تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد (وهابی ای که به مذهب تشیع گرویده است)

افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد (وهابی ای که به مذهب تشیع گرویده است)

 

دكتر عصام العماد، شيعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام و فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و به مذهب تشيع گرويده است، در گفت‌وگوي تفصيلي به تشريح شكل‌گيري فرقه وهابيت و افشاي ماهيت آن پرداخته است.

 

وي با بيان اين كه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است، گفت كه نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است.

 

العماد، بزرگ‌ترين مشكل دنياي اسلام را حركت وهابيت دانست

و با بيان اين كه وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند، پيشنهاد داد كه علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترك صادر كنند.

 

وي با اشاره به اين كه فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است، آن را در راستاي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين دانست.

 

دكتر عصام العماد كه يمني‌الاصل و 39 ساله است و تحصيلات خود را در دانشگاه‌هاي عربستان گذرانده و روزي خود در زمره پيروان وهابيت بوده و امروز به عنوان يك شيعه‌شناس در ايران به تدريس و تاليف مشغول است، در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت:

صدور فتواي تكفيري 38 نفر از علماي وهابي عربستان چيز غريب و جديدي نيست؛ چرا كه وقتي ما به تاريخ وهابيت از بدو تأسيس آن نگاه مي‌كنيم، مشاهده مي‌كنيم كه وهابيت در بستر تكفير به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است.

 

وي گفت: گمان نمي‌كنم هيچ مذهبي همانند وهابيت در فضاي تكفيري تبلور يافته باشد و متاسفانه اين‌گونه تندروي آنان ناشي از جهل به معني تكفير و خصوصيات آن است.

 

العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ايران آمدم مشغول تاليف كتب و نقد روش وهابيت شدم كه يك نمونه از مناظراتم با يكي از مفتي‌هاي كويت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسي نيز ترجمه شده است.

 

 

مؤسس فرقه وهابيت اطلاع كاملي از علوم اسلامي چون منطق و اصول و لغت نداشته است

 

 

وي ادامه داد: شيخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابيت است و فردي است كه در خانواده‌ي علمي رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصيل كرده است وليكن متاسفانه انحرافات بزرگ فكري داشته است.

 

معتقدم شيخ عبدالوهاب با دو مشكل بسيار بزرگ دست و پنجه نرم مي‌كرد كه البته اين دو مشكل را از مطالعات مكرر كتاب‌هاي وي، كشف كرده‌ام.

مشكل اول وي كمبود علم بوده است. او اطلاع كاملي از علوم اسلامي چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است.

 

وي گفت: شيخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصيلي كامل و جامع از علوم، در يك دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شكلي ملازم نزد شخصيتي علمي تلمذ كند.

 

عصام العماد افزود: متأسفانه شيخ محمدعبدالوهاب قبل از اينكه تحصيلات خود را به‌طور كامل تكميل كند، عهده‌دار امر تبليغ دين شد؛ اين در حالي بود كه وي داراي روحيه تندرويي بود.

 

مشكل اساسي و بزرگ موسس وهابيت انحراف سلوكي نبوده بلكه مشكل فكري بوده است

 

وي مشكل دوم شيخ محمد عبدالوهاب را انحراف فكري و عقيدتي برشمرد و عنوان كرد: مشكل اساسي و بزرگ وي، مشكل فكري بوده است كه نمونه چنين مسأله‌اي درميان خوارج در زمان امام علي عليه‌السلام وجود داشته است.

 

 

عبدالوهاب علاوه بر شيعه، اهل تسنن معتدل را نيز مورد هجمه قرار داد

 

 

وي اضافه كرد: از بدو ظهور شيخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افكار خطرناكي از وي بوديم كه متأسفانه وي فقط بر ضد شيعه عمل نكرد بلكه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نيز مورد هجمه فتوايي خود قرار داد.

 

عصام العماد گفت: شيخ محمد عبدالوهاب معناي حقيقي و ضوابط اصلي تكفير را پي نبرده بود؛ بنابراين جمع كثيري از مسلمانان شيعه و سني را داخل در دايره شرك و تكفير نمود و اين همان خطر بزرگ است. وي هركس كه تابع افكارش نبود را ضد توحيد مي‌انگاشت.

 

وي ادامه داد: اين شخصيت با فكر شخصي خود قواعدي را در زمينه توحيد تدوين كرده بود و هر كسي را با اين چهارچوب مخالفت يا نقد مي‌كرد، كافر مي‌شمرد و بر اين اساس مشاهده مي‌كنيم بزرگان علمي عالم اسلام را رد كرده است؛ مثلا كتاب توحيد زمخشري، تفسير آيات توحيد امام فخر رازي و امام ابوحامد غزالي، طبرسي و عسقلاني، ثعلبي و حتي طبري كه از علماي بزرگ اهل سنت است، در نظر شيخ محمد عبدالوهاب مصداق كتب مضله است و نويسنده آن كتاب، كافر است.

 

اين محقق تاريخ اسلام خاطر نشان كرد: شيخ محمد عبدالوهاب يك نوع حساسيتي در مساله توحيد داشت و درصدد بود با فكر خودش اين مساله را حل كند غافل از اينكه كميتش در اين زمينه لنگ بود و او با كارش نه فقط مشكل در عربستان، بلكه در تمام جوامع اسلامي از اندلس تا ايران و پاكستان و در ميان تمام فرق اعم از اشعري،معتزله، سلفيه و شيعه و... ايجاد كرد.

وي باعث شد جنبش‌هاي بزرگ اسلامي به چند دستگي مبدل شوند و از حركت باز ايستند.

 

 

موسس وهابيت مي‌خواست توحيد ساختگي خويش را بر ديگران تحميل كند

 

 

عصام العماد تاكيد كرد: بنده در صدد اين نيستم كه نيت شيخ محمدعبدالوهاب را در اين كار بيابم؛ چرا كه نيت، امري دروني و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه براي من مسلم است، اين است كه شيخ با عملكردش مي‌خواست توحيد ساختگي خويش را بر ديگران تحميل كند، بدون اينكه درك جامعي از آن داشته باشد. او به قدري تعصب داشت كه در نامه‌هاي خويش به ديگران، آنان را مشرك خطاب مي‌كرد و مي‌گفت (من محمد عبدالوهاب الي المشركين). وي معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش براي طرفدارانش مباح است.

 

وي ادامه داد: حتي شيخ سليمان عبدالوهاب برادر شيخ محمد عبدالوهاب نيز به مقابله با او پرداخت و روزي به او گفته بود«تو هرگز كتاب‌هايي را كه خوانده‌اي به درستي درك نكرده‌اي».

 

وي تاكيد كرد: بسياري از مسايلي را كه شيخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدري تند است كه بسياري معتقدند «ابن تيميه» كه او هم يكي از شخصيت‌هاي افراطي در تاريخ بوده است، از وي معتدل‌تر بوده است؛ چرا كه در باب بدعت، كثيري از امور هستند كه شيخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرك دانسته، ولي «ابن تيميه» چنين نكرده است.

 

دكتر عصام العماد، فتواي تكفيري 38 تن از علماي وهابي را متأثر از فتاواي شيخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه كرد:

تا زماني كه راه حلي براي اين معضل نيابيم، مشكل جهان اسلام حل نخواهد شد.

 

 

بزرگ‌ترين مشكل دنياي اسلام حركت وهابيت است

 

 

وي گفت: شيخ محمدسعيد رمضان لوطي كه از فقهاي بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامي از سراسر جهان اجتماعي تشكيل داديم تا مشكلات جهان اسلام را بيابيم و حل كنيم. پس از بحث به اين نتيجه رسيديم كه بزرگ‌ترين مشكل كه دنياي اسلام با آن دست و پنجه نرم مي‌كند حركت وهابيت است.» اينان مشكلاتي در تمام دنيا اعم از آمريكا و فرانسه، آلمان و چين و تمام جاهايي كه در آن نفوذ كرده‌اند، ايجاد نموده‌اند.

 

دكتر العماد از قول دكتر علامه يوسف قرضاوي نقل كرد:

در دنياي اسلام كسي اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اينكه وهابيت كتابي در لعن آن نوشته است چه شيعه باشد چه سني، چه زيدي و چه...

 

وي خاطر نشان كرد: به عنوان مثال يك وهابي كتابي در رد سيد جمال‌الدين اسدآبادي به نام «تحذير الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسي» نوشته است. يك وهابي ديگر كتابي در رد صاحب «تفسير المنار» به نام «صواعق من النار علي صاحب المنار: هجوم شعله‌هاي آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. ديگري كتابي به نام «الكلب العالي يوسف القرضاوي: ... بزرگ يوسف قرضاوي» نوشته است.

 

 

تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است

 

 

عصام گفت: بنده قبل از شيعه شدنم نزد فردي به نام «المدخلي» درس مي‌خواندم كه نزد اين شيخ قريب 100 كتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سيد محمد قطب»، «شيخ محمد غزالي»، «آيت‌الله خويي»، «شيخ محمد عبده» و ... وجود داشت.

اين در حالي است كه ما در ميان كتب وهابيون كتابي در رد ماركسيست، بودائيسم، بهائيت و تفكرات اسراييلي و آمريكايي نمي‌بينيم. تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است.

 

 

فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است

 

اين، فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است

 

 

 

فتواي وهابيون در راستاي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين است

 

 

وي تاكيد كرد: فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است و بايد توجه داشت كه اين فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است زيرا تمام علماء و مفتي‌هاي عربستان كارگزار حكومت هستند. اين فتوا در جهت منافع اسراييل و براي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و حماس و اخوان المسلمين و... صادر شده است.

 

عصام العماد، ظهور وهابيون معقول در عربستان را از پديده‌هاي مبارك ياد كرد و به خبرنگار فقه و حقوق ايسنا گفت: شيخ سليمان العوده، سردمدار وهابيون معقول از جمله كساني است كه شجاعت نقد شيخ محمد عبدالوهاب را يافت و او را به خطا منتسب كرد.

 

وي، دليل تحقق چنين امري را داراي ريشه‌ي تاريخي عنوان كرد و گفت: پس از آنكه بين «ملك فيصل» و «جمال عبدالناصر» درگيري پيش آمد، «ملك فيصل» جهت انتقام‌گيري، جمعي از علماي اهل تسنن مصر از جمله «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» را به عربستان دعوت كرد تا آنان را بر ضد «جمال عبدالناصر» به كار گيرد وليكن وقتي آنان وارد عربستان شدند چون از تفكرات «سيد جمال‌الدين اسدآبادي» و «شيخ محمد عبده» تاثير پذيرفته بودند، تفكرات «شيخ محمد عبدالوهاب» را مورد انتقاد شديد قرار دادند.

