تبليغاتX
هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع ع

هیئت ائمه بقیع علیهم السلام

ديدار اعضاى هيئت ائمه بقيع علیهم السلام با آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله

تقوا، كليد حل مشكلات

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله روز پنج شنبه 15 آبان ماه 86 در ديدار با اعضاى هيئت ائمه بقيع علیهم السلام از اصفهان با اشاره به آيه شريفه: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ؛(1) هر كس تقواى الهى پيشه كند، خدا برايش راه نجاتى قرار مى دهد واز جايى كه گمان نمى برد به او روزى مى رساند» خاطرنشان كردند: تقوا وپرهيز از محرمات الهى بنا به وعده الهى به حل مشكلات آدمى كمك مى كند وتنها راه برون رفت از گرفتارى هاى دنيا وآخرت است.

ايشان افزودند: در روايت آمده است كه روزى صحابى جليل القدر، ابوذر غفارى گوسفندانش را براى چرا به صحرا برده وخود مشغول نماز شد. در حين نماز گرگى سر رسيد ويكى از گوسفندان را به دندان گرفت وگريخت. ابوذر غفارى بى اعتنا به او همچنان نمازش را ادامه داد. در همين اثنا شيرى فرا رسيد وگوسفند را از چنگال گرگ رهايى داد ونزد ابوذر آمد وبه او گفت: من همين جا مى مانم تا نمازت تمام شود!

 

  هريك از ما وظايفى در قبال خود، خانواده، ديگران وخداى متعال داريم كه بايد به درستى انجام دهيم ومقدمه چنين كارى در ابتدا شناخت اين وظايف است

  

معظم له در ادامه اظهار داشتند: ابوذر غفارى چه بسا بهتر از ما به اين حكم شرعى واقف بود كه نماز مستحبى را مى توان براى عذر شكست ونماز واجب را نيز با خوف ضرر مى توانيم بشكنيم. اما با اين حال روا ندانست كه به خاطر يك گوسفند گفتگويش را با خداى متعال قطع كند. در اين جا مشاهده مى كنيم كه يك مورد تقواى مستحب چنين ثمره شگفت ونيكويى براى شخص متقى به دنبال مى آورد.

ما نيز اگر تقوا بورزيم همين حكم را داريم واز چنين ثمرات نيكويى برخوردار خواهيم شد وخداى متعال در فروبستگى ها ومشكلاتمان گشايش ايجاد مى كند. ولى اين هرگز بدين معنا نيست كه انسان متقى هيچ مشكلى ندارد. زيرا وجود مبارك چهارده معصوم صلوات الله عليهم اجمعين، پيشوايان تقوا هستند ودر رأس همه پرهيزكاران قرار دارند ودر عين حال در زندگى با مشكلات خُرد وكلان بسيارى مواجه مى شدند. پس انسان متقى نيز در زندگى مشكلاتى دارد ولى خداى متعال در مشكلات راه نجات وگريزگاهى پيش پايش قرار مى دهد واو را به حال خود نمى گذارد.

ايشان با بيان اين معنا كه تقوا مصاديق متعدد دارد تصريح كردند: تقواى هر كس بسته به خود او متفاوت است وهركس وظيفه اى دارد كه همان را بايد به جا آورد. يكى از مصاديق تقواى پدر ومادر بذل عنايت ودقت در تربيت فرزندان صالح است ودر مقابل، تقواى فرزند به اين است كه هميشه در پى كسب رضايت والدين وخدمت به آنها باشد. به همين قياس تقواى اقتصادى بدين معناست كه هنگام كسب وكار خدا را در نظر داشته باشيم واز كم فروشى وغش در معامله... خوددارى نماييم. تقواى اهل علم نيز عبارت است از آموختن علوم ومعارف اصيل وحقيقى اهل بيت عليهم السلام وعرضه صحيح آن به مردم وتحمل مشكلات اين راه. كسى كه به خاطر خدا رنج درشتى ها وبد اخلاقى هاى پدر ومادر را بر خود هموار كند، چه بسا خداى متعال او را از بسيارى رنج ها، اندوه ها وگرفتارى هاى اجتماعى واقتصادى و... در امان بدارد.

