناسب عزاداری باشد و مرض آور نباشد اشکال ندارد.
جواب: اشکالی ندارد و لخت شدنی که در معرض نظر حرام نامحرم باشد، جایز نیست.
صفحه 542 سوال 6398: گاهی در سینه زنی یا زنجیرزنی، افراد بخشی از بدن را برهنه می کنند، در حالی که زنان نیز حضور دارند. آیا اشکال دارد؟ جواب: تا هنگامی که علم به تعمد نظر یا ریبه از دیگران ندارند اشکال ندارد.
جواب: اشکال ندارد.
جواب: بله. صفحه 544 سوال 6408: استفاده از چهل چراغ در دسته های عزاداری چه حکمی دارد؟ جواب: اشکال ندارد. صفحه 538 سوال 6380: تعزیه و شبیه خوانی بخش هایی از تاریخ که سند معتبری ندارد (مثل ازدواج حضرت قاسم) چه حکمی دارد؟ جواب: اگر معلوم باشد که نقل از بعض تواریخ و روایت هاست اشکال ندارد. منبع خبر: جلد چهارم کتاب استفتاءات آیت الله بهجت |
نگاهی به عدد 40 از روزن خاندان نوراربعین در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
عبدالکریم پاکنیا
مقدمه:
واژه «اربعین» در متون دینی و مجموعههای حدیثی از ارزش والایی برخوردار است. آثار حفظ چهل حدیث، اخلاص عمل در چهل روز و دعای عهد در چهل صبح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، شهادت چهل مؤمن برای میت، برگزاری عبادت در چهل شب چهارشنبه برای دیدار حضرت ولی عصر علیه السلام، و بعثت غالب انبیأ در چهل سالگی، از جمله مواردی است که ارزش و جایگاه این اصطلاح اسلامی و عرفانی را مشخص میسازد.
«اربعین» از اصطلاحات رایجی است که در متون اسلامی کاربرد زیادی دارد، مثلا در برخی از روایات به عنوان نماد کمال، حدی برای تصفیه باطن و... قلمداد شده است.
در این نوشتار به مناسبت روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام برخی از موارد کاربرد این واژه ارزشمند که در فرهنگ اسلامی به مناسبتهای گوناگون از آن یاد شده و گاهی پیامهای اخلاقی و دستورهای الهی با آن همراه شده است، تقدیم خواهد شد.
1. شهادت چهل مؤمن
امام صادق علیه السلام فرمود:
«اذا مات المؤمن فحضر جنازته اربعون رجلا من المؤمنین وقالوا: اللهم انا لانعلم منه الا خیرا وانت اعلم به منا، قال الله تبارک وتعالی: قد اجزت شهاداتکم وغفرت له ما علمت مما لا تعلمون (1)
هرگاه یکی از اهل ایمان بمیرد و بر جنازه او چهل نفر از مؤمنین حضور یابند و گواهی دهند که پروردگارا! ما به جز خوبی و نیکی از این شخص ندیدهایم و تو از ما داناتر هستی، خداوند متعال میفرماید: من نیز شهادت شما را پذیرفتم و آنچه [از بدیها و گناهان] از او میدانستم که شما بیاطلاع بودید، همه را بخشیدم.»
همچنین امام صادق علیه السلام میفرماید:
«در بنی اسرائیل عابدی بود که پیوسته به عبادت و راز و نیاز اشتغال داشت. خداوند متعال به حضرت داوود علیه السلام وحی فرستاد: ای داوود! این مرد عابد، فردی ریاکار و غیرمخلص است. هنگامی که او مرد، حضرت داوود علیه السلام به تشییع جنازهاش حاضر نشد. اما چهل نفر از بنی اسرائیل حضور یافتند و در درگاه الهی به نیکی و خوبیهای ظاهری وی شهادت دادند و از خداوند طلب عفو و آمرزش برای وی نمودند.
در هنگام غسل نیز چهل نفر دیگر چنین کردند و در هنگام دفن چهل نفر دیگر آمده، بعد از گواهی به نیکمردی عابد از خداوند متعال آمرزش او را خواستار شدند. در آن حال، خداوند به حضرت داوود علیه السلام الهام کرد که من او را به خاطر شهادت آن عده بخشیدم و اعمال بد و ریایی او را نادیده گرفتم. (2)
2. دعا برای چهل مؤمن
پیشوای ششم یکی از مهمترین عوامل استجابت دعا را تقدیم دیگر مؤمنین در هنگام دعا میداند.