 

عصام العماد گفت: وقتي اينان وارد عربستان شدند «شيخ ربيع مدخلي» و «بن‌باز» تعبيري كرده و گفته بودند ورود اينان به منزله‌ي بمبي است كه موجب انفجار تفكر وهابي خواهد شد.

 

وي ادامه داد: «سيد محمد قطب» پس از محكوميت به اقامت اجباري در عربستان مشغول تدريس شد و شاگردان معقولي چون «سليمان العوده» را پرورش داد.

 

درشرايطي كه امام علي علیه السلام وعمربن‌خطاب درعربستان نقد مي‌شدند،كسي حق نقد عبدالوهاب را نداشت

 

عصام العماد گفت: من به ياد دارم زماني در دانشگاه‌هاي عربستان نقد امام علي عليه‌السلام و حتي عمر بن خطاب به راحتي صورت مي‌گرفت ولي هيچ‌كس حق نقد شيخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در اين ايام با ظهور بزرگاني شجاع چون «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» اين وضعيت افول يافت.

 

وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي«قطب»مقابله كنند،او را به شورش عليه ولي امر خودمتهم كردند

 

وي ادامه داد: وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي «سيد محمد قطب» مقابله كنند، او را متهم كردند به اين‌كه عليه ولي امر خود شورش كرده است كه او نيز در جواب گفته بود اگر ولي امري براي من باشد، او «جمال عبدالناصر» است.

 

 

حركت وهابيت در جهت اهداف انگليس، آمريكا و اسراييل است

 

 

 

نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است

 

 

عصام العماد، حركت وهابيت را در جهت اهداف انگليس و آمريكا و اسرائيل برشمرد و گفت: اين مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور ديگر اهتمام ندارد و معتقدند زيارت قبور شرك است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است. اين تا جايي بوده است كه برخي از علماء گفته بودند،

گويي شيخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراين عقده‌اي دروني در اين مورد دارد.

 

وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند

 

وي، بناي قبور و اشكال مختلف مقبره را از جمله امور عرفي برشمرد و اضافه كرد: وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند.

 

به اعتقاد عبدالوهاب، مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند

 

مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام گفت:

محمد عبدالوهاب آن‌چنان در مورد مسلمانان تندرو بود كه در كتاب خود نوشته است مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند.

 

 

مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود

 

وي تصريح كرد: معتقدم هر جا تكفيري صورت گيرد پس از آن انفجاري در عالم رخ خواهد داد و مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود.

 

اين محقق و پژوهشگر تاريخ و حديث تاكيد كرد: بايد مومنين كاملا مواظب و هوشيار باشند چرا كه پشيماني پس از تحقق مشكلات سودي نخواهد داشت.

 

{وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد}!!!!!!!!!!!!!!!

 

عصام العماد ابراز عقيده كرد: وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد بلكه اگر فرصت يابند، حرم ديگر ائمه اطهار را نيز منفجر خواهند كرد.

 

 

علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترك صادر كنند

 

 

وي پيشنهاد كرد: در مقابل صدور فتاوي تكفيري تمام بزرگان اهل سنت و شيعه در تمام نقاط عالم جمع شوند و بيانيه‌اي در محكوميت چنين اموري صادر كنند چرا كه كوتاهي در اين كار ضرر را متوجه همگان خواهد كرد.

محكوميت مراجع ديني در قم و نجف در اين زمينه كافي نيست.

 

 

{از يك وهابي معتدل شنيدم كه مي‌گفت دولت ما ايران است}

 

 

نبايد با وهابيون عكس‌العملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد

 

عصام العماد اظهار داشت: الحمدالله امروز تمام مسلمانان از شيعه و سني به جمهوري اسلامي ايران اطمينان دارند و خودم از يك وهابي معتدل شنيدم كه مي‌گفت دولت ما ايران است. نبايد با وهابيون عكس‌العملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد.

 

 

در حوزه‌هاي علميه ايران فتوايي بر تكفير اهل سنت نديده‌ام

 

 

وي تعصب شديد وهابيون را يكي از مشكلات بزرگ آنان عنوان كرد و ادامه داد: متاسفانه در تمام دانشگاه‌هاي عربستان كتاب‌هاي شيخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسي است و از همان ابتدا افكار اين شخصيت در وجود دانشجويان مستقر مي‌شود

لذا به ياد دارم كه وقتي در دانشگاه «محمد سعود» درس مي‌خواندم قريب هزار رساله دكترا در تكفير شيعه وجود داشت. اين در حالي است كه در حوزه‌هاي علميه ايراني ما فتوايي بر تكفير اهل سنت نديده‌ام.

 

 

وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند

 

 

عصام العماد در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند و «محمد كباري» كه يك عالم بزرگ سعودي كتابي فقط در رد تقريب مذاهب نگاشته است و «ابن‌جويري» فتوي بر حرمت خوردن غذاي شيعه داده است؛ بنابراين اصلاح آنان كار آساني نيست.

 

 

مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است

 

 

وي در عين حال خاطر نشان كرد: متاسفانه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است به گونه‌اي كه اگر مصلحت خود را در ارتباط با شيعه ببينند صدها كتاب در اسلاميت شيعه مي‌نويسند.

 

عصام العماد عنوان كرد: علماي عربستان وقتي ديده‌اند ايران به عنوان رهبر فكري دنياي اسلام شناخته شده است، درصدد هجمه‌ي ايران برآمده‌اند و آنان وقتي انفجارات در كشور خود را ديدند به جهت تحقق چنين انفجاراتي در ايران، با صدور فتواهاي تكفيرانه افكار را به چنين سمتي هدايت مي‌كنند.

 

 

ايران بايد با جمع بين ديپلماسي و دين هوشيارانه در جهت خنثي كردن تحريكات وهابيون برآيد

 

 

وي گفت: جمهوري اسلامي كه آراسته به سياست علوي است بايد با جمع بين ديپلماسي و دين هوشيارانه در جهت خنثي كردن تحريكات آنان برآيد.

 

 

شيعه شدنم هديه‌ي آسماني بود

 

 

دكتر عصام العماد، شيعه شدنش را هديه‌ي آسماني برشمرد و گفت:

من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصيل بودم و با خود در اين انديشه بودم كه پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علي و امام حسين علیه السلام و ديگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌اي موج مي‌زند و كهنه نشده است و از طرف ديگر نقدهاي شديد نسبت به امام علي علیه السلام و امام حسين علیه السلام را در مجالس علمي عربستان مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم ظلم‌هاي يزد و معاويه توجيه مي‌شود ولي به راحتي امامان شيعه نقد مي‌شوند.

 

 

مشاهده مي‌كردم در عربستان كتاب‌هايي در دفاع از يزيد و... نوشته شده و هيچ‌گونه انتقادي بر آنان وارد نكرده‌اند

 

وي ادامه داد: بنده مجالسي را مشاهده مي‌كردم كه به راحتي امام علي علیه السلام را نقد مي‌كنند ولي وقتي فضايل امام -كه حتي در خود كتاب‌هايشان نيز هست- مي‌شنوند، قدرت تحمل ندارند. مشاهده مي‌كردم كتاب‌هاي متنوعي در دفاع از يزيد و عمروعاص و... نوشته شده است و هيچ‌گونه انتقادي بر آنان وارد نكرده‌اند.

 

وي ادامه داد: اين‌گونه جريانات باعث شد بر نفسم عتاب كنم و خود را به مطالعه در سيره‌ي اهل بیت علیهم السلام وادار كردم.

 

مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام به ايسنا گفت:

در شبي از شب‌هاي ماه رمضان پس از نماز تراويح در مجلسي حاضر شدم كه امام علي علیه السلام را در قفس اتهام گذاشته بودند و به تمام عملكرد او بدون دليل اعتراض مي‌كردند و او را خليفه‌اي عنوان مي‌كردند كه اگر زودتر كشته مي‌شد، آمريكاي امروز مسلمان مي‌گشت. ديدم آنان امام حسين علیه السلام را سبب‌ساز فتنه بزرگ اجتماعي مي‌ناميدند كه پس از اين جلسه به شدت به مطالعه و تحقيق در زندگي اهل بیت علیهم السلام روي آوردم.

 

 

پس از مطالعات تخصصي، دريافتم كه تمام كارهاي امام علي علیه السلام بر طبق عقل و منطق بود

 

 

به اين نتيجه رسيدم كه سخنان وهابيون تماما توجيهات ركيكه و فاقد منطق است

 

وي اذعان كرد: پس از مطالعاتم كه به طور تخصصي انجام دادم، يافتم كه اتفاقا تمام كارهاي امام علي علیه السلام بر طبق عقل و منطق بود و به اين نتيجه رسيدم كه سخنان وهابيون تماما توجيهات ركيكه و فاقد منطق است. مثلا آنان احاديث فضايل امام علي عليه‌السلام را بي‌اهميت مي‌خواندند ولي نفرين پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد معاويه (خداوند هيچ وقت شكمت را سير نكند) را از جمله فضايل معاويه مي‌دانستند و توجيه مي‌كردند مقصود از اين حديث اين است كه معاويه هيچگاه سير نشود و بخورد و سلامت پيدا كند.

 

عصام العماد افزود: شيعه شدن من نه فقط به اراده خودم بلكه با كرامت الهي و عنايت آسماني تحقق پذيرفت و خداوند را با تمام وجود بر اين نعمت عظمي شاكرم و از او مي‌خواهم مرا به معارف بيشتري هدايت كند.

 

 

به دليل شيعه شدنم هم‌اكنون مورد تكفير وهابيون هستم

 

 

وي در پايان خاطر نشان كرد: بنده به دليل شيعه شدنم هم‌اكنون مورد تكفير وهابيون هستم.

منبع : موعود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

هنرمندان سعودي و رسوايي وهابيت

هنرمندان سعودي و رسوايي وهابيت

 

اين "افشاگری هنری" عرصه را بر وهابيت تنگ كرده است، البته نه در عمل، بلكه در تعبير از باطنشان. و حال، اگر از سوي هيئت امر به معروف و نهي از منكر آل سعود، آزادي و امنيت بیشتری بدست آورند، چه چیزها كه از جامعه وهابيت ديده نخواهد شد؟!!!     