 

  بر اساس روايات نبوى موجود در صحاح اهل سنت، حب على بن ابى طالب عليه السلام ملاك ايمان ودشمنى با ايشان ملاك نفاق است

  

مرجع عالى قدر آموختن احكام ضرورى ومورد ابتلا را براى هركس وظيفه اى لازم توصيف كرده، اظهار داشتند: بر اساس متون دينى در روز قيامت افرادى كه در مدت زندگانى وظايف خود را به درستى انجام نداده اند مورد بازخواست قرار مى گيرند ووقتى عذر مى آورند كه نمى دانستيم، به آنها گفته مى شود: چرا نرفتيد بياموزيد؟! از اين جا معلوم مى شود كه هركس بايد دست كم احكام مورد نياز خود را از اهل خبره بپرسد وبياموزد. هر كدام از ما كه قصد خريد منزل يا كالايى را داريم با چندين نفر خبره مشورت مى كنيم تا مبادا دچار زيان شويم. چرا نبايد براى دين خود كه عزيزترين وباارزش ترين چيز در زندگى ماست به قدر يك كالا اهميت قائل شويم واحكام ومعارف خود را از آگاهان بپرسيم وبياموزيم؟ هريك از ما وظايفى در قبال خود، خانواده، ديگران وخداى متعال داريم كه بايد به درستى انجام دهيم ومقدمه چنين كارى در ابتدا شناخت اين وظايف است. براى نمونه دختران وپسران جوانى كه دوران عقد ونامزدى را مى گذرانند چه خوب است كه به يكى از اهل علم مراجعه كنند وهمه وظايف شرعى خويش را در قبال همسرشان جويا شوند وبا بصريت وآگاهى بيشتر زندگى مشتركشان را آغاز نمايند. چنين كارى آنان را با وظايفشان آشناتر وبه تقوا كه كليد حل مشكلات است نزديك تر مى سازد.

در اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين سيد جعفر شيرازى فرزند مرجع راحل اعلى الله درجاته نيز بياناتى ايراد داشت.

وى با اشاره به فرازهايى از تاريخ انبياى سلف وشمارى از آيات شريفه قرآن كه به موضوع فتنه وامتحان ارتباط دارد، موضوع آزمون الهى را مسأله اى توصيف كرد كه در همه امت ها وبراى همه افراد وجود دارد وهمگان بايد نسبت به اين آزمون ها هوشيار باشند وبكوشند از امتحانات الهى سرافراز بيرون آيند.

حجت الاسلام والمسلمين شيرازى افزود: آزمون امت آخرالزمان وجود مبارك اهل بيت عليهم السلام مى باشند كه متأسفانه بيشتر افراد از اين آزمون سربلند بيرون نيامدند. بر اساس روايات نبوى موجود در صحاح اهل سنت، حب على بن ابى طالب عليه السلام ملاك ايمان ودشمنى با ايشان ملاك نفاق است.

وى در بخش ديگرى از سخنانش حوادثى چون تخريب بارگاه امامان بقيع را از موارد امتحان الهى دانست كه بايد از خدا بخواهيم در چنين امتحاناتى توفيق انجام وظيفه را به ما بدهد.

شايان ذكر است هيئت يادشده در هشتم شوال (سالگرد هدم بقيع به دست فرقه گمراه وهابيت)، دست به برگزارى آيين ها ومراسم ويژه وارزشمندى در اصفهان زدند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1. طلاق(65)، آيات2-3.

 

                                         به نقل ازسایت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی دام ظله الوارف

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط یک محب  | 

بیانات حضرت ایه الله العظمی سید صادق شیرازی پیرامون تخریب بقیع

 

 

مرجع عالی قدر در طی القای مباحث درس خارج:

 بايد تکليف خود را در قبال هدم بارگاه امامان بقيع عليهم السلام به جا آوريم

 

 

به مناسبت هشتاد ودومين سالگرد واقعه هولناک هدم قبور مطهر امامان بقيع عليهم السلام به دست طرفداران فرقه منحرف وهابيه (در سال 1343ق)، مرجع عالی قدر آية الله العظمی سيد صادق حسينی شيرازی دام ظله پيش از جلسه درس خارج خود که در مسجد امام زين العابدين شهر مقدس قم القا می گردد، سخنانی ايراد کردند.