آن حضرت میفرماید:
«من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجیب له (3)
هر کس چهل نفر از مؤمنین را در دعا کردن بر خود مقدم بدارد، سپس حاجات خود را بطلبد، دعای او به اجابتخواهد رسید.»
آن حضرت تاکید میفرماید که اگر اینگونه دعا کردن در نماز شب و بعد از آن باشد، تاثیر بیشتری خواهد داشت. (4) همچنین دعا کردن چهل مؤمن در قنوت نماز وتر در دل شبهای تار اجابت دعا را نزدیکتر و سریعتر مینماید. (5)
3. دعای چهل نفره
دعا کردن همیشه خوب و یکی از سلاحهای مؤمن و وسیله ارتباط با پروردگار عالمیان است. هنگامی که انسان خود را از هر جهت درمانده و عاجز میبیند با جان و دل زمزمه میکند که:
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدایا همدمی
در آن لحظات حساس، دعا همچون نور امیدی در دل انسان میتابد و دعاکننده علاوه بر آرامش درون، اعتماد به نفس، تلطیف روح، عشق و معرفت خویش را نیز به نمایش میگذارد.
امام صادق علیه السلام در یکی از رهنمودهای حکیمانه خویش ما را به دعای دسته جمعی فرا میخواند و میفرماید:
«اگر گروهی چهل نفره جمع شوند و خدای خویش را بخوانند، مطمئنا دعای آنان مستجاب خواهد شد و اگر چهل نفر نبودند گروه چهار نفره، ده بار خدا را بخوانند که همین اثر را دارد و اگر بیش از یک نفر نباشد و چهل بار خدا را صدا بزند، خدای عزیز و جبار خواسته او را برآورده خواهد کرد.» (6)
4. آمرزش چهل گناه
حضرت باقر علیه السلام یکی از حقوق واجب مسلمانان بر عهده همدیگر را، حضور در تشییع جنازه آنان میشمارد و با توجه به اهمیت آن، تاثیر معنوی این حضور را نیز بیان میکند:
«من حمل جنازة من اربع جوانبها غفرالله له اربعین کبیرة (7)
کسی که جنازهای را از چهار طرف حمل کند، خداوند متعال چهل گناه کبیره او را خواهد بخشید.»
5. کمال در چهل سالگی
از مهمترین نکاتی که در زندگی انسان وجود دارد و در مرحله تکامل معنوی و شخصیت وی مؤثر است، رسیدن به مراتبی از سن و سال است که انسان کاملتر و پختهتر میشود. خداوند متعال در این زمینه چهل سالگی را اوج کمال انسانی میداند و میفرماید:
«... حتی اذا بلغ اشده وبلغ اربعین سنة قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی والدی وان اعمل صالحا ترضیه واصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک وانی من المسلمین» (8)
«تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد، میگوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی، به جا آورم و کار شایستهای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان! من به سوی تو باز میگردم و توبه میکنم و از مسلمانان میباشم.»
6. آثار چهل روز اخلاص
امام رضا علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین نقل فرمود:
«ما اخلص عبد لله عزوجل اربعین صباحا الا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه (9)
هیچ بندهای چهل روز اعمال خود را خالصانه به درگاه حضرت حق انجام نمیدهد، مگر اینکه خداوند متعال چشمه سارهای حکمت را از قلب او به زبانش جاری میسازد.»
حافظ با اشاره به این حدیث میگوید:
سحرگه رهروی در سرزمینی / همی گفت این معما با قرینی
کهای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه بماند اربعینی
7. یاران حضرت مهدی علیه السلام
هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور میکند هر یک از یاران و شیعیان آن حضرت معادل نیروی چهل مرد قدرت روحی و بدنی خواهد داشت.
امام سجاد علیه السلام فرمود:
«اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة وجعل قلوبهم کزبر الحدید وجعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلا (10)
هرگاه قائم ما قیام کند، خداوند متعال از شیعیان ما آفت، بلا و سستی را دور خواهد کرد و دلهای آنان را همانند پارههای آهن قوی و محکم مینماید و نیروی هر یک از آنان را معادل نیروی چهل مرد قرار خواهد داد.»
پی نوشت:
1) من لایحضره الفقیه، ج1، ص166، ح472; مستدرک سفینة البحار، ج4، ص64.
2) مستدرک الوسائل، ج2، ص471.
3) الکافی، ج2، ص509، ح5.
4) بحارالانوار، ج90، ص389.
5) کشف الغطأ، ج1، ص246.