 

هنرمندان سعودي  و   رسوايي وهابيت

 

 20/01/2008میلادی

  به قلم سامي جواد كاظم

 

 

هر چه تلاش مي كنم خود را از فضاي وهابيت و مخلّفاتش در جامعه دور نگه دارم، باز، روحم بيشتر به دنبال رخدادهاي جديد عصر وهابيت كشيده مي شود، ولي اين رخدادها و اقرارها، از زبان پيروان خودشان است، نه از جانب مخالفان، زیرا "اگر انتقاد از سوي منكر وهابيت باشد ردّ آن آسانتر است"...

 

مي گويند كار از كار گذشته و پيمانه لبريز شده، و امروز، دیگر کار به جایی رسیده که شهروندان جامعه خودشان نیز، شروع به انتقاد از پيروان اين افكار ضالّه نموده اند. در حالي كه قبلاً آن (تفکرات وهابیت) را عامل رهايي دهنده شان از مشكلات فرهنگي و تمدني جامعه مي دانستند! اما اكنون مي بينند كه بيشتر و بیشتر، در ورطه گمراهي و رذالت تباه شده اند.

 

چنانكه کارگردان سعودي به نام حسن عسيري، با كارهاي هنري خود، به اين واقعيت اعتراف مي كند. يكي از كارهاي وی سريال برادران موسي است كه نكات منفي غیر قابل کتمانی از وهابیت را نشان مي دهد و براي همين بعضي از شبكه هاي ماهواره اي متموّل وهابيت، تلاش زيادي كردند تا قسمتهايي از آن را حذف كنند...

 

حسن عسيري در سريال برادارن موسي تلاش كرده تا تصاوير متعدد و مكرّري از مسائل اجتماعي كه در جامعه سعودي از حساسيت بالايي برخوردار است، مثل لواط و ناهنجاري جنسي و هتك ناموس و از هم پاشيدگي خانوادگي و آدم ربايي را با كمال صداقت و امانت در فيلم خود نمایش دهد.

 

" با وجود این واقعیات، آل سعود، به کدامین افکار وهابیت افتخار میکند!؟ "

 

حسن عسيري، بعد از سانسور اجباری! بعضي از صحنه هاي داغ (مقصود صحنه هايي است كه از واقعيت وهابيت پرده بر مي دارد) از سريال خود، اكنون به مونتاژ دوباره آن مشغول است!!! زيرا اين شبكه هاي ماهواره اي، آن صحنه های افشا کننده را دوست نداشتند و منع كرده بودند... اما العسيري با شهامتي مثال زدني سريال جنجالي ديگري را با نام زنجيرها ساخت كه در شبكه MBC پخش شد. اين سريال، در آغاز سال 2007 آراء و نظرات مثبت زيادي را کسب نمود.

 

عسيري در دفاع از كارهاي خود مي گويد: من فقط به طرح مسائل مهمي كه زندگي اجتماعي (عربستان) در گير با آن است، مي پردازم و تلاش مي كنم با كارهاي هنري خود واقعيت زندگي جامعه سعودي را آشكار نمایم. وي همچنين به اين نكته اشاره كرد كه در سريال برادران موسي بازيگران بزرگي همچون هيفاء حسين و عبد الناصر الزاير و لمياء طارق و عبير احمد نقش آفرینی کرده اند.

 

گفتني است اين "افشاگری هنری" عرصه را بر وهابيت تنگ كرده است، البته نه در عمل، بلكه در تعبير از باطنشان. و حال، اگر از سوي هيئت امر به معروف و نهي از منكر آل سعود، آزادي و امنيت بیشتری بدست آورند، چه چیزها كه از جامعه وهابيت ديده نخواهد شد؟!!!

 

 

منبع: www.burathanews.com

 

ترجمه: سلام شیعه

 

این هم زندگی وهابی هایی که خودشان را مسلمان می دانند وهمجنس بازهای درجه یک جهانند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

بازجویی از پایگاه های عربستانی توهین کننده به شیعه

بازجویی از پایگاه های عربستانی توهین کننده به شیعه

 

 

 

این پایگاه های الکترونیکی به اتهام توهین، فحاشی، تکفیر و زیر سوال بردن عقاید مذهب شیعه اثنی عشری، مورد بازجویی قرار گرفتند.

 

 

منابع آگاه در عربستان سعودی اعلام کردند مقامات مسوول و دولتی این کشور اقدام به بازجویی از مسوولان چهار پایگاه الکترونیکی که به مذهب تشییع توهین کرده، ورزیدند.

 

به گزارش شیعه نیوز به نقل از برنا، این پایگاه های الکترونیکی به اتهام توهین، فحاشی، تکفیر و زیر سوال بردن عقاید مذهب شیعه اثنی عشری، مورد بازجویی قرار گرفتند.

 

گفتنی است این بازجویی در پی شکایت استاد «امین طاهر البدیوی»، پژوهشگر مسائل قانونی، نزد دادگاه منطقه شرقی عربستان، صورت گرفت.

 

«امین البدیوی» پس از تقدیم اوراق شکایت به دادگاه طی مصاحبه ای اعلام کرد: مقامات دادگاه گفتند که حتما به زودی این چهار پایگاه الکترونیکی مورد بررسی قرار می گیرند.

 

وی در ادامه افزود: مطمئن هستم که این چهار پایگاه الکترونیکی به نمایندگی از تمام اهل سنت سخن نمی گویند.

 

 

منبع خبر: برنا 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

پاشیدن اسید به جای گلاب بر روی عزاداران حسینی

پاشیدن اسید به جای گلاب بر روی عزاداران حسینی

 

 

عناصر فرقه ضاله وهابیت روز عاشورا با پاشیدن اسید به جای گلاب در یکی از مناطق آبادان بیش از 10 نفر از عزاداران حسینی را مجروح کردند.

 

به گزارش شیعه نیوز به نقل از البرز، روز عاشورا فرد ناشناسی با استفاده از شلوغی جمعیت با پاشیدن اسید به جای گلاب، بیش از 10 نفر از عزاداران حسینی را مجروح کردند.

 

معاون سیاسی و اجتماعی فرمانداری آبادان و فرمانده نیروی انتظامی آبادان درباره این حادثه اظهار بی‌اطلاعی کرد.

 

نیروی انتظامی آبادان در ابتدای ماه محرم با صدور اطلاعیه‌ای با توجه به وجود نگرانی‌هایی درزمینه فعالیت افراد وابسته به این فرقه ضاله برای پیشگیری از هرگونه اتفاقی، راه اندازی ایستگاه صلواتی را منوط به کسب مجوز قبلی از این نیرو کرده بود.

 

 

منبع خبر: البرز 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

۷صفرشهادت سبط اکبر

۷صفرشهادت سبط اکبر ، سید جوانان بهشت ، غریب مدینه ،

 

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

را خدمت امام زمان عج تسلیت میگوییم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

عکس مقبره «مالک اشتر»

مقبره «مالک اشتر» که از سوی حضرت علی بن ابی طالب (ع) به عنوان حاکم مصر منصوب شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

تبرک‌ جستن‌ و شفاعت‌ به‌ نبی‌ مکرم‌ اسلام‌(ص)

 

 تبرک‌ جستن‌ و شفاعت‌ به‌ نبی‌ مکرم‌ اسلام‌(ص)  محمد علی‌ خیراللهی‌

یکی از شبهاتی که وهابیون درباره نبی مکرم اسلام (ص) مطرح می کنند این است که تبرک به مزار آن رسول الهی شرک می باشد. در صدر اسلام امت اسلامی به رسول مکرم(ص)به عنوان شخصیتی پاک که می توان از او شفا گرفت نگاه می کرده؛ از این جهت حتی به آب دهان پیامبر اسلام(ص) نیز به عنوان شفادهنده درد توجه می نمود.

 

در یکی از جنگ ها، پیغمبر آب دهان خویش را بر چشمان حضرت علی (ع) مالیدند و رنج و بیماری چشم آن حضرت بهبود یافت. از دیگر موارد، تبرک جستن به موی پیامبر(ص) بود که در چند مورد از آن روایت شده است. نمونه های دیگر، تبرک جستن مسلمانان به تیر و کمان و کف دست رسول اکرم (ص) است. و حتی قبل از بعثت رسول مکرم اسلام (ص) وقتی یهودیان مدینه با کفار قتال می کردند، جهت پیروزی به درگاه الهی دعا نموده و به رسول مکرم اسلام (ص) قسم یاد می کردند. نتیجه این که رسول مکرم اسلام (ص) و انبیای الهی انسان هایی هستند که بعد روحانی و اتصال آنان به عالم معنا، سبب شده معنویت بر جسم آنان تجلی یافته و این جسم نیز به تبع آن روح مقدس و ملکوتی تقدس یابد.

 

مقدمه

یکی از شبهاتی که درباره نبی مکرم اسلام (ص) بعد از رحلت آن حضرت مطرح می شود این است که تبرک به مزار آن رسول الهی شرک می باشد. این شبهه که به عنوان یکی از عقاید وهابیت و در واقع یکی از مشهورترین تفکرات و ایده های آنان به حساب می آید در سده های اخیر مطرح شده است. آنان عنوان می کنند که تبرک به آثار انبیا و قبر آنان شرک بوده و اگر کسی در مزار آنان به عبادت خداوند بپردازد نیز مرتکب نوعی شرک شده است. هم چنین اعتقاد دارند که ایجاد بنا بر قبر انبیا در حد شرک است.

 

ما در این مقاله به بیان صحت و سقم این عقیده پرداخته و آن را در ذیل دو عنوان بررسی می نماییم : 1ـ تبرک به رسول مکرم اسلام (ص) در زمان حیات؛ 2ـ طلب شفاعت از پیامبر عظیم الشان اسلام (ص).

 

در واقع در زمان رسول مکرم اسلام (ص) مسلمانان به آن پیغمبر به عنوان وجودی متبرک توجه می نمودند و در مسایل خود و ارتباط خویش با خداوند به ایشان توسل می جستند.

 

1ـ تبرک به آثار رسول مکرم اسلام (ص)

 

الف ) تبرک به بُصاق نبی مکرم اسلام (ص)

در صدر اسلام امت اسلامی رسول مکرم (ص) را شخصیتی پاک و مقدس می دانستند و از این رو حتی آب دهان پیامبر اسلام (ص) نیز به عنوان شفا مورد توجه آنان بود. در صحیح بخاری آمده است که رسول مکرم اسلام (ص) در روز خیبر فرمود: من این پرچم را در روز آینده به مردی خواهم داد که خداوند تبارک و تعالی به دست او خیبر را فتح کند. آن شخص خدا را دوست دارد و پیغمبر خدا(ص) را نیز دوست دارد و از آن سو، خدا و رسولش نیز به او علاقه مند هستند.