ايشان فرمودند: «81سال پيش در چنين روزی (هشتم شوال) نسبت به ساحت قدس رسول خدا صلّی الله عليه وآله وخاندان گرامی ايشان ـ وبلکه قرآن واسلام ـ اهانت بزرگی انجام شد. اين اهانت که هنوز هم آثار وپيامدهای آن باقی است عبارت است از: «ويران کردن بارگاه مطهر امامان بقيع در مدينه منوره».

ايشان در ادامه نقش حاضران در جلسه وکليه مؤمنان را در يادآوری اين فاجعه به صورت پيوسته گوشزد کردند واز همگان خواستند نسبت به توقف آن وکوشش برای بازسازی بارگاه امامان بقيع تلاش کنند وفرمودند: «کسی نگويد: در وضعيتی که وهابيان بر کار خود اصرار دارند، گفتن ما چه سودی دربر دارد؟

زيرا به صرف اين که شخصی احتمال دهد گفته او اثر ندارد، امر به معروف ونهی از منکر از عهده او ساقط نمی شود. همچنين امر به معروف مشروط به اين نيست که از گفته يک نفر اثر لازم ايجاد شود، بلکه گاهی لازم است گفته های افراد بسياری به هم ضميمه شود تا تأثير لازم را برجای نهد. از همين روست که می گوييم حتی گفته يک نفر نيز چون در ميان انبوه گفته های ديگران قرار دارد، به نوبه خود ارزشمند است».

ايشان سپس برای تقريب به ذهن وروشن تر شدن مسأله برای حاضران به دو اصطلاح اصولی «عام مجموعی» و «عام استغراقی»(1) وتفاوت آن دو اشاره نموده، اظهار داشتند: «در عام استغراقی هر فرد از افراد عام ارزش مستقلی دارد، ولی در عام مجموعی مجموع ارزش های افراد ارزش مجموع را تشکيل می دهد وآن عام بدون ارزش افرادش هيچ ارزشی ندارد. «هزار» در صورتی هزار است که دقيقاً هزار عنصر داشته باشد ولی اگر حتی يک عنصر را کم داشته باشد، ديگر هزار نخواهد بود. بدين ترتيب می بينيم که حتی «يک» نيز در ارزشی که «هزار» دارد، به نوبه خود سهيم است. چيزی که ما در اين جا می گوييم نيز از همين قبيل ـ يعنی مانند عام مجموعی ـ است.

ايشان در ادامه سخن به اين آيه شريف قرآنی استشهاد نمودند: «وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛(2) وآن گاه که گروهی از ايشان گفتند: برای چه قومی را پند می دهيد که خدا هلاک کننده ايشان است يا آنان را به عذابی سخت کيفر خواهد کرد؟ گفتند: تا ما را در نزد پروردگارتان عذری باشد، وباشد که پرهيزگار شوند» وافزودند: «هر چند اين آيه در شأن بنی اسرائيل نازل شده است ولی به صورت عام با مفاهيمی از قبيل موعظه، وامر به معروف ونهی از منکر ارتباط دارد. در اين آيه موعظه کنندگان در برابر کسانی که احتمال می دادند سخن شان تأثير لازم را نداشته باشد ولذا از اين پند دادن به بدکاران طفره می رفتند، دو دليل اقامه نمودند: نخست آن که بايد ذمه خود را بریء کنيم ونزد خدا عذر داشته باشيم (مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ) بدين نحو که بايد حجت را بر آنان تمام کنيم تا روز قيامت در برابر خدای متعال مشغول الذمه وشرمنده نباشيم.

دوم، آن که حتی اگر سخن وموعظه يک نفر تأثيری نداشته باشد، از کجا معلوم که سخن همگان وموعظه جمعی ـ يا همان عام مجموعی ـ تأثير لازم را نداشته باشد؟ (لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ).

