السلام علیک یا ام کلثوم (سلام الله علیها)
ام کلثوم کبری چهارمین فرزند حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا بود. وی پس از امام حسن و امام حسین و حضرت زینب در شهر مدینه دیده به جهان گشود. تاریخ تولد او پس از سال هشتم هجرت بود. علامه شیخ مفید، از علمای بزرگ شیعه، نام ام کلثوم را زینب ذکر کرده است.
روایت شده است که هنگام شهادت حضرت زهرا، ام کلثوم همچون برادران و خواهرش در سوگ مادرش سخت محزون بود و اشک می ریخت. او در حالی که روپوشی بر صورت و چادری بر سر کشیده بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را مخاطب کرد و با نالهای جانسوز گفت:«یا رسول الله! گویا الآن تو را از دست دادهایم و درد فقدان تو را الآن احساس کردیم.»
و نیز نقل است:«هنگامی که امیرمؤمنان توسط ابن ملجم مرادی ضربت خورد و به منزل منتقل شد، ام کلثوم پایین پای او نشسته بود. امام چشمان خود را گشود و به ام کلثوم نظری افکند و فرمود:«اکنون به سوی خداوند مهربان سفر میکنم.» ام کلثوم به شدت گریست و نالهای سر داد و آنگاه به سوی ابنملجم رفت و آن ملعون را ملامت کرد.
از جمله حوادث مهم زندگی ام کلثوم، حضور وی به همراه برادرش امام حسین علیه السلام در کربلا است.
وی پس از عاشورا به همراه خواهرش، زینب، از سالاران قافله اسیران آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود که به کوفه و شام سفر کرد. از ام کلثوم در جریان اسارت در کوفه و شام، خطبهها و سخنانی در تاریخ و کتابهای مقتل نقل شده است. برخی از مورخان، مسافر کوفه و کربلا و شام را ام کلثوم کبری و برخی ام کلثوم وسطی دانستهاند.
محققان شیعه میگویند او همسر عون بن جعفر بوده است، ولی علمای اهل سنت بر این عقیده اند که وی همسر عمر بن خطاب (لعنت الله علیه) بوده است.
منابع :
اعلام النساء و المومنات، ص 187
زندگانی حضرت زهرا، شهیدی، ص 263
ریاحین الشریعه، ص 244
اعیان الشیعه، ج 285
======================================
خطبه ی حضرت ام کلثوم
پس از آن که کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام را از کربلا وارد کوفه کردند. راوی می گوید: ام کلثوم، دختر امیرالمؤمنین علیه السلام، در حالیکه صدایش به گریه بلند بود، از پشت پرده هودج این خطبه را در آن روز قرائت کرد:
« ای اهل کوفه! وای به حال شما! چرا حسین ‹ع› را کوچک شمردید و او را کشتید و اموال او را به غارت بردید و زنان او را اسیر نمودید و آنگاه بر او گریه می کنید؟ وای بر شما! هلاکت و بدبختی بر شما باد! آیا می دانید چه گناه بزرگی مرتکب شدید؟ و چه جنایتی را به گردن گرفتید؟ و چه خونهایی را به ناحق ریختید؟ و چه پرده نشینانی را از پرده بیرون افکندید؟ و چه خانواده ای را زینت و زیور عریان گردانیدید؟ و چه اموالی را غارت بردید؟ و چه کسی را کشتید که بعد از رسول خدا ‹ص› هیچ کس به مقام او نمی رسید؟ رحم از دلهای شما برداشته شد.« آگاه باشید که تنها حزب خداوند رستگارانند و حزب شیطان زیانکاران می باشند. »
سپس این اشعار را خواند: « برادرم را کشتید. وای بر مادرانتان باد! به زودی به آتشی گرفتار می شوید که شعله هایش زبانه می کشد. شما خونی را پایمال کردید که خدا و قرآن و پیامبر ریختنش را حرام کردند. شما را به آتش جهنم مژده می دهم. هر آینه شما، فردای قیامت، در ژرفنای آتشی خواهید بود که شعله هایش بر می خیزد.
من همواره بر برادرم خواهم گریست؛ بر بهترین کسی که بعد از پیامبر متولد شد. آری؛ با اشک چشم فراوان که هرگز انقطاع ندارد می گریم. این گریه هرگز پایان پذیر و خاموش شدنی نیست.» راوی می گوید:
در این هنگام صدای گریه و ناله از مردم برخواست. زنها گیسو پریشان کردند و خاک بر سر پاشیدند و چهره های خویش را خراشیدند و سیلی به صورت زدند و فریاد « واویلا !» و« واثبوراه !» بلند نمودند. مردها گریستند و موهای محاسن خود را کندند. هیچ موقعی دیده نشده بود که مردم بیش از آن روز، گریه کرده باشند.
منبع :
- اللهوف سید بن طاووس، ص 185.