 

مسلمانان بعد از سخن رسول اسلام (ص) خوابیدند در حالی که در این فکر بودند که پیغمبر اسلام (ص) این پرچم را در روز آینده به چه کسی خواهد داد، صبح به نزد پیغمبر اسلام (ص) آمدند تا حضرت پرچم را به یکی از آنان دهد، حضرت (ص) فرمود: علی (ع) کجاست ؟ به او عرض شد که علی (ع) از بیماری چشم خویش رنج می برد، پیغمبر شخصی را به دنبال آن حضرت فرستاد و وقتی حضرت علی (ع) به نزد رسول مکرم اسلام (ص) آمد، پیامبر(ص) آب دهان خویش را بر چشمان وی مالید و رنج و بیماری چشم حضرت کاملاً از بین رفت و گفته شده که حضرت علی (ع) تا آخر عمر خود به هیچ وجه به بیماری چشم مبتلا نشد. (بخاری، 1401، ج 3، ص 35).

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، حضرت علی (ع) به وسیله تبرک به آب دهان پیغمبر اسلام (ص) شفا پیدا کرد و این نشان می دهد که آثار آن حضرت قابلیت تبرک و شفا دارند.

 

ب ) تبرک به آب وضوی پیغمبر اسلام (ص)

مردم در عصر رسول مکرم اسلام (ص) به آب وضوی پیغمبر تبرک می جستند و رسول اسلام (ص) هیچ گاه آنان را از این عمل نهی ننمود. در صحیح بخاری از انس بن مالک نقل شده که گفت : پیغمبر اسلام (ص) را دیدم که به هنگام نماز عصر وضو گرفته بود، وقتی دست خود را در ظرف نهاد مردم نیز از آب اضافی وضوی رسول الله (ص) وضو گرفتند و حتی از برخی روایت شده که ما برکات آب وضوی رسول مکرم اسلام (ص) را در بدن خود ملاحظه نمودیم، زیرا دیگر بیماری ای نصیب ما نشد. (پیشین، ص 219 و نسایی، 1348، ج 1، ص 25).

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، در عصر رسول اسلام (ص) مردم به تبرک جستن به وضوی رسول اسلام (ص) افتخار می کردند.

 

ج ) تبرک به موی رسول الله (ص)

یکی دیگر از موارد تبرک به آثار رسول مکرم اسلام (ص) تبرک به موی آن حضرت می باشد. روایت شده که وقتی حضرت سر خود را اصلاح می کرد، مردم موی ایشان را به عنوان تبرک جمع می کردند و پیامبر(ص) مانع این عمل آنان نمی شد. در صحیح مسلم آمده است که پیغمبر اسلام (ص) وقتی در منا سر خود را تراشید، در پاسخ به درخواست مردم، به یکی از اصحاب خود فرمود: موی سر مرا میان مردم تقسیم کن. (مسلم، بی تا، ح 323)

 

هم چنین از انس بن مالک روایت شده است که : من رسول اسلام (ص) را دیدم که شخصی سر آن حضرت را در منا تراشید و اصحاب بر گرد آن حضرت حلقه زده بودند و تنها چیزی که انتظار داشتند این بود که بتوانند موی آن حضرت را به تبرک بردارند. (پیشین، ص 1812).

 

و نیز در ترجمه خالد آمده است که : خالد بن ولید در نبردهای مشهور خویش با روم و ایران که توانست در آن نبردها فتوحاتی نیز داشته باشد، اثری از رسول اسلام (ص) در کلاهخود خود داشته است که گفته اند آن اثر، موی پیغمبر اسلام (ص) بوده است و گفته شده که او معتقد بود که به وسیله تبرک موجود در این کلاه همواره در نبردها پیروز می شده و زخمی به او نمی رسید.

 

از خالد پرسیدند چگونه است که تو در این کلاه موی رسول اسلام (ص) را قرار داده ای ؟ او در پاسخ گفت : در سالی رسول اسلام (ص) به عمره مشرف شد و سر خود را تراشید و من موهای او را در این کلاهخود قرار دادم و پس از آن نشد که در جنگی شرکت کنم مگر این که به وسیله این کلاهخود و تبرک به موی داخل آن پیروز شدم و هر جا که با این کلاه در جنگی شرکت می کردم پیروزی با من بود. (ابن کثیر، 1396، ج 7، ص 113 و حاکم نیشابوری، 1406، ج 3، ص 299).

 

و نیز گفته شده است نزد ام سلمه، همسر پیغمبر اسلام (ص)، بعد از رحلت آن حضرت مقداری از موی پیغمبر(ص) بود و هرگاه یکی از آشنایان به بیماری دچار می شد به نزد ام سلمه می آمد و او موی آن حضرت را در داخل ظرفی از آب تبرک می نمود و آن شخص بیمار از آن استفاده می کرد و شفا می یافت. (بخاری، پیشین، ج 4، ص 27).

 

و از عبیده نقل شده است که : اگر مویی از رسول مکرم اسلام (ص) به نزد من باشد بهتر از تمام ثروت دنیا نزد من است. (ابن سعد، بی تا، ج 6، ص 63).

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، در مواردی که عنوان شد، اصحاب و یاران و خاندان آن حضرت به موی وی تبرک جسته و به این وسیله خود را متبرک می کردند و تبرک به آثار آن حضرت به عنوان سیره مسلمانان در صدر اسلام محسوب می شده است.

 

د) تبرک به تیر و کمان رسول الله

بخاری می گوید: در جریان صلح حدیبیه رسول مکرم اسلام (ص) به همراه اصحاب خود به منطقه ای در محدوده حدیبیه وارد شدند که در آن جا گرمای زیاد و آب کم، توان همراهان پیامبر(ص) را از بین برده بود. اصحاب ایشان به نزد آن حضرت آمده و از کم آبی و سختی تشنگی شکایت کردند، رسول اسلام (ص) تیری از کمان خود درآورد و به اصحاب خود داد، آنان آن تیر را گرفته و به کنار چاه خشکی رفتند تا به وسیله آن تیر تبرک جسته و از چاه آب درآورند. رسول مکرم اسلام (ص) با آن تیر ضرباتی بر چاه خشک شده وارد نمود و آب به جوشش آمده و از زمین فوران نمود. (بخاری، پیشین، ج 2، ص 81).

 

هـ) تبرک به موضع کف دست رسول مکرم اسلام (ص)

تبرک به آثار رسول مکرم اسلام (ص) تنها به آثار مستقیم از پیغمبر اسلام ختم نمی شود بلکه به صورت غیر مستقیم و به واسطه نیز از رسول مکرم اسلام تبرک می جستند. در نقلی از حنظله آمده است : جد من به نزد رسول مکرم اسلام (ص) رفت و عنوان نمود که من دارای دو فرزندی هستم که در ناحیه صورت و بدن خویش دچار تورم هستند، پس از خدا بخواه آنان را از این بیماری نجات دهد.

 

پیغمبر اسلام (ص) دستی بر سر پدربزرگ من کشید و فرمود: خدایا! بر آن برکت ده، و برکت داده شد؛ زیرا ما مشاهده کردیم. وقتی پدربزرگ ما شخص بیماری را می دید که در صورت و یا بدن او درد یا تورمی بود، دست بر سر خود و موضع کف دست رسول مکرم اسلام (ص) می کشید و می گفت : بسم الله. سپس آن را بر جای درد و ورم می گذاشت و آن ورم برطرف می شد و ما به دفعات این امر را از جد خود ملاحظه نمودیم که به وسیله تبرک جستن به موضع دست رسول اسلام (ص) توانست بیماری هایی را شفا دهد. (ابن حنبل، بی تا، ج 5، ص 68).

 

2ـ شفاعت جستن به رسول مکرم اسلام (ص)

همان گونه که بیان شد، یکی از مواردی که وهابیت به عنوان محرمات و شرک محسوب می کند استشفاع به رسول مکرم اسلام (ص) می باشد، در حالی که این موضوع در تمام زمان ها به عنوان امری مسلّم، از طرف مسلمانان پذیرفته شده بود و حتی قبل از خلقت آن حضرت نیز امری ممکن محسوب می شد.

 

الف ) توسل به نبی مکرم اسلام (ص) قبل از خلقت آن حضرت

در حدیثی که حاکم در مستدرک از عمربن خطاب ذکر نموده است، این نکته وجود دارد که او در منابع ادیان الهی چنین دیده بود که وقتی حضرت آدم (ع) دچار آن لغزش شد، به درگاه خداوند چنین دعا نمود که پروردگارا! تو را به حق محمد(ص) می خوانم که این لغزش مرا بپذیری. وقتی به حضرت آدم گفته شد تو چگونه محمد را می شناسی ؟ او در پاسخ گفت : من به هنگام خلقت خود بر استوانه های عرش دیده بودم که نوشته شده بود «لا اله الا الله. محمد رسول الله »، پس از آن جا دانستم که او برترین مخلوقات به نزد توست. خداوند در پاسخ فرمود: ای آدم ! درست گفتی، هیچ خلقی نزد من برتر از محمد(ص) نیست، پس مرا به نام او و به حق او بخوان تا من تو را مورد آمرزش قرار دهم. (حاکم نیشابوری، پیشین، ج 2، ص 615).

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، حضرت آدم برای جلب رضایت الهی در مورد آن لغزش، به رسول مکرم اسلام (ص) توسل جسته و با نام او به نزد خداوند تقرب می جوید.

 

محدثین و مفسرین در تفسیر آیه «وَ لَمّا جاءَهُم کتاب من عنْد اللّه مُصَدَّق لما مَعَهُم وَ کانُوا من قَبْل یَسْتَفْتحُون عَلَی الِّذین کَفَرُوا فَلَمّا جاءَهُم ما عَرَفُوا کَفَرُوا به فَلَعْنَةُ اللّه عَلَی الْکافرین؛ هنگامی که از طرف خداوند کتابی برای آنها آمدو موافق نشانه هایی بود که با خود داشتند و پیش از این جریان به خود نوید فتح می دادند (که با کمک او بر دشمنان پیروز گردند، با این همه )هنگامی که این کتاب و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد به او کافر شدند، لعنت خدا بر کافران باد!» (بقره 89)

 

از امام صادق (ع) چنین نقل نموده اند که : «یهود در کتاب های خویش دیده بودند که هجرتگاه پیامبر اسلام بین کوه «عیر» و کوه «احد» (دو کوه در دو طرف مدینه ) خواهد بود، یهود از سرزمین خویش بیرون آمدند و در جست وجوی سرزمین مهاجرت رسول اکرم (ص) پرداختند، در این میان به کوهی بنام «حداد» رسیدند، گفتند «حداد» همان «احد» است، در همان جا متفرق شدند و هر گروهی در جایی مسکن گزید؛ بعضی در سرزمین «تیما» و بعضی دیگر در «فدک » و عده ای در «خیبر».