ايشان همچنين فرمودند: «ما نيز نبايد نااميد شويم وبايد تکليف خود را انجام دهيم. بلکه بايد اميدوار باشيم تلاش های گذشتگان وکوشش های ما در زمان ما وبه دست ما مؤثر واقع شود وبدين واسطه افتخار اتمام تأثير نصيب ما گردد ولی در غير اين صورت مسلماً اين افتخار نصيب ديگران خواهد شد». ودر ادامه افزودند: «اخوی بزرگوار، شهيد سيد حسن شيرازی قدس سره از چهل سال پيش در اين زمينه تلاش می کرد وتا هنگامی که به شهادت رسيد به فعاليت ها وپيگيری های خود ادامه می داد، ولی اين هرگز بدين معنا نيست که ما از پيگيری اين هدف مقدس از پا نشينيم».

ايشان از مؤمنان خواستند که در اين زمينه از تاريخ صدر اسلام ووقايع دوران اميرمؤمنان عليه السلام پند گيرند. آن حضرت 25سال خانه نشين بود ولی پس از آن مدت، مردم به خانه ايشان هجوم آوردند ومصرانه از ايشان خواستند که خلافت ورهبری جامعه را به دست گيرند. اما چقدر خوب بود اگر از همان روزهای اول به سراغ ايشان می آمدند. در آن صورت برکات الهی از فراز سر واز زير پاهای شان بر آنان نازل می شد: «لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم»(3).

ايشان در بخش ديگری از سخنان خود فرمودند: «جهان امروز از نظر آزادی وگسترش ابزارهای ارتباط جمعی وسهولت استفاده از آنها با گذشته بسيار متفاوت است. در اين ميان اديان ومذاهب واحزاب منحرف همگی از اين فرصت واز آزادی های به دست آمده ونيز از وسايل گوناگون ارتباط جمعی برای نشر انديشه های باطل خود سود می جويند. اما شايسته تر آن است که مؤمنان ـ وبه ويژه علما، انديشمندان، ارباب قلم ومبلغان ـ از آزادی وامکانات موجود به بهترين نحو ممکن استفاده کنند وهرگز نبايد در اين ميان يأس ونااميدی را به خود راه دهند؛ چراکه همين قطرات خرد اندک اندک جمع می شود وامواج هولناکی را تشکيل می دهد که به اذن خدا توان تغيير دادن جهان را دارند.

ايشان سخنان خويش را با ذکر اين مطلب جمع بندی نمودند که همه مؤمنان اعم از عالم، کاسب، زن، مرد، پير وجوان در همه جا بايد بکوشند اين عام مجموعی را ـ که به ياری خدا حتماً مؤثر خواهد بود ـ تحقق بخشند وهر کس در هرجا هست از فرصت استفاده کند ومظلوميت بقيع را مطرح نموده، ديگران را برای رفع آن فرا خواند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1) توضيح اين نکته اصولی لازم است که هرگاه حکم به مجموع من حيث المجموع تعلق گيرد، يعنی بر همه افراد به صورت مجموع بار شود، آن را عام مجموعی گويند. به ديگر سخن در عام مجموعی مجموع افراد موضوع حکم است به نحوی که اگر مکلف همه را امتثال کند يک اطاعت محقق شده، واگر حتی يک مورد را ترک وبقيه را امتثال کند اصلاً اطاعتی صورت نگرفته است؛ مثل ايمان به ائمه معصومين که اگر کسی به يازده امام ايمان بياورد ولی امام دوازدهم را به امامت قبول نداشته باشد همانند کسی است که منکر امامت همه امامان است.

در مقابل عام مجموعی، عام استقراقی قرار دارد که در آن، حکم شامل همه افراد عام به صورت مستقل می شود به گونه ای که هر فرد به تنهايی موضوع حکم مزبور است وبه ازای هر حکم عصيان يا امتثال خاص منظور می شود؛ مثلاً اگر مولا بگويد: «تمام دانشمندان را احترام کن» ودر کشور هزار عالم وجود داشته باشد ومکلف فقط نهصد نفر از آنان را احترام کرده باشد، در آن صورت نهصد امتثال ويکصد عصيان وگناه محقق شده است ـ مترجم.

2) اعراف(7)، آيه164.

3) مائده(5)، آيه66.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط یک محب  |