6) الکافی، ج2، ص487.
7) همان، ج3، ص174، ح1.
8) احقاف/15.
9) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص74، ح321.
10) الخصال، ج2، ص541، ح14.
منبع خبر: تبیان
نگاهی گذرا به خطبه امام زین العابدین (ع) در شام و بازتاب آن
محمدامین پورامینی
حضرت با این سخنان مردم را آگاه ساخت که پدرش حسین (ع)، مظلوم و تشنه کشته شد؛ سر مبارکش را از پشت بریدند؛ پیکرش را در کربلا افکندند و عمامه و ردایش را غارت کردند، و با این سخن جنایت یزید و یزیدیان برملا شد.
************************
امام سجاد(ع) -در آن بخشهایی از خطبه شریفشان که به ما رسیده است- به معرفی خود و خاندانش بسنده فرمود و بر آن تکیه کرد. شاید رازش این بود که میدانست جامعه شام درباره اهلبیت (ع) و منزلت والایشان چیزی نمیداند. زیرا آنها در کنار حکومت سرکشانی از بنی امیه تربیت یافته بودند که حقایق را از آنها پنهان کرده و آنان را با شیر دوستی فرزندان شجره ملعونه -بنی امیه- و دشمنی خاندان پیامبر(ص) پرورده بودند.
از این رو میبینیم که امام(ع) مشکل را -در این مرحله- از راه عاطفی درمان میکند؛ چرا که تأثیرش در این مقطع خاص از هر وسیله دیگری بیشتر است.
از محتوای خطبه چنین بر میآید که شنوندگان توده مردم بودند، نه خصوص اعیان و اشراف. فضای این مجلس با فضای مجلس رسمی یزید که پر از اعیان و اشراف و بزرگان و شخصیتهای اهل کتاب و برخی نمایندگان دولتهای آن روزبود تفاوت داشت.
از این رو میبینیم که حضرت امام زین العابدین (ع) به ذکر مزایا و فضائل اهلبیت (ع) میپردازد و مردانی از آنها را یاد میکند که بیمانند و بینظیرند؛
و میفرماید که: پیامبر برگزیده از ماست، صدّیق -یعنی علی بن ابی طالب(ع)- از ماست؛ طیّار -منظورش جعفر بن ابی طالباست- از ماست. شیر خدا و رسول او -مقصودش حمزه سید الشهدا است- از ماست. سرور زنان عالم -یعنی فاطمه زهرا(ع) - از ماست. دو سبط این امّت و دو سرور جوانان بهشت -یعنی حسن و حسین (ع)- از مایند.
حضرت ابتدا مقصودشان را از مصادیق این اوصاف، مثل صدیق و سرور جوانان بهشت، به روشنی بیان نمیکند؛ تا آنکه اوصاف گوناگونی را که کاشف از برخی زوایای زندگی و فضایل آنهاست باز گوید و بهتر در دلها نفوذ کند؛ همان طوری که در عمل نیز چنین شد.
پس از آن امام(ع) به ذکر اصل، ریشه، نسب و وطن خویش میپردازد، تا همگان بدانند که او شاخهای از شجره نبوی، میوه علوی، جوهر فاطمی و مروارید حسینی و از قلب مکه و مدینه است. اما حکومت سرکش بنی امیّه واقعیت را برای مردم وارونه ساخته و با دروغ پراکنی، آنان را به عنوان خروج کنندگان بر خلیفه یزید، به مردم معرفی کرده است!
امام(ع) پس از تبیین ویژگیهای جدّش رسول خدا(ص) از وحی و معراج و... به بیان ویژگیهای جدّ مظلومش، امیر مؤمنان امام علی بن ابی طالب (ع) میپردازد و جامعه شامی برای نخستین بار اوصافی از او را میشنود.
امام سجاد (ع) پدر بزرگ خود را اینگونه می ستاید:
«او کسی بود که در حضور رسول خدا(ص) با دو شمشیر و دو نیزه ضربه زد، دو بار هجرت کرد، دو بار بیعت کرد، به دو قبله نماز گزارد؛ در بدر و حنین جنگید و چشم بر هم زدنی به خداوند کفر نورزید... وارث پیامبران، کوبنده ملحدان و سرور مسلمانان... تاج گریهکنندگان و شکیباترین شکیبایان،... مؤیّد به جبرائیل و منصور به میکائیل... قاتل ناکثان و قاسطان و مارقان.»