 

آنان که در «تیما» بودند میل دیدار برادران خویش نمودند، در این اثنا عربی عبور می کرد مرکبی را از او کرایه کردند، وی گفت : من شما را به میان کوه «عیر» و «احد» خواهم برد، به او گفتند: هنگامی که بین این دو کوه رسیدی ما را آگاه نما.

 

مرد عرب هنگامی که به سرزمین مدینه رسید اعلام کرد که این جا همان سرزمین است که بین دو کوه عیر و احد قرار گرفته است، سپس اشاره کرد و گفت : این عیر است و آن هم احد، یهود از مرکب پیاده شدند و گفتند: ما به مقصود رسیدیم دیگر احتیاج به مرکب تو نیست و هر جا می خواهی برو.

 

نامه ای به برادران خویش نوشتند که ما آن سرزمین را یافتیم، شما هم به سوی ما کوچ کنید، آنها در پاسخ نوشتند: ما در این جا مسکن گزیده ایم و خانه و اموالی تهیه کرده ایم و از آن سرزمین فاصله ای نداریم، هنگامی که پیامبر موعود به آن جا مهاجرت نمود به سرعت به سوی شما خواهیم آمد!

 

آنها در سرزمین مدینه ماندند و اموال فراوانی کسب نمودند. این خبر به سلطانی بنام «تبع » رسید، با آنها جنگید، یهود در قلعه های خویش متحصن شدند، وی آنها را محاصره کرد و سپس به آنها امان داد و آنها به نزد سلطان آمدند. تبع گفت : من این سرزمین را پسندیده ام و در این سرزمین خواهم ماند، در پاسخ وی گفتند: این چنین نخواهد شد؛ زیرا این سرزمین هجرتگاه پیامبری است که جز او کسی نمی تواند به عنوان ریاست در این سرزمین بماند.

 

تبع گفت : بنابراین من از خاندان خویش کسانی را در این جا قرار خواهم داد تا آن زمانی که پیامبر موعود بیاید، وی را یاری نمایند، از این رو او دو قبیله معروف اوس و خزرج را در آن مکان ساکن نمود.

 

این دو قبیله هنگامی که جمعیت فراوانی پیدا کردند به اموال یهود تجاوز نمودند، یهودیان به آنها می گفتند هنگامی که محمد(ص) مبعوث گردد شما را از سرزمین ما بیرون خواهد کرد.

 

هنگامی که محمد(ص) مبعوث شد، اوس و خزرج که به نام انصار معروف شدند، به او ایمان آوردند، اما یهودیان وی را انکار نمودند.

 

بر اساس این، قبل از بعثت رسول مکرم اسلام (ص) وقتی یهودیان مدینه و خیبر با کفار و مشرکین اوس و خزرج جنگ می کردند جهت پیروزی به درگاه الهی دعا می نموده و به رسول مکرم اسلام (ص) قسم یاد می کردند. آنها به نزد خداوند شفاعت می جسته و عنوان می کردند: خداوندا! به حق نبی امی تو را سوگند می دهیم که ما را بر این مشرکین پیروز کن. (حاکم نیشابوری، پیشین، ج 1، ص 333؛ بیهقی، ص 343 و طبری، 1415، ج 1، ص 324).

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، حتی اهل کتاب قبل از بعثت رسول مکرم اسلام (ص) به آن حضرت توسل جسته و برای تقرب به درگاه الهی آن حضرت را شفیع خود قرار می دادند.

 

ب ) توسل به نبی اسلام (ص) در حال حیات

شفاعت جستن به رسول مکرم اسلام (ص) تنها در قبل از خلقت آن حضرت و یا بعد از رحلت آن حضرت و در روز قیامت نیست بلکه در زمان حیات آن حضرت نیز برخی به رسول اسلام (ص) توسل می جستند. در روایتی از عثمان بن حنیف آمده است :

 

مردی که از ناحیه چشم رنج می برد به نزد نبی اسلام (ص) آمد و از آن حضرت خواست تا از خداوند بخواهد و دعا کند تا خدا او را شفا دهد. پیامبر اسلام (ص) فرمود: اگر بخواهی، من دعا می کنم، اما اگر بتوانی صبر کنی، برای تو خوب است. آن شخص از پیامبر اسلام (ص) درخواست کرد تا دعا کند، پس پیغمبر اسلام (ص) فرمود: وضو بگیر و این دعا را بخوان :

 

پروردگارا! از تو می خواهم و تو را به سوی حضرت محمد، نبی رحمت، متوجه می کنم. پس ای محمد! من به تو روی کردم تا این که پروردگارم را بخوانی و در این حاجتی که دارم از خدای تبارک و تعالی تقاضای عنایت کنی. پس خداوندا! شفاعت پیغمبر(ص) را در حق من بپذیر و مرا شفا ده. (ترمذی، 1403، ج 13، ص 80).

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، پیغمبر اسلام (ص) دعایی را به آن مرد آموزش داد تا او بتواند به واسطه آن حضرت محمد(ص) را به عنوان شفیع خود قرار دهد تا خداوند به واسطه حرمتی که آن حضرت به درگاه خداوند دارد شفاعت وی را پذیرفته و آن شخص را شفا دهد.

 

ج ) توسل به نبی اسلام (ص) بعد از رحلت آن حضرت

این که به حضرت محمد(ص) توسل جسته و آن پیغمبر عظیم الشان الهی را به عنوان شفیع در درگاه خداوند واسطه قرار دهند امری بود که میان اصحاب رسول مکرم اسلام (ص) به عنوان موضوعی پذیرفته شده و قابل اهمیت مطرح بود. در قضیه ای این نکته کاملاً نمایان است :

 

در دوران حکومت عثمان شخصی می خواست به نزد آن خلیفه رود اما هیچ وقت عثمان به خواست او توجه نکرد و آن شخص هر چه تلاش کرد تا نظر خلیفه سوم را به سوی خود جلب نماید بی فایده بود، تا این که روزی با ناراحتی از عمارت عثمان خارج شد و در مسیر خود به ابن حنیف برخورد کرد، ابن حنیف از او سئوال کرد: چرا ناراحتی ؟ آن مرد در پاسخ گفت : من هر چه تلاش می کنم تا به نزد عثمان حاجت خود را بیان کنم، او به من توجه ای نمی کند. ابن حنیف به او گفت : برای این که حاجات خود را در دنیا به دست آوری وضو بگیر به مسجد برو و دو رکعت نماز بخوان سپس خداوند را به وسیله این دعا بخوان :

 

پروردگارا! از تو می خواهم و به نبی مکرم اسلام (ص) تو را توجه می دهم. ای محمد! من به تو توجه کردم تا مرا نزد خداوند شفاعت نمایی، پس پروردگارا! شفاعت پیغمبر را در حق من بپذیر و دعایم را برآورده کن. آن مرد آن چنان که ابن حنیف به او دستور داده بود انجام داد سپس به درگاه عثمان رفت و وقتی به نزد او نشست و حاجت خود را بیان کرد عثمان به سادگی حاجت او را در همان لحظه برآورده ساخت. (هیثمی، 1408، ج 2، ص 279).

 

در منابع مشاهده می شود که مردم حتی بستگان پیغمبر را نیز سوگند داده و شفیع خود قرار می دادند. در صحیح بخاری آمده است : در زمان خلافت عمربن خطاب که مردم دچار قحطی شده بودند روزی وی به عباس بن عبدالمطلب عموی پیغمبر اسلام (ص) توجه نموده و او را به نزد خداوند شفیع قرار داد و عنوان نمود که پروردگارا! ما به تو توسل می جوییم و به نبی مکرم اسلام (ص)، پس بر ما باران فرست، خداوند به توسلات آنان توجه کرده و باران فرستاد.

 

دلیل این که اصحاب پیغمبر به بستگان رسول مکرم اسلام (ص) از جمله عباس بن عبدالمطلب توجه می نمودند و او را شفیع درگاه خداوند قرار می دادند، این بود که می خواستند به وسیله نام پیغمبر اسلام (ص) به درگاه خداوند راه یابند. (بخاری، ج 2، ص 200).

 

نتیجه

از مجموع این مباحث چنین نتیجه گیری می شود که رسول مکرم اسلام (ص) و دیگر انبیا به عنوان شخصیت های الهی، انسان هایی هستند که با توجه به بعد روحانی و اتصال آنان به عالم معنا، جنبه معنویت بر جسم آنان تجلی نموده است؛ به این معنا که وقتی روح آن بزرگواران با عالم ربوبی و برترین مراتب هستی اتصال پیدا نمود، جسم آنان نیز به تبع آن روح مقدس و ملکوتی تقدس می یابد.

 

تقدس در جسم و روح انبیای الهی و به خصوص نبی مکرم اسلام (ص) به عنوان امری عادی و قابل پذیرش در ذهن جلوه می کند؛ زیرا آنان خلیفه کامل الهی و برگزیده راستین ربوبی هستند و خداوند به وسیله آنان معجزات خود را در دیدگان انسان ها جلوه گر می نماید. انبیای الهی تجلی دهندگان انوار ربوبی در دل های انسان ها هستند و جسم آنان مقدس است، همان گونه که روح آنان تقدس دارد و همان طور که با اتصال روحی به ارواح آنان، روح انسان پاک و مطهر می گردد و از هر نوع رنج و بیماری رهایی می یابد، جسم انسان نیز با دست یابی به اجسام مطهر آنان و توسل به آنان و یا شفاعت جستن به درگاه ربوبی به وسیله آنان، از بیماری و رنج رهایی می یابد.

 

خداوند، انبیا و به خصوص رسول مکرم اسلام (ص) را به عنوان بندگان پاک و مطهر و مقربان درگاه خویش قرار داد که توسل جستن به آنان نه تنها شرک و زشتی نیست بلکه احترام گذاشتن به انتخاب خداوند است و نیست کسی که به انبیای الهی توسل جوید و از آنها طلب شفاعت نماید مگر این که بخواهد به درگاه خداوند تقرب پیدا کند.

 

 

منابع و مآخذ:

ـ قرآن کریم.

ـ ابن حنبل، احمد، مسند احمد، دار صادر، بیروت، بی تا.

ـ ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، بیروت، بی تا.

ـ ابن کثیر، السیره النبویه، دارالمکتب، بیروت، 1396.

ـ بخاری. محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دار الفکر، بیروت، 1401.

ـ ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، دارالفکر، بیروت، 1403.

ـ حاکم نیشابوری، محمد، مستدرک الحاکم، دارالمعرفه، بیروت، 1406.

ـ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تاویل آیی القرآن، دار الفکر، بیروت، 1415.

ـ مسلم، ابن حجاج، صحیح المسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا.

ـ نسایی، احمد، سنن النسایی، دارالفکر، بیروت، 1348.

ـ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1408.

 

منبع خبر: پایگاه خبری تقریب 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

متن فتوای یکی از شیوخ وهابی در مورد تکفیر شیعیان

متن فتوای یکی از شیوخ وهابی در مورد تکفیر شیعیان

 

 

غرض اصلی سخن ما این است که همه رافضیان بدترین امّتند؛ چرا که در آنها تمامی موجبات کفر از جمله تکفیر صحابه، تعطیل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است.

 

شما خواننده به این فتوا توجه کن وببین که این آدم کشها وتروریستها چه میگویند.

معلومه این وهابیها اصلا در این دنیا نیستندواینکه دوران زورگویی تمام شده است.

وجالب است بدانید که این جاهل از خدا بیخبر یا اصلا از مذهب شیعه خبر ندارد که البته دارد.ویا{حتما}در صدد منحرف کردن مردم خودشان از حقایق است . زیرا شیعیان در زمان رسولخدا صلی الله وعلیه وآله وسلم وجودداشته است. وضمنا همین سنی ها هستند که برای خدا جسم والاغ سواری قائلند. یک سر به کتاب صحیح بخاری بزنید.

 

 

شماره فتوا: 18080

تاریخ فتوا: 26/11/1427 هـ.ق (2006-12-17 میلادی)

 

سوال:

حضرت! شیخ (عبد الرحمن بن البرّاک) ، سلام علیکم.

 

یکی از برادران، تکفیر رافضی هایی را که به اعمال شرک آمیز چون استعانت و استغاثه از حسین و زیارت و حج ضریح ها می پردازند، صحیح ندانسته است.

این برادر (با اینکه از من در طلب علم پیشقدم بوده) گفته تکفیر عقیده شیعیان به معنی تکفیر عامّه جاهلانشان که به سبب امامانشان گمراه شده اند، نیست، بلکه اگر نصیحت شوند و برایشان حجت آورده شود و باز از عقیده فاسدشان برنگردند، آنگاه تکفیر آنان واجب است، نظر حضرت شیخ چیست؟ آیا افراد جاهل آنان معذور از شرک می باشند؟

 

 

جواب:

رافضیان خود را شیعه می نامند و ادّعای دوستی آل بیت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترین طوایف امّت اسلامی هستند، مؤسس این مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که اصحاب سبئیه یاران افراطی او بودند که ادّعای خدایی علی را کردند و اکنون می بینید که به امامانشان از ذریه علی مقام خدایی می دهند، «اینان به اجماع تمام مسلمین کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقیده شان را کتمان کنند، منافق محسوب می شوند، اینان از طوایف افراطی رافضه اند که عدّه ای از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضی بودن خود را آشکار، و کفر محضشان را پنهان می دارند.

 

از میان رافضیان عده ای سبّابه نامیده می شوند.(چون که) آنان ابوبکر و عمر را دشنام می دهند و به آنان بغض و کینه دارند و جز عدّه کمی، آنان را کافر و فاسق می دانند، و در مقابل علی رضی الله عنه را به جانشینی بعد از پیامبر شایسته تر می دانند، (و میگویند) که پیامبر آن را وصیت کرد، ولی صحابه کتمان کردند، و غلو و جفا نمودند.

 

سپس شیعیان به اصول معتزله مانند نفی صفات و قضا و قدر معتقد شدند و بعد از چندین قرن بر قبور امامنشان ضریح و مسجد بنا کردند و در میان امّت شرک و بدعت قبور را ایجاد نمودند. اکثر طوایف صوفی مسلک نیز به این راه رفتند.

 

غرض اصلی سخن ما این است که همه رافضیان بدترین امّتند؛ چرا که در آنها تمامی موجبات کفر از جمله تکفیر صحابه، تعطیل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است. این واقعیت حال رافضه امامیه است که مشهورترینشان دوازده امامی هستند.

 

آنان در حقیقت کافر و مشرکند ولی آن را کتمان می کنند، اگر در بین مسلمانان باشند در جهت کتمان عقیده باطلشان و سازش با مخالفان تقیه می کنند، آنان کودکانشان را بر اساس بغض نسبت به صحابه خصوصاً ابوبکر و عمر و غلو در مورد اهل بیت خصوصاً علی و فاطمه و فرزندانشان تربیت می کنند، و اینها نشان می دهد که آنها کافر و مشرک و منافقند!

 

این حکم برای تمام طایفه آنان است. اما بزرگانشان همانطور که اهل علم بیان داشته اند، حکم بر افراد معین، متوقف بر چند شرط و نبودن مانع است، بر این اساس آنان همانند منافقان، اسلام را ظاهر می کنند. اما باید از آنان بر حذر بود و نباید به چیزهایی که از نصرت اسلام می گویند، مغرور شد.

 

این سخنان آنان منطبق بر این آیه قرآن است که می فرماید: {وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ} ،وقوله تعالی {وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ }،

 

و لازم نیست که حتماً یکی از اصول کفریه و بدعیه در آنان جمع شود (که کافر محسوب شوند)، معلوم است که ائمه و علمایشان آنان را به گمراهی کشانده اند و این عذر عوام آنان پذیرفته نیست؛ چرا که آنان افرادی متعصّبند که اصلاً به سخن منادی حق گوش نمی دهند و برای همین اغلب دشمن اهل سنت هستند و هر قدر که بتوانند نسبت به آنان کید و مکر می کنند! ولی به مانند منافقان آن را پنهان می دارند و لذا «خطر شیعیان برای مسلمانان به خاطر خفای امرشان، بزرگتر از خطر یهود و نصاراست

»

و به این سببب بسیاری از جاهلان اهل سنت تقریب بین سنی و شیعه را باور کرده اند... در حالی که آن دعوت باطلی است، مذهب اهل سنّت و مذهب شیعه دو ضدّی است که با هم جمع نمی شوند و نزدیک ساختن این دو جز با دست کشیدن از اصول مذهب سنت یا از بعضی از آن یا سکوت در مورد بطلان رافضه ممکن نیست، و این مطلب (سکوت کردن در مورد بطلان عقیده رافضیان) به کلّی از صراط مستقیم منحرف ا

ست.

 

مشرکان هم از پیامبر می خواستند با قسمتهایی از دینشان موافقت کند یا از آنان چیزی نگوید تا آنان هم سکوت کنند، چنانکه خدای تعالی فرموده{ وَدّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون}، والله أعلم.

 

سایت رسمی عبد الرحمن بن البرّاک (شیخ وهابی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

توسعه حرم حضرت علی(ع) با صرف هزینه 800 میلیارد تومان

 

توسعه حرم حضرت علی(ع) با صرف هزینه 800 میلیارد تومان

 

کار ساخت این صحن که با نام فاطمه زهراست آغاز شده و در مدت زمان 10 سال ساخته می‌شود.

 

 

معاون فرهنگی و امور بین‌الملل ستاد بازسازی عتبات عالیات از صرف هزینه 800 میلیارد تومانی ایران برای توسعه حرم امام علی(ع) خبر داد و گفت: هسته اولیه فعالیت انجام شده است.

 

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فارس، علی میرانوری افزود: صحن بزرگی با وسعت حدود 140 هزار متر مربع در کنار حرم مطهر امام علی(ع) ساخته می‌شود.

 

معاون فرهنگی و امور بین‌الملل ستاد بازسازی عتبات عالیات در ادامه گفت: کار ساخت این صحن که با نام فاطمه زهراست آغاز شده و در مدت زمان 10 سال ساخته می‌شود.

 

به گفته معاون فرهنگی و امور بین‌الملل ستاد بازسازی عتبات عالیات، تمام هزینه‌های این صحن توسط خیرین ایرانی تأمین خواهد شد.

 

میرانوری با اشاره به اینکه فضای فعلی حرم مطهر امام علی(ع) حدوداً 13 هزار متر مربع است، گفت: مجموعه این حرم حدود 10 برابر توسعه می‌یابد

 

 

منبع خبر: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...

متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...

من قتل آن رافضی (شیعه) را حلال می دانم ...این رافضیان غالباً مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است.خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

 

متن سوال: بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت شیخ عبد الرحمن الجبرین حفظه الله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

و بعد... در شهر ما شخصی است رافضی(شیعه)، که کارش قصابی است و اهل سنت او را برای ذبح حیواناتشان نگه داشته اند. برای همین دلایلی برای تعامل با این رافضی در این شغل وجود دارد... حکم تعامل با این شخص رافضی و امثال او چیست؟ و حکم حیوانی که بدست او کشته شده چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟ به ما در این مسئله فتوا دهید.

 اجر تان با خدا و الله ولی التوفیق.

  جواب استفتاء:

و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

و بعد ... مسلماً من قتل آن رافضی (شیعه) را حلال می دانم و گوشت قربانی او را نمی خورم ؛

زیرا این رافضیان غالبا مشرک هستند

و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند؛ زیرا در وصف علی (رضی الله عنه) غلوّ می کنند و او را با اوصافی که جز برای خدا صحیح نیست، توصیف می کنند، چنانکه در عرفات از آنها شنیده ایم. بنابراین آنها مرتد شمرده می شوند؛ زیرا او (علی) را ربّ و خالق و متصرف در هستی می دانند، کسی که غیب می داند و در ضرر و نفع آنها و ... تأثیر دارد و نیز آنها به قرآن کریم افترا می بندند و گمان می کنند که اصحاب پیامبر آن را تحریف کرده اند و چیزهای زیادی از آن را که مربوط به اهل بیت و بزرگانشان بوده حذف نموده اند. پس بنابراین از قرآن پیروی نمی کنند و آن را مایه گمراهی می دانند و نیز آنها بزرگان صحابه مانند خلفای سه گانه و بقیه عشره و أمهات المؤمنین و مشاهیر صحابه مانند انس و جابر و ابی هریره و ... را قبول ندارند و احادیثشان را دروغ می دانند ، یا دلیلی برای آنچه که می گویند ، نمی بینند. ولی با وجود این سرشان را بلند می کنند و می گویند چیزی در دلشان نیست و در درونشان آنچه را که اعتقاد دارند، پنهان می کنند و می گویند هر کس در دین تقیه نداشته باشد دین ندارد.