آن گاه به بیان گوشهای از ویژگیهای جدّهاش صدیقه کبری، فاطمه زهرا (ع) میپردازد و در اوج سخنش سخن از پدر مظلوم خود دارد و میفرماید:
«من پسر کسی هستم که ظالمانه کشته شد...»
این سخن را در حالی میگوید که حاکم ستمگر -یزید- در مجلس نشسته است؛ و با اشاره به برخی فجایع کربلا میفرماید:
«من پسر کسی هستم که سرش را از پشت بریدند. من پسر کسی هستم که تشنه کام جان داد. من پسر افتاده در کربلایم. من پسر کسی هستم که عمامه و ردایش غارت شد.»
حضرت با این سخنان مردم را آگاه ساخت که پدرش حسین (ع)، مظلوم و تشنه کشته شد؛ سر مبارکش را از پشت بریدند؛ پیکرش را در کربلا افکندند و عمامه و ردایش را غارت کردند، و با این سخن جنایت یزید و یزیدیان برملا شد. و نتیجه آن شد که مجلس به خاطر قتل حسین (ع) منقلب و زیر و رو شد! همان گونه که جهان در عزای حسین (ع) دگرگون شد. چرا نشود و حالآنکه امام (ع) فرمود:
«من پسر کسی هستم که فرشتگان آسمان بر او گریستند. من پسر کسی هستم که جنّیان در زمین و پرندگان در هوا برایش نوحه سزایی کردند...»
این چیزی بود که در کربلا روی داد که به سبب شهادت امام حسین(ع) در هستی اتفاق افتاد. اما کاری که اینک در شام باید کرد و ناچار باید اذهان توده غافل و تباه را نسبت به آن روشن نمود این است که اگرچه پیکر پاک حسین(ع) در کربلاست، ولی سر شریف و خاندان آن حضرت اینک در شام و در حضور آنهاست؛ و امام(ع) با این سخنان، آنان را نسبت به این مطلب توجه داد:
«من پسر کسی هستم که سرش بر نیزه هدیه داده میشود. من پسر کسی هستم که حرمش را از عراق تا شام به اسارت میبرند...»
سرکشِ زاده ستمگر، یزید بن معاویه، چارهای جز این ندید که به بهانه اذان به مؤذّن پناه ببرد. او از همان نخست میدانست کهاگر امام(ع) منبر رود اوضاع بر ضدّ او عوض میشود و تصریح کرد که اگر او به منبر رود تا او و خاندان ابو سفیان را رسوا نکند، پایین نمیآید. چرا که او از خاندانی است که همه وجودشان را دانش فرا گرفته است؛ ولی فشار افکار عمومی او را مجبور ساخت.
به گمان من او نمیدانست که اوضاع تا این اندازه به زیانش تمام میشود و گرنه هرگز به این کار رضایت نمیداد. او به دلیل ترس از مردم و فرار از چاله به این کار رضایت داد، اما در چاهی افتاد که کارهای زشت و نیّات پلیدش برای او کنده بود؛ و سخن حقّ که از قلبی پاک بر زبانی صادق جاری شد، او را رسوا ساخت.
آری، یزید جز به وسیله اذان نمیتوانست سخن امام(ع) را قطع کند. همان طور که پدرش -معاویه- تنها با بلند کردن قرآن، توانست از شمشیر جدّش –علی(ع)- بگریزد!
اما امام زین العابدین (ع) با این نیرنگ نیز با بیان حقیقت ربوبی، واقعیت توحید و عصاره رسالت به رویارویی با یزید پرداخت و خطاب به وی فرمود:
«ای یزید! آیا این محمّد(ص) جدّ من است یا جدّ تو! اگر بگویی که جدّ توست دروغ گفتهای و اگر بگویی که جدّ من است، پس چرا خاندانش را کشتی؟»
به این ترتیب امام(ع) پرسش بیپاسخی را برای یزید مطرح ساخت؛ و آن این بود که محمد پیامبر خدا(ص) که بر گمان خودت که به پیامبریش گواهی میدهی و بر امتش ریاست میکنی و -با ستم و دروغ- مدعی خلافتش هستی، آیا جدّ توست یاجدّ من؟ اگر ادعا کنی که جدّ توست این دروغی است روشن و همه میدانند که از تبار شجره ملعونه هستی و اگر بگویی که جدّ من است، پس چرا خاندان و فرزندش را کشتی و اهل بیتش را اسیر کردی؟
سخنرانی امام(ع) در میان جامعه شامی تأثیری به سزا نهاد...
منبع خبر: شیعه نیوز