ادعای آنان در مورد برادران ما و دین دوستی شان پذیرفته نیست

الخ... عقیده آنان نفاق است.

خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

22/3/1412 هجری.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

 فتوای وهابیت: وجوب تخریب قبور ائمه ...

 فتوای وهابیت: وجوب تخریب قبور ائمه ...

 

... سخن گفتن از آنها بعد از نابودی مانعی ندارد لکن بر وجه تحذیر است. پس بیان این مسأله مترتب بر این شد که از باقی گذاشتن این ابنیه و تعظیم در برابر آنها باید بر حذر بود؛ چرا که دستاویز شرک و عبادت اموات می باشد و سخن گفتن در مورد آنها هم شامل ذکر ویژگی ها، زمان ساخت و سبب تخریبشان می باشد، تا طلاب علم از تاریخ آنها و سبب منع بقایشان آگاه باشند!!!

 

متن فتوی :

 

ساختن بنا بر روی قبرها و گچ کاری آن تحریم شده است و دستور ویران کردن آن در این سخن پیامبر آمده که: « هیچ تصویر نماند، مگر اینکه آن را از بین بردم و هیچ قبر برجسته ای مگر اینکه آن را با خاک یکسان کردم». نهی از ساختن بنا بر روی قبور به اقتضای حکم تحریم آن است؛ زیرا که این کار بهانه ای برای عبادت اموات است زیرا که این کار بهانه ای برای عبادت اموات است، همانطور که به واقع، در بسیاری از کشورهای اسلامی می بینیم که در مورد مردگان غلوّ می کنند. سبب برجسته کردن این قبرها و ساختن ابنیه بر رویشان و گچ کاری آنها این است که آن اموات خصوصیات و فضایل و کراماتی دارند که باعث می شود افراد نادان دور آن قبرها به طواف بپردازند و بر آن بناها دست بکشند و اعتقاد دارند کسانی که در ضریح دفن شده اند، اولیا و شهدایی هستند که نزد خدا صاحب جاه و مقام هستند و از آنچه که به آنها تعلّق دارد، می بخشند و کسانی که آنها را بخوانند، را شفاعت می کنند و جوابشان را می دهند و نیازشان را برآورده می سازند. اینها بدون شک شرک در عبادت و تعظیم در مقابل این اموات شمرده می شود؛

 پس واجب است این بناها ویران شود،

 چون اهل آنها مقرّر داشته اند که ساختن بنا حرام است. بنابراین باقی گذاشتن آنها نه از جهت ارزش هنری و زیبایی بنا و نه از جهت میراث معماری اسلامی هیچ مجوّزی ندارد، همچنین هیچ دلیلی در بقای آنها از جهت عبرت و موعظه برای انسان در توان و قدرت پیشینیان در رنگ امیزی و زیبا سازی آنها وجود ندارد؛ چرا که این ابنیه هر چند که بر توان و استعداد بشری هم دلالت داشته باشد، باز دلیل مجاز شمردن محرّمات و تمسّک به وسایل شرک آمیز نمی باشد، زیرا عبر و مواعظی دیگری غیر از این ابنیه بر روی ضریح ها و قبرها وجود دارد، اما اگر آنها را به عنوان معماری اسلامی توصیف کنیم، نیز صحیح نیست؛ هر چند که در کشور مسلمانان باشد، و نیز میراث اسلامی هم محسوب نمی شود، زیرا شرع مقرّر نمی دارد و اسلام به نابودی آنها امر کرده، اما سخن گفتن از آنها بعد از نابودی مانعی ندارد لکن بر وجه تحذیر است. پس بیان این مسأله مترتب بر این شد که از باقی گذاشتن این ابنیه و تعظیم در برابر آنها باید بر حذر بود؛ چرا که دستاویز شرک و عبادت اموات می باشد و سخن گفتن در مورد آنها هم شامل ذکر ویژگی ها، زمان ساخت و سبب تخریبشان می باشد، تا طلاب علم از تاریخ آنها و سبب منع بقایشان آگاه باشند!!!

 

منبع: سایت شخصی عبدالله بن عبد الرحمن الجبرین(مفتی سعودی)   http://www.ibn-jebreen.com/article2.php?id=9ترجمه : سلام شیعه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

فروش علنی سی‏دی‏های سخنرانی‏های تکفیر شیعه در زاهدان

 

فروش علنی سی‏دی‏های سخنرانی‏های تکفیر شیعه در زاهدان

 

  

برخی طلبه‏های خارجی در سیستان و بلوچستان که با وهابیون در ارتباط هستند، مجوز اقامت در ایران را نیز در اختیار دارند.

 

سی‌دی‌های سخنرانی‌های علمای وهابی در تکفیر شیعه و کشتن شیعیان، در معابر پر رفت و آمد و پیاده‌روهای شهر زاهدان به فروش می‌رسد.

 

به گزارش شیعه نیوز به نقل از آریا، این سی‌دی‌ها در مقادیر بسیار زیادی حتی در روستاهای دور افتاده این استان و با قیمت ناچیزی به فروش می‌رسد.

 

در تمام نقاط استان سیستان و بلوچستان با بودجه وهابیون سعودی مساجدی با شمایل مساجد وهابیون در حال ساخت است.

 

گزارشها حاکیست، برخی طلبه‌های خارجی در سیستان و بلوچستان که با وهابیون در ارتباط هستند، مجوز اقامت در ایران را نیز در اختیار دارند. تعداد طلبه‌های خارجی در مدارس دینی این استان نزدیک به 10 هزار نفر است و بیشتر از کشورهایی چون پاکستان و عربستان سعودی وارد این استان شده‌اند.

 

در چند سال اخیر، وهابیون فعالیت‌های گسترده خود را متوجه ایران و به‌ویژه مناطق مرزی و سنی‌نشین کرده‌اند و با صرف هزینه‌های کلان، سعی در ایجاد تفرقه در بین شیعیان و اهل تسنن ساکن در این مناطق دارند و نیز تلاش می‌کنند با سوءاستفاده از برخی کمبودها در مناطق فقیرنشین، جایگاه اجتماعی خود را ارتقا دهند.

 

 

منبع خبر: شیعه نیوز به نقل از خبرگزلری آریانا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

افزایش معنادار سهمیه طلاب اهل سنت ایران در دانشگاه المدینه

افزایش معنادار سهمیه طلاب اهل سنت ایران در دانشگاه المدینه

 

موسسه ارتباطات اسلامی دولت عربستان موظف شده با دریافت 5 درصد از بودجه نفتی این کشور به گسترش و تبلیغ سلفی گری و جذب طلاب اهل تسنن و جهت دهی به آنان در کشورهای مسلمان بپردازد که در این رابطه سهمیه پذیرش دانشجو در دانشگاه المدینه برای اهل سنت ایران نیز افزایش یافته است.

 

شیخ عبدالکریم محمدی رییس شورای بین المدارس جنوب کشور از افزایش سهمیه دانشجویان اهل سنت ایران در دانشگاه المدینه خبر داد.

 

به گزارش شیعه نیوز به نقل از جهان، وی در مذاکراتی با سید احمد یگانه رییس هیئت فتوای شورای بین المدارس جنوب کشور اظهار داشت: با موافقت دولت سعودی، سهمیه پذیرش دانشجو در دانشگاه المدینه برای اهل سنت ایران افزایش یافته است که باید طلاب جوان بیشتری را برای این علوم به مدینه اعزام کنیم.

این در حالی است که سطح طلاب حوزه های علمیه جنوب کشور از دوره لیسانس دانشگاه المدینه بالاتر است، بنابر این کسب علوم حوزوی در این دانشگاه از سوی دانشجویان اهل سنت ایران پذیرش معنادار است.

گفتنی است دولت سعودی نیز در سه سال گذشته بیشتر مدرسان و مسئولان تندروی دانشگاه المدینه را اخراج و افراد معتدل را جایگزین آنها کرده است.

 

همچنبن موسسه ارتباطات اسلامی دولت عربستان موظف شده با دریافت 5 درصد از بودجه نفتی این کشور به گسترش و تبلیغ سلفی گری و جذب طلاب اهل تسنن و جهت دهی به آنان در کشورهای مسلمان بپردازد.

 

اینکه مقامات سعودی با چه هدف و انگیزه ای با افزایش سهمیه پذیرش طلاب اهل سنت ایران در دانشگاه المدینه که سطح آن پایین تر از مدارس علمیه اهل سنت است، موافقت کرده است، در شرایط کنونی که دشمنان به دنبال تفرقه اندازی بین اهل تسنن و تشیع می باشند، سئوالی است که اذهان را به خود مشغول کرده است.

 

منبع خبر: جهان امروز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

حضور شیعیان در الازهر؛ تصمیم حساس و جنجالی طنطاوی

حضور شیعیان در الازهر؛ تصمیم حساس و جنجالی طنطاوی

 

 

تصمیم شیخ طنطاوی، بعد از قرن ششم هجری که صلاح الدین ایوبی تدریس عقائد شیعیان را ممنوع کرد بی سابقه است.این تصمیم طنطاوی در پی دیدار او با شیخ «علی امین» روحانی شیعه در منطقه صور در جنوب لبنان گرفته شده است.

 

تصمیم شیخ الازهر محمد طنطاوی مبنی بر پذیرش طلاب شیعه در موسسات و دانشکده های الازهر از سوی وهابی ها و مخالفان واکنشهای متعددی داشته است. سلفی ها و مخالفان الازهر این بهانه را برای انتقاد از الازهر از دست نداده اند.

 

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فردا، مخالفان تلاش دارند این کار را نشانه ترویج مذهب شیعه در مصر بدانند و نسبت به پیامدهای آن هشدار بدهند!

 

تصمیم شیخ طنطاوی، بعد از قرن ششم هجری که صلاح الدین ایوبی تدریس عقائد شیعیان را ممنوع کرد بی سابقه است.این تصمیم طنطاوی در پی دیدار او با شیخ «علی امین» روحانی شیعه در منطقه صور در جنوب لبنان گرفته شده است. امین، از طنطاوی خواسته بود درهای الازهر را بروی دانشجویان شیعه لبنان بگشاید.

 

فهمی هویدی یکی از نویسندگان مطرح در این زمینه می گوید: وجود دانشجویان و طلاب شیعه در مشهورترین و بزرگترین دانشگاه اهل تسنن در دنیا امر جدیدی نیست و مستلزم ترویج عقائد آنها هم نیست.

 

فهمی هویدی در مصاحبه با العربیه می گوید: تدریس فقه جعفری 12 امامی در الازهر پیش از این نیز در چارچوب دروس فقه مقارن وجود داشت. بنابر این تصمیم شیخ طنطاوی کاملا هم بی سابقه نیست. اما اگر منظور این است که پذیرش دانشجویان شیعه گسترده تر شود،این امر دیگریست.

 

او تاکید می کند: هدف از این تصمیم تبلیغ مذهب شیعه نیست، بلکه تنها یک امر کاملا آکادمیک برای گسترش تحقیقات تطبیقی بین مذاهب مختلف اسلامی است.

 

هویدی اشاره می کند که ایران (بزرگترین دولت شیعه منطقه) علاقمند به محکم کردن رابطه خود با الازهر به عنوان بزرگترین مرجع سنی است. هر مسول ایرانی که از مصر دیدن می کند مایل است با شیخ الازهر دیدن کند. این نشانه اهتمام آنها به تحکیم روابط با این موسسه دینی است.

 

او راجع به تاثیر این گام الازهر بر طرح تقریب مذاهب شیعه وسنی معتقد است: این مساله سیاسی است و نه مذهبی، اختلافات سیاسی است که دائما بین شیعه و سنی مشکل ایجاد می کنند.

 

او ادمه می دهد: از لحاظ تئوریک کاملا ممکن است که شناخت هریک از مذاهب از یکدیگر به نزدیک شدن آنها به هم کمک کند. اما با وجود این بین شناخت و تقریب تفاوت وجود دارد. در آخر اینکه آنچه باعث دوری می شود سیاست است نه مذهب.

 

این تحولات اندکی بعد از موافقت شیخ الازهر با تحولاتی از جمله، فرستادن اساتید برای تحصیل در رشته های فقهی در دانشگاههای ایران و تاسیس شعبه ای از الاهر در تهران و تبادل شیوه های درسی و کتاب بین دو طرف و اجازه دادن به اساتید ایرانی برای سخنرای در الازهر انجام می شود.

 

طنطاوی در روزهای گذشته با مسولان ایرانی که از مصر دیدن کرده بودند ملاقاتهای داشته است. از جمله علی لاریجانی و غلامعلی حداد عادل.. شیخ طنطاوی معتقد است: بین شیعه و سنی اختلافی در اصول و ثابتات که دین اسلام بر آنها بنا شده است وجود ندارد. ما در واقع همه مذاهب اسلامی را در الازهر تدریس میکنیم، از جمله مذهب شیعه.

 

از سوی دیگر مخالفان این تصمیم نگرانند که اگر اساتید الاهز بخواهند برای تحصیل یا تدریس در شعبه احتمالی الازهر به ایران بیایند به تشیع و شیعیان بگروند!

 

البته گفتنی است اصل تاسیس شعبه الازهر در تهران هنوز تایید نشده و معلوم نیست تا چه حد صحت دارد.

 

این افراد فتوای معروف شیخ شلتوت (در زمان آیت الله بروجردی با پیگیری های مجدانه ایشان در امر تقریب شیعه و سنی) که در آن برای اولین بار پیروی از مذهب شیعه از سوی الازهر جائز و مانند دیگر مذاهب شمرده شد، در دهه هفتاد توسط رییس بعدی الازهر و به خاطر اختلافات سیاسی بین ایران و انور سادات لغو شد (رییس دانشگاه الازهر در مصر از سوی رییس جمهور تعیین می شود).

 

این افراد می گویند: درست است که در حال حاضر فقه شیعه در خلال دروس تطبیقی تدریس می شود اما فقط برای طلاب سنی. ولی تصمیم جدید به معنای ایجاد رشته مستقل فقه شیعه برای طلاب شیعی است.

 

یکی دیگر از نگرانیهای مخالفان این است که اگر بنا باشد دانشجویان شیعه از ایران و عراق و کشورهای خلیج فارس به الازهر سرازیر شوند به زودی به اساتید مبرزی از این کشورها هم احتیاج خواهیم داشت.

 

این امر باعث ایجاد فضای علمی شیعی و طبعا روابط اجتماعی شیعی و دینی مثل ازدواج و تاسیس حسینیه ها و.... خواهیم بود. به خصوص که زمینه این امر در مصر توسط عراقیان مهاجر شیعه به وجود آمده است. آنها اکنون خواستار فرصت تحصیل فرزندانشان در الازهر هستند.

 

العربیه به نقل از محمد حسن زمانی مشاور فرهنگی سفارت ایران در قاهره می نوسید: الازهر باید دایره خود را گسترده تر کند تا همه جهان اسلام را در بر بگیرد به خصوص ایران را. ما به زودی شعبه ای از الازهر را در ایران ایجاد خواهیم کرد تا اساتید خود الازهر در آن به شیوه خود به تدریس کتابهایشان بپردازند. ما هم کتابها و شیوه های درسی خود و اساتیدی از ایران را برای سخنرانی به الازهر می فرستیم.

 

البته بعد از همه این تفاصیل، محمد الدرینی، یکی از فعالان شیعه در مصر می گوید: شک دارم که الازهر مذهب جعفری را تدریس کند. آنها فقط گفته اند که دانشجوی شیعه می پذیرند.

 

وی در گفتگو با العربیه می گوید: اینکه شیعیان هم دروس اهل تسنن را بپذیرند درهای جدیدی از گفتگو را بین اندیشه ها باز خواهد کرد.

 

اگر نیتهای صادقی وجود داشته باشد، بین قم و الازهر تبادلات علمی خوبی خواهد شد. این امر منجر می شود که شاهد وضعیت جدیدی باشیم. آنچنان که در دهه 50 بین رهبران اولیه نهضت تقریب شاهد بودیم.(آیت الله بروجردی و شیخ شلتوت).

 

الدرینی با طرح سوالاتی را جع به اساتید احتمالی تدریس برای مذهب جعفری میگوید مطمئنا که برای این کار باید از علمای خود مذهب استفاده شود و دانشگاه الازهر چنین کسانی را در اختیار ندارد.

 

وی همچنین میگوید که این تصمصم الازهر بی ارتباط با تحرکات اخیر برای از سرگیری روابط بین ایران و مصر برای پاسخگویی به نیازهای جدید امنیت ملی دو کشور -که مسائل دینی برآن سایه افکنده است- نیست.

 

وی در مورد تاسیس شعبه الازهر در تهران هم معتقد است: ایران به جد در این باره تلاش می کند. انتخاب برنامه های آموزشی با مشورت مصر صورت خواهد گرفت به خصوص در امور اختلافی بین دو مذهب. اما بهتر است که کار از نقاط اشتراک آغاز شود.

 

منبع خبر: فردا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

نظر مراجع تقلید درباره حضور در مجالس صوفیه و خانقاه

نظر مراجع تقلید درباره حضور در مجالس صوفیه و خانقاه

 

 

 

محضر مبارک مراجع معظم تقلید

سلام علیکم :

آیا حضور در مجالس صوفیه و مخصوصاً خانقاه ها جائز است؟

 

آیة الله العظمی حاج آقا سید صادق شیرازی:

جواب: خیر، جایز نیست.

 

آیة الله صافی گلپایگانی:

جواب: شرکت در این گونه مجالس، حرام و ترویج بدعت است.

 

 

آیة الله شاهرودی:

جواب: عمل ایشان از صدر اسلام با مخالفت و نهی حضرت رسول روبرو شد و در ادامه اهل بیت علیه السلام از فکر و مکتب آنها ممانعت فرموده اند در این مسئله می توانید به کتاب سفینة البحار مرحوم محدث قمی باب الصاد بعده الواو رجوع کنید اهل بیت (ع) صوفیان را خلفاء شیطان و خراب کننده قوانین و قواعد دین معرفی می کنند.

 

حضرت هادی می فرمایید : ((الصوفیة کلهم من مخالفینا و طریقهم مغایرة لطریقنا و ان هم الا نصاری و مجوس الامة اولئک الذین یجهدون فی اطفاء نورالله و الله یتم نوره و لو کره الکافرون )) : صوفیان چه آنها که ادعای پیروی از امت هستند و چه از اهل تسنن، همه مخالفت ما هستند و روش آنها با روش ما مغایراست و آنها نصاری و مجوس این امت هستند که در خاموش کردن نور اللهی می کوشند .

 

هرطریقی غیر از راه معصومین علیهم السلام به غیر خدا ختم می شود و کلماتی جون ((بنا عبد الله )) –(( بنا عرف الله ))- ((بکم یسئلک الی الرضوان ))- (( هم درجات عند الله ))- (( علی مع الحق والحق مع علی )) و ..... به وضوح براین معنا دلالت می کند کشف و کرامت و خبر از نادانسته ها بر فرض حقیقت داشتن دلالت بر حقانیت صاحب آنها نمی کند : ((و ان الشیطان لیوحون بعضهم الی بعض )) بروز انواع فسادها، گناهان صغیره و کبیره، خود پرستی ها و تمجیدهای مختلف از خود از این طائفه شاهدی برکذب مدعیات ایشان است.

منبع خبر: المذهب 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط یک محب  | 

گراميداشت دومين سالگرد فاجعه سامرا در سوريه

گراميداشت دومين سالگرد فاجعه سامرا در سوريه

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

دفتر آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله در دمشق پايتخت سوريه در دومين سالگرد فاجعه سامرا پذيراى مؤمنان سوگوار بود.

اين مراسم جمعه گذشته در دفتر معظم له واقع در منطقه زينبيه برگزار شد وبا حضور جمعى از مؤمنان، زوار خارجى، علما وفضلاى حوزه علميه واعضاى دفتر مرجع عالى قدر مواجه گرديد.

سخنران اين مجلس حجت الاسلام والمسلمين شيخ محمد جواد مالك به ستم هايى اشاره كرد كه اهل بيت نبوت سلام الله عليهم وياران وشيعيانشان در طول تاريخ از سوى دشمنان خدا ورسول وامثال بنى اميه، بنى عباس وناصبيان متحمل شده اند.

وى همچنين به دشمنى هاى تكفيريان معاصر در حق شيعيان پرداخت وتعدى ددمنشانه آنان را به حرم عسكريين عليهماالسلام در شهر مقدس سامرا مصداق روشنى از دشمنى با رسول خدا صلى الله عليه وآله توصيف نمود.

 

بنقل از سایت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط یک محب